رشد چشمگیر شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و پخش شبانهروزی اخبار از این شبکهها، فضای تازهای را پیش روی میلیونها مخاطب در جهان گشوده است.
مخاطبان ناآگاه بدون دستیابی به شناخت شیوههای خبری این شبکهها، بر نقاط منفی آنها چشم پوشیدهاند و تنها آثار مثبت این شبکهها را درک میکنند؛ تنها با شناخت دقیق این شیوههاست که هر مخاطب میتواند نسبت به میزان اعتمادی که شبکههای خبری ماهوارهای شایسته آنند تصمیم بگیرد؛ از این رو نگارنده در این مقاله، به بررسی هفت شیوة خبری این شبکهها پرداخته است.
وی همچنین کوشیده است تا ضمن پذیرش رشد شتابندة فناوری تولید خبر در جهان معاصر، به روند شکلگیری اخبار و تأثیرات فرهنگی ـ اجتماعی آن نیز بپردازد. همچنین، نقشی که شبکههای ماهوارهای در تشدید یا تقویت فرایندهای اجتماعی مانند کشمکش، توافق، همگونی و رقابت به عنوان ارزشهای اجتماعی، در دو حوزه ملی و فراملی دارند مطمح نظر قرار گرفته است.
یکی از زمینههای اساسیِ مورد توجه صاحبنظران و اندیشمندان حوزة «روانشناسی ارتباطات جمعی» مبحث پیچیدة «مخاطبشناسی» رسانهها است. در این بین، سهم «ماهوارهها» و شناختشناسیِ مخاطبانِ متعدد آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سعی و تلاش ابداعگران اولیة ماهوارهای بر آن بود که از مفهوم ذهنی خود فراتر رفته و اضطراب انسان ارتباطی عصر اطلاعاتی امروز را کاهش دهند. اما این حرکت ارتباطی کامل نشد و ما همواره پدید آمدن انواع آسیبهای روانی را در مخاطبان ماهوارهای شاهد بودهایم. بخشی از این آسیبهای روانی، جنبة فرهنگی ـ اجتماعی دارند و بخشی دیگر، شخصی ـ محیطی. هدف اصلی مقاله حاضر، آشکارسازی یکی از ابعاد مهم مخاطبان ماهوارهای از دیدگاه آسیبشناختی روانی است. در این نوشتار «بیخویشتن شدگی» (Depersonalization) مخاطبان ماهوارهای به عنوان «متغیر وابسته» به طور مبسوط مطمح نظر قرار میگیرد؛ زیرا نویسنده معتقد است برنامههای ماهوارهای «متغیرهای مستقل» هستند. برای بررسی دقیق، نخست پس از طرح مسئله، تعاریف و توصیفهایی از این مفهوم ارائه میشود؛ سپس با توجه به نظریههای عضوی و روانشناختی، ابعاد موضوع شفاف شده و در نهایت با اتکا به پژوهشهای عملی کلاسیک در این خصوص سعی میشود به پرسشهای مسئله پاسخ داده شود.
این پژوهش با هدف توصیف رابطه بین کیفیت زندگی کاری و رفتار شهروندی سازمانی با کارآفرینی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت به تعداد170 نفر که 115 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری طبقه ای نسبتی بوده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی کاری والتون (1970) با پایایی 85/.، رفتار شهروندی سازمانی پودساکف (1999) با پایایی90/. و پرسشنامه کارآفرینی پارسونز (1998) با پایایی 86/. بهره گرفته شده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از روش های آماری میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داد که بین کیفیت زندگی کاری با کارآفرینی رابطه معنا داری وجود ندارد. اما در سنجش فرضیه فرعی این پژوهش که رابطه بین ابعاد کیفیت زندگی کاری با کارآفرینی بررسی شد، نتایج نشان داد که از بین ابعاد کیفیت زندگی کاری بین دو بعد رابطه اجتماعی زندگی کاری و انسجام اجتماعی زندگی کاری با کارآفرینی کارکنان رابطه معنا دار وجو دارد. هم چنین نتایج حاصله حاکی از این بود که بین رفتار شهروندی سازمانی با کارآفرینی کارکنان و بین ابعاد رفتار شهروندی سازمانی با کارآفرینی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.
همکاری علمی، اغلب نمایشی از کیفیت کار پژوهشگران همکار و نیز گروه های پژوهشی است. یکی از راه های افزایش تولید علم، تبادل دانش و به اشتراک گذاری آن است. چرا که عدم ارتباط علمی گروه های آموزشی دانشگاه ها با یکدیگر، باعث منزوی شدن آن ها و ایجاد پدیده ی «انقباض علم» می شود. شاخص هایی که تا کنون جهت اندازه گیری میزان همکاری پیشنهاد شده اند، میزان همکاری را در زمینه ی هدف اصلی پژوهشی گروه محل تحقیق پژوهشگر، مورد ارزیابی قرار نمی دهند. با توجه به این که پژوهشگر زمانی به حداکثر موفقیت می رسد که عضوی از یک گروه پژوهشی با هدف مشخص باشد؛ و گروه نیز زمانی موفق می شود که دارای اهداف تعریف شده باشد، همکاری هایی با اهمیت تلقی می شوند که در جهت اهداف پژوهشی گروه باشند. در این مقاله، دو شاخص جدید تحت عناوین «شاخص h همکاری» و «شاخص h پژوهشگر همکار» پیشنهاد میشوند و با در نظر گرفتن مفاهیم فوق، به ارزیابی میزان همکاری در گروه های پژوهشی و پژوهشگران شاغل در این گروه ها پرداخته میشود.
درآمد مالیاتی نقش به سزایی در تأمین هزینه های دولت دارد و این امکان را فراهم می کند تادولت در راستای شکوفایی، رشد و رونق اقتصادی، سرمایه گذاری کند .جرایم مالیاتی مانع رشد و شکوفایی و رونق اقتصادی می شود . این جرایم در اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم در سال 1394جرم انگاری گردیده وطبق ماده 274 قانون اصلاح قانون مالیات های مستقیم یکسری افعال و ترک فعل ها به عنوان جرم مالیاتی تصریح گردیده است . ارتکاب جرایم مالیاتی در دو حوزه قابلیت ارتکاب خواهد داشت . یک حوزه مالیات عملکرد سالیانه و یک حوزه مالیات بر ارزش افزوده می باشد. در این مقاله با روش تحلیلی – توصیفی و با استفاده از روش کتابخانه و ای به بیان تعدد و تکرار جرم درجرایم مالیاتی پرداخته شده است . با توجه به متفاوت بودن منابع اخذ مالیات در این حوزه ها می توان به نوعی برای هریک از حوزه ها ولو در یک سال مالی مشخص دو جرم مالیاتی در نظر گرفت زیرا هر یک از این حوزه ها دارای منابع درآمدی متفاوت از هم می باشند . لیکن در هر حوزه حتی اگر مودی مالیاتی چند بند از بندهای هفتگانه ماده 274 قانون مالیات های مستقیم را ارتکاب نماید علیرغم اینکه هر بند به صورت مجزا یک جرم مالیاتی محسوب می گردد ولی به دلیل اینکه نتیجه حاصله در ارتکاب یک یا چند بند از بندهای هفتگانه نتیجتا عدم پرداخت مالیات در همان سال و در همان حوزه مالیاتی مشخص ( عملکرد یا ارزش افزوده ) می باشد صرفا یک جرم مالیاتی در نظر گرفته خواهد شد . همچنین با توجه به اینکه درقانون مالیات های مستقیم در خصوص تعدد و تکرار جرم در جرایم مالیاتی تکلیفی را مشخص ننموده و براین اساس قواعد مربوط به تعدد و تکرار جرم طبق قانون مجازات اسلامی قابلیت اجرا در جرایم ارتکابی در جرایم مالیاتی را نیز دارند.
این پژوهش درصدد بررسی مفهوم مسیار، علل پیدایش آن و مقایسه آن با ازدواج موقت و همچنین وجه اشتراک و افتراق مسیار با ازدواج موقت می باشد. ازدواج مسیار ازدواجی است که در سال های اخیر میان اهل سنت به ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و خاورمیانه شایع شده است. در این ازدواج، مرد و زن عقد شرعی با تمام ارکان و شرایط می بندند و فقط زن از سکونت و نفقه صرف نظر می کند. این مقاله استفاده منابع فقهی و نتایج تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع به انجام رسیده و هدف این تحقیق بررسی علل پیدایش مسیار و مقایسه آن با ازدواج موقت می باشد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش توصیفی ،تحلیلی است. عدم مقبولیت و مشروعیت ازدواج موقت از طرف اهل تسنن و همچنین وجود تعداد زیادی از زنان در کشورهای عربی که به سن ازدواج رسیده، اما امکان ازدواج برای آنان به دلایلی فراهم نشده است، ازدیاد زنان بی شوهر و علاقه مردان به تعدد همسر و عدم توان مالی پرداخت حقوق مالی زن، سبب پیدایش ازدواج مسیار شده است. با بررسی منابع مختلف مشخص گردید؛ در ازدواج مسیار و ازدواج موقت، عدم شمولیت حق نفقه به زن، حق قسم و مبیت، ارث نبردن زوجین از یکدیگر و خروج زن از منزل با اجازه شوهر وجه اشتراک دارند. اما در تعیین مدت ازدواج و تعدد همسر فرق دارند. بعبارت دیگر در ازدواج موقت مدت ازدواج باید تعیین شود و عدم تعیین مهر در عقد موجب بطلان آن می شود، ولی در ازدواج مسیار مدت تعیین نمی شود و به صورت عقد دائم منعقد می گردد و تعیین مهر در عقد لازم نیست. پایان ازدواج مسیار با طلاق است، در حالی که پایان ازدواج موقت با انقضای مدت یا بذل صورت می گیرد. حدنصاب در ازدواج مسیار همانند ازدواج دائم چهار زن می باشد، ولی در ازدواج موقت حدنصاب مطرح نیست.