فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
نگاهی به ظرائف ساختار صرفی اوزان جمع در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبان شناختی قرآن (کاوشی نو در معارف قرآنی) سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
حوزههای تخصصی:
از وجوه زیبایی آیات قرآن کریم، گزینش ساختار و وزن صرفی مناسب برای الفاظ است. این ساختارها و اوزان متنوّع، همگی در راستای اغراض بلاغی ویژه و در نهایت دقّت و زیبایی قرار گرفته اند که شناخت آن، جنبه هایی از اعجاز آیات را روشن می نماید. واژگان جمع در قرآن از جمله مواردی است که بر آن اوزان صرفی متنوّعی شاهدیم که هر یک در جایگاه مناسب خود به کار رفته و امکان جابه جایی آن وجود ندارد. با بررسی این اوزان و مقایسه آن ها با یک دیگر، می توان به ظرائف کاربرد آن ها پی برد. در مقاله حاضر با تأمّلی بر شماری از واژگان جمع و قالب صرفی آن ها، دلایل گزینش این قالب ها ذکر گردید. از بررسی حاصل چنین به نظر می رسد که ظرافت معنایی، ظرافت آوایی و تناسب با بافت از مهم ترین ظرائف قرآن در کاربرد این اوزان است که در شبکه منسجم و منظم آیات جای گرفته اند.
کتاب النقائض
الشهادة و الشهید فی الشعر العربی المعاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهتم الشعراء المعاصرون کأسلافهم بموضوع الشهادة و الشهید اهتماماً بالغاً و طبعاً بعد اندلاع الحروب فی البلاد العربیة و القیام بالثورات و تضحیّات الأبطال المسلمین؛ حیث إنّ عدداً غفیراً من الشعراء، یشارکونهم کلَّّ یومٍ فی هذه الثورات و التضحیات بکلّ ما یمکّنهم على التعبیر عن هذه المکانة، من التصویر و الرمز و الاستلهام و الحوار و غیره و عن طریق إذکاء نار الکفاح المتأجّجة فی صدور الثوّار و إثارةِ نخوة الرجولة فی القلوب، للثأر و الانتصاف من الظلم و الطغیان و تخلیدِ سیرهم و بطولاتهم و سردِها للأحیاء الباقین، لتکون قوةً حرکیّة فاعلة تفعل فعلها فیهم.
و بهذا کلَّ یوم، تَشیع رائحةٌ انسانیة للشهادة من شعر هؤلاء الشعراء الذین عالج کلٌّ منهم هذا الموضوع من زاویة خاصة، راسماً من الشهداء لوحاتٍ و مشاهد شعریة رائعةً، محتضنةً حکایاتهم، زاخرةً بالمعانی و المضامین القیمة، متنوعةً فی الأسالیب و القوالب؛ فإذا الشهید فیها، نجمٌ ساطع أو مصلحٌ مُلَهم أو رمزٌ للثبات فی الأمور الوطنیة الخطیرة أو حیٌّ لاینبغی رثاءه أو ... .
شعر متعهد در صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعران عرب اشعار خود را به هنگام ظهور اسلام به سبک شاعران جاهلى مى سرودند تا اینکه به اسلام گرویدند. پس از بعثت پیامبر گرامى (ص)، دو دسته از شاعران پیدا شدند، قریش در مقام تحدى با پروردگار و رسول خدا بر آمد و همین امر موجب شدکه مهاجرت از مکه به مدینه پیش آید تا جایى که قریش و یاوران آنها در سویى صف آرایى کردند و پیغمبر (ص) وکسانى که با آن حضرت (ص) به مدینه مهاجرت نموده بودند در سویى دیگر قرارگرفتند. شاعرانى از قبیر ضراربن خطاب فهرى و هبیرة بن ابى وهب مخزومى در مقابل پیغمبر (ص) و مهاجران و یاران آن حضرت صف آرایى نمودندو شاعرانى مانند حسان بن ثابت انصارى، عباس بن مرداس، أوس بن بجیرطائى در دفاع از اسلام و پیامبر (ص) و مسلمانها اشعار موثرى به نظم در آوردند در این مقاله علاوه بر بررسى شعر متعهد در صدر اسلام به موضوعات برجسته شعرى این دوره نیز اشاره مى شود.
مطالعه ی حوزه ی معنایی «صَدَّ» و معناشناسی درزمانی و همزمانی «صدید» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله های کلیدی در دانش معنی شناسی جهت تعیین معنای دقیق واژگان، مطالعه ی حوزه های معنایی است. از این روش می توان برای فهم بهتر قرآن کریم بهره برد. این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی واژگان همنشین «صَدّ» و با هدف تبیین حوزه ی معنایی «صَدَّ» و معناشناسی درزمانی و همزمانی واژه ی «صدید» در قرآن کریم انجام شده و در پی پاسخ به این سؤالات است: 1- واژه ی «صدّ» با کدام حوزه های معنایی ارتباط دارد؟ 2-کدام یک از واژگان مجاور«صد» در تعیین حوزه ی معنایی آن نقش برجسته تری ایفا می نماید؟ 3-کدام واژگان همنشین در تبیین معنای «صدید» نقش قابل ملاحظه ای دارند؟ با تحلیل واژگان همنشین مشخص شد که واژه ی «صَدَّ» به حوزه ی معنایی کفر، ظلم، نفاق، فسق و ضلالت تعلق و با آن ها تعامل و رابطه ی معنایی دارد.کافران، منافقان و ظالمان به عنوان همنشین های فاعلی، نقشی تعیین کننده در تبیین حوزه ی معنایی «صَدَّ» ایفا می کنند.کفر از میان این واژگان به عنوان همنشین تقدمی، نقش چشمگیرتری دارد. این پژوهش علاوه بر تعیین حوزه ی معنایی «صدَّ» به معناشناسی درزمانی و همزمانی واژه ی «صدید» مشتق از ماده ی«صَدَّ» در قرآن کریم نیز پرداخته است. بررسی واژگان همنشین و جانشین صدید نشان داد که کلمه ی «صدید» در سطح روابط همنشینی با کلمات خَابَ، جبّار، عنید، یُسقَی، ماء، یَتَجَرَّعُ و یأتی و در سطح روابط جانشینی با واژگان حمیم و غسّاق ارتباط معنایی دارد. با تحلیل همنشین ها و جانشین های «صدید» نیز مشخص شد که صدید ارتباط عمیقی با حوزه های معنایی کفر، عذاب و جهنم دارد.
زهریات و تطور آن در عصر عباسى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظو ر از زهریات گل سروده های شعرای طبیعت سرا‘ و یا توصیفی که شاعران راجع به گل ‘ شکوفه‘ درخت‘ باغ وغیره و به طور کلی طبیعت سبز دارند. با این تفاصیل زهریات فنی جدید در شعر عربی نیست . بلکه از دیر باز دراشعار شاعران وجود داشته است به خصوص درخمریات . شاعران جاهلی به طبیعت و سر سبزی آن با دیدی مادی می نگرند. نه با عاطفه و احساس معنوی ‘ چرا که زندگی آنان به شتر و زندگی به شتر به گیاه و سبزه بستگی دارد. و احیایا از آن برای تشبیه استفاده می کردند. و شاعر اموی شعرش تقلید از شعر جاهلی است. ولی وصف عباسی تحت تاثیر زندگی وتمدن شهر نشینی بسیار ‘ لطیف و دلنشین می باشد. و اشعار آنها در این زمینه همانند موزه ای با هماهنگی کامل است. که تابلوهای زیبا با شکلها و رنگهای مختلف هنرنمایی می کند‘ اما زیر بنای زهریات (وردیات- روضیات) در عصر اول عباسی با آمدن شعرایی چون بحتریع ابن الرومی و ابن المعتز وغیره شکل یافت و در قرن چهارم که اوج شکوفایی آن می باشد. با آمدن شعرایی چون متنبی ‘ صنوبری ‘ سری رفاء ‘ کشاجم وغیره فنی مستقل ‘ زیر بنای کار متأخران در این زمینه گشت.
