ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۶۲۱ تا ۳۰٬۶۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۶۲۱.

تبیین ارزش های انسانی مرتبط با محصولات؛ راهکاری برای توسعه کیفی طراحی محصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
ارزش های انسانی تنها مفهومی مرتبط با انسان ها نیست، بلکه اشیا و فناوری های پیرامونی انسان نیز در شکل گیری سیستم ارزشی انسان ها نقش مؤثری ایفا می کنند؛ هرچند توجه به اهمیت ارزش های انسانی در طراحی محصولات رو به افزایش است، حتی رویکردهای طراحی مبتنی بر ارزش روشی آگاهانه برای شناسایی ارزش های محصولات ارائه نمی دهند. با در نظر گرفتن این کمبود در طراحی حساس به ارزش، چارچوب جامع ارزش های انسانی بر پایه تحقیقات نظری و آماری گسترده شکل گرفته و حدود 200 ارزش انسانی را در 9 گروه ارزشی مرتبط با جنبه های مختلف زندگی انسان گردآوری نموده است. در مقاله حاضر با هدف مطالعه تأثیر به کارگیری این چارچوب در فرایند شناسایی ارزش های انسانی مرتبط با محصولات و فناوری های مختلف، ابتدا یک پژوهش کیفی برای آشنایی با موضوع انجام شد، سپس یک پژوهش کمی مبتنی بر پرسش نامه انجام شد که در آن شرکت کنندگان، ارزش های مرتبط با سه نمونه اسباب بازی پرطرفدار در دوره های مختلف شامل لگو، عروسک باربی و مکعب روبیک را یک بار بدون پیش زمینه و بار دیگر با واسطه گروه های ارزشی و ارزش های کلیدی چارچوب جامع ارزش های انسانی مشخص کردند. در این پژوهش از آزمون تی استیودنت برای مقایسه میانگین پاسخ شرکت کنندگان و تعیین ارزش های مؤثر برای هر اسباب بازی و نیز از تحلیل رگرسیون برای سنجش تأثیرات متغیرها با در نظر گرفتن روابط هم زمان آن ها بر یکدیگر استفاده شد. نتایج این تجربه نشان داد که به کارگیری این چارچوب برای بیان دیدگاه شرکت کنندگان در مورد ارزش های انسانی مؤثر است و نگاه ایشان را در مورد ارزش های متنوع مرتبط با جنبه های مختلف زندگی گسترش می دهد.
۳۰۶۲۲.

فضای عمومی در سنت های برنامه ریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
فضاهای عمومی نقش بسزایی در حیات شهرها داشته و در دستیابی شهرها به کیفیت زیست مناسب و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مؤثرند. برنامه ریزی فضاهای عمومی در زمینه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی و باتوجه به سنت برنامه ریزی متفاوت است. چگونگی تاثیر سنت های برنامه ریزی بر فضاهای عمومی، سوال پژوهش است که درک آن از حلقه اتصال دو مفهوم فوق میسر است. "منافع عمومی" که مورد توجه همه سنت های برنامه ریزی بوده و با موضوع فضای عمومی همپوشانی دارد، نقطه اتصال دو مفهوم فوق است. پژوهش با تحلیلی نظری به معیارهای فضای عمومی و مطالعه سنت های برنامه ریزی پرداخته و با استفاده از ماتریسی تقاطعی، سنت های برنامه ریزی را در ارتباط با فضای عمومی مقایسه می کند. این معیارها عبارتند از نقش دولت، عرصه عمومی، پویایی، تکثر، اهداف اجتماعی و مشارکت. تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های سنت های برنامه ریزی، بکارگیری رویکردهای متفاوتی را (عدم کفایت هیچ کدام از رویکردها به تنهایی) برای رسیدن به اهداف اجتماعی می طلبد که با توجه به شرایط و زمینه ساختاری تعیین می شود. فضای عمومی با داشتن ویژگی های چندوجهی، بستر تعاملات اجتماعی و تنوع و تکثر منافع، ارتباط بیشتری با سنت های برنامه ریزی مشارکتی دارد که به اهداف غیرکالبدی و اجتماعی می پردازند. سنت های برنامه ریزی با رویکردهای مشارکتی به گروه های متنوع و اهداف متکثر توجه داشته و شیوه های ارتباطی و مشارکتی را در فرایندهای برنامه ریزی به کار می گیرند. برنامه ریزی شهری در ایران نیازمند تغییر رویکرد به روش های مشارکتی است که در آنها تنوع و پویایی زندگی شهری در فضای عمومی مورد تاکید است.
۳۰۶۲۳.

