لیلا مقیمی

لیلا مقیمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

چارچوبی برای طراحی معماری داخلی، با دریافتی از حکمت اسلامی؛ رهیافتی به آموزش طراحی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
معماری داخلی را میتوان اثربخش ترین وجه مکان بر زندگی انسان دانست. چراکه تجربه زندگی انسان در فضای داخلی شکل می گیرد، در حالی که فرم بیرونی تنها دیده می شود. بنابراین کیفیت بخشی به معماری داخلی به طور مستقیم بر سبک زندگی ساکنان اثر می گذارد. اگر هدف معماری اسلامی ایجاد مکان مناسب برای زندگی شایسته (حیات طیبه) باشد، لازم است اصول و روش هایی برای ساماندهی این فضاها کشف و در طراحی به کاررود تا آثار «معماری اسلامی» شکل یابد؛ اصولی که ریشه در «حکمت نظری و عملی اسلام» دارند تا زندگی مسلمانانه را تسهیل کنند. در گام دوم انقلاب، برای ساختن تمدن نوین اسلامی-ایرانی، تولید علم در این راستا اهمیت دارد. هدف این پژوهش ارائه چارچوبی برای طراحی مکانی با کیفیت مذکور است که به «مکان طیّبه» تبدیل گردد. مکانی لذت بخش و رشدافزا. پرسش اصلی این است که «فرآیند طراحی معماری داخلی با چنین رویکردی چگونه است؟» برای پاسخ، چهار مسیر تحقیق مکمل و موازی دنبال می گردد: (1) ارائه فرضیه چهار مرحله ای: هدف گذاری، صورت بخشی، حیات بخشی و معنابخشی، با روش مستندسازی تجربیات نگارندگان در «تحقیق، تدریس و طراحی-داخلی»(2) استخراج آموزه های اسلامی از انسان شناسی، هستی شناسی، فقه و حقوق اسلامی با روش تفقه و اجتهاد معمارانه؛ (3) ارزیابی فرضیه و تکمیل آن از طریق تحلیل محتوا در منابع مکتوب و مصنوع معماری داخلی؛ (4) برای ارزیابی فرضیه و تکمیل آن، یافته های سه گام پیش، با روش تحلیل محتوا بررسی و طی تطبیق با فرضیه، معیاری برای ارزیابی آن شدند. نتیجه تحقیق ضمن تأیید و اثبات فرضیه، موجب غنی سازی و تکمیل آن بعنوان راهکاری برای فرایند طراحی داخلی گردید.
۲.

ارزیابی شاخص های یکپارچگی میراث شهری با استفاده از فرایند تحلیل شبکه (ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۴۴
مفهوم «یکپارچگی» در فهرست میراث جهانی یونسکو به عنوان یکی از شرایط ثبت مکان های فرهنگی برگزیده شده است. در شهرهای تاریخی زنده، که پویا هستند و در معرض تغییر قرار دارند، استفاده از چنین مفاهیم انتخابی، بسیار پیچیده است و نامشخص بودن ابعاد مرتبط با آن، ضرورت چنین پژوهش هایی را فراهم می کند. به عبارت دیگر، ابعاد و عوامل یکپارچگی می تواند به عنوان یکی از مهم ترین ابزارها در برنامه ریزی و سیاست گذاری های میراث شهری استفاده شود. گستردگی و تنوعِ شاخص های یکپارچگی ایجاب می کند تا این شاخص ها برحسب نقش و عملکردشان مورد توجه قرار گیرند، که به طور مشخص هریک دارای ارزش متفاوتی از یکدیگر هستند. لذا این پژوهش با فرض یکسان نبودن وزن معیارها، زیرمعیارها و شاخص های یکپارچگی میراث شهری و با هدف شناخت و ارزیابی آن ها انجام شده است، برای رسیدن به این هدف ابتدا با مطالعات نظری، دسته بندی عوامل مرتبط با یکپارچگی میراث شهری انجام پذیرفته، سپس از مدل تحلیل شبکه(ANP) با پیش فرض روابط درونی میان زیرمعیار های تحقیق و برای انعکاس ارتباطات متقابل میان زیرمعیارها، از روش DEMATEL استفاده شده است. پژوهش از نوع اکتشافی بوده که به لحاظ روش، تحقیق توصیفی-تحلیلی است. بر این اساس پس از ارزیابی شاخص ها با استفاده از مدل تحلیل شبکه، این نتیجه به دست می آید که «حفظ شواهد و نمونه های معتبر یک یا چند دوره خاص»، «ارتباط وضعیت فعلی با عملکرد گذشته»، «ارتباط وضعیت فعلی با طرح اصیل اولیه»، «استفاده اقتصادی از عملکرد و کاربرد دارایی های میراث»، «در نظر گرفتن نیازها و مشارکت جامعه محلی در حفظ منطقه» بیشترین وزن و درنتیجه، بیشترین تأثیر را در بین شاخص های یکپارچگی میراث شهری داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان