جلال الدین محمد بن محمد بن حسین بلخی ورومی مردی عارف و عاشق، آلودگی دنیای رنگ و بو را با نور عرفان زدوده، اهل ظلمت را در کوی حیرت نشانده، سخن عشق را طوری سراییده که غلغله معرفت برخاست. در این مقاله کوتاه سعی بر این است که علت تاثیر پذیری شاعران فارسی زبان هندی را از او بیان کنیم. پس برای نمونه نیم نگاهی بر آثار بعضی از شاعران فارسی گوی هند افکنده این موضوع را در اشعار آنان بررسی می کنیم.
در فرهنگ ایرانی ، ویژگی هایی که به قهرمان آرمانی نسبت داده می شود متاثر است از آنچه انسان در آیین ها و اسطوره هایش درباره نمونه نخستین انسان می اندیشیده است و در پرتو آن آیین ، راز آفرینش را تبیین می کرده است. در این مقاله با توجه به کارکردهای نخستین انسان ، چگونگی و علت تغییر و تحول پیش نمونه نخستین انسان به نخستین شاه بررسی شده ، آنگاه با توجه به علت پیوند قهرمان با نخستین آفریده ، جا به جایی اسطوره نخستین آفریده با قهرمان نجات بخش توضیح داده شده است ؛ ضمن اشاره به کسانی چون کیخسرو ، طهمورث ، جمشید ، کیومرث و سیاوش که دارای ویژگی های نخستین انسان و نخستین شاه هستند به مساله نجات بخشی و قهرمانی آرمانی آنها نیز استناد گردیده و همچنین برای اثبات آیینی بودن این مساله به نمونه هایی از آن در قالب داستان سیمرغ ، ققنوس و سگ آبی اشاره شده است.
آسمان در مرکز اساطیر ایرانی قرار گرفته است و نحوه پیدایش ، رنگ ، و طبقات صور فلکی ... هر یک به نحوی در اساطیر ایرانی بازتاب دارد . در این مقاله ، تجلی نمادین آفرینش آسمان در چند اسطوره ایرانی تحلیل شده است ، که به نوعی در ادب پارسی نمود دارد ؛ اسطوره تخم مرغی شکل بودن آسمان ، اسطوره آبگینه بودن آسمان و اسطوره ای که منشا آسمان را آب می داند .
"داستان ضحاک و فریدون یکى از مشهورترین اسطورههاى ایرانى است که فردوسى در شاهنامه به نقل آن پرداخته است.در مقاله حاضر کوشش شده این اسطوره و قهرمانى آن بر حسب چهار چوبهاى نقد اسطورهاى مبتنى بر عقاید یونگ و پیروانش تحلیل گردد.
در نظر یونگ محتواى ناخود آگاه جمعى یا همان کهن الگوها به شکل افسانه و اسطوره پدیدار مىگردند.این کهن الگوها خود ناشناخته و ناپیدایند اما به شکل رویا، افسانه و اسطوره تجلى مىکنند.
در مقاله حاضر ضحاک و فریدون به عنوان تجلىهاى مختلف یک روان واحد و مراحل رشد آن به سمت فرآیند فردیت و کمال شخصیت تأویل شدهاند.نتیجه کار نشان مىدهد که با استفاده از این شیوه مىتوان درک بهترین از اسطورههاى ایرانى داشت و برخى جنبههاى تاریک آن را روشنتر ساخت.
"
مقالة حاضر به منظور معرّفی وبیان ویژگی های آزمون آیینی آتش نوشته شده و قصد دارد با تشریح نمونه های موجود این آزمون در ادبیّات فارسی، شکستگی و درهم آمیختگی اساطیر ملّت های مختلف را در آن نشان دهد و بر اساس مدارک موجود، موارد اجرا و آداب و رسوم خاصّی که به هنگام انجام آن مراعات می شده، بازگو نماید. روش بررسی گفتار حاضر، کتابخانه ای بوده و با بهره گیری از فنّ تحلیل محتوا، نتایج به دست آمده به روش توصیفی و تحلیلی طبقه بندی و ارائه شده اند. در این گفتار نشان داده شده که راز آمیزی و شکوهمندی ذات آتش، سبب شده که آزمون آتش به شکل های مختلف در میان ملّت های گوناگون رواج یابد. اعمال این آزمون جنبة نمادین داشته و با آداب و رسوم خاصّی توام بوده است . از این آزمون دشوار، بویژه برای اثبات پاکی و برائت ، مشخّص ساختن حق و باطل ، پاک وپالوده ساختن روان، اثبات حقانیّت کسی که دلیلی در اختیار ندارد، و سرانجام به عنوان معجزه ای الهی استفاده می شده است.