ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۷۸۱ تا ۳۰٬۸۰۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۷۸۱.

تحلیلی بر آیین زار و تجلی آن در سینمای معاصر ایران از منظر بدن آیینی از مری داگلاس (مطالعه موردی: مستند باد جن از ناصر تقوایی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
آیین زار یکی از کهن ترین آیین های درمانی در جنوب ایران است که ریشه در باورهای فرهنگی و معنوی جوامع این منطقه، به ویژه جوامع آفریقایی تبار، دارد. این آیین با هدف بیرون راندن ارواح خبیثه از بدن افراد مبتلا به ناراحتی های روانی و جسمی، از طریق موسیقی، رقص و مراسم جمعی، به بازگرداندن تعادل معنوی کمک می کند. زار فضایی برای مواجهه با مسائل تروما، حاشیه نشینی و هویت، به ویژه برای زنان، فراهم می آورد. در سینمای معاصر ایران، این آیین در آثار مختلفی بازنمایی شده است که ازجمله آن ها می توان به مستند «باد جن» (۱۳۴۸) به کارگردانی ناصر تقوایی اشاره کرد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه بدن آیینی مری داگلاس که آیین ها را به عنوان ابزاری برای تنظیم نظم اجتماعی از طریق مدیریت بدن و مرزهای آن معرفی می کند، به تحلیل بازنمایی آیین زار در این مستند می پردازد. هدف این مطالعه، بررسی ساختار و معنای آیین زار، اهمیت فرهنگی و اجتماعی آن و شیوه بازنمایی آن در سینمای معاصر ایران است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل اسنادی، مشاهده دقیق فیلم و رویکرد توصیفی-تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند که «باد جن» آیین زار را به عنوان یک سنت محلی و همین طور به عنوان یک ساختار نمادین و اجتماعی برای مدیریت بی نظمی، طرد و بازپیوستن به جامعه به تصویر می کشد. انتخاب های زیبایی شناختی فیلم، مانند روایت شاعرانه، تدوین ریتمیک، موسیقی سنتی و میزانسن نمادین، تجربه ای چندحسی را خلق می کند که بازتاب دهنده ماهیت تجسدی آیین زار است. همچنین، این مستند با برجسته کردن نقش زنان به عنوان راهنمایان معنوی و سوژه های شفابخشی، به کنشگری زنان در بستری مردسالارانه اشاره دارد. درنهایت، این پژوهش استدلال می کند که «باد جن» نمونه ای برجسته از چگونگی حفظ و تحول آیین های سنتی از طریق بازنمایی سینمایی است. این فیلم، با پیوند سنت و مدرنیته، نشان می دهد که آیین زار همچنان به عنوان یک مکانیزم معنابخش در جامعه معاصر ایران عمل می کند.
۳۰۷۸۲.

نقش مدت زمان حضور، غلظت دی اکسید کربن و رطوبت نسبی هوا بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در مساجد معاصر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۷
احساس آسایش حرارتی در فضاهای مذهبی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت عبادت و تمرکز معنوی نمازگزاران است. وجود دما و رطوبت خارج از محدوده مطلوب، نه تنها نارضایتی حرارتی را به دنبال دارد، بلکه زمینه ساز کاهش آسایش، ایجاد بی قراری و اخلال در کیفیت عبادت می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای رطوبت (50 و 70 درصد)، مدت زمان حضور افراد (20، 40، 60 و 80 دقیقه) و میزان دی اکسید کربن (با تهویه مکانیکی 600 PPM و بدون تهویه مکانیکی 1600 PPM) بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت 160 مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. نتایج تحلیل آماری این پژوهش نشان دهنده تأثیر معنادار عوامل محیطی بر احساس آسایش حرارتی نمازگزاران در فضای مساجد است. یافته ها بیانگر آن است که رطوبت نسبی هوا به عنوان یکی از مؤلفه های کیفی محیط، به تنهایی نقشی معنادار در تعیین آسایش حرارتی فضای معماری ایفا می کند (p<0.05). همچنین، غلظت دی اکسید کربن و مدت زمان حضور نمازگزاران به عنوان عوامل مستقل، بر شاخص آسایش حرارتی نمازگزاران اثرگذار است (p<0.05). نکته قابل توجه، وجود اثر متقابل معنادار میان رطوبت نسبی و میزان دی اکسید کربن است (p<0.05) که نشان می دهد ترکیب این دو عامل می تواند ساختار تعادل آسایش حرارتی را در محیط معماری دستخوش تغییر کند. بااین حال، سایر تعاملات شامل ارتباط مدت زمان حضور با رطوبت نسبی و دی اکسید کربن، واجد معناداری آماری نبوده و تأثیر محسوسی بر وضعیت آسایش حرارتی مشاهده نگردید. نتایج نشان داد حفظ رطوبت در سطح بهینه ۵۰  درصد و کنترل غلظت دی اکسید کربن در حد ۶۰۰ ppm، به عنوان دو عامل کلیدی، شرط لازم برای ایجاد محیطی مطلوب به ویژه در حضور طولانی مدت نمازگزاران در مساجد است. این یافته بر ضرورت طراحی هماهنگ سیستم های تهویه و تأسیسات رطوبتی در مساجد تأکید می کند؛ به گونه ای که تأمین هم زمان کیفیت هوا و رطوبت مطلوب، به ویژه در ساعات اقامت طولانی تر (مانند نمازهای جماعت یا مراسم مذهبی)، باید در اولویت قرار گیرد. ازاین رو، تلفیق راهکارهای غیرفعال (همچون مصالح مناسب و تهویه طبیعی) با سیستم های فعال کنترل کننده رطوبت و کیفیت هوا، می تواند به طراحی فضاهای مذهبی پایدار و ارتقای تجربه معنوی نمازگزاران منجر شود.
۳۰۷۸۳.