رویکردی تطبیقی به بینش فرجام شناسانه ی شعر بدر شاکر السیاب و فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدر شاکر السیاب، شاعر نوپرداز عراقی در دوره ی معاصر (1964-1926) و به باور برخی صاحب نظران، طلایه دار جریان نوپردازی در شعر معاصر عربی، از سرایندگانی است که در متن نمادگرایانه ی بسیاری از سروده های خویش در جایگاه یک «شاعر- مکاشف» به طرح و تبیین گونه ای ادبیات مکاشفه ای (Apocalyptic Literature) می پردازد؛ در ادبیات فارسی نیز، فروغ فرخزاد(1345-1313) از برجسته ترین سرایندگان معاصر در گستره ی ترسیم و تبیین ادبیات مکاشفه ای در شعر به شمار می رود. مقاله ی حاضر، جستاری توصیفی- تطبیقی است در راستای ترسیم نمودهای ادبیات مکاشفه ای در شعر «رؤیا عام1956» بدر شاکر السیاب و «آیه های زمینی» فروغ فرخزاد؛ و می کوشد تا پس از ترسیم چارچوب، زوایا و شاخصه های ادبیات مکاشفه ای و بیان گونه های آن به توصیف و تبیین چگونگی ظهور و بروز آن در متن ادبی بدر شاکر السیاب و فروغ فرخزاد، خوانش سازه های ادبیات آپوکالیتیک در دو متن و بازکاوی و تطبیق بینش و نمود آپوکالیپس(Apocalypse) در سروده های یادشده بپردازد؛ از مهمترین این نمودها که در پژوهش پیش رو مورد توجه قرار دارند، عبارت اند از : مکاشفه های پیش گویانه ی دو شاعر به منظور ملموس ساختن اکنونِ بحران، فاجعه، بی نظمی و بی عدالتی، ترسیم کشمکش دو جریان خیر و شر یا به دیگر سخن روایت نبرد اهورا و اهریمن با رویکرد به دوران معاصر با طرح احتمال تحقق حالت برتر و بکارگیری اساطیر رستاخیز، نجات و قربانی به منظور آفرینش فضایی آخر الزمانی و رستاخیزی.
درآمدی بر شعر شرف الدین انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر دوره سقوط با ویژگیهای خاص در تاریخ ادب عربی معرفی شده است .تقلید و تکرار و عدم نوآوری شعرا ‘ رشد کمی شعر‘ معماگویی‘بازی با حروف و کلمات ‘ و استعمال بیش از حد صنایع بدیعی ‘از جمله صفاتی است که شعر دوره سقوط را به آن متصف نموده اند . شرف الدین انصاری از شعرای قرن هفتم این دوره است . اغراض شعری او به مدح اختصاص یافته و فقط سه مورد رثاء در کل دیوان او ملاحظه می شود . او ابیات امرؤالقیس ‘ متنبی ‘ ابوتمام ‘ کعب بن زهیر‘و عمربن ربیعه را تضمین نموده ‘ و همه تضمین ها از یک سطح برخوردار نیستند بلکه بعضی از آنها نقد پذیرند . زهدیات در شعر او از جایگاه ویژه ای برخوردار است ‘ که این امر به زمان شاعر و روحیه فردیش باز می گردد. اصطلاحات عروضی به کار رفته در شعرش و معماهای رد و بدل شده بین او و پدرش ‘ از تأثیر او از عوامل سقوط حکایت می کند . اقتباس های قرآنی در اشعار او بسیارند . بعضی از این اقتباسها به علت تکرار و کثرت ‘ قوه خیال شاعر را تحت تأثیر قرارداده است ‘ ولی برخلاف دیگر شعرا ایات محدود به سوره های خاصی نیست و از پراکندگی خوبی برخوردار است . اقتباس از آیات سوره شمس و نازعات به عنوان نمونه بارز اقتباس در شعر عربی مشهور گشته است . در مدائح نبوی او برخلاف دیگر بدیعه سرایان تاریخ و حدیث و روایت کمتر به چشم می خورد ‘ علاوه بر اینکه اهل بیت (ع) در کنار پیامبر (ص)مورد توجه قرار گرفته است .
الزمن الروائی فی روایة ""رماد الشرق"" لواسینی الأعرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد الزمن أحد المکونات الأساسیة فی الخطاب الروائی ویسهم فی تشیید النص فنیاً وجمالیاً. وحظیت دراسة الزمن الروائی باهتمام النقاد والدارسین منذ دراسات الشکلانیین الروس. ولم یعد الزمن فی الروایة العربیة الحدیثة قائماً على التسلسل المنطقی والتعاقبی کالروایة الکلاسیکیة بل اتجهت الروایة إلى انحراف السیر الزمنی ولا یخضع بناء الحدث الروائی لمنطق السببیة، لهذا نرى أنه یقوم الروائیون الجدد بتحول الزمن الروائی فی أعمالهم الأدبیة. وواسینی الأعرج واحد من هولاء الروائیین، ولعبة الحرکة بین زمن الحکایة وزمن الخطاب فی روایاته تؤدی إلى تکسیر مسار الزمن الخطی وتحرک عمله الروائی. یعتمد هذا البحث على المنهج الوصفی- التحلیلی ویستفید من آراء جیرار جنیت لدراسة الزمن الروائی فی روایة ""رماد الشرق"" للروائی الجزائری ""واسینی الأعرج"" وهی روایة فی الجزئین: ""خریف نیویورک الأخیر"" و""الذئب الذی نبت فی البراری"". وتهدف الدراسة إلى کشف خصوصیة الزمن الروائی عند الکاتب فی هذه الروایة وتبیین کیفیة الابداع فی هذا المکون. ومن النتائج التی وصلت الیها الدراسة هی: یتم عدم التطابق بین نظام السرد ونظام القصة عن طریق الاسترجاع والاستباق وهذا یحدث المفارقات الزمانیة فی الروایة خاصةً تقنیة الاسترجاع تکاد تشکل ظاهرة غالبة فی الروایة وکثیراً ما یسترجع الراوی أحداث الماضی مؤکداً أن معطیات الماضی کانت سبباً فی مشاکل الحاضر. وبما أن روایة ""رماد الشرق"" تغطی فترة زمنیة طویلة للسرد لهذا یوظف الروائی تقنیات مختلفة لابطاء السرد وتسریع السرد أی لایجاد التنویع فی الایقاع الزمنی فی الوهلة الأولى ثم کسر رتابة النص.
