تولید زباله بیمارستانی یک فرایند ناخواسته در سیستم بیمارستانی است. پسماندهای عفونی به دلیل ماهیت خطرناکشان، که حاوی انواع مختلفی از میکرو ارگانیسمهای بیماری زا هستند،بیشتر از سایر زائدات به محیط زیست انسانی صدمه میزنند و لازم است که راه کارهای منا سبی برای کنترل و بی خطر سازی آنها اتخاذ شود. هدف مقاله سنجش چگونگی اثر بخشی نظام مدیریت زیست محیطی بیمارستانهای شهر تهران بر اساس استاندارد بین المللی سری 14000 ISO است.پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و میدانی است. از مجموع 75 بیمارستان در شهر تهران، 60 بیمارستان بر اساس جدول کرجسی و مورگان بعنوان نمونه و از طریق تصادفی انتخاب و جمعآوری دادهها از 57 بیمارستان ممکن شد. دادهها از طریق پرسشنامه ساخته شده بر مبنای استاندارد یادشده و استفاده از طیف لیکرت شش گزینهای جمعآوری و دادهها از طریق نرم افزارspss و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی( آزمون t )تحلیل شد.مقادیرمیانگین نمرات متغیرهای مورد مطالعه یعنی همان اجزاء استاندارد، در مقیاس طیف یک تا شش، به ترتیب:جهت گیری خط مشیها 48/3، شناسائی جنبههای زیست محیطی15/3، تدوین اهداف خردو کلان15/3، برنامه ریزی برای نیل به اهداف15/3،تدوین وظایف و مسئولیتها 18/3،آموزش کارکنان 23/3، استقرار نظام ارتباطی37/3، مستندسازی سیستم زیست محیطی22/3، کنترل فعالیتها 24/3،آمادگی واکنش در موقعیتهای اضطراری 25/3، امکان ارزیابی ادواری09/3، اقدام اصلاحی برای حذف عدم انطباقها 02/3 و بازنگری نظام مدیریت زیست محیطی3 بدست آمد.تمامی مقادیر کمتر از میانگین مفروض یانظری، (یعنی 5/3) هستند و این نشان دهنده آنست که استاندارد بینالمللی سری 14000 ISO در حد مطلوب رعایت نمیشود و باید توجه بیشتری در این مورد معمول شود.
سازمانها امروزه در محیطی کاملاً رقابتی که همراه با تحولات شگفت انگیز است باید اداره شوند.در چنین شرایطی مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان در اختیار ندارند و باید عمده وظایف روزمره را به عهده کارکنان بگذارند. کارکنان زمانی میتوانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت، دانش و توانایی لازم برخوردار باشند.ابزاری که در این زمینه به کمک مدیران میشتابد فرایند توانمندسازی است. تحقیق حاضر یک تحقیق پیمایشی مبتنی بر روش همبستگی با استفاده از انتخاب نمونه است.حجم نمونه براساس روش نمونه گیری خوشهای 9 منطقه و تعداد نمونه 240 نفر است. دراین مقاله در فرضیه اول رابطه بین توانمندسازی و تعهد سازمانی کارکنان و در فرضیات فرعی آن رابطه بین ابعاد توانمندسازی (احساس شایستگی، احساس معنی دار بودن شغل، احساس مؤثر بودن، احساس داشتن اعتماد به همکاران و احساس داشتن حق انتخاب) و تعهد سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین توانمندسازی و تعهد سازمانی و فرضیات فرعی مربوط به آن به غیر از احساس مؤثر بودن و احساس داشتن اعتماد ار تباطی وجود ندارد. در ضمن میزان توانمندی کارکنان از سطح متوسط بالاتر و میزان تعهد سازمانی کارکنان از سطح متوسط پایین تر است.
بهترین روش برای مقابله با فساد اداری، شناسایی علل پیدایش و تعبیه راههایی برای مقابله با بروز آتی و گسترش آن است. این تحقیق قصد دارد تا با وارد شدن به عرصه مدارس (که کمتر در ادبیات موضوعی این مفهوم مشاهده میشود) علل بروز فساد در مدارس آموزش و پرورش را شناسایی کرده و متعاقباً راهکارهایی را برای مقابله با عوامل بروز و گسترش فساد ارایه اداری نماید. نتایج حاکی از آن است که شرایط اقتصادی کارکنان بیشترین و قوانین و مقررات کمترین تأثیر را در پیدایش و گسترش فساد اداری دارند. همچنین، راهکارهای اداری و مدیریتی، راهکارهای فرهنگی و اجتماعی، راهکارهای سیاسی و راهکارهای اقتصادی، به ترتیب، بر کنترل و کاهش فساد اداری در مدراس آموزش و پرورش تأثیر دارند.
عقلای مجانین یا فرزانگان دیوانه نما که گاه بهالیل نیز خوانده می شوند، جایگاه ویژه ای در ادبیات عرفانی دارند. در برخی از حکایات مثنوی، اقوال و احوال حکیمانه و در عین حال رازآلود این شوریدگان با ظرافت خاصی در قالب حکایات عامیانه بیان شده است. مولانا با آوردن تمثیل های پرمعنا، در پی نشان دادن حکمت و معرفت عمیق این دسته از اولیای الهی، خلاف ظاهر غیرعادی و دیوانه وار آنان و تبیین لایه های عمیق شخصیت آنهاست. وی شناخت این نوع دیوانگان از دیوانگان معمولی را مستلزم نوعی بصیرت باطنی و فراست معنوی می داند. حال و مقام این شوریدگان و اطوار جنون معنوی آنها، به ویژه در دفتر دوم مثنوی معنوی، بیان شده است. مولوی جنون مافوق عقل این دیوانگان را نمادی از اماته نفس و إحیای قلب عارفان و نشانه ای از حریت و آزادگی آنان می داند. وی در حکایت «آن بزرگی که خود را دیوانه ساخته بود»، ضمن توصیف دقیق خصوصیات و مراتب معنوی این عارفان دیوانه نما، آنها را دارای مقام ولایت دانسته و جنون یا جنون نمایی ظاهری آنان را گاه بهانه ستر حال آنان برای وارد نشدن در نظام قدرت و نیز وسیله ای برای اعتراض در برابر ارباب قدرت از طریق نفی عظمت جباران عصر می داند.
این مقاله مدلی تلفیقی از تحلیل پوششی داده ها (DEA) و تحلیل مولفه های اصلی (PCA) در جهت کاهش ابعادی مجموعه داده ها ارائه می دهد. روش تحلیل پوششی داده ها به عنوان ابزاری موثر برای ارزیابی و الگوبرداری بکار گرفته شده است. در این روش برای افزایش قدرت تمایز بین واحدهای کارا و ناکارا بایستی تعداد واحدهای مورد ارزیابی متناسب با تعداد متغیرهای ورودی و خروجی باشد. برای رفع این ضعف ابتدا به جای متغیرهای اصلی از نسبت تک خروجی به تک ورودی استفاده شده است و با استفاده از روش تحلیل مولفه های اصلی کاهش بعد انجام می شود. مولفه های اصلی انتخاب شده به عنوان ورودی های مدل تحلیل پوششی داده ها استفاده و تحلیل می شوند. تفاوت اصلی روش ارائه شده در مقاله بکارگیری برخی نقاط قوت مدل های ارائه شده این حوزه در قالب یک روش و چندهدفه ساختن مدل DEA جهت تسهیل در محاسبات است. این روش برای رتبه بندی عملکرد شعبه¬های یکی از بانک های ایران استفاده شده است.
روایت را میتوان همچون جنبههای درهم بافتهای از متن و اثر ادبی به شمارآورد که به همراه زبان، یکی از مهمترین حوزههای نظریه ادبی به شمار میرود. روایتشناسی، در باره شیوههای مختلف بیان رویدادها و تحلیل ادبیات روایی نظیر رمان، داستان کوتاه و حماسه به بحث میپردازد. هر کدام از این شیوهها، متن ادبی را از زاویهای خاص بررسی میکند. شناخت روایت به منتقد، در نقد و تحلیل داستان و عناصر داستانی و نیز به آفریننده داستان در فرایند آفرینش داستان کمک میکند. پژوهشگران از راه روایتشناسی داستان، ساختار و مناسبات درونی نشانهها را در متن باز مییابند. در این مقاله کوشیده شده است به بررسی روایت در سه داستان کوتاه نادر ابراهیمی (خانهای برای شب، دشنام و صدا که میپیچد) و مسائلی را که در خواندن داستان اهمیّت دارند، امّا از جهتی به قدری آشکارند که گاه دیده نمیشوند، پرداخته شود؛ درک شیوههایی که ما را به برداشتی تازه و نو از داستان میرساند و ارائه تفسیری بهتر از داستان که بهسادگی از روساخت متن، قابل درک نیست.
این مقاله بر آن است که جلوه¬های گوناگون معرفت¬شناختی و هستی¬شناختی عنصر نور را در مثنوی بررسی و آن را با آثار عرفانی مهم فارسی مقایسه کند. نتیجه کار نشان می¬دهد که مولوی بیشتر به جنبه¬های معرفتشناختی عنصر نور با تکیه بر قرآن و شریعت پرداخته است و تلقّی او از عنصر نور و توابع آن، هم با تلقّی اصطلاحی صوفیانی مثل علی بن عثمان هجویری و ابوالقاسم قشیری و هم با تلقّی هستیشناختی و معرفتشناختی ویژه امثال عینالقضات همدانی و احمد غزّالی و نیز نظام اندیشهای ساختارمند و منسجم تأویلی ابن عربی و پیروانش تفاوت دارد. مولوی هرچند به ویژگیها و ارزشهای معرفت¬شناختی عنصر نور از جنبه¬های مختلف اشاره دارد، اما از دید هستیشناختی از چهارچوب قرآن و حدیث پا را فراتر نمی¬نهد.
یکی از موضوعاتی که در عصر فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، در حوزه بازاریابی مطرح شده است، تبلیغات از طریق تلفن همراه است که هنوز شناخت چندانی درباره آن وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است با بررسی نگرش و عکس العمل 588 نفر از مصرف¬کنندگان نسبت به دریافت پیامکهای تبلیغاتی، به این موضوع پرداخته شود. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی- پیمایشی است. با استفاده از یک پرسشنامه، نگرش افراد نمونه که به روش تصادفی طبقه¬ای انتخاب شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون فرضیات تحقیق از آزمون t و کای اسکویر پیرسون استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهند که دیدگاه کاربران تلفن همراه نسبت به پیامکهای تبلیغاتی تا حدودی مثبت است. این نتیجه در مقایسه با نتایج بسیاری از تحقیقات انجام شده در سایر کشورها که خلاف این عقیده را دارند، قابل توجه است. نویسندگان این مقاله، معتقدند شاید بتوان این نتیجه را به نوظهور بودن این رسانه در ایران نسبت داد.
امروزه معماری سازمانی یکی از مهمترین و پرکاربردترین راهکارهای سازمانی برای همراستایی استراتژیک فنآوری اطلاعات با کسب و کار سازمان و ابزار قدرتمندی برای ساماندهی به سیستمهای اطلاعاتی پیچیده میباشد. برخورداری از مزایای معماری سازمانی در صورت مدیریت اثربخش آن میسر میباشد. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یک روش اثربخش و معتبر برای مدیریت پروژه معماری سازمانی میباشد. این روش با شناسایی وضعیت فعلی سازمان، نقاط ضعف و قوت معماری سازمانی را نمایان میسازد. علاوه بر آن تصویر روشنی از میسر رشد را نیز مهیا میسازد که میتواند مبنای برنامه ریزی برای ارتقا سطح بلوغ معماری قرار گیرد. در این مقاله پس از بررسی ادبیات موضوع، چارچوب پیشنهادی محقق که در آن از فرایندهای فنآوری اطلاعات استفاده شده است ارائه گردیده است. به منظور بررسی و تایید چارچوب پیشنهادی از خبرگان حوزه معماری سازمانی نظرسنجی به عمل آمد. نتایج این تحقیق نشانگر آن است که فرایندهای فنآوری اطلاعات مبنای مناسبی برای ارزیابی بلوغ معماری سازمانی میباشند ودر نهایت چارچوب ارزیابی بلوغ معماری سازمانی ارائه شده در این مقاله به عنوان یک چارچوب معتبر مورد تایید قرار گرفت.
" مقدمه: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر عملکرد کلی خانواده بر وضعیت هویت دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهر اصفهان بود.
روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. بدین منظور 140 دانشآموز دختر پایههای اول تا سوم دبیرستان بهروش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند که پس از حذف پرسشنامههای ناقص، تعداد 121 پرسشنامه برای تجزیه و تحلیل پذیرفته شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه سنجش خانواده (FAD) و پرسشنامه سنجش حالات هویت بنیون و آدامز (EOM-EIS2) بود. دادههای بهدستآمده با روشهای آماری تحلیل عوامل (با استفاده از روش چرخشی واریماکس) و تحلیل مانوای تکگروهی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بین عملکرد کلی خانواده و 3 وضعیت هویت آشفته، تعلیق در هویتیابی، و هویت زودشکلگرفته رابطه معنیداری وجود دارد، اما بین عملکرد کلی خانواده و هویت تحققیافته، رابطه معنیداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: نه تنها عامل عملکرد خانواده بلکه عوامل فرهنگی و میزان جدایی فردیت نیز در دستیابی به هویت بسیار موثر هستند و میتوانند در شکلگیری هویت تأثیرگذار باشند. از طرف دیگر، باید به تاثیر کودک بر رفتار والـدین و دوجـانبه بودن روابط والـدین- نوجوان در مورد رفتـارهـای مشکلآفرین و هویتیابی در دوران نوجوانی نیز توجه شود. "
در مابعدالطبیعه دکارت در جهان مخلوقات تنها دو نوع جوهر وجود دارند که از اساس با یکدیگر متفاوتند؛ این دو عبارتند از: جوهر «اندیشنده» و جوهر «ممتد» یا نفس و ماده. نزد دکارت نه تنها باید نفس انسانی را از نفوس حیوانات جدا کرد، بلکه باید آنها را دارای دو حیطه متفاوت اندیشه و حرکات مادی دانست. نفس در فلسفه دکارت معادل ذهن است و جوهری اندیشنده به شمار می رود و همین جوهر غیر مادی، اصل انسان تلقی می شود. بدن که جزو مادیات محسوب می شود، جوهری ممتد دارد و کاملا متمایز از نفس است. پس نفس، هم وجود دارد و هم می تواند قبل از شناخت بدن شناخته شود و چون اصلا جسمانی نیست، می تواند پس از مرگ انسان نیز باقی بماند. از این رو، دکارت با اصل تمایز جوهری می تواند بقای انسان را اثبات نماید. از طرف دیگر، دکارت به عنوان یک تنکارشناس [/فیزیولوژیست] و روان شناس، در حقیقت معتقد به تعامل و اتحاد واقعی بین ذهن و بدن است، زیرا که برخی اندرکنش های علی میان ذهن و بدن، نشان دهنده اتحاد جوهری بین آنهاست. در این مقاله نشان داده می شود که جمع بین اتحاد و تمایز جوهری ذهن و بدن، دکارت را با مشکلی جدی رو به رو می کند و، علی رغم تلاشهای او در ارایه راه حل هایی چون انگاره روح بخاری یا هر انگاره دیگری مثل قلب یا غده صنوبری، این اشکال همچنان باقی می ماند. از این رو، به نظر می رسد که چون دکارت نمی تواند از تنها دلیل اثبات بقای نفس آدمی صرف نظر کند، مجبور است از لحاظ نظری تمایز جوهری ذهن و بدن را در مابعدالطبیعه خود نگه دارد. در واقع، دکارت ترجیح می دهد در مقابله با پارادوکسی که از یک طرف تمایز جوهری و از طرف دیگر، اتحاد جوهری ذهن و بدن را درست می داند، جانب تمایز جوهری ذهن و بدن را بگیرد.