معماری دوستدار طبیعت با هدف توسعه و رشد اجتماعی–عاطفی کودکان در محیط های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
اهداف: با رشد فزاینده شهرنشینی و کاهش دسترسی کودکان به محیطهای طبیعی، ضرورت طراحی فضاهایی با رویکرد طبیعتگرا برای تقویت ارتباط حسی و هیجانی آنان با طبیعت برجستهتر شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر طراحی طبیعتمحور بر ارتقاء هوش هیجانی کودکان، از دیدگاه کارشناسان محیطهای یادگیری انجام شده است. روشها: مطالعه با رویکردی اکتشافی و بهرهگیری از تکنیک دلفی، طی مصاحبههای ساختاریافته با متخصصان طراحی فضای کودک و روانشناسی هیجانی آغاز شد. دادهها در قالب پرسشنامه تحلیل گردید و حجم نمونه بر اساس تعداد گویهها، ۲۲۵ نفر تعیین شد. پردازش آماری با نرمافزار R انجام شد و اعتبار ابزار سنجش از طریق تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته ها: دستاوردهای پژوهش نشان دادند که شش مؤلفه طراحی شامل: تنوع حسی، امکان بازی آزاد، الهام از الگوهای طبیعی، تغییرپذیری و سازگاری محیط با نیازهای کودک، ایجاد حس پناه و تعلق و ارتقاء خودآگاهی و تنظیم هیجانی، به طور معناداری با بهبود تعاملات عاطفی و اجتماعی کودکان مرتبطاند. این مؤلفهها نه تنها ظرفیتهای هیجانی را تقویت میکنند، بلکه بستری فعال برای رشد خودتنظیمی و مسئولیتپذیری کودکان فراهم میآورند؛ رویکردی که میتواند پایهای مؤثر برای طراحی محیطهای یادگیری پاسخگو به نیازهای احساسی نسلهای آینده باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که طراحی طبیعتمحور با تأکید بر تحریک حواس، تنوع تجارب و تقویت تعاملات اجتماعی، نقشی کلیدی در رشد هیجانی و شناختی کودکان دارد. بهکارگیری این رویکرد در فضاهای آموزشی میتواند پیوندی پایدار میان یادگیری، طبیعت و سلامت روانی نسل آینده ایجاد کند. 
۳۰۷۸۴.

تحلیل چالش های انطباق ساختمان ها با ضوابط شهرسازی (قسمت اول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
رشد بی برنامه و نامتوازن شهرهای ایران در دهه های گذشته، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله فقدان طرح های توسعه شهری جامع، مهاجرت گسترده روستاییان پس از اصلاحات ارضی و ساخت وسازهای فاقد مجوز یا مغایر با ضوابط رخ داده است. این روند منجر به شکل گیری بافت های ناپایدار حاشیه ای با حداقل استانداردهای بهداشتی، فنی و شهرسازی شد. باوجود تصویب تبصره های ماده ۱۰۰ قانون شهرداری در سال ۱۳۵6 برای مقابله با این تخلفات، اجرای مؤثر آن پس از انقلاب با موانعی مواجه گردید و تا نیمه دوم سال ۱۳۶۷ نظارت کارآمدی بر ساخت وسازها وجود نداشت. اگرچه امروزه کمیسیون های ماده ۱۰۰ به عنوان مرجع رسیدگی به تخلفات ساختمانی فعال هستند، اما رویکرد غالب آنها معطوف به بررسی ابعاد فنی و ایمنی بنا و اخذ جریمه است و اصول کلان شهرسازی مانند: تناسب تراکم با سرانه های خدماتی، عرض معابر، پارکینگ و هماهنگی کالبدی با طرح های توسعه شهری، اغلب نادیده گرفته می شود. این در حالی است که بسیاری از نیروهای فنی شهرداری ها فاقد تخصص شهرسازی هستند و شهرسازان نیز در فرایند تهیه، نظارت و صدور مجوزهای ساختمانی نقش مؤثری ندارند. این مقاله با روشی کتابخانه ای و مصاحبه، بر این باور است که برای ساماندهی شهری و پیشگیری از تخلفات، لازم است نظرات کارشناسی متخصصان شهرساز در کمیسیون های ماده ۱۰۰ و مراجع قضایی به عنوان دلیل معتبر مورد استناد قرار گیرد. تدوین و ابلاغ ضوابط مشترک حداقلی شهرسازی برای این کمیسیون ها و الزام مالکان و سازندگان به ارائه نظریه کارشناسی شهرسازی جهت دفاع از پروژه، گامی ضروری برای کاهش تخلفات، کاهش شکایات و هدایت شهرها به سوی توسعه ای منطقی و اصولی است.
۳۰۷۸۵.

بررسی تأثیر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد بر فرآیند ایده پردازی و خلاقیت دانش آموزان هنر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
ظهور هوش مصنوعی مولد، پارادایم های سنتی آموزش هنر را با چالش بنیادین مواجه کرده است. این ابزارها از یک سو فاصله میان «ایده» و «اجرا» را کاهش داده و دامنه تخیل هنرجویان را گسترش می دهند، اما از سوی دیگر، استفاده بدون راهبری از آن ها می تواند به الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان منجر شود. استفاده راهبردی از هوش مصنوعی مولد مانند میدجرنی در فرآیند آموزش هنر، با تقویت مؤلفه های چهارگانه خلاقیت می تواند باعث جلوگیری از الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان گردد. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش ابزارهایی مانند میدجرنی به عنوان هم تولیدکننده در فرآیند خلاقانه و تحلیل تأثیر آن بر مؤلفه های چهارگانه خلاقیت (سیالی، انعطاف پذیری، بسط و اصالت) انجام شده است. این مطالعه مروری نظام مند، با گردآوری و ترکیب یافته های پژوهش های تجربی از مقالات معتبر بین المللی و مجموعه مقالات کنفرانس های حوزه طراحی و آموزش هنر صورت گرفته است. دو پرسش اصلی پژوهش عبارت اند از: ۱. تعامل با میدجرنی چه تأثیری بر نمرات و انعطاف پذیری ذهنی دانش آموزان در مرحله ایده پردازی دارد؟ ۲. استفاده از هوش مصنوعی مولد چگونه مفهوم «عاملیت هنری» و «اصالت اثر» را در ادراک هنرجویان تغییر می دهد؟ نتایج نشان داد میدجرنی اگرچه فرآیند ایده پردازی را تسریع و تنوع بصری تولیدات را افزایش می دهد، اما تأثیر معناداری بر نمرات نهایی و نوآوری دانشجویان ندارد. عمیق ترین تأثیر این فناوری، تغییر درک دانشجویان از هویت هنری و اصالت آثار است؛ آن ها بیش از نگرانی از جایگزینی شغلی، به حریم خصوصی، مالکیت فکری و عاملیت خلاقانه خود اهمیت می دهند. همچنین نگرش اولیه دانشجویان نسبت به هوش مصنوعی، عامل تعیین کننده ای در اثربخشی این ابزارهاست.
۳۰۷۸۶.

مروری بر آرایه های گچی محوطه های باستان شناسی سده های اولیه اسلام در نیشابور، استان خراسان رضوی، ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۱
نیشابور به عنوان بزرگ ترین شهر خراسان بزرگ، به دلیل اقلیم و شرایط آب و هوایی، آرایه های گچی زیبایی را در خود جای داده است. کاوش های باستان شناختی متعددی در این شهر انجام شده که از جمله مهم ترین آن ها می توان به کاوش های هیئت موزه متروپولیتن نیویورک در چهار تپه موسوم به شهر قدیم نیشابور و بررسی های باستان شناختی محوطه شادیاخ اشاره کرد. در حفاری های شهر قدیم نیشابور، بقایای آرایه های معماری متنوعی از جمله آرایه های آجری، آرایه های گچی و دیوارنگاره های سیاه و چندرنگ یافت شده است. در محوطه کهندژ، کهن ترین بخش شهر قدیم نیشابور، نیز شواهدی از وجود مصالح گچی یافته شده است. بررسی های باستان شناختی انجام شده در محوطه شادیاخ منجر به کشف آرایه های معماری فراوانی از جمله قطعات گچی و دیوارنگاره ها شد. این یافته ها نشان می دهند که در شادیاخ، سازه های معماری باشکوهی وجود داشته است. آرایه های گچی یافت شده در نیشابور اغلب به فرم پانل های گچی با نقوش برجسته هستند. در شادیاخ، نمونه هایی با نقش برهشته انسانی نیز یافته شده است. موتیف های گچبری شده شامل نقوش هندسی، گیاهی و کتیبه های نوشتاری هستند که شباهت قابل توجهی با آرایه های گچی عباسیان در سامرا دارند. زمینه این پانل ها که عموماً در آذین دیوارها و ازاره به کار می رفتند، با استفاده از نقوش هندسی آژده کاری شده اند و بر روی تعدادی از آن ها رد و نشان رنگ های آبی و قرمز مشاهده شده است. بخشی از آرایه های گچی یافت شده توسط هیئت آمریکایی، به موزه متروپولیتن و موزه ملی منتقل شده اند و تعدادی از آن ها نیز در موزه بزرگ خراسان هستند. بخشی نیز در محوطه شادیاخ نگهداری می شوند. این پژوهش با هدف معرفی آرایه های گچی یافت شده در کاوش های محوطه های باستان شناسی نیشابور تدوین شده است چرا که این آثار از ارزش و اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و تاکنون بررسی جامع و متمرکزی بر روی آن ها صورت نگرفته است.      
۳۰۷۸۷.

بازخوانی مفهوم معماری به مثابه رسانه و هنر در تحلیل انتقادی نظریه بازتولید پذیری مکانیکی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲۰
اهداف: این پژوهش بر آنست تا نظر به تاثیر انکار ناپذیر رسانه های نوین بر همه ابعاد زندگی بشر از جمله معماری و متعاقبا نیاز مبرم به مطالعه تاریخچه تحول رسانه ها و مبانی حاکم بر مطالعات رسانه ای، به نحوه اثر رسانه بر معماری بپردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نظریه بازتولید پذیری مکانیکی بنیامین به مثابه نظریه پذیرفته شده در پژوهش بهره جسته و کوشیده با رویکردی پساکیفی ازخوانش مفاهیم جدید از جانمایی معماری به مثابه رسانه و هنر در آن، رابطه عمیق معماری و رسانه را در این عصر تشریح نماید. یافته ها: همانطورکه جملگی رسانه ها از قالب یک سویه و سنتی به عرصه رسانه های نوین با ارتباطات تعاملی و دوسویه گام نهاده اند،معماری نیز از مفاهیم تعاملی بی بهره نمانده است. مضافا ادراکات نوینی در معماری به مدد سایر رسانه ها حاصل شده است که دسترسی آن را همگانی تر و با قابلیت تکثیر بیشتری قرار می دهد. نتیجه گیری: اگرچه بازتولیدپذیری مکانیکی معماری به مثابه هنر به مدد رشد تصاعدی رسانه ها در ساحت های گوناگون تحقق یافته است و معماری به مثابه رسانه و به مدد سایر رسانه های نوین گام به مرحله نوینی از تکامل خود نهاده که با نگاهی بر مبانی رسانه ها، مترصد آنست که نقشی پویا در فرآیند خلق فضا و سودمندی بر آن به مخاطب غیرمنفعل خود بدهد اما همگانی شدن هنر، به جای آزادسازی مخاطب، می تواند به کاهش عمق تجربه زیبایی شناختی و تسلط بیشتر نظام سرمایه داری بر تولید هنر معماری نیز منجر شود.
۳۰۷۸۸.

