یکى از محورهاى اصلى شبیخون فرهنگى دشمن، طرح شبهات در زمینه معارف و آموزههاى دینى مىباشد . از آنجا که دین، مدعى پىریزى یک حکومتبر مبناى ارزشها و احکام دینى است، این تهاجم در عرصه حکومت و سیاست دینى شدیدتر است . از این رو، نویسنده در این مقاله به نقد و بررسى شبهات سکولاریستى در عرصه دین، سیاست و حکومت پرداخته است .
طرح شبهات در زمینه معارف و آموزههاى دینى در سطح برخى از محافل فرهنگى به شکل گسترده و همهجانبه، یکى از مهمترین اهداف تهاجم فرهنگى دشمن به شمار مىرود . یکى از محورهاى اصلى این تهاجم، عرصه حکومت و سیاست دینى است . شدت این تهاجم در این عرصه نسبتبه بسیارى از عرصههاى دیگر بیشتر مىباشد . دلیل اصلى این تهاجم سنگین، این است که دین، مدعى پىریزى یک سیاست و حکومتبر مبناى باورها، ارزشها و احکام دینى است . دشمن به خوبى مىداند که با تشکیل چنین حکومت و سیاستى، جایى براى مطامع و منافع او باقى نمىماند . از این گذشته، ضدیت نظام دینى را با منافع استکبارى و مفاسد طاغوتى، بعد از تشکیل حکومت دینى در ایران در مقام عینیت و واقعیت تجربه کرده است . دلیل اصلى مخالفت پیوسته دشمنان داخلى و خارجى، با نظام مقدس جمهورى اسلامى همین است . ما در اینجا به نقد و بررسى پارهاى از شبهات سکولاریستى که در این عرصه (دین، سیاست و حکومت) مطرح شده است مىپردازیم .
در آستانه چهاردهم خرداد ماه، سالروز رحلت جانگداز بنیانگذار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینىرحمه الله قرار داریم . در حالى که تنها چند سالى از فوت ایشان مىگذرد، بدخواهان در صددند تا شخصیت امام راحلرحمه الله را مخدوش سازند اما از آنجا که ایشان به مقام عشق و عرفان الهى نایل شده بودند، همانگونه که در زمان حضور، تقوى و خلوص ایشان شخصیتى خدشهناپذیر از وى ساخت، در زمان وفات نیز، نور معنویت آن امام عزیز، همچنان پر فروغ ماند . در تاریخ ایران بىسابقه است که یکى از عادلترین و عارفترین بندگان خدا، بر مردم ایران حکم براند، مقاله حاضر در مقام تبیین ابعاد معنوى و عرفانى خصیتحضرت امامرحمه الله مىباشد که از قلم یکى از شاگردان برجسته ایشان تراوش نموده است . این مقاله علاوه بر این که توصیفى از شخصیت والاى امام راحل مىباشد، توصیههایى اخلاقى استبه شیفتگان راه وى .
آموزههایى چون ایمان به خدا، فرهنگ ایثار و شهادت با تشکیل حکومت دینى در جامعه ما جلوهگر شد; از این رو استکبار جهانى تهاجم فرهنگى گستردهاى علیه نظام اسلامى آغاز کرد و یکى از محورهاى اصلى این تهاجم، عرصه حکومت دینى است که متاسفانه برخى از نشریات و مطبوعات داخلى نیز به طرح شبهات در این عرصه مىپردازند . نویسنده در شماره شانزدهم مجله رواق اندیشه به نقد و بررسى هفتشبهه از شبهات سکولاریستى در عرصه دین، سیاست و حکومت پرداخت و در این قسمتبه هفتشبهه دیگر در این زمینه پاسخ دادهاند . شبهاتى همچون عدم جواز دخالت در امر دین و اخلاق مردم، ناسازگارى میان حکومت دینى که با زبان تکلیف سخن مىگوید و عصر مدرنیته و . . .
این مقاله، عهدهدار بحث تکامل عرفانى انسان بر محور آموزههاى قرآنى و مدار معارف اسلامى است. حرکت تکاملى انسان از «خود»؛ یعنى خود فطرى و ملکوتى، رحمانى و فطرى انسان آغاز مىشود و با خدا یا دیدار الهى پایان مىیابد. لازمه چنین حرکت استکمالى جوهرى، فقرشناسى وجودى، بیدارى و بینایى، درک و درد خدا داشتن، شریعت محورى، مجاهده مستمر با خواهشهاى نفسانى و مراقبت کامل، حب الهى، بندگى خالصانه خدا، نوسازى معنوى مداوم، بازشناسى و بازیابى همیشگى، هدفشناسى و هدفدارى است.
بدیهى است حرکت و شدن از خود به سوى خدا در حقیقت رسیدن به خود برتر و تکامل یافته و توسعه بخشیدن به حقیقت وجودى خود است و انسان متحرکِ متکامل، انسان به خود رسیده و کمال یافته و سعادتمند است و عصاره مقاله در این معناست که خداى سبحان در درون انسان است که آدمى با حرکت تکاملى از درون و حجابزدایى به آن دست مىیابد.
