ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۰۰۱.

دیانوئیا: وجه تمایز تعزیه از تراژدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
این مقاله می کوشد به شیوه کیفی - تبیینی و با ابزار کتابخانه ای در دسترس، مؤلفه دیانوئیا/اندیشه را که مبتنی بر تقابل خیر و شر است، در تعزیه و تراژدی بررسی تطبیقی کند. در واقعه کربلا، حسین (ع) با انتخاب آگاهانه خود برای مبارزه با شر، خویشکاری خود را انجام می دهد، اما برخلاف سیاوش یا تراژدی یونانی، «بخت» و «تقدیر»، نقشی کم رنگ دارند. در بینش اساطیری و اسلامی، مرگ سرچشمه فنا نیست. ازاین رو، سیاوش الهی به حسین، و سوگ سیاوش به تعزیه بدل می شود. بااین حال، نه شخص حسین به قهرمان اسطوره ای و ارسطویی؛ و نه بنیان اندیشگانی این واقعه، به دیانوئیای پیشنهادی ارسطو شباهت دارد. برخی یافته ها عبارت اند از: تعزیه و تراژدی هر دو تیره و تبار مشابه، اما اهدافی کاملاً متمایز دارند. در تعزیه، دیانوئیا بر اساس تقابل همیشگی میان خیر و شر مطلق است؛ در تراژدی، دیانوئیا معطوف به تقابل خیر و شر میان افراد است. در تعزیه، قهرمان از سرنوشت محتوم خود خبر دارد؛ در تعزیه، قهرمان راه گریزی از مرگ ندارد. در تعزیه، قهرمان، نقص تراژیک ندارد؛ در تراژدی، قهرمان خطاکار است. درعین حال، در تعزیه، اشقیا، نه خطاکار، بلکه گناهکارند! کاثارسیس در تعزیه و تراژدی به شیوه خاص خود مشترک است.
۲۰۰۲.

مروری بر گذار از پارادایم تاب آوری اثباتی به گفتمان یکپارچه تاب آوری در حوزه شهرسازی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۱۷
مقدمه: تفکر تاب آوری به عنوان یک مفهوم لغزنده و مملو از فراز و نشیب ها، در دستگاه های فکری مختلف، اصول و مولفه های متفاوتی به خود دیده است، که ادغام رهیافت های نظری، منجر به ابهام در نحوه درک، تفسیر و کاربرد این تفکر گردیده است.هدف پژوهش: هدف پژوهش بررسی سیر تکاملی چارچوب های نظری تاب آوری از گذشته تا حال در دستگاه های فکری مختلف، جهت به دست آوردن درک دقیقی از گفتمان تاب آوری در حوزه شهرسازی معاصر است.روش شناسی: در این راستا مبنی بر پارادایم تفسیرگرایی و با اتخاذ راهبرد استقرایی و با مرور اسناد کتابخانه ای و تحلیل آرای نظری و بهره گیری از روش تحلیل موقعیت، مرور نظام مند مطالعات انتخاب شده (28 متن) به صورت فعالانه با هدف روشن ساختن عناصر موقعیتی به عنوان واحدهای تحلیل انجام شد.یافته ها و بحث: یافته ها گویای آنست که چهار زاویه معرفت شناسی یا چهار نسل از مفهوم تاب آوری قابل تبیین است. نسل اول در ذیل چتر پارادایمی اثبات گرایی، به دوران آغازین ابداع مفهوم تاب آوری در علم بوم شناسی بازمی گردد که با بازخورد بازیابی و حفظ اصالت ارتجاعی سیستم ها شناخته می شود. نسل دوم که در پارادایم پسا اثبات گرایی تبلور می یابد، بر اصل انطباق پذیری تاکید دارد. نسل سوم در پارادایم پراگماتیسم با  پافشاری بر آنچه در عمل به کار می آید، برجسته می شود. نسل چهارم نیز، با نگاه برساختی-تفسیری، به تولید و بازتولید فهم خود از تاب آوری می پردازد.نتیجه گیری: هر چند در روند این صورت بندی، سعی شد پتانسیل های هر یک از این نسل های چهارگانه در قیاس با یکدیگر از منظر جهت گیری، مولفه های بنیادین، نقاط تمرکز و سیر تغییرات برجسته شوند، اما چنین به نظر می رسد که در موقعیت فعلی جوامع، بهره گیری از رهیافت نسل چهارم، بیش از سایرین پاسخگوی انتظارات حال و آینده باشد. تکامل مفهوم تاب آوری که از دریچه نسل های مختلف برجسته شد، تعدادی از درس های نوظهور را برای سیاست گذاران شناسایی کرده است که اکنون در حوزه های سیاست گذاری و در مقیاس های فضایی مختلف به کار گرفته می شوند.
۲۰۰۳.

سنجش حس مکان و شناسایی مولفه های موثر بر آن در توسعه سواحل شهری (مورد پژوهی: ساحل بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
حس مکان و حس تعلق به مکان ازجمله مفاهیمی هستند که در ارتقا کیفیت زیست شهروندان تاثیرگذار بوده و رشد روحی و معنوی آن ها را فراهم می کند. از سویی دیگر، در شهرهای ساحلی، سواحل شهرها از عناصر واجد ارزش و از بسترهای شکل دهی به حس تعلق به مکان بوده اند. بر این اساس بررسی ارتباط و سنجش حس مکان و عوامل موثر آن بر توسعه سواحل شهرها، هدف و ضرورت پژوهش حاضر بوده است. روش تحقیق در مرحله ادبیات نظری، روش «توصیفی- تحلیلی» و روش «فراتحلیل» بوده که از ابزار گردآوری داده مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی نیز بهره برده است. همچنین از روش «پیمایشی» و «تکنیک پرسشنامه» در سطح آمار استنباطی و آزمون کوورایانس و اسمیرنوف برای اعتبار و روایی تحقق استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که توجه به حس مکان به عنوان یک ساختار چندبعدی که بیانگر اعتقادات، احساسات و تعهدات رفتاری در محیط خاص و بترتیب بعد شناختی، بعد عاطفی و بعد رفتاری می باشد درنظرگرفته شده است؛ لذا حس تعلق به مکان استفاده کنندگان در بعد شناختی (هویتی) و عاطفی (دلبستگی) در سطح بالایی قرار دارد. بعد رفتاری (وابستگی) نسبت به بعد شناختی و عاطفی در سطح پایینتر قرار دارد و نشان می دهد ساحل در برآورده کردن نیازهای آن ها موفق عمل نکرده که عدم تجهیز خط ساحلی برای شکل گیری فعالیت های تفریحی و مرتبط با آب، عدم وجود بسترهای مناسب جهت استقرار خانواده، تداخل حرکت سواره و پیاده، تهدیدات ناشی از فرسودگی و تخریب بافت تاریخی بوشهر در این امر موثر می باشند.
۲۰۰۴.

بررسی هنر داستان نویسی و توصیفات آن نزد مسلمانان ؛ تحلیل سبک داستان نویسی سلوی البنا نویسنده فلسطینی با تکیه بر چهار داستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
سلوی البنا (1948) نویسندگان داستان های کوتاه مدرن و اهل فلسطین و پیرو دین اسلام است. وی در چهار داستان خود عشاق نجمه، حذاء صاحب السعاده، امرأه خارج الزمن، العاموره عروس اللیل از الگوهای داستان نویسان مدرنیسم و نیز رویکردی اسلامی بهره برده است. محدودشدن زاویه دید توسط راویان داستان های مدرن، نشان دادن هیجان، حذف یا تغییر عناصری از پیرنگ های سنتی، کاربست استعاره و مجاز و روایت نامتوالی رویدادها و شکستن نظم زمانی در بیان آن ها، ایجاز در شکل داستان و سبک روایت آن و برجسته ساختن سبک از ویژگی های چهار داستان مذکور است. در داستان عشاق نجمه و العاموره عروس اللیل از نمادپردازی و صنایع بدیعی و لفظی که مخصوص داستان های مدرن است، بیشتر استفاده شده و در داستان های امرأه خارج الزمن شکستن توالی زمانی و مکانی و استفاده از ایجاز در مرکز توجّه نویسنده بوده است. در داستان حذاء صاحب السعاده نیز نویسنده از بیان سرشار از طنز و کنایه جهت بیان آلام اجتماعی و سیاسی مردم فلسطین بهره برد و از آن جا که مسلمان بود، توانست توصیفات و مضامینی در آثار مذکور بیاورد که به آن ها صبغه اسلامی ببخشد.سؤالات پژوهش:نمادپردازی در چهار داستان عشاق النجمه، حذاء صاحب السعاده، إمرأه خارج الزمن، العاموره عروس اللیل چگونه ارزیابی می شود؟سلوی البنا در داستان های مذکور چگونه به بیان دردهای اجتماعی و سیاسی مردم فلسطین پرداخت؟اهداف پژوهش:واکاوی شگردهای ادبی و ساختاری مورد استفاده در در چهار داستان عشاق النجمه، حذاء صاحب السعاده، إمرأه خارج الزمن، العاموره عروس اللیل.بررسی چگونگی پرداختن به مسائل اجتماعی و سیاسی فلسطین از زبان یک نویسنده زن.
۲۰۰۵.

بررسی فناوری های حفاظت لرزه ای در ساختارهای چوبی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۵
این پژوهش با مرور و مطالعه بر ساختمان های تاریخی که در ساختار بنایی خود با هدف مقاوم سازی در برابر زلزله از عنصر چوب در پی، جرز و پوشش ها بهره جستند، در پی یافتن پاسخ به پرسش های زیر است: 1. ساختمان های تاریخی نمونه از چه فناوری حفاظتی استفاده کرده و چه تمهیداتی در برابر زلزله دارند؟ 2. سیستم های این فناوری چیست، چه ویژگی هایی دارد و آیا کاربردی صرفاً مقاوم سازی داشته اند؟ 3. نمونه های ایران از چه نوع فناوری هستند و تا چه میزان در کاهش خسارات زلزله موفق بوده اند و آیا امروزه نیز از این سیستم ها در معماری بومی استفاده می شود؟ تا بدین طریق بتواند در پژوهش های آتی با محوریت حفظ و توسعه این سیستم ها در آینده به حفاظت لرزه ای ساختمان ها کمک کند. پژوهش حاضر با مطالعه کتابخانه ای به شناسایی این سیستم ها پرداخته و جامعه آماری پژوهش بر سیستم های شناخته شده جهانی و به طور ویژه معماری بومی ایران تمرکز دارد و نوع تحقیق آن توصیفی است. چهار فناوری شناسایی شده مقاوم لرزه ای شامل جداسازی پایه، کلاف های افقی و عمودی و قاب چوبی هستند. چوب در این سیستم ها منحصراً کارایی مقاوم سازی نداشته و عوامل دیگری در انتخاب آن اثرگذار بوده اند. در ایران نیز سیستم های منحصر به فردی از فناوری های مذکور وجود دارد که در مقایسه با ساختمان های اطرافشان که فاقد این فناوری بوده اند، در برابر زلزله نمونه های موفقی محسوب می شوند؛ اما امروزه ناشناخته مانده و روبه فراموشی هستند. این مطالعه می تواند با جمع آوری دانش بومی و ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی از سیستم های شناخته شده تاریخی ایران در ایجاد حساسیت جوامع نسبت به حفاظت این سیستم ها مؤثر واقع شود و در پژوهش های آتی بینش های ارزشمندی را درمورد این نوآوری های محلی ارائه دهد. شناسایی و طبقه بندی این نمونه ها به درک سیستم های سنتی ساخت و ساز چوبی و پتانسیل آن ها برای کاربردهای مدرن کمک می کند و بر اهمیت ادغام دانش تاریخی با شیوه های معماری امروزی، بر پایداری آن ها در برابر زمین لرزه تأکید دارد.
۲۰۰۶.