سیر پیدایش بادگیرهای بلند برجی در خط آسمان شهر قم بر مبنای اسناد مصورتاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
بادگیرها به عنوان عناصر شاخص اقلیمی و نمادین، نقشی کلیدی در هویت بخشی به خط آسمان شهرهای کویری دارند. به رغم پیشینه غنی معماری در شهر قم، سیر تحول کالبدی و زمانی بادگیرهای این شهر در مقایسه با شهرهایی چون یزد و کاشان مغفول مانده و بسیاری از این عناصر در فرایند توسعه مدرن از بین رفته اند. این تحقیق با روش تفسیری تاریخی و راهبرد موردپژوهی، به بازخوانی سیر پیدایش بادگیرهای برجی قم از دوره صفوی تا پهلوی می پردازد. بدین منظور، ۶۸ سفرنامه (ایرانی و خارجی) تورق و با تدقیق زمان حضور صاحبان اثر، اسناد مصور شامل گراورها، نقاشی ها و عکس های تاریخی براساس تکنیک خط زمان و تقویم نگاری تاریخی مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل اسناد نشان می دهد که در اوایل دوره صفوی (آثار اولئاریوس و شاردن)، بادگیرهای برجی بلند در خط آسمان قم دیده نمی شوند. نخستین نشانه های عناصر عمودی مشابه بادگیر در اواخر دوره صفوی ظاهر شده و در دوره قاجار (آثار فلاندن، لورنس و عکاسان ناصری) به اوج تنوع و تعداد خود می رسند. یافته ها حاکی از آن است که تمرکز بادگیرهای بلند عمدتاً در بافت پیرامونی حرم مطهر بوده و بخش های کهن تر شرقی شهر (میدان کهنه) فاقد این عناصر بوده اند. پژوهش حاضر اثبات می کند که بادگیرهای بلند برجی در قم، پدیده ای متأخر نسبت به هسته اولیه شهر هستند که از اواخر صفوی آغاز و در قاجار تثبیت شده اند. نوآوری این تحقیق در ارائه تقویم مصور از تحولات خط آسمان قم است که نشان دهنده افول تدریجی این عنصر از دوره پهلوی اول به دلیل تغییر سیستم های تهویه و خیابان کشی های مدرن است.
۳۰۷۸۹.

تفاوت های بافت سنتی و مدرن زواره براساس نظریه «شهر درخت نیست»: بررسی ساختار شهر ارگانیک در برابر ساختار درخت وار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۳۶
 در دهه های اخیر، روند توسعه شهری و افزایش نیازهای جمعیتی و عملکردی، موجب دگرگونی های چشمگیری در ساختار فضایی و کالبدی شهر زواره شده است. این شهر به عنوان یکی از نمونه های شاخص شهرهای سنتی ایران، فرایندی از تحول تدریجی از بافت سنتی تاریخی به سوی فرم های جدید و مدرن شهری را تجربه کرده است؛ روندی که به تغییر در سازمان دهی فضاها، استقرار کاربری ها و الگوهای ارتباطی درون بافت منجر شده است. این مقاله ، با مرور منابع موجود، تفاوت های بنیادین ساختار فضایی بافت سنتی و بافت شهری امروزی زواره را بر پایه نظریه «شهر درخت نیست» کریستوفر الکساندر بررسی می کند و پیامدهای این تفاوت ها در گذار از شهر سنتی به معاصر را ارزیابی می نماید. اهداف مقاله، توضیح ساختار فضایی دو نوع بافت، شناسایی الگوهای فضایی سنتی، مقایسه با مدرن، و پیشنهاد راهکارهایی برای بهره گیری از عناصر سنتی در برنامه ریزی بافت جدید شهر زواره است. روش بررسی توصیفی تحلیلی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و مرور ادبیات است. مهم ترین نکات از منابع نشان می دهد بافت سنتی زواره ساختار نیمه شبکه ای ارگانیک با هم پوشانی کاربری ها و انعطاف پذیری بالا دارد که پایداری را تضمین می کند؛ درمقابل، بافت مدرن درخت وار با جداسازی عملکردها به بی هویتی منجر شده است. این تفاوت ها بازتاب گذار از پویایی انسان محور به عملکردگرایی انزواگرا هستند. درنتیجه، ادغام روابط ارگانیک سنتی در طراحی معاصر می تواند دستیابی به اصول شهرسازی پایدار را تسهیل کرده و برنامه ریزان را به استفاده از اصول الکساندر برای احیای هسته تاریخی ترغیب نماید.
۳۰۷۹۰.

راهبردهای دیپلماسی شهری در راستای تقویت اقتصاد گردشگری شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
در جهان معاصر، شهرها با ارتقای موقعیت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، نقش محوری در دیپلماسی شهری ایفا می کنند. این پژوهش به بررسی روش های شکل گیری تعاملات بین شهری و همکاری های مؤثر در حوزه گردشگری شهر شیراز پرداخته است. ضرورت پژوهش ناشی از نقش کلیدی دیپلماسی شهری در افزایش رقابت پذیری و توسعه اقتصاد گردشگری است. مسأله مطرح شده این بود که چگونه شهر شیراز می تواند در رقابت با شهرهای منطقه ای و بین المللی، جایگاه خود را ارتقا دهد؟ هدف اصلی ارائه سازوکارهای نوین در حوزه دیپلماسی شهری برای تقویت اقتصاد گردشگری بود. روش تحقیق کیفی بوده و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و تحلیل داده ها به روش کلایزی انجام شد. جامعه آماری شامل گردشگران و متخصصان با تجربه بازدید از جاذبه های شیراز بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند جمع آوری شدند. یافته های پژوهش نشان دادند که رقابت سالم و تعامل بین شهری عوامل مهمی برای بهبود زیرساخت های گردشگری و جذب گردشگران هستند. احداث هتل های جدید، توسعه حمل ونقل عمومی و ارتقای خدمات گردشگری نتایج مستقیم این تعاملات بوده اند. با این حال، کمبود برنامه ریزی جامع، نبود زیرساخت های کافی و استفاده نادرست از ظرفیت های تاریخی و فرهنگی، چالش های اصلی شناسایی شدند. نتیجه گیری این است که همکاری بین دولت، مردم و شهرها در قالب دیپلماسی شهری، ابزاری مؤثر برای توسعه گردشگری و اقتصاد شهری است. تنوع در جاذبه ها، بهره گیری از فناوری های نوین و تقویت ارتباطات بین المللی می توانند جایگاه شیراز را به عنوان یک قطب گردشگری منطقه ای و بین المللی تثبیت کنند.
۳۰۷۹۱.

