فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: سرقت علمی، عبارت است از کپی کردن کلمات، متون، تصاویر و مانند آن و استفاده از اندیشه های دیگران به عنوان اندیشه خود است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین میزان عوامل مختلف بر تمایل دانشجویان دکتری دانشگاه بوعلی همدان به سرقت علمی است. روش: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دکتری دانشگاه بوعلی همدان تشکیل می دهند که براساس فرمول کوکران حجم نمونه برابر با 263 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده ها از پنج پرسشنامه استفاده شد. پایایی این پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 948/0، 955/0، 968/0، 986/0 و 975/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش، از مدلیابی معادلات ساختاری در نرم افزار وارپ پی ال اس 7 استفاده گردید. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که متغیرهای درک سرقت علمی، نگرش به سرقت علمی و ارزش های شخصی، بر میزان سرقت علمی دانشجویان تأثیر منفی و معنی داری دارند. همچنین، متغیر محق پنداری تحصیلی بر میزان سرقت علمی دانشجویان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد دانش، درک و آگاهی دانشجویان از سرقت علمی و مصادیق آن، سیاست ها و مجازات قانونی در این زمینه در سطح پایینی قرار دارد که لازم است مسئولان و مدیران دانشگاه ها در راستای آگاه سازی و آشنایی بیشتر دانشجویان و عواقب این کار اقدامات لازم را انجام دهند و با برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی میزان سرقت علمی را کاهش دهند.
رابطه مهارت های ارتباطی کتابداران و کیفیت ارائه خدمات: نقش واسطه ای اخلاق حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اخلاق حرفه ای و مهارت های ارتباطی کارکنان کتابخانه های عمومی می توانند در کیفیت خدمات مؤثر واقع شوند. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش واسطه ای اخلاق حرفه ای در رابطه کیفیت ارائه خدمات و ابعاد مهارت های ارتباطی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کارکنان و مراجعان کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی بودند که با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی-مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده 200 نفر کارمند و 1000 نفر مراجعه کننده (5 نفر برای هر کارمند) انتخاب و پرسشنامه بین آنها توزیع و جمع آوری شد. در این پژوهش از پرسشنامه های محقق ساخته اخلاق حرفه ای با 8 گویه، مهارت های ارتباطی با 26 گویه و 5 مؤلفه و کیفیت خدمات با 10 گویه استفاده شد. این ابزارها، مبتنی بر پرسشنامه های اخلاق حرفه ای کادوزیر (2002)، مهارت ارتباطی کوئین دام (2004) و کیفیت خدمات لایب کوال (2003) بودند و ضرایب پایایی آنها به ترتیب 79/0،82/0 و 87/0 به دست آمدند. داده ها نیز با روش آزمون مدل یابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار ایموس تحلیل گردید. یافته ها : بر اساس یافته ها، میانگین نمره مهارت های ارتباطی، اخلاق حرفه ای و کیفیت ارائه خدمات کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی به ترتیب 59/3، 22/3 و 54/3 هستند. همچنین بر اساس یافته ها، رابطه معنی داری بین متغیر اخلاق حرفه ای و انواع مهارت های «بینش نسبت به فرآیند»، ارتباط توأم با قاطعیت، توانایی دریافت و ارسال پیام، مهارت گوش دادن مشاهده شد. بین متغیرهای اخلاق حرفه ای کتابداران و کیفیت ارائه خدمات آنان نیز ارتباط معنی داری به دست نیامد. همچنین، نتایج آزمون مدل سازی معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل ارائه شده در خصوص رابطه بین ابعاد مهارت های ارتباطی، اخلاق حرفه ای و کیفیت ارائه خدمات کارکنان کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی از نیکویی برازش برخوردار است (RMSEA=0.052، CFI=978، GFI=0.972). نتیجه : به طور کلی می توان گفت مهارت های ارتباطی و اخلاق حرفه ای به عنوان مهارت های اساسی کارکنان می توانند بر کیفیت ارائه خدمات تأثیرگذار باشند. بر این اساس، در فرایند به کارگیری افراد در پست های اداری مختلف، دارا بودن مهارت های ارتباطی و اخلاق باید به عنوان عوامل اثرگذار بر فرایندهای سازمانی و کیفیت خدمات مدنظر متولیان قرار گیرد.
سنجش اثربخشی دوره های آموزشی ضمن خدمت(مورد مطالعه: شرکت آب منطقه ای استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۷
157 - 180
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ادراک کارکنان از اثربخشی دوره های آموزشی ضمن خدمت در شرکت آب منطقه ای استان مازندران صورت گرفته است. به منظور سنجش اثربخشی دوره های آموزشی در شرکت مورد مطالعه از الگوی چهار سطحی کرک پاتریک استفاده شده و سئوالات تحقیق نیز بر مبنای همین الگو، تبیین گردیده است. ابزار گردآوری داده ها در پژوهش حاضر شامل انجام مصاحبه با برخی از مدیران و کارشناسان شرکت و سپس تدوین پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جهت تحلیل داده ها از روش های آماری و معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ادراک کارکنان از اثربخشی دوره های آموزشی در سه بعد واکنش(45/3)، یادگیری(38/3) و رفتار(25/3) در شرکت مورد مطالعه، امتیازی بیش از حد متوسط داشته، و در بعد نتایج میانگین محاسبه شده کمتر از حد متوسط(75/2) می باشد. به عبارتی دیگر، می توان اذعان داشت که ادراک کارکنان از اثربخشی دوره های آموزش برگزار شده به طور معنی دار از میانگین بالاتر بوده است، ولی یافته های مربوط به نتایج از سوی مدیران، اثربخشی مناسبی را نشان نداده است.
شناخت و تحلیل سیستمی متدولوژی های کیفیت داده و ارائه یک چارچوب جامع (با استفاده از روش فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم وجود تحقیقات فراوان در حوزه کیفیت داده، تاکنون پژوهشی که بتواند دیدگاه جامعی نسبت به متدولوژی های کیفیت داده فراهم آورد، انجام نشده است. در این مطالعه 3909 مقاله و پژوهش مرتبط در بازه ی زمانی ماقبل 2020 از نمایه های استنادی وب آوساینس[1] و اسکوپوس انتخاب شد که با استفاده از روش فراترکیب و معیارهای ورود در نهایت 27 مقاله در راستای هدف پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این راستا ضمن به کارگیری دیدگاه سیستمی، با استفاده از روش کدگذاری باز، کدهای مربوط به سه مقوله ی اصلی رویکرد سیستمی شامل ورودی، فرایند و خروجی استخراج گردیدند و مفاهیم مشابه در کدهای فرعی و در ادامه کدهای فرعی در کدهای اصلی دسته بندی شدند. ورودی های اصلی شامل زمینه و وضعیت سازمان، داده ها و منابع اطلاعاتی و ابعاد کیفیت داده هستند. همچنین گام های متدولوژی های کیفیت داده در سه مرحله اصلی بازسازی وضعیت، ارزیابی/ اندازه گیری و ارتقاء طبقه بندی شده اند. علاوه بر این خروجی های کیفیت داده در شش دسته کلی شامل فهرست فعالیت ها و تکنیک های مرتبط مشخص شده برای ارتقاء کیفیت داده ها، فرایندهای کنترل شده یا بازطراحی شده، جریان ها و پایگاه های داده اندازه گیری یا ارتقاء داده شده، نتایج ارائه شده از وضعیت کیفیت داده، سیاست ها یا قوانین کیفیت داده تصحیح شده و هزینه ها و منفعت ها طبقه بندی شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند ابزار مناسبی جهت شناخت متدولوژی های کیفیت داده موجود و همچنین ارزیابی نقاط ضعف و قوت متدولوژی های کیفیت داده باشد. [1] Web Of Science (WOS)
نقش برنامه های جانبی کتابخوان بر آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش برنامه های جانبی کتاب خوان (نشست کتاب خوان، نشست مدرسه ای و جمع خوانی) بر آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه (مطالعه کلی، مطالعه حمایتی و حل مسئله) دانش آموزان مقطع متوسطه شهر صحنه انجام شد. روش: پژوهش حاضر مطالعه ای شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه (پایه اول تا چهارم) در شهرستان صحنه در سال تحصیلی 1396-1397 بودند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه مختاری و ریچارد (2002) بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که در گروه نشست کتاب خوان، میانگین نمره آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه در کل و مؤلفه های آن بعد از مداخله نسبت به قبل از آن افزایشی معنادار دارد (05/0 P< ). در گروه نشست مدرسه ای، میانگین نمره آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه در کل و مؤلفه های آن در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی معنادار ندارد (05/0 P> ). در گروه جمع خوانی نیز میانگین نمره آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه در کل و مؤلفه های آن بعد از مداخله نسبت به قبل از آن افزایشی معنادار یافته است. (05/0 P< ). همچنین، یافته ها نشان دادند که هر دو روش گروه نشست کتاب خوان و گروه جمع خوانی بر مؤلفه های مطالعه کلی، مطالعه حمایتی و حل مسئله تأثیر مثبت معناداری دارند. اصالت/ارزش : برنامه های جانبی نشست کتاب خوان و جمع خوانی می توانند آگاهی فراشناختی دانش آموزان از راهبردهای مطالعه را اثربخش تر و کارآمدتر سازند. با توجه به اینکه برنامه های جانبی کتاب خوان در مراکز آموزشی (در همه سطوح) قابل اجرا و آموزش هستند، نهادهای آموزشی و فرهنگی کشور باید برنامه ریزی دقیق و منسجمی در این زمینه داشته باشند.
راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی درصنعت چاپ و نشر کتاب از دیدگاه ناشران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر تشدید تحریم های بین المللی باعث گردید بحث اقتصاد مقاومتی به راهبردی برای مقابله با این مسئله مطرح گردد. هدف از این پژوهش شناسایی و ارائه راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی در حوزه چاپ و نشر کتاب از دیدگاه ناشران است. روش شناسی: پژوهش حاضر، ک اربردی بوده و به روش پیمایشی-تحلیلی انجام گردید. گردآوری داده ه ا به صورت ترکیبی با شیوه تحلیل محتوا جهت استخراج راهکارها در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. یافته ها: نظر به وابستگی نسبی صنعت نشر به مواد و منابع وارداتی، یافته ها نشان داد که اکثریت ناشران مشکلات مالی و چالش های زیادی در این زمینه تجربه می کنند. مهمترین چالش ها از دیدگاه ناشران، عبارت از کمبود و گرانی مواد و مصالح چاپ و نشر، وابستگی به بازارهای پرنوسان، کمی سرمایه مادی، عدم مشارکت بانک ها و یا افراد سرمایه گذار در حوزه چاپ و نشر، اقتصادی نبودن حوزه نشر و فقدان فرهنگ مطالعه است. از منظر آنان به کارگیری راهکارهایی همچون حمایت دولت درقالب اعطای تسهیلات و اصلاح نظام بازاریابی، تبلیغات و توزیع در حوزه نشر کتاب، دانش محورکردن صنعت نشر، مدیریت مصرف و استفاده حداکثری از منابع مادی و انسانی تأثیر مثبت و معنی داری در تحقق اقتصاد مقاومتی در شرایط فعلی خواهد داشت. نتیجه گیری: اگرچه راهکارهای ارائه شده، در مواردی نیاز به اقدام جمعی ناشران و نظارت عوامل بیرونی همانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد ولیکن راهکارهایی نیز خارج از حوزه اختیارات ناشران بوده که قطعاً عز می جدی در دولت و دستگاه های ذیربط را جهت تغییر شرایط می طلبد.
شناسایی عوامل توسعه دهنده فرهنگ تاکید علمی در مدارس: مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۷
139 - 156
حوزههای تخصصی:
نتایج تحقیقات پیشین حاکی از آن است که فرهنگ تاکید علمی در مدارس، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و اثربخشی مدرسه را تسهیل می کند. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل توسعه دهنده فرهنگ تاکید علمی در مدارس شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1398 بود. این مطالعه به روش کیفی از نوع پدیدارشناختی انجام شد. حجم نمونه شامل 24 نفر از صاحب نظران حوزه تعلیم وتربیت بودند که با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت، بطوری که داده های لازم براساس اشباع نظری جمع آوری گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار NVivo 10 استفاده گردید. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که چهار عامل بیش ترین نقش را در رشد و توسعه فرهنگ تاکید علمی در مدارس ایفا می نمایند. این عوامل عبارتند از: «کیفیت فعالیت های آموزشی و پرورشی» دارای بیش ترین امتیاز و در جایگاه اول، «بازخورد سازنده» در جایگاه دوم، «کیفیت محیط آموزشی» در جایگاه سوم، «امنیت روانی و شغلی» در جایگاه چهارم قرار گرفتند. بنابراین، برای این که فرهنگ تاکید علمی در مدارس رشد و توسعه پیدا کند، باید تمام عوامل مطروحه در مدارس بطور هماهنگ مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا دستیابی به رشد و توسعه فرهنگ تاکید علمی مستلزم آن است که نظام آموزش وپرورش از برنامه ریزی دقیق و متناسب با نیاز مدارس برخوردار باشد.
ارائه مدل شایستگی مدیر ارشد دیجیتال به عنوان حکمران تحول دیجیتال در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، سازمان ها درک کرده اند که بدون استفاده از فناوری های تحول آفرین و رویکردهای نوین کسب وکار، امکان بقا نخواهند داشت. تحول دیجیتال، مفهومی است که با وجود مطرح شدن در ابتدای این دهه، به سرعت در ادبیات سازمان ها، جایگاه مهم و استراتژیکی پیدا کرده است. بررسی ابعاد تحول دیجیتال در مدل ها و چارچوب های این حوزه، نشان دهنده آن است که حکمرانی تحول دیجیتال، به معنای هدایت و برنامه ریزی تحول دیجیتال، یکی از مؤلفه های ثابت و تأثیرگذار در تحقق اهداف این تحول است. با این وجود، در مبانی نظری این حوزه، تبیین ابعاد حکمرانی تحول دیجیتال و ویژگی های حکمران تحول دیجیتال در سازمان به صورت نظام مند صورت نگرفته است. جایگاه «مدیر ارشد دیجیتال»، مفهومی است که هم در حوزه کسب وکار و هم در حوزه پژوهش های آکادمیک از آن به عنوان حکمران تحول دیجیتال یاد می شود. با وجود اهمیت این جایگاه در موفقیت برنامه های تحولی سازمان و نیز مطرح شدن این جایگاه در ساختار بسیاری از سازمان ها، مدلی همه جانبه برای تبیین شایستگی های وی معرفی نشده بود. در این مقاله به منظور بررسی شایستگی های مورد نیاز مدیر ارشد دیجیتال (به عنوان اساسی ترین سازوکار حکمرانی تحول دیجیتال)، از استراتژی دومرحله ای برای تبیین مدل شایستگی استفاده شد. در گام نخست، با روش فراترکیب، ابعاد این شایستگی و نیز شایستگی های مدیر ارشد دیجیتال شناسایی شد و پس از ایجاد مدل شایستگی، با هدف اصلاح و تکمیل مدل استخراج شده از فراترکیب، از مصاحبه خبرگان استفاده شد تا مدلی برای شایستگی مدیران ارشد دیجیتال تبیین شود. در نهایت مدل مذکور با 71 شایستگی در چهار بعد «خصیصه های فردی»، «مهارت های حرفه ای»، «دانش کسب وکاری» و «دانش فنی» تبیین گردد. خصیصه های فردی و مهارت های حرفه ای، محل اجماع این موقعیت شغلی با اکثریت مدیران ارشد این سطح می باشد، اما نکته تمایز شایستگی های مدیر ارشد دیجیتال در سطح معلومات فنی و شناخت گسترده وی از فناوری های دیجیتال می باشد. مدیران ارشد دیجیتال گستره وسیعی از معلومات فنی و کسب وکاری نیاز دارند تا شایستگی حکمرانی تحول دیجیتال سازمان را داشته باشند.
بررسی آگاهی و میزان استفاده کتابداران دانشگاهی از فناوری هوش مصنوعی: مطالعه موردی (کتابداران دانشگاه شهید چمران اهواز و علوم پزشکی جندی شاپور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف میزان آگاهی و استفاده کتابداران کتابخانه های دانشگاهی از فناوری هوش مصنوعی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر، توصیفی-پیمایشی از نوع کاربردی است. جامعه آماری تمامی کتابداران کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور و شهید چمران اهواز که از روش سرشماری استفاده شد و در نهایت تعداد 79 پاسخنامه جمع آوری شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه وود و آلن (2018) جمع آوری و با نرم افزار اس. پی.اس. اس. نسخه 24 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد وضعیت استفاده و تعامل کتابداران در کتابخانه در رابطه با هوش مصنوعی و دستیاران مجازی (داده های مربوط به کتابخانه های برخوردار از هوش مصنوعی و دستیاران مجازی) معادل 295/3 است که در مقایسه با عدد معیار اختلاف معناداری وجود دارد. اکثر کتابداران در خصوص استفاده مسئولین کتابخانه از قابلیت های مبتنی بر هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای ارتباط با اعضاء معتقدند از این ابزار استفاده نمی شود. در خصوص برگزاری کارگاه آموزشی مربوط به هوش مصنوعی یا دستیاران مجازی اکثر کتابدارن عنوان کردند که این کار انجام نمی شود. اکثر کتابداران (2/53 درصد) عقیده دارند که هوش مصنوعی تأثیرگذاری مثبت بر کیفیت ارائه خدمات کتابخانه دارد. نتیجه گیری: استفاده از فناوری هوش مصنوعی و دستیاران مجازی در کتابخانه ها جهت سهولت فعالیت های کتابخانه ای در جامعه اطلاعاتی امروز، یک امر مهم است که باید مورد توجه قرار گیرد و زیرساخت های لازم جهت استفاده از این فناوری ها ایجاد شود. این سیستم ها گرچه در همه موارد نمی توانند جایگزین مناسبی برای کتابداران باشند اما وجود آن ها در کتابخانه ضرورتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.
Clustering of the Iranian Asthma and allergy specialists'''' clinical information-seeking behavior by Neural network analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۳, Summer & Autumn ۲۰۲۱
99 - 113
حوزههای تخصصی:
Introduction: The aim of this study was to determine the information retrieval and information therapy behavior of Asthma and allergy specialists in the country, based on cohonen self-organized neural network model. Methods: The methodology of the present study, which is an applied study in terms of purpose, has been done by descriptive-survey method using neural network technique. The tool of this research is a researcher-made questionnaire that was distributed among a sample of people in the community (149 people). After collecting the data, the neural network was selected for data clustering and using MATLAB software, Asthma and allergy specialists were clustered based on the main components of the research. Then, by removing each of the main sub-components of the research, the most effective and least effective option in their information-seeking behavior in working with information resources in this specialized field was determined. Results: The most effective component in clustering information barriers, was "lack of time due to workload" and the least was "distance of libraries and information centers". About information retrieval skills, the most effective component is " knowing what keywords to use when searching the Internet, and to be familiar with synonyms and terms related to the information I need." Conclusion: By studying the clustering of information behaviors resulting from the information needs of Asthma and allergy specialists, their needs are recognized, and this is one of the measures that provides the basis for effective research, appropriate findings and ,consequently, informational decision-making for those involved in this field.
بررسی خدمات کتابخانه ای برای نابینایان و کم بینایان در کتابخانه های عمومی ایران و ارائه راهکارهای پیشنهادی به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف تبیین خدمات کتابخانه ای به نابینایان و کم بینایان، و ارائه راهکارهای پیشنهادی به کتابخانه های عمومی ایران انجام شد.روش شناسی: این پژوهش از لحاظ ماهیت و هدف، یک پژوهش کاربردی بوده، و با استفاده از روش پیمایشی تحلیلی انجام شد. جامعه پژوهش را کتابداران و مدیران 46 کتابخانه عمومی زیر نظر نهاد کتابخانه های عمومی کشور که دارای بخش نابینایان و کم بینایان و خدمات ویژه آنها بودند، تشکیل می دادند. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه طراحی شده توسط پژوهشگر، یکی ویژه کتابداران بخش یاد شده، و دیگری ویژه مدیران این کتابخانه ها بود که بر مبنای استاندارد خدمات کتابخانه های عمومی برای نابینایان و کم بینایان تدوین شده توسط نهاد کتابخانه های عمومی کشور در سال 1395 بود. برای تجزیه وتحلیل دادها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.یافته ها: نتایج آزمون فرض برابری میانگین نشان داد، با توجه به اینکه سطح معنی داری کمتر از 05/0 و کرانه های اختلاف میانگین برای متغیرهای «خدمات ویژه نابینایان و کم بینایان، وضعیت تأمین منابع اطلاعاتی و وضعیت نیروی انسانی شاغل در کتابخانه های عمومی ایران» مثبت است، این متغیرها بیشتر از حد متوسط از استاندارد تبعیت می کنند. همچنین برای متغیرهای «ساختمان، تجهیزات، سخت افزار و نرم افزارهای بخش نابینایان و کم بینایان در کتابخانه های عمومی ایران» سطح معنی داری کمتر از 05/0 است و کرانه های منفی اختلاف میانگین نشان داد این متغیرها، کمتر از حد متوسط تابع استاندارد هستند.نتیجه: بر مبنای یافته های پژوهش، ضرورت همخوانی بیشتری با استاندارد مبنای پژوهش، به ویژه در بخش ساختمان و تجهیزات وجود دارد. به نظر می رسد، افزون بر تدوین استاندارد، ضمانت اجرایی پیاده سازی استاندارد از سوی نهاد کتابخانه های عمومی کشور ضروری بوده، و در بهبود خدمات به نابینایان و کم بینایان کمک شایانی خواهد نمود.
چاله ها و چالش های پژوهش در علوم انسانی در ایران؛ پنجره ای به روی سیاست گذاری علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انجام پژوهش در زمینه علوم انسانی در ایران با دشواری هایی اساسی همراه است. هدف این پژوهش شناسایی اساسی ترین چالش ها و موانع پژوهش در زمینه علوم انسانی در ایران است. پژوهش ها و مطالعه های گوناگونی درباره موانع و کاستی های انجام پژوهش در زمینه علوم انسانی در ایران به انجام رسیده اند که دربردارنده داده هایی ارزشمندند. در این پژوهش، با روش شناسی «مرور نظام مند»، ۳۲ اثر در پیوند با موضوع این مقاله (مانند پایان نامه و رساله، مقاله نشریه، و مقاله همایش) در پایگاه های اطلاعاتی گوناگون فارسی شناسایی و تمام متن آنها مطالعه شد. با روش کدگذاری به تحلیل داده ها پرداخته و دسته ها و ابعاد دشواری پژوهش شناسایی شدند. نزدیک به ۲۰۰ مانع پژوهش در زمینه علوم انسانی در نوشته های دانشگاهی برجسته شده که آنها را می توان در ۹۳ مؤلفه خلاصه کرد. مؤلفه ها را نیز می توان در هفت بُعد گسترده، یعنی بافت اجتماعی فقیر، زیرساخت سست، سازمان و مدیریت ناکارآمد، سیاست گذاری نادرست، ضعف پژوهشگران، قوانین و مقررات ناسازگار، و ماهیت متفاوت دسته بندی کرد. گمان می رود که «سازمان و مدیریت ناکارآمد» بیش از دیگر ابعاد، مانع پژوهش در زمینه علوم انسانی در ایران است. این مقاله از مهمترین کوشش هایی است که نگاهی نسبتاً فراگیر روی بازدارنده ها و دشواری های انجام پژوهش در زمینه علوم انسانی دارد. از این رو، این مطالعه از مهمترین پژوهش ها برای به دست دادن دیدی نسبتاً فراگیر درباره بازدارنده های پژوهش در علوم انسانی در ایران است. سیاست گذاران و تصمیم گیران پژوهش کشور باید از موانعی که سر راه پژوهش هستند آگاه باشند تا برنامه های درست و کارآمدی طراحی و اجرا کنند. یافته های این پژوهش می تواند فهم بهتری از موانع پژوهش علوم انسانی در ایران به دست دهد.
مطالعه علم سنجی نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات طی سال های 1394 تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۲)
225 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات دانشگاه قم با رویکرد علم سنجی بود. روش شناسی: این پژوهش پیمایشی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. تمامی مقالات نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات (128 مقاله)، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. داده ها از پایگاه ISC استخراج شده و با فنون هم رخداد واژگان و شبکه هم نویسندگی تحلیل شده است. نتایج: شبکه هم رخداد واژگان از یک شبکه موضوعی بزرگ و چهار شبکه فرعی و شبکه هم نویسندگی از دو خوشه اصلی و چندین خوشه فرعی تشکیل شده است. پرتولیدترین و مؤثرترین نویسنده در نقشه هم نویسندگی حیدری بوده، دانشگاه قم پرتولیدترین می باشد، اما نقش دانشگاه شهید چمران اهواز و شهید بهشتی نیز قابل توجه است. بیشتر مقالات به شکل چندنویسندگی بودند. نتایج، روند رو به رشدی را در شاخص های استنادی پایگاه ISC برای نشریه نشان می دهد و از حوزه های مختلفی به مقالات این نشریه استناد شده است. نتیجه گیری: موضوعات منتشر شده توسط این نشریه بیشتر زیرمجموعه علم اطلاعات و دانش شناسی را پوشش می دهد و هم نویسندگی نیز در وضعیت مطلوبی است. دانشگاه شهید چمران اهواز نقش پررنگی در هم نویسندگی، نویسندگان پرتولید و پر استناد در مقالات منتشر شده نشریه دارد. این نشریه بر حوزه های موضوعی مختلفی تأثیرگذار بوده است.
اثر یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی با نقش میانجی معماری دانش سازمانی مطالعه موردی: شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر رشد روزافزون فناوری های اطلاعات و نیازمندی سازمان ها به این مهم جهت بقا و رقابت، موجب شده هر سازمانی که این موضوع را نادیده بگیرد دچار افول و از چرخه رقابت حذف شود. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی با تحلیل نقش میانجی معماری دانش سازمانی است. پژوهش حاضر، ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش جمع آوری داده ها، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل 600 شرکت دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری تهران می باشند که بر اساس جدول مورگان تعداد 235 نفر از کارکنان این شرکت ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی اتفاقی انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه و تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهند، یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی شرکت های دانش بنیان تأثیر مستقیم و معناداری دارد و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیر میانجی معماری دانش سازمانی بر تقویت سرمایه اطلاعاتی اثر می گذارد. نتایج نشان می دهند، یادگیری استراتژیک یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر تقویت سرمایه اطلاعاتی شرکت های دانش بنیان است که هم به طور مستقیم و هم از طریق معماری دانش سازمانی بر تقویت سرمایه اطلاعاتی اثر می گذارد. همچنین، نتایج در خصوص مباحث یادگیری استراتژیک، معماری دانش سازمانی و سرمایه اطلاعاتی، نوآوری های نظری به همراه داشته و به مدیران و ذی نفعان شرکت های دانش بنیان در درک و چگونگی تأثیرگذاری یادگیری استراتژیک بر تقویت سرمایه اطلاعاتی با تأکید بر معماری دانش سازمانی کمک می کند.
ارائه چارچوبی برای بازیابی تعاملی اطلاعات در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به ابعاد تعامل به عنوان مفهومی اساسی در محیط های رایانه ای برای درک و ترسیم کارکرد روانی و رفتارهای کاربران و در نتیجه، طراحی بهینه نظام های بازیابی تعاملی اطلاعات ضروری است. از طرف دیگر، مسئله تعامل به دلیل ماهیت پیچیده ای که دارد، توجه همزمان به عوامل شخصی-شناختی، رفتاری و محیطی کاربران در فرایند بازیابی اطلاعات و درک درست این مؤلفه ها را می طلبد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب و تعیین عناصر اصلی و فرعی تعامل بازیابی اطلاعات مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی «بندورا» و توسعه سیاهه وارسی بعد تعامل بازیابی اطلاعات در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر این نظریه است. پژوهش حاضر در دو مرحله به روش کتابخانه ای و پیمایشی، یعنی نظرسنجی از خبرگان و پانل «دلفی» انجام شده است. نخست، با بررسی متون مختلف، مؤلفه های مختلف تعامل در سامانه های کتابخانه های دیجیتال و همچنین، مؤلفه های تأثیرگذار نظریه شناختی اجتماعی در رفتار اطلاعاتی استخراج و ارزیابی شد. سپس، ابعاد و مؤلفه های تعامل مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی با استفاده از آرای خبرگان دانشگاهی برآوُرد و در پرسشنامه ای در قالب طیف «لیکرت» پنج گزینه ای تنظیم و اعتبارسنجی گردید. مؤلفه های اصلی شامل سه بعد تعامل با اطلاعات، تعامل با رابط کاربری و تعامل با وظایف، و مؤلفه های فرعیِ هر یک از آن ها گروه معلول، و نظریه شناختی-اجتماعی با سه مؤلفه اصلی شخص، محیط، و رفتار، گروه علت ها را تشکیل می دهند. جامعه خبرگان، بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی، شامل ۱۷ متخصص حوزه بازیابی اطلاعات بود. با توجه به مقادیر بالای ض ریب ت وافقی «کن دال» در دو مؤلفه شخص و رفتار ح دود ۰/۷۷ و ضریب ۰/۷۲ در مؤلفه محیط در مجموع، ۶۰ مؤلفه در این سه بعد مورد توافق و اجماع واقع شد. بر اساس یافته های پژوهش و در ضمن مراحل دوگانه دلفی و پس از حذف مؤلفه هایی با میانگین کمتر از عدد ۳ در طیف «لیکرت»، تعداد ۲۱ مؤلفه در بُعد شخص، ۲۰ مؤلفه در بُعد رفتار و ۱۹ مؤلفه در بُعد محیط مورد تأیید خبرگان پژوهش قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گویه اعتبار در هر سه مولفه شخص، رفتار، و محیط و گویه های جامعیت و پیچیدگی وظیفه کاری عینی در مؤلفه محیط و گویه دشواری وظیفه کاری ذهنی در مؤلفه رفتار از نظر خبرگان پژوهش نیز کم اهمیت بود و در نتیجه، حذف شدند. چارچوب به دست آمده از این پژوهش می تواند به عنوان مبنای پژوهش های آتی در جهت کاربست این مؤلفه ها با تأکید بر سه جنبه اساسی رفتار کاربر در طراحی بهینه نظام های بازیابی تعاملی اطلاعات قرار گیرد. .
ارائه مدلی مفهومی جهت طراحی و پشتیبانی از پیاده سازی آرشیو ابری ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: رایانش ابری یکی از اشکال نوین ارائه خدمات اطلاعاتی است که طی سال های اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. به منظور بهره برداری از زیرساخت ها و خدمات رایانش ابری در مراکز آرشیوی، نیاز است تا با ارائه مدل هایی، خدمات و برنامه های کاربردی این مراکز، در فضای ابری مستقر شوند؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه مدلی مفهومی جهت طراحی و پشتیبانی از پیاده سازی رایانش ابری در مرکز آرشیو ملی ایران است. روش شناسی: رویکرد پژوهش حاضر ترکیبی است و در آن از روش های کتابخانه ای، فراترکیب و پیمایشی استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در روش کتابخانه ای و فراترکیب فیش برداری؛ و در روش پیمایش پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل خبرگان موضوعی که دارای تجربه یا تخصص در زمینه موضوعات آرشیوی و رایانش ابری یا هر دو حوزه هستند می باشد که با روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شده است. یافته ها: یافته ها حاکی از شناسایی 59 مؤلفه در 11 بعد کلی است که پس از تأیید توسط خبرگان موضوعی به ارائه مدل پیشنهادی منتج شد. نتایج: نتیجه پژوهش ارائه مدلی در دو بخش کلی، واسط کاربری مبتنی بر وب و ابر خصوصی است که ابر خصوصی دارای معماری 5 لایه که شامل لایه های تعامل، مدیریت، امنیت، فراداده و زیرساخت است.
بررسی نقشه سفر مشتری در فروشگاه ها ی الکترونیکی کتاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نقاط تماس نقشه سفر مشتری در فروشگاه ها ی الکترونیکی کتاب انجام شد. سفر مشتری شامل نقاط تماسی است که تمام موارد آن نمادی از تعاملات و ارتباطات بین فروشگاه و مشتریان، از مرحله پیش از خرید تا مرحله پس از خرید، از طریق محصولات، خدمات و دستگاه ها در نظر گرفته می شود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افرادی است که تجربه خرید حداقل چند کتاب از فروشگاه های الکترونیکی را داشته اند که شامل 670 نفر بوده است. به منظور گردآوری داده ها از دو روش مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایشی استفاده شد. داده های حاصل از تکمیل پرسش نامه ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شد. محاسبه شاخص های آمار توصیفی، محاسبه پایایی، اجرای آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون توزیع دو جمله ای و آزمون های کروسکال والیس و یومن ویتنی توسط نرم افزار اس.پی.اس.اس. صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که 41 نقطه تماس در سه مرحله پیش از خرید، خرید و بعد از خرید تقسیم بندی شدند. ده نقطه تماس از این 41 نقاط تماس از دید مشتریان از اهمیت بالاتری برخوردار بودند که به ترتیب شامل: مرحله قبل از خرید نقاط تماس تبلیغات مجازی، رتبه بالا در موتورهای جستجو، خواندن نظرات و امتیازدهی مشتریان قبلی فروشگاه، شهرت و اعتبار تجاری فروشگاه، طراحی وبگاه فروشگاه و راهنمای استفاده از وبگاه فروشگاه در مرحله خرید نقاط تماس تعامل با واحد پشتیبانی فروشگاه و پرداخت هزینه درب منزل و در مرحله پس از خرید نقاط تماس آگاهی رسانی فروشگاه از محصولات جدید و دریافت خدمات پس از فروش هستند.
تحلیل سنجه های استنادمحور برای تعیین میزان ربط مقاله ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت توانایی سنجه های استنادمحور (هم استنادی، زوج کتاب شناختی، امسلر، پیج رنک و هیتس(اعتبار و کانون)) برای تعیین میزان ربط مقاله ها با یکدیگر. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری، مجموعه مقالات موجود در زیرمجموعه دسترسی آزاد پاب مد سنترال مجموعه آزمون سایترک بود که بر اساس سه سنجه هم استنادی، زوج کتاب شناختی و امسلر با سایر مقالات رابطه استنادی داشتند. از میان 26262 مقاله، 30 مقاله به عنوان مقالات پایه انتخاب شد و مقالات مرتبط با هر یک از آن ها بر اساس سنجه ربط مش بازیابی گردید؛ هر یک از سنجه های استنادمحور متغیر مستقل و سنجه ربط مش متغیر وابسته بود. با استفاده از نرم افزار شبیه ساز ومپ سرور و پی.اچ.پی.مای ادمین یک پایگاه مای. اس. کیو.ال ایجاد شد؛ سپس، با مطالعه کلیه کدهای مورد نیاز از بسته کد منبع سایترک، کدهای لازم با اعمال تغییرات ضروری، اجرا و نتایج حاصل در پایگاه مای. اس. کیو.ال وارد شد. با نوشتن پرس وجو به زبان اس. کیو.ال، شبکه استنادی مجموعه به صورت کامل استخراج شد سپس با کدنویسی به زبان پایتون اعداد مربوط به پیج رنک و هیتس (اعتبار و کانون) به صورت جداگانه محاسبه گردید. یافته ها: نتایج نشان داد تمامی شش سنجه در سطح یک صدم همبستگی معنادار و مثبت با میزان ربط مقاله ها داشت؛ به عبارت دیگر، با افزایش مقادیر هریک از سنجه ها، درجه ربط مقاله ها نیز افزایش یافت. بیشترین میزان همبستگی مربوط به سنجه امسلر و پس از آن، زوج کتاب شناختی بود. پس از سنجه ها ی امسلر و زوج کتاب شناختی، بیشترین همبستگی میان متغیر هیتس(اعتبار) با ربط مقاله ها بود. متغیر پیج رنک در مرتبه چهارم قرار داشت؛ در نهایت، کم ترین میزان همبستگی با ربط مقاله ها، مربوط به سنجه های هم استنادی و هیتس( کانون) بود؛ بنابراین، از میان سنجه های استنادی بررسی شده در این پژوهش، سنجه های امسلر، زوج کتاب شناختی، هیتس(اعتبار) و پیج رنک بیش از سایر سنجه ها از پتانسیل لازم برای تعیین میزان ربط مقاله ها برخوردار بودند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت سنجه های استنادمحور مطالعه شده قادرند درجه ربط مقاله ها را برآورد کنند و در بافتارهای مختلف بازیابی اطلاعات شامل موتورهای جست وجو، پایگاه های اطلاعاتی و استنادی، سامانه های پیشنهاددهنده و حتی کتابخانه های دیجیتالی برای دسترسی به مقالات مرتبط، پیشنهاد مقالات مشابه و رتبه بندی نتایج بازیابی کاربرد داشته باشند؛ همچنین، لازم است به سنجه امسلر که نسبت به دو سنجه سنتی هم استنادی و زوج کتاب شناختی، در سامانه های اطلاعاتی کمتر استفاده شده است، بیش از پیش توجه شود؛ از طرفی، علیرغم اینکه سنجه هم استنادی در برخی از پایگاه ها و سامانه های بازیابی اطلاعات بین المللی( مانند ساینس دایرکت و سایت سیر) برای بازیابی مدارک مرتبط و پیشنهاد مدارک مشابه استفاده می شود در مقایسه با سایر سنجه ها از کارایی کمتری برخودار است.
مفهوم سازی برند کتابخانه ها بر پایه مرور نظام مند پژوهش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش شناسایی مفهوم برند برای کتابخانه ها بر پایه مرور نظام مند پژوهش هاست. روش: این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند و بر پایه نُه گام «مرکز مرور و نشر خدمات ملی بهداشت (ان اچ اس)» است. آثار علمی (مقاله، پایان نامه، و رساله) با موضوع برندسازیِ کتابخانه ها در ده پایگاه داده فارسی و هفت پایگاه داده جهانی جست وجو شد. آثار بازیابی شده، ارزیابی کیفیت و سرانجام 36 منبع انگلیسی و سه منبع فارسی تحلیل شدند. نتایج پژوهش بر پایه روش کرسول و میلر (2000) و با کاربرد روش های تبادل نظر با همتایان، ممیزی، و تعامل بلندمدت در بافت، روایی سنجی شدند. برای بررسی پایایی نیز روش گیبس (2007) به کار رفت. یافته ها: برند کتابخانه ها با 11 بُعد هویت برند، تداعی برند، آگاهی برند، تصویرسازی برند، هم خوانی برند، کیفیت برند، اعتبار برند (تخصص برند و اعتماد برند)، برتری برند، و وفاداری رفتاری مفهوم می یابد. اصالت/ارزش: دنیای بازاریابی و برندسازی پیچیده است و نمی توان از مدیران و کتابداران انتظار داشت که بدون آموزش یا مطالعه، با این مفاهیم آشنا باشند و بتوانند در مسیر درست بازاریابی و برندسازی پیش روند. این پژوهش نخستین پژوهشی است که برند را برای کتابخانه ها مفهوم سازی کرده است. نتایج پژوهش می تواند راهنمای خوبی برای درکی آسان از مفهوم برند و اهمیت آن برای کتابخانه ها، مدیران، و کتابداران باشد.
بررسی مهارت های نشر در مجلات علمی در دانشجویان دکتری دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۶
119 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی و تعیین میزان آگاهی و مهارت دانشجویان دکتری در انتشار منابع خود در مجلات علمی و سنجش رابطه بین مهارت نشر در مجلات و متغیرهای رشته، جنسیت، سن و همچنین رابطه آن با تعداد مقالات منتشر شده در مجلات داخلی و بین المللی و در نهایت تأثیر شرکت در کارگاه های آموزشی مرتبط بر میزان این مهارت است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش کمی و پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دکتری دانشگاه اصفهان به تعداد 2432 نفر است. نمونه گیری از نوع تصادفی طبقه ای بود که حجم آن با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 332 نفر برآورد شد که در نهایت 302 نفر پاسخگو بودند. یافته ها: میزان مهارت دانشجویان در حد متوسط و در رشته های مختلف متفاوت بود. اما جنسیت و سن بر میزان آن تأثیری نداشت. همچنین میزان این مهارت با تعداد مقالات منتشره در مجلات داخلی و بین المللی همبستگی مثبتی داشت و شرکت در کارگاه های آموزشی مرتبط موجب افزایش میانگین امتیاز آن بود. ارزش: از آنجا که مهارت دانشجویان در حد متوسط بود، این پژوهش می تواند آغازگر پژوهشی باشد که مشابه سواد اطلاعاتی، چارچوبی را تحت عنوان سواد نشر در مجلات علمی ایجاد نماید تا پژوهشگران مبتدی از آن بهره مند گردند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر اکتسابی بودن این مهارت، ضرورت طرح ریزی دوره های آموزشی مرتبط تأثیر نقش نویسنده در افزایش این مهارت، ضرورت اصلاح و توجه به آیین نامه ها و ضوابط پذیرش دانشجو و اهمیت برگزاری کارگاه های آموزشی مرتبط از جانب دانشگاه ها بود.