پارک ها به عنوان عمده ترین فضای سبز شهری نقش بسیار مهمی در زندگی اجتماعی و مراودات فرهنگی شهرنشینان دارند. این نوشتار در پی چگونگی راه یابی این فضا در ساختار شهرهای کشور و نسبت آن با باغ، که مفهومی شناخته شده و عمیق در فرهنگ ایرانی است، می باشد. بدین منظور تحولاتی که از ورود واژه پارک و اطلاق آن به برخی از باغ های دوره ناصری آغاز، و به پیدایش اولین نمود های امروزی آن منتهی گشته، مورد بررسی قرار می گیرد. شهر تهران با توجه به داشتن محوریت در تحولات این دوره، بستر مکانی این پژوهش است. در روند بررسی ها مشخص می گردد که بوستان های شهری امروز ما زاییده تحولاتی در عرصه زندگی اجتماعی و شیوه های باغ سازی است که همگام با سایر جنبه های معماری و شهرسازی از دوره قاجار آغاز شده، لیکن در مراحل آغازین به دلیل عدم نیاز ساختاری، وجود چنین فضاهایی تنها جنبه صوری و تجدد گرایی داشته است. لذا محصولات عمده آن با نیم قرن تاخیر پا به عرصه شهر های ما گذاشته و عمده ترین دغدغه های حاکم بر طراحی آنها ناشی از تحولات عرصه معماری و منظرسازی در مغرب زمین بوده است.
مجموعه گنجعلی خان در کرمان که از زیباترین نمونه های معماری و تزئینات عصر صفوی در ایران می باشد، شامل میدان وسیعی است که به سرای گنجعلی خان مشهور است. بناهایی مانند کاروانسرا، مسجد، حمام، آب انبار و ضراب خانه در چهارگوشه میدان قرار دارند و گرداگرد میدان را بازار احاطه کرده است. هریک از بخش های این مجموعه به نوبه خود اثری ارزشمند از معماری و انواع تزیینات دوره صفوی را به نمایش گذاشته است. کاروانسرا با ساختمان دو طبقه و حیاط مصفا دارای تزیینات ترکیبی از آجر و کاشی است که از نظر ظرافت در نقش پردازی نسبت به سایر نمونه های صفوی کم نظیر است. هم چنین تنوع در انواع نقوش گیاهی، هندسی، نقش های انسانی و حیوانی، تاثیرات هنر شرق و غرب در کنار نقش های اصیل ایرانی با ظرافت و هماهنگی کامل اجرا شده است. در حمام و آب انبار آثار قابل توجهی از آجرکاری و نقاشی روی گچ دیده می شود که با نقش های سایر بناهای صفوی در اصفهان و سایر شهرهای ایرانی متفاوت است. مانند نقاشی های سقف چهارسوق بازار و سردر حمام که شامل موضوعات طبیعت گرا و خیالی از نقاشی های عامیانه می باشد. نقاشی های مسجد گنجعلی خان نیز استثنایی است که در جای دیگری راجع به آن بحث خواهد شد. کتیبه خط ثلث با امضای رضا عباسی نقاش و خطاط مشهور عصر صفوی از ویژگی های تزیینات کاروانسرا است،که زیبایی این سردر را صد چندان نموده است. بیشترکاشی کاری های این مجموعه معرق کاری است که به نحوی دلنشین با آجرکاری همراه شده است. در حالی که کاشی هفت رنگ نیز با انواع نقش های گیاهی، هندسی و اندام های انسانی زینت بخش تزیینات حمام می باشد.
ساخت شکنی تا جایی که به ادبیات مربوط می شود، بر نظریه و شیوه ای از خوانش اطلاق می شود که این فرضیه را که نظام زبان زمینه های مناسبی را برای تثبیت چهارچوب، انسجام و معنی قطعی اثر ادبی فراهم می کند، انکار می کند و در واقع آن را دگرگون می سازد. این رهیافت در عین حال، ساختار متن را ویران نمی کند، بلکه ساختاری را جایگزین ساختار قبلی می کند. در این مقاله، از بعد عملی این رهیافت برای تحلیل داستان بشر، یکی از داستانهای هفت پیکر نظامی، استفاده شده است. در فرایند ساخت شکنی این داستان، بر ظرفیت نشانه های زبانی، فرهنگی و ادبیی که در متن به کار رفته است، و در عین حال بر ساختاری که بتواند جانشین ساختار قبلی شود، تکیه شده است.
مقاله حاضر به منظور بررسی نگاه و برداشتهای خاص عرفانی مولانا از افلاک و اختران و چگونگی پیوند آنها با اندیشه های عرفانی و آموزه های اخلاقی وی نوشته شده است. به این منظور از شیوه سندکاوی برای جمع آوری اطلاعات و از شیوه تحلیلی و توصیفی برای ارایه مطالب استفاده شده است. یکی از نتایج مهم گفتار حاضر آن است که مولانا علی رغم بی اعتنایی به نجوم احکامی، با ایجاد شبکه های متعدد معنایی و ابهام های بی شمار، گوشه هایی از نمادپردازی پیچیده و فرارونده خود را با استفاده از عناصر آسمان پر رمز و راز شکل داده و به دانش نجوم خویش ویژه و مفهومی بی سابقه بخشیده است که این امر به گونه ای مبتنی بر آموزه های قرآن کریم و نگاه خاص مولاناست که آسمان پرستاره را یکی از نشانه ها و آیات مهم خداوند، و درخور تامل و تدبر یافته است.
خواندن و دریافتن بسیاری از متون ادبی و لذت بردن از آنها در گرو شناحت پدید آورندگان آن آثار نیست و می توان بدون توجه به منظور پدید آورندگان بسیاری از "متون باز"، آنها را خواند و لذت برد. اما از سویی دیگر نیز چه بسا بتوان با واکاوی و بررسی نشانه های درون متن، به چگونگی نگاه و شیوه نگرش پدید آورندگان آنها دست یافت. شاملو و سپهری دو تن از سخن سرایان نامدار شعر معاصر ایرانند که تا کنون در پیوند با دیدگاههای آنان نوشته های گوناگون پدید آمده است. در این مقاله برای نزدیک شدن به یک داوری شایسته، از میان همه عناصر شعری، تنها به یک پدیده (پرنده) و آن هم تنها به یک گونه آن (کلاغ) توجه شده و این موضوع در تمام اشعار شاملو و سپهری بررسی گردیده است. نتیجه بررسی نشان می دهد که شاملو از همان دریچه مالوف گذشته - شاید به دلیل ضرورت تمثیلی بودن نوشته هایش - به موضوع مورد نظر این نوشته نگاه می کند، اما سپهری به دنبال عادت زدایی و عادت شکنی است تا از مسیر تماشای خود غبار افشانی کند.
انحصار نوع ادبی حماسه به شاهنامه و نهایتا یکی دو منظومه پهلوانی پس از آن در تحقیقات ایرانی، از ضعفهای آشکار پژوهشهای این حوزه تخصصی است و طبعا در بررسیهای مربوط به بن مایه مشهور و جهانی «اژدها و اژدها کشی» در روایات حماسی و پهلوانی ایران نیز شواهد و توضیحات غالبا مستند بر شاهنامه و منظومه هایی چون گرشاسپ نامه و فرامرزنامه بوده است. برای نزدیک شدن به مفهوم استقصای تام و جامعیت و مانعیت درباره کیفیت مضمون «اژدها و اژدهاکشی» در سنت حماسی ایران، در این مقاله به بررسی شاهنامه و متن کامل یا برگزیده و بخشی از یازده منظومه پهلوانی پس از آن (بانو گشسپ نامه، برزونامه، برگزیده سام نامه، بهمن نامه، جهانگیرنامه، شهریارنامه، فرامرزنامه، کک کوهزاد، کوش نامه، گرشاسپ نامه و همای نامه) پرداخته شده و برجسته ترین نکات، ویژگیها و اشارات این بن مایه از آنها استخراج و طبقه بندی و تحلیل گردیده است. این ویژگیها و اشارات عبارت است از: دو زیست بودن اژدها؛ اژدها و مغاک زمین؛ دو سرداشتن اژدها؛ زخم ناپذیری پوست اژدها؛ اژدها و آب؛ ظهور اژدها در پیکر ابر بر دختر؛ اژدها و خسوف؛ نابود کردن اژدها مردم و چهار پایان را؛ اژدهاکشی یلان سیستان؛ آسیب پهلوان پس از اژدهاکشی؛ گرز و رزم ابزار ویژه اژدهاکشی.
میرزا هادی سمرقندی (1246- 1309ق/1830- 1891م) از شاعران صاحب دیوان قرن سیزدهم و نیمه نخست قرن چهاردهم قمری/ قرن نوزدهم میلادی در ماورا النهر است. دوران زندگی این شاعر عزلت پیشه، مصادف با فرمانروایی خانهای قنقرات در خوارزم، منغیت در بخارا، مینگ در خوقند و پادشاهان قاجار در ایران است. درباره زندگی و شعر این شاعر نازک خیال اقوال متناقض، بل نادرستی در منابع مولف در آسیای میانه قرن بیست نوشته شده و از این طریق به منابع اندک شمار تالیف شده در ایران نیز راه یافته است. در این مقاله برای نخستین بار، زندگی و شعر میرزا هادی سمرقندی بر مبنای منابع دست اول آسیای میانه، بررسی و تحلیل و در سه بخش تنظیم شده است: 1- مقدمه و پیشینه تحقیق؛ 2- زندگی نامه هادی سمرقندی؛ 3- نقد و بررسی دیوان میرزا هادی.
"در این پژوهش با رویکرد تاریخى به علل فرهنگى ناپایدارى احزاب سیاسى ایران پرداخته شده است.
با پیروزى انقلاب مشروطه مجلس شوراى ملى آغاز بکار کرد و از دوره دوم مجلس احزاب رسماً کار خود را آغاز کردند.
اما شکل گیرى احزاب در ایران شکل متفاوتى داشت. زیرا مناسبات جامعه از لحاظ ساختارى، براساس همان مناسبات قبل از مشروطه بود. و احزاب در زمین و زمانى متولد شدند که ابداً متعلق به ایشان نبود. در این شرایط احزاب به جاى بالا بردن میزان مشارکت مردمى در سیاست، (که یکى از کار ویژه هاى مهم احزاب است) مشغول زد و خورد با رقباى خود بودند و کارشان از زد و خورد به ترور و تکفیر منتهى شد و نه تنها فضاى منازعات سیاسى را آشتى پذیر جلوه ندادند، بلکه خود تبدیل به عاملى براى ستیز در جامعه شدند؛ زیرا واژه حزب، تقلیل معنایى داده بود و به همان انجمن هاى مخفى قبل از مشروطه اطلاق مى شد. احزاب به جاى جذب مردم، تنها به جذب قدرتمندان و متمولان مشغول بودند و هرجا هم که مى توانستند کارى انجام دهند، یا به دلیل درگیرى بین احزاب، موفق به کار نمى شدند یا با اعمال نفوذ حاکمیت مستبد و بیگانگان، از صحنه فعالیت خارج مى شدند.
روى هم رفته، احزاب از مجلس دوم که کار خود را شروع کردند تا مجلس پنجم، رشد نسبتاً ناچیزى داشتند و بیشتر وقت خود را صرف کوبیدن و از میدان به در کردن رقیب مى کردند و به جاى رقابت سیاسى، دست به ستیز سیاسى مى زدند. در این دوره، فرصت طلبان از احزاب به عنوان ابزار قانونى، بسیار سود برند. مثلاً رضاخان با استفاده از احزاب طرفدار خود در مجلس پنجم توانست قاجاریه را خلع کند و خود را شاه ایران بخواند. در نتیجه، احزاب ایران در اولین دوره فعالیت خود به صورت ابزار و آلت دست صاحبان قدرت جلوه کردند. این دوره، با عدم موفقیت احزاب و ظهور دیکتاتور از حکومت مشروطه، پایان یافت؛ زیرا با وجود احزاب سیاسى که از منادیان دوره مدرن بودند، بازهم مناسبات دوره قبل از مشروطه جارى بود. و قبل از این که ساختارهاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى مورد نیاز احزاب ایجاد شده باشد، خود احزاب متولد شدند که چون با ساختارهاى موجود در تضاد بودند، نمى توانستند به طور جدى کار کنند. و تنها به صورت نمایشى ناقص از احزاب سایر ملل، به فعالیت خود ادامه مى دادند.
"
بهرهمندی از سیستم لجستیک مناسب، یکی از عوامل کلیدی موفقیت در کسب کار است. بررسی فضای کسب و کار خودروسازان در ایران نشاندهنده پشت سرگذاردن مرحله رشد سریع اولیه و اشباع بازار است. یکی از استراتژیها معمول شرکتها در چنین حالتی، کاهش هزینه بهمنظور حفظ سوددهی و شناسایی فرصتهای بهبود در سازمان است. اولین جایی که میتوان کاهش هزینه و شناسایی فرصتهای پیشرو را از آن شروع کرد، لجستیک و زنجیره تامین سازمان است. سازمانها در هر زنجیرهای، به دنبال ایجاد بهبود در ساختارهای عملیاتی هستند. در این مسیر دو سوال مهم مطرح میشود. اول اینکه چه فرصتهایی برای بهبود وجود دارد و دوم اینکه کدام فرصت با توجه به محدودیتهای موجود، ارزش بیشتری را برای سازمان ایجاد خواهد کرد. در این راستا، عارضهیابی با پاسخگویی به این سوالات، سازمان را در کسب ارزش و ایجاد بهبود یاری میدهد. در این مقاله روشی جهت ارزیابی سیستم لجستیک سازمان (فرآیندهای تامین، تولید و فروش) در سطوح مدیریتی و سازمانی، جریان اطلاعات و جریان فیزیکی ارائه شده است. عارضهیابی این امکان را فراهم میآورد تا بتوان نقاط ضعف و قوت سازمان را شناسایی کرده و در جهت بهبود آن اقدامات لازم را انجام داد. روش ارائه شده در این مقاله برای عارضهیابی سیستم لجستیک یک شرکت خودروساز در ایران مورد استفاده قرار گرفته است که در اینجا بهعنوان مطالعه موردی ارائه شده است.