گزارش حفاظت اضطراری طاق های ساسانیِ طبقه ی اول ضلع غربی طاق- سازه اسپهبد خورشید، سوادکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۴
حفاظت اشیاء و بقایای معماری که از کاوش های باستان شناسی به دست می آیند، حین و بعد از کاوش از مباحث مهمی است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. زمانی که شئ یا سازه ای از زیر خاک بیرون می آید، تحت تأثیر فرایند کاوش و تغییرات شرایط محیطی، علاوه بر آسیب های پیشین، مستعد صدمات جدی و بازگشت ناپذیر است. این آثار و سازه ها بعد از بیرون آمدن از زیر خاک، به دلیل برهم خوردن تعادل شرایط محیطی، پایداری خود را از دست می دهند و نیازمند اقدامات حفاظتی عاجل به منظور تثبیت وضعیت اثر هستند که تنها با همکاری و تعامل بین باستان شناس و حفاظت گر ممکن خواهد بود. در این مقاله تلاش شده است با ارائه گزارش کاوش و اقدامات اضطراری که به منظور حفاظت از بقایای اثر معماری ارزشمند با نام طاق- سازه اسپهبد خورشید در جنوب استان مازندران صورت گرفته است، بر ضرورت و اهمیت این موضوع تأکید شود.
۲۰۰۷.

تحلیل پیکره بندی فضایی خانه ایرانی بر مبنای مشخصه های فرهنگی منبعث از الگوهای رفتاری (نمونه موردی: خانه امینی ها واقع در شهر قزوین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
خانه های سنتی ایران به لحاظ لایه های فرهنگی، از پیچیدگی های خاصی برخوردار است؛ فرهنگ و الگوهای رفتاری خانواده عامل اصلی شکل دهی فضا در خانه ایرانی است. پیکره بندی فضایی خانه با زندگی چند خانواده ی خویشاوند برکنار یکدیگر صورت می پذیرفته است. فرهنگ و الگوهای رفتاری؛ ساختار فضایی مطالعه تطبیقی در نمونه مورد مطالعه تأثیرگذار بوده است. هدف پژوهش، تحلیل الگوهای رفتاری منبعث از فرهنگ در شکل دهی به الگوی فضایی یک نمونه خانه ایرانی (به طور خاص خانه امینی ها) است. بر این اساس پرسش اصلی این پژوهش بر آن است که مشخصه های فرهنگی تعیین کننده در ساختار فضایی خانه ایرانی چیست و نحوه اثربخشی هرکدام در پیکره بندی فضایی خانه ها به چه نحوی است؟ روش تحقیق به صورت، تحلیل محتوا و تشریحی تبیین شده است؛ بدین ترتیب که با روش تفسیری – تحلیل تاریخی و مصداق یابی روابط فرهنگی در این عمارت قاجاری و عوامل مؤثر بر ایجاد الگوهای نظام خانواده ی سنتی ایرانی بررسی و سپس با روش تشریحی از میان منابع موجود، به تبیین مصداق این الگوها در نظام های فعالیتی و فضایی این خانه سنتی پرداخته شده است. مصاحبه و مشاهدات عمیقی نیز با اعضای خاندان امینی قزوین انجام پذیرفته که تأثیرات روابط خویشاوندی الگوهای رفتاری و فرهنگ میان اعضا بر نظام های فعالیتی و فضای خانه ی امینی تدقیق شده است. نتایج نشان می دهد که پیکره بندی فضایی ارتباط مستقیمی با مشخصه های فرهنگی و الگوهای رفتاری دارد که منتج از یک نظام فرهنگی مشخص و دقیق در ساختار فضایی خانه است.
۲۰۰۸.

تحلیل گفتمان نوازندگان و سازندگان ساز نی با محوریت نوآوری در دهه های هشتاد و نود شمسی در ایران: مطالعه موردی «نی شش دانگ» حسین عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۷۳
این پژوهش با تحلیل نظریات نوازندگان و سازندگان ساز نی در مواجهه با تغییرات حسین عمومی بر روی ساز که با نام «نی شش دانگ» شناخته می شود، به تحول دیدگاه در جامعه نی نوازان ایران و دسته بندی گفتمانی آنان با محوریت مقوله ابداع در ساز پرداخته شده است. روش پژوهش پیمایشی توصیفی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه و منابع اسنادی است. از جمله پرسش های این پژوهش عبارتند از: 1- چه گرایش هایی در میان نی نوازانِ ایرانی در ارتباط با مقوله ابداع و نوآوری در نی وجود دارد و هرکدام زاده چه گفتمان هایی هستند؟ 2- چه گفتمان هایی از نظر زمانی قابل دسته بندیِ نسلی، در جامعه نی نوازان است؟ 3- کدام گرایش ها در بستر زمان رواج بیشتری داشته اند و کدام گرایش را در زمان حال می توان، گرایش غالب دانست؟ و 4- گرایش پیروز در عصر حاضر، وابسته به چه منطق هایی است؟ هدف این پژوهش، شرح اجمالی تغییرات حسین عمومی بر روی ساز نی و واکاوی گرایش نوازندگان نی به اجرا با «نی شش دانگ» و مقوله «ابداع» در نسل های مختلف با توجه به هژمونی گفتمان های موسیقی کلاسیک ایران است که در این راستا نظر برخی از نوازندگان و سازندگان خبره که شامل 24 نفر است، مورد ارزیابی قرار گرفته است. عطف به مطالعات پیشین، سه گرایش گفتمانی و یک خرده گفتمان در جامعه فرهنگی موسیقی ایران شناسایی شده است که براین اساس، نوازندگان و سازندگان نی در این گفتمان ها قابل رده بندی هستند. منطق این طبقه بندی، هژمونی و هم زمانی گفتمان ها از نظر تاریخی با دوران زیست و فعالیت نوازندگان و سازندگان نی و بر مبنای نوع نگاه آنان به موضوع ابداع و تغییر در این ساز است. براساس یافته ها، تفاوت های نسلی، ارتباط مستقیمی با هژمونی گفتمانی زمانه نوازندگان نی داشته و تغییرات بر روی ساز، برخلاف نسل قدیم، برای نسل سوم قابل قبول است. بررسی کلیدواژه های موجود در گفته های دو نسل از نوازندگان نشان داد، تغییر محسوسِ گفتمانی در میان نسل های دوم و سوم قابل شناسایی است و گفتمانِ فرادست امروز در ارتباط با ابداع در ساز نی، گفتمانِ «موسیقی کلاسیک ایرانی» است.
۲۰۰۹.

بازنمایی تصویر دشمن در نقوش برجسته سنگی بهرام دوم ساسانی و آشوربانیپال دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
این پژوهش به بررسی و مطالعه تطبیقی تصویر دشمن انسانی در نقوش برجسته سنگی پیروزی بهرام دوم ساسانی بر کوشانی ها از تمدن ایران باستان و پیروزی آشوربانیپال بر عیلامی ها از تمدن بین النهرین می پردازد. در بررسی دو نقش برجسته یکی از دوره ساسانیان و دیگری از دوره آشور سعی شده است نقاط اشتراک و افتراق در این دو اثر نمایش داده شوند. هدف از این پژوهش آشنایی با جنگ ها، نحوه بازنمایی آنها و یافتن نمادها و نشانه های مشترک بین دو نقش برجسته است. دشمنان منقوش در این دو نقش برجسته در حالت های کشته، اسیر، زخمی و به تسلیم درآمده دیده می شوند. در نقش برجسته بهرام دوم ساسانی که پیروزی بر دشمن را به صورت نمادین نشان می دهد، پادشاه در مرکز صحنه و دشمنان و سایر نقوش در حاشیه اثر دیده می شوند. در نقش برجسته منتسب به آشوربانیپال صحنه جنگ و پیروزی بر دشمن واقع گرایانه و با جزئیات به تصویر کشیده شده است. با توجه به موضوع تحقیق می توان این سؤال را مطرح کرد: شباهت ها و تفاوت های بازنمایی تصویر دشمن در دو نقش برجسته منتسب به بهرام دوم ساسانی و آشوربانیپال دوم کدام اند؟ نحوه بازنمایی دشمن در دو نقش برجسته ساسانی و آشور و بررسی تفاوت و شباهت های بین دو فرهنگ مذکور مسئله این پژوهش است. نتیجه نشان می دهد که هدف هنر و هنرمند در آثار مورد بررسی نشان دادن عظمت و قدرت پادشاهان و مرعوب کردن دشمنان است. در هنر هر دو دوره از قراردادهای تصویری برای پَست نشان دادن دشمن استفاده شده است. در بررسی آثار، نقوش و قراردادهای تصویری مشترک مانند صف اسرا و سرهای بریده دشمنان در هر دو دوره ساسانی و آشور مشاهده می شوند. پویایی، واقع گرایی و خشونت اعمال شده نسبت به دشمن در هنر آشور بیشتر از هنر ساسانی است؛ با این حال در هنر هر دو دوره وقایع منقوش در آثار هنری عیناً منطبق با واقعیت نیستند. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، تطبیقی و تاریخی استفاده شده است.   
۲۰۱۰.

واکاوی نحوه ی پاسخگویی به شاخص های شهردوستدار کودک دربافت جدید و سنتی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
بیان مسئله: کمبود فضاهای مطلوب برای حضور کودکان و نا ایمن بودن این فضاها در محیطهای شهری، باعث شده تا حس تعلقِ کودکان به فضای شهری به گونه ای متفاوت ارزیابی شود و این فضاها برای فعالیت روزانه کودک پاسخده نیستند. از این رو، با توجه به نقش بنیادین محیط در شکل گیری شخصیت و رشد کودک، درعصر حاضر توجه به کودکان و نیازهای اجتماعی آنان در بافت شهرها و محله ها یکی از مهمترین مساائل پیش روی جامعه است. از این منظر طرح های دوستدار کودک به دنبال اعطای حق شهروندی به کودکان، کم کردن میزان خشونت علیه کودکان و... است.هدف: پژوهش حاضر به دنبال یافتن نقاط قوت و ضعف بافت جدید و سنتی شهرها و مقایسه آنها در راستای اصول و شاخص های شهردوستدار کودک است، تا از این طریق به شناسایی مولفه های موثربر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی شهر به جهت حضورپذیری کودکان دست یابد.روش: روش این تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی و پیمایشی با هدف توسعه ای – کاربردی است. جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس توزیع پرسشنامه میان مدارس مناطق 1 و 2 شهر رشت انجام شده است. جامعهآماری پژوهش، دانش آموزان دختر و پسر 6-12 سال مقطع ابتدایی، والدین، مربیان و روانشناسان مرتبط با دانش آموزان منطقه 1و2 به عنوان بافت جدید و سنتی شهر رشت درنظر گرفته شد که از آن میان، 378 نفر به عنوان نمونه که از این تعداد 193 نفر 6-9 سال و 97 نفر10-12سال و 88 نفر از والدین، مربیان و روانشناسان که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. از نقاشی به عنوان ابزار مشارکت با کودکان، استفاده شد. نقاشیها توسط خبرگان حیطه روانشناسی کودکان و معماری، مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفتند. به منظور ارزیابی نهایی و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS25 بهره گرفته شده است.یافته ها: تحلیل معیارهای فضای مطلوب کودک در سه بخش مولفه های عینی، ذهنی و عملکردی حاکی از آن است که مولفه های عینی و عملکردی در بافت جدید و مولفه های ذهنی در بافت سنتی مورد توجه قرار گرفته اند.نتیجه گیری: با بررسی شاخصهای شهر دوستدار کودک و مجموع میانگین امتیازات، این نتیجه حاصل شد که با توجه به کیفیت های متفاوت محیط، بافت های گوناگون دارای ویژگی های کیفیتی متفاوت جهت جذب کودکان است. همچنین مقایسه تطبیقی دو منطقه نشان می دهد که مؤلفه های امنیت، فضای سبز، دسترسی، پیاده و دوچرخه مداری از بعد کالبدی و رنگ و زیبایی و خوانایی از بعد روانشناسی در محلات با بافت برنامه ریزی شده و جدید در مقایسه با محلات سنتی، کیفیت مطلوب تری دارد.
۲۰۱۱.