چارچوبی برای طراحی معماری داخلی، با دریافتی از حکمت اسلامی؛ رهیافتی به آموزش طراحی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
معماری داخلی را میتوان اثربخش ترین وجه مکان بر زندگی انسان دانست. چراکه تجربه زندگی انسان در فضای داخلی شکل می گیرد، در حالی که فرم بیرونی تنها دیده می شود. بنابراین کیفیت بخشی به معماری داخلی به طور مستقیم بر سبک زندگی ساکنان اثر می گذارد. اگر هدف معماری اسلامی ایجاد مکان مناسب برای زندگی شایسته (حیات طیبه) باشد، لازم است اصول و روش هایی برای ساماندهی این فضاها کشف و در طراحی به کاررود تا آثار «معماری اسلامی» شکل یابد؛ اصولی که ریشه در «حکمت نظری و عملی اسلام» دارند تا زندگی مسلمانانه را تسهیل کنند. در گام دوم انقلاب، برای ساختن تمدن نوین اسلامی-ایرانی، تولید علم در این راستا اهمیت دارد. هدف این پژوهش ارائه چارچوبی برای طراحی مکانی با کیفیت مذکور است که به «مکان طیّبه» تبدیل گردد. مکانی لذت بخش و رشدافزا. پرسش اصلی این است که «فرآیند طراحی معماری داخلی با چنین رویکردی چگونه است؟» برای پاسخ، چهار مسیر تحقیق مکمل و موازی دنبال می گردد: (1) ارائه فرضیه چهار مرحله ای: هدف گذاری، صورت بخشی، حیات بخشی و معنابخشی، با روش مستندسازی تجربیات نگارندگان در «تحقیق، تدریس و طراحی-داخلی»(2) استخراج آموزه های اسلامی از انسان شناسی، هستی شناسی، فقه و حقوق اسلامی با روش تفقه و اجتهاد معمارانه؛ (3) ارزیابی فرضیه و تکمیل آن از طریق تحلیل محتوا در منابع مکتوب و مصنوع معماری داخلی؛ (4) برای ارزیابی فرضیه و تکمیل آن، یافته های سه گام پیش، با روش تحلیل محتوا بررسی و طی تطبیق با فرضیه، معیاری برای ارزیابی آن شدند. نتیجه تحقیق ضمن تأیید و اثبات فرضیه، موجب غنی سازی و تکمیل آن بعنوان راهکاری برای فرایند طراحی داخلی گردید.
۳۰۷۹۲.

تأثیرات فرهنگی و هنری ایران بر پاکستان: نمونه خوانی تأثیرات نقاشی ایرانی در آثار شه ضیا سکندر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازتاب و بازآفرینی مؤلفه های نقاشی ایرانی در آثار هنرمند معاصر پاکستانی، شه ضیا سکندر، پرداخته است و نقش این سنت تصویری را در شکل گیری گفتمان های فرهنگی، هویتی و پسااستعماری در هنر معاصر پاکستان تحلیل کرده است. با توجه به پیشینه طولانی مراودات هنری میان ایران و شبه قاره و تأثیر بنیادین نگارگران ایرانی در شکل گیری مکتب مغولی، این مقاله تلاش می کند روشن سازد که چگونه این میراث تاریخی در بستر معاصر و در آثار سکندر بازتعریف شده است. پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی-تطبیقی و رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی، سه اثر شاخص سکندر را بر اساس ابعاد حسی-ادراکی، شناختی و ارزشی تحلیل می کند تا سازوکارهای تولید معنا و دگرگونی رمزگان بصری ایرانی آشکار شود. یافته ها نشان می دهد که سکندر با بهره گیری از ویژگی هایی چون سطح مداری، نور فراگیر، ریتم تزئینی، چندمرکزی و حذف پرسپکتیو خطی، سنت نقاشی ایرانی را نه به صورت بازتولید تاریخی، بلکه به مثابه زبانی معاصر به کار می گیرد که امکان پرسش گری فرهنگی و نقد ساختارهای قدرت را فراهم می سازد. او با ادغام عناصر برگرفته از نسخه های ایرانی با رسانه های جدید مانند نقاشی ترکیبی، ویدئو آرت و انیمیشن، ظرفیت های بیانی سنت را بسط داده و آن را وارد گفتمانی فراملیتی کرده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بازخوانی نقاشی ایرانی در آثار سکندر صرفاً امری زیباشناختی نیست، بلکه فرآیندی معنازا و گفتمانی است که با مفاهیمی چون هویت، جابه جایی فرهنگی، مقاومت و پسااستعمار پیوند می خورد و نقشی مهم در بازتعریف جایگاه سنت در هنر معاصر جنوب آسیا ایفا می کند.
۳۰۷۹۳.

آسیب پذیری محوطه تخت جمشید در برابر تغییر آب وهوایی و نقش مشارکت محلی در کاهش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۲
محوطه میراث جهانی تخت جمشید با تهدیدات فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه است که ضرورت تدوین راهبردهای سازگاری مؤثر را برجسته می سازد. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و پیامدهای تغییرات اقلیمی بر محوطه تخت جمشید و بررسی نقش مشارکت جامعه محلی در تدوین و اجرای راهبردهای سازگاری انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، افزایش آسیب پذیری این محوطه در برابر مخاطراتی چون خشکسالی و بارندگی های شدید و هم زمان، تأثیر این مخاطرات بر معیشت و زیست جوامع محلی پیرامون، به ویژه کشاورزان دشت مرودشت، و شکل گیری چالش های مدیریتی میان متولیان محوطه و ساکنان منطقه است. در این پژوهش، تمرکز روش شناسی بر شناسایی پیوندهای علّی میان تغییرات اقلیمی، افت منابع آب زیرزمینی، تداوم شیوه های سنتی کشاورزی و بروز مخاطراتی همچون فرونشست زمین قرار دارد. بدین منظور، از رویکردی کیفی مشارکتی بهره گرفته شده و بازیِ بینش به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده های اجتماعی، ادراکی و تجربی به کار رفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های مشارکت جامعه محور، جامعه شناسی محیطی و مدیریت ریسک تغییرات اقلیمی استوار است که جوامع محلی را کنشگران فعال در تولید دانش و تصمیم گیری می داند. یافته ها نشان می دهد که مخاطرات اقلیمی، به ویژه خشکسالی های طولانی مدت و بارندگی های شدید، علاوه بر تهدید مستقیم پایداری سازه های باستانی تخت جمشید، با تشدید فشار بر منابع آب و معیشت محلی، زمینه ساز تعارضات مدیریتی و کاهش کارآمدی اقدامات حفاظتی می شود. نتایج همچنین بر ماهیت درهم تنیده و متقابل آسیب پذیری محوطه و جوامع محلی تأکید دارد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که تدوین راهبردهای سازگاری پایدار بدون ارزیابی جامع آسیب پذیری و مشارکت فعال جوامع محلی امکان پذیر نیست. بر این اساس، بهبود زیرساخت های منطقه ای، ارتقای شیوه های کشاورزی پایدار، استقرار نظام های پایش مستمر و توانمندسازی جامعه محلی به عنوان راهکارهای کلیدی پیشنهاد می شود و همکاری هماهنگ میان جوامع محلی، نهادهای دولتی و سازمان های بین المللی شرطی اساسی برای حفاظت هم زمان از میراث فرهنگی، محیط زیست و معیشت در برابر پیامدهای فزاینده تغییرات اقلیمی قلمداد می شود.
۳۰۷۹۴.

تحلیل تأثیر پوشش گیاهی بر کاهش آلودگی هوا و سلامت با تأکید بر کیفیت زندگی در محدوده میدان بهارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
هدف: این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات پوشش سبز باغ نگارستان در منطقه ۱۲ تهران طی بازه زمانی ۱۳۲۱ تا ۱۴۰۴ و ارزیابی تأثیر آن بر کیفیت هوا، شیوع بیماری های تنفسی و قلبی-عروقی، و سلامت عمومی شهروندان انجام شد. روش ها: این مطالعه با تلفیق روش های کمی و کیفی، شامل تحلیل داده های تاریخی، تصاویر ماهواره ای به کمک شبیه سازی با نرم افزار آی-تری کنوپی، و پرسشنامه های میدانی با ۳۸۴ پاسخ دهنده انجام شد. داده ها با مدل های رگرسیون خطی تحلیل شدند تا ارتباط بین پوشش سبز، کیفیت هوا، و سلامت عمومی ارزیابی شود. یافته ها: تحلیل داده های تاریخی و شبیه سازی ها نشان داد که کاهش ۶۰٪ پوشش درختی باغ نگارستان از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۷۸ و بهبود نسبی به ۱.۴۱ هکتار در سال ۱۴۰۴، به افزایش غلظت ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون و ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون منجر شده است. پرسشنامه ها نگرانی بالای ساکنان نسبت به کاهش فضای سبز و تأثیر آن بر سلامت جسمی و روانی و تقاضای ۷۲٪ برای احیای باغ را تأیید کرد. سناریوهای افزایش ۳۵٪ و ۷۰٪ پوشش سبز به ترتیب کاهش ۲۴٪ و ۳۸٪ در غلظت ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون و کاهش ۱۸٪ و ۲۷٪ در نرخ مرگ ومیر را نشان داد. نتیجه گیری: پوشش سبز تاریخی مانند باغ نگارستان به عنوان زیرساخت طبیعی مقاومت پذیر نقش کلیدی در کاهش آلودگی هوا و بهبود سلامت عمومی دارد. هر ۱۰٪ افزایش پوشش سبز، نرخ مرگ ومیر را ۶٪ کاهش می دهد. این یافته ها ضرورت تلفیق سیاست های زیست محیطی و سلامت عمومی در برنامه ریزی شهری را برای احیای فضاهای سبز تاریخی و تحقق عدالت زیست محیطی برجسته می کند.  
۳۰۷۹۵.

واکاوی نقش معماری در دلبستگی مکانی زنان در مجتمع های مسکونی با بهره گیری از نظریه زمینه ای (نمونه موردی :مجتمع های مسکونی امید و اکباتان در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
مقدمه و هدف: دلبستگی مکانی، پیوند عاطفی و شناختی افراد با محیط زندگی شان است که نقشی کلیدی در رضایت و کیفیت زندگی ایفا می کند. این مفهوم به ویژه برای زنان که بخش عمده ای از زمان خود را در محیط مسکونی سپری می کنند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف اصلی از این پژوهش، تبیین نقش عوامل معماری در ایجاد حس دلبستگی مکانی در مجتمع های مسکونی مورد مطالعه است. روش تحقیق: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها از طریق ۴۳ مصاحبه عمیق با زنان ساکن در مجتمع های مسکونی جمع آوری شده و نمونه گیری به صورت اشباع نظری صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی، عملکردی، معنایی و اجتماعی در ایجاد دلبستگی مکانی نقش مهمی دارند. اما در مجتمع های مسکونی اکباتان یافته ها نشان دهنده تأثیر قابل توجه جنبه های عملکردی و کالبدی بوده است ، عواملی همچون طراحی ارگونومیک واحد های مسکونی ، نورپردازی مناسب و ارتباط نزدیک با طبیعت.در مجتمع های مسکونی امید علاوه بر رعایت نکات فیزیکی، تأکید ویژه ای بر مولفه های روان شناختی صورت گرفته است.یافته ها نشان می دهد حضور امکانات رفاهی و اجتماعی،طراحی مطلوب محیط و ارتباط نزدیک با طبیعت در میان زنان، موجب افزایش دلبستگی و احساس تعلق شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تدوین اصول طراحی معماری با هدف تقویت حس دلبستگی مکانی در زنان به کار رود. این مطالعه راهکارهایی را برای معماران و طراحان ارائه می دهد تا با توجه به نیازهای روانی و اجتماعی زنان، محیط های مسکونی مطلوب تری ایجاد کنند.
۳۰۷۹۶.

نقش مداخلات منظرین در ارتقاء کیفیت محیط زندگی سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه تطبیقی نمونه های جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
اهداف: سکونتگاه های غیررسمی در دهه های اخیر، با طیف گسترده ای از محرومیت های محیطی، زمینه ساز آسیب های اجتماعی در فضای شهری هستند و نیازمند نگرشی همه جانبه جهت ساماندهی می باشند. در سال های اخیر رویک رد منظ ر، ب ه س بب دی دگاه جام ع و تبیی ن پارادایم ه ای ن و در ب از تعری ف رابط ه انس ان و محی ط، با دو ویژگی کل نگری و زمینه گرایی م ورد توج ه ق رار گرفت ه اس ت. لذا این امر که چگونه می توان با این رویکرد به ارتقاء کیفیت محیط این سکونتگاه ها پرداخت، نیازمند شناخت راهکارهای موثر از باب پاسخگویی به محرومیت های محیطی این محلات است. روش ها: روش شناسی مقاله حاضر کیفی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. داده های آن نمونه هایی از محلات غیررسمی ساماندهی شده است که اقدامات منظری مرتبط با کیفیت محیطشان به صورت کیفی و توصیفی با رویکرد مقایسه تطبیقی تحلیل شده و بهترین راهکار برای پاسخ به این مشکلات بیان گردیده است. یافته ها: این پژوهش با بررسی و تحلیل انواع روش های مداخلات منظرین در چند نمونه از محلات غیررسمی موفق ساماندهی و توانمندسازی شده، بهترین نمونه ها و راهکارها را به عنوان الگویی در طرح های ساماندهی محلات غیررسمی معرفی می کند. نتیجه گیری: با بررسی مشکلات اساسی هر نمونه و اقداماتی که در پاسخ با آن ها بیان شد می توان دریافت که بازآفرینی منظر سکونتگاه های غیررسمی باید بر اساس شناسایی مشکلات بومی، بهره گیری از ظرفیت های محلی و تدوین راهبردهای زمینه محور صورت گیرد و با شناسایی مولفه های محیطی مرتبط و نگاهی کل نگر به محیط و منظر آن ها، مناسب ترین پاسخ را به معضلاتشان داد.
۳۰۷۹۷.

طراحی فیجیتال در صنعت جواهرات: فرصت ها، چالش ها و بازتعریف تجربه مشتری لوکس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
این پژوهش به بررسی نقش و پیامدهای طراحی فیجیتال در صنعت جواهرات می پردازد و تلاش می کند تا فرصت ها، چالش ها و تأثیرات آن را بر بازتعریف تجربه مشتری لوکس تحلیل کند. هدف اصلی مطالعه، بیان نحوه همگرایی ابعاد فیزیکی و دیجیتالی در طراحی، تولید و بازاریابی جواهرات و بررسی اثر آن بر درک ارزش، اعتماد و تجربه احساسی مشتریان است. همچنین با معرفی و تحلیل نمونه های موفق بین المللی، پژوهش حاضر در پی آن است تا مسیر پیاده سازی و بومی سازی این فناوری در صنعت جواهرات ایران را هموار سازد .این مطالعه با رویکرد کیفی اکتشافی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق تحلیل نظام مند منابع علمی، گزارش های صنعتی و بررسی محتوای دیجیتال برندهای پیش رو گردآوری و با روش تحلیل مضمونی بررسی شدند. نتایج نشان می دهد برندهای خارجی از فناوری هایی چون واقعیت افزوده (AR) برای امتحان مجازی و پلتفرم های طراحی سه بعدی برای شخصی سازی استفاده می کنند که موجب ارتقای تعامل، اعتماد و تجربه خرید می شود. همچنین فناوری های بلاکچین و NFT با تضمین اصالت کالا و شفافیت زنجیره ارزش، اعتماد مشتری را تقویت می کنند .در کنار این مزایا، چالش هایی چون هزینه های بالا، نیاز به تخصص فنی، مقاومت فرهنگی و خطر تضعیف حس لوکس بودن نیز شناسایی شد. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که موفقیت در به کارگیری طراحی فیجیتال در گرو ایجاد تعادل میان اصالت فیزیکی و نوآوری دیجیتال است، به گونه ای که فناوری مکمل تجربه هنری و عاطفی جواهرات باشد. این یافته ها می تواند مبنایی برای توسعه استراتژی های فیجیتال در برندهای ایرانی و گذار هوشمند به آینده ای هیبریدی فراهم آورد.
۳۰۷۹۸.

بررسی و تبیین ویژگی های معماری مدرسه های تاریخی قزوین، ایران (نمونه های موجود دوره های صفوی و قاجار)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۵
شهر قزوین در بیشتر دوره های اسلامی یکی از مهم ترین مراکز تولید و گسترش علوم دینی و مهد پرورش عالمان و مجتهدان بزرگ و نام آوری بوده است. پیشینه شکل گیری و رونق ساخت مدارس و نهادهای آموزشی در این شهر به قرن چهارم هجری باز می گردد. ساختمانِ مدرسه به عنوان یک بنای مستقل آموزشی، نتیجه تلاش های گسترده ای بود که با هدف ایجاد فضایی مجزا برای آموزش و اسکانِ طلاب مستقل از مسجد   و جبران محدودیت های کانون های آموزشی پیش از مدرسه شکل گرفت. با این همه برخی مساجد کارکرد آموزشی خود را به طور کامل از دست نداند و ارتباط کالبدی و عملکردی آن ها با مدارس تداوم یافت. از همین رو مسجد مدرسه ها نمونه ای برجسته از این تعامل در معماری تاریخی ایران به شمار می آیند و پس از مساجد، در زمره ارزشمندترین بناهای معماری دوره اسلامی ایران محسوب می شوند. این بناها با هدف پاسخ گویی به نیازهای آموزشی، سکونتی و عبادی طراحی شده و از منظر معماری و ساماندهی فضایی واجد اهمیت و ارزش قابل توجهی هستند. شهر قزوین با پیشینه ای غنی در مدرسه سازی، به ویژه در دوره پایتختی صفوی و بعدها در دوره قاجار و با برخورداری از مجموعه ای ارزشمند از مدارس تاریخی برجای مانده، جایگاهی مهم را در مطالعه معماری مدارس تاریخی ایران دارد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعه میدانی و مشاهده مستقیم، به تحلیل عناصر کالبدی و الگوهای ساماندهی فضایی مدارس تاریخی قزوین و مقایسه آن ها با نمونه های مشابه در معماری ایران می پردازد. بررسی نقشه ها، مشاهدات میدانی و ادراک مستقیم فضا مبنای تحلیل ها را تشکیل می دهد. یافته ها نشان می دهد که مدارس تاریخی قزوین واجد الگوهای فضایی مشخص و تکرار شونده ای هستند که شناخت آن ها می تواند در بازشناسی اصول اصیل معماری مدارس تاریخی ایران مؤثر باشد.
۳۰۷۹۹.

برنامه ریزی برای مناظر طبیعی و ساحلی تاب آور در برابر تغییرات اقلیمی در جنوب غرب آسیا: درس های استرالیا برای دولت های محلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
چشم اندازهای ساحلی و سبز در شهرهای جنوب غرب آسیا با فشار فزاینده توسعه، حاکمیت چندپاره و مخاطرات مرتبط با تغییرات اقلیمی مواجه اند. نظام های برنامه ریزی شهری در ایران و امارات متحده عربی اغلب از ابزارهای یکپارچه قانونی–راهبردی برای مواجهه با سیلاب، فرسایش، گرما و تخریب بوم شناختی بی بهره اند. ایالت ویکتوریا (استرالیا) الگوی متفاوتی ارائه می دهد که در آن سیاست های راهبردی و ابزارهای قانونی در چارچوبی واحد و شفافِ برنامه ریزی عمل می کنند. این پژوهش به تحلیل تطبیقی نظام های برنامه ریزی در ایران، امارات و سه شهر ساحلی کوچک در ویکتوریا—وارنامبول، پورت کمپبل و لورن—می پردازد. معیارهای انتخاب شامل: (۱) وجود محیط های ساحلی حساس، (۲) فشار قابل مشاهده توسعه، (۳) تعارضات ثبت شده کاربری زمین و (۴) دسترسی به داده های قانونی برنامه ریزی بوده است. داده ها شامل بازدیدهای میدانی شهرهای ویکتوریا در سال های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴، بررسی ده نقشه/برنامه قانونی، تحلیل سه طرح برنامه ریزی شهری و کدگذاری موضوعی ابزارهای برنامه ریزی مرتبط با مدیریت محیط زیست است. یافته ها نشان می دهد که در ایران و امارات، چندپارگی قابل توجهی در حکمرانی وجود دارد؛ به گونه ای که شهرداری ها از سازوکارهای قانونی لازم برای اجرای راهبردهای بالادستی مانند «طرح های مدیریت خط ساحلی» برخوردار نیستند. در مقابل، شهرداری های ویکتوریا از ابزارهایی مانند پوشش ها (Overlays)، پهنه ها (Zones)، برنامه های مشارکت در توسعه (DCP) و مشارکت در فضای باز عمومی (POSC) برای تلفیق مدیریت مخاطرات، حفاظت از منظر و ارزش های محیط زیستی در تصمیم گیری های روزمره صدور مجوز بهره می گیرند. «مقررات برنامه ریزی ویکتوریا» (VPP) نشان می دهد که چگونه نظام های یکپارچه قانونی–راهبردی می توانند شفافیت، هماهنگی میان نهادها و تاب آوری محیط زیستی را بهبود بخشند. درس های قابل اقتباس برای ایران و امارات شامل به کارگیری ابزارهای قانونی مبتنی بر نقشه، واردکردن پوشش های مخاطره، تقویت اختیارات نهادهای محلی و ادغام داده های محیط زیستی میان رشته ای در تصمیمات شهرداری ها است. پژوهش های آینده باید پیامدهای بوم شناختی بلندمدت را ارزیابی کرده و محدودیت های حکمرانی مؤثر بر انتقال پذیری این الگو را بررسی کنند.
۳۰۸۰۰.

بازشناسی اخلاق بازسازی آرایه های معماری در جنوب غربی آسیا: مطالعه موردی میراث پسا- جنگ در ایران و سوریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
این مقاله با به چالش کشیدن موضع منفی رایج در اسناد بین المللی حفاظت، به بررسی جایگاه اخلاقی بازسازی آرایه های تزئینی در بناهای تاریخی خاورمیانه می پردازد. نویسنده استدلال می کند که در بستر فرهنگی-اجتماعی این منطقه، بازسازی در شرایط خاص نه تنها مجاز، بلکه از نظر اخلاقی ضروری است. این پژوهش با اتخاذ رویکردی کیفی و روش مطالعه موردی چندگانه، پروژه های شاخص بازسازی در ایران (مسجد عتیق اصفهان، خانه امام جمعه تهران) و سوریه (پالمیرا، بازار حلب) را بررسی می کند. مبانی نظری تحقیق، ترکیبی از مباحث فلسفی اخلاق، اسناد بین المللی (مانند منشور ونیز) و اسناد منطقه ای (مانند منشور شارجه) است. یافته ها نشان می دهد که تأکید صرف بر «اصالت مادی» در نظریه های مرسوم حفاظت برای مواجهه با میراث زنده و پویای خاورمیانه ناکافی است. بازسازی زمانی از پشتوانه اخلاقی برخوردار است که تداوم فرهنگی، کارکرد اجتماعی و خاطره جمعی را در کنار اصالت کالبدی مورد توجه قرار دهد. نمونه های موفق، بر اهمیت مشارکت جامعه محلی، به کارگیری فنون سنتی و مستندسازی شفاف در توجیه اخلاقی بازسازی تأکید دارند. در نتیجه، تدوین یک چارچوب اخلاقی بوم محور برای بازسازی در خاورمیانه که میان اصالت مادی و ضرورت های اجتماعی-فرهنگی توازن برقرار کند و بازسازی را به مثابه ابزاری برای تقویت تاب آوری فرهنگی و التیام جوامع پسا جنگ به رسمیت بشناسد، ضروری تشخیص داده شد. اصولی همچون «اصالت کارکرد»، «حق ارث فرهنگی» و «شفافیت در مستندسازی» می تواند راهنمای عمل این چارچوب باشد.        

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان