ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۲۸۱.

تحليل اثر داستانی البحث عن الشمس بر اساس مربع نظام های معنايی لاندوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
داستان «البحث عن الشمس» نوشته عزالدین جلاوجی، نویسنده معاصر الجزایری، بازتاب دهنده واقعیت سرزمین فلسطین و نبرد مردم آن برای آزادسازی میهنشان و تلاش برای بازیابی هویت ازدست رفته است. در این اثر، الگوی لاندوفسکی، از نظریه پردازان حوزه نشانه -معناشناسی، مبنای تحلیل قرارگرفته است. او بر این باور است که معنا در روایت از خلال کنش هایی همچون مجاب سازی، القا، تشویق، تطبیق و تصادف شکل می گیرد و با محوریت یافتن کنش، لایه های گوناگون معنایی پدید می آید. هدف از انجام پژوهش، تحلیل نظام های معنایی موجود در متن رمان بر اساس الگوی لاندوفسکی است. انجام این تحقیق از آن جهت اهمیت و ضرورت داد که می تواند درباره نحوه کشف نظام های معنایی متن و تحلیل آن ها در متون مختلف کمک کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت با فضایی تنش آلود و معرفی «مقهور» به عنوان شخصیت ایستا آغازشده و در ادامه، شخصیت «غریب» باهدف متقاعد ساختن مقهور برای ایستادگی در برابر ربیب وارد صحنه می شود. غریب با گذر از مراحل دشوار مجاب سازی، سرانجام موفق می شود مقهور را به کنش وادارد؛ کنشی که منجر به بیرون راندن ربیب و شکستن حصاری می شود که به دست ربیب و حامیانش بنا شده است. در پایان، با تحقق هم آیی و شکل گیری توانش کنشی، مقهور به شخصیتی فعال با جهت گیری مثبت تبدیل می شود و با آغاز کنش از سوی او، فلسطین به عنوان ابژه ارزشی روایت، به رهایی دست می یابد. نظام معنایی برنامه داری در مجموع بر دیگر نظام های معنایی در این رمان غلبه دارد و باعث حرکت پی رفت داستان، خلق حوادث جدید و تغییر وضعیت زیستی کنشگران داستان شده است.
۲۸۲.

نقد و ارزیابی برگردان عربی کتاب «آن بیست و سه نفر» اثر احمد یوسف زاده بر پایه سطح لغوی- معنایی الگوی ترجمه کارمن گارسس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۰۹
ترجمه را می توان پلی برای پیوند اندیشه ها و باورهای مردمان دو فرهنگ دانست. از دیرباز تاکنون آدمی در پرتو ترجمه با گفتارها، کردارها و دستاوردهای سرزمین های دیگر آشنا شده و از این رهگذر، بینش و نگرش خود را بارور کرده است. یکی از برجسته ترین نظریه های ترجمه که به سنجش سطح کیفی متون برگردان شده ادبی می پردازد و چهار سطح گوناگون را دربر می گیرد، نظریه کارمن گارسس (1994) است. پژوهش پیش رو که به روش توصیفی - تحلیلی است بر آن است تا برگردان عربی ایمان صالح با عنوان «أولئک الثلاثه والعشرون فتىً» از کتاب «آن بیست و سه نفر» نوشته احمد یوسف زاده را بر پایه سطح لغوی- معنایی الگوی ترجمه کارمن گارسس ارزیابی و برتری ها و کاستی های آن را بررسی کند. این پژوهش نشان می دهد که در این برگردان، بسط نحوی در پوشش مفاهیمی چون افزونی قید، صفت و ترکیب اضافی پدیدار شده و قبض نحوی در جلوه هایی مانند حذف صفت، مفعول، فعل و قید نمود یافته است. همچنین نشان می دهد که مترجم در فرآیند عام در برابر خاص از ابزارهایی مانند حذف صفت بهره گرفته و در فرآیند خاص در برابر عام با تکنیک بیان نوع در کنار جنس، دایره واژه را تنگ تر کرده است. یافته دیگر این پژوهش، آن است که ویژگی های مثبت، بخش چشم گیری را در این ترجمه به خود اختصاص داده و این برگردان از دو ویژگی کفایت و مقبولیت برخوردار شده و خرسندی خواننده را در پی داشته است.
۲۸۳.

آسیب شناسی معانی باب «افتعال» در کتب مشهور ادبی با رویکرد تطبیقی بر آیات قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۲۶
مسئله این مقاله، آسیب شناسی معانی ذکر شده برای باب «افتعال» در کتاب های مشهور ادبی است. هدف از این کار، کمک به نویسندگان و پژوهشگران این دانش است تا بتوانند با درک صحیح تری از معانی باب «افتعال» و به طور کلی از تمامی ابواب ثلاثی مزید که در حوزه ادبیات عربی کاربرد فراوانی دارند، برخورد کنند. بدین ترتیب، صرفاً به ذکر یک معنا در کتاب ها بسنده نکنند و بدون بررسی دقیق، آن را نپذیرند و به آن استناد نکنند.در این مقاله، مباحث آسیب شناسی معانی در دو محور مورد بحث قرار می گیرند: ۱. ناپیدایی و وضوح؛ ۲. درستی و نادرستی. این مقاله اثبات می کند که از میان یازده معنای مورد بررسی، شش معنا (وقوع، خَطفه، استعمال، وجدان، اظهار و سلب) دارای ناپیدایی هستند و پنج معنا (تفعّل، قبول، لفعل الفاعل بنفسه، مجرد و اغناء) نادرست می باشند. این نگاشته، به روش توصیفی-تحلیلی، اسناد و اطلاعات کتابخانه ای و رایانه ای را گردآوری کرده و با استفاده از دیدگاه بزرگان اهل لغت و به روش استنباطی و اجتهادی، فرضیه خود را اثبات کرده است. 
۲۸۴.