اجتماع پذیری فضاهای عمومی در مناطق کم برخوردار روستایی و ارتقای سلامت اجتماعی؛ ارائه راهکارهای طراحانه (میدان دَرِ قلعه ، روستای ایزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
فضاهای اجتماع پذیر با تقویت انسجام اجتماعی، ارتقای احساس ایمنی و امنیت ادراک شده، زمینه سازی دریافت حمایت های محلی، اعتماد اجتماعی، و افزایش مشارکت ها نقش ویژه ای در ارتقای سلامت اجتماعی تلطیف مسائل بافت ها خصوصاً در نواحی محروم و کمتر برخوردار دارند. میدان دَرِ قلعه در روستای ایزی به عنوان تنها فضای باز عمومی این روستا محل شکل گیری رویدادها و فعالیت های مختلف اجتماعی، پذیرای گروه های مختلف افراد در طول سال است و نقش مهمّی در زندگی اجتماعی ساکنین روستا دارد. این میدان که در بافت قدیمی روستا قرار دارد، همزمان با تغییر و تحولات کالبدی در طول زمان دچار برخی فرسودگی های کالبدی و کارکردی شده است که در این مطالعه تلاش شده است ضمن شناسایی ویژگی های فضاهای اجتماع پذیر، در جهت تسهیل شکل گیری فعالیت های اجتماعی با شناسایی مشکلات آن در این خصوص، ارائه راهکارهای طراحی لازم صورت پذیرد. در این راستا، ضمن مطالعه اسنادی، گردآوری داده های تحقیق از 350 پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مقیاس های مشارکت اجتماعی و نظرسنجی مشارکت مذهبی در بین ساکنین روستا صورت پذیرفت. بر طبق یافته ها، ابعاد سه گانه معنایی، کارکردی، و فضایی-کالبدی مؤلفه های سازنده فضاهای اجتماع پذیر را شکل می دهند و مهم ترین فعالیت های جمعی در حال وقوع در میدان به ترتیب شامل شرکت در مراسم ها و رویدادها، حضور در مسجد، گفت وگو با دوستان، و بازی کردن می باشند. همچنین، کمبود فضای مناسب برای نشستن، کمبود فضای سبز، و فرسودگی بناهای پیرامون میدان، به ترتیب سه مسئله اصلی میدان دَرِ قلعه جهت شکل گیری و تسهیل اجتماع پذیری آن می باشند. در پایان مقاله نیز به منظور ارتقای کیفیت اجتماع پذیری میدان، راهکارهای طراحی در این خصوص ارائه شده است.
۲۰۱۲.

بررسی رفتار و میزان حد نهایی پایداری قوس های ایرانی پنج وهفت کند و شبدری کند براثر رانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۸۲
یکی از مسئله های حوزه طراحی و حفاظت سازه های طاقی، ناپایداری طاق براثر باز شدن پای آن به سمت بیرون در صفحه قوس طاق است. در راستای بررسی دقیق تر این مسئله در طاق های ساخته شده از قوس های ایرانیِ شبدری کند و پنج و هفت کند، این نوشتار بر این پرسش متمرکز است که حد نهایی پایداری این قوس ها براثر باز شدن دهانه، برای نسبت ضخامت به دهانه های مختلف به چه میزان است و در فرایند تسلیم اولیه تا فروریختگی چه رویدادهایی در این قوس ها اتفاق خواهد افتاد. پژوهش در چهارچوب نظریه مومسان و به صورت تحلیل در حالت حد نهایی انجام می شود. ابزار تحلیل خط رانش است که بر روی قوس های یادشده با نسبت ضخامت به دهانه های متفاوت پیاده می شود. پاسخ تحلیلی با پاسخ حاصل از اعمال حرکت پایه بر روی مدل های فیزیکی، مقایسه و اعتبارسنجی می شوند. ضمن استخراج حد نهایی پایداری قوس ها برای نسبت ضخامت به دهانه های مختلف، نتایج نشان می دهند در لحظه آغاز حرکت، قوس های مورد نظر به یک مکانیسم چهارمیله ای تبدیل می شوند. در ادامه، با بسته شدن یکی از ترک ها، قوس مانند مکانیسم لنگ-لغزنده حرکت کرده و در طول حرکت پای قوس، محل ترک ها تغییر می کند که این تغییر بر کاهش حد نهایی پایداری این قوس ها تأثیر جدی دارد. همچنین، مقایسه پاسخ حاصل از دو فرض حرکت متقارن و نامتقارن ترک ها با یکدیگر نشان می دهد که فرض اول برای تحلیل ایمن است. اضافه بر آن، با افزایش دهانه قوس، رانش قوس افزایش می یابد که نشان از اثر تخریبی فزاینده رانش در طول زمان دارد. در برخی موارد بررسی شده، رانش قوس در زمان فروریختن به بیش از پنج برابر رانش اولیه می رسد.
۲۰۱۳.

تاثیر تغییرات پوشش گیاهی بر شدت جزیره گرمایی در شهر؛ نمونه موردی: کلانشهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
با توجه به تغییرات اقلیمی و همچنین توسعه های شهری بدون توجه به کیفیت زیست محیطی، شکل گیری جزیره گرمای شهری به یکی از چالش های جدی عصر حاضر تبدیل شده است. هدف عمده این پژوهش، تحلیل وضعیت پوشش گیاهی و دمای سطح زمین برای بررسی شکل گیری جزایر حرارتی شهری در شهر کرج است. به این منظور و در راستای آشکارسازی تأثیر فضاهای سبز در محیط های حرارتی شهر کرج، از داده های سنجش از دور برای استخراج فضاهای سبز، دمای سطح زمین و پوشش زمین استفاده شده است. دمای سطح زمین با استفاده از تصاویر مودیس محاسبه شد. تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از اطلاعات برداشت شده توسط سنجنده های مربوطه ماهواره لندست 7 و 8  مربوط به سال های 2001 و 2021 استخراج شده و بعد از اعمال تصحیحات لازم و بررسی تصاویر، اقدام به شناسایی تغییرات کاربری اراضی و نوع تغییرات آن گردید. نتایج بررسی ها نشان داد که اراضی بایر پیرامون شهر به صورت پیوسته دارای بالاترین دما و لکه های گرم هستند و محدوده های دمایی بسیار گرم را تشکیل می دهند. در محدوده مسکونی شهر نیز جزایر حرارتی بر بافت فرسوده و محدوده های متراکم منطبق است. همچنین تحلیل و بررسی نقشه های دمای سطح زمین نشان دهنده افزایش دمای سطح در شهر کرج است. درعین حال، واکاوی نقشه ها حکایت از رابطه قوی بین پوشش گیاهی و دمای سطح زمین در کلانشهر کرج دارد. نقشه های کاربری اراضی نیز نشان از کاهش مساحت پوشش گیاهی و افزایش کاربری انسان ساخت دارد. این موضوع به طور واضح نشان دهنده این است که مهم ترین عامل در گسترش جزایر گرمایی و افزایش دما در بازه زمانی مورد بررسی، کمبود پوشش گیاهی بوده است. در نتیجه فضاهای سبز و پوشش گیاهی در شهرها به طور چشمگیری سبب تعدیل جزایر حرارتی شهری هستند. به این صورت که نواحی همچون اراضی بایر و نواحی دارای پوشش گیاهی کمتر، دارای دمای بیشتری نیز هستند. بنابراین گسترش بام سبز و استفاده از پوشش گیاهی سازگار با اقلیم هر منطقه به عنوان راه حلی برای کاهش جزیره گرمایی پیشنهاد می شود.
۲۰۱۴.

تأثیر تغییر مسیرهای تجاری دوره صفویه بر دگرگونی ساختار کاروان سراهای مرکز و جنوب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۹۱
بیان مسئله:کاروان سراهای دوره صفویه از ابتدا تا اواخر این سلسله، دست خوش تغییرات چشم گیری در گونه شناسی و ساختار معماری خود شده اند. این تغییرات گونه شناختی، تحت تأثیر عوامل مختلفی بوده است که شناسایی و بررسی این عوامل تأثیرگذار مهم است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تغییرات اجزای مختلف گونه معماری کاروان سرا در دوره صفویه با توجه به تغییر مسافت و حجم تجارت در مسیرهای تجاری منتهی به مقاصد زمینی به دریایی است. حال سؤال پژوهش این است که تغییر مسیرهای تجاری در دوره صفویه، منجربه چه تغییراتی در گونه شناسی و ساختار کاروان سراهای این دوره شده است؟روش پژوهش: این پژوهش با تکیه بر نظریه گونه شناسی تکاملی و به شیوه توصیفی- تحلیلی و با کمک مجموعه داده های کمی و کیفی، تأثیر تغییر مکان مسیرهای تجاری کاروانی در دوره صفویه را بر تغییر مشخصات کالبدی 15 کاروان سرای مهم احداث شده در مسیرهای مزبور که با توجه به امکان بررسی متغیرهای گوناگون هدفمند انتخاب شده اند را بررسی کرده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که تغییر حجم تردد و تجارت از مسیرهای زمینی پیشین جاده ابریشم به مسیرهای منتهی به بنادر به عنوان پایانه های تجارت دریایی، بر ساختار و گونه کاروان سراهای احداث شده در این مسیرها تأثیر گذاشته است. برخلاف ساختار متداول کاروان سراهای مسیر تجارت زمینی جاده ابریشم که ساختار و حجم آ ن ها متناسب با اقامت طولانی مدت کاروان های بزرگ بوده است، کاروان سراهای مسیرهای دریایی، دارای پلان ساده تر و متناسب با اقامت های کوتاه مدت و حجم مال التجاره بالاتر ساخته شده اند. 
۲۰۱۵.

کهن الگوهای مشترک در داستان جمشید و فریدون با تکیه بر نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۹۳
نقد کهن الگویی از رویکردهای اصلی نقد ادبی معاصر است که بر یافته های روانشناسی معاصر و به خصوص نظریات «کارل گوستاو یونگ» استوار شده است. در مقاله حاضر به نقد اسطوره شناختی دو شخصیت اسطوره ای جمشید و فریدون با تکیه بر شواهد و داستان های کتاب اوستا و شاهنامه و دیگر کتاب کهن همچون بندهشن و مینوی خرد پرداخته شده است. در این بررسی ها مشخص گردید که این شخصیت های اساطیری ایران باستان، خویشکاری ها و سرشت ایزدی داشته اند و جایگاه اصلی آن ها را می توان به عنوان ایزدان در باورهای کهن قوم هند و ایرانی مشاهده نمود. همچنین کهن الگوهای مشترکی در داستان جمشید و فریدون می توان مشاهده کرد که این کهن الگوها عبارت اند از: کهن الگوی زوج الهی، کهن الگوی شاه موبد، کهن الگوی آرمانشهر، کهن الگوی گناه ازلی، کهن الگوی نامیرایی، کهن الگوی قربانی، کهن الگوی برادرکشی و کهن الگوی جدال خیر و شر. در این پژوهش تلاش گردیده تا به روش توصیفی تحلیلی و با مقایسه دو شخصیت جمشید و فریدون از لحاظ ساختار و درونمایه، به بررسی تطبیقی عناصر کهن الگویی در این دو شخصیت پرداخته و الگوهای مختلف و مرتبط را در آن ها مورد بررسی قرار داده تا جنبه های مبهم این دو شخصیت اسطورهای روشن گردد.اهداف پژوهش:شناخت کهن الگوهای مشترک در داستان جمشید و فریدون در شاهنامه، اوستا و کتب کهن.بررسی کهن الگوهای مشترک داستان جمشید و فریدون در نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی.سؤالات پژوهش:کهن الگوهای مشترک در داستان جمشید و فریدون در شاهنامه، اوستا و کتب کهن کدام اند؟کهن الگوهای مشترک داستان جمشید و فریدون در نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی چگونه بازتاب یافته است؟
۲۰۱۶.

کاربست همزمان راهبردهای کلاس معکوس و بحث گروهی در ارتقای کیفیت یادگیری درس تاریخ معماری جهان: یک طرح تحقیق روش های آمیخته مداخله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۰
بیان مسئله: تاریخ معماری جهان مشحون از واژگان کم کاربرد و ناآشنا از بافت ها و بناهای تاریخی است. گستردگی اطلاعات و پیچیدگی مفاهیم بناهای تاریخی؛ و همچنین روش های تدریس سنتی مبتنی بر سخنرانی صِرف، قابلیت تحلیل و سازماندهی حیطه شناختی و فراشناختی دانشجویان نسبت به هنر و معماری تمدن های باستانی را در کلاس درس تاریخ معماری جهان با صعوبت و دشواری مواجه ساخته است.هدف پژوهش: این پژوهش در نظر دارد به تبیین تأثیر بحث گروهی بر بستر کلاس معکوس در ارتقای کیفیت یادگیری درس تاریخ معماری جهان بپردازد. روش پژوهش: این پژوهش با روش های آمیخته مداخله ای انجام شده است؛ که در مرحله کیفی با استفاده از روش نظریه برخاسته از داده های ساخت گرایانه کتی چارمز؛ و در بخش کمّی از روش آزمایشی استفاده شد. استخراج و تحلیل داده های کیفی برآمده از یادداشت های گروه آزمایش، مشاهده رفتار و همچنین انجام مصاحبه با تعدادی از ایشان با استفاده از شیوه کدگذاری اولیه و متمرکز انجام شد. سپس در بخش کمّی با استفاده از طرح شبه آزمایشی، میزان و کیفیت یادگیری گروه آزمایش و گروه گواه مورد مقایسه قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش 43 نفر از دانشجویان رشته معماری دانشگاه تربیت دبیر شهیدرجایی است که به صورت در دسترس  و در دو کلاس با شرایط نسبتاً برابر، یکی به عنوان گروه آزمایشی شامل 22 نفر و دیگری به عنوان گروه گواه شامل 21 نفر به صورت گروه های دست نخورده قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده های کمّی، آزمون محقق ساخته است که روایی محتوایی آن از طریق روش ارجاع به خبرگان و همسانی درونی آن با ضریب آلفای کرونباخ  82/0 تأیید شد. همچنین تحلیل داده های کمی نیز با آزمون  Uز Mann-Whitney و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد.نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در بخش کیفی منتج به طبقه بندی هفت مقوله متمرکز است. در ارتباط با صعوبت یادگیری واژگان ناآشنا و کم کاربرد، مقوله های ساخت شناختی و ساخت دانش مشارکتی؛ در ارتباط با امکان ناپذیری بازدید از آثار تاریخی برون مرزی، مقوله های بصری سازی و بیان گرافیکی محتوای متنی، در ارتباط با گستردگی اطلاعات و پیچیدگی مفاهیم، مقوله های عاملیت در یادگیری محتوای آموزشی، پیوندیابی و شبکه سازی میان محتوای هر فصل، ارتقای مهارت ارتباط مؤثر، و تاب آوری در یادگیری مفاهیم انتزاعی صورت بندی شدند؛ یافته های بخش کمّی نشان داد که کاربست همزمان راهبردهای کلاس معکوس و بحث گروهی بر ارتقای کیفیت یادگیری دانشجویان در درس تاریخ معماری جهان اثرمعنادارآماری دارد (p<0.01). بنابراین اندازه اثر محاسبه شده، برابر با 399/0 است که نشان دهنده تأثیر 40 درصدی این روش تدریس بر بهبود کیفیت یادگیری دانشجویان است. این نتایج بر اهمیت روش های نوین تدریس در ارتقای کیفیت یادگیری دانشجویان تأکید دارند؛ و به نظر می رسد پژوهش های بیشتر در این زمینه، می تواند ادراک عمیق تری از تأثیرات آن ها را محقق سازد.
۲۰۱۷.

بررسی بازنمود مولفه های هویت فرهنگی ایرانی در کتاب های مصور نوجوان با استفاده از روش نشانه شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۶۷
  کتاب های مصور ازجمله محصولات فرهنگی مهم، برای گروه سنی نوجوان است که در پی بازنمایی مسایل مربوط به زندگی نوجوانان در قالب گونه های مختلف ادبی هستند. کتاب های مصور می تواند نوجوانان را به طور غیرمستقیم با مسایل بنیادی چون هویت فرهنگی جامعه ای که در آن زندگی می کنند، آشنا کند. هویت فرهنگی یکی از شاخه های مهم هویت ملی هر کشوری به شمار می آید. به خصوص که در عصر جهانی شدن و مواجه ملت ها با این پدیده، شناخت مولفه های هویتی به خصوص، هویت فرهنگی امری ضروری به حساب می آید. هدف از انجام این پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی هویت فرهنگی در کتاب های مصور نوجوان است. روش این پژوهش توصیفی و تحلیلی است و تصاویر با روش نشانه شناسی اجتماعی مورد تفسیر قرار می گیرند. این پژوهش در تلاش برای پاسخ دهی به این سوالات است: 1) مولفه های اساسی هویت فرهنگی که در کتاب های گروه سنی نوجوان بازنمایی می شوند، چیست؟ 2) منابع فرهنگی که تصویرگران در کار خود استفاده می کنند، کدامند؟ 3) چگونه طراحان و تصویرگران از منابع فرهنگی موجود با توجه به بافت جامعه ای که اثر را در آن ارایه می دهند، استفاده می کنند؟ نتایج پژوهش نشان داد که، سه دسته کلی برای معرفی هویت فرهنگی در کتاب های نمونه تحقیق بیش تر به کار گرفته شده است. عامل اول، زبان که در آثار نثر و نظم مشهوری که در زمره فرهنگ ایران در ادوار مختلف تاریخ ایران ثبت شده است، تجلی پیداکرده است. عامل دوم، اساطیر ایران باستان، عامل سوم، آداب ورسوم، سنت ها و آیین ها. هم چنین، طراحان برای تصویرگری آثار خود به انبوه منابع فرهنگی موجود در کشور ایران -که شامل گنجینه تصویری غنی که از ادوار مختلف تمدن ایران باقی مانده است، با توجه به مضمون آثاری که در پی تصویرگری آن ها بوده اند- رجوع کرده اند و با تلفیق سبک های تصویرگری معاصر با این منابع غنی تصویری تاریخی، سعی در بازنمایی فضایی اصیل، ولی درعین حال، بدیع دارند. 
۲۰۱۸.

تحلیل کنش تعامل گرانه مخاطب با هنر رایانه ای تعاملی از منظر دیوید راکبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
  دیوید راکبی هنرمند برجسته کانادایی است که به دلیل کاوش در آثار هنری تعاملی و مبتنی بر رایانه شناخته شده است. در این پژوهش جنبه های کلیدی کنش تعامل گرانه مخاطب هنر رایانه ای از دیدگاه راکبی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. کنش تعامل گرانه از مجرای گرایش های تعامل گرایانه نخستین نیت هنرمند در مشارکت دادن مخاطب در ایجاد و تغییر اثر هنری فراتر رفته و به مرحله گفتمان تجربی دوطرفه وارد می گردد. هدف از این جستار دریافت تحلیلی از تفکر منسجم و الگومدار و بهره مندی از آن در طرح ریزی و اجرای هنرهای معاصر رایانه ای با تأکید بر تعامل کنشی با مخاطب است. پژوهش حاضر از نوع نظری بوده و به روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد کیفی و بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و الکترونیکی به این پرسش پاسخ داده است: "کنش تعامل گرانه مخاطب هنرهای رایانه ای از منظر دیوید راکبی دارای چه مؤلفه هایی است؟" یافته های پژوهش حاکی از آن است که دیدگاه دیوید راکبی در مورد کنش تعاملی مخاطب با هنر رایانه ای بر تعامل فعال، تعامل تجسم یافته، گفتگو و آفرینش مشترک، انعکاس و آگاهی، میانجی گری فناوری، درگیری حسی، بازخورد و پاسخگویی، پیامدهای اجتماعی و اخلاقی و مرزهای سیال تأکید دارد.   
۲۰۱۹.

تفرجی در باغ های آندلس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
 آندلس، واقع در منطقه جنوبی اسپانیا، دارای میراث تاریخی غنی است که توسط قرن ها حکومت اسلامی شکل گرفته است. از سال 117 تا 2941 پس از میلاد، حضور مسلمانان در شبه جزیره ایبری نه تنها چشم انداز سیاسی منطقه را تغییر داد، بلکه تأثیری ماندگار بر سنت های معماری و منظرپردازی آن داشت. باغ های آندلس که عمیقاً تحت تأثیر معماری و سبک باغ ایرانی و تمدن اسلامی قرار گرفته اند، بر این امر صحه می نهند. به نظر می رسد سنت باغ ایرانی به طور قابل توجهی بر طراحی باغ های تمدن اسلامی در آندلس که شامل نمونه های قابل توجهی مانند باغ های الحمرا در گرانادا، باغ های آلکازار در سویل و باغ های مدینه الزهرا در کوردوبا  و... هستند، تأثیر گذاشت و فضاهایی ایجاد کرد که زیبایی معماری، طبیعت و معنویت را با هم ادغام کرد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که الگوی معماری منظر باغ های تمدن اسلامی در آندلس چیست؟ این پژوهش با استفاده ترکیبی از سوابق تاریخی، اسناد موضوعی نوشتاری و تصویری، بررسی وضع موجود باغ ها از طریق تصاویر هوایی و ماهواره ای سرویس گوگل مپ و بازدید مجازی از باغ ها رویکردی کیفی را برای تحلیل معماری منظر این باغ ها اتخاذ می کند. منابع اولیه، از جمله توصیفات معماری و گزارش های تاریخی، بینشی را در مورد اصول طراحی باغ های اندلس ارائه کردند. بازدید های مجازی، عکس ها و تصاویر هوایی و ماهواره ای برای تجزیه و تحلیل وضعیت این باغ ها و ارزیابی عناصر کلیدی طراحی استفاده شد. این پژوهش کوشیده است با پدیدارشناسی این باغ ها، به تبیین ویژگی های کلی آن ها بپردازد. دستاورد این پژوهش در قالب شناسایی الگوی معماری منظر این باغ ها در آندلس ارائه شده است.
۲۰۲۰.

تأثیر بوم و فرهنگ بر خلق نقشمایه های سوزن دوزی در پوشاک محلی زنان ترکمن با نظری بر هویت فرهنگی و تبارشناسی قومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۴۲
 نقشمایه های به کار رفته در سوزن دوزی های ترکمن، متأثر از شرایط اقلیمی، فرهنگی، تاریخی و نیز آداب ورسوم و سنت های اقوام مختلف ترکمن است. هنرمندان سوزن دوز ترکمن، با توجه به برداشت های خود از باورها، فرهنگ، پیشینه تاریخی و طبیعت و محیط پیرامون، نقشمایه هایی را که حاوی مفاهیم آشکار و پنهان است، بر روی البسه محلی خلق می کنند. این پژوهش - که به روش توصیفی انجام شد - می کوشد تا ضمن بررسی ویژگی های نقشمایه های به کار رفته در سوزن دوزی ترکمن، به تحلیل عوامل تأثیرگذار بر خلق نقشمایه های پوشاک زنان آن دیار بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که بوم و فرهنگ چگونه بر خلق نقشمایه های سوزن دوزی پوشاک سنتی زنان ترکمن تأثیرگذارند؟ حاصل پژوهش نشان می دهد پدیده های تصویری نهفته در نقشمایه های مذکور مفاهیم متفاوتی دارند و تأثیر الهامات طبیعی بر آن ها، گاه به چنان شکلی از انتزاع نائل می شود که به سختی می توان معادلی برای آن در پدیده های پیرامون باز شناخت. با توجه به گذشته تاریخی و نوع باورها و فرهنگ حاکم در منطقه ترکمن صحرا، همچنین طبیعت ویژه این دیار، نقشمایه هایی که در سوزن دوزی های سنتی پوشاک زنان این سرزمین به کار می رود، برگرفته از ذهن هنرمندان ترکمن و تحت تأثیر عواملی چون: فرهنگ (آداب، رسوم، عقاید و باورها)، جانوران، طبیعت و محیط پیرامون و نیز بیانگر ویژگی ها و هویت های اقوام و دریافت های انتزاعی از عناصر جاری در زندگی آن هاست. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان