پژوهش حاضر به بررسی پایایی (reliability) خودارزیابی (self assessment) دانش واژگانی (lexical knowledge) در متن و نقش توانش زبانی بر آن، می پردازد. این پژوهش در سه مرحله انجام شده است. در مرحله نخست، زبان آموزان، آزمون توانش زبانی را پاسخ گفتند و میزان درک خود از معنای 40 واژه مشخص شده در متن را تعیین کردند. در مرحله دوم، از آن ها خواسته شد تا ترجمه، مترادف، متضاد و یا توضیح واژگانی را که در مرحله قبل میزان درک خود از آنها را مشخص کرده بودند، فراهم آورند. در مرحله سوم آن ها میزان دانش خود از واژگان مشخص شده در مرحله اول را ارزیابی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که خودارزیابی زبان آموزان معتبر نیست و تحت تاثیر توانش زبانی آن ها قرار دارد. از این رو پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که مدرسان زبان ضمن تشویق زبان آموزان به حدس واژگان ناآشنا در متن، آن ها را به طور مستمر به بازنگری و بررسی معنای حدس زده ترغیب کنند.
Accountability concerns in language education call for the development of more valid and authentic measures of assessment. In light of these concerns, performance assessment has received increasing interest in the context of teacher education programs and teacher licensing over the last decade. In Iran, a recent policy adopted by Farhangian University aims at assessing the professional competencies of its ELT graduates by requiring them to go through a performance assessment as part of the licensing requirements. Mounting concerns regarding the validity of traditional tests used for teacher certification (Mitchell, Robinson, Plake, & Knowles, 2001) have motivated Farhangian University to develop its own performance assessment. Therefore, the present study explored the components of the performance assessment through detailed analysis of the Curriculum Document of the English Major, review of literature, and investigation of the stakeholders' perspectives. To this end, in this exploratory study, convenience, purposive, and cluster sampling procedures were used for the selection of the teacher educators, student-teachers, and mentor teachers. Then, in-depth interviews were conducted with the stakeholders. Finally, based on the content analysis of the above-mentioned sources which resulted in a strong agreement, a performance assessment scheme with seventeen items was developed. However, results of the factor analysis yielded a thirteen-factor performance assessment scheme to be used as the criterion for assessing the professional competencies of student-teachers.
تعادل زیباشناختی نوعی از تعادل میان متن ترجمه شده و متن اصلی تعریف می شود که براساس آن دو متن از درجه تفسیرپذیری یا صراحت معنایی نسبتا یکسانی برخوردارند و این مستلزم آن است که موارد عدم قطعیت معنی در هر دو متن کم و بیش یکسان باشد. مفهوم عدم قطعیت معنی را نخستین بار پدیدار شناس لهستانی رومن اینگاردن به عنوان یکی از ویژگیهای متون ادبی بکار برد و پس از آن دو نظریه پرداز زیباشناسی، آیزر و یاس، آن را در نظریه های متفاوت خود به کار گرفتند. در این مقاله پس از تعریف مفهوم تعادل زیباشناختی بر اساس مفهوم عدم قطعیت معنی، اهمیت این مفهوم را در ترجمه های مختلف کتاب پبامبر نوشته جبران خلیل جبران نشان می دهیم. تحلیلی که بر چهارده ترجمه از سه جمله انتخابی کتاب فوق صورت گرفته نشان می دهد که مترجمان بیش از آن که در پی ایجاد تعادل زیباشناختی باشند در پی ایجاد تصریح بیشتر و در نتیجه دور شدن از تعادل زیباشناختی بوده اند.
اکثریت قریب به اتفاق مطالبی که تا کنون در گسترة جهان و نیز در سطح کشور ما در زمینة ترجمه نوشته شده و می شود، دربارة مسائل مرتبط با ترجمه کتبی است و با وجود گسترش روزافزون و پرشتاب ترجمة دیداری شنیداری ، از بررسی مسائل و مشکلات و چند و چون این گونه ترجمه، کمتر نامی به میان می آید. به عنوان مثال، می دانیم که در حال حاضر در کشور ما، ترجمة ده ها فیلم و سریال از/ به زبان های مختلف، دوبله آن ها، و نیز زیرنویسی برای برخی از این همه فرآورده های دیداری شنیداری، هم مخاطبان میلیونی دارد و هم تأثیرات زبانی فرهنگی بسیار، و هم انجامشان ده ها نفر و چندین نهاد دولتی و غیردولتی را به خود مشغول داشته است. ولی حقیقت این است که در زمینة آموزش و پژوهش مسائل این حوزة تخصصی، متأسفانه تناسبی بین عمل گسترده و نظریه پردازی اندک در آن باره دیده نمی شود. این نوشتار، تلاشی است خرد در راستای جبران این کاستی کلان. نویسنده کوشیده است تا با بررسی فیلم نامه و ترجمة فارسی سه فیلم کارتونی «پاندای کونگ فوکار»، «شنل قرمزی» و «رئیس مزرعه»، چگونگی به کارگیری «ترفندهای بومی سازی» مترجمان و نیز صداپیشگان (دوبلورها) ایرانی را در آن ها مد نظر قرار دهد و نوعی «دسته بندی هشت گانه» برای «جایگزین سازی» تدوین و عرضه نماید. نتایج پژوهش نشان داد که مترجمان و صداپیشگان ایرانی با هدف عمدة «سرگرم سازی مخاطب» می کوشند تا در ترجمه های خود عمدتاً از یکی یا ترکیبی از «ترفندهای هشت گانة» مورد اشاره این نوشتار استفاده کنند.
در نمایشنامه های معاصر‘ اشیاء دیگر یک زینت برای صحنه نیستند و بیانگر معانی مختلف می باشند که سزاوار تعمق است. اشیایی که در باز ی بازیگر بکار گرفته می شوند در اغلب مواردارتباط بصری و آنی با تماشاچی برقرار می کنند و علاوه بر این‘ قابلیت ایفای نقش های پیچیده تر را نیز دارند. در تئاتر‘ شخصیت ها برای پشت سر نهادن دشواری ها از وجود اشیاء حاضر در صحنه کمک می گیرند. همین اشیاء ممکن است در جایی دیگر واسطه شروع یا دگرگون سازی حادثه ای تازه گردند و یا فراتر رفته و همچون یک بازیگر با اراده خود عمل کنند و بدین ترتیب در جریان داستان‘ یا سرنوشت شخصیت ها تاثیر گذار باشند. در این مقاله‘ به بررسی چنین نقش هایی در نمایشنامه های رنه دو ابالدیا پرداخته می شود. وی همانند معاصرینش‘ نگرانی خود را از غلبه اشیاء بر انسان قرن حاضر ابراز می دارد ولی با این حال خیال پردازی ها وطنز نویسنده است که جایگاه نخست را در آثارش بدست آورده است. وی با استفاده از اشیاء غیر منتظره و عجیب و غریب طنز را به صحنه می آورد. اما قصد نهایی وی بیشتر متعجب کردن مخاطبینش است تا بدین گونه در آنان نگرشی تازه به واقعیت را بر انگیزد.
الگوی ارزیابی کیفیت ترجمه هاوْس (1997، 2009) که بر مبنای زبان شناسی نقش گرای هلیدی استوار گردیده برخلاف اغلب رویکردهای ارزیابی ترجمه با دستاوردهای دانش زبان شناسی برخورد گزینشی نمی کند و در تمامی سطوح، یافته های یک نظریه تمام عیار زبانی را به خدمت می گیرد. الگوی هاوْس از سطح تحلیلی متن آغاز می شود، اما به تناوب از مرزهای محصور متن گذر و به صورتی نظام مند روابط متقابل میان مؤلفه های متنی و بافتی را صورتبندی می کند. در عین حال، به نظر می رسد الگوی یادشده به تناسبِ تحولات چشمگیر نظریه ترجمه، تکامل نیافته و برای پاسخ به نیازهای تحلیلی ترجمه در پارادایم نوین «چرخش ایدئولوژیکی» نیازمند تعدیلاتی بنیادین است. مقاله حاضر در واکنش به الگوی هاوْس به رشته تحریر درآمده و بر ضرورت بازنگری در آن تأکید نموده است. مجموعه مباحثی که در این باره مطرح شده به پیشنهاد الگوی جایگزینی با عنوان «تحلیل انتقادی ترجمه» منتهی گردیده است که بر ضرورت توجه توأمان به روابط «تعادلی» و «بینامتنی»، توجه توأمان به «محصول» و «فرآیند» ترجمه، تقلیل واحد تحلیل از «متن» به «رویداد ارتباطی»، افزودن صافی «ایدئولوژیکی» به صافی های زبانی و فرهنگ و ملاحظه عامل «زمان» در ترجمه تأکید می کند
"آنچه از بررسی کلی مبحث الهام ادبی در ادبیات کلاسیک ایران بر می آید این است که اعم نویسندگان و شعرای این سرزمین، برجسته ترین عامل تاثیر گذار را بر گرفته از منابع فرا طبیعی فرض کرده اند. اما، در این بین، هستند ادبایی که صرف نظر از این ماخذ، سر چشمه های دیگری را نیز مد نظر قرار داده و بدان ها اشاره کرده اند. از زمره این نویسندگان می توان به نظامی گنجوی اشاره کرد. او در آثارش، به صراحت بر این نکته تاکید می ورزد که به سبب بر گرفتن الگو از پیشینیانش و همچنین استناد به رخدادهایی که بر زندگی شخصی اش، به نحوی مستقیم، تاثیر گذاشته است از ادبای پیشین متمایز است. این امر می تواند بیان گر این نکته باشد که خوانشی که از متن نظامی به عمل می آید می تواند خوانشی مدرن و مبتنی بر نظریه های نقد نو باشد.
در این مقاله تلاش می کنیم که با استناد به نظریه های خوانش ادبیات مدرن به مقوله منابع و سرچشمه های الهام ادبی در آثار این نویسنده بزرگ بپردازیم."
تحقیق حاضر هدفی دو سویه را دنبال کرده است: از یک سو، تصدیق فرضیه مدعی آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی بوسیله معلم مجازی و از سوی دیگر، این فرضیه نیز که انسان نمایی، همچنین، می تواند با استفاده از معلم مجازی در امر آموزش تاثیرگذار باشد. جهت آزمایش فرضیات، شرکت کنندگان بوسیله معلم واقعی، یک معلم مجازی انسان نما و یا یک معلم مجازی غیر انسان نما به فراگیری 128 اصطلاح زبان انگلیسی مبادرت ورزیدند. بررسی عملکرد فراگیران بوسیله آزمون های سنجش دانش اصطلاحات زبان نشان داد که آموزش بوسیله معلم مجازی به مراتب بازدهی بیشتری نسبت به آموزش معلم واقعی داشته است. در عین حال، مشخص شد که علی رغم تاثیر بسزایی که معلم مجازی انسان نما در ایجاد انگیزه لازم در فراگیران جهت یادگیری اصطلاحات زبان انگلیسی داشته است، اثر آن بر فراگیری و به خاطر سپاری اصطلاحات در میان آنان چندان قابل ملاحظه نبوده است.
"هنر ترجمه در طول زندگانی فکری، فرهنگی، اجتماعی ... انسان، پیوسته با زبان آدمی همراه و همگام بوده و چشم به پویش و افت و خیزهای آن داشته و خود را با زبان، همسو و هماهنگ ساخته است.
سیر زبان ترجمه پدیده ای اجتناب ناپذیر بوده و از سپیده دم کار ترجمه تا به امروز، با توانایی و استواری تمام، به زندگانی خود ادامه داده است و نیز ادامه خواهد داد. هر چند با پیشرفتهای شگرفی که در دانشهای آدمی و ابزارهای کاربری دانشها پیش می آید، بی گمان شیوه یا شیوه های ترجمه نیز دگرگون خواهد شد، هیچ گاه جامعه انسانی از این هنر کهن و دیرپای خویش، بی نیاز نخواهد گشت.
پیداست که همین روند ترجمه، در گسترده زبان فارسی نیز که یکی از زبانهای شیرین__ به گفته غیر فارسی زبانان__ نیرومند و جاافتاده روی زمین است، در کار بوده و نیز تا زندگی مردم بر جای است، در کار خواهد بود."
از دیر باز قصه ها که به صورت سنت شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته اند، بیانگر جهان بینی ها، نظام های اجرایی و اجتماعی بوده اند که در گذر از زبان ها، قرن ها، قاره ها و پیروی از فرهنگ های گوناگون دچار تغییراتی شده اند. با جمع آوری قصه ها از نقاط مختلف دنیا، از اقوامی با زبان ها و آداب و رسوم متفاوت، متوجه شباهت هایی میان آنها می شویم، بدین گونه که نه تنها تار و پود آنها یکی است، بلکه جایگاه عناصر داستانی نیز در همگی آنها یکسان است. این شباهت ها بیشتر اقوامی را در بر می گیرد که زبان آنها متعلق به خانواده زبان هندو اروپایی است و همگی از یک مبدأ حرکت خود را آغاز کرده اند. سفر کردن از خلال مکان و زمان برای جستجوی این قصه ها و نیز دست یافتن به معانی آنها از دیدگاه ساختاری، موجی است که از قرن بیستم در گستره علوم انسانی آغاز شد و رو به گسترش نهاد، هدف این مقاله را در بر می گیرد؛ بدین منظور روش کار پروپ، نخستین محقق در این زمینه مد نظر خواهد بود که بر روی چند قصه نمونه پیاده خواهد شد تا ببینیم آیا قصه های ایرانی نیز در چارچوب این روش می توانند قرار گیرند.
«ترنزیشن» اصطلاح جدیدی است که محقق آن را از ادغام معادل انگلیسی واژه های ترجمه، تعبیر و انشا، جهت نمایان کردن فرآیند ترجمه ای دانشجویان رشته زبان انگلیسی (غیرمترجمی) ابداع کرده است. این فرآیند بیشتر خصیصه دانشجویان با توانایی پایین زبانی است که در آن متن ترجمه شده، مبتنی بر کلمات کلیدی متن مبدا بوده ولی از نظر محتوایی با آن فاصله بسیاری دارد. متن ترجمه شده (در صورت عدم مقایسه آن با متن مبدا) کاملا معنی دار و قابل قبول است و شبیه داستانی است که مترجم با بهره گیری از تعدادی از کلمات متن مبدا به هم می بافد. مقاله حاضر، گزارش تحقیقی را در این زمینه، با 62 دانشجوی ایرانی دبیری زبان انگلیسی که واحد ترجمه پیشرفته را می گذراندند، ارایه نموده، و دلایل این فرآیند راهکارهای پیشگیری از آن و نیز پیامدهای حاصل را بررسی می کند.