"نظام حقوقی رادیو و تلویزیون، که پس از مطبوعات و ارتباطات دور، سومین نوع فناوریهای ارتباطی به شمار میروند، براساس تجربههای مقررات گذاری کشورهای بزرگ غربی در طول دهههای دوم تا نهم قرن بیستم استوار شده است. در این نظام حقوقی جهت تأسیس فرستندههای رادیویی و تلویزیونی، پخش برنامههای سمعی و بصری، ضرورت دریافت اجازهنامه از نهادهای مستقل اداری دولتی، پیشبینی شده است. در توجیه این ضرورت به دلایل فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بسیاری استناد میشود.
به منظور تبیین ویژگیهای این نظام حقوقی در مقاله حاضر ابتدا به شیوه اداره رادیو و تلویزیون در کشورهای مختلف جهان و ایران پس از جنگ جهانی دوم پرداخته شده است. این کشورها از نظر شیوه اداره به سه دسته: خصوصی، مختلط و دولتی قابل تقسیماند. ایران با توجه ویژه به اداره مستقل امور رادیو و تلویزیون (اصل 175 قانون اساسی) در مقرراتگذاری اصولی برای تأمین استقلال مدیریت ارتباطات سمعی و بصری از لحاظ تاریخی بر بسیاری از کشورهای جهان حتی کشورهای غربی مانند فرانسه، تقدم یافته است. در ادامه ویژگیهای حقوقی رادیو و تلویزیون؛ تجربههای حقوقی کشورهای بزرگ غربی چون ایالات متحده آمریکا، انگلیس و فرانسه در این زمینه مورد بحث قرار میگیرد. سپس با تاریخچه و ویژگیهای دورة فعالیت مشترک رادیوهای خصوصی و دولتی، دورة فعالیت انحصاری رادیو و تلویزیون و عصر همزیستی رادیو و تلویزیونهای عمومی و خصوصی آشنا میشویم.
"
"این مقاله به تبیین چگونگی جایگزینی رسانهها چونان ابزار ایجاد و تداوم سلطه به جای قوة قهریه یا فشارهای اقتصادی میپردازد.
نویسنده در بخش اول مقاله با استفاده از نظر اندیشمندانی چون گوستاولوبون، اتولر بینگر، مانوئل کاستلز، دیوید رایزمن، نیل پستمن و نوام چامسکی، به تبیین جایگاه رسانهها در نظام سلطه در عصر جدید میپردازد و استفاده از روشهای اقناع، تبلیغ و دستکاری اخبار را از مهمترین شیوههای تخدیر تودهها و هدایت آنان در مسیر منافع گردانندگان جامعه و صاحبان اصلی قدرت میداند.
بخش دوم مقاله اختصاص به استفادة رسانهها از قابلیتهای زبان در القای اندیشة دلخواه به مخاطبان دارد. نویسنده در این بخش به این نتیجه میرسد که قدرت ساختاری زبان این فرصت را در اختیار گروههای توانمند قرار میدهد تا گفتمان حاکم بر جامعه را به نفع خویش سمت و سو بخشند. رسانهها برای رسیدن به این مقصود، به ایجاد و استفاده از مفاهیم ایدئولوژیک و هژمونیک دست میزنند.
بخش سوم مقاله به عمدهترین اهداف امریکا در نظم نوین جهانی که کنترل جهان است اشاره میکند و فناوریهای نوین ارتباطی، از جمله فناوری ماهوارهای را، از ابزار ایجاد و اعمال این کنترل میداند.
"
در این تحقیق ، نگرش کارکنان به کیفیت زندگی کاری و رابطه آن با عملکرد آنان بررسی می شود . از جامعه آماری این پژوهش ، شامل 253 نفر کارکنان رسمی شرکت آبفای منطقه دو تهران ، نمونه ای از چهار حوزه مختلف شرکت به تعداد یکصد نفر و به روش تصادفی ـ طبقه ای گزینش شدند . ابزار تحقیق نیز ، پرسشنامه ای 58 سوالی است . در این پژوهش ، برای سنجش کیفیت زندگی کاری از مدل هشت مولفه ای والتون و برای سنجش عملکرد ، افزون بر نمره ارزشیابی از مدل هفت مولفه ای اچیو استفاده شده است .
در این مقاله، تأثیر تشیّع بر ابنیه و اماکن مذهبی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. تشیّع نه تنها بر نوع معماری و آزینبندی اماکن موجود اسلامی همچون مساجد تأثیر گذاشته، بلکه در ایجاد انواع دیگری از اماکن مذهبی همچون حسینیه، تکیه، سقّاخانه، سقانفار / سقاتالار، آب انبار، امام زاده و زورخانه نیز تأثیرگذار بوده و نمادهای مذهبی به وضوح در اینگونه اماکن تبلور یافتهاند.
دشت ورامین دارای مساحتی بیش از 130 هزار هکتار بوده که حدود 60هزار هکتار از آن جزء اراضی کشاورزی محسوب می¬شود. به دلیل کم بودن منابع آب سطحی، حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق در کلّ سطح دشت رواج چشمگیری داشته و لذا مطالعه آب زیر زمینی که به عنوان اصلی¬ترین منبع آب آبیاری در کلّ دشت محسوب میشود، ضروری بنظر می¬رسد. در این تحقیق برای بررسی آب زیر زمینی جهت استفاده در آبیاری، ابتدا داده¬های کمّیّت و کیفیّت چاههای بهره¬برداری و پیزومتر تهیّه شد و سپس سطح آب زیر زمینی و جهت جریان مورد مطالعه قرار گرفت و با محاسبه عمق سفره بحرانی، نقشه آن ترسیم گردید. همچنین تأثیر سطح سفره در اراضی کشاورزی بررسی شد. و با استفاده از دیاگرام ویلکوکس نقشه قابلیّت آبیاری در کلّ دشت ترسیم گردید که مساحت کلاسه¬های مختلف آبیاری از آن استخراج شد. نتایج نشان داد که استفاده از آب زیرزمینی برای آبیاری در منطقة شمالشرقی دشت باید با دقّت بیشتری صورت گیرد؛ چون این قسمت از دشت، سطح سفره پایینتری نسبت به مناطق دیگر دارد و اگر روند افت سطح آب در این قسمت ادامه یابد، شاهد شوری¬زایی آب زیر زمینی و به تَبَع آن تخریب خاک و کاهش عملکرد و در نهایت شروع بیابان¬زایی در این قسمت خواهیم بود. از طرف دیگر، در منطقه جنوبغربی دشت، مساحتی حدود 9354 هکتار دارای سطح آب زیرزمینی کمتر از سه متر میباشد که عملاً انجام عملیّات کشاورزی را در با محدودیّت مواجه میسازد. عملیّات کشاورزی را در با محدودیّت مواجه میسازد. تنها قسمتی که می توان از آب زیرزمینی جهت آبیاری اراضی کشاورزی بدون هیچ محدودیّتی استفاده کرد، قسمت مرکزی دشت است که قلب کشاورزی منطقه محسوب میشود و در سایر مناطق باید به مسائل مدیریّتی مانند انتخاب نوع محصول، نوع سیستم آبیاری مورد استفاده، وضعیّت زهکشی و نفوذ پذیری خاک دقّت لازم بعمل آورد.