ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۴۱ تا ۳۰٬۵۶۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۵۴۱.

تحلیل ساختار آموزه های زیبایی شناسی مکتب بین المللی باهاوس بر اساس نظریه آموزش مبتنی بر زیبایی شناسی ماکسین گرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
مشهور است. بسیاری از مدارس هنر درحال حاضر دوره های پایه مشابهی با نظریه ها و فلسفه های آموزش زیبایی شناسی باهاوس اجرا می کنند. ماکسین گرین، پژوهشگر آمریکایی در حوزه فلسفه آموزش، که نقش هنر و زیبایی شناسی را در تعلیم و تربیت جدی می گیرد و سعی در تلفیق هنر و برنامه درسی دارد، اصولی را در تربیت زیبایی شناسی مطرح کرده است که از طریق آن می توان نقش پایدار مدرسه باهاوس را در آموزش زیبایی شناسی بیش ازپیش مشخص کرد؛ به ویژه اینکه ماکسین گرین معتقد است شناخت عمیق فراگیران از طریق قرار گرفتن در معرض هنر ایجاد می شود. این پژوهش قصد دارد ساختار آموزشی زیبایی شناسی مدرسه باهاوس را براساس دیدگاه های ماکسین گرین تحلیل کند تا به این پرسش پاسخ دهد که «چه تفاوت ها و شباهت هایی را می توان در اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین و آموزه های مدرسه باهاوس شناسایی کرد؟» روش تحقیق این مقاله، توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. به دنبال تحلیل آموزه های مدرسه باهاوس براساس نظریه اصول تربیت زیبایی شناسی ماکسین گرین درنهایت به این نتیجه می رسد که آموزه های مدرسه باهاوس نه تنها براساس شباهت به اصول ماکسین گرین کارآمد است، بلکه در گسترش، تکمیل و تقویت ابعاد اجتماعی و زیبایی شناختی این آموزه ها می توان از تفاوت آن با اصول ماکسین گرین بهره گرفت.
۳۰۵۴۲.

تحلیل تطبیقی منظر فرهنگی با اتکاء بر هم سنجی دیدگاه متخصصان، شواهد میدانی و رویکردهای عمومی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
منظر فرهنگی به عنوان مفهومی پویا، چندلایه و انعطاف پذیر که از تعامل دیالکتیکی انسان و طبیعت در بستر زمان و مکان شکل می گیرد، شامل عناصر مادی (مانند معماری و چشم اندازها)، ناملموس (ارزش ها، باورها و آیین ها) و ادراکی (هویت جمعی و تجربیات ذهنی) است و در مطالعات معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف بازتعریف هویت منظر فرهنگی و شناسایی مؤلفه های آن، از رویکردی ترکیبی (کیفی- کمی) و میان رشته ای بهره گرفته است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات، تحلیل تاریخی نظری، بررسی تعاریف عمومی ارائه شده توسط هوش های مصنوعی (مانند ChatGPT، Google Gemini، Microsoft Bing، DeepSeek و Grok) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان است. یافته ها منظر فرهنگی را سیستمی انطباق پذیر نشان می دهند که بازتاب تاریخ، فرهنگ و انتخاب های جوامع است و بستری برای حفظ تنوع زیستی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و توسعه پایدار فراهم می کند. پنج مؤلفه کلیدی شناسایی شد: ۱. تعامل انسان و طبیعت؛ ۲. ابعاد تاریخی؛ ۳. ارزش های نمادین؛ ۴. ادراکات ذهنی؛ ۵. جنبه های کارکردی. تعامل انسان و طبیعت به عنوان هسته مرکزی، سایر مؤلفه ها را به صورت لایه های به هم پیوسته احاطه می کند. مدل مفهومی پیشنهادی، این ساختار را به صورت بصری نظام مند نمایش می دهد و چهارچوبی منسجم برای مطالعات میان رشته ای، طراحی معماری، برنامه ریزی شهری و حفاظت میراث فرهنگی ارائه می کند. پیشنهادهای کاربردی شامل طراحی فضاهای عمومی با حفظ تعامل انسان طبیعت و عناصر تاریخی، ارتقای تجربیات ذهنی و هویت جمعی از طریق فضاهای چندلایه، تقویت ارزش های نمادین برای تعلق اجتماعی و برنامه ریزی کارکردی برای توسعه پایدار است. مسیرهای تحقیقات آینده بر فناوری های نوین،مانند هوش مصنوعی برای ادراکات ذهنی، مطالعات تطبیقی محلی جهانی و ابزارهای حفاظت پایدار با مشارکت محلی تمرکز دارند. درنهایت، این پژوهش با تلفیق داده های متنوع، منظر فرهنگی را آینه ای از تعاملات انسانی طبیعی و بستری پویا برای میراث جهانی و جوامع معاصر معرفی می کند.
۳۰۵۴۳.

استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: برند شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۲
در عصر جهانی شدن و رقابت فزاینده میان شهرها برای جذب سرمایه گذاری، گردشگران، نخبگان و منابع انسانی، برندسازی شهری به ابزاری استراتژیک بدل شده است. برند شهری قدرتمند، می تواند تصویر ذهنی شهر را در ذهن ذی نفعان داخلی و خارجی بازآفرینی کند و زمینه ساز توسعه پایدار و رقابت پذیری بین المللی گردد. هدف این پژوهش استخراج مفهوم برند شهری با استفاده از داده های شبکه های اجتماعی است. مورد مطالعه پژوهش، برند شهر اصفهان است که اخیراً به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی ایران انتخاب شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای - کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، اکتشافی است. داده های مربوط به هشتگ های مورد استفاده با محوریت شهر اصفهان در شبکه اینستاگرام و با استفاده از هشتگ «#اصفهان» گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی و تحلیل شبکه معنایی با رویکرد سه مرحله ای تعریف، اندازه گیری و مصورسازی استفاده شد. نتایج خوشه بندی مفاهیم مرتبط نشان داد که برند شهری اصفهان شامل شش خوشه از مفاهیم مرتبط و درهم تنیده بود که این خوشه ها با نام های «مکان ها و جاذبه های گردشگری»، «اصفهان قدیم»، « محله ها و شهرهای مجاور»، « توصیف اجتماعی شهر و مردم»، « کسب وکار» و « هنر اصفهان» نامگذاری گردید. شناسایی خوشه های مفهومی مرتبط با برند شهری اصفهان به سیاست گذاران و مدیران شهری کمک می کند تا برنامه ریزی های دقیق تری برای توسعه و بازاریابی این بخش ها انجام دهند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه ای راهبردی برای برنامه ریزی و اجرای سیاست های توسعه شهری، گردشگری و اجتماعی در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.
۳۰۵۴۴.

حفاظت از آثار تاریخی و هنری در سایه جنگ: تجربیات تاریخی نجات بخشی و رویکردهای نوین حفظ آثار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
این پژوهش با بررسی تجربیات تاریخی و معاصر، به تحلیل چالش های حفاظت از میراث فرهنگی در دوران جنگ می پردازد. ابتدا با مرور بر موارد تاریخی مصادره، تخریب و غارت آثار در جنگ های جهانی و منازعات منطقه ای مانند جنگ جهانی دوم، جنگ ایران-عراق، بحران سوریه و جنگ اوکراین، نشان می دهد که میراث فرهنگی اغلب به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تضعیف هویت ملی مورد هدف قرار می گیرد؛ سپس، چارچوب های حقوقی بین المللی نظیر کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل های الحاقی آن را به عنوان پایه های قانونی حفاظت معرفی می کند. بخش اصلی پژوهش به تجربیات نجات بخشی در کشورهای روسیه، فرانسه، لهستان، سوریه، سوئد، ایران و اوکراین اختصاص دارد؛ از جمله عملیات تخلیه اضطراری، پنهان سازی آثار و استفاده از فناوری های نوین مانند دیجیتال سازی سه بُعدی، هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و پروژه هایی هم چون SUCHO و Rekrei. هم چنین، دیدگاه های نظریه پردازانی مانند: «پیتر استون» و «برایان دنیلز» بر لزوم همکاری میان نهادهای میراثی، نظامی و بشردوستانه و حمایت از کارکنان فرهنگی تأکید می ورزد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که حفاظت مؤثر آثار نیازمند برنامه ریزی پیشگیرانه، مستندسازی دیجیتال، حمایت مالی بین المللی و تقویت مقاومت فرهنگی جوامع است تا از نابودی حافظه جمعی و هویت ملت ها جلوگیری شود.
۳۰۵۴۵.

بازخوانیِ مفهومی حفظ و احیا سازه های میراث صنعتی بر اساس دیدگاه های حفاظت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۸
میراث به جای مانده از فرهنگ صنعتی شدن کشورها جز آثار بسیار شاخص در دولت‌هاست. این آثار دارای ویژگی‌های گوناگونی در ساختار بوده که به همراه رشد تکنولوژیکی در کشورهای مختلف خودنمایی می‌کنند. این دسته از آثار گویای ورود صنعت به جوامع بوده و حفظ و احیا آن‌ها امری درخور توجه است. هدف از پژوهش پیش رو شناخت مولفه‌های موثر در حفظ و احیا مجدد سازه‌های میراث صنعتی و تبیین مدل مفهومی حفاظت یکپارچه در این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از مطالعات اسنادی و خوانش قوانین و منشورهای حوزه حفاظت و میراث صنعتی استفاده شده است. در پژوهش سعی گردیده تا این مفهوم و دیدگاه به آن از ابتدای بحث در حوزه حفاظت به بررسی گذاشته شود و مولفه های مورد توجه از بستر اسناد واکاوی گردد. یافته‌های پژوهش بیان می‌دارد که در این اسناد مولفه‌های مانند ارزش تاریخی، ارزش زیباشناختی، ارزش اجتماعی و ارزش اقتصادی در حوزه حفاظت ارزشی و ویژگی کالبد فیزیکی، ویژگی تکنولوژیکی و بستر و بافت محیطی در حوزه حفاظت کالبدی- کارکردی از معیارهای موثر در حفظ و احیا بوده که شناخت آن‌ها در فرایندهای حفاظت و احیا می‌تواند حفاظتی یکپارچه را در این حوزه به همراه داشته باشد. بنابراین زمانی که مداخلات در میراث صنعتی با توجه به ارزش‌ها در تعامل با بستر محیطی و ویژگی‌های تکنولوژیکی و کالبدی صورت می‌پذیرد بهترین رویکرد در جهت حفظ و احیا مجدد میراث صنعتی در گذر زمان خواهد بود.
۳۰۵۴۶.

تحلیل نشانه شناسانه نقوش جانوری هنر ایران باستان (نمونه موردی تمدن جیرفت و مارلیک) شاهنامه شاه تهماسبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۸
نقوش جانوری یکی از اصلی ترین نقوش بکار رفته در هنر ایران باستان است. این نقوش در دو تمدن مارلیک و جیرفت به لحاظ مفهومی و تصویری و ساختاری بسیار پربار و غنی بوده که مورد توجه هنرمندان این سرزمین قرار داشته است. از انجا که یکی از مفاهیم اساسی در نشانه شناسی، تقابل های دوگانه است در باورهای اساطیری و فرهنگی و جغرافیایی بشر ریشه دارد. این پژوهش تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که تقابل های دوگانه نقوش جانوری موجود در آثار مارلیک و جیرفت به چه معانی و نظام های نشانه ای دلالت دارد؟ هدف این پژوهش مطالعه تقابل دوگانه به عنوان یکی از مولفه های اصلی ساختارگرایی، نظام نشانه ای و نقوش بر اساس قطب های مثبت و منفی است.روش تحقیق این مقاله به لحاظ هدف بنیادی بوده و از لحاظ ماهیت توصیفی – تحلیلی است و جهت گرداوری داده ها از روش اسنادی استفاده شده است. از آنجا که به اعتقاد نظریه پردازان نشانه شناسی، در زمانی که یک نشانه در تقابل با نشانه ای دیگر قرار می گیرد، معنا پیدا می کند و تبدیل به زبان نشانه ای می شود. منظور از نشانه در تقابل های نشانه ای، نمادهای نقوشی است که بر نظام های باروری، خشکسالی و معنوی دلالت داشته و از راه باورها، مفاهیم مشترک و متفاوتی را منتقل می سازند. پس از تحلیل آثار مشخص گردید که هنرمند ایران باستان طرح تقابل نشانه ای را در پیوند تنگاتنگی با یکدیگر قرار داده و غیر قابل گسست از یکدیگر می داند.
۳۰۵۴۷.

مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر محمودآباد مازندران به پیاده راه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: بخش مرکزی شهرها معمولاً به عنوان نقاط کلیدی برای فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می شوند. سه راه مرکزی شهر به دلیل بافت و تراکم قدیمی، ازیک طرف با سرعت توسعه شهری و ازدیاد فشردگی کاربری ها و به روز نشدن زیرساخت ها تاب آوری منطقه را به چالش کشیده و باعث معضلاتی برای شهروندان شده است. هدف پژوهش: این پژوهش باهدف مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر به پیاده راه شهری در محله محمودآباد مازندران انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی است و داده های پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها به صورت کیفی (مصاحبه) انجام شده است. جامعه آماری تحقیق 28 نفر از متخصصان، اساتید و مدیران در زمینه برنامه ریزی شهری و منطقه ای در شهر محمودآباد مازندران بود که داده ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد پیاده راه ها به عنوان فضاهای شهری می توانند به تقویت تعاملات اجتماعی، کاهش ترافیک و آلودگی هوا و همچنین افزایش امنیت و آرامش شهروندان کمک کنند. براساس نتایج مؤلفه های اقتصادی با عدد 142 بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه های زیست محیطی با عدد 84 کم ترین تأثیرگذاری را در تبدیل بخش مرکزی به پیاده راه شهری در شهر محمودآباد مازندران دارند. به این ترتیب، ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی شهری احساس می شود تا بتوان به بهبود شرایط زندگی در این بخش کمک کرد و تاب آوری آن را افزایش داد.
۳۰۵۴۸.

واکاوی تغییرات زیبایی شناسانه ی بازنمایی زن جادو در شاهنامه های مصوّر مکتب شیراز آل اینجو

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
در فرهنگ و تاریخ ایران، دیرآشناترین جلوه ی هماورد حماسی نبرد اساطیری خیر و شر در شاهنامه ی فردوسی و هفت خوان رستم به عرصه ی ظهور رسیده است که نمودی از تلاش ابژه ی ایده آل برای گذار از مراحل گوناگون و اثبات توانایی های فردی و تعالی روحی و اخلاقی به شمار می رود. یکی از رازآلودترین مراحل، ظهور زن جادو، نماینده ی جبهه ی شر در پس نقاب زیبایی دروغین، به دنبال فریفتن رستم است. بررسی این هماورد در شاهنامه های مصور مکتب شیراز اول آل اینجو در سده ی هشتم هجری که نگارگر در آن بیشترین نگاه وفادارانه نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران باستان به دور از تاثیرات مکاتب دیگر و نفوذ ناخالصی از سایر ملل داشته، اطلاعات ذی قیمتی درباره ی نگرش هنرمندان و شرایط حاکم بر شیوه ی جلوه گری این نماد اهریمنی به دست می دهد. تحقیق پیش رو، در راستای یافتن پاسخ این پرسش است که نوع نمایش زن جادو در فاصله ی زمانی تولید دو نسخه ی مهم مکتب پرتلاطم آل اینجو، شاهنامه های مورخ 731 ه.ق. و نسخه ی دیگر مورخ 741 ه.ق. چه تغییراتی را از نقطه نظر نمود زشتی و توجه نگارگر به متن توصیفی این ضدقهرمان پشت سر گذاشته است؟ با وجود دوره ی زمانی کوتاه بین تولید این دو نسخه که یکی در نقطه ی آغازین دوره ی نخست مکتب شیراز اول و دیگری در آغاز دومین دوره-ی آن قرار دارند، تغییرات زیادی در جزئیات اجرایی و نوع بازنمایی شخصیت اهریمنی و نیز توجه اندک نگارگر به متن توصیفی شاهنامه مشاهده شد. اساس روش این پژوهش بنیادین نظری را بیانی تاریخی-تطبیقی تشکیل داده که اطلاعات و مدعای آن اسناد و منابع کتابخانه ای-الکترونیکی است.
۳۰۵۴۹.

