فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۸۱ تا ۵٬۵۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین رابطه میان سواد اطلاعاتی و توانایی کاربران کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه در تشخیص اخبار جعلی براساس مؤلفه های ایفلا با استفاده از مدل معادلات ساختاری.<br /> روش شناسی: روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. 22787 نفر از اعضای کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه، جامعه آماری پژوهش حاضر هستند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 377 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگرساخته توانایی تشخیص اخبار جعلی که براساس هشت مؤلفه اطلاع نگاشت ایفلا طراحی شده بود و نیز پرسشنامه استاندارد سنجش سواد اطلاعاتی قاسمی (1385) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل و آزمون ضریب همبستگی پیرسون در اس پی اس اس بهره گرفته شد.<br /> یافته ها: سطح سواد اطلاعاتی و نیز توانایی تشخیص اخبار جعلی (به جز مؤلفه پرسش از کتابدار) در میان کاربران، اندکی بالاتر از حد متوسط است. میان سواد اطلاعاتی و توانایی تشخیص اخبار جعلی به طور کلی و نیز سواد اطلاعاتی با تک تک مؤلفه های توانایی تشخیص اخبار جعلی رابطه وجود دارد. همچنین از میان متغیرهای جمعیت شناختی، فقط سطح تحصیلات و رشته تحصیلی با متغیر سواد اطلاعاتی و سطح تحصیلات و سن با متغیر توانایی تشخیص اخبار جعلی ارتباط دارند.<br /> نتیجه گیری: با توجه به رابطه مثبت میان سواد اطلاعاتی و توانایی تشخیص اخبار جعلی، کتابخانه های عمومی باید آموزش فنونی نظیر سواد اطلاعاتی را به کاربران برای تشخیص اخبار جعلی مدنظر قرار دهند.
رابطه توانمندسازی روان شناختی و تعهد سازمانی در کتابداران کتابخانه های عمومی استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین توانمندسازی روان شناختی با تعهد سازمانی در کتابداران کتابخانه های عمومی زیر نظر نهاد کتابخانه های عمومی استان البرز انجام شده است.
روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش آن پیمایشی است. در استان البرز سه نوع کتابخانه عمومی نهادی، مشارکتی و مستقل وجود دارد. نمونه آماری مورد مطالعه در این پژوهش 93 نفر از کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان البرز بودند که به تصادف انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه توانمندی روان شناختی اسپریتزر و پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مه یر استفاده شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه ها، با استفاده از نرم افزار SPSS، ضریب پایایی (آلفای کرونباخ) کل پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر 88/0 و تعهد سازمانی آلن و می یر 78/0 محاسبه شد. همچنین به منظور سنجش روایی پرسشنامه ها از اعتبارسنجی محتوا با نظر متخصصان استفاده گردید. برای ارزیابی فرضیه های تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین توانمندسازی روان شناختی و تعهد سازمانی کتابداران کتابخانه های عمومی استان البرز رابطه معناداری وجود دارد. به طوری که ضریب همبستگی میان تعهد سازمانی با احساس مؤثر بودن در کار (346/0)، تعهد سازمانی با احساس شایستگی (187/0)، تعهد سازمانی با احساس معنی دار بودن شغل (183/0)، تعهد سازمانی با احساس خودمختاری (287/0) و تعهد سازمانی با احساس اعتماد به دیگران (357/0) بود.
اصالت/ارزش: از مهمترین مواردی که در یک سازمان باید به آن توجه داشت، عامل تعهد به سازمان است. با توجه به اینکه افزایش تعهد سازمانی در گرو افزایش توانمندی های روان شناختی کارکنان است، با بهبود این عامل می توان شاهد افزایش شایستگی های فردی و به ویژه حس اعتماد میان کارکنان بود.
