"ترجمه یعنی انتقال معنا از یک نظام زبانی به نظام زبانی دیگر بدون کاهش یا تغییر معنا. ترجمه در قالب مدل چامسکی یعنی انتقال معنا از یک ژرف ساخت به ژرف ساخت زبان دیگر. با پذیرش ثابت ماندن ژرف ساخت معنایی زبان مبدا (TL) و زبان مقصد (SL) به عنوان شرط ترجمه پذیری، روش شناسی چامسکی در جدا کردن توانش از کنش محدودیتهای جدی در انتقال برخی معانی به وجود می آورد. ژرف ساخت سطحی معنایی است ولی فقط ابعادی از معنا را در بر دارد که واژگانی شده باشد و بتواند از طریق قواعد درج واژه در ژرف ساخت وارد شود. لذا معانی بافتی که در حوزه کاربرد شناسی قرار می گیرند امکان انتقال پیدا نمی کند مگر اینکه در زبانهای مبدا و مقصد هر دو واژگانی شده باشند یا این معانی بافتی به طور قراردادی با یک واژه در زبانهای مبدا و مقصد در ارتباط باشند.
"
داستان کوتاه، همواره به عنوان یکی از ژانرهای اصلی بسیاری از روایات ادبی مطرح بوده و مطالعات فراوانی که در زمینه ویژگی ها و عناصر سازنده آن صورت گرفته، مؤید همین مهم است. در واقع همین ویژگی هایند که روایت را در داستان های کوتاه از سایر انواع ادبی متمایز می سازند. اما گاهی ادبیات معاصر فرانسه این مرزها را در هم آمیخته و تشخیص ژانرهای ادبی را بسیار دشوار می سازد. اغلب داستان های ژان ماری گوستاو لوکلزیو در زمره آثار نویسندگانی است که خود را متعلق به هیچ سرزمین و یا فرهنگی نمی دانند. او از ادبیات جهانی برای نوشتن داستان های کوتاه خود بهره می برد و با تلفیق افسانه و اسطوره در داستان کوتاه، شکل نوینی از داستان نویسی را ابداع می کند. مقاله حاضر به طرح این مهم می پردازد که ابعاد این شکل نوین داستان نویسی کدامند و از چه عناصری تشکیل شده است. از این رو، در پاسخ به این پرسش ها، به بررسی گستره ادبیات جهانی در روایت موندو و داستان های دیگر ژان ماری گوستاو لوکلزیو با رویکردی تطبیقی پرداخته ایم.
در مقالهء حاضر، ابتدا تاریخچهء پیدایش، توسعهء تاریخ ادبیات روسیه مورد مطالعه قرار مى گیرد. تاریخ پیدایش ادبیات رو سیه به اواخر قرن دهم، یعنى به زمان پذیرش مذهب مسیحیت به عنوان مذهب رسمى و دولتى روسیه برمى گردد. سپس سبک ها و آثار اولیهء ادبیات رو سیهء باستان و همچنین موضوعات آنها بررسى مى شوند. به رایج بودن سبک هایى مانند سالنامه نویسی پندنامه نویسی،حکایت و سفرنامه نویسى نیز اشاره شده است، همچنین به صورت اجمالى، به و یژگى هاى آثارى مانند داستان سالهاى گذشته، کلامى در مورد هنگ ایگور پرداخته شده است.
ضمایر منفی و مبهم به لحاظ ویژگی های ساخت واژی، معنایی و کاربرد آن ها در ساختار های نحوی روسی و فارسی را می توان به نوبه خود یک تفاوت زبانی به شمار آورد. همواره یکی از مشکلات زبانی برای فراگیران زبان روسی و مترجمین آن، درک و کاربرد این ضمایر در کلام می باشد. فراگیران زبان روسی عموماً حتی پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، در استفاده یا ترجمه ساختارهای نحوی با ضمایر مذکور دچار نوعی سردرگمی هستند. این مقاله سعی دارد با بررسی ضمایر «منفی» و «مبهم» در زبان های روسی و فارسی و نشان دادن تفاوت های ساختاری آن ها در قالب مواد و وقایع زبانی و ساختارهای نحوی، علت این مشکل را بیابد و با توضیح تفاوت های معنایی- کاربردی، برای رفع آن تلاش نماید. با مطالعه منابع دستور زبان فارسی مشخص شد گاه دستورنویسان فارسی در درک و توضیح ضمایر منفی و مبهم، عملکرد ضعیفی داشته اند. لازم به ذکر است که ایشان در دسته بندی معنایی و گرامری ضمایر هرگز اسمی از ضمایر منفی به عنوان گروه مستقلی از ضمایر به میان نیاورده اند که این خود یکی از دلایل عدم درک آن ها توسط فراگیران زبان روسی است. فراوانی وند های واژه ساز ضمایر مبهم در زبان روسی که موجب محدودیت معنایی و کاربردی آن ها در زنجیره گفتار می شود، در مقایسه با عناصرِ بسیار اندکِ همگون آن ها در زبان فارسی و برخی تفاوت ها در ساخت های نحوی جملات منفی در زبان های مورد مطالعه را می توان از مهم ترین دلایل مشکلات درک و کاربرد این ضمایر در زبان روسی دانست. نگارنده این مقاله سعی دارد با اشاره به شباهت ها و تفاوت های این مقوله دستوری در زبان های مورد مطالعه، در جهت رفع مشکلات آموزشی و کاربرد صحیح آن ها تلاش کند.
این مطالعه به بررسی رابطه بین هوش هیجانی معلمان زبان خارجی و عوامل/مختصه های انگیزشی زبان آموزان آن ها می پردازد. همچنین، این تحقیق بررسی می نماید که تا چه حد هوش هیجانی معلمان زبان خارجی می تواند مختصه های انگیزشی زبان آموزان را پیش بینی کند. به همین منظور،از 30 معلم زبان انگلیسی در دسترس از موسسات زبان مختلفی در نجف-آباد خواسته شد که به پرسشنامه آزمون بهره هوش هیجانی بارون پاسخ دهند. سپس آزمون گرایش/انگیزش گاردنر به 221 زبان آموز، که از کلاسهای زبان انگلیسی معلمان به طور تصادفی انتخاب شده بودند، داده شد. نتایج ضریب همبستگی دوگانه و تحلیل رگرسیون چندگانه داده هانشان داد که همبستگی مثبت معناداری بین هوش هیجانی معلمان زبان انگلیسی ایرانی و مختصه های انگیزشی زبان آموزان وجود دارد. علاوه براین، همبستگی بالایی و معناداری بین مهارت سازگاری، میان فردی و خلق و خوی معلمان (یعنی سه زیرسازه بهره هوش هیجانی) و مختصه های انگیزشی زبان آموزان وجود دارد. ولیکن، سه زیرسازه فوق الذکر هوش هیجانی، بهمراه زیرسازه هوش درون فردی و مدیریت استرس معلمان به تنهایی پیش بینی کننده های قوی برای مختصه های انگیزشی زبان آموزان نمی باشند. در کل، سازه هوش هیجانی معلمان تاثیری متوسط در تعیین مختصه های انگیزشی زبان آموزان دارد.
اشتفان تسوایگ، نویسندهء معروف اتریشى (942 ا- 1884) از جمله نویسندگانى است که تحت تاثیر فروید بود ه ا ند، وى نظریه هاى روانکاوى او را در د استان هاى خود وارد کرده و از آن ها به گونه اى استادانه بهره جسته است.د ر مقاله زیر سه نمونه از داستان هاى وى مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرار مى گیرند که در همه آن ها نظریه هاى روانکاوى اعمال شده است. شخصیت اصلى داستان نخست، یک زن است. تعارضات روانى این زن میانسال به گونه اى نشان داده مى شود که تنهایى اش سبب حوا دثى شگفت مى گردد، و سرانجام این که او مى تواند با بیان آنچه روحش را همواره آزار مى داد، آرامش خود را به دست آورد. قهرمان د استان إوم یک مرد است. حالات روانى این اشراف زاده گویاى آن است که وى با از دست دا دن نزدیکان خود و خیانت دوستش، از زندگى دلزده شده، زندگى برایش لذت بخش نیست و کاملا منزوى شده است و این که چگونه آن شب رؤیایى روى این مرد تاثیر مثبت مى گذارد، او را به زندگى بازمى گرداند و از حالت بى تفاوتى نسبت به دیگران، خارج مى کند. شخصیت اصلى داستان سوم کودک 12 ساله اى است که در ابتداى مرحلهء بلوغ است، حالات روانى این کود ک نشانگر آن است که او مى خواهد کنجکاوانه رازى را که بین دو جنس مخالف است، کشف کند.
روسیه در قرن بیستم آبستن حوادث، تشنجات و درگیری های داخلی و خارجی بسیاری بود و نویسندگان در این قرن نیز به پیروی از پیشینیانی چون لف تالستوی که خالق آثاری چند درباره جنگ بودند، به ادبیات جنگ روی آورند و آثار ارزنده ای از خود بر جای گذاشتند. از میان این نویسندگانمی توان به میخاییل شولخف مولف رمان دن آرام و داستان سرنوشت انسان اشاره کرد. پرداختن به سرنوشت انسان از موضوعات اصلی ادبیات در همه دوران تاریخ بوده است. شولخف نیز با انتخاب این مضمون برای عنوان اثر خود به تحلیل آن می پردازد. نویسنده در این داستان، به توصیف سرنوشت...
هدف از نگارش این مقاله توصیفی - تحلیلی، ارتباط ایده ها و عقاید کاسیرر با نورتروپ فرای در زمینه اسطوره است. فرای کوشید تا نظریات خود را درباره تاثیر اسطوره بر ادبیات، با کمک نظریه پردازان قبل از خود بیان کند. با توجه به آرای نظریه پردازان معروف اسطوره، نظیر فریزر، فروید، یونگ، اشپنگلر و کاسیرر، به نظر می رسد که فلسفه، آرا و باورهای کاسیرر، تاثیرات بیشتری بر اندیشه هـای فرای داشته اند. ساختار فکری کاسیـرر درباره قالب های نمادین و چندین قانون او در ارتباط با اسطوره که در این مقاله مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته اند، باعث تجلی اندیشه های فرای در مهم ترین اثر او «تشریح نقد» شد. هر چند وی با نظریه پردازان اسطوره سر و کار دارد، اما تلاش می کند تا به نظریات بنیادین موروثی رونقی دوباره ببخشد، فرض این مقاله بر این است که یکی از جدیدترین قالب های نمادین در صحنه ادبیات، نقد ادبی است که با بررسی مجدد نقش اطلاع رسانی اسطوره، نقد جدید ظهور می یابد.
امروزه در جوامع چند زبانه، بسیاری از والدین به جای این که با فرزندان خود به زبان مادری صحبت کنند ترجیح می دهند با آنها به زبان غالب در آن جامعه صحبت کنند. این پدیده در میان گویشوران کردی کلهری در جامعه چندزبانه ایران نیز رایج می باشد. دوزبانگی، به دلیل شایع بودن، مورد توجه و علاقه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. برخی مطالعات شواهدی مبنی بر تایید تأثیر مثبت دوزبانگی بر یادگیری زبانهای دیگر فراهم آورده اند در حالی که برخی دیگر عکس این را نشان داده اند. پژوهش حاضر به بررسی این موضوع پرداخته است که آیا دانش آموزان کلهری که فقط به فارسی صحبت می کنند با آنهایی که هم فارسی و هم کردی کلهری صحبت می کنند از نظر یادگیری زبان انگلیسی تفاوتی دارند یا خیر. این پژوهش همچنین رابطه بین جنسیت و طبقه اجتماعی و دو زبانگی و تک زبانگی را مورد بررسی قرار داده است. به همین منظور، داده های لازم از 400 نفر دانش آموز (200 نفر تک زبانه و 200 نفر دو زبانه) کرد کرمانشاهی که زبان مادری والدینشان کردی کلهری بود جمع آوری شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین جنسیت و دو زبانگی و تک زبانگی رابطه معناداری وجود ندارد و بسیاری از دانش آموزان طبقه پایین اجتماعی به صورت دو زبانه بار آمده اند. به علاوه، دانش آموزان دو زبانه در یادگیری زبان انگلیسی موفق تر از تک زبانه ها بودند.
اندیشه فریدریش شیلر بر بستر تفکرات کلاسیک در دورانی تبلور می یابد که عنصر زیبایی به مثابه نیروی محرکه ای در مسیر تحقق آرمانشهر انسان متعالی تلقی می شود. جستار حاضر به سیر تحول مفهوم زیبایی در نوشته های زیبایی شناختی شیلر می پردازد و نشان می دهد که چگونه زیبایی های طبیعی و حسیات در فرآیندی تدریجی اعتبار خود را از دست می دهند و دو مؤلفه ی «خرد» و «آرمان» گستره تفکر زیبایی شناسانه را فتح می کنند. شیلر در متون متأخر خود به وضوح از نگاه کانت مآبانه به مباحث زیبایی شناسانه فاصله می گیرد و به تأویل هگلی هنر نزدیک می شود که آفرینش هنری انسان را برتر از پرداخته های طبیعت می پندارد.
در تحلیل گفتمانی «شازده کوچولو» تلاش بر این است که از نشانه ها ی منفرد، کلان نشانه ها ، خرد نشانه ها و یا مجموعه ای از نشانه ها عبور کنیم تا بتوانیم به ورای نشانه ها یعنی آنجایی که نشانه ها با یکدیگر تعامل برقرار می کنند برسیم تا به خوانشی گفتمانی دست یابیم. بدین منظور، تلاش می کنیم تا این روایت را به عناصر سازنده آن تقلیل دهیم تا به این هدف برسیم که معنا چگونه در این روایت ظاهر می شود. بر این باوریم که «شازده کوچولو» روایتی اســت با ساختاری منســجم که دلالت معنایی واحدی را می توان از آن دریافت کرد. به همین دلیل می خواهیم بدانیم که چرا این انسجام معنایی و تعامل بین عناصر وجود دارد؟ و چرا ساختار این روایت تسلسلی، تودرتو و تکراری است؟ و چرا گفته پرداز القاء تکثر ساختار را دارد؟
در نقد ترجمه، مشخص کردن اساس کار و اجتناب از اعمال سلیقه در درجه اول اهمیت قرار دارد. در این مقاله سعی شده است بر اساس مطالعات زبان شناسی مقابله ای و در چارچوب نظریه سخن کاوی(با بررسی موردی سبک، لحن، نشانه های سجاوندی) به نقد ترجمه مریم شفقی از داستان «درس های فرانسه»، نوشته والنتین راسپوتین، پرداخته شود. در این نقد خواهیم دید که وی در این ترجمه سبک اثر را که غیر رسمی و صمیمی است با بهره گیری از دایره لغات گسترده شان به خوبی منتقل کرده است اما در انتقال لحن شخصیت ها و راوی داستان چندان موفق نبوده و توجه کافی به نشانه های سجاوندی که اهمیت خاصی در ترجمه دارند نکرده است.
تلفظ، کارکرد بسیار مهمى در درک گفتار و انتقال مفاهیم دارد. شمار چشمگیرى از ایرانیان که د ر مدارس و دانشگاه ها به یادگیرى زبان فر انسه مى پردازند، در ماه هاى آغازین در زمینه تلفظ به خطاهایى چند گرفتار مى شوند. این پژوهش به کمک آزمونهاى تشخیصى و تولیدى، انواع خطاهاى آوا یى فارسى زبانان ر ااستخراج و تجزیه و تحلیل مى کند و نیز مشکلات فراگیران زبان فرانسه را در خوشه هاى ابتدایى واژه ها، انتقال منفى زبان فارسی، یا انگلیسى، واکه هاى خیشومى، توزیع، جانشینى آواها،و اکه هاى باز و بسته، کشش ماهیچه اى و... آشکار مى نماید. نتایج حاصل از این واکاوى، پژوهش گر رابه سوى طبقه بندى تازه اى از خطاها، بر حسب درجهء آسانى، راهبرى مى کند. دستاور دهاى این پژوهش فرضیه هاى واکاوى مقابله اى آواهاى زبان فارسى و فرانسه را- مبنا بر آنکه هرچه تفاو تها و ناهمگونى هاى آواهاى این دو زبان ژرف تر باشد، فراگیرى آنها پیچیده تر خواهد بود، مورد تردید قرار مى دهد. یافته ها، نشانگر آن است که هر چه آواهاى زبان فارسى و فرانسه شباهت بیشترى به یکدیگر داشته باشند و از همدیگر کمتر تمیز داده شوند، فراگیر در تشخیص و تولید آنها با دشوارى بیشترى روبه رو مى گردد.