بررسی و تحلیل مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن از نگاه ادونیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن، یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در حوزه نقد ادبی به شمار می رود که علی رغم تلاش های فراوان ناقدان و ادیبان هنوز برای آن تعریفی قطعی و مشخص ارائه نشده است؛ ادونیس نظریه پرداز و منتقد برجسته عرب، یکی از معدود ناقدانی می باشد که توانسته درباره ادبیّت نظریات جدیدی را مطرح سازد. دیدگاه های وی در این عرصه از حوزه ی تعاریفی محدود، پیرامون شعر خارج گشته و وارد حوزه وسیع تری یعنی تئوری ادبیات گردیده است؛ لذا در مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، مفهوم ادبیّت و مؤلفه هایش را این بار از نگاه ادونیس موردمطالعه قراردادیم. آنچه بر ضرورت انجام چنین پژوهشی تأکید می کند، آن است که یافتن دیدگاه ویژه ی ادونیس نسبت به موضوع ادبیّت و مؤلفه های آن زمینه ساز درک صحیح تر نظریه شعر وی و برجسته ساختن جایگاه منحصربه فردش به عنوان یک نظریه پرداز ادبی می گردد؛ ازاین رو هدف نگارندگان در این پژوهش تبیین سازی مفهوم ادبیت از منظر ادونیس می باشد که در راستای تحقق آن ابتدا، به تبیین مفهوم ادبیّت و مهم ترین مؤلفه های آن را با تکیه بر نظرات ناقدان عربی و غربی پرداختیم سپس از طریق مقایسه این مبانی، با نظریات ادبی ادونیس تلاش نمودیم تا به دیدگاه ادبیّت وی دست یابیم. نتایج پژوهش حاکی از آن می باشد که ادونیس در نظریه ادبیتش واژه ی شعریت را معادلی برای ادبیّت قرار داده و بمانند ناقدان غربی و عربی از ادبیّت به عنوان نظریه ای برای تأمل در داوری های زیبایی شناختی متن بهره گرفته است بعلاوه ازنظرش مرحله کتابت، به مثابه حلقه پیوند میان مرحله اول (شفاهی) با مرحله سوم، (نوگرایی ادبی) می باشد و شعر در این مرحله به ساختاری باز با دیدگاه های متعددی تبدیل می گردد
۲۸۵.

تحلیل جامعه شناختی رمان «طیور جریحه» اثر احمد السعید مراد با تکیه بر آرای لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۷
لوسین گلدمن نظریه پرداز حوزه ساخت گرایی دوران معاصر است که دیدگاهی جامع نسبت به جامعه شناختی متون دارد و با تکیه بر رویکرد وی امکان ارائه تحلیلی متقن در متن آن برای محقق فراهم می شود. احمد السعید نویسنده مصری برای تصویرسازی مشکلات، و مصیبت های اجتماعی ای که سرزمین مادری اش دچار آن بود، آثار در خور توجّهی را از خود بر جای گذاشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ساخت گرایی رمان طیور جریحه مطابق دیدگاه جامعه شناختی لوسین گلدمن پرداخته و نگاه نقادانه در رمان حاضر گویای این امر است که وضعیت اجتماعی جامعه از آنجایی که مردم نقش محوری در آن دارند با نظریه جامعه شناختی گلدمن گره خورده است. نتایج حاصله گویای آن است که احمدالسعید جهت پیوند میان رمان خویش با جامعه به صورت صریح به بررسی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر مقوله های مربوط به جامعه می پردازد. بُعد جهان بینی دربردارنده تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و سیاسی مردم بوده و نویسنده علاوه بر ترسیم زندگی اقشار مختلف، آن ها را از هم جدا و در پی بیان مصائب پیش آمده از اختلاف طبقاتی در گروه های مختلف جامعه از جمله زنان بوده و با زبانی تند به توبیخ طبقه اشراف پرداخته و بیشتر اوقات با اعتقاد راسخ به آیین اسلام آن را راه نجات بشر معرفی نموده و جهان نگری، قهرمان پروبلماتیک، چیزوارگی، فاعل فرافردی، و...که در اتفاقات اسفبار طبقه پرولتاریا در قبال طبقه اشراف و بورژوا بازتاب یافته در این رمان برجسته است.
۲۸۶.