ارزیابی تطبیقی ضرباهنگ های زندگی همگانی در میدان لستر و میدان تایمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
بیان مسئله: در مطالعات مربوط به محتوای اجتماعی عرصه های عمومی، دو بینش متفاوت مطرح است: نخست، رویکردی که بر شباهت الگوهای رفتاری تکرارشونده میدان ها تأکید دارد و دوم، رویکردی که با تمرکز بر پیچیدگی و بی نظمی زندگی همگانی، الگوهای رفتاری را غیرتکراری و وابسته به زمینه تلقی می کند. هدف پژوهش: این پژوهش با تلفیق دو دیدگاه فوق الذکر از یک سو در پی آن است مؤلفه ها و عوامل مؤثر در ضرباهنگ های عام زندگی همگانی (الگوهای رفتاری عام) را شناسایی و آن ها را در دو فضای عمومی نمادین -میدان لستر و میدان تایمز- بررسی کند و ازسوی دیگر، تفاوت ها در کیفیت تحقق برخی از الگوهای کلیدی فعالیت در این فضاها را تحلیل کند. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی با رویکرد تطبیقی است. بدین معنا که ابتدا به صورت توصیفی، مؤلفه ها و عوامل مؤثر در ضرباهنگ های زندگی همگانی استخراج شدند و سپس با رویکرد تطبیقی، دو میدان لستر و تایمز ارزیابی و مقایسه شدند. دراین راستا، داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای-اسنادی و آرشیو تصاویر آژانس های فیلم و عکس گردآوری شدند؛ در مرحله تحلیل، در چارچوب روش های کیفی، از تکنیک های ردگیری در عکس و فیلم، کدگذاری براساس نوع و مکان وقوع فعالیت ها و تبدیل به نقشه کردن ازطریق شناسایی الگوهای رفتاری تکرارشونده توسط شمارش بسامد فعالیت ها، استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که هر دو میدان، تاحدی با ویژگی های عرصه های عمومی حضورپذیر، سرزنده و سورانگیز هم خوانی دارند؛ بااین حال، کیفیت بروز این ویژگی ها متفاوت است. میدان لِستر در بُعد سورانگیزی، به واسطه اجراهای هنری خیابانی خودانگیخته، ضرباهنگ هایی پویا و متنوع دارد؛ درحالی که اجراهای هنری خیابانی در میدان تایمز عمدتاً ماهیتی برنامه ریزی شده دارند که نشان دهنده ضرباهنگ هایی محدودتر و تحت کنترل تر در تجربه سورانگیزی آن است.
۳۰۶۲۴.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۲
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.
۳۰۶۲۵.

دسته بندی مبانی نظری معماری و شهرسازی مبتنی بر لایه ها، راهبرها و ویژگی های شاخص ماهیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: پژوهش حاضر به مسئله ای بنیادین در معماری و شهرسازی می پردازد که ناشی از دشواری شناخت و دسته بندی مبانی نظری به دلیل گستردگی مفاهیم، پیچیدگی تعاریف و ابهام در روابط متقابل آن ها با مداخلات محیطی است. این وضعیت موجب محدودیت در انتخاب و انطباق نظریات با نیازهای طراحی و تصمیم گیری های محیطی شده و ضرورت ارائه شاخصی شفاف و کارآمد را دوچندان کرده است. هدف پژوهش: تدوین چارچوبی تحلیلی بر پایه شاخص ماهیت شناسانه برای تفکیک مبانی نظری براساس توان بالقوه (نقش شناختی) و بالفعل (نقش میانجی گری) و سازمان دهی آن ها میان شش لایه و هشت ویژگی مشترک است. ضرورت پژوهش از شکاف های موجود در ادبیات و فقدان چارچوبی برای اتصال نظام مند میان نظریات و مداخلات محیطی ناشی می شود. این امر، به ویژه در پروژه هایی که نیازمند انطباق انعطاف پذیر نظریات با شرایط متغیر محیطی هستند، اهمیت دارد. روش شناسی: روش شناسی تحقیق بر تحلیل گفتمان کیفی استوار بوده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA، کدگذاری، مدل سازی مفهومی، هم بستگی یابی و اعتبارسنجی شاخص ها انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل ۱۱۱ منبع منتخب تخصصی در پنج دهه اخیر بوده که براساس نمونه گیری هدفمند، گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که مفهوم «راهبر» برآمده از اشتراک محتوا بین لایه و ویژگی های مشترک مبانی نظری، موجب تفکیک دقیق مبانی نظری به دو دسته درون رشته ای (انواع عینی و توصیه ای) و بین/فرارشته ای (انواع ذهنی و تجویزی) شده است. این دسته بندی توانسته دقت در تطبیق مبانی با نیازهای طراحی و مداخلات محیطی را به طور چشم گیری افزایش دهد. همچنین، خصلت های بنیادین هر دسته و مصادیق انتسابی آنها، همراه با روابط میان لایه ها و ویژگی ها، استخراج و ارائه شده است. نتیجه گیری: شاخص ماهیت شناسانه پیشنهادی، ضمن تقویت قابلیت تفکیک و انطباق مبانی نظری، ابزار تحلیلی ارزشمندی برای طراحان، برنامه ریزان و پژوهشگران فراهم می کند که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های محیطی و ارتقای همگرایی میان نظریه و عمل در معماری و شهرسازی بینجامد.
۳۰۶۲۶.

مروری بر منابع و رویکردها در گونه شناسی آثار جریان خوشنویسانه در هنر خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: خوشنویسی، به عنوان والاترین هنر در جهان اسلام، از نیمه دوم سده بیستم، در پی تلفیق با هنر مدرن، در قالب جریان هایی همچون سقاخانه، حروفیه، نقاشی-خط و... دچار دگرگونی هایی اساسی شده و گونه ها و رویکردهای نوینی پدید آورده است. این گونه ها که در این مقاله تحت عنوان کلی «جریان خوشنویسانه معاصر کشورهای خاورمیانه» نام گذاری می شوند، به سبب تنوع و گستردگی، پرسش هایی را به وجود آورده اند. از سوی دیگر، انبوه منابع موجود پیرامون این جریان، دسترسی جامع به نظریات همه محققان را دشوار ساخته است. اهداف و سؤال ها: به منظور حل مسئله چالش های به وجود آمده پیرامون تنوع و گستردگی آثار جریان خوشنویسانه معاصر کشورهای خاورمیانه انجام پژوهشی باهدف بررسی سیر تحولات گونه های مختلف آثار خوشنویسانه ضرورت می یابد. ازاین رو مقاله درصدد است به سؤال های پژوهش مبنی بر اینکه خوشنویسی چگونه توانسته در متن هنر معاصر بازیابی و بازخوانی شود؟ و هنرمندان چگونه خوشنویسی را دستمایه خلق آثار نوین قرار داده اند؟ و در این راستا چه موضوعات و مفاهیمی مدنظر آنان قرار داشته است؟ روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای انجام شده است. در نخستین گام، نظریات پژوهشگران برجسته ای چون خطیبی-سیجلماسی، علی، پورتر، داغر، عیسی و کشمیرشکن که در دهه های اخیر تحلیل های جامع تر و منسجم تری نسبت به سایر محققان و در راستای اهداف پژوهش انجام داده اند، بررسی می شود. سپس روایت های مختلف با یکدیگر مقایسه شده و گونه های مختلف شناسایی و تحلیل می گردند. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که در گونه های مختلف آثار خوشنویسانه، گاهی جنبه های فرمالیسم و گاه محتوا نقش غالب داشته اند. مضامین محتوایی نیز طیفی گسترده از مفاهیم ادبی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی را در برمی گیرند. از منظر سیر تحول تاریخی این گونه ها، آثار اولیه یا به سنت خوشنویسی و یا به هنر مدرن گرایش داشته اند، اما به مرور تحول یافته و چرخشی به سوی هنر آوانگارد در آن ها دیده می شود. در رویکرد مدرن، در کنار مواد و مضامین نو، همچنان تمایل به واکاوی فرم های خوشنویسی سنتی وجود دارد؛ اما در رویکرد آوانگارد دگرگونی های بنیادین تری در فرم و محتوا در حال شکل گیری است.
۳۰۶۲۷.

تبارشناسی نمایشگاه های جهانی (اِکسپو) بر مبنای ارزیابی ساختار و محتوای آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
بیان مسئله: نمایشگاه های جهانی با شروع انقلاب صنعتی شکل گرفتند که به عنوان مهم ترین پدیده عصر مدرن، بستر ظهور و بازتاب نگرش ها، عرصه یافته ها و تحوّلات فناورانه و فرهنگی را فراهم آورده اند. با وجود پیشینه گسترده ، تاکنون ساختار، محتوا و سیر تاریخی آ نها به صورت نظام مند ارزیابی نشده است تا راهگشای برنامه ریزی برای آینده باشد. سؤال پژوهش این است که چگونه می توان منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی را از منظر تبارشناسی آنها ارزیابی کرد و نتیجه این بررسی چه چشم اندازی را برای برنامه ریزی آینده آنها رقم خواهد زد؟ هدف پژوهش: دستیابی به منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی از طریق شناخت بنیادین موضوعات حاکم بر آنها در هر دوره ، بررسی تکامل و سِیر تاریخی از آغاز تاکنون، ارائه مسیر تکامل و تبیین نسل ها به گونه ای که بتوان برای امتداد در آینده آن را برنامه ریزی کرده و چشم اندازی برای آنها در نظر گرفت. روش پژوهش: پژوهش به منظور فهم تاریخی و منطق پیدایش نمایشگاه های جهانی، از رویکرد تبارشناسی با روش توصیفی-تحلیلی بهره می گیرد. اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، مقالات علمی و پایگاه های اطلاعاتی گردآوری و با رویکردی تطبیقی تحلیل شده اند. سِیر منطقی استدلال، استقرایی است که از طریق توصیف، تحلیل محتوا و دسته بندی مطالب گردآوری شده و ارزیابی آن تبار و گونه شناسی انجام شده است. نتیجه گیری: نمایشگاه ها علیرغم تفاوت در اعصار و مکان برگزاری، از یک جوهره ذاتی و میل به سوی رشد برخوردار بوده که زمینه ساز جریانات متعددی چون توسعه در ادوار بعدی و تکوین موضوعات پس از خود هستند. جریانات مختلفی بر ماهیت آنها تأثیر دارد، اما پایان و تغییر هر نسل به معنای تحول بنیادین نبوده است و گاهی موضوعات به صورت هم پوشان تکرار می شوند. بنابراین می توان چنان برنامه ریزی کرد که نمایشگاه های آتی فارغ از سازمان دهی منطقه ای در چند نقطه به صورت همزمان، راه نسل نوین را پیموده و فرایند آن را تکمیل نماید.
۳۰۶۲۸.

کاربست سیاست انتقال حقوق توسعه در چارچوب حفاظت از باغات و اراضی کشاورزی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه: گسترش شهرنشینی و تخریب اراضی کشاورزی و باغات در قزوین، لزوم به کارگیری راهکارهای نوین برای حفاظت از این اراضی حیاتی را نمایان ساخته است. انتقال حق توسعه به عنوان رویکردی نوین در مدیریت منابع و توسعه پایدار شهری مطرح می شود. هدف پژوهش: امکان سنجی و طراحی الگوی اجرایی انتقال حق توسعه در قزوین است تا به حفاظت از اراضی کشاورزی و باغات و هدایت توسعه شهری به سمت اراضی کم بازده کمک کند. روش شناسی: روش تحقیق از نوع ترکیبی و شامل دو فاز است. در فاز نخست، داده ها با استفاده از ابزارهای مصاحبه با کارشناسان از نهادها جمع آوری شد و با استفاده از مدل های اقتصادی عرضه و تقاضا، حقوق توسعه قابل عرضه و تقاضا در چهار نسبت انتقال متفاوت محاسبه گردید. سپس داده های مالی نرمال سازی گردیدند. در فاز دوم، برای تعیین بهینه ترین گزینه اجرایی انتقال حق توسعه، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. معیارهای کلیدی شامل سودآوری اقتصادی، تعادل بازار و پیامدهای اجتماعی وزن دهی و گزینه ها رتبه بندی شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵، بهترین تعادل پویا بین عرضه و تقاضای حق توسعه ایجاد می کند. این گزینه، علاوه بر تعادل بازار، بالاترین سودآوری اقتصادی را برای پروژه های ساخت وساز به ارمغان می آورد و از افزایش غیرضروری هزینه های توسعه انتقالی جلوگیری می کند. نتایج مدل AHP نیز این برتری را تأیید کرد و گزینه ۲۵ به ۷۵ را به دلیل عملکرد مطلوب در معیارهای اقتصادی، بازار و اجتماعی، مناسب ترین و پایدارترین گزینه برای اجرای برنامه انتقال حق توسعه در قزوین معرفی نمود. نتیجه گیری: به کارگیری الگوی انتقال حق توسعه با نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵ می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در حفاظت از اراضی کشاورزی و ارتقاء بهره وری اقتصادی در شهر قزوین به کار گرفته شود. این یافته ها، مبنایی محکم برای سیاست گذاری های آگاهانه و برنامه ریزی دقیق تر مدیریت توسعه شهری و حفظ منابع طبیعی در شهر قزوین و شهرهای مشابه فراهم می آورد.
۳۰۶۲۹.

تحلیل نقوش کاشی کاری های بقعه آقا سید حسین و سید ابراهیم کیا در شهرستان لنگرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
بقعه آقا سیدحسین و سید ابراهیم کیا، یکی از اماکن تاریخی و مذهبی شهرستان لنگرود است که مدفن خاندان شیعی مذهب کیاییان بوده و یکی از مهم ترین تزئینات این بنا، کاشی کاری های آن است که متعلق به قرون متفاوتی هستند و از قدیمی ترین کاشی کاری های استان گیلان محسوب می شوند. این کاشی ها را از نظر موضوعی می توان به چهار دسته نقوش هندسی و گیاهی، جانوری، انسانی و کتیبه تقسیم نمود. در این راستا هدف پژوهش، شناسایی و معرفی نقوش کاشی کاری های بقعه آقا سیدحسین و سید ابراهیم کیا لنگرود و بررسی مفاهیم نمادین این نقوش است. سؤالات عبارتند از: 1-انواع نقوش کاشی کاری های بقعه آقا سیدحسین و سید ابراهیم کیا کدامند؟ 2-این نقوش دارای چه مفاهیم نمادینی هستند؟ تحقیق حاضر از نوع کیفی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای اسنادی و میدانی به انجام رسیده است. نتایج نشان می دهد که کاشی کارهای این بنا متعلق به دوره ایلخانی یا تیموری، صفوی و قاجار است. در سقاخانه این مجموعه، کاشی نگاره هایی با مضامین واقعه کربلا از دوره قاجار وجود دارد که دارای ویژگی های سبک درباری قاجار اما با بیانی ساده تر و پایبند به سنت های بومی به تصویر کشیده شده است. پس از آتش سوزی شهرستان لنگرود در دوره قاجار، کاشی های ازاره داخلی که قدیمی ترین بخش تزیینات است، از بنای دیگری به این مکان منتقل شده اند. بیشترین بخش نقوش جانوری شامل انواع پرندگان نظیر طوطی، طاووس، قرقاوول و... می شود. از نقوش حیوانی مانند نقش شیر که گاهی نماد حضرت علی (ع) قلمداد شده، خرگوش، غزال که در باورهای اسطوره ای فرهنگ گیلان جایگاه مهمی دارد، اژدها که شکل قالب آن تحت تأثیر هنر چینی بوده، استفاده شده است. از نقوش ختایی و نقوش شبیه به سبک ساز در اکثر کاشی ها استفاده شده است. کاشی های با نقوش انسانی متأثر از الگوی چهره های چینی با پوشش ایرانی بوده که این ویژگی ها در اوایل دوره صفوی دیده می شود. دو کاشی کتیبه دار در این بنا وجود دارد شامل امضای هنرمند کاشی گر و عبارت «یا علی» که نشان دهنده اعتقاد سازنده و سفارش دهنده بنا به مذهب شیعه است.
۳۰۶۳۰.

تبیین کارکردهای اجتماعی عکس های دوروتیا لانگ در مواجهه با رکود بزرگ اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
این مقاله به بررسی کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند، با تمرکز بر آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ اقتصادی، می پردازد. رکود اقتصادی بزرگ دهه 1930، میلیون ها نفر از کشاورزان و کارگران را با بیکاری، فقر و مهاجرت اجباری مواجه ساخت. در این شرایط، دولت ایالات متحده پروژه ای تحت نظارت اداره حفاظت از مزارع FSA برای مستندسازی واقعیت های زندگی مردم و جلب حمایت عمومی به اجرا گذاشت. دوروتیا لانگ، به عنوان یکی از برجسته ترین عکاسان این پروژه، توانست به بازنمایی عمیق شرایط دشوار خانواده های محروم بپردازد و صدای بی صدایان جامعه را به گوش مردم و سیاست گذاران برساند. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل نقش عکاسی مستند در بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیر آن بر آگاهی عمومی و تغییرات اجتماعی است. هدف اصلی این تحقیق، شناخت کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند و نقش دوروتیا لانگ در بازتاب شرایط اجتماعی زمان خود است. پرسش های پژوهش: 1. چه کارکردهایی برای عکاسی مستند در حوزه مسائل اجتماعی قابل شناسایی است؟ 2. چگونه آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ به بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیرگذاری بر جامعه پرداخته اند؟ 3. چگونه عکاسی مستند می تواند به آگاهی بخشی و ایجاد تغییرات اجتماعی کمک کند؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و رویکرد این پژوهش به صورت بنیادی و بر اساس نظریه جامعه شناختی بوده و از روش نمونه گیری موردی برای بررسی آثار دوروتیا لانگ استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آثار لانگ صرفاً بازنمایی بحران اقتصادی نبوده، بلکه نقشی فعال در برانگیختن احساس همدلی عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و حتی تأثیرگذاری بر سیاست گذاری های حمایتی دولت داشتند. بنابراین، همکاری دوروتیا لانگ با گروه FSA در بستر رکود بزرگ، نمونه ای شاخص از قدرت عکاسی مستند به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی است؛ ابزاری که همچنان در جهان امروز قابلیت تأثیرگذاری و الهام بخشی دارد.
۳۰۶۳۱.

تحلیل ابعاد گفتمانی نگاره قربانی حضرت ابراهیم (ع) از فالنامه دوره صفویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۰
قرآن کریم، انسان را با بهره گیری از تمثیل و داستان های پیامبران، به سوی هدایت فرامی خواند. وظیفه اصلی پیامبران در این داستان ها، انذار و تبشیر (بیم دادن و امیدبخشیدن) برای تعالی انسان است. داستان های پیامبران، گفتمان هایی را شکل می دهند که از تعامل سه عنصر شخصیت، رویدادها و گفتگوها پدید می آیند. با توجه به پیوند ناگسستنی متن و تصویر در نسخ خطی مصور، بررسی بازتاب این گفتمان قرآنی در نگارگری اهمیت ویژه ای می یابد. این پژوهش باهدف مطالعه چگونگی بروز ابعاد گفتمانی بخشی از داستان قرآنی حضرت ابراهیم (ع) در یک اثر نگارگری، به تحلیل گفتمان قرآنی نگاره «قربانی حضرت ابراهیم» از فالنامه فارسی دوره صفویه می پردازد. پرسش اصلی این است که ابعاد گفتمانی یادشده در این نگاره چگونه بازتاب یافته است؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. تصاویر نگاره های مورد تحلیل در این پژوهش، بر اساس مستندات منتشرشده در کاتالوگ مصور موزه ملی هنر آسیایی (اسمیتسونیان) به کوشش معصومه فرهاد گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بافتار گفتمانی قرآن در این نگاره، از طریق جایگیری شخصیت ها در کادر، ترکیب بندی، زاویه دید، جهت گیری حرکت عناصر، رنگ بندی معنادار و نیز «جسمانه»هایی که بر روابط و معنا میان عوامل تصویری تأثیر می گذارند، آشکار شده است. در این میان، الگوی «آزمون» در ژرف ساخت اثر، زمینه ساز بروز سه گفتمانِ «کنش محور تجویزی»، «تنش محور» و «پادگفتمان» است.
۳۰۶۳۲.

بازنمایی پیکره های انسانی در آثار نقاشان معاصر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
نقاشی معاصر افغانستان، پس از یک دوره رکود چندساله، با ظهور هنرمندان جوان، مسیر نوینی در حوزه پیکره نگاری در پیش گرفت. این پژوهش با تمرکز بر روند رشد پیکره نگاری، با هدف شناسایی عوامل این روند و بررسی نقش هنرمندانی چون غلام محمد میمنگی و عبدالغفور برشنا، که از پایه گذاران نقاشی معاصر افغانستان بودند، انجام شده است. در کنار آنان، نقاشانی مانند غوث الدین نقاش، خیرمحمد یاری و دیگران، با تأسی از پیشگامان این هنر، پیکره را به عنوان عنصر اصلی آثار خود مطرح کردند و به این شاخه هنری هویتی مستقل بخشیدند. از سال ۱۳۰۸ خورشیدی به بعد، نقاشی افغانستان وارد مرحله ای از تحولات اساسی در پیکره نگاری شد و تا سال ۱۳۶۰ دستخوش تغییرات مثبت گردید. در این میان، گروهی از هنرمندان مانند همایون اعتمادی و محمدسعید مشعل تلاش کردند اصول نگارگری مکتب هرات را احیا کنند، در حالی که شماری از هنرمندان نوگرا، به سرعت گرایش های جدید نقاشی را پذیرفتند و با بهره گیری از مفاهیم اجتماعی و سیاسی، نقاشی فیگوراتیو را در مسیر مدرنیسم هدایت نمودند. این پژوهش، ضمن بررسی روند تکامل پیکره نگاری، نشان می دهد که تحولات سیاسی و اجتماعی نقش مهمی در گسترش یا محدودیت این شاخه هنری داشته اند. با این حال، بررسی آثار هنرمندان این دوره حاکی است که پیکره نگاری در نقاشی افغانستان همچنان به عنوان یک جریان مهم هنری حضور داشته و نیازمند پژوهش های تکمیلی است.
۳۰۶۳۳.