آنچه که در این مقاله مورد بررسى قرار گرفته است دیدگاه اسلام در باب آزادیهاى اجتماعى و حدود آن مىباشد. آزادى اجتماعى مفهوم عامى است که انواع آزادیها مانند آزادى بیان، قلم، عقیده، شغل، انتخاب حاکمان و ... را شامل مىشود . اختلاف نظر اساسى میان اسلام و لیبرالیسم، در تعیین حدود آزادى اجتماعى است . نویسنده در این مقاله پس از نقد دیدگاه لیبرالیسم به بیان دیدگاه اسلام پرداخته و بر این باور است که از دیدگاه اسلام، آزادى محدود به حدودى است که عبارتند از: 1 - عدم تعارض با کرامت انسانى; 2 - عدم تعارض با اصول و ارزشهاى اجتماعى دیگر; 3 - عدم تعارض با حقوق الهى .
براى ظهور حضرت مهدىعلیه السلام در احادیث پیشوایان معصومعلیهم السلام، نشانههایى ذکر شده است . این نشانهها در مدت زمانى طولانى به تدریجبه وقوع مىپیوندد . در این میان برخى از نشانهها نزدیک ظهور حضرت مهدىعلیه السلام تحقق مىیابد و برخى دیگر ممکن استسالها پیش از ظهور آن حضرت اتفاق بیافتد . همچنین در احادیث پیشوایان معصومعلیهم السلام بر برخى از نشانهها تاکید بیشترى شده و از آنها با صفت قطعى و حتمى یاد شده است .
از نشانههایى که نزدیک و متصل به ظهور حضرت تحقق مىیابد و در احادیث پیشوایان معصومعلیهم السلام برآن تاکید فراوانى شده، نداى آسمانى است . در مراحل مختلف ظهور حضرت مهدىعلیه السلام نداهاى گوناگونى شنیده خواهد شد، که هریک از آنها بر حقانیت قیام آن حضرت دلالت مىکند و براى حقجویان و حقپویان هرگونه شک و شبههاى را برطرف مىکند; ولى ندایى که معروف است و در احادیث پیشوایان معصومعلیهم السلام بیشتر از آن سخن به میان آمده، ندایى است که در آغاز ظهور حضرت مهدىعلیه السلام شنیده خواهد شد . در این مقاله، نخستبه بیان ویژگىهاى این ندا خواهیم پرداخت و در پایان از دیگر نداها نیز سخن خواهیم گفت .
نگارنده در این نوشتار ضمن اشاراتى کوتاه به دو عنصر عقل و استدلال فلسفى و فطرت و گرایش قلبى، به راه ساحتهاى گوناگون روانى بشر پرداخت و با بیان این که اصولا غرب در مسائل خداشناسى عملا به عناصر روانى تکیه کرده است، با استناد به روایات، عناصر دخیل در راه روانشناختى را مطرح کرده است . در نهایت نیز با اشاره به سیر تکامل براهین اثبات خدا در فرهنگ اسلامى و سیر نزولى این براهین در فرهنگ غربى، تفاوتهاى براهین را به بحث گذاشته است .
در جهانى که امروزه حیات فردى و اجتماعى خویش را در آن سپرى مىکنیم، چنان پیوندها و ارتباطات شدت یافته که گویا همه انسانهاى موجود در جوامع متعدد، داراى یک فرهنگ و عقیدهاند . در حالى که ما با انواع مختلف فرهنگها و عقاید و مذاهب و ادیان، اعم از الهى و غیرالهى مواجه هستیم . تا زمانى که این گونه پیوند و ارتباط میان جوامع انسانى وجود نداشت و افراد با زندگى ساده بدوى، بدون آشنایى با عقاید دیگران به زندگى خود ادامه مىدادند، با این فرهنگ خو گرفتند که حقیقت در عقیده و فرهنگ و مسلک آنها منحصر و محدود است و هیچ سخنى از کثرت حقایق در میان نبود . در آن روزگار، محور بحث، «انحصار گرایى ادیان» (exclusivism) و «شمولانگارى» (inclusivism) بوده است .
اما تدریجا این دیوار مرتفع تخریب و برخى از وجوه اشتراک میان ادیان، موجب تحول این بحثشد و مدتى نگذشت که بحث مزبور جاى خود را به موضوع «تکثرگرایى ادیان» داد . این نکتهاى است که از بررسى پیشینه بحثبه خوبى به دست مىآید .
نکته حایز اهمیت، این است که بحث مزبور در دین اسلام چه جایگاهى دارد و متفکران اسلامى چه موضعى در قبال آن گرفتهاند . آنچه که در این نوشتار بدان پرداخته مىشود، تبیین همین مساله است .
البته چون سخن در این مقوله بسیار است، هدف نگارنده بر این است که پس از بیان معنى پلورالیزم و ذکر تاریخچه و مبانى آن به نحو اجمال، دیدگاه سه متفکر بزرگ معاصر را مورد بحث قرار داده و موضع آنان را تبیین نماید .