تقنيات الصورة الفوتوغرافية في رواية «جوع العسل» لزهران القاسمي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
الهدف والمقدمه:  تهدف هذه الدراسه لإبراز النقاط المحوریه المتمثله بتقنیات الصوره الفوتوغرافیه، وإظهار الفواعل الدرامیه لها، کی تنتج عنصر الحرکه والنظم فی النص القصصی، إمّا من خلال الصور الاستذکاریه أو الإتیان بإطار یتمیّز بعنصر السرد الروائی. ولإبراز مدى تفاعل المرسل مع مقومات الصوره الفوتوغرافیه وقواعدها فی السرد الروائی، وإیجاد حدث درامی من خلال تصویر البیئه المحیطه بالشخصیات الرئیسه للروایه، وهذا ما یقترن فی الکتابه بالکلمات. تعیین بعض التفاصیل المتعلقه بالنص السردی کقُرب وبُعد الأشیاء فی زوایا الإطار، وتجسید خطوط الأفق فی تصاویر البیئه الجبلیه والصحراویه، واستبعاد وتقریب العناصر لاستشعار العمق الفراغی فی الصور. الفنون البصریه أو الفنون المرئیه هی التی تُنتج للمتلقی أعمال فنیه ضخمه، ثم یقوم النقاد والمتخصصون فی کل مجال من تلک الفنون بتقییمها حسب آلیاتها الفعّاله وما تقدمه من مفاهیم قیّمه للمتلقی، وفقاً للغه المرئیه التی تلهمه بأفکار ورموز، وأحیاناً دلالات معقده غیر سطحیه بهدف تخلید بعض الأحداث التاریخیه، والموضوعات الأدبیه والاجتماعیه، والسیاسیه، وما شابهها، و الأثر الفنی الواحد کفیل بإیضاح قضیه یصعب شرحها باللغه المکتوبه أو المنطوقه، وهذا ما یدل على مهاره استیعاب الفنان فی اختیار الأسالیب البصریه المتناسبه مع إدراک المتلقی. ونجدر بالذکر أهم الفنون المرئیه ذات الصله بالأدب الروائی؛ فن الرسم، والمسرح، السینما، خاصه الفوتوغرافیا. تعتبر الصور الفوتوغرافیه أهم عناصر اللغه المرئیه فی العصر الراهن، حیث یقوم الفنان بتوظیفها لنقل الأحاسیس والمعلومات کأداه إشاریه، وقد تلعب هذه الصور دوراً مهمّاً فی توحید الأفراد والشعوب المختلفه؛ لأنّها تحتوی على لغه مرئیه یتفق علیها جمیع أقشار المجتمعات البشریه. إنتاج الصور أمر ضروری لتخلید الحضارات الإنسانیه بصوره دقیقه، فنرى أنّ للصور الفوتوغرافیه مکانه مرموقه فی عصرنا الحالی نظراً لمواکبتها التطورات التقنیه منذ القرن التاسع عشر، لذا تُستخدم لأغراض جمه؛ وثیقه ومستند، وعمل فنی، وخطاب بصری، أو للتعبیر عن الحالات النفسیه. إنّ الخلفیه التی تتمیّز بها الصور الفوتوغرافیه هی محاوله الإنسان لتسجیل نشاطاته العلمیه وواقعه الاجتماعی، وفی هذه الحاله قد یحل الفنان محل الراوی الذی یروی الحدث بواسطه الرؤیه المرئیه.المنهجیه: تناول هذا البحث تقنیات وأنماطاً متعدّده للصور الفوتوغرافیه وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی والتداولی، فکشف عن تفاعل النص الروائی مع آلیات الصوره الفوتوغرافیه وکیفیه تمکّن المرسل من إیصال الفکره المتجلیه من الوحدات البنائیه الأساسیه للسرد، إلى المرسل إلیه.المستجدات: تتسم روایه "جوع العسل" لزهران القاسمی بقواعد فوتوغرافیه عدّه حیث یجسّد فیها الراوی ثیمات الصور الفوتوغرافیه لما لها من قدره على التفاوض مع الأحداث وخاصه فی القرى العمانیه. وظف القاسمی تقنیه الصوره الفوتوغرافیه لتجسید الحیاه الاجتماعیه والمعیشیه فی بعض القرى العمانیه، والترکیز على أعمال النحالین الثلاث فی البیئه الجبلیه ورحلات بحثهم عن العسل الجبلی، وإظهار أسلوب الحیاه فی هذه المناطق کالسهول، والأودیه، والفلاه، وسفوح الجبال، وتحدیداً تخوم الجبل الأبیض وسلسله جبال الحلوى، أو تجسید الثقافه العمانیه خاصه فی المناسبات المختلفه المتجلیه فی الحفلات المتنوعه، وطریقه اللبس، والأکل، واللهجه، والموسیقى، والجوانب الدینیه.البحث والنتائج: تقدم الصوره الفوتوغرافیه نظره شامله للمرسل إلیه، وتُعبّر عن أفکار المصوّر وکیفیه خیاراته لبعض العناصر وترتیبها فی الإطار، وهذا الأمر یُعبر عن قدره الصوره المرئیه على مد جسور التواصل بین أنا الفردیه والجماعیه. وقد تعالج الصوره الواحده قضایا عدّه من المجتمع البشری من خلال نشرها على مواقع التواصل أو الصحف والمجلات والکتب، وبوصفها لغه مرئیه تنضم للخطاب البصری المندمج بالخطاب اللسانی لتکمله الفکره السائده؛ لأنّ المرسل إلیه لا یمکنه تحلیل الخطاب المرئی دون اللجوء للخطاب اللسانی واللغه المکتوبه للکشف عن الأبعاد المختلفه لها کالبُعد الاجتماعی أو السیاسی والاقتصادی والنفسی والإرشادی والسیمیائی وخاصه الأدبی، لتعالقه التام بالصوره المرئیه والواقع الملموس، لذا نوعیه العلاقه بین السرد الروائی المشبع بالتقنیات المرئیه، والخطاب البصری، خاصه الصوره الفوتوغرافیه بین أخذ وعطاء، فغالباً ما نرى أنّ النقاد السینمائیین یقومون بتحلیل اللقطات المأخوذه من الفیلم وفقاً للنص الروائی المقتبس قبل تحوله لشریط فلمی. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ الإحاطه بهذه التقنیات یثری الصوره ویجعلها حریه لإیصال الفکره المشترکه بین جمیع الصور، وبالتالی إیجاد معنى نفسی یتولّد من الصور التی لها ملامح فوتوغرافیه وفقاً للقواعد المفروضه فی هذا المجال. یقوم السارد فی بعض الفقرات بتوظیف عناصر عدّه للصوره المرئیه کی یسهّل وصول المعنى المعمق للمتلقی، فتظهر فی الصوره کتل عملاقه أثناء وصف المشهد وتستحوذ على مساحه عملاقه من الإطار، ومن خلال تسجیل بعض الأحداث الروائیه وفقاً لقواعد الصوره تمکّن السارد من إظهار میزات اللغه المرئیه، کشدّ انتباه المتلقی وتبیین التفاصیل المتعلقه بالمسافه داخل إطار الصوره من خلال استبعاد العناصر وتقریب أشیاء أخرى. إنّ بعض الصوره الفوتوغرافیه المعروضه فی هذه الروایه تعمل کخطاب بصری لتوثیق الأحداث المنسیه وتتضح بواسطتها المسافات المحدده بین الأشیاء فی الإطار خاصه فیما یتعلق بعناصر الطبیعه المذکوره فی الروایه کالجبال والأودیه والزهور الجبلیه و...، وفقاً للقاعده الأفقیه، أو إظهار العناصر المتمیزیه فی مقدمه الصوره، واستخدام هذا الأسلوب یساعد المرسل لإیصال مدى أهمیه العنصر المقدَّم، کما أنّ من خلال قاعده عین المشاهد تمکّن الراوی من تجسید امتداد حدود الرؤیه، فی هذه الحاله یتراءى للمتلقی وکأنّه یبحث عن نقطه نهائیه فی المساحه الممتده، فهذه القاعده تعطی المتلقی شعور المشارکه والمشاهده فی الحدث، من هذا المنطلق یتشعّب البحث لمحاور عدّه تصب فی هذا المسار کقاعده الأفق والمقدمه وعین المشاهد والأنماط التکراریه والعمق الفراغی.
۲۸۷.

ظاهر التهجين في رواية (سيدات القمر) للروائيّة العُمانية جوخة الحارثي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
یسعى علم الاجتماع اللغوی، من خلال دراسه التأثیر المتبادل بین اللغه والمجتمع، إلى تحلیل دور اللغه فی التفاعلات الإنسانیه. وتُعدّ الروایه، بوصفها خطاباً لغویاً یتضمن طیفاً واسعاً من الأسالیب الأدبیه، نافذهً تُطلِع القارئ على الوقائع الاجتماعیّه من منظور لغوی. ویُعرَف التهجین بأنه المزج بین اللغه وأسالیب أدبیه متنوعه ضمن عمل أدبی واحد، لیُتیح تحلیل الروایه من منظور یجمع بین تنوع الأصوات والرؤى، کما یُوفّر إمکانیه دراسه طیف واسع من الأصوات الفردیه والاجتماعیّه. وتُجسّد روایه "سیدات القمر" لجوخه الحارثی حضوراً جلیاً لأشکال التهجین. وتسعى هذه الدراسه إلى استعراض وتحلیل تجلیات التهجین فی هذه الروایه باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی. وقد أظهرت النتائج أنّ التهجین یتجلی فی هذه الروایه فی بُعدین رئیسن: بُعد غیر قصدی وبُعد قصدی. فی البُعد غیر القصدی، استخدمت الکاتبه، بصوره غیر واعیه، مفردات مُستعاره من اللغه العربیّه الفصحى. أما فی التهجین القصدی، فقد ارتقَت الحارثی بمستوى دمج لغتها الروائیه مع أنماط أدبیه متعدده من خلال استخدام عناصر التناص مع القرآن الکریم والحدیث النبوی الشریف، واستخدام الأمثال الشعبیه واللهجه العامیه العمانیه، إضافهً إلى التهجین بالتنضید. الکاتبه وظّفت عناصر التهجین لعکس التباینات الطبقیه فی المجتمع، ولتعزیز التوجیهات الدینیه وتقدیم العِبر الأخلاقیه، ولتأکید المرتکزات الثقافیه لمجتمعها، ما أسهم فی جذب القارئ وإثراء الروایه، وکان له أثرٌ بالغ فی عرض أصوات الشرائح المختلفه فی المجتمع وتمکین القارئ من إدراک التناقضات الکامنه فی نسیجه.
۲۸۸.

واکاوی بینامتنیت صریح و ضمنی در نمایشنامه«الحسین ثائراً و شهیداً» اثرعبد الرحمن الشرقاوی، بر اساس نظریه بینامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
ژرار ژنت (1930/2018م) معتقد است، هیچ متنی اصیل نیست، بلکه واگویه ی متون پیشین است .او حضور عنصر یا عناصری از متون پیشین در متن حاضر را تحت عنوان بینامتنیت می داند و آن را به سه دسته صریح، غیر صریح و ضمنی تقسیم می کند. نویسندگان بسیاری با داشتن زمینه های اعتقادی جهت تعالی بخشیدن به نوشتار خود میان مطالب خویش و کتب پیشین با موضوعاتی همچون دینی و تاریخی ارتباط بینامتنی برقرار کرده اند. عبد الرحمن الشرقاوی (1921/1987م) از اهل سنت و جماعت است و نمایشنامه ی «الحسین ثائراً و شهیداً» اثر اوست که در رابطه با واقعه عاشورا است که جزء مهمی از فرهنگ شیعه می باشد. بررسی رابطه بینامتنی و اشراف نویسنده بر متون گذشته جهت بیان صحیح و به دور از اشکال در این اثر امری ضروری به نظر می رسد که این جستار با روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی-توصیفی به این مهم پرداخته است. یافته ها نشان می دهد، شرقاوی در راستای ارتقاء نوشتار خود بدون تعصب فرقه ای ، به نقل عاشورا پرداخته و از متون معتبر در جای جای اثر خود بهره جسته است تا بر وثاقت علمی و اعتبار اثر به شیوه ی آکادمیک بیفزاید او در رابطه بینامتنی با متون دینی موفق بوده ولی در بینامتنیت تاریخی چندان موفق عمل ننموده و به نظر می رسد در بیان برخی حوادث بر ذهن خود تکیه داشته است.
۲۸۹.

الاستلزام التخاطبي في ثمان من الرسائل السياسية لنهج البلاغة علی ضوء نظرية مبدأ التعاون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
إنّ الاستلزام التخاطبیّ من أهم الاتجهات التداولیّه التی تنبنی علی المعنی الاستعمالیّ؛ حیث تقوم هذه النظریّه علی أننا نقول شیئاً ونستلزم شیئاً آخر وذلک من خلال الاهتمام بالملابسات القائمه فی استعمال اللغه للتعبیر عن المقاصد التلمیحیّه التی تتخطّى بنیتها النصّیّه إلی سیاق الموقف. لقد أقرّ بول غرایس بالاستلزام التخاطبیّ علی مبدأ التعاون، وذلک باستخدام أربع قواعد، هی: قواعد الکمّ، والکیف، والمناسبه، والطریقه، وذلک قصدا لاتّباع طرفی الخطاب من قوانینه؛ فإنّ مراعاه هذه القواعد فی الخطاب تؤدّی إلی التسویه بین المعنی الحرفیّ والمعنی الضمنیّ ولکن بمجرد نقض أیّ من هذه القواعد سیمیل الکلام إلی المعنی الضمنیّ، بحیث یحتاج الکشف عن المعنی إلی الاهتمام بالقرائن السیاقیّه وأحوال المرسِل والمرسَل إلیه. ونظرا لوجود الخطاب التواصلی والتفاعلی فی نهج البلاغه وبسبب التوظیف التداولی للّغه، فلابدّ من وجود مقاصد ضمنیه فیه، وهذا یستدعی التأمّل للوقوف علی المعانی التی یبتغیها الإمام علی (ع) وتستلزمها القصدیّه. تتبّع البحث الراهن المقاصد الضمنیّه فی ثمان من الرسائل السیاسیه عبر رصد الاستلزامات الحواریّه وفقا للقواعد الأربعه المذکوره فی نظریّه مبدأ التعاون وخرقها فی الأسالیب اللغویّه للخطاب، معتمداً علی المنهج الوصفیّ التحلیلیّ فی ضوء النظریّه التداولیّه. یستنتج من البحث أنّ لغه رسائل الإمام (ع) لم تخضع لأنساق لغویّه معیّنه فحسب، بل إنّ تجربه صاحبها تنبنی علی القصدیّه التداولیّه بعرض مقاصده للتأثیر فی المخاطب، وذلک لصلتها بالسّیاق الخارجیّ، کما وظّف الإمام (ع) الاستلزام مبنیّا علی خرق مبدأ التعاون؛ لأنّ مقاصده لم یناسبها المعنى الحرفیّ للکلام، مثل التهدید، والتخویف، والإرشاد، والتذکیر وغیرها؛ لهذا استخدم المعنی الضمنیّ والتأویل البعید، بناءً علی الاستراتیجیّه التلمیحیّه بانتهاک کلّ القواعد الأربعه لمبدأ التعاون، وفی رأسها قاعده المناسبه وقاعده الکیف، حیث یعبّر الإمام (ع) عنهما أکثر من غیرهما وذلک کلّه لشحنات قصدیّه وفکره دینیّه ومعرفه مشترکه بینه (ع) والمخاطب.
۲۹۰.

ارزيابي و سنجش ابعاد هوش عاطفی (EQ) در رمان «رأيتُ فيما يری النائم» اثر نجيب محفوظ و «چشم ةايش» اثر بزرگ علوی بر اساس نظريه دانيل گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۲
هوش عاطفی که نخستین بار توسط دانیل گلمن مفهوم پردازی شد، به توانایی شناخت و مدیریت هیجانات فردی و اجتماعی می پردازد. این مفهوم که شامل ابعاد خودآگاهی، خودمدیریتی، خودانگیزشی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط است، می تواند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایه های روان شناختی شخصیت ها در آثار ادبی باشد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به تطبیق ابعاد هوش عاطفی (EQ) بر پایه نظریه دانیل گلمن در دو رمان برجسته، «چشمهایش» اثر بزرگ علوی و «رأیتُ فیما یری النائم» اثر نجیب محفوظ می پردازد. ضرورت این پژوهش از جایگاه ممتاز دو رمان در ادبیات فارسی و عربی و نیز از ظرفیت نظریه هوش عاطفی در ایجاد پیوندی میان روان شناسی و نقد ادبی سرچشمه می گیرد. ازاین رو، اهداف نگارندگان، بررسی تطبیقی ابعاد هوش عاطفی در شخصیت های دو اثر و تبیین کارکرد سیاسی-اجتماعی آن در رمان «چشم هایش» و کارکرد وجودی-هویتی آن در رمان «رأیتُ فیما یری النائم» است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بزرگ علوی در رمان خود شخصیت هایی را در بستر مبارزات سیاسی خلق می کند، در حالی که نجیب محفوظ از طریق روایتی سورئال به کاوش در روان انسان می پردازد. همچنین شخصیت های رمان «چشمهایش» از مؤلفه های هوش عاطفی عمدتاً در راستای پیشبرد اهداف سیاسی و مقاومت بهره می برند. در مقابل، در رمان «رأیتُ فیما یری النائم»، هوش عاطفی به شکلی فطری و درونی در شخصیت اصلی برای مواجهه با بحران های وجودی و هویتی به کار گرفته می شود. با وجود شباهت هر دو نویسنده در استفاده از هوش عاطفی برای عمق بخشیدن به شخصیت ها، تفاوت اصلی در هدف نهایی آن هاست: علوی بر کنشگری در جهان بیرون (اجتماعی-سیاسی) و محفوظ بر کاوش در جهان درون (فردی-وجودی) تمرکز کرده است. این پژوهش، کارآمدی مدل گلمن را در تحلیل لایه های عمیق روان شناختی در ادبیات داستانی با بافت های فرهنگی و سبکی متفاوت تأیید می کند.
۲۹۱.

المفارقة الدعائية وأنماطةا اللفظية، والنغمة، والحكاية أو الإيةام، والإلماع دراسة في بنية الدلالة لأدعية مفاتيح الجنان نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۲۸
إنّ مفاتیح الجنان کتاب له قیمه بالغه ومکانه عظیمه، لما فی أدعیته من المعرفه الإلهیه والخلقیات الإنسانیه البنّاءه. والأدعیه هذه فی غالبیتها نصوص أدبیه تندرج ضمن الأدب القدیم، فهی حافله بکثیر من الملامح البلاغیه والفنیه الکلامیه، منها المفارقه فی أنماطها المختلفه. یقتصر هذا البحث على المفارقه، حسب بنیتها الدلالیه، کالمفارقه اللفظیه، ومفارقه النغمه، ومفارقه الحکایه أو الإیهام، والإلماع، ثمّ تطبیقها علی أدعیه مفاتیح الجنان فقط دون الزیارات والملحقات والباقیات الصالحات، لیتقصّى هذه التقنیه من جانب واحد ولئلّا یصاب بالتشتت والسطحیه فی الدراسه والتحلیل حتى یصل إلى هدفه بأعلى مستوى یتسنّى له. فالمفارقه تقنیه قدیمه الاستخدام جدیده المصطلح، یستخدمها المبدع الموهوب لیظهر ما قصده من الرسائل، ناتئاً بارزاً عبر التضاد والتناقض بین طرفی القول. ولیس للمفارقه تعریف جامع مانع، بل لها أنماط مختلفه وأنواع متعدده حسب درجتها وصیاغتها وطرفیها وما إلى ذلک؛ فمن الصعب أن نحصل على تعریف محدد. والتقنیه هذه تُستخدم لإبراز أفکار المبدع وعواطفه، لتؤدّی إلى الصحوه والحث. والقاسم المشترک بین أنواعها، وأنماطها، وأسالیبها هو التضاد بین المظهر والمخبر. وقد بیّن هذا البحث المتواضع، المواضع التی لها بنیه مفارقیه فی أنماطها المختلفه، عبر تحلیل النص الدعائی، واعتمادا علی المنهج الوصفی التأویلی والتحلیلی، لتقصی المفارقه وتبیین أنواعها وفک شفراتها، محاوله الوصول إلى المعانی الخفیه والمدلولات المختبئه وتسلیط الضوء على المعنى المقصود، حسب بنیتها الدلالیه، وفقاً لتقسیم محمد العبد. وفی النهایه، قدّمت أهم الملحوظات والنتائج التی توصلت إلیها الدراسه؛ ومن أهمّها أنّ المفارقه فی الأدعیه ولیده المواقف النفسیه وحصیله الإدراکات العقلیه، کما استُعینت بها لتجسید الواقع الإنسانی وإخراجه من نطاق الذاتیه المجرده إلى نطاق الموضوعیه الحسیه، کما أن التنویع فی أنماطها یدلّ علی تمکن الداعی فی الخطاب.
۲۹۲.

کارکرد سطح توصیف الگوی نورمن فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی رمان برید اللیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۸
گفتمان، حاصل مطالعه زبان به عنوان یک پدیده ی اجتماعی یا رویکرد جامعه شناختی به مقوله زبان است و دلالت بر آن دارد که متن امری اجتماعی است که در خلال روابط اجتماعی و نه مستقل از آن تکوین می یابد. تحلیل گفتمان روشی نوین برای پژوهش در متن های ارتباطی است. در این رویکرد برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه دیگر صرفا با عناصر نحوی تشکیل دهنده ی جمله به عنوان عمده ترین مبنای تشریح معنا روبرو نیستیم؛ بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ارتباطی و مانند آن می پردازیم. تحلیل انتقادی گفتمان نگرشی است که در سال های اخیر به وجود آمده و به تبیین روابط میان گفتمان و قدرت اجتماعی می پردازد؛ این نوع تحلیل مشکلات اجتماعی را مورد توجه قرار داده و مفاهیمی چون طبقه، نژاد، جنسیت، فمینیسم، هژمونی، نابرابری و امثال این عوامل را بررسی می کند. نورمن فرکلاف از بزرگترین نظریه پردازان در این رویکرد به شمار می رود. او تحلیل انتقادی گفتمان را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مدنظر قرار می دهد. به باور وی در داخل متن مجموعه ای از عناصر وجود دارد که نه تنها به یکدیگر مرتبط بوده بلکه کلیتی را می سازند که بدان گفتمان می گویند. هدی برکات نویسنده ی لبنانی معاصر در کتاب برید اللیل به بررسی زندگی مهاجران و آوارگان و پناهندگی می پردازد. در این تحقیق براساس روش توصیفی تحلیلی و به هدف تببین و تحلیل سطح توصیف گفتمان انتقادی  به بررسی رمان "برید اللیل" پرداخته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آنست که کاربست واژگان هم معنا، متضاد، هم نشین، تکرار، رسمی و محاوره ای و  استفاده از استعاره بستر مناسبی برای توصیف شرایط مهاجران عرب در کشورهای اروپایی است.
۲۹۳.

دراسة العلامات البلاغیة المتعلّقة بمفهوم السّلام وتجنّب الحرب فی شعر سنان أنطون بناءً علي الأنماط الثلاثة للعلامة في نظریة بیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
السیمیائیه الأدبیه تبحث عن دور العلامات اللّغویه فی إنشاء عمل أدبی وتکشف جوهره الدلالی من خلال اکتشاف الهیکل الدلالی للعمل. یعد تشارلز ساندرز بیرس أحد رواد السیمیائیه الذی قدم منهجًا نقدیًا دقیقًا لتحلیل الأعمال الأدبیه من خلال تقدیم الأنماط الثلاثه للعلامه. وفی رأیه، تظهر العلامه من التفاعل بین المکوّنات الثلاثه للممثّل والموضوع والمؤول. سنان أنطون شاعر عراقی والسّلام وتجنّب الحرب من أکثر المواضیع شیوعاً فی قصائده، وفی خلق موضوعاته، یستخدم العلامات البلاغیه؛ لذلک، یحاول البحث الحالی شرح تشکیل العلامات البلاغیه المتعلّقه بالسّلام وتجنّب الحرب بناءً على نظریه بیرس فی السیمیائیه وتحلیل دور مکوّنات العلامات الثلاثه فی استکمال مفهوم هذه العلامات. وفقاً لنتائج البحث، فإن العلامات تتکون من مثلث الممّثل والموضوع والمؤول، ولها ثلاث علامات فرعیه داخل نفسها. أولاً: علامه نوعیه تبیّن مدى ظهور بعض الأحداث، ثمّ یتمّ توسیعها بعلامه جزئیه ووصف لأجواء العراق المتوتّره والمتشته بالحرب والتجارب العملیه للعراقیین فیما یتعلّق بالقصف والدّمار والخوف وإنعدام الأمن، وتتّسع معناها بعلامه عامه وموقف الشاعر، وتکتمل فی قضیه الحرب والسّلام.
۲۹۴.

القصه القصیره جداً والآلیات التکثیفیه فی مجموعه "خیوط متشابکه" "ل محمد محقق"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
إنّ السرعه أصبحت تضع بصمتها على جمیع جوانب الحیاه البشریه بما فیها الجانب الأدبی، الذی یعدّ الصوره الکامله للمجتمع الإنسانی. ظهور القصه القصیره جدّاً لم یکن محض ظهور مباغت، وإنما کان بدافع متطلبات الحیاه الحدیثه التی ترید إنجاز الأمور بسرعه فائقه، فظهر هذا النوع القصصی القصیر جداً یحمل الأفکار المکثّفه والواسعه على أسس جوهریه لا غنى عنها. یعدّ التکثیف أحد هذه الأسس لبناء قصص حدیثه وقصیره ومکثفه کما یتضح من عنوانها، فالقاص ولکی یتوصل إلى التکثیف لا بدّ وأن یوظّف بعض الآلیات فی قصصه؛ لیتمکن من کتابه نص قصصی ممیز یجذب القارئ إلیه ویشدّه لقراءته. إنّ الاعتماد على المنهج البنیوی فی دراسه عیّنات قصصیه قصیره جداً أدّى إلى أنّ عدم اقتصار التکثیف على التقلیل من عدد الکلمات فحسب، وإنما شمل الفکره والشخصیه والزمکانیه، فضلًا عن التکثیف اللغوی والصوری والحدثی، فتمکن القاص محمد محقق باستخدام آلیات المفارقه وفعلیه الجمل أن یحقق نصوصاً قصصیه مکثفه، لکن الطرق التی اعتمدها القاص لم تختصر على هذه فحسب، بل إن التناص والرمزیه أیضاً یسجلان حضورهما کآلیتین تمکن القاص من خلالهما کتابه نصوص قصصیه مکثفه، ولکن بنسبه أقلّ عن المفارقه وفعلیه الجمل، وهذا ما یجعل الطرق المذکوره أکثر استخداماً فی المجموعه القصصیه موضع الدراسه، وذلک بإجاده وإتقان کبیرین.
۲۹۵.

إستراتيجيات الإقناع اللغوي في خطابات النبي (ص) السياسية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۷۷
الإقناع هو التقنیه اللغویه الهادفه مع الآلیات والإستراتیجیات التواصلیه، من أجل تنظیم سلوک معین فی عملیه الخطاب؛ لذلک یسعی المتحدث إلی تغییر معتقدات الآخرین وسلوکهم باستخدام الإستراتیجیات اللغویه، باعتبارها أحد أهم مکونات القوه الناعمه، ویمکنه أن یحقق أهدافاً محدده، ویعید إنتاج الأسلوب الکلامی المثالی من خلال اختیار أنماط التواصل المتنوعه وأسالیب الکلام المدوّنه. فبما أنّ الإقناع یتوجه خطابیاً من مرسِل إلی مرسَل إلیه، ویکون قصد المرسِل هو التأثیر علی المرسَل إلیه عقلیاً وعاطفیاً لیسوقه إلی قبول رأیه أو معتقده فی شیء ما، فیقوم علی الحجه والبرهان من أجل إسکاته بحججه. لقد سعی هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، إلی دراسه جوانب کفاءه النبی (|) التداولیه والبلاغیه، وشرح الاستخدام المهیمن للغته السیاسیه، وفق سیاق الموقف، مما یساعد فی حل الأزمات السیاسیه والمشاکل الاجتماعیه الراهنه. تدل نتائج البحث علی أنّ بنی اللغه السیاسیه للرسول الکریم فی شکل الآلیات اللفظیه والبلاغیه والقیاسیه، بالإضافه إلى فن التصویر، کانت لها وظیفه إقناعیه سهّلت عملیه إقناع المخاطبین وتوجیههم وهدایتهم فی عملیه الخطاب.
۲۹۶.

عناصر الإيقاع ودلالاتها في ملحمة كربلاء الشعرية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
لا شک أن الموسیقى جانب هامّ فی الشعر، بحیث إن خلا الشعر من الموسیقى والإیقاع فیخف تأثیره على المتلقی ویقترب من النثر العادی. فلذا عنی نقاد الشعر بموسیقى الکلام بوصفها عنصرا أصیلا فی البنیه الشعریه. «کربلاء» ملحمه شعریه تاریخیه تتناول بأسلوب أدبی خلاب سیره الإمام الحسین (g) منذ ولادته حتى استشهاده، والتی قام بإنشادها الشاعر اللبنانی المعاصر، سعید العسیلی (1929 1994م). ومن المیزات الأسلوبیه البارزه لهذه الملحمه الأدبیه هو أن العناصر الموسیقیه جاءت بصوره فنیه لتؤثر على المتلقی. ومن حیث أن الأدب الفنی یتمیز عن الکلام العادی باستخدام الموسیقى الساحره والجرس اللفظی الرنّان، ففی شعر العسیلی ساعدت موسیقى الحروف والکلمات والعبارات الشاعرَ على أن یلبس شعره رونقا وجمالا، بحیث أثر هذا الإیقاع على التعبیر الأحسن عن الوقائع والأحداث والمشاعر والأحاسیس. فی هذا المقال، تطرقنا بمنهج وصفی تحلیلی إلى أهم العناصر الموسیقیه فی ملحمه کربلاء وأثرها فی أداء المعانی ودورها فی إیصال المدلول إلى ذهن المتلقی. ففی نظره عابره، یمکننا القول إن العناصر الموسیقیه الخارجیه (مثل الوزن العروضی والقافیه) والداخلیه فی نوعیها الصوتی (مثل التکرار والتجنیس و...) والمعنوی (مثل التقابل والتناسب و...) زادت الأشعار إیقاعا وساهمت فی خلق فضاء موسیقی موحیه وساعدت على أداء المعانی بصوره أفضل.  
۲۹۷.

السيّد محمّد علي العدناني وقصيدتة الدالية في رثاء الإمام الحسين (ع) دراسة أسلوبية (المستوی الصوتي أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
تهتمّ الأسلوبیه بالمستوی الصوتی ودوره فی انتاج المعنی اهتماماً کبیراً وذلک لما لقیه علم الأصوات من مکانه مرموقه فی ضوء علم اللغه الحدیث. السیّد محمّد علی العدنانی من أبرز الشعراء فی محافظه خوزستان فی ایران. یقوم هذا البحث عبر المنهج الوصفی-التحلیلی بدراسه البنیه الموسیقیه بمستواها الخارجی والداخلی. تشیر نتائج البحث أنَّ الشاعر فی الإیقاع الخارجی یرغب إلى استخدام البحر الخفیف الأکثر مقاطع والأوسع مساحه. وأمّا بالنسبه إلی إیقاع الموسیقه الجانبیه، فالقافیه مطلقه لأنّ الروی المطلق یتّسق مع الطبیعه الإنشادیه للشعر ویتجاوب مع رغبه الشاعر فی إیصال صوته إلی المتلقی بصوره جلیه. وأمّا فی الإیقاع الداخلی تناول البحث الأصوات المجهوره والمهموسه والتکرار والتجنیس وردّ الصدر علی العجز والطباق ومراعاه النظیر والإرصاد. وأمّا بالنسبه إلی حرف الروی، فلقد شکلت الأصوات المجهوره حضوراً مسیطراً فی روی القصیده. أمّا فی التکرار فقد تبین أنَّ الشاعر اتخذه مفتاحاً أساسیاً للولوج إلی عالم النّصّ الداخلی. وأمّا بالنسبه إلی استقراء التجنیس فوجدنا لجناس غیر التام والجناس الإشتقاقی حضوراً مکثفاً. وأمّا بالنسبه إلی الطباق استطاع الشاعر من خلاله أن یهب خطابه الشعری ثراء علی المستوی الإیقاعی والدلالی. وأمّا بالنسبه إلی مراعاه النظیر استطاع الشاعر من خلالها أن یأتی بعبارات متناسبه ومتناغمه ومتلائمه انتهی بها إلی خلق أغنیه وموسیقى ممتعه فی الکلمات. وأمّا بالنسبه إلی الإرصاد استطاع الشاعر من خلاله أن یستغل الفنون البلاغیه التی تحقق موسیقیاً عالیاً کالتکرار والإزدواج والتصریع.
۲۹۸.

سيميائيّة العتبات النصّيّة في رواية «القنافذ في يوم ساخن» لفلاح رحيم (وفق نظريّة بيرس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
تُعدّ العتبات النصیّه مجموعه من العناصر النصیّه والمحیطه بالنصّ المرکزی التی تؤدّی دورًا محوریًا فی توجیه القارئ وإعداده ذهنیاً وجمالیاً للتفاعل مع النص السردیّ. وتشمل هذه العتبات مجموعه من المکوّنات المهمه التی تُمهّد للنصّ وتضیء أفق القراءه، ومن أبرزها العنوان الرئیس الذی یشکّل البوابه الأولى للدخول إلى عالم النصّ، والعناوین الفرعیه التی تنظّم المحتوى وتکشف عن محاوره، بالإضافه إلى الإهداء الذی یعکس أبعاداً وجدانیّه وشخصیّه، والتصدیر الذی یُعدّ مدخلاً تأملیاً وفکریّاً یُضیء بعض الإشکالیات المطروحه فی النص. وقدأصبحت دراسه هذه العتبات ظاهره نقدیّه بارزه تعرّضت لاهتمام النقاد، لاسیّما فی مجال السیمیائیّات. یهدف هذا البحث إلى دراسه عتبات روایه «القنافذ فی یوم ساخن» لفلاح رحیم، الروائیّ العراقیّ، وذلک فی ضوء المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ، معتمداً على أدوات نظریه بیرس السیمیائیّه فی تحلیل العلامات والدلالات التی تنبثق من العتبات النصیّه بوصفها مداخل تمهیدیه ذات طابع إرشادی وجمالی فی آنٍ واحد. توصّلت الدراسه إلى أنّ العنوان فی هذه الروایه، یمثّل علامه رمزیّه تحمل دلالات عمیقه تشکّل مفتاحاً جوهریاً لفهم مضمون الروایه واستیعاب أبعادها. إهداء الروایه إلى الشهید «کامل شیاع» علامه رمزیّه تشیر إلى قیم المقاومه والوعی الوطنی وتجربه المنفى والعوده فی ظلّ التحدیات السیاسیّه. التصدیرات المستخدمه فی الروایه تتراوح بین العلامات الرمزیّه والأیقونیه وتدلّ علی غیاب الوحده الوطنیه وتعمیق مشاعر الاغتراب والانفصال فی الوطن والمنفی.
۲۹۹.

تحلیل الخطاب النسوی فی مجموعه «أمواج ریسوت» القصصیه لإشراق النهدی على ضوء علم السیمیائیه الاجتماعیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۵
تهدف الحرکه النسویه بصفتها توجهاً اجتماعیاً إلى المطالبه بحق المرأه المستلب والمهدر إزاء الهیمنه والوصایه الذکوریه التی تجلت سماتها على جمیع تفاصیل حیاه المرأه. انفتح الخطاب النسوی فی الأدب على جمیع الخطابات العلمیه والإنسانیه لیجد لنفسه متنفساً لتحقیق أهدافه والوصول إلى مبتغاه ولم یکن هذا الانفتاح بمعزل عن علم السیمیائیه الاجتماعیه التی من شأنها أن تبحث فی العلامات والإشارات التی تحمل شحنات دلالیه واسعه ومعقده فی بعض الأحیان ضمن التعالقات والترابطات المجتمعیه بین أفراد المجتمع الواحد أو المجتمعات المتعدده. تعتبر إشراق النهدی من الکاتبات القصصیه البارزه فی الساحه الأدبیه العمانیه فی العصر الحاضر وما یمیزها عن مثیلاتها هو إبراز المرأه کفاعل مؤثر فی تکوین التشکیله السردیه فی مجموعاتها القصصیه. من أهم التجلیات النسویه التی حاولنا أن نتعرض لها فی هذه الدراسه بقراءه سوسیو سیمیائیه ووفق المنهج الوصفی التحلیلی، یمکن الإشاره إلى: الخطاب الذکوری المهیمن ومعاناه المرأه متمثله بالمرأه المقهوره واتخاذ موقف موازی للرجل متمثلاً بالمرأه المناضله وتفاصیل التجربه الأنثویه کالحمل والإنجاب والطلاق وعلاقات المرأه بسائر النساء.
۳۰۰.

دراسه فی قصیده "یأتی العاشقون إلیک یا بغداد" لمحمد الفیتوری وفقا للقراءه الاکتشافیه والارتجاعیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۲
تسعى هذه الدراسه إلى تحلیل قصیده "یأتی العاشقون إلیک یا بغداد" للشاعر محمد الفیتوری فی ضوء نظریه مایکل ریفاتیر السیمیائیه، التی تعتمد على قراءتین أساسیتین فی تلقی النصوص الأدبیه: القراءه الاکتشافیه، والقراءه الارتجاعیه. وقد تم توظیف المنهج الوصفی-التحلیلی للکشف عن البنیه العمیقه للنص الشعری من خلال أدوات ریفاتیر المفاهیمیه، مثل: الانزیاحات، والتعابیر التراکمیه، والمنظومات الوصفیه، والهیبوغرام، والماتریس. أظهرت النتائج أن نظریه ریفاتیر تُعد منهجاً فعالاً فی تحلیل الشعر العربی الحدیث، خاصه النصوص الرمزیه ذات البعد السیاسی والحضاری، وأن شعر الفیتوری یمثل نموذجاً متکاملاً لتطبیق هذا النهج، لما یتضمنه من کثافه دلالیه ورمزیه وتعبیر عن قضایا الأمه، کما أن القصیده تقوم على نظام دلالی معقّد تتفاعل فیه العلامات الشعریه لبناء معانٍ تتجاوز السطح اللغوی إلى عمق رمزی وثقافی، وظهرت مفرده بغداد کمحور رمزی مرکزی یجمع بین المجد التاریخی والخذلان المعاصر، وتوزعت مفردات القصیده بین منظومات دلالیه ثلاث: الهویه والانتماء، والمقاومه والتحرر، والقمع والخرس الجماعی. کما لعبت الانزیاحات دورا أساسیا فی زعزعه البنیه النمطیه للنص ودفع القارئ نحو قراءه تأویلیه معمّقه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان