تاریخ تحلیلى، به عنوان روشى در عرصه پژوهشهاى تاریخى، شکل کمال یافته تاریخنگارى است که در تاریخ اسلام سابقهاى دیرینه دارد. در اینگونه تاریخنگارى، مورخ با کاربست اصول و قواعد تعریف شده یا پذیرفته شده دانشمندان حوزه تاریخ، و استفاده از ابزارها و امکانات و نیز دستاوردهاى دیگر علوم مربوطه، مىکوشد تا به دادههاى واقعى دست یافته و سره را از ناسره بازشناسد. با این رویکرد، تاریخ تحلیلى، با آنچه معطوف به دادههاى تاریخى، تحلیل مىشود، متفاوت و متمایز است و اساسا تحلیلهاى مبتنى بر تاریخ، خارج از حوزه تاریخ بهشمار مىآید، هرچند مورخ خود ممکن است بدان روى کند. این مقاله بر آن است تا نشان دهد که چه تفاوتهایى میان تاریخ تحلیلى و تحلیل تاریخ وجود دارد.
حافظ ابرو، مورخ ایرانی قرن نهم هجری، در استوار شدن اندیشه تاریخنگاری توصیفی ـ تحلیلی در عصر تیموری، بسیار تأثیر گذارد. این نوشتار با توجه به جایگاه تاریخ نگاری مهم او در جهان اسلام، میکوشد که زندگی، خاستگاه اجتماعی، روش و بینش تاریخنگاریاش را بررسد. حافظ ابرو با برخورداری از منظومه فکری ـ تاریخی و روشی تاریخنگارانه، از نوشتههای تاریخی سده نهم فراتر رفت و سبک وی، به نمونه برجسته تاریخنگاری دراین عصر بدل شد.