دراسة صَدی المقاومة فی شعرعدنان الصائغ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعدّ أدب المقاومة مظهراً للضمیر الیقظ المتصدّی لتعسّف الأعداء والمطالب بإعادة الحقوق الإنسانیة المغتصبة، وردَّ فعلٍ جماعی أمام هیمنة الظالمین، سواء کانوا من داخل البلاد أو خارجها. لقد شهد العراق فی العقود الأخیرة سنوات سوداء استفحلت فیها سیاسة الرعب، والکبت، والتنکیل، ورزح تحت وطأة حروب طاحنة أذکى نیرانها النظام البعثی البائد، هذا بالإضافة إلى الهجوم الأمیرکی الغاشم والعقوبات العالمیة المفروضة التی لم تثقل إلّاکاهل الشعب العراقی البائس، ممّا مهّد لظهورأدب المقاومة وبروز شعراء مناضلین عراقیین فی العراق والمنفى. ومن هؤلاء، الشاعر المعاصر عدنان الصائغ (ولد 1955م). حیث تتکوّن مادّته الشعریة من: صرخات الاعتراض تجاه الظلم البعثی والاحتلال الأمیرکی وغطرسة قوى الاستکبار العالمی، ونداءات التضامن مع الحرکات الشعبیة، والدفاع عن الشعب الفلسطینی المظلوم. وهذا المقال هوعبارة عن محاولة لاستجلاء مظاهر المقاومة فی شعر الصائغ ضمن أسالیبه البیانیة وذلک فی إطار وصفی- تحلیلی. حیث نراه یوظّف شتى الأسالیب من أجل البوح بما تجود به قریحته الشعریة، ومن تلک الأسالیب: استدعاء الحوادث الدینیة والتاریخیة، واستخدام قناع بعض الشخصیات التاریخیة، والقصائد القصصیة، وعنصر الحوار، والفکاهة والسخریة والرموز الطبیعیة.
بازتاب جنگ های صلیبی در سروده های عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر همواره با حوادث روزگار و دگرگونی های جامعه همراه و وسیله ای برای بازتاب آن بوده است؛ از جمله شعر عربی که سند ثبت تمام وقایع تاریخی از زمان پیدایش آن تا دوره کنونی بوده است. جنگ از جمله حوادثی است که جلوه ویژه ای در شعر و ادبیّات دارد. در این میان، جنگ های صلیبی نسبت به دیگر جنگ های صورت گرفته در تاریخ و سرزمین های اسلامی، مدّت زمان بیشتری به درازا کشید و آثار فراوانی از خود در سروده های عربی به جا گذاشت. در این مقاله با نگاهی کوتاه به تاریخ شکل گیری جنگ های صلیبی در سرزمین های عربی، شاعران برجسته ای که اشعارشان از این رخداد تاثیر گرفته است؛ معرّفی شده اند؛ سپس، آن دسته از اغراض شعری که اثر این جنگ ها را بازتاب داده اند، مورد بررسی قرار گرفته اند و برای درون مایه هایی مانند مدایح نبوی، دعوت به جنگ، توصیف جنگ ها، رثای قهرمانان فاتح و مدح آنان نمونه ای از سروده های عربی آورده شده است.
تحلیل آواشناختی سجع در قرآن کریم از منظر انسجام بخشی به متن ( بررسی موردی سوره های طور، نجم، قمر، رحمن و واقعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با گستردگی مباحث زبان شناسی متن، افقهای نوینی در مطالعه ی متن قرآن گشوده شده است. انسجام یکی از معیارهای مهمی است که در متنیت متن دخیل بوده و در بحث های زبان شناسی متن نیز اهمیت زیادی یافته است و در سطوح مختلفی قابلیت بررسی دارد. یکی از بارزترین جلوه های انسجامی در قرآن کریم، انسجام آوایی حاصل از فواصل آیات است که با برقراری ارتباط و هماهنگی میان آیات، پیوند ناگسستنی میان آن برقرار کرده است، لذا با توجه به جایگاه برجسته ای که عامل آوایی سجع در ارتباط و یکپارچگی میان آیات دارد و با توجه به اینکه این عنصرآوایی بیشتر در حوزه ی بلاغت سنتی مورد توجه قرار گرفته و به جنبه ی انسجامی آن کمتر پرداخته شده است، لذا پژوهش حاضر بر آن است تا کارکرد انسجامی سجع را به شیوه ی توصیفی تحلیلی در چندسوره مورد بررسی قرار دهد، آن طورکه از نتایج پژوهش برمی آید، کارکرد آوایی سجع، نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری در ارتباط و به هم پیوستگی آیات دارد که توانسته در کنار دیگر عوامل انسجامی منجر به انسجام تمام متن سوره شود.
سیری در معاجم عربی و ویژگیهای آن
حوزههای تخصصی:
معرفی و نقد دیدگاه های محمد السعید جمال الدین در پرتو کتاب ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمّد السّعید جمال الدّین از پیشگامان و مؤلّفان برجستة ادبیّات تطبیقی مصر در حوزة نظریّة ادبیّات تطبیقی اسلامی است. در حقیقت، یافته های پژوهش، بیانگر این است که مشخّصة اصلی اندیشه های تطبیقی وی، تأثیرپذیری از مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی، نقد فرهنگی ادبیّات تطبیقی و تأکید بر نظریّة ادبیّات تطبیقی اسلامی است؛ در حقیقت رویکرد اساسی وی، در ادبیّات تطبیقی، تأکید بر مسألة تأثیر و تأثّر در پرتو پیوندهای تاریخی است. افزون بر این، ایشان به مانند طه ندا، با شیوه ای علمی به بررسی ادبیّات تطبیقی اسلامی می پردازد و در پی آن است تا تعاملات فرهنگی و تأثیر و تأثّری را که ادبیّات ملل اسلامی در گذر تاریخ بر هم گذاشته اند، بررسی کند. وی در تبیین ضرورت این نظریّه (نظریّة ادبیّات تطبیقی اسلامی) به نقد تلاش های امپریالیسم و ناسیونالیسم فرهنگ غربی در جهت از خود بیگانگی فرهنگ ملّت های اسلامی نیز می پردازد. این پژوهشِ توصیفی – تحلیلی، ضمن معرّفی محمّد السّعید جمال الدّین، به تحلیل جایگاه و دیدگاه های وی در باب ادبیّات تطبیقی، به ویژه موضوع نظریّة ادبیّات تطبیقی اسلامی، می پردازد.
مکان در داستان ""موسم الهجرة إلی الشمال"" (دلالة المکان فی روایة موسم الهجرة إلی الشمال )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکتسب المکان فی الروایة أهمیة کبیرة، لا لأنه أحد عناصرها الفنیة، أو لأنه المکان الذی تجری فیه الحوادث، وتتحرک خلاله الشخصیات فحسب، بل لأنه یتحول فی بعض الأعمال المتمیزة إلی فضاء یحتوی کل العناصر الروائیة، بما فیها من حوادث وشخصیات، وما بینها من علاقات. ثمّة افتراق کبیر بین المکان فی الواقع والمکان فی الروایة؛ إن المکان فی الروایة لیس هو المکان فی الواقع الخارجی ولو سمّاه الروائی باسم له مسمّی فی الخارج، إن المکان الروائی لفظی متخیل تصنعه اللغة حتی یقوم فى خیال المتلقی. المکان عندما یدخل فی عالم الروایة یصبح دالا یدلّ علی مدلول ایدئولوجی أو سایکولوجی نستطیع أن نستفید من دراسته فی تحلیل الروایة. ثم إن المکان یشمل ما فیه من الأشیاء والألوان والأصوات والروائح وهذه الأجزاء تدلّ علی أحاسیس الشخصیة وأفکارها.
أصبح المکان فی هذه الروایة ذات دلالة إیدئولوجیة فکریة، فالمکان امتداد لهویة الإنسان وانتمائه.