۱.
آیین زار یکی از کهن ترین آیین های درمانی در جنوب ایران است که ریشه در باورهای فرهنگی و معنوی جوامع این منطقه، به ویژه جوامع آفریقایی تبار، دارد. این آیین با هدف بیرون راندن ارواح خبیثه از بدن افراد مبتلا به ناراحتی های روانی و جسمی، از طریق موسیقی، رقص و مراسم جمعی، به بازگرداندن تعادل معنوی کمک می کند. زار فضایی برای مواجهه با مسائل تروما، حاشیه نشینی و هویت، به ویژه برای زنان، فراهم می آورد. در سینمای معاصر ایران، این آیین در آثار مختلفی بازنمایی شده است که ازجمله آن ها می توان به مستند «باد جن» (۱۳۴۸) به کارگردانی ناصر تقوایی اشاره کرد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه بدن آیینی مری داگلاس که آیین ها را به عنوان ابزاری برای تنظیم نظم اجتماعی از طریق مدیریت بدن و مرزهای آن معرفی می کند، به تحلیل بازنمایی آیین زار در این مستند می پردازد. هدف این مطالعه، بررسی ساختار و معنای آیین زار، اهمیت فرهنگی و اجتماعی آن و شیوه بازنمایی آن در سینمای معاصر ایران است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل اسنادی، مشاهده دقیق فیلم و رویکرد توصیفی-تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند که «باد جن» آیین زار را به عنوان یک سنت محلی و همین طور به عنوان یک ساختار نمادین و اجتماعی برای مدیریت بی نظمی، طرد و بازپیوستن به جامعه به تصویر می کشد. انتخاب های زیبایی شناختی فیلم، مانند روایت شاعرانه، تدوین ریتمیک، موسیقی سنتی و میزانسن نمادین، تجربه ای چندحسی را خلق می کند که بازتاب دهنده ماهیت تجسدی آیین زار است. همچنین، این مستند با برجسته کردن نقش زنان به عنوان راهنمایان معنوی و سوژه های شفابخشی، به کنشگری زنان در بستری مردسالارانه اشاره دارد. درنهایت، این پژوهش استدلال می کند که «باد جن» نمونه ای برجسته از چگونگی حفظ و تحول آیین های سنتی از طریق بازنمایی سینمایی است. این فیلم، با پیوند سنت و مدرنیته، نشان می دهد که آیین زار همچنان به عنوان یک مکانیزم معنابخش در جامعه معاصر ایران عمل می کند.
۲.
نظریه دو عاملی هیجان شاختر و سینگر یک مدل روان شناختی برای درک تأثیرگذاری محیط در ایجاد هیجانات، بدون آگاهی به منبع شناخت برای درک ساختار و انتخاب هیجاناتی مانند ترس، خشم، غم و شادی و شناخت نشانه های عاطفی ایجاد شده است. برخی از موضوعات و داستان های ادبی در بن مایه های فرهنگی مردم با تأثیر از این نظریه و تحت شرایط محیطی و تأثیرات فیزیولوژیکی هیجانی ایجاد شده اند. یکی از این داستان ها، قصه شیخ صنعان و دختر ترسا است که به دلیل جذابیت داستان و برخورداری از عناصر داستانی بارها مورد توجه نقاشان قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی سازوکار تأثیرگذاری نقش دوعاملی هیجان شاختر و سینگر در چهارچوب معناشناختی شخصیت شیخ صنعان در اشعار عطار و بازتاب آن در نقاشی های اتاق نقاشی قلعه چالشتر است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است: 1. طبق نظریه دوعاملی هیجان، رفتار شیخ صنعان چه برانگیختگی فیزیولوژیکی داشته 2. تأثیر هیجان ناشی از آن چگونه بوده است؟ آنچه مشخص است هیجانی ناشی از تأثیر محیط و ایجاد برانگیختگی فیزیولوژیکی در دیدار شیخ صنعان و دختر ترسا و ایجاد یک سرخوشی آنی و دلباختگی، بدون شناخت منبع اصلی ایجاد شده است. در انتهای داستان و نقاشی، شیخ طی شناخت منبع هیجانی بر اساس مکانیسم جبران حاصل از رسیدن به خودآگاهی که نتیجه شناخت او از هیجانات خود است به بالغ خود بازگشته و به اصلاح رفتار و جایگاه ساختار اجتماعی خود در جامعه باز می گردد. هدف اصلی در این پژوهش تبیین ساختار معنی و مفهوم هیجان های با منبع ناشناخته تأثیرپذیر از محیط و عدم انتخاب آگاهانه در نوع برخورد با آنان است. در داستان شیخ صنعان نیز شخصیت اصلی با تجربیات عاطفی و تغییرات درونی مواجه می شود و تفسیر او از عشق و شرایط اجتماعی بر احساساتش تأثیر می گذارد در نتیجه، می توان نتیجه گرفت که تجربیات عاطفی و تفسیر شناختی به طور مشترک در زندگی انسانی و ادبیات، نقشی اساسی ایفا می کنند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات بر اساس منابع کتابخانه ای و میدانی است.
۳.
ژانر وحشت یکی از ژانرهای پرچالش و در عین حال پرطرفدار سینمایی است که توانسته است مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. این مقاله به بررسی بازنمایی آموزه های مسیحی در مجموعه فیلم های احضار از منظر تحلیل گفتمان و نشانه شناسی فرهنگی می پردازد. با تکیه بر نظریه های میشل فوکو (قدرت/دانش)، نورمن فرکلاف (تحلیل گفتمان انتقادی)، و نشانه شناسی فیلم، این پژوهش نشان می دهد که چگونه این فیلم ها مفاهیمی مانند شیطان، نجات، ایمان، و تقدس را در قالب ژانر وحشت بازتولید می کنند. پرسش اصلی این است که این بازنمایی ها چه گفتمان هایی درباره رابطه ایمان و ترس در دنیای مدرن شکل می دهند. یافته ها حاکی از آن است که احضار با تأکید بر دوگانه های خیر/شر، بدن زنانه به عنوان عرصه نبرد معنوی، و آیین های دینی مانند جن گیری، گفتمان سنتی مسیحیت را در تقابل با سکولاریسم تقویت می کند. همچنین، این فیلم ها از طریق ابزارهای سینمایی (نورپردازی، موسیقی، نمادگرایی) تجربه ترس را به تجربه ایمان گره می زنند. این پژوهش نشان می دهد که ژانر وحشت می تواند به مثابه رسانه ای برای بازگشت امر قدسی در فرهنگ پسامدرن عمل کند.
۴.
پژوهش حاضر با هدف تفسیر معنای نمادین روبان معکوسِ متصل به کمان شاهی در بشقاب های سیمین ساسانی و تبیین ارتباط آن با ایزد «وای» و بازخوانی اسطوره «آرش کمانگیر» انجام شده است. در این چارچوب، سؤال اصلی پژوهش آن است که ایزد وای و اسطوره آرش چگونه در تصویری نگاری بشقاب های سیمین ساسانی بازنمایی شده اند و چه لایه های نمادین و سیاسی در پسِ جهت معکوس روبان کمان شاهی نهفته است؟ برای پاسخ به این پرسش، الگوی هرمنوتیک فریدریش شلایرماخر به عنوان روش تحلیلی به کار گرفته شده است؛ رویکردی که با تأکید بر فهم لایه های زبانی نمادین تصویر، بازسازی بستر تاریخی و کشف مقصود «مؤلف تصویری»، امکان ارائه تفسیر دقیق تری از نشانه های بصری را فراهم می سازد. در سنت الهیات سیاسی ساسانی، هنر ابزاری بنیادین برای مشروعیت بخشی به قدرت شاهی بوده و انتخاب آگاهانه نمادها واجد پیام های سیاسی دینی است. در میان آثار فلزی موجود، تنها شاه و ولیعهد با کمان و تیر نمایش یافته اند؛ امری که از منظر نشانه شناسی پیوندی تلویحی با اسطوره آرش برقرار می کند. یکی از عناصر کلیدی این بازنمایی، روبان کوچک و بادخورده ای است که برخلاف جهت دیگر روبان های تصویر، در جهتی مخالف وزیده شده و معنایی فراتر از یک نقش تزیینی دارد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعه منابع مکتوب و بررسی میدانی ده بشقاب سیمین انجام شده است؛ آثاری که براساس سه معیار وجود کمان و تیر، حضور پیکره شاه شکارگر و نمود روبان انتخاب گردیده اند. تحلیل هرمنوتیکی نشان می دهد که روبان معکوس، تجسم بصری نیروی الهی «وای» است؛ ایزدی که در دوره ساسانی احیا شده و حضور او در هنر از طریق عناصر بادگونه قابل شناسایی است. یافته ها نشان می دهد که این نشانه، نیروی حمایتی وای را در هدایت تیر شاهی مجسم ساخته و صحنه شکار را به بازآفرینی آیینی سیاسی اسطوره آرش بدل می کند. در نتیجه، بشقاب های سیمین ساسانی را می توان «متونی بصری» دانست که در آن اسطوره، الهیات و سیاست در ساختاری یکپارچه و هدفمند ادغام شده اند.
۵.
این پژوهش به بررسی نقش و پیامدهای طراحی فیجیتال در صنعت جواهرات می پردازد و تلاش می کند تا فرصت ها، چالش ها و تأثیرات آن را بر بازتعریف تجربه مشتری لوکس تحلیل کند. هدف اصلی مطالعه، بیان نحوه همگرایی ابعاد فیزیکی و دیجیتالی در طراحی، تولید و بازاریابی جواهرات و بررسی اثر آن بر درک ارزش، اعتماد و تجربه احساسی مشتریان است. همچنین با معرفی و تحلیل نمونه های موفق بین المللی، پژوهش حاضر در پی آن است تا مسیر پیاده سازی و بومی سازی این فناوری در صنعت جواهرات ایران را هموار سازد .این مطالعه با رویکرد کیفی اکتشافی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق تحلیل نظام مند منابع علمی، گزارش های صنعتی و بررسی محتوای دیجیتال برندهای پیش رو گردآوری و با روش تحلیل مضمونی بررسی شدند. نتایج نشان می دهد برندهای خارجی از فناوری هایی چون واقعیت افزوده (AR) برای امتحان مجازی و پلتفرم های طراحی سه بعدی برای شخصی سازی استفاده می کنند که موجب ارتقای تعامل، اعتماد و تجربه خرید می شود. همچنین فناوری های بلاکچین و NFT با تضمین اصالت کالا و شفافیت زنجیره ارزش، اعتماد مشتری را تقویت می کنند .در کنار این مزایا، چالش هایی چون هزینه های بالا، نیاز به تخصص فنی، مقاومت فرهنگی و خطر تضعیف حس لوکس بودن نیز شناسایی شد. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که موفقیت در به کارگیری طراحی فیجیتال در گرو ایجاد تعادل میان اصالت فیزیکی و نوآوری دیجیتال است، به گونه ای که فناوری مکمل تجربه هنری و عاطفی جواهرات باشد. این یافته ها می تواند مبنایی برای توسعه استراتژی های فیجیتال در برندهای ایرانی و گذار هوشمند به آینده ای هیبریدی فراهم آورد.
۶.
اساطیر نقش مهمی در فضای فرهنگی و اجتماعی جوامع دارند و قرآن کریم رویکردی منفی به اسطوره ها دارد. نسخه خاوران نامه یکی از متون ادبی از نوع حماسه دینی است که ابن حسام خوسفی در دوران اسلامی، در مورد شأن و شخصیت حضرت علی(ع) سروده است. نگاه اسطوره زدایانه قرآن و نیز سرودن اشعاری اساطیری در مورد حضرت علی(ع) توسط ابن حسام خوسفی که شخصیتی متدین و متعهد به موازین اسلامی و آموزه های قرآنی است؛ ضرورت انجام پژوهش را ایجاب می نماید. همچنین شناسایی علل ورود اساطیر به متن خاوران نامه، هدف پژوهش است و پرسش ها عبارتند از: علل ورود اساطیر به متن خاوران نامه چیست؟ در این پژوهش اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی و تصویری به شیوه توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی بررسی شده و نمونه های پژوهش شامل 9 نگاره از نسخه خاوران نامه(آثار فرهاد نقاش) با موضوع جنگ های حضرت علی(ع) با موجودات افسانه ای و اژدها است که با متن خاوران نامه مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد ابن حسام با اقتباس از شاهنامه به عنوان منبعی اساطیری، عقاید توحیدی دین اسلام را با محوریت قراردادن شخصیت امام علی(ع) در متن خاوران نامه در قالب مفاهیمی اساطیری به اسطوره زدایی تدریجی اقدام نموده و حضرت علی(ع) را به عنوان الگوی انسان کامل به جامعه معرفی می کند و این موضوع بر تبلیغی بودن خاوران نامه تأکید دارد.