هویت ایرانی و بازنمود آن در اشعار فارسی کتیبه های کاشی های تخت سلیمان بر اساس آرای استوارت هال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۶
یورش مغولان و تاسیس سلسله ایلخانی محیط فرهنگی پیچید ه ای را برای ایرانیان رقم زد. حاکمیت غیرایرانی در کنار گسترش ارتباطات فرهنگی جاری در مسیر جاده ابریشم که در این دوره تحت لوای قدرتی واحد یکپارچه شده بود، نوعی مواجهه فرهنگی را پدید آورد که منجر به بروز زبان هنری جدیدی با تاثیر از الگوهای وارداتی و نیز تاکید بر هویت ایرانی گردید. یکی از زمینه هایی که این مواجهه فرهنگی در آن قابل مشاهده است تزیینات بناها و به ویژه کاشی است. کاخ آباقا در تخت سلیمان یکی از نمونه های استفاده وسیع از کاشی های نوشته دار این دوران است. در این پژوهش با استناد به آرای استوارت هال در رابطه با هویت در مواجهه فرهنگی، به مساله تجلی هویت ایرانی و نمود آن در کتیبه های فارسی کاشی های تخت سلیمان با رویکردی کیفی پرداخته می شود. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوال است که کتیبه های کاشی های تخت سلیمان به عنوان نمونه ای از تزیینات معماری ایلخانی را چگونه می توان تجلی گر هویت ایرانی دانست؟ در پاسخ به این پرسش صد قطعه از اشعار خوانش شده از کتیبه های تخت سلیمان با روش تحلیل مضمون از جهت ارتباط با هویت ایرانی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهند که اشعار کاشی های تخت سلیمان به نوعی واکنش غیرمنفعلانه ایرانیان در حفظ هویت ایرانی، در برابر هجوم مغول از یک سو و افزایش مراودات با سایر اقوام در پی یکپارچگی جاده ابریشم از سوی دیگر است. استفاده از شعر فارسی و اسطوره در کنار به کارگیری مفاهیم ایران باستان، جلوه گر هویت ایرانی در تزیینات این بنا و ابزاری هنری-ادبی در برابر جریان های فرهنگی نوظهور غیر ایرانی است. بررسی پیوند اشعار فارسی کاشی ها با هویت ایرانی می تواند به درک بهتر نقش هنر و ادبیات به عنوان ابزاری فرهنگی در حفظ هویت در دوره های پرتنش کمک کند.
۳۰۵۵۰.

نقش مؤلفه های معماری میان افزا در ارتقاء هویت محله ای بر اساس تعامل فضای نو و میراث کالبدی (موردپژوهی: ساختمان چیذری و نیماد در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
توسعه کالبدی معاصر در بافت های تاریخی، در صورت بی توجهی به ساختارهای زمینه ای، به گسست فضایی و تضعیف هویت محله ای می انجامد. معماری میان افزا به عنوان رویکردی مؤثر، با حفظ انسجام فضایی و ارتقاء کیفیت محیطی پیوند گذشته و حال را بازتعریف می کند. هدف این پژوهش، بررسی نقش معماری میان افزا در تقویت هویت محله ای است و بر اساس سه فرضیه نظری انجام شد که بر تأثیر سازگاری زمینه گرا بر انسجام کالبدی، نقش ابعاد روانشناسی محیطی در ادراک ذهنی و کارکرد توسعه و حفاظت در ایجاد توازن میان فضاهای نو و میراث کالبدی تأکید دارند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی و ماهیت کاربردی انجام شده است؛ در مرحله نخست، مؤلفه های نظری با تحلیل محتوای کیفی ادبیات و با استفاده از نرم افزا مکس کیو دی ای (MAXQDA) استخراج شدند. سپس برای سنجش متغیرها و استخراج راهبردها، یک پرسشنامه بازپاسخ در میان متخصصان توزیع و نتایج به تدوین پرسشنامه ای ساختاریافته انجامید. در ادامه، داده های کمی بر اساس طیف لیکرت از ساکنان و همان متخصصان گردآوری شد. همچنین، دو بنای چیذری و نیماد در تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شدند. در این بخش، داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس (SPSS) و از طریق آزمون های همبستگی و تحلیل واریانس ارزیابی شدند. درنهایت، پژوهش نشان داد معماری میان افزا از طریق انطباق با الگوی زمینه گرا و پاسخ به مؤلفه های روان شناختی، توازن معناداری میان ابعاد عینی و ذهنی هویت محله ای برقرار کرده و منجر به ارتقای کیفیت محیطی در بافت های تاریخی می شود.
۳۰۵۵۱.

تاریخ نگاری هنر و شیوه مطالعه ابنیه در مطلع الشمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۷
محمدحسن اعتمادالسلطنه ملقب به صنیع‌الدوله، از مورخان عصر ناصری است که دارای رویکردی نوین در نگارش تاریخ‌ عمومی و جغرافیا بوده و با انجام پژوهش‌هایی درباره ابنیه تاریخی و آثار باستانی ایران و ثبت‌وضبط ماحصل آن‌ها‌‌ در تالیفاتش، در حوزه تاریخ‌نگاری هنر ایران نیز نقشی به‌سزا داشته است. از جمله مکتوبات او که در حوزه مطالعات تاریخی ابنیه و آثار معماری ایران به نگارش درآمده، مجموعه سه جلدی مطلع‌الشمس است که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، شناخت شیوه‌های تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد اعتمادالسلطنه و چگونگی مطالعه ابنیه تاریخی و آثار معماری مشهد در این کتاب بوده است. پژوهش با راهبرد کیفی و به شیوه تفسیری- تاریخی انجام شده است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، اعتمادالسلطنه در این کتاب در راستای نگارش تاریخچه شکل‌گیری شهر مشهد و شناخت جغرافیای آن، بیش از همه بر رسانه معماری و هنرهای وابسته به آن متمرکز بوده است. او در مورد بخش‌های مختلف حرم رضوی و سایر ابنیه و مساجد مشهد به شرح کلیاتی در رابطه با اجزای بنا، ویژگی‌های معماری‌‌گونه و مخصوصا کتیبه‌ها و محتوای مندرج در آن‌ها پرداخته است. همچنین با بررسی شیوه مطالعه ابنیه در این کتاب مشخص شد که اعتمادالسلطنه رویکردی تاریخ‌مند اتخاذ نموده و بیش از هر چیز در پی استخراج و مستند نمودن پیشینه بنا‌ها و اطلاعات تاریخی مستتر در کتیبه‌های آن‌ها بوده است. چنان­که وجوه هنرهای بصری اعم از طرح، نقش و رنگ کاشی‌کاری‌‌ها و یا نقوش منبت‌کاری شده در الحاقات بنا همچون منبر مساجد برای او در مرتبه بعدی اهمیت قرار داشته است. در واقع مولف به بنا و کتیبه‌های آن به منزله اسناد و مدارکی مصور که دربردارنده اطلاعات تاریخی اماکن مشهد هستند، نگریسته است. در همین راستا، کتیبه‌ها اصلی‌ترین منبع‌ تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد او در این کتاب بوده است.
۳۰۵۵۲.

تصویر در چهارپاره ها از قاب هنرهای تجسمی و تصویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
شعر معاصر، گویی تلاش می کند به هنرهای تجسّمی و تصویری شبیه شود. می گویند شعر گونه ای نقاشی و فیلمسازی با کلمات است. حال، کدام نوع از انواع شعرِ معاصر، شباهت و نزدیکیِ بیشتری به هنرهایی چون نقّاشی یا فیلم دارد؟ چگونه می توان با انطباق تصاویر شعری و نمونه هایی از تصاویر هنری، تفسیری هنری (تجسمی-تصویری) از تصاویر شعری داشت که این پیوند و نزدیکی را نمایان تر سازد؟ یکی از نخستین محصولاتِ نوخواهی و نوسراییِ شاعران معاصر، قالب چهارپاره است. به دلایلی تصویر در چهارپاره ها ملموس ترین حوزه متن است و هیچ کدام از شکل های دیگرِ شعر معاصر، برجستگیِ کاربردِ تصویر را به این اندازه ندارد. بنابراین، چهارپاره بیش از انواعِ دیگرِ شعر قابلیت تفسیرهایِ هنری را دارد. با هدف نشان دادنِ شباهت ها و قابلیت های تصویر در هر دو هنر، می توان تفسیرهایی بر مبنایِ اینْ همانیِ تصویر، داشت؛ می توان مرزهای هر دو هنر را به هم نزدیک کرد و در نهایت به دامنه شناختِ هر دو هنر-به ویژه شعر- افزود. در این مقاله با رویکردی بینارشته ای و با روشی تحلیلی-توصیفی، کیفی، تصاویرِ چهارپاره های پرکارترین و سرشناس ترین چهارپاره سرایانِ دورانِ اوجِ این نوع شعر، از منظر هنرهای تجسمی و تصویری، مورد بررسی قرار گرفت. در نتیجه، مشخص شد که تصاویرِ چهارپاره ها، به برخی آثارِ نقّاشی شباهت فراوانی دارد که برای مثال و نمونه به یک یا چند مورد از آثار معروفِ نقاشیِ جهان، که از این منظر نزدیک ترین پیوند را دارند؛ اشاره شد. تصاویری نیز در برخی چهارپاره ها دیده می شود که پیوسته و ادامه دار است و در چند بیت جریان دارد؛ چنین تصاویرِ پیوسته ای، شبیهِ نما یا فصلی از یک فیلم اند. همچنین، تصاویرِ برخی چهارپاره ها در کل، یک مجموعه یکپارچه اند که یک داستانِ کوتاه را روایت می کنند؛ در حالت اخیر طرحی شبیه به یک فیلم کوتاه دارند و گویی فیلمنامه ای هنری از یک فیلمِ کوتاه اند.
۳۰۵۵۳.

سبک شناسی تذهیب نسخ خطی کتابت شده در دوره آل اینجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۲
سبک شناسی تزیینات کتاب آرایی در نسخ خطی به شناخت سبک های مختلف هنری در تاریخ کتاب آرایی، شناسایی دیگر تولیدات و تشخیص آثار جعلی کمک می کند. یکی از انواع هنرهای کتاب آرایی، تذهیب است. نوشته حاضر با توجه به ضرورت شناخت سبک های مختلف تذهیب در تاریخ کتاب آرایی و با هدف شناسایی شاخصه های سبکی تذهیب نسخ خطی تولید شده در نیمه اول قرن هشتم ه.ق تحت حمایت حکومت آل اینجو، تنظیم شده است. سؤال پژوهش از این قرار است: شاخصه های اصلی فرمی، ساختاری و رنگ بندی در تذهیب های نسخ خطی متعلق به دوره آل اینجو کدام اند؟ در راستای پاسخ به سؤال پژوهش، 10 نسخه خطی تاریخ دار و مذهَّب از این دوره در پنج مرحله سبک شناسی شده اند. قاب های اصلی، قاب های فرعی، انواع نقوش و رنگ های به کار رفته شناسایی، دسته بندی و پرکاربردترین آ ن ها مشخص شد. در نهایت شاخصه های سبکی تذهیب در این نسخه ها اینگونه بدست آمد: کاربرد ترکیب بندی کتیبه قلمدانی مزدوج و شمسه در آغاز نسخه. کاربرد قاب گوشواره ها و نیم ترنج و تک گوشواره روبه روی کتیبه ها در حاشیه بیرونی. نقش گل نیلوفر و ترکیب بندی بوته ای آن. استفاده از قاب گره های هندسی به شکل مستقل بدون دخالت دیگر نقوش. استفاده از نقوش متوّج و پولکی در حاشیه قاب ها و به عنوان نقش تزیینی مستقل. همچنین طلایی رنگ غالب در این آثار است.
۳۰۵۵۴.

شناسایی راهبردهای برندسازی شخصی برای سرآمدان هنر خوشنویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۸
در روزگار کنونی که هنر و اقتصاد به شکلی فزاینده با یکدیگر پیوند خورده اند، مسأله برندسازی شخصی برای هنرمندان، به ویژه در رشته های سنتی همچون خوشنویسی، اهمیتی روزافزون یافته است. هنر خوشنویسی به عنوان گنجینه ای ارزشمند از فرهنگ و هنر ایرانی، همواره جایگاه ویژه ای داشته است. با این حال، هنرمندان این حوزه به دلیل چالش های اقتصادی، از جمله عدم بازگشت سرمایه کافی، با دشواری هایی مواجه هستند. در عصر دیجیتال و گسترش شبکه های اجتماعی، برندسازی شخصی به عنوان ابزاری قدرتمند برای معرفی و ارتقاء جایگاه هنرمندان مطرح شده است. خوشنویسان برجسته، با وجود مهارت های هنری بالا، در بهره برداری اقتصادی و ارتقاء جایگاه اجتماعی خود با موانع متعددی مواجه اند. پرسش اصلی تحقیق آن است که چه راهبردهایی می توانند به خوشنویسان کمک کنند تا به برندهای شخصی موفق در بازار هنر تبدیل شوند. رویکرد این پژوهش، آمیخته (کیفی کمی) است. در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از اساتید خوشنویسی و خبرگان حوزه برندینگ بهره گرفته شده و در بخش کمی، از طریق توزیع پرسشنامه در میان ۴۰ نفر از فعالان این عرصه، داده ها گردآوری شده اند. یافته ها نشان داد که سه دسته راهبرد کلان شامل راهبردهای کارآفرینانه، بازاریابی و استراتژیک بیشترین نقش را در فرایند برندسازی شخصی هنرمندان ایفا می کنند. این راهبردها در تعامل با یکدیگر می توانند به ارتقاء جایگاه حرفه ای، افزایش درآمد و دیده شدن هنرمند در فضای رقابتی امروز کمک کنند. نتایج پژوهش نه تنها الگویی علمی برای برندسازی شخصی هنرمندان ارائه می دهد، بلکه با ارائه راهکارهای عملی، می تواند به ترویج پایدار هنر خوشنویسی و بهبود معیشت هنرمندان این حوزه یاری رساند.
۳۰۵۵۵.

تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکمل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
مقدمه: عوامل آسیب زا و زوال پذیر بودن بسیاری از آثار هنرهای کاربردی، سبب شده است که مطالعات تاریخی مربوط به این حوزه بیشترین آسیب را ببینند و پژوهش های تاریخی و دیرینه شناسی مرتبط با این تولیدات با مشکلاتی مواجه شوند. ازاین رو، یک پژوهشگر تاریخ، ناگزیر است بازسازی تاریخی چارچوب مطالعاتی خود را با به کارگیری ابزارها و روش های موازی و مکمل ادامه دهد. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، دسته بندی منابع مکمل به منظور ارائه الگویی برای روشن سازی تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکتوب است. سؤالات پژوهش نیز عبارت اند از: 1. هنرهای کاربردی ایران را می توان در چه دسته بندی از منابع مکمل بازسازی کرد؟ 2. با استفاده از چه الگویی در بازخوانی منابع مکتوب می توان تصویر واضح تری از وضعیت هنرهای کاربردی در دوره های تاریخی ارائه داد؟ روش ها: روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف بنیادی - نظری و ازنظر روش، کیفی است. ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، در بخش های تاریخی و نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی به شمار می رود و تجزیه وتحلیل داده ها نیز به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های این مطالعه نشان می دهد که می توان منابع را در سه دسته تخصصی، مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی کرد و بر این اساس به بازسازی نسبی هنرهای کاربردی ایران دست یافت. اگرچه منابع تخصصی (کتابت و هنرهای وابسته) ازنظر موضوعی محدود هستند، اما نکات ارزشمندی درباره مباحث نظری هنر، مراکز هنری، نقد و ارزش گذاری هنرمندان، مطالعات تطبیقی و مسائل اجتماعی ارائه می دهند. در منابع مستقیم، ضمن تکرار ویژگی های فوق، به موضوعات متنوع تری مانند معماری و تزیینات وابسته، موسیقی، کاشی کاری و سفالگری در قیاس با منابع تخصصی پرداخته شده است. در بخش منابع غیرمستقیم، با تمرکز بر بسامد واژگان مرتبط با تولیدات هنری و تحلیل کمی و کیفی آن در متون تاریخی و ادبی، معمولاً می توان فهرست این تولیدات را از سیاهه مالیات ولایات، غنائم جنگی، صورت وضعیت اموال و نیز منابع منظوم ادبی استخراج کرد. در این بخش، با به کارگیری الگویی نظام مند شامل ترکیبات توصیفی، تحلیل مفهومی متون و فرضیه همجواری واژگان، می توان به اطلاعات کمی و کیفی قابل قبولی از تولیدات هنری دست یافت.
۳۰۵۵۶.

تحلیل لچکی های بناهای عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
معماری همواره جزء هنرهای پویا و فعال در ایران بوده و در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود همواره مسیر پیشرفت را پیموده است. هنرمندان ایرانی با استفاده از ذوق و فرهنگ ایرانی به گونه ای سعی در تزئینات آثار معماری داشته اند؛ که با فرهنگ هر دوره تلفیق یافته و سبکی نو را به معماری جهان عرضه نموده اند. در واقع اجرای هر طرح نیازمند عناصر سه گانه جامعه، حامیان طرح و معمار می باشد که بدون هر یک از این عناصر اجرای معماری یک بنا قابل تصور نخواهد بود. پس از حمله مغول به ایران و ویرانی های بسیار، رفته رفته از میان این تخریب ها نظام سیاسی تازه ای با نام حکومت ایلخانی سر برافراشت که به مرور با تلفیق هنر شرقی با هنر ایرانی در تزئینات معماری این دوره سبک خاصی را ایجاد نمودند. بخش مهمی از تزئینات معماری دوره ایلخانی را تزئینات لچکی تشکیل می داد که به ویژه در سردر ورودی بناها و محراب ها مورد استفاده قرار می گرفته است. در این پژوهش سعی بر آن است که به معرفی عناصر تزئینی انواع لچکی در معماری ایلخانی پرداخته و نقش و جایگاه هر یک از این لچکی ها را در سازه های معماری این دوره مشخص و تفاوت های به وجود آمده در میان این لچکی ها در معماری ایلخانی را مشخص نماییم. برطبق جامعه آماری بررسی شده لچکی های بناها در دوره ایلخانی در چهار دسته بندی متفاوت از جمله: جنس، پراکندگی بناها، رنگ و طرح قرار می گیرند. از این میان بناهای آجری، طرح های اسلیمی و رنگ آبی از ویژگی های شاخص لچکی ها در این دوره محسوب می شود.
۳۰۵۵۷.

مطالعه بصری نسخه خطّی الموالید موجود در کتابخانه ملّی فرانسه از منظر نشانه شناختی تصویری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
علم نجوم و ستاره شناسی موضوعی بسیار قدیمی در تمدن اسلامی است. گذشتگان اعتقاد داشتند که ستارگان نقش بسیاری بر زندگی آن ها داشته اند. نقوش دوازده گانه ای که برای این صورت های فلکی در نظر گرفته شده است، به کرات از منظر پژوهشگران علم کیهان شناسی و نجوم بررسی شده و مورد تحلیل قرار گرفته اند،اما از نظر زیبایی شناسی عناصر تصویری و نوشتاری، چندان موردتوجه نبوده اند. این پژوهش با هدف تعیین ویژگی ها و ارزش های بصری نقوش دوازده گانه ی فلکی با تمرکز بر تصاویر کتاب الموالید ابومعشر بلخی با استفاده از نشانه شناختی تصویر انجام شده است. ازاین کتاب، دوازده نگاره مورد بررسی قرار گرفته است. روش استفاده شده توصیفی – تحلیلی بوده و اطلاعات ضروری تحقیق با به کارگیری روش های کتابخانه ای و مشاهده، جمع آوری شده است. نتایج حاکی از آن است که مشخصه های مکتب نگارگری قرن9 هجری در تصاویر این کتاب قابل مشاهده است. حضور درختان بزرگ و گل ها، پس زمینه ی پوشانده شده با درختان و بوته ها، ترکیب بندی ساده و و محدود بودن نقش مایه های موجود در نگاره ها،استفاده از رنگ های شاد که بیشتر مختص هنر نگارگری ایران بوده اند همچون قرمز، آبی ،سبز و طلایی و هم نشینی رنگها در کنار هم و نیز ترسیم چهره های مغولی، تماما عواملی است که نشان می دهد تصویرسازی کتاب الموالید مربوط به مکتب نگارگری قرن 9 هجری است.
۳۰۵۵۸.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۳۰۵۵۹.

نقش وقف در طرحهای توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران: ارائه یک چارچوب تبیین گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۰
عامل مذهبی و وقف دو عامل واجد اهمیتی می باشند که در ساختار اصلی شهرهای اسلامی و به خصوص ایران تأثیر به سزایی داشته است و عام المنفعه ترین انفاق جهت توسعه شهری در شهرهای اسلامی وقف می باشد. با توجه به اینکه امروزه هدایت و توسعه شهرها تحت عنوان طرح های توسعه شهری صورت می پذیرد و این طرح ها از اسنادی محسوب می شوند که به مدیران کمک می نمایندکه با نگاهی بلند مدت در پی ساختن چشم اندازی مطلوب از شهر باشند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب تبیین گر در خصوص نقش وقف در طرح های توسعه شهری از منظر نهادگرایی در ایران صورت پذیرفته و برای انجام آن چهار گام طی گردیده است: در گام اول شناسایی و بررسی مقالات و رساله های مرتبط با موضوع پژوهش و سپس در گام دوم جایگاه وقف در طبقه بندی نهادها مورد بررسی قرار گرفته است، در گام سوم نهادهای رسمی و غیر رسمی وقف شناسایی گردیده و در گام آخر به تأثیر این نهادها در مراحل تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه شهری مورد واکاوی قرار گرفته است. لذا این پژوهش، پژوهشی کیفی می باشد که اطلاعات آن از طریق تحلیل پژوهش های صورت گرفته که به صورت سیستماتیک انتخاب گردیده حاصل شده است لذا در دسته فراتحلیل قرار گرفته و از نظر کاربست نتایج جز پژوهش های کاربردی محسوب می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وقف در ابتدا به صورت یک سری هنجارها و آداب و رسوم مذهبی بوده که کم کم به صورت یک نهاد رسمی تبدیل شده و در زیر مجموعه نهادهای حاکمیتی قرار گرفته است. هرچند در دید اول نقش نهادهای رسمی به دلیل پشتوانه قانونی و اجرایی در مراحل مختلف این طرح ها مهمتر به نظر می رسد ولی نمی توان نقش نهادهای غیر رسمی وقف را در مراحل مختلف طرح های توسعه شهری انکار نمود در نتیجه کلیه نهادهای رسمی و غیر رسمی در مراحل مختلف طرح های توسعه مؤثر می باشند.
۳۰۵۶۰.

خوانش نگاره های فریدون و پسرانش در شاهنامه تهماسبی با مفهوم تراژدی از منظر هگل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
شاهنامه ی فردوسی، مجموعه ای از داستان ها با عناصر ساختاری جهان شمولی است که مفهوم تراژدی در بسیاری از آن ها در انطباق با اندیشه ی ارسطویی، شکل دهنده ی بخشی از درون مایه ی این گنجینه ی ادبی ارزشمند است. هم نشینی شاهنامه با هنر نگارگری منجر به خلق آثاری درخشان و ارزنده همچون شاهنامه ی تهماسبی در تاریخ نگارگری شده است و بار تراژیک داستان ها به پیچیدگی و غنای فرهنگی در نگارگری ها کمک کرده است. در تشریح تراژدی علاوه بر ارسطو فیلسوفانی دیگر چون هگل به ارائه ی افکار و نظریات خود پرداخته اند. پژوهش حاضر به این پرسش پاسخ خواهد گفت که تحلیل نگاره های فریدون و پسرانش در شاهنامه ی تهماسبی با توجه به مؤلفه های تراژدی از منظر هگل چگونه است؟ هدف از نگارش این مقاله، شناخت مؤلفه های تراژدی از منظر هگل و تطبیق آن با نگاره های مربوط به داستان فریدون و پسرانش از شاهنامه ی تهماسبی است تا وجهی جدید از این نگاره ها با انطباق بر الگوی هگلی ارائه گردد. دلیل انتخاب این نگاره ها رعایت سیر توالی تراژیک در آن هاست. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که نگاره های داستان مذکور علاوه بر دارار بودن شاخصه های تراژدی ارسطویی می توانند مصداق مؤلفه های هگلی نیز باشند. نگاره ها بر مبنای ویژگی های عناصر تصویری و محتوایی داستان در بسیاری از موارد با مفاهیم تراژدی از منظر هگل همپوشانی دارند. بدین ترتیب این نگاره ها نه تنها بر پایه ی اندیشه ارسطویی بلکه با استناد به مفاهیم هگلی نیز قابل تحلیل هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان