امروزه خسارات وارد بر دانش آموزان و خسارات ناشی از عمل دانش آموزان چنان حجم عظیمی را به خود اختصاص داده که در برخی از کشور ها ،قسمتی از حقوق مسئولیت مدنی تحت عنوان « حوادث آموزشی» به طور ویژه به طرق جبران این خسارات می پردازد که عمده این خسارات نیز ناشی از تقصیر آموزگاران می باشد.در فقه امامیه قرنها پیش به مسئولیت شخصی معلم اشاره شده است. امروزه یکی از مسئولیت های خاص، مسئولیت ناشی از عمل غیر است که یکی از اقسام آن ،مسئولیت آموزگار ناشی از عمل دانش آموز می باشد. بر خلاف حقوق ایران ،در قانون مدنی فرانسه به مسئولیت مدنی آموزگار ناشی از عمل دانش آموز نیز اشاره شده وتحولات زیادی نیزدر حقوق فرانسه به وقوع پیوسته است. مسئولیت مدنی آموزگار بسیار وسیع بوده و در این جا فقط به مسئولیت وی در خصوص خساراتی که دانش آموز بر دیگری وارد می آورد بسنده می شود که در این مقاله به شیوه تطبیقی مورد مطالعه قرار می گیرد.
آزادی دادرس، در ارزیابی دلایل یکی از ویژگیهای مهم نظام دادرسی تفتیشی است، این ویژگی در دادرسی مدنی، دو نظام تفتیشی و را از هم متمایز می کند، امروزه، قانونگذاران نیز دستیابی به اهداف دادرسی را در گرو اعتماد به دادرس،در ارزیابی دلایل می داند. به همین جهت توجه به این اصل،به سرعت در کشورهای مختلف از جمله ایران رو به گسترش است.
اصل آزادی دادرس،در ارزیابی دلایل، این امکان را به وی می دهد که برای پی بردن به واقعیت و اقناع وجدان، دلایل را در دو مرحله بررسی کند. در مرحله نخست: به مفهوم عام ارزیابی،یعنی همان مؤثر بودن دلیل، بدون در نظر گرفتن نوع نظام ادله ای آن،پرداخته می شود.این مرحله،در بین تمام نظام ها و ادله ها مشترک است. مرحله دوم به سنجش وزن دلیل اختصاصی دارد که با موضوع این نوشته ارتباط ندارد.
این اصل، بر پایه اعتماد به دادرس ،برای دستیابی به واقعیت وضع شده او مفهوم بی قید وشرطی نیست که وی بتواند امیال و اغراض خود را در امر دادرسی دخیل نماید. به عبارت بهتر، آزادی دادرس، در ارزیابی دلایل به معنی خود محوری وی نیست، بلکه او در عین آزادی، موظف به رعایت اصول و مبانی عقلی،و مسئولیت پذیری در قبال آن است.در این مقاله به تبیین و تشریح این موارد، با تاکید بر حقوق ایران می پردازیم.
عموماً پذیرفته شده هیچ کس نمی تواند با سوء استفاده از حقوقی که به موجب قوانین یک کشور به وی اعطا شده، شرایطی را ایجاد نماید که بتواند از ممنوعیت هایی که قانون همان کشور در موردی مقرر نموده، فرار نماید و این امر در قوانین و رویه قضایی تعداد زیادی از کشورها به عنوان یک قاعده لحاظ شده است. بنابراین در رابطه با این که تحت چه شرایطی این قاعده قابل اعمال است و یا آثار آن چیست اتفاق نظر وجود ندارد.
حق اعتصاب، به عنوان یک حق بنیادین جهت مطالبات قانونی مستخدمان، نقش مهمی را در تنظیم روابط کار در چند دهه اخیر، به خود اختصاص داده است. اهمیت این امر، بخصوص در مورد کارمندان بخش عمومی، با عنایت به حساسیت های سازمانی و کارکردی این بخش، دو چندان می شود. درک این پدیده حقوقی، مستلزم شناخت کارمندان بخش عمومی و تبیین رویکردهای کلی ناظر بر شناسایی و تنظیم این حق است. رویکرد فرانسوی، بر شناسایی و تضمین این حق در مورد کارمندان مذکور، البته با وضع محدودیت ها و بعضاً ممنوعیت هایی نظر دارد؛ حال آن که رویکرد انگلیسی، بر نفی و انکار ماهیت حق بنیاد آن استوار است.
با عنایت به خلأ حقوقی در مورد حق اعتصاب کارمندان بخش عمومی در نظام حقوقی ایران، با بررسی و تحلیل هریک از رویکردهای فوق و آثاری که اتخاذ آن ها بر تنظیم حق اعتصاب کارمندان دارد، به انتخاب الگوی میانه و متعادل مبادرت می کنیم.
بیماری کرونری قلبی یکی از مهم ترین علل مرگ و میر در بیشتر کشورهاست. این بیماری با افزایش مقدار لیپوپروتئین
کم چگال (LDL-C) پلاسما رابطة مستقیم و با لیپوپروتئین پرچگال (HDL-C) رابطة معکوس دارد. ABCA1 خارجکنندة اصلی کلسترول و فسفولیپید از سلول به آپولیپوپروتئین عاری از لیپید یا دارای حداقل لیپید است. نتایج تحقیقات به روشنی نشان میدهد که عملکرد ABCA1 نقش کلیدی در فرایند انتقال معکوس کلسترول و نقش مؤثری در پیشگیری از بیماری-های قلبی - عروقی دارد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر دو نوع تمرین تکجلسه ای (مقاومتی و استقامتی) بر بیان ژن ABAC1 لنفوسیت دختران تمرینکرده بود. به این منظور 24 دختر ورزشکار خراسانی انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه 8 نفری کنترل، هوازی (AE) و مقاومتی (RE) تقسیم شدند. قبل و بعد از جلسة تمرینی از آزمودنیهای سه گروه خون گیری به-عمل آمد. جداسازی لنفوسیت ها به روش سانتریفیوژ و بیان m-RNA ABAC1 به وسیلة RT-PCR نیمهکمی بررسی شد. اطلاعات به وسیلة آزمون آماری آنووای یکطرفه (05 /0 P≤) تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که گروه های RE و AE هر دو در نتیجة تمرین افزایش معناداری را در بیان m-RNA ژن ABCA1 لنفوسیت تجربه کردند (719 /8 = F و 001 /0 P≤)، ولی این افزایش در گروه RE بیشتر از AE بود (005 /0 P≤ در مقابل 01 /0 P≤). نتایج این تحقیق نشان داد یک جلسه تمرین (مقاومتی و استقامتی) با افزایش بیان ژن ABCA1 نقش مؤثری در پیشگیری از بیماریهای قلب و عروق دارد.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر تعاملی شیوه های مختلف نمایش ویدیوئی و نوع بازخورد بر اجرا و یادگیری مهارت پرتاب دارت بود. 90 آزمودنی به صورت تصادفی در 6 گروه بازخورد خودکنترل، آزمونگر کنترل و جفت شده قرار گرفتند که یکی از دو الگوی ماهر یا الگوی از خود را دریافت می کردند. سه گروهی که الگوی ماهر را مشاهده کردند، ابتدا و در فاصله های استراحت، اجرای پرتاب یکی از اعضای تیم ملی پرتاب دارت را ملاحظه کردند، درحالی که گروه های مشاهدة الگوی از خود، اجرای خود را مشاهده کردند. گروه های خودکنترل، در حین اجرا از آزمونگر درخواست بازخورد می کردند، گروه های جفت شده، در کوشش هایی که گروه خودکنترل در خواست بازخورد کرده بودند، بازخورد دریافت می کردند و گروه های آزمونگر کنترل به صلاحدید آزمونگر بازخورد می گرفتند. تمرین طی 6 روز انجام گرفت و آزمون یادداری و انتقال، 48 ساعت پس از آخرین جلسة تمرین برگزار شد. روش تحقیق نیمه تجربی بود و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون های تعقیبی توکی و بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد پیشرفت از مرحلة پیش آزمون به مراحل اکتساب، یادداری و انتقال در هر شش گروه رخ داده است. فارغ از نقش بازخورد، تفاوتی بین الگوی ماهر و الگوی از خود در هیچ یک از مراحل وجود نداشت. از طرفی بازخورد آزمونگر کنترل در اکتساب سودمندی بیشتر از دو نوع بازخورد دیگر داشت، ولی در یادداری و انتقال بازخورد خود کنترل بهتر بود. تحلیل بیشتر نتایج نشان داد افرادی که بازخوردی خودکنترل دریافت کردند، زمانی که الگوی از خود را مشاهده کرده بودند، یادگیری بیشتری در آنها نسبت به گروه های دیگر رخ داد. برتری گروه الگوی از خود – بازخورد خودکنترل را می توان به تأثیر فرایندهای انگیزشی حاصل از این تعامل و نیز همخوانی بیشتر این نوع بازخورد با نیاز آزمودنی ها نسبت داد.
زمینه و هدف: در سازمان نیروی انتظامی، فرماندهان و مدیران به لحاظ داشتن مسئولیت های مدیریّتی، نقش مهم و تأثیرگذاری در تأمین سلامت منابع انسانی فرودست خود دارند که شناسایی و بررسی ابعاد مختلف نقش فرماندهان و مدیران در تأمین سلامت و کاهش تخلفات کارکنان زیرمجموعه در کلانتری های انتظامی به لحاظ حساسیت شغلی امری ضروری و واجد اهمیت است. تحقیق حاضر با هدف تعیین و سنجش نقش ابعاد انضباطی، مذهبی، سازمانی و روان شناختی فرماندهان و مدیران در کاهش تخلفات کارکنان کلانتری های انتظامی انجام شده است.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی – پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه و برای تدوین مبانی نظری از مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است . جامعه آماری این پژوهش، کارکنان کلانتری های انتظامی بودند که تعداد 431 نفر از کارکنان کلانتری های مورد مطالعه به عنوان نمونه تحقیق تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند.
یافته ها: تأثیر ابعاد انضباطی، مذهبی، سازمانی، و روان شناختی فرماندهان و مدیران در کاهش تخلفات کارکنان کلانتریهای انتظامی مورد تأیید قرار گرفت که البته تأثیر آنها به صورت یکسان نبود.
نتیجه گیری: از بین ابعاد چهارگانه انضباطی، مذهبی، سازمانی و روان شناختی، بُعد سازمانی مؤثرترین بُعد ارزیابی شده است. از همین رو، این متغیر نسبت به سایر متغیرها نقش فرماندهان و مدیران را در کاهش تخلفات کارکنان کلانتری های انتظامی بیشتر پدیدار کرده و ابعاد روان شناختی، مذهبی و انضباطی نیز به ترتیب در نقش فرماندهان و مدیران در کاهش تخلفات کارکنان کلانتری های انتظامی مؤثر بوده اند که در این خصوص راهکار های علمی و عملی متناسب با نتایج تحقیق ارائه شده است.
باغتخت شیراز، یکی از باغهای تاریخی مهم این شهر است که ساخت آن، به قرن 5 هجری، دوره اتابکان فارس باز میگردد و در دوران بعد، به ویژه دوره قاجار بازسازی شده است. این عمارت بعد از قاجار، به دلیل عدم رسیدگی، متحمل آسیبهای فراوانی شده و در حال حاضر، دارای کاربری نظامی- اداری است. این باغ علاوه بر اینکه یک اثر تاریخی است، از جمله معدود باغهای معلق (باغتختهای) ایران و دارای معماری و طراحی منحصر به فرد است، لذا شناخت دقیق ویژگیهای آن اهمیت دارد.
هدف اصلی این پژوهش، بازسازی نقشهای از این باغ براساس مدارک مکتوب و مصور تاریخی با استفاده از روش تحقیق
توصیفی- تحلیلی است. در این بین، عکسهای تاریخی موجود از باغ و توصیفات جهانگردان و بازدیدکنندگان، نمایی از باغ را با جزییات به تصویر میکشد. اما این توصیفات با تنها نقشه باغ که ترسیم «دونالد ویلبر نیوتون» است، در قسمتهایی اختلاف دارد. برای رفع ابهام از قسمتهای ترسیم نشده در این نقشه از عکسهای هوایی سال 1335 و 1345 استفاده شده است. نگارندگان با انطباق متون تاریخی و تصاویر، سلسله مراتب موجود در باغ را تحلیل کردهاند، که شامل باغ ورودی، باغ مطبق و باغ خلوت است. تفاوت نقشه ویلبر با مکتوبات به جا مانده، باغ ورودی است که نگارندگان سعی در بازترسیم این بخش داشتهاند. لازم به ذکر است با توجه به تغییرات عمدهای که باغ از دوران قاجار به بعد داشته، این بخش کاملاً از بین رفته است. بازآفرینی نقشهای از این باغ تاریخی، علاوه بر مطالعه دقیق ویژگیهای باغ، گامی در جهت حفظ و نمایش ارزش فرهنگی و معنوی این ثروت ملی است.
اشغال وال استریت پرچمی بود که از روز 17 سپتامبر 2011 در دست معترضان امریکایی قرار گرفت. این پرچم منعکس کنندة شبیه سازی اشغال وال استریت به اشغال فلسطین بود و مرجع اصلی اعتراض را به نوعی به سمت صهیونیسم جهانی نشانه می رفت. ریشه های عمیق این اشغال به اشغال سرزمین های بومی امریکا بازمی گردد و در واقع همان انحصار گرایی در مسیر تاریخ امریکا در عرصه های مختلف از جمله نظام اقتصادی و مالی امریکا انعکاس پیدا کرده است. پرسش اصلی این مقاله این است که چرا نهضت اشغال وال استریت به صورت یک جریان جدی اجتماعی در امریکا ظهور پیدا کرد؟ در پاسخ به این پرسش بحث شده که جامعه یک درصدی امریکا که نمادی از انحصارگرایی اقلیت بر اکثریت است، گرفتار استثناگرایی در سه سطح معرفتی، نهادی و برنامه ای شده است. اعتراض مردم امریکا صرفاً اعتراض به ضعیت اقتصادی نیست، بلکه اعتراض به « نظام اجتماعی استثناگرایانه» است. این استثناگرایی امریکایی حاکمیت اکثریت را دچار بحران کرده است. معنای این امر تحقق اقلیت گرایی به جای مردم سالاری و دموکراسی و با تعبیر دقیق تر « بحران دموکراسی» است. در این مقاله ابعاد مختلف استثناگرایی معرفتی، نهادی و برنامه ای در پیوست با نهضت اشغال وال استریت تبیین خواهد شد.
ایالات متحده نه تنها نتوانست وقوع انقلاب های خاورمیانه را پیش بینی کند بلکه در درک عمق و احتمال تسری آن به دیگر کشورها نیز ناکام بود. در زمانی که واشینگتن در مواجهه با بیداری اسلامی مشغول اقدامات تاکتیکی بود جمهوری اسلامی ایران ابتکار عمل یک بازی استراتژیک را در دست گرفت. این امر گفتمانی سه مرحله ای بود که توسط رهبر معظم انقلاب مطرح شد. با طرح گفتمان جمهوری اسلامی، امریکا در برابر ایران قرار گرفت و شاهد بروز یک گفتمان دو قطبی درباره انقلاب های منطقه بین ایران و امریکا بودیم. همچنین واشینگتن تلاش کرد این گفتمان را در منطقه تضعیف کند. بدین ترتیب هر دو طرف با ورود به یک مواجهه گفتمانی، قدرت نرم یکدیگر را به چالش کشیدند. این مقاله با بررسی مراحل این مواجهه تلاش می کند برداشت هریک از طرفین از این واقعیت و تلاش آنها برای بازنمایی آن را در خارج تبیین کند.