تدوین سازوکار تجربه ی سکونت بر اساس قابلیت های فضاهای مرزی پیرامون خانه (تحلیل تطبیقی دیدگاه خبرگان و تجربه ی زیسته ی ساکنین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
فضاهای مرزی به عنوان عرصه های تعاملات انسانی، می توانند بستری برای تحلیل تجربه ی سکونت باشند. درک ارتباط بین این دو مفهوم، مسلتزم شناخت قابلیت های فضاهای مرزی و تعریف سکونت است. پرسش اصلی پژوهش این است که، فضاهای مرزی پیرامون خانه چگونه بر تجربه ی سکونت تأثیر می گذارند؟ پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی و با اتکا به روش کیفی، سکونت را فرآیندی پویا و زمینه گرا تعریف می کند که بر مبنای تمایز (تمییز فضایی) و تقسیم (برای شخصی سازی فضا) توسط فضاهای مرزی، شکل می گیرد. بر این اساس فضاهای مرزی با نگاهی انسان محور، در سه لایه یا سه بعد کالبدی، اجتماعی، معنایی در محیط پیرامون خانه مدل سازی شدند. برای سنجش میزان تأثیر عوامل شکل دهنده ی هر بعد، ابتدا با بهره گیری از نظرات ۸ خبره دانشگاهی و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه (ANP)، وزن عوامل مشخص و مدل فرآیند سکونت به دست آمد. سپس جهت تدقیق مدل در بستر واقعیت، پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت توسط ساکنان تکمیل و داده ها با روش های آماری نرمال سازی شد. با سنجش همبستگی وزن عوامل در نظر خبرگان و تجربه ی ساکنان و تأثیر عوامل زمینه ای، مدل نهایی تحلیل تجربه ی سکونت به دست آمد، که فضاهای مرزی را نه صرفاً عناصری صلب، بلکه عواملی «مولد و فعال» معرفی می کند که از طریق پیوندهای تعاملی، کیفیت تجربه ی سکونت را ارتقا می بخشند.
۳۰۶۳۴.

تحلیل هم افزایی عملکرد ساباط و بادگیر در ارتقای تهویه طبیعی در معماری سنتی حاشیه خلیج فارس (مطالعه موردی: شهر بندرکنگ، استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۹
بیان مسئله: خانه های سنتی بندر کنگ در جنوب ایران، نمونه ای برجسته از معماری هم ساز با اقلیم هستند که برای مقابله با گرمای شدید و بهبود تهویه طبیعی، از عناصر بومی مانند بادگیر و ساباط بهره می برند. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ساباط و بادگیر بر کیفیت تهویه طبیعی، به بررسی عددی سه سناریوی طراحی ازطریق شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) پرداخته است. روش پژوهش: از ساباط با عمق های متفاوت، با به کارگیری انواع بادگیر و ترکیب بهینه این دو عنصر استفاده می شود. برای ارزیابی عملکرد هر سناریو، یک مدل پایه به عنوان حالت مرجع (Case-Ref) در نظر گرفته شد که شامل خانه ای با حیاط مرکزی فاقد بادگیر و ساباط بود و شرایط پایه جریان هوا و تهویه طبیعی را نشان می داد. عملکرد هر سناریو براساس سه شاخص سرعت جریان هوا، سن هوا و بازدهی تهویه با استفاده از نرم افزار Autodesk CFD 2018 شبیه سازی و با مدل مرجع مقایسه شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد هر دو عنصر به طور مستقل در بهبود تهویه داخلی مؤثر بودند؛ به طوری که بادگیر چهارطرفه بازدهی تهویه را تا ۱۶ برابر افزایش داد و ساباط های عمیق نیز با تقویت جریان افقی هوا، نقش مؤثری در ارتقای تهویه اطراف حیاط مرکزی ایفا کردند. بااین حال، ترکیب همزمان این دو عنصر در نمونه بهینه (Case-Fin) منجر به بهبود چشم گیری در تمامی شاخص ها شد: افزایش سرعت جریان هوا تا ۸/۸برابر، کاهش سن هوا تا ۸۵ درصد و ارتقای بازدهی تهویه تا 7/34برابر نسبت به حالت مرجع. این یافته ها حاکی از آن است که هم افزایی بین عناصر سنتی در طراحی اقلیمی می تواند الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت سکونت در مناطق گرم و مرطوب ارائه دهد و تلفیق هوشمندانه الگوهای بومی با ابزارهای شبیه سازی نوین، گامی مؤثر درراستای تحقق معماری پایدار است.
۳۰۶۳۵.

بازگشت به خویشتن اسلامیِ روشنفکران دینی و تئاترِ مکتبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
تشیع که در طی صد   سال اخیر، با توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، خواستار جایگاه والاتری در عرصه سیاست و اجتماع بوده، به همت کنشگری روشنفکران دینی به صورت مبارزه جویانه تری به میدان سیاست ورود کرده است. جریان روشنفکری دینی دهه1350با خوانش متفاوت از اسلام، خواهان بازگشت به اسلامی است که نمایندگانش روشنفکران مبارز و انقلابی های اصیل بومی هستند. روند روبه رشد حرکت مذهب به درون جامعه و سیاست، و سیاسی شدن دین، لزوم به کارگیری تئاتر را برای این پیشروی توجیه می کند. درواقع به کارگیری تئاتر و نگارش متن ادبی و نمایشی، برای عرضه دین در ساحت های اجتماعی و سیاسی، از مهم ترین گزینش های روشنفکران دینی در این فرآیند، بوده است. مسئولیت اجتماعی سیاسی تئاتر در نزد روشنفکران دینی، ایجاد احساساتِ توده در یک فضای آشتی ناپذیر با حکومت پهلوی است. بر پایه چنین فهمی می توان توضیح داد چگونه ابوذر صحابی پیامبر، که در آثار شریعتی به ابوذری سوسیالیست با مسئولیت یک مصلح اجتماعی تبدیل شده بود به عنوان یک کاراکتر نمایشی، وارد حوزه تئاتر می گردد. این پژوهش با توجه به نظریه بنیادگرایی دینی گابریل آلموند و همکاران و تئوری ارتباط بنیادگرایی با ادبیات اکسل استهلر، کلاوس استایرستورفر و همچنین مارک کریگر در فضای مطالعات بنیادگرایی در ادبیات معاصر، بر اساس نحوه گردآوری و جمع آوری اطلاعات، توصیفی   تحلیلی، کتابخانه ای و کیفی است که با شناسایی تِز علی شریعتی  بازگشت به گذشته خویشتن اسلامی  به عنوان نوعی جنبش بنیادین اسلام گرا، به بررسی نسبت روشنفکران دینی و تئاترهای مکتبی در نخستین خاستگاهش می پردازد. به کارگیری تئاتر برای همراهی در مسئولیت های دینی، با تکیه بر یافته های این پژوهش، کنشی بنیادگرایانه محسوب می شود.
۳۰۶۳۶.

ترجمان استعاره مفهومی به زبان تصویر در سینمای شاعرانه با نگاهی به فیلم نیویورک مجاز مرسل اثر چارلی کافمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
سینمای شاعرانه رویکردی فیلم سازانه است که با الهام از آرایه های ادبی و به ویژه استعاره، خلق معنا را از طریق تصویر محقق می سازد. این پژوهش، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی تصویری استعاره و نقش آن در خلق بیانیه های اگزیستانسیالیستی در سینمای چارلی کافمن می پردازد. این مطالعه بر فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» تمرکز دارد و نشان می دهد که این اثر چگونه از طریق تمهیدات بصری، مرز میان واقعیت و نمایش را از بین برده و خود تبدیل به یک بیانیه ی فلسفی در باب پوچی و معنای زندگی می شود. برخلاف آثار مشابه که در آن ها هنرمند به خلق جهانی استعاری می پردازد، این پژوهش استدلال می کند که کافمن در فیلم خود، قهرمان داستان (کیدن) را به تدریج به یک استعاره در دل اثر هنری اش تبدیل می کند. تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که شخصیت اصلی، با بازسازی استعاری زندگی خود بر روی صحنه، تلاش می کند به حقیقت دست یابد، اما تنها در لحظه مرگ است که پاسخ قطعی برای او آشکار می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» با تلفیق بی سابقه تخیل و واقعیت، به روایتی اگزیستانسیالیستی دست می یابد که در آن، مرگ تنها پایان قطعی برای جستجوی بی پایان انسان در جهان آکنده از استعاره ها است.
۳۰۶۳۷.

تبیین ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری با کاربست اصول کشاورزی شهری؛ مطالعه موردی: گذر تاریخی سید ذوالفقار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۱
کشاورزی شهری فعالیتی است که شامل تولید، رشد، فراوری و توزیع غذا و سایر محصولات می شود. این فعالیت از طریق کاشت گیاهان و پرورش احشام درون یا حومه شهرها به منظور رفع نیاز روزانه ساکنان انجام می گیرد. وجه تمایز کشاورزی شهری با کشاورزی روستایی، تنها در کلمه «شهر» نیست؛ بلکه در ادغام آن با سیستم شهری است. این مقاله، کاربست اصول کشاورزی شهری را در طراحی منظر مولد یکپارچه شهری، به عنوان رهیافتی در برنامه ریزی فضای شهری تعریف می کند. کشاورزی شهری به عنوان یکی از زیرساخت های پایدار در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش، ارائه ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری برای گذر تاریخی سیدذوالفقار شیراز، با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای باز دارای پتانسیل آن و ایجاد فضاهای باز مولد شهری است. در این پژوهش کاربردی، ابتدا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در قالب مطالعات کتابخانه ای، به ارائه شاخص ها و مصادیق کشاورزی شهری و منظر مولد یکپارچه به عنوان بستری برای تحقق کشاورزی شهری پرداخته شده است. شاخص ها دربردارنده پنج بعد سلامتی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی هستند. در مرحله بعد با استفاده از روش پیمایشی، فضاهای دارای پتانسیل شناسایی شده و نقشه ها با استفاده از نرم افزار GIS تحلیل شده اند. در انتها نیز الگوها و نمودهای طراحانه در قالب ضوابط عملیاتی تدوین شده است. نتایج تحقیق نشان داد که با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای ناشی از تخریب در بافت های تاریخی، فضاهای بازمولد ایجاد می شود و با تشکیل شبکه ای ازین فضاها، منظر مولد یکپارچه ارائه می گردد. توسعه و گسترش این مفهوم، فرصتی مناسب برای حفظ میراث تاریخی در کنار مزایای تولیدی و زیست محیطی فراهم می آورد.
۳۰۶۳۸.

عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری؛ تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
نابرابری در دسترسی و کیفیت و محیط فضاهای ورزشی روباز در محله های محروم، حضور و فعالیت بدنی زنان سالمند را کاهش می دهد. این نابرابری درنهایت احساس امنیت، تعلق و سلامت آن ها را هم دچار افت می کند. بسیاری از سیاست ها فقط به افزایش تعداد فضاها می پردازند و نیازهای ادراکی، فرهنگی و جنسیتی را نادیده می گیرند. لذا پژوهش حاضر با هدف عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری، از طریق تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری پرداخت. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۴ زن سالمند ساکن در محلات کم برخوردار استان مازندران گردآوری شد. طبق یافته های پژوهش، ۹۶ مضمون فرعی در قالب ۱۱ مضمون اصلی دسترس پذیری و عدالت فضایی، کیفیت زیست محیطی و منظر فضاها، کالبد فضایی، هویت و فرهنگ بومی در فضا، مدیریت شهری، امنیت و ایمنی، بازتاب های روانی و هیجانی، اقتصاد و عدالت اجتماعی، سلامت و توانبخشی، تعاملات اجتماعی و درنهایت پایداری و تاب آوری شهری شناسایی شد. ازهمین رو، عدالت فضایی در ورزش شهری صرفاً با افزایش تعداد فضاها محقق نمی شود و نیازمند توجه هم زمان به کیفیت طراحی، امنیت ادراک شده، تناسب فرهنگی، مشارکت اجتماعی و سیاست گذاری عدالت محور است. این پژوهش بر ضرورت بازطراحی فضاهای ورزشی عمومی و تقویت فرایندهای مشارکتی و پیوند عدالت فضایی با عدالت اجتماعی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت جسمی و روانی، افزایش حس تعلق و بهبود زیست پذیری در محلات محروم شهری شود.
۳۰۶۳۹.

سنجش کارایی مدیریت محیط زیست شهری در ارتقای کیفیت زندگی و زیست پذیری با رویکرد طراحی شهری؛ فاز یک شهر جدید سهند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۲
در دهه های اخیر، تشدید مسائل زیست محیطی در شهرهای جدید کشور، ضرورت ارزیابی کارایی مدیریت محیط زیست شهری را در پیوند با ارتقای کیفیت زندگی و زیست پذیری دوچندان کرده است. شهر جدید سهند نیز با وجود برخورداری از زیرساخت های پایه، در تجربه زیسته ساکنان با چالش هایی درزمینه کیفیت فضاهای شهری، آسایش محیطی و قابلیت زیست پذیری روبه روست. براین اساس، پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش توصیفی تحلیلی انجام گرفت و داده ها از طریق پیمایش میدانی گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش های آماری پیشرفته و مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مدیریت محیط زیست شهری نقش مهمی در ارتقای زیست پذیری دارد و زیست پذیری نیز به عنوان یکی از عوامل بنیادین، بر بهبود کیفیت زندگی شهری اثرگذار است. بااین حال، مشخص شد که مدیریت محیط زیست، تأثیر مستقیم قابل توجهی بر کیفیت زندگی ندارد و تنها از مسیرهای غیرمستقیم، به ویژه از طریق تقویت زیست پذیری، می تواند موجب بهبود ادراک ساکنان از شرایط زندگی شهری شود. تفسیر این الگو بیانگر آن است که حکمرانی محیطی کارآمد، حمل ونقل شهری سازگار با محیط، سامانه های کارآمد آب و فاضلاب و بهبود کیفیت فضاهای سبز از مهم ترین زمینه هایی هستند که می توانند تجربه زیستی ساکنان را دگرگون سازند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخلات مدیریتی هنگامی افزایش می یابد که طراحی شهری بتواند امکان تجربه ای ایمن، آسوده و انسانی از فضا را برای شهروندان فراهم آورد و بدین ترتیب مسیرهای ارتقای کیفیت زندگی از طریق تقویت زیست پذیری هموار شود.
۳۰۶۴۰.

تحلیل عنصر نور در نقاشی عاشورایی با تاکید بر مبانی حکمت نوریه سهروردی؛ مطالعه موردی: آثاری از عبد الحمید قدیریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
As a reasoned phenomenon, light is central to wisdom. Wisdom is always God-oriented and science is the origin of principles; The work of wisdom is the emergence of spirituality and self-fulfillment. Suhrawardi's theory is based on the translation and explanation of the Qur'anic verses and it means that the world is nothing but light and illumination. Ashurai art is one of the religious and religious art and has a deep and esoteric meaning. With a research approach in the field of art, Abdulhamid Qadirian has repeatedly addressed the process of transforming the concept into form, by creating his Ashura works, he has established a fundamental link between wisdom and religion and invited the audience to the conceptual truths of Ashura. The main research question is, with what purpose and meaning is the element of light used in the Ashura works of Abdul Hamid Qadirian, and how is the Karbala incident represented in Qadirian's works? What is the relationship between the representation of light in Ostad Qadirian's paintings and the concept of light in the wisdom of illumination? The research method is descriptive-analytical in nature. Collecting information is in a library method and through note-taking and image reading. The research data are analyzed from a qualitative aspect and by reasoning and logic method. These results show that: in Qadirian's Ashura paintings, the element of light has a sacred, spiritual and spiritual nature, and in addition to the manifestation of the divine attribute, luminous characters are depicted as illumination and spiritual light. Imam Hussain (a.s.) is the vision and evidence of the origin of light and the illuminant of the perceptible world, praise and meaning, on this basis, the event of Ashura is represented in Qadirian's works in the meaning of life. The representation of light in the paintings as a deep code is related to the concept of luminous light and the unity of the essence of truth, hence, awakening and vision are shown by guiding light, and blindness and sleep are shown by darkness and lack of light.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان