فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۷
157 - 180
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ادراک کارکنان از اثربخشی دوره های آموزشی ضمن خدمت در شرکت آب منطقه ای استان مازندران صورت گرفته است. به منظور سنجش اثربخشی دوره های آموزشی در شرکت مورد مطالعه از الگوی چهار سطحی کرک پاتریک استفاده شده و سئوالات تحقیق نیز بر مبنای همین الگو، تبیین گردیده است. ابزار گردآوری داده ها در پژوهش حاضر شامل انجام مصاحبه با برخی از مدیران و کارشناسان شرکت و سپس تدوین پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جهت تحلیل داده ها از روش های آماری و معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ادراک کارکنان از اثربخشی دوره های آموزشی در سه بعد واکنش(45/3)، یادگیری(38/3) و رفتار(25/3) در شرکت مورد مطالعه، امتیازی بیش از حد متوسط داشته، و در بعد نتایج میانگین محاسبه شده کمتر از حد متوسط(75/2) می باشد. به عبارتی دیگر، می توان اذعان داشت که ادراک کارکنان از اثربخشی دوره های آموزش برگزار شده به طور معنی دار از میانگین بالاتر بوده است، ولی یافته های مربوط به نتایج از سوی مدیران، اثربخشی مناسبی را نشان نداده است.
شناخت و تحلیل سیستمی متدولوژی های کیفیت داده و ارائه یک چارچوب جامع (با استفاده از روش فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم وجود تحقیقات فراوان در حوزه کیفیت داده، تاکنون پژوهشی که بتواند دیدگاه جامعی نسبت به متدولوژی های کیفیت داده فراهم آورد، انجام نشده است. در این مطالعه 3909 مقاله و پژوهش مرتبط در بازه ی زمانی ماقبل 2020 از نمایه های استنادی وب آوساینس[1] و اسکوپوس انتخاب شد که با استفاده از روش فراترکیب و معیارهای ورود در نهایت 27 مقاله در راستای هدف پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این راستا ضمن به کارگیری دیدگاه سیستمی، با استفاده از روش کدگذاری باز، کدهای مربوط به سه مقوله ی اصلی رویکرد سیستمی شامل ورودی، فرایند و خروجی استخراج گردیدند و مفاهیم مشابه در کدهای فرعی و در ادامه کدهای فرعی در کدهای اصلی دسته بندی شدند. ورودی های اصلی شامل زمینه و وضعیت سازمان، داده ها و منابع اطلاعاتی و ابعاد کیفیت داده هستند. همچنین گام های متدولوژی های کیفیت داده در سه مرحله اصلی بازسازی وضعیت، ارزیابی/ اندازه گیری و ارتقاء طبقه بندی شده اند. علاوه بر این خروجی های کیفیت داده در شش دسته کلی شامل فهرست فعالیت ها و تکنیک های مرتبط مشخص شده برای ارتقاء کیفیت داده ها، فرایندهای کنترل شده یا بازطراحی شده، جریان ها و پایگاه های داده اندازه گیری یا ارتقاء داده شده، نتایج ارائه شده از وضعیت کیفیت داده، سیاست ها یا قوانین کیفیت داده تصحیح شده و هزینه ها و منفعت ها طبقه بندی شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند ابزار مناسبی جهت شناخت متدولوژی های کیفیت داده موجود و همچنین ارزیابی نقاط ضعف و قوت متدولوژی های کیفیت داده باشد. [1] Web Of Science (WOS)
راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی درصنعت چاپ و نشر کتاب از دیدگاه ناشران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر تشدید تحریم های بین المللی باعث گردید بحث اقتصاد مقاومتی به راهبردی برای مقابله با این مسئله مطرح گردد. هدف از این پژوهش شناسایی و ارائه راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی در حوزه چاپ و نشر کتاب از دیدگاه ناشران است. روش شناسی: پژوهش حاضر، ک اربردی بوده و به روش پیمایشی-تحلیلی انجام گردید. گردآوری داده ه ا به صورت ترکیبی با شیوه تحلیل محتوا جهت استخراج راهکارها در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. یافته ها: نظر به وابستگی نسبی صنعت نشر به مواد و منابع وارداتی، یافته ها نشان داد که اکثریت ناشران مشکلات مالی و چالش های زیادی در این زمینه تجربه می کنند. مهمترین چالش ها از دیدگاه ناشران، عبارت از کمبود و گرانی مواد و مصالح چاپ و نشر، وابستگی به بازارهای پرنوسان، کمی سرمایه مادی، عدم مشارکت بانک ها و یا افراد سرمایه گذار در حوزه چاپ و نشر، اقتصادی نبودن حوزه نشر و فقدان فرهنگ مطالعه است. از منظر آنان به کارگیری راهکارهایی همچون حمایت دولت درقالب اعطای تسهیلات و اصلاح نظام بازاریابی، تبلیغات و توزیع در حوزه نشر کتاب، دانش محورکردن صنعت نشر، مدیریت مصرف و استفاده حداکثری از منابع مادی و انسانی تأثیر مثبت و معنی داری در تحقق اقتصاد مقاومتی در شرایط فعلی خواهد داشت. نتیجه گیری: اگرچه راهکارهای ارائه شده، در مواردی نیاز به اقدام جمعی ناشران و نظارت عوامل بیرونی همانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد ولیکن راهکارهایی نیز خارج از حوزه اختیارات ناشران بوده که قطعاً عز می جدی در دولت و دستگاه های ذیربط را جهت تغییر شرایط می طلبد.
شناسایی عوامل توسعه دهنده فرهنگ تاکید علمی در مدارس: مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۷
139 - 156
حوزههای تخصصی:
نتایج تحقیقات پیشین حاکی از آن است که فرهنگ تاکید علمی در مدارس، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و اثربخشی مدرسه را تسهیل می کند. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل توسعه دهنده فرهنگ تاکید علمی در مدارس شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1398 بود. این مطالعه به روش کیفی از نوع پدیدارشناختی انجام شد. حجم نمونه شامل 24 نفر از صاحب نظران حوزه تعلیم وتربیت بودند که با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت، بطوری که داده های لازم براساس اشباع نظری جمع آوری گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار NVivo 10 استفاده گردید. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که چهار عامل بیش ترین نقش را در رشد و توسعه فرهنگ تاکید علمی در مدارس ایفا می نمایند. این عوامل عبارتند از: «کیفیت فعالیت های آموزشی و پرورشی» دارای بیش ترین امتیاز و در جایگاه اول، «بازخورد سازنده» در جایگاه دوم، «کیفیت محیط آموزشی» در جایگاه سوم، «امنیت روانی و شغلی» در جایگاه چهارم قرار گرفتند. بنابراین، برای این که فرهنگ تاکید علمی در مدارس رشد و توسعه پیدا کند، باید تمام عوامل مطروحه در مدارس بطور هماهنگ مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا دستیابی به رشد و توسعه فرهنگ تاکید علمی مستلزم آن است که نظام آموزش وپرورش از برنامه ریزی دقیق و متناسب با نیاز مدارس برخوردار باشد.
Clustering of the Iranian Asthma and allergy specialists'''' clinical information-seeking behavior by Neural network analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۳, Summer & Autumn ۲۰۲۱
99 - 113
حوزههای تخصصی:
Introduction: The aim of this study was to determine the information retrieval and information therapy behavior of Asthma and allergy specialists in the country, based on cohonen self-organized neural network model. Methods: The methodology of the present study, which is an applied study in terms of purpose, has been done by descriptive-survey method using neural network technique. The tool of this research is a researcher-made questionnaire that was distributed among a sample of people in the community (149 people). After collecting the data, the neural network was selected for data clustering and using MATLAB software, Asthma and allergy specialists were clustered based on the main components of the research. Then, by removing each of the main sub-components of the research, the most effective and least effective option in their information-seeking behavior in working with information resources in this specialized field was determined. Results: The most effective component in clustering information barriers, was "lack of time due to workload" and the least was "distance of libraries and information centers". About information retrieval skills, the most effective component is " knowing what keywords to use when searching the Internet, and to be familiar with synonyms and terms related to the information I need." Conclusion: By studying the clustering of information behaviors resulting from the information needs of Asthma and allergy specialists, their needs are recognized, and this is one of the measures that provides the basis for effective research, appropriate findings and ,consequently, informational decision-making for those involved in this field.
بررسی خدمات کتابخانه ای برای نابینایان و کم بینایان در کتابخانه های عمومی ایران و ارائه راهکارهای پیشنهادی به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف تبیین خدمات کتابخانه ای به نابینایان و کم بینایان، و ارائه راهکارهای پیشنهادی به کتابخانه های عمومی ایران انجام شد.روش شناسی: این پژوهش از لحاظ ماهیت و هدف، یک پژوهش کاربردی بوده، و با استفاده از روش پیمایشی تحلیلی انجام شد. جامعه پژوهش را کتابداران و مدیران 46 کتابخانه عمومی زیر نظر نهاد کتابخانه های عمومی کشور که دارای بخش نابینایان و کم بینایان و خدمات ویژه آنها بودند، تشکیل می دادند. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه طراحی شده توسط پژوهشگر، یکی ویژه کتابداران بخش یاد شده، و دیگری ویژه مدیران این کتابخانه ها بود که بر مبنای استاندارد خدمات کتابخانه های عمومی برای نابینایان و کم بینایان تدوین شده توسط نهاد کتابخانه های عمومی کشور در سال 1395 بود. برای تجزیه وتحلیل دادها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.یافته ها: نتایج آزمون فرض برابری میانگین نشان داد، با توجه به اینکه سطح معنی داری کمتر از 05/0 و کرانه های اختلاف میانگین برای متغیرهای «خدمات ویژه نابینایان و کم بینایان، وضعیت تأمین منابع اطلاعاتی و وضعیت نیروی انسانی شاغل در کتابخانه های عمومی ایران» مثبت است، این متغیرها بیشتر از حد متوسط از استاندارد تبعیت می کنند. همچنین برای متغیرهای «ساختمان، تجهیزات، سخت افزار و نرم افزارهای بخش نابینایان و کم بینایان در کتابخانه های عمومی ایران» سطح معنی داری کمتر از 05/0 است و کرانه های منفی اختلاف میانگین نشان داد این متغیرها، کمتر از حد متوسط تابع استاندارد هستند.نتیجه: بر مبنای یافته های پژوهش، ضرورت همخوانی بیشتری با استاندارد مبنای پژوهش، به ویژه در بخش ساختمان و تجهیزات وجود دارد. به نظر می رسد، افزون بر تدوین استاندارد، ضمانت اجرایی پیاده سازی استاندارد از سوی نهاد کتابخانه های عمومی کشور ضروری بوده، و در بهبود خدمات به نابینایان و کم بینایان کمک شایانی خواهد نمود.
اثر یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی با نقش میانجی معماری دانش سازمانی مطالعه موردی: شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر رشد روزافزون فناوری های اطلاعات و نیازمندی سازمان ها به این مهم جهت بقا و رقابت، موجب شده هر سازمانی که این موضوع را نادیده بگیرد دچار افول و از چرخه رقابت حذف شود. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی با تحلیل نقش میانجی معماری دانش سازمانی است. پژوهش حاضر، ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش جمع آوری داده ها، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل 600 شرکت دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری تهران می باشند که بر اساس جدول مورگان تعداد 235 نفر از کارکنان این شرکت ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی اتفاقی انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه و تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهند، یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی شرکت های دانش بنیان تأثیر مستقیم و معناداری دارد و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیر میانجی معماری دانش سازمانی بر تقویت سرمایه اطلاعاتی اثر می گذارد. نتایج نشان می دهند، یادگیری استراتژیک یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر تقویت سرمایه اطلاعاتی شرکت های دانش بنیان است که هم به طور مستقیم و هم از طریق معماری دانش سازمانی بر تقویت سرمایه اطلاعاتی اثر می گذارد. همچنین، نتایج در خصوص مباحث یادگیری استراتژیک، معماری دانش سازمانی و سرمایه اطلاعاتی، نوآوری های نظری به همراه داشته و به مدیران و ذی نفعان شرکت های دانش بنیان در درک و چگونگی تأثیرگذاری یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی با تأکید بر معماری دانش سازمانی کمک می کند.
ارائه چارچوبی برای بازیابی تعاملی اطلاعات در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به ابعاد تعامل به عنوان مفهومی اساسی در محیط های رایانه ای برای درک و ترسیم کارکرد روانی و رفتارهای کاربران و در نتیجه، طراحی بهینه نظام های بازیابی تعاملی اطلاعات ضروری است. از طرف دیگر، مسئله تعامل به دلیل ماهیت پیچیده ای که دارد، توجه همزمان به عوامل شخصی-شناختی، رفتاری و محیطی کاربران در فرایند بازیابی اطلاعات و درک درست این مؤلفه ها را می طلبد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب و تعیین عناصر اصلی و فرعی تعامل بازیابی اطلاعات مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی «بندورا» و توسعه سیاهه وارسی بعد تعامل بازیابی اطلاعات در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر این نظریه است. پژوهش حاضر در دو مرحله به روش کتابخانه ای و پیمایشی، یعنی نظرسنجی از خبرگان و پانل «دلفی» انجام شده است. نخست، با بررسی متون مختلف، مؤلفه های مختلف تعامل در سامانه های کتابخانه های دیجیتال و همچنین، مؤلفه های تأثیرگذار نظریه شناختی اجتماعی در رفتار اطلاعاتی استخراج و ارزیابی شد. سپس، ابعاد و مؤلفه های تعامل مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی با استفاده از آرای خبرگان دانشگاهی برآوُرد و در پرسشنامه ای در قالب طیف «لیکرت» پنج گزینه ای تنظیم و اعتبارسنجی گردید. مؤلفه های اصلی شامل سه بعد تعامل با اطلاعات، تعامل با رابط کاربری و تعامل با وظایف، و مؤلفه های فرعیِ هر یک از آن ها گروه معلول، و نظریه شناختی-اجتماعی با سه مؤلفه اصلی شخص، محیط، و رفتار، گروه علت ها را تشکیل می دهند. جامعه خبرگان، بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی، شامل ۱۷ متخصص حوزه بازیابی اطلاعات بود. با توجه به مقادیر بالای ض ریب ت وافقی «کن دال» در دو مؤلفه شخص و رفتار ح دود ۰/۷۷ و ضریب ۰/۷۲ در مؤلفه محیط در مجموع، ۶۰ مؤلفه در این سه بعد مورد توافق و اجماع واقع شد. بر اساس یافته های پژوهش و در ضمن مراحل دوگانه دلفی و پس از حذف مؤلفه هایی با میانگین کمتر از عدد ۳ در طیف «لیکرت»، تعداد ۲۱ مؤلفه در بُعد شخص، ۲۰ مؤلفه در بُعد رفتار و ۱۹ مؤلفه در بُعد محیط مورد تأیید خبرگان پژوهش قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گویه اعتبار در هر سه مولفه شخص، رفتار، و محیط و گویه های جامعیت و پیچیدگی وظیفه کاری عینی در مؤلفه محیط و گویه دشواری وظیفه کاری ذهنی در مؤلفه رفتار از نظر خبرگان پژوهش نیز کم اهمیت بود و در نتیجه، حذف شدند. چارچوب به دست آمده از این پژوهش می تواند به عنوان مبنای پژوهش های آتی در جهت کاربست این مؤلفه ها با تأکید بر سه جنبه اساسی رفتار کاربر در طراحی بهینه نظام های بازیابی تعاملی اطلاعات قرار گیرد. .
بررسی نقشه سفر مشتری در فروشگاه ها ی الکترونیکی کتاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نقاط تماس نقشه سفر مشتری در فروشگاه ها ی الکترونیکی کتاب انجام شد. سفر مشتری شامل نقاط تماسی است که تمام موارد آن نمادی از تعاملات و ارتباطات بین فروشگاه و مشتریان، از مرحله پیش از خرید تا مرحله پس از خرید، از طریق محصولات، خدمات و دستگاه ها در نظر گرفته می شود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افرادی است که تجربه خرید حداقل چند کتاب از فروشگاه های الکترونیکی را داشته اند که شامل 670 نفر بوده است. به منظور گردآوری داده ها از دو روش مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایشی استفاده شد. داده های حاصل از تکمیل پرسش نامه ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شد. محاسبه شاخص های آمار توصیفی، محاسبه پایایی، اجرای آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون توزیع دو جمله ای و آزمون های کروسکال والیس و یومن ویتنی توسط نرم افزار اس.پی.اس.اس. صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که 41 نقطه تماس در سه مرحله پیش از خرید، خرید و بعد از خرید تقسیم بندی شدند. ده نقطه تماس از این 41 نقاط تماس از دید مشتریان از اهمیت بالاتری برخوردار بودند که به ترتیب شامل: مرحله قبل از خرید نقاط تماس تبلیغات مجازی، رتبه بالا در موتورهای جستجو، خواندن نظرات و امتیازدهی مشتریان قبلی فروشگاه، شهرت و اعتبار تجاری فروشگاه، طراحی وبگاه فروشگاه و راهنمای استفاده از وبگاه فروشگاه در مرحله خرید نقاط تماس تعامل با واحد پشتیبانی فروشگاه و پرداخت هزینه درب منزل و در مرحله پس از خرید نقاط تماس آگاهی رسانی فروشگاه از محصولات جدید و دریافت خدمات پس از فروش هستند.
تحلیل سنجه های استنادمحور برای تعیین میزان ربط مقاله ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت توانایی سنجه های استنادمحور (هم استنادی، زوج کتاب شناختی، امسلر، پیج رنک و هیتس(اعتبار و کانون)) برای تعیین میزان ربط مقاله ها با یکدیگر. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری، مجموعه مقالات موجود در زیرمجموعه دسترسی آزاد پاب مد سنترال مجموعه آزمون سایترک بود که بر اساس سه سنجه هم استنادی، زوج کتاب شناختی و امسلر با سایر مقالات رابطه استنادی داشتند. از میان 26262 مقاله، 30 مقاله به عنوان مقالات پایه انتخاب شد و مقالات مرتبط با هر یک از آن ها بر اساس سنجه ربط مش بازیابی گردید؛ هر یک از سنجه های استنادمحور متغیر مستقل و سنجه ربط مش متغیر وابسته بود. با استفاده از نرم افزار شبیه ساز ومپ سرور و پی.اچ.پی.مای ادمین یک پایگاه مای. اس. کیو.ال ایجاد شد؛ سپس، با مطالعه کلیه کدهای مورد نیاز از بسته کد منبع سایترک، کدهای لازم با اعمال تغییرات ضروری، اجرا و نتایج حاصل در پایگاه مای. اس. کیو.ال وارد شد. با نوشتن پرس وجو به زبان اس. کیو.ال، شبکه استنادی مجموعه به صورت کامل استخراج شد سپس با کدنویسی به زبان پایتون اعداد مربوط به پیج رنک و هیتس (اعتبار و کانون) به صورت جداگانه محاسبه گردید. یافته ها: نتایج نشان داد تمامی شش سنجه در سطح یک صدم همبستگی معنادار و مثبت با میزان ربط مقاله ها داشت؛ به عبارت دیگر، با افزایش مقادیر هریک از سنجه ها، درجه ربط مقاله ها نیز افزایش یافت. بیشترین میزان همبستگی مربوط به سنجه امسلر و پس از آن، زوج کتاب شناختی بود. پس از سنجه ها ی امسلر و زوج کتاب شناختی، بیشترین همبستگی میان متغیر هیتس(اعتبار) با ربط مقاله ها بود. متغیر پیج رنک در مرتبه چهارم قرار داشت؛ در نهایت، کم ترین میزان همبستگی با ربط مقاله ها، مربوط به سنجه های هم استنادی و هیتس( کانون) بود؛ بنابراین، از میان سنجه های استنادی بررسی شده در این پژوهش، سنجه های امسلر، زوج کتاب شناختی، هیتس(اعتبار) و پیج رنک بیش از سایر سنجه ها از پتانسیل لازم برای تعیین میزان ربط مقاله ها برخوردار بودند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت سنجه های استنادمحور مطالعه شده قادرند درجه ربط مقاله ها را برآورد کنند و در بافتارهای مختلف بازیابی اطلاعات شامل موتورهای جست وجو، پایگاه های اطلاعاتی و استنادی، سامانه های پیشنهاددهنده و حتی کتابخانه های دیجیتالی برای دسترسی به مقالات مرتبط، پیشنهاد مقالات مشابه و رتبه بندی نتایج بازیابی کاربرد داشته باشند؛ همچنین، لازم است به سنجه امسلر که نسبت به دو سنجه سنتی هم استنادی و زوج کتاب شناختی، در سامانه های اطلاعاتی کمتر استفاده شده است، بیش از پیش توجه شود؛ از طرفی، علیرغم اینکه سنجه هم استنادی در برخی از پایگاه ها و سامانه های بازیابی اطلاعات بین المللی( مانند ساینس دایرکت و سایت سیر) برای بازیابی مدارک مرتبط و پیشنهاد مدارک مشابه استفاده می شود در مقایسه با سایر سنجه ها از کارایی کمتری برخودار است.
مفهوم سازی برند کتابخانه ها بر پایه مرور نظام مند پژوهش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش شناسایی مفهوم برند برای کتابخانه ها بر پایه مرور نظام مند پژوهش هاست. روش: این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند و بر پایه نُه گام «مرکز مرور و نشر خدمات ملی بهداشت (ان اچ اس)» است. آثار علمی (مقاله، پایان نامه، و رساله) با موضوع برندسازیِ کتابخانه ها در ده پایگاه داده فارسی و هفت پایگاه داده جهانی جست وجو شد. آثار بازیابی شده، ارزیابی کیفیت و سرانجام 36 منبع انگلیسی و سه منبع فارسی تحلیل شدند. نتایج پژوهش بر پایه روش کرسول و میلر (2000) و با کاربرد روش های تبادل نظر با همتایان، ممیزی، و تعامل بلندمدت در بافت، روایی سنجی شدند. برای بررسی پایایی نیز روش گیبس (2007) به کار رفت. یافته ها: برند کتابخانه ها با 11 بُعد هویت برند، تداعی برند، آگاهی برند، تصویرسازی برند، هم خوانی برند، کیفیت برند، اعتبار برند (تخصص برند و اعتماد برند)، برتری برند، و وفاداری رفتاری مفهوم می یابد. اصالت/ارزش: دنیای بازاریابی و برندسازی پیچیده است و نمی توان از مدیران و کتابداران انتظار داشت که بدون آموزش یا مطالعه، با این مفاهیم آشنا باشند و بتوانند در مسیر درست بازاریابی و برندسازی پیش روند. این پژوهش نخستین پژوهشی است که برند را برای کتابخانه ها مفهوم سازی کرده است. نتایج پژوهش می تواند راهنمای خوبی برای درکی آسان از مفهوم برند و اهمیت آن برای کتابخانه ها، مدیران، و کتابداران باشد.
وضعیت تولیدات علمی حوزه بازیابی اطلاعات در پایگاه استنادی وب علوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان رشد، کاهش یا ثبات تولیدات علمی حوزه بازیابی اطلاعات در پایگاه استنادی وب علوم در بازه زمانی 2010 تا 2017 می باشد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از شاخص های علم سنجی به ارزیابی تولیدات علمی حوزه بازیابی اطلاعات پرداخته است. جامعه آماری شامل کلیه رکوردهای مربوط به پایگاه استنادی وب علوم است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مولر اچ. با 36 رکورد برترین نویسنده حوزه بازیابی اطلاعات و ایالات متحده آمریکا با 1984 رکورد، کشور برتر شناخته شد. موسسه ملی تحقیقات علمی دلا با تولید 235 رکورد برترین موسسه و نشریه یادداشت برداری در علوم کامپیوتر با 915 رکورد برترین نشریه این حوزه شناخته شدند. علوم کامپیوتر با 8241 رکورد، برترین زمینه موضوعی معرفی گردید. مقاله ای با عنوان نمودار فاکتورسازی ماتریس غیر منفی منظم برای نمایش داده ها با دریافت بیشترین استناد (شامل 585 استناد) به عنوان برترین مقاله حوزه بازیابی اطلاعات شناخته شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که رشد تولیدات علمی در حوزه بازیابی اطلاعات سیر ثابتی را طی نمی کند و در طی سال های 2011- 2012 و سال 2017 با کاهش و در طی سال های 2013 تا 2016 با رشد در این حوزه همراه است.
الگوی راهبردی تبدیل کتابخانه های دانشگاهی به سازمان های یادگیرنده در هزاره سوم (مطالعه موردی: کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر ارائه الگوی راهبردی تبدیل کتابخانه های دانشگاهی به سازمان های یادگیرنده (مطالعه موردی: کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی) بوده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش آمیخته اکتشافی (کیفی و کمّی) انجام شده است. جامعه آماری شامل15 نفر از خبرگان متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی در بخش کیفی و کارکنان و مدیران کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی در کل کشور برای بخش کمّی بودند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، پرسشنامه دلفی نیمه ساختارمند و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته با 39 گویه مستخرج از فرایند دلفی فازی بود. داده های کیفی با تکنیک دلفی در سه فاز گردآوری شد و برای داده های کمّی، تحلیل عاملی تأییدی و تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار PLS، برای ارائه مدل پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: بارهای عاملی شاخص های مدل الگوی راهبردی تبدیل کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی به سازمان یادگیرنده، همگی بالاتر از 6/0 (محدوده قابل قبول) قرار داشته که حاکی از تأثیرگذاری شاخص ها در شکل گیری مؤلفه های مدل بوده است. با توجه به ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، مقدار AVE برابر با 5/0 بوده، لذا تمامی معیارها در متغیرهای پنهان پژوهش، در محدوده قابل قبول قرار داشته اند. با اطمینان 99 درصد، مناسب بودن وضعیت برازش مدل های اندازه گیری مؤلفه های پژوهش مورد تایید قرار گرفت. پس از اجرای مراحل دلفی، 7 مؤلفه و 39 شاخص باقی ماند. نتایج آزمون t در بخش کمّی نشان داد که بین وضعیت مطلوب و وضعیت موجود در همه مؤلفه های تبدیل کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی به سازمان های یادگیرنده، تفاوت معناداری وجود داشته و وضعیت موجود نسبت به وضعیت مطلوب در حد پایین تر از متوسط قرار دارد. نتیجه گیری: با توجه به برازش مناسب، الگوی تبدیل کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی به سازمان های یادگیرنده با مولفه های یادگیری مداوم، یادگیری گروهی، توانمندسازی، رهبری راهبردی، پرسشگری و گفتگو، تفکر نظام گرا و ادغام سیستم ها ارائه شده است. .
بلوغ حکمرانی داده در کتابخانه های دانشگاهی استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
353 - 368
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بررسی سطح بلوغ کتابخانه های دانشگاهی استان مازندران به منظور ارتقاء سطوح بلوغ و بهبود وضعیت می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی 10 نفر از خبرگان و در بخش کمّی 210 نفر از کارشناسان و کتابداران کتابخانه های دانشگاهی بودند. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته با 105 سوال استخراج گردید و با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس.[1] و تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل شده و برای رسیدن به مدل معادلات ساختاری، از نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کندال، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: براساس یافته های پژوهش و بررسی کدها و رتبه بندی شاخص های پژوهش، کد سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری در رتبه اول قرار دارد که بیانگر اهمیت سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری بوده و از شرایط لازم در بلوغ کتابخانه های دانشگاهی می باشد. نظام های اطلاعاتی، کاربران و کیفیت داده، مجموعه سازی و سازماندهی، مدیریت، اینترنت و شبکه، سازمان و کارکنان به ترتیب در اولویت های بعدی اهمیت قرار دارند. نتیجه گیری: براساس یافته ها سطح بلوغ کتابخانه های دانشگاهی استان مازندران در سطح 2 قرار داشته و تا رسیدن به سطح ایده آل (سطح 5) فاصله نسبتاً زیادی دارند.
نقش خودآگاهی بر عملکرد شغلی کتابداران کتابخانه های عمومی: استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر ابعاد خودآگاهی در موقعیت مدیریتی، عمومی، خصوصی و ناآگاهی از خود بر عملکرد زمینه ای و وظیفه ای شغلی کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی است. روش: این پژوهش از نظرِ هدف کاربردی و به لحاظ نوع و نحوه گردآوری داده های تحقیق از نوع کمّی-توصیفی و هم بستگی است که با استفاده از روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه خودآگاهی در موقعیت شغلی صالح بلوردی (1388) و برای عملکرد شغلی از دو پرسش نامه عملکرد شغلی وظیفه ای بیرنه و همکاران (2005) و عملکرد شغلی زمینه ای کونری (1999) استفاده شده است. روایی محتوایی ابزار پژوهش با نظر کارشناسان و متخصصان تأیید و پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. برای پیش بینی اثر متغیر مستقل بر متغیرهای وابسته، از آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون رگرسیون خطی چندگانه، ابعاد خودآگاهی در موقعیت عمومی (171/0)، خودآگاهی در موقعیت خصوصی (180/0) و خودآگاهی در موقعیت مدیریتی (445/0) از تغییرات عملکرد شغلی وظیفه ای، و همچنین ابعاد خودآگاهی در موقعیت عمومی (188/0)، خودآگاهی در موقعیت خصوصی (253/0) و خودآگاهی در موقعیت مدیریتی (460/0) از تغییرات عملکرد شغلی زمینه ای را تبیین می کند. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر از این نظر که نقش خودآگاهی و ابعاد آن را با عملکرد شغلی در میان کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی به صورت مستقل بررسی کرده است دارای نوآوری است. بر اساس یافته های پژوهش، خودآگاهی می تواند به عنوان عاملی برای افزایش عملکرد شغلی وظیفه ای و زمینه ای کتابداران مطرح شود.
فراتحلیل رابطه زیرساخت و مدیریت دانش در کتابخانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی همه جانبه تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت دانش و زیرساخت ها در کتابخانه و عرضه نتایج در قالب یک فراتحلیل. هدف اصلی این فراتحلیل، ترکیب و مقایسه نتایج پژوهش های انجام شده در زمینه زیرساخت و مدیریت دانش در کتابخانه با استفاده از روش های آماری فراتحلیل، برای دستیابی به نتایج منسجم است. روش : پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری و با تکنیک فراتحلیل بررسی شدند. جامعه پژوهش، 16 پژوهش (شش پایان نامه و ده مقاله) بود که از لحاظ ملاک های درون سنجی پژوهش حاضر، انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل مطالعات مرتبط به موضوع و فرم کدگذاری فراتحلیل است. برای محاسبه ضرایب از نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA.2) استفاده شد. یافته ها : بر اساس نمودار قیفی و روش هم بستگی رتبه ای بگ و مزومدر در جامعه بررسی شده، سوگیری انتشار وجود ندارد. با توجه به مقدار شاخص Q برای 9 متغیر و آماره 2 پژوهش ها همگن نیستند. متغیر منابع انسانی با اندازه اثر بزرگ و متغیرهای هشت گانه دیگر شامل: متغیر فناوری اطلاعات با مقدار اندازه اثر منفی کوچک، ؛ منابع انسانی با مقدار اندازه اثر منفی و بزرگ، متغیرهای فرهنگ، به کارگیری دانش، خلق دانش، تسهیم دانش با اندازه اثر مثبت و کوچک، فرایند سازمانی با مقدار اندازه اثر مثبت و متوسط؛ بودجه با مقدار اندازه اثر مثبت و کوچک و ارزیابی دانش با مقدار اندازه اثر منفی و کوچک هستند پژوهش زادولی خواجه (1396) در متغیر منابع انسانی، به کارگیری دانش، خلق دانش، تسهیم دانش، فرایند سازمانی و بودجه دارای بالاترین وزن در میان جامعه پژوهش است. نتیج ه گ یری : نتایج نشان داد متغیرهای زیرساخت و فرایندهای مدیریت دانش در کتابخانه ها اثربخش نبوده است. و از لحاظ اندازه اثر آن ها کوچک است. بنابراین تقویت موارد پیش رو به دست اندرکاران کتابخانه ها پیشنهاد می شود: زیرساخت فناوری اطلاعات با تاکید بر شبکه های اجتماعی و اشتراک دانش ضمنی میان کتابداران و کاربران کتابخانه ها؛ زیرساخت فرهنگ با توجه بر سرمایه گذاری در اشاعه فرهنگ و ارزش های سازمانی مبتنی بر تبادل دانش؛ تقویت زیرساخت منابع انسانی با برگزاری دوره های ضمن خدمت و برنامه های آموزشی برای توانمندسازی کارکنان و کتابداران با هدف بهبود فرایندهای مدیریت دانش. از سوی دیگر، با توجه به اندازه اثر کوچک متغیرهای فرایندهای مدیریت دانش به پژوهشگران پیشنهاد می شود پژوهش های اثربخشی با حجم نمونه بیشتر و خطای کمتر در زمینه فرایندهای مدیریت دانش در انواع کتابخانه ها انجام دهند.
امکان سنجی پیاده سازی رایانش ابری در کتابخانه های دانشگاهی ایران: مطالعه موردی دانشگاه های شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رایانش ابری یک فناوری جدید است که می تواند به کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی کمک کند تا نیازهای اطلاعاتی کاربران را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر اینترنت فراهم نماید. از این رو، بررسی امکان سنجی پیاده سازی رایانش ابری در کتابخانه های دانشگاه های شهر مشهد هدف پژوهش حاضر بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پیمایشی بود. جامعه پژوهش شامل مدیران و مسئولان فناوری کتابخانه های دانشگاه های شهر مشهد است که تعداد آنها برابر با 23 نفر بود که سرشماری شدند. داده های مورد نیاز پژوهش به وسیله دو پرسشنامه محقق ساخته گردآوری گردید که روایی آنها با نظر متخصصان و پایایی نیز با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که امکان پیاده سازی رایانش ابری در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های شهر مشهد از نظر بودجه و نیروی انسانی کمتر از سطح متوسط (3) بود ولی در ابعاد امکانات سخت افزاری و نرم افزاری و مدیریتی بالاتر از سطح متوسط بود. نتیجه : رایانش ابری موضوع جدیدی است که در کتابخانه های ایران کمتر مورد توجه پژوهشگران و کتابخانه ها قرار گرفته است. کتابخانه ها باید با فراهم آوردن زیرساخت های مناسب از مزایای این فناوری استفاده نمایند.
ارائه چارچوبی برای ارزیابی وبگاه ها از منظر معماری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که حجم اطلاعات به صورت نمایی در حال افزایش است و کاربران گزینه های زیادی برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز خود دارند، نشر و اشاعه اطلاعات در محیط وب باید با دقت بیشتر و مبتنی بر اصولی مشخص صورت گیرد. از این رو، اگر سازمان ها به دنبال جلب رضایت کاربران خود در استفاده از وبگاه هایشان هستند باید ضمن شناخت نیازها و رفتار کاربران، درک روشنی از اهداف کسب وکار خود و نوع محتوایی داشته باشند که قصد ارائه آن را در بستر وب دارند. بدین منظور عناصر اطلاعاتی باید به نحوی مناسب سازماندهی و برچسب زنی شوند تا بتوانند به راحتی در دسترس کاربران قرار گرفته و قابل فهم باشند. چنین چالش هایی موضوع معماری اطلاعات، به عنوان یک حوزه عملی و یک زمینه پژوهشی است. نقش معماری اطلاعات در کاربردپذیری محیط های اطلاعاتی از یک سو و نیاز سازمان ها و کسب وکارها به ایجاد بستری اطلاعاتی برای تعامل هدفمند و سازنده با مخاطبان و کاربران خود و ارائه خدمت به آن ها از سوی دیگر، اهمیت به کارگیری اصول معماری اطلاعات در سازمان ها را برجسته می سازد. با توجه به آنچه گفته شد، در این پژوهش قصد داریم که ضمن تبیین سیستم معماری اطلاعات، به بررسی و معرفی اجزای مختلف آن بپردازیم. سپس، با بهره گیری از مطالعات اسنادی و پنل خبرگی، چارچوبی برای ارزیابی معماری اطلاعات در وبگاه به عنوان بستر اصلی تعامل با کاربران سازمان پیشنهاد خواهیم داد. چارچوب پیشنهادی، سیستم معماری اطلاعات را در یک فضای بزرگ تر با نام محیط اطلاعاتی در نظر می گیرد. محیط اطلاعاتی از سه مؤلفه بافت، محتوا و کاربر تشکیل می شود. کاربر به دنبال بهره برداری از محتواست و این محتوا برای بافت محیط اطلاعاتی که معرف سازمان و کسب وکار آن است، تولید ارزش می کند. از سوی دیگر، بافت به دنبال بهبود محتواست و محتوا نیز در جذب کاربر مؤثر است. با شناخت هر یک از این مؤلفه ها و توجه به روابط بین آن ها، نیازهای محیط اطلاعاتی مشخص شده و به سیستم معماری اطلاعات وارد می شود. سیستم معماری اطلاعات خود از چهار زیرسیستم به نام های سازماندهی، برچسب زنی، پیمایش، و جست وجو تشکیل یافته که بر یکدیگر تأثیرات متقابلی داشته و در بهبود هم نقش دارند. سیستم سازماندهی ساختار و دسته بندی اطلاعات یک وبگاه را مشخص می کند، سیستم برچسب زنی اطلاعات مرتب شده توسط سیستم سازماندهی را با کمک برچسب هایی توصیف می کند، سیستم پیمایش به کاربر کمک می کند که در وبگاه حرکت کرده و به محتوا و اطلاعات مورد نظر دسترسی پیدا کند، و سیستم جست وجو به نوار جست وجو و امکانات آن در یک وبگاه اشاره دارد. برای ارزیابی هر یک از زیرسیستم های معماری اطلاعات در چارچوب پیشنهادی، یک سیاهه وارسی ارائه شده که از اجماع نظر خبرگان به دست آمده است. در نهایت، ارزیاب می تواند با شناسایی مؤلفه های محیط اطلاعاتی و با کمک این سیاهه های وارسی نسبت به ارزیابی معماری اطلاعات وبگاه اقدام کند.
الگوی امکان سنجی اقتصاد خلاق در کتابخانه های عمومی با روش نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی امکان کسب درآمد در کتابخانه های عمومی با رویکرد اقتصاد خلاق انجام شده است. روش: پژوهش از نظرِ هدف بنیادی و از نظرِ ماهیت کیفی بود که با روش نظریه زمینه ای انجام شد. تعداد مشارکت کنندگان 19 نفر از خبرگان حوزه های کتابداری، کارآفرینی و اقتصادی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و با روش نظام مند پرسش های باز انجام شد. برای اعتبارسنجی پژوهش، از روش کشف اطلاعات موازی، ارزیابی شرکت کنندگان و خودبازبینی پژوهشگر استفاده شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که مبنای نظری الگوی درآمدی در کتابخانه ها شش مؤلفه اصلی شامل: 1. سازوکارهای مدیریتی با زیرمؤلفه های نقش حمایتی مدیران ارشد در ایجاد تحول، فراهم آوری امکانات و تجهیزات، نقش آفرینی کتابداران و توجه مدیریت به منابع انسانی خلاق؛ 2. سازوکارهای امورمالی و اداری شامل توسعه و پایدارسازی منابع و بهینه سازی مصارف، مدیریت منابع، حمایت های اداری از سرمایه گذاری و افزایش بنیه مالی کتابخانه ها)؛ 3. سازوکارهای قانونی و حقوقی با زیرمؤلفه های اصلاح قانون تأسیس اداره کتابخانه ها، ایجاد فرایند اخذ قانونی مجوز درآمدزایی، شفاف سازی قوانین و آیین نامه ها؛ 4. سازوکارهای آموزشی شامل آموزش ضمن خدمت همگانی، آموزش و آشنایی با روش های تعاملی، آموزش و آفرینش، تغییر شیوه های آموزشی، آشنایی با شیوه های آموزش جدید و تغییر نگرش شیوه های آموزش مدیران؛ 5. سازوکارهای درآمدزایی با زیرمؤلفه های ایجاد تعامل منطقی با مشتریان، طراحی رسانش خدمات و برنامه ها، تنظیم برنامه زمان بندی شده استقلال مالی، ایجاد شبکه گسترده پخش محصولات)؛ 6. سازوکارهای ساختاری شامل حمایت قوی و مستمر از برنامه های مدیریتی، ارتقای کیفیت خدمات و محصولات فرهنگی، ارتقای پایگاه اجتماعی، ارتقای مدیریت تخصصی، تنظیم سند راهبردی اقتصاد خلاق. اصالت/ارزش: در حالی که رکود اقتصادی و مشکل کمبود منابع مالی کتابخانه ها را وادار به انتخاب راه درآمد اضافی برای بقای خود کرده است، تاکنون پژوهشی درباره این موضوع در ایران انجام نشده است. اقتصاد خلاق و کارآفرینی این فرصت را به کتابخانه ها می دهد تا از طریق هنر، فرهنگ و علم درآمدزایی کنند. کسب درآمد خلاقانه گامی بلند برای استقلال بودجه و کاهش فشار بار مالی در کتابخانه ها و در نتیجه کاهش دغدغه های تأمین نیازهای معیشتی کارکنان، تأمین اعتبار مجموعه سازی و منابع روزآمد و همچنین نگهداری و تعمیر ساختمان ها خواهد شد.
رهگیری رسالت و جایگاه کتابخانه آموزشگاهی در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف رهگیری رسالت و جایگاه کتابخانه آموزشگاهی در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران مانند سند چشم انداز در افق 1404، قانون اساسی، قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1396-1400)، سند نقشه جامع علمی کشور، سند نقشه مهندسی فرهنگی کشور، سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و برنامه درسی ملی انجام گرفته است. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی به روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی براساس رسالت کتابخانه آموزشگاهی ایفلا در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیو دی اِی استفاده شد. یافته ها: بر اساس رسالت کتابخانه آموزشگاهی از منظر ایفلا، رسالت و کارکرد کتابخانه آموزشگاهی در سه مقوله اصلی آموزش و سوادآموزی، فرهنگی و فناوری قرار گرفت. در میان اسناد بررسی شده تنها چهار مرتبه به طور مستقیم به کتابخانه آموزشگاهی اشاره شده است. سند چشم انداز، برنامه ششم توسعه، نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی در مقوله فرهنگی، سند قانون اساسی و نقشه مهندسی فرهنگی در مقوله آموزش بیشترین رسالت مرتبط با کتابخانه آموزشگاهی را به خود اختصاص داده اند. رسالت و کارکرد مربوط به مقوله فناوری نیز در سند چشم انداز، برنامه ششم توسعه و نقشه جامع علمی کشور قابل توجه است. نتیجه : تنوع مقوله ها و مضامین شناسایی شده در سه سند نقشه مهندسی فرهنگی کشور، سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی در ارتباط با رسالت کتابخانه آموزشگاهی، نشان از پتانسیل بالای سه سند فوق در راهبری رسالت و کارکرد کتابخانه آموزشگاهی دارد. در اسناد بالادستی و بندهای مرتبط با رسالت کتابخانه آموزشگاهی به طور مستقیم به کتابخانه آموزشگاهی اشاره نشده، اما بسیاری از بندها قابلیت پیگیری، تحقق و اجرا توسط آموزش وپرورش و به طور خاص کتابخانه های آموزشگاهی را دارند. این کتابخانه ها به شرط برخورداری از حمایت لازم نظیر اختصاص و دریافت بودجه، امکانات و تجهیزات و همچنین بهره مندی از نیروهای متخصص در تحقق رسالت و مأموریت های کلان آموزشی، فرهنگی و فناوری کشور همچون سایر نهادهای مرتبط در کشور قادر خواهند بود به عنوان بازوهای توانمند عمل کرده و زمینه رشد و تعالی کاربران خود در درجه اول و در مرحله بعدی شهروندان هر جامعه ای را آماده سازند.