هدف این پژوهش کنکاش ابعاد و ظرایف منظر مثمر و جایگاه آن در باغ های ایرانی است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و مصاحبه، به همراه مطالعات میدانی در شش باغ ایرانی (باغ اکبریه، رحیم آباد، امیرآباد و بهلگرد در بیرجند، باغ پهلوان پور مهریز، شاهزاده ماهان) است. نتایج نشان می دهد لزوم تأمین خدمات تفرجی برای مالکان، مهمانان، و در مواردی مردم موجب شده که حتی در باغ های حکومتی بیرجند نیز منظر مثمر حضوری پررنگ داشته باشد. وجود درختان میوه متنوع در باغ های شاهزاده، امیرآباد و پهلوان پور، اهمیت تولید محصولات خوراکی هدف دار برای مصرف انسان و سایر جانوران را در نظام طراحی فضاهای سبز سنتی نشان می دهد. ارتقای کیفیت زیبایی منظر سبز درونی باغ، دیگر ویژگی منظر کشاورزی در باغ های تاریخی است که به طور مشخص در باغ های بیرجند با نظام منظر متشکل از ترکیب بصری گونه های مولد و زینتی ایجاد شده است. همچنین افزایش کارایی، سوددهی و خودکفایی منظر، کاشت گونه های چندکاربردی در نظام طراحی باغ ایرانی را الزام آور ساخته است. وجود گونه های متنوع میوه و گیاهان دارویی در باغ شاهزاده، گل های معطر، زعفران، آلو، انار و انجیر در باغ های بیرجند نشان دهنده خاصیت شفابخشی منظر مثمر بوده تا علاوه بر انتخاب گونه ها متناسب با شرایط اقلیمی و صرفه جویی در مصرف منابع، کارکردهای چندجانبه منظر مغفول نماند. نتایج این بررسی نشان می دهد که اهمیت ساختاری منظر مثمر در طرح باغ های ایرانی مختلف در طول تاریخ مرهون نگرش حکیمانه به مقوله فضای سبز و منظر، نتیجه تلفیق باغبانی زینتی و کشاورزی مثمر در باغ، و با هدف طراحی منظر چندعملکردی بوده است. لذا منظر مثمر به عنوان شاخصی جهت ارزیابی کیفیت مدیریت باغ، معرفت و منزلت فلاحت، سلامت باغ و همچنین سبک زندگی و میزان پیوستگی باغ با بستر فرهنگی- طبیعی باید بیشتر مورد توجه محققان قرار گیرد.
محراب های گچ بری چه از نظر فن و چه از حیث ترکیب بندی، نقش و کتیبه ها، ازجمله آثار ارزشمند معماری ایران است که در یک بازه زمانی طولانی تولید می شده اند و گنجینه درخور توجهی از طرح ها و نقوش به ارث رسیده از دوران قبل یا ابداع شده دوره خویش هستند. اوج این آثار، محدوده دوران سلجوقی تا آغاز تیموری است که به دلیل تداوم سنت ها یا بطئی بودن روند تحول، تاریخ گذاری دقیق آن ها، کاری دشوار بوده است. ازجمله آن ها، دو محراب مسجد تاریخی کوچه میر در نطنز است. ازآنجایی که کتیبه های تاریخ ساخت این دو محراب، مخدوش شده و مشخص نیست، نظریات مختلف و متعددی در باره تاریخ احتمالی ساخت محراب ها مطرح شده است که جای تأمل دارند. این پژوهش در پی آن است که ضمن معرفی و بازشناسی این مسجد و محراب های آن، از طریق مطالعه تطبیقی و بررسی برخی جزئیات، تاریخ قابل قبول تری را برای این محراب ها ارائه دهد. به دلیل وجود امضای کرمانی، «عمل حیدر کرمانی» در محراب طبقه اول، مبنای مطالعه تطبیقی را محراب های گچ بری ای قرار دادیم که دارای امضایِ کرمانی هستند. پس از آنالیز ساختار، نقوش و کتیبه های محراب ها با محراب های تاریخ دار و بدون تاریخی که دارای امضای کرمانی هستند و همچنین با درنظرگرفتن امضای هنرمندی کرمانی بر روی برخی از آثار چوبیِ متعلق به نیمه دوم قرن هشتم هجری در روستاهای نطنز، این محراب ها را به اواسط قرن هشتم هجری منسوب کردیم. روش یافته اندوزی، مطالعات کتابخانه ای و میدانی بوده و رویکرد پژوهش، تاریخی تطبیقی است.
ماهیت مسائل شهری مسائل امروز شهرهای ایران‘ از سرشت پیچیده شهر سرچشمه می گیرد. این سرشت دارای دووجه است: یکی فرایند شهر نشینی مانندمسائل اجتماعی ‘اقتصادی ‘ زیست محیطی ‘ ارتباطات ومانندآن‘ و دیگری فرایند خرد و اندیشه شهرسازی‘ که برای مسائل شهر نشینی و شهر سازی راه حل ارائه می دهد. پژوهشگران و تحلیل گران مسائل شهری بنیان هر دو جنبه را به چهار عامل اساسی زیر نسبت می دند: 1. پویشهای اجتماعی – اقتصادی 2. رشد شتابان شهر نشینی 3. تحول فرهنگ مادی (تکنولوژی) و فرهنگ عقل (اندیشه) 4. مدیریت اجتماعی (سیاسی) عوامل ذکر شده همه نیروهای مؤثر در ایجاد مسائل شهری هستند . اما در یک تحلیل منطقی ‘ عوامل یاد شده آنچنان در سلسله علت ومعلول به همدیگر مرتبط اند ‘ که هر یک می تواند هم علت دیگری وهم معلول دیگری به شمار آید. چنین تحلیلی سرانجام دور و تسلسل به وجود می آورد. برای خروج از چنین دور باطلی کسانی مانند : «انگلس»‘ «اشپنگلر» و «هانری لافور» مسائل شهری را تجلی اقتصاد سیاسی دانسته اند.و برخی مانند«میشل فوکو» از آن تعبیر قدرت گرفته اند و «مانوئل کاسل» آن راتعبیر به «سیاست» کرده است. برخی نویسندگان ‘ براساس نظرات «نیچه» و «هایدگر» ‘ جامعه صنعتی عصرما و به تبع آن مسائل شهری کنونی را به طور کلی به «مدرنیته» یا «مدرنیسم » نسبت می دند و حجابی از مفاهیم خردباوری و فرهنگی را بر چهره ماهیت شهر می کشند. رواج مباحث مدرنیته در چندسال اخیر چنان هزار تویی پدیدآورنده که خروج از آن آسان نیست. برخی مانند «کولاکوفسکی » می گویند. «ابهام وگوناگونی کاربرد مفهوم مدرنیسم آن را به برچسبی بدل کرده که فاقد کاکرد که فاقد کارکرد و دقت تبینی است.» اما بنا به گفته «بنه ولو» شهرسازی نه از طریق این استنتاجها وبکار بردن تئوری آرمانگرایی ‘ بلکه از راه استقراء و از تجارب مکرر مشکلات وتصادمهایی صورت گرفت که برخی از افراد متعهد تر – مانند موریس وسپس گلدیس را وادار می سازد تا سلسله علت ها و معلول ها را بپیماید وتعهد خود را گسترش دهند ورابطه گمگشته میان سیاست و فن را بازیابند. آنچه مسلم است. شهر سازی نوین همزاد توسعه تمدن صنعتی است. تحولات ناشی از صنت جدید‘ ساختارهای اجتماعی ‘ اقتصادی و فرهنگی جوامع را دگرگونه کرد و باعث توسعه شهرنشینی شد ؛ ونیز همراه با رشد نظام سرمایه داری ‘ ثروتهای کلان و همزمان با آن فقر و بیچارگیهای عظیم پدید آمد. از آن پس پدیده هایی مانند محلات فقیر نشین چشمگیر شدند. و بالاخره اتومبیل پیکر شهر را دگرگون ساخت. افکار و ایده های شهر سازی برای مسائل شهر ی با تأخیر یک قرن پس از وقوع این تحولات به تدریج شکل گرفت. در طول این یک قرن ‘ «اتوپیسم» اروپایی برای شهرها ‘ طرحهای آرمانی ارائه می داد‘ و دولتها به اقدامات موضعی دست می زدند. «هوسمن» در پاریس و «آنسپاش» در بروکسل خیابانکشی می کردند. دولتها نیز مانند صاحبان اندیشه همواره از توسعه و تحول عقب بودند وکارهای آنها حالت علاج واقعه بعد از وقوع راداشت. بررسی شهرسازی در ایران نیز گویای همین عقب ماندگی اندیشه و عمل به علت دوری از واقعیتها بوده است‘ البته جریا ن توسعه شهرنشینی در ایران با تأخیر یک قرن نسبت به جوامع صنعتی رخ داد وهر چند فرایند و حتی خصوصیات شهر نشینی در کشورهای توسعه نایافته بکلی با کشورهای صنعتی متفاوت است و در واقع یک جریان «برونزا» است. اما حاصل کار در اصل دارای تفاوت ماهوی نیست. حاصل توسعه ‘ شکل گرفتن تجمعات عظیم انسانی و اسکان در مجموعه های بی انتظام شهری است. تحولات شهر سازی دویست سال گذشته جهان صنعتی و صد سال گذشته ایران‘ تفاوتی جز تفاوت زمانی ومکانی ندارند. مشکل اصلی در هر دو؛ تأخیر در ادراک ضرورت واقعیت وخامی در تدبیر و اندیشه های شهر سازی است. چیزی که در اول قرن بیستم‘ شهرهای اروپایی – به شهادت مفاد منشور آتن- با آن رو به رو بودند. ماهم اکنون با آن مواجه هستیم. در این مقاله قصد آن را نداریم که منشاء این مسائل و تحولات را بیابیم ‘ بلکه منظور این است که در وهله اول به جریان تأخیر در تدابیر شهرسازی ایران اشاره ای بشود و دروهله دوم مسائل ناشی از چنین تدابیری را به اجمال بررسی کنیم.
توسعه پایدار و محیط زیست در فعالیت های صنعت ساختمان توجه متخصصان امر را در اغلب کشورهای جهان به خود جلب کرده است . از مشخصه های بارز و مشکل ساز صنعت ساختمان سازی کشور به کارگیری مصالح ساختمانی مدرن با استفاده از روش های ساخت و ساز سنتی است . این شیوه ساخت و ساز در کشور نشان داده است که مشکلات کمی ( برآورده نکردن نیازها ) و کیفی ( مقاومت مناس ساختمان ها در برابر زلزله ، کوتاهی عمر مفید بنا ، فرسایش به علت عوامل اقلیمی ، تولید ضایعات ساختمانی بیش از حد در حین اجرا ، ناکارایی امکان بازیافت مصالح ساختمانی و غیره ) را به همراه دارد ...