هدف این مقاله بررسی دیدگاه ادیب ایران، پروین اعتصامی، و ادیب مصری، باحثه البادیه، درباره زن است، در طی سه محور اصلی که عبارتند از: زن از ابتدای تولد تا ازدواج، آموزش زن و حجاب و بیحجابی، و پیدا کردن نقاط اشتراک و افتراق بین دیدگاه این دو ادبی و عواملی که منجر به این امر شد.
این نوشتار طی بحث در دو مورد اثبات می کند نخستین جرقه های حرکت جوهری در آثار شیخ الرئیس وجود دارد و استاد مطهری به کشف بیشتر آنها نائل آمده است مورد اول استحاله و استکمال است استحاله تغیر دفعی و استکمال تغیر تدریج است شیخ الرئیس استکمال را به کون الرجل من الصبی مثال زده و این مستلزم حرکت جوهری است مورد دوم نیاز حرکت به موضوع است شیخ الرئیس از راه نیاز حرکت به موضوع حرکت جوهری را زیر سئوال برده ولی در حرکت کمی بلکه در تغیر دفعی از یافتن موضوع درمانده است از لوازم سخن او قبول حرکت جوهری است.
با توجه به اهمیت سازمان های غیر دولتی در فرآیند توسعه ی پایدار و لزوم ترویج نهادسازی در این زمینه و واگذاری نقش های جدیدتر به این تشکل ها توانمندسازی و تقویت ظرفیت های درونی آنها از اولویت های اساسی است. در این مقاله که برگرفته از نتایج پژوهشی علمی کاربردی درباره ی بررسی وضعیت سازمان های غیر دولتی ایران به منظور طراحی الگوی کارآفرینی سازمانی در آن ها است کوشش شده ضمن بیان مساله اهمیت و اهداف پژوهش مروری مختصر بر ادبیات موضوع نیز صورت گیرد. هم چنین به بیان فرضیات تحقیق روش شناسی پژوهش ابعاد مدل مفهومی جامعه و نمونه ی آماری ابزار پژوهش و روش های تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. در بخش دیگری از مقاله یافته های تحقیق در قالب مدل سه شاخگی و به تفکیک فرضیات تحقیق و با توجه به آزمون های آماری مربوط بررسی شده است. در پایان نیز ضمن نتیجه گیری پیشنهادها و راهکارهایی برای استقرار الگوی مطلوب سازمانی در سازمان های غیر دولتی کشورمان با توجه به مدل بومی برگرفته از این پژوهش در قالب رویکرد کارآفرینی ارایه شده است.
یکی از مباحث بسیار رایجی که از یونان باستان تا دوره اسلامی و حتی تا امروز درباره دین ایران باستان، مزداگرایی، وجود داشته است، بحث درباره وجود یا عدم وجود نوعی دوگانه انگاری میان خدای نیکی و خدای شر در این دین به مثابه محور اساسی آن بوده است. در این مقاله نویسنده ابتدا از قرن هجدهم و نظرات اسقف آنگلیکان آکسفورد، تامس هاید، بحث خود را آغاز می کند. هاید تلاش کرد با آنچه توانسته بود درباره دین زرتشت با اتکا به متون پراکنده و روایت های موجود در ابتدای شرق شناسی به دست بیاورد به این نتیجه برسد که دوگانه انگاری زرتشتی نه ماهیتی دینی بلکه ماهیتی فلسفی داشته است. بعدها آنکتیل دوپرون در سال 1762 دست نوشته هایی را به کتابخانه سلطنتی فرانسه تقدیم کرد که در حقیقت نه بخش هایی از اوستا بلکه تکه هایی از سنت های شفاهی مزدایی بودند. متونی که در آنها مساله دوگانه انگاری به صورت نابرابری به چشم می خورد. در حدود سالهای 1860 لغت شناس آلمانی مارتین هوگ به این نتیجه رسید که زرتشت شخصیتی تاریخی بوده است که طرفدارانش عامل ""تخریب"" دین او به یک دوگانه انگاری و یا یک چندخداگرایی سلسله مراتبی بوده اند. بر خلاف هوگ، جیمز دارمستتر که نخستین بار اوستا را به زبان فرانسه ترجمه کرد، بر آن بود که مزداگرایی یک دین اساسا دوگانه انگار است که خود از یک دین باستانی تر و یک سنت اسطوره ای هندوایرانی چندخداپرستانه ریشه گرفته است. در این مقاله نویسنده ضمن بررسی این استدلالها بر پایه متون اوستایی، موضوع را در قرن بیستم دنبال کرده و از جمله به نظرات اندیشمندانی چون هننینگ، گرشویچ، نیولی و ... درباره این موضوع می پردازد و سرانجام بحث خود را با تاملی طولانی و تطبیقی بر مفهوم هزاره ها در دین زرتشت (که به عقیده او کمتر به آن توجه شده است) بر پایه متون مزدایی و یونانی و رابطه عمیق این مفهوم با دوگانه انگاری در این دین، به نتیجه می رساند.
اصل مقاله به صورت متن کامل انگلیسی در بخش انگلیسی قابل رویت است