واکاوی معرفت شناختیِ دو مفهوم کلیدی اطلاعات و دانش با تأکید بر بافت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بازتعریف معرفت شناختی دو مفهوم کلیدی اطلاعات و دانش با تأکید بر جنبه های بافتی آنها پرداخته است. اینکه بافت در چه مرحله ای از چرخه داده تا دانش به صورت ضمنی و یا صریح ورود پیدا می کند، ضرورت توجه به نقش بافت در این واکاوی ها با توجه به متون علمی حوزه چگونه است و اهمیت بافت و نقش آن در معرفت شناسی اطلاعات و دانش چیست، بررسی شده است. در این راستا دیدگاه پژوهشگران مختلف از بافت نسبت به تعریف اطلاعات و دانش در حوزه های مختلف علمی بویژه در علم اطلاعات و دانش شناسی از جنبه های مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. مرور این دیدگاه ها و نظریات نشان داد که مسأله بافت چه به صورت ضمنی و چه آشکار هنگام ورود به مباحث معرفتی و ادراکی اطلاعات و دانش حائز اهمیت است و نمی توان نقش عوامل و متغیرهای بافتی را در این زمینه نادیده انگاشت. شناخت اطلاعات و شناخت دانش با چنین نگاهی، مورد بحث قرار گرفته است. سؤال اساسی آن است که آیا مفاهیم اطلاعات و دانش در بافت های گوناگون معانی متفاوتی دارند و نقش بافت در شناخت اطلاعات و دانش چیست؟ اینها پرسش هایی است که در این جستار کوتاه به آن پرداخته شده است.
مطالعه رابطه محتوایی بین مدارک علم و فناوری: مقایسه واژگان مقالات و پروانه های ثبت اختراع مرتبط با برق زیر دریایی های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در نظر دارد با رویکردهای علم سنجی به مطالعه رابطه محتوایی بین مدارک علم و فناوری از طریق مقایسه واژگان مقالات و پروانه های ثبت اختراع در زمینه برق زیر سطحی های هوشمند (AUV) بپردازد. روش پژوهش توصیفی است. برای انجام پژوهش، ابتدا پروانه های ثبت اختراع از وبگاه های Google Patent و Lens و مقالات از پایگاه IEEE Xplore بازیابی شدند. برای یافتن پروانه های مرتبط، از روش جستجوی دوگانه کلیدواژه رده استفاده شد. به این صورت که در جستجو دستور داده شد تا پروانه ها بازیابی شود که حاوی کلیدواژه ""Autonomous Underwater Vehicle"" هستند. هم چنین، جستجو به رده H محدود شد. این پروانه ها و مقاله ها با توجه به عنوان و چکیده، با روش نیمه خودکار نمایه سازی شدند. حاصل نهایی این نمایه سازی، تعداد 195 کلیدواژه برای پروانه های ثبت اختراع و 114 کلید واژه برای مقاله ها بود. ماتریس هم رخدادی این کلیدواژه ها، با نرم افزار راور ماتریس ایجاد شد. نقشه روابط سلسه مراتبی این کلیدواژه ها با نرم افزار SPSS رسم شد. طبق یافته ها، 65 درصد از کلیدوازه مقالات همان اصطلاحاتی هستند که در پروانه های ثبت اختراع وجود دارد، اما تنها 23 درصد از کلیدواژه های پروانه های ثبت اختراع شبیه به مقالات است. همچنین مقایسه ساختاری خوشه بندی های حاصل از پروانه های ثبت اختراع و مقالات نشان داد که از لحاظ ساختار هم جواری بین خوشه ها، شباهت در حد صفر است. یافته دیگر نشان داد که شباهت بین اعضای شبکه های خصوصی(اگو) موضوعات پر نفوذ در هر دو نوع مدرک در دو مورد صفر و در بقیه موارد به جز Data زیر 15 درصد است. در کل می توان گفت در حوزه برق AUV ، علم از فناوری متأثر می شود.
بررسی تأثیر سواد دیجیتالی بر افزایش سطح علمی دانشجویان تربیت بدنی (مطالعه موردی: دانشگاه غیرانتفاعی شمال آمل)
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۴
117 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سواد دیجیتالی بر افزایش سطح علمی دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه شمال می پردازد.<br /> روش پژوهش: روش انجام تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی بوده و به لحاظ هدف کاربردی است. جامعه ی آماری این تحقیق را دانشجویان رشته تربیت بدنی دانشگاه شمال تشکیل می دهند که 120 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی ساده و در دسترس انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته طبق الگوی سواد دیجیتالی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات با توجه به آزمون کولموگروف اسمیرنف و نرمال بودن داده های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای، تی مستقل و تحلیل واریانس درسطح معناداری 05/0=α استفاده شد. <br /> یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد متغیر سواد دیجیتالی بر افزایش سطح علمی دانشجویان تربیت بدنی تأثیرگذار بوده است (001/0= sig). همچنین نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد از بین متغیرهای سواد دیجیتالی، مولفه های کاربرد اطلاعات، ابزارها و تعامل آنلاین؛ یافتن اطلاعات و درک تجربیات دیجیتالی به ترتیب بشترین تأثیرگذاری را بر افزایش سطح علمی دانشجویان داشته است. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد از لحاظ جنسیت (791/0 = sig) و تأهل (634/0 = sig) نگرش متفاوت و معناداری به سواد دیجیتالی وجود ندارد. <br /> نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد سواد دیجیتالی و تمامی مولفه های آن در افزایش سطح علمی دانشجویان تأثیر گذار است و می تواند نگرشی مثبت برای دانشجویان در جهت یادگیری ایجاد کند. بنابراین می بایستی این موضوع مورد توجه مسئولین دانشگاه ها قرار گیرد و با افزایش فناوری های نوین رویکر علمی جدید را برای دانشجویان ایجاد نمایند.
درنگی بر استفاده از اینترنت اشیاء و ارائه الگوی کاربرد آن در کتابخانه های دانشگاهی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۹
89 - 113
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، پیمایشی-توصیفی است. جامعه آماری پژوهش کتابداران شاغل در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک ایران می باشد که تعداد آن 298 نفر است. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام گرفت. حجم نمونه به وسیله فرمول کوکران 168 نفر شد اما کمی بیشتر از این حجم یعنی 180 پرسشنامه توزیع شد. از میان پرسشنامه های توزیع شده، 113 پرسشنامه جمع آوری شد. روایی پرسشنامه محقق ساخته توسط اساتید هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی سنجیده شد و بررسی پایایی پرسشنامه حاضر از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ انجام شده است. تحلیل آماری داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss صورت گرفت. یافته های پژوهش گویای این مسئله بود که فناوری اینترنت اشیاء در بسیاری از فرایندهای کتابخانه و در فعالیت های بخش های خدمات عمومی، خدمات فنی، خدمات جنبی کتابخانه قابل استفاده است. یافته ها نشان داد که گرچه بهره گیری از فناوری اینترنت اشیاء هزینه هایی را به کتابخانه ها تحمیل خواهد کرد اما از سویی دیگر به دلیل ارزش افزوده بالای استفاده از این فناوری و همچنین سرعت و سهولتی که در فعالیت های اجرایی و مدیریتی کتابخانه به وجود خواهد آمد، بهره گیری از این فناوری در کتابخانه مطلوب است. نتایج حاکی از آن است که بر اساس نگرش کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های مورد بررسی و مطالعات انجام شده، اینترنت اشیاء می تواند در بخش های مختلفی چون مدیریت، امانت، مرجع، ساختمان و تجهیزات کتابخانه استفاده شده و موجب سهولت، دقت و افزایش سرعت فرایندهای کاری وصرفه جویی در هزینه ها و ارائه خدمات مطلوب شود. درنهایت حاصل مطالعه صورت گرفته ارائه الگوی کاربرد اینترنت اشیاء در کتابخانه دانشگاهی بود.
ترسیم چشم انداز پژوهش در علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم سنجی از مباحث جذاب در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی به شمار می رود. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از تحلیل هم استنادی، تصویری کلان و جامع از وضعیت پژوهش های علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته ارائه نموده و مباحث اساسی در این حوزه پژوهشی را شناسایی کند. داده های اولیه این پژوهش (که شامل مدارک علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته است) از «وب آوساینس» استخراج شده اند. پس از انجام تحلیل های مربوط به فراوانی هم استنادی مؤلفان، ماتریس همبستگی، و نمودار دندروگرام نتایج نشان داد که زوج های هم استنادی «گارفیلد-موئد»، «اگه-روسو»، و «اگه-هیرش» حائز بیشترین هم استنادی شده اند. علاوه بر این، استفاده از خوشه بندی سلسله مراتبی منجر به شکل گیری مباحث اصلی در پژوهش های علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته گردید. از نکات جالب این پژوهش وجود پژوهشگری ایرانی به نام «کوشا»ست که در توسعه خوشه «وب سنجی» نقش به سزایی ایفا کرده است.
منابع آموزشی باز: بررسی تجربه عملی در دنیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: علم باز (علم آزاد یا علم همگانی) واژه ای پیچیده است، و به روندها و جنبش هایی اطلاق می شود و گستره ای از منابع همگانی (باز)، دسترسی همگانی (دسترسی آزاد)، بایگانی همگانی، تا انتشارات آزاد را در برمی گیرد. مقاله حاضر بر جنبش علم باز به عنوان ساختار تقویت کننده زیست بوم آموزش وپرورش پرداخته است. روش شناسی: این مطالعه مروری- تحلیلی و مبتنی بر شواهد است که با تکیه بر مُدل زیست بوم منابع باز به تحلیل مؤلفه های مرتبط شامل ذینفعان یادگیری (افراد، سازمان ها و جوامع) و ابزارهای یادگیری (ابزاری و محتوایی) به همراه ارائه مستنداتِ ملی و بین المللی در هر مورد می پردازد و در انتها، توصیه های سیاستی را در این راستا برای کشور ارائه می کند. یافته ها: نتایج پژوهش ها، داده ها، روش ها و نیز مطالب درسی و تدریس، نرم افزارها و ابزارهای آموزشی می توانند به صورت رایگان در دسترس باشند و بارها مورد بهره برداری شوند. وب 2 و واسپارگاه ها را می توان از جمله ابزارهای یادگیری در ارائه منابع باز معرفی کرد. نتیجه : تصدیق مبحث علم باز و کلیه مؤلفه های آن در توسعه و پیشرفت حوزه آموزش علم اطلاعات و دانش شناسی امری انکارناپذیر است و اساتید، متخصصان و پژوهشگران این حوزه، به دلیل بهره گیری از فناوری های روز دنیا همچون برگزاری کارگاه های وبینار آموزشی، از دستاوردهای منابع آموزشی باز در پیشبرد اهداف این حوزه، بی نصیب نمانده اند.
کاربردپذیری کتابخانه دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران براساس تجربه کاربر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی کاربردپذیری وبگاه دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران براساس تجربه کاربر. روش: از روش آمیخت اکتشافی (طرح موازی همگرا) استفاده شد. برای ارزیابی کاربردپذیری کتابخانه دیجیتال، از رویکرد چندجانبه و تکنیک های مختلفی ازجمله آزمون کاربردپذیری، پرسش نامه، مصاحبه، مشاهده و بلنداندیشی استفاده شد. هشت وظیفه برای کاربران تعریف شد تا مسیر حرکت آنان، مشکلات و چالش ها، میزان سردرگمی آن ها در مسیر و به اصطلاح نقاط درد و واژگان مبهم وبگاه شناسایی شود. برای تجزیه وتحلیل داده های کمّی از نرم افزار اس پی اس اس و برای تحلیل داده های کیفی مصاحبه از نرم افزار مکس کودا استفاده شد. مشاهده سیستم با استفاده از دو نرم افزار فست استون و اوکَم انجام شد. دو گروه کاربران، شامل کاربران مبتدی (آمیخته) و کاربران پیشرفته (کتابداران) در پژوهش شرکت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در راستای اعتباربخشی به یافته ها از روش زاویه بندی روش شناسی و معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شد. یافته ها : توجه به میانگین های انجام وظایف کاربران مبتدی و پیشرفته نشان داد ثبت نام کاربر جدید بیشترین زمان را به خود اختصاص داده است (بیش از 6 دقیقه). میانگین کلی میزان سختی و آسانی تکمیل وظایف بدون تفکیک دو گروه کاربران نشان داد وظیفه 5 با میانگین 45/3 و وظیفه 2 با میانگین 35/3 سخت ترین وظایف و وظیفه 8 با میانگین 25/2، آسان ترین وظیفه از دیدگاه کاربران هر دو گروه بوده است. بازخورد دریافت شده از کاربران مبتدی و پیشرفته درباره معیارهای ارزیابی کاربردپذیری وبگاه کتابخانه دیجیتال (میزان رضایتمندی، سهولت کار، راحتی پیمایش، جذابیت سایت، چیدمان عناصر اطلاعاتی و غیره) نشان داد برخی از مؤلفه های کاربردپذیری، نمره متوسط (3) را نیز دریافت نکرده اند؛ مثلاً از دید کاربران پیشرفته، سازمان دهی اطلاعات وبگاه با میانگین 70/1 و جذابیت وبگاه از نظر بصری با میانگین 10/2 در شرایط مساعدی قرار ندارد. رصد میزان رضایت کاربران از وبگاه کتابخانه دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملی نشان داد صرفاً 30 درصد از کاربران مبتدی و 10 درصد از کاربران پیشرفته از عملکرد خود در وبگاه اظهار رضایت کردند. طی تکمیل وظایف تعریف شده برای کاربران، مشکلات و چالش های متعددی گزارش شد. ازجمله این چالش ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد: پیچیدگی فرایندها (فرایند پیچیده جست و جوی منابع، پیچیدگی فرایند ثبت نام، و فیلدهای جست و جو)، درک نامطلوب از برچسب ها و مفاهیم وبگاه، چیدمان عناصر وبگاه، افزونگی و تعدد گزینه ها، ظاهر بصری وبگاه، بازیابی نامطلوب، مشکلات فنی، ناهماهنگی و یکدست نبودن، محدودیت مجموعه و دسترسی، اتلاف وقت کاربر، تنوع قالب منابع و نمایش منبع دیجیتال. نتیجه گیری : کاربران پیشرفته در انجام وظایف خود زمان بیشتری صرف کردند. توجه به تلاش های ناموفق در بین دو گروه کاربر و مقایسه آن ها با یکدیگر نشان داد میزان تلاش های ناموفق در میان کاربران پیشرفته به نسبت کاربران مبتدی بیشتر است. کاربران پیشرفته به سبب استراتژی ها و تصوراتی که از جست و جو داشتند بیشتر ناموفق بودند. آنان به صورت طبیعی تمایل داشتند در انجام جست و جو، به جای جست و جوی ساده از جست و جوی پیشرفته استفاده کنند. همین تصور باعث می شد میزان تلاش های ناموفق آنان بیشتر شود؛ چراکه جست و جوی پیشرفته کتابخانه دیجیتال، آشفتگی بسیاری داشت و یکی از دلایل بالارفتن تلاش های ناموفق در میان آنان نیز همین بود.
همبستگی میان شاخص های اثرگذاری پژوهشی: تحلیل عاملی شاخص های دگرسنجی و استناد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اشتراک ساختاری دگرسنجه ها و استناد، درک و شناسایی سنجه های مشابه و ابعاد مختلف اثرگذاری آنها، و دسته بندی تجربی انواع دگرسنجه ها از طریق تفسیر و ترکیب منطقی شاخص ها. روش شناسی: نمونه ای هدفمند از مقالات مجلات زیرمجموعه کتابخانه عمومی علم (پلاس) منتشرشده در سال های 2010 تا 2012 به روش تحلیل استنادی مطالعه و از روش تحلیل عاملی برای شناسایی اشتراک ساختاری میان سنجه های مختلف و دسته بندی آنها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی به استخراج مدلی متشکل از 3 گروه عاملی منجر شد که درمجموع، قادر به پیش بینی حدود 53 درصد از واریانس متغیر مکنون، یعنی «تأثیر بروندادهای پژوهشی» است. به نظر می رسد مدل تجربی به دست آمده با مدل نظری پیشنهادی «جانپینگ و هوکیانگ» انطباق دارد. نتایج نشان می دهد نوع تأثیر، گستره، و عمق آن در سه گروه شناسایی شده، متفاوت است. گروه نخست، «تأثیر در سطح دریافت»، گسترده ترین و در عین حال، کم عمق ترین تأثیر را نشان می دهد. این سطح را بیشتر می توان سطح «مصرف» نامید که لزوماً به «استفاده» منجر نمی شود. در نقطه ای دیگر از این پیوستار تأثیر، سطح «تأثیر در سطح رسانه های اجتماعی» قرار دارد که بعد از مصرف، سطحی بالاتر از تعامل با متن را بازنمون می کند. این سطح به لحاظ گستره افراد، محدودتر؛ اما به لحاظ عمق تأثیر، قوی تر از سطح پیشین است. در قطب دیگر این پیوستار، «تأثیر در سطح کاربرد» قرار دارد که پس از مطالعه و تعامل عمیق تر با متن و گزینش آگاهانه آن روی می دهد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان دهنده توانمندی دگرسنجه ها در سنجش انواع اثرگذاری در گستره و عمق های متفاوت است. این نتایج می تواند از طریق شناسایی سرشت تأثیراتی که شاخص ها بازنمایی می کنند، شناخت روابط میان آنها، و غلبه بر تعدد و آشفتگی آنها در افزایش دقت ارزیابی پژوهش مؤثر واقع شود.
واکاوی پیوند شبکه های اجتماعی با قصد مطالعه: پژوهشی بر مبنای نظریه فرهنگ مصرف کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : سرانه مطالعه به عنوان یکی از شاخص های مهم ارزیابی، رشد و توسعه فرهنگی جوامع محسوب می شود. از این رو، توجه به چگونگی استفاده از فناوری های نوین در راستای به خدمت گرفتن آن به منظور افزایش سرانه مطالعه منطقی به نظر می رسد. با توجه به گسترش و اهمیت شبکه های اجتماعی؛ این پژوهش با هدف بررسی عواملی که در شبکه های اجتماعی بر قصد مطالعه افراد تأثیر می گذارد؛ به انجام رسید. به منظور سنجش تطابق متغیرهای مورد ارزیابی از نظریه فرهنگ مصرف کننده استفاده شد. روش شناسی : این پژوهش با روش «توصیفی- پیمایشی» انجام گرفت. پس از استخراج برخی از مهمترین عوامل مؤثر بر مطالعه در فضای رسانه های اجتماعی بر پایه مطالعه اکتشافی، الگوی مفهومی پژوهش طراحی و پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تعداد 400 پرسشنامه در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد توزیع شد که 366 پرسشنامه مبنای تحلیل داده ها قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش، 7 فرضیه مورد بررسی و آزمون قرار گرفت که تمامی فرضیه ها مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد عواملی از قبیل اعتبار منبع اطلاعاتی، کیفیت مباحث و مذاکرات مطرح شده، بررسی کنندگان صفحات مجازی و تعاملات فرا اجتماعی، به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان تأثیر بر قصد مطالعه افراد را نشان می دهند. همچنین دو عامل اعتبار منبع و تعداد فالوورها بیشترین میزان هم افزایی را بر دو گروه ناآشنایان و بررسی کنندگان نشان داده اند. همچنین، افراد بیش از آشنایان به ناآشنایان و بررسی کنندگان و نظرات آنها تکیه می نمایند که خود این نظرات نیز تحت تأثیر جدی مسائلی همچون اعتبار منابع، تعداد فالوورها و به ویژه تعاملات فرا اجتماعی بررسی کنندگان قرار می گیرد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان دهنده انطباق معنادار مفاهیم مطرح شده در نظریه فرهنگ مصرف کننده با قصد مطالعه افراد در شبکه های اجتماعی بود. از این رو، توسعه فرهنگ مطالعه با بهره گیری از فضای مجازی متأثر از عوامل متعددی است که می توان به مواردی از قبیل کیفیت کپشن ها، نظرات یا هشتک های نوشته شده، نظرات مثبت یا منفی درباره یک اثر علمی، تعداد لایک ها در صفحات، بهره گیری از نظرات افراد مشهور؛ همچنین نظرات دوستان و ناآشنایان، تعداد کامنت ها و یا تعداد فالوورها اشاره نمود که می تواند منجر به قضاوت مثبت یا منفی افراد پیرامون یک پست و در نهایت قصد مطالعه آنها شود. بر این پایه، متولیان این حوزه به منظور استفاده از ظرفیت های فضای مجازی در راستای معرفی آثار علمی مانند کتاب ها یا سایر منابع قابل مطالعه و سودمند ضروری است به موارد برشمرده شده توجه ویژه ای نمایند. در فضای مجازی صفحاتی که به صورت تخصصی/ علمی به معرفی کتاب یا سایر آثار علمی اختصاص دارد باید به تمامی موارد برشمرده شده و چگونگی تأثیر آنها توجه نمایند. در این صورت می توان امیدوار بود که گامی در راستای توسعه فرهنگ مطالعه و ترغیب آن در جامعه با استفاده از ظرفیت های شبکه های اجتماعی برداشته شود.
جنبش دکومانتاسیون گم شده در هیاهوی فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات (کتاب سابق) سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
حوزههای تخصصی:
هدف : تحلیل تاریخی و نظری- فلسفی از جنبش دکومانتاسیون بهدست میدهد و بازاندیشی درباره آرمانها و دستاوردهای آن میپردازد. « قالبمحوری » که در نتیجه تکنولوژیزدگی در حرفه ما حادث شده است را به نقد گذارد تا از رهاورد آن بتوان به الگویی کلی، متناسب با اقتضائات حرفه دست یافت، و بر تضادها و ناهمگونیهای منتسب به الگو/ الگوهای موجود غلبه یافت.
روش/ رویکرد پژوهش : مستندات تاریخی مربوط به نضجگیری و توسعه جنبش دکومانتاسیون در اواخر قرن نوزدهم در اروپا، برای تحلیل تطور سنتهای بنیادین حاکم بر علوم کتابداری و اطلاعرسانی بهکار گرفته شده است.
یافتهها : نظریهپردازان حوزه کتابداری نیازمند بازاندیشی آرمانها و دامنه تبعات جنبش دکومانتاسیون هستند. مهمترین دستاورد جنبش، جلب توجه کتابداران به « محتوا » و رهایی از چارچوبهای ذهنی وابسته به « قالب » بوده است. این الگو از حدود پنج دهه پیش با توسعه فناوریهای نوین اطلاعاتی بهطور مستمر در حال افول است. فنزدگی افراطی، بهطور دائم در حال جدا کردن حرفه از « محتوا » و بازگشت دوباره آن به « قالبزدگی » است.
نتیجهگیری : میتوان در مواجهه با دو سنت « ماشینمحوران » و « انسانگرایان » در حرفه باید به تدارک چارچوب فکری تازهای اندیشید که منبعث از الگوی جنبش دکومانتاسیون است.
اثربخشی پژوهش های فزاینده ایران در گسترش مرزهای دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اثربخشی پژوهش های فزاینده ایران در گسترش مرزهای دانش و غنی سازی علم. روش شناسی: توصیفی- تحلیلی. یافته ها: با وجود سهم قابل توجه پژوهشگران ایرانی در کمیّت علم جهان، سهم آنها در کسب جوایز معتبر علمی فقط 03/0% بوده است. همچنین، مقالات برتر ایران فقط 19/0% از مجموع استنادهای صورت گرفته به مقالات برتر جهان را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: با وجود رشد چشمگیر کمیّت پژوهش های ایران، این پژوهش ها در توسعه مرزهای دانش و غنی سازی رشته های علمی، اثربخشی بسیار ضعیف و ناچیزی داشته اند.
برگی از تاریخ
وضعیت کتابخانه های مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و بابل براساس استاندارد کتابخانه های بیمارستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه پیشرفت تکنولوژی در عرصه پزشکی ایجاب می کند که کتابخانه های بیمارستانی با رعایت استانداردهای کتابخانه ای بتوانند در جهت بهبود وضعیت و ارتقای خدماتشان گام بردارند، لذا هدف از این پژوهش ارزیابی وضعیت کتابخانه های مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و بابل براساس استاندارد کتابخانه های بیمارستانی بوده است.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی و نوع مطالعه کاربردی بوده است. جامعه مورد پژوهش شامل11 کتابخانه مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و بابل است که در سال 1391خورشیدی به روش سرشماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن توسط متخصصان کتابداری و اطلاع رسانی تایید و برای سنجش پایایی از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد (74/0r=). اطلاعات حاصل از پرسش نامه با استفاده از نرم افزار Excel نسخه 2007 و روش آمار توصیفی (توزیع درصد فراوانی) تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: 60 درصد از کتابخانه ها توسط کتابدار مسؤول با تحصیلات کارشناسی ارشد یا کارشناسی کتابداری مدیریت می شد، هیچ یک از کتابخانه ها از نظر تعداد منابع در حد استاندارد (حداقل 40000منبع) نبودند. تنها دو مرکز درمانی بوعلی ساری و کودکان امیرکلا به ارایه خدمت به بیماران و همراهان آنها می پرداختند و همه کتابخانه ها برای دسترس پذیر کردن منابع تنها 6 روز هفته فعال بودند. بیمارستان آیت الله روحانی بابل به مساحت 565 مترمربع بیشترین فضا و با 63/91 درصد از بیشترین امکانات برخوردار بود.
نتیجه گیری:وضعیت نامطلوب کتابخانه های مراکز آموزشی درمانی مورد بررسی بیانگر عدم رعایت استاندارد کتابخانه ای و کم توجهی مسؤولین بویژه مدیران ارشد بیمارستان ها به کتابخانه بوده است.
تحلیل عامل های اثرگذار بر پیاده سازی مخازن سازمانی در دانشگاه ها و مراکز علمی برپایه نظریه های سیستم های اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد شناسایی معیارهای مدنظر برای طراحی و اجراء سیستمهای مدیریت اطلاعات علمی در دانشگاهها (مخازن سازمانی) برپایه نظریه های سیستم های اطلاعاتی است.
روش: این پژوهش از نوع کتابخانه ای و به صورت تحلیل محتوا انجام شد. از روش تحلیل محتوای مفهومی برای شناسایی مفاهیم در متون استفاده گردید. بازه زمانی مورد بررسی متون در حوزه مخازن سازمانی شامل ۱۰ سال از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ است.
یافته ها: پژوهش های مرتبط با مخازن سازمانی نشان دادند که عامل های زیادی در طراحی و موفقیت یک مخزن تأثیرگذار است. عامل های ضروری برای یک مخزن سازمانی در دانشگاه ها برپایه نظریه فنی- اجتماعی و چارچوب عناصر اثرگذار بر طراحی و توسعه مخزن سازمانی برپایه چارچوب فناوری- سازمان- محیط شناسایی شدند. سیستم مدیریت اطلاعات علمی دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را می توان برپایه معیارهای مطرح شده در این پژوهش ارزیابی کرد.
از نظریه های سیستم های اطلاعاتی برای تبیین عامل های اثرگذار بر توسعه مخازن سازمانی استفاده شده است
مدل سازی موضوعی و کاربرد آن در پژوهش ها: مروری بر ادبیات تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مدل سازی موضوعی یکی از تکنیک های متن کاوی است که امکان کشف موضوعات نامعلوم در مجموعه اسناد، تفسیر اسناد بر اساس این موضوعات و استفاده از این تفاسیر برای سازماندهی، خلاصه کردن و جستجوی متن ها را به طور اتوماتیک میسر می کند. آشنایی با مفهوم و تکنیک مدل سازی موضوعی، و کاربرد آن در کشف موضوعات و سازمان دهی منابع اطلاعاتی از اهداف اصلی این پژوهش است. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع کتابخانه ای است که در آن، ضمن معرفی مدل سازی موضوعی، به دسته بندی و مرور کاربردهای این تکنیک بر اساس ماهیت عملکردی آن و ارائه نمونه تحقیقاتی که از این تکنیک استفاده نموده اند پرداخته است. یافته ها : الگوریتم های مدل سازی موضوعی علاوه بر سه هدف اصلی مبنی بر کشف موضوعات پنهان، تفسیر اسناد بر اساس موضوعات و نهایتاً سازمان دهی و طبقه بندی متون، در کشف موضوعات و روابط پنهان در حوزه های علوم، بازیابی اطلاعات، دسته بندی مدارک بر اساس موضوعات، کشف الگوهای برجسته و رویدادهای در حال ظهور، خوشه بندی مفاهیم حوزه های علمی، تحلیل سیر تحول مفهومی در طول دوره های تاریخی، تعیین روابط سلسه مراتبی مفاهیم یک حوزه یا زمینه خاص علمی و غنی سازی فهرست واژگان کاربرد دارد. نتیجه : مدل سازی موضوعی با تکیه بر یادگیری ماشین و بهره گیری از دانش هوش مصنوعی به عنوان یکی از رویکردهای نوین سازماندهی منابع اطلاعاتی مطرح شده و مطالعات جدی در این زمینه در حال انجام است. لذا با کاربرد الگوریتم های مدل سازی موضوعی در راستای خودکارسازی استخراج موضوع و کشف موضوعات نهان موجود در منبع می توان بر تقویت و روزآمدسازی نظام های نوین سازمان دهی منابع اطلاعاتی عمل کرد.
رابطه بین دگرسنجه ها و شاخص های استنادی اسنیپ، رتبه بندی نشریات سایماگو، ایگن فاکتور، و ضریب تأثیر نشریات علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی رابطه بین شاخص های استنادی اسنیپ، رتبه بندی نشریات سایماگو، ایگن فاکتور، و ضریب تأثیر نشریات علوم پزشکی با دگرسنجه ها و رابطه این شاخص ها باهم است.
روش/ رویکرد پژوهش: به روش علم سنجی، 111 نشریه علوم پزشکی که بالاترین SJR را داشتند از پایگاه اسکوپوس به طور تصادفی انتخاب شدند، داده های دگرسنجی آنها از سایت Altmetric.com و داده های مربوط به شاخص های استنادی SJR و SNIP از پایگاه سایماگو و IF از پایگاه Scijournal، ایگن فاکتور از پایگاه ایگن فاکتور جمع آوری شدند، سپس با نرم افزار SPSS همبستگی رابطه هر فرضیه سنجیده و با استفاده از روش معادلات ساختاری از طریق نرم افزار AMOS آزمون شد.
یافته ها: یافته ها حاکی از وجود همبستگی بین شاخص های استنادی به جز ضریب تأثیر با میانگین نمرات دگرسنجه ها بود و روش معادلات ساختاری نیز تأییدکننده آزمون همبستگی پیرسون بود.
نتیجه گیری: بسیاری از دگرسنجه ها می توانند به عنوان مکملی برای استنادها باشند و کمک کننده خوبی برای ارزیابی استنادهایی باشند که به وسیله شاخص های استنادی نادیده گرفته شده اند.