«خط مشی گذاری» علم عمل دولت هاست. این رشتة جدید پس از طی فراز و نشیب های فراوان، در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، به عنوان رشته ای علمی- پژوهشی پذیرفته شده است. این در حالی است که دین مبین اسلام از مدت ها قبل، ابعادی را برای آن در نظر گرفته است. مقالة پیش رو با هدف بررسی ابعاد خط مشی گذاری عمومی از دیدگاه اسلامی تدوین گردیده است. بر همین اساس، ابتدا با استناد به ادبیات موضوع بحث، تعاریفی از «خط مشی عمومی» و تصمیم گیری، ارائه شده و در ادامه، دو رویکرد فردی و سازمانی در زمینة خط مشی گذاری بررسی شده است. یافته های مقالة حاضر ارائه الگویی است که بتواند پیوندی میان دو اصل مهم «تصمیم گیری» که همان «مشورت» و «توکل» از دیدگاه اسلامی است، با دو رویکرد فردی و سازمانی برقرار سازد.
تاثیر تلویزیون در شکل دادن رفتار کودکان دارای اهمیت بسیاری است. اگر چه همه رسانه ها از جمله مطبوعات و رادیو در این زمینه نقش دارند ولی تأثیر تلویزیون به دلیل برخوردار بودن از جنبه های شنیداری، دیداری و حرکتی از بقیه بیشتر می باشد.در طول تاریخ دانشمندان زیادی از حوزه های مختلف مانند جامعه شناسی ، روانشناسی، تعلیم و تربیت، اقتصاد و ... درباره تلویزیون و اثرات آن مطالعه و پژوهش انجام داده-اند. در این رسانه می توان از روش های گوناگون برای تربیت دینی کودکان بهره جست .روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است که شامل تلخیص داده ها، تحلیل و بررسی و نتیجه گیری می باشد .نتایج تحقیق حاکی از آن است که تلوزیون دارای تاثیرات مثبت ومنفی بر کودکان است. در این رسانه می توان با استفاده از شیوه های اعطای بینش،اسوه سازی،تلقین والقا،آراستن ظاهر وتزیین کلام در جهت تربیت دینی کودکان گام برداشت. همچنین با بهره گیری از روش های تربیت اسلامی در ارکان ارتباط مانند مقبولیت فرستنده وشناخت دقیق مخاطب و ایجاد جذابیت در پیام، می توان تاثیر مثبت ایجاد نمود.نهایتا راهکارهای عملی در رابطه با کنترل تاثیرات منفی تلویزیون از قبیل نظارت وهمراهی والدین برنحوه ی استفاده از تلویزیون ارائه گردید .
هدف مقاله تبیین نگاه تربیتی به روابط عاطفی همسران در آموزه های دینی و روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی می باشد.
بر این اساس، برخی از آموزه های دینی در قلمرو توانمندی های زوجین در زمینه روابط عاطفی آنان، توصیف محتوایی شده و آثار تربیتی روابط عاطفی موثر بین همسران بررسی گردیده است.
نتیجه بررسی ها گویای آن است که از جمله مهم ترین توانمندی های عاطفی همسران در سطح شناختی و نگرشی، مثبت نگری و حسن ظن و داشتن نگرشی نعمتی به وجود همسر است و در سطح رفتاری و عملکردی، برخورد محبت آمیز با همسر و داشتن رابطه زناشوئی مناسب و لذت بخش می باشد. توانمندی های عاطفی ذکر شده در صورت شکوفا شدن می توانند تأثیرات عمیقی بر روابط عاطفی همسران داشته و در نتیجه آثار تربیتی مثبتی از جمله خوش اخلاقی، قدرت کنترل خشم، پرهیز از مراء و جدال و تقویت رابطه با خدا و عشق به پروردگار را بر هر یک از آن ها، بر جای بگذارد.
امروزه رفتار مدیران در جوامع اسلامی بیش از پیش بر رفتار سازمانی کارکنان و رفتار شهروندی مردم تاثیرگذار است؛ زیرا انتظاری از یک مدیر اسلامی آن است که به ارزش ها و اصول اخلاقی اخلاقی پایبند باشد. بی شک یکی از مهم ترین و موثرترین سازمان ها در ترویج و یا حذف اصول و ارزش های اخلاقی نظام تعلیم و تربیت است که نقش بسزایی در رشد فردی افراد ، نیز رشد اقتصادی و اجتماعی کشور ایفا می کند. درستکاری، مسئولیت پذیری، دلسوزی و بخشش از جمله ارزش های والای اسلامی هستند که رعایت آن ها از سوی مدیران نظام تعلیم و تربیت، می تواند رفتار اجتماعی و سازمانی نسل کنونی و آینده جامعه را به سمت اسلامی شدن واقعی، آنگونه که مورد تاکید قرآن کریم و سفارش پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین (ع) است، به پیش ببرد. ترویج و اشاعه اصول اخلاقی یاد شده را می توان هم از طریق منشور اخلاقی مدارس با تاکید بر این چهار اصل ارتقاء بخشید و هم از طریق کارگاه ها و دوره های آموزشی تخصصی اخلاق محور. همچنین نظارت مستمر بر موسسات آموزشی خصوصی و دولتی از طریق مراجع ذیصلاح و استفاده از سیاست های تشویقی و تنبیهی نیز می تواند بر اهمیت رعایت ارزش های اخلاقی بیفزاید.
یکی از مسائلی که همواره در زندگی انسان مطرح بوده، حق و حقیقت است. همه گروه ها و افراد به منظور دفاع از ادعاها و عملکردهایشان به مفهوم حق و عدل متوسل می شوند. این مقوله ارزش مند بر همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان، سایه افکنده است. هر کس خود را بر حق می داند و برای موجه جلوه دادن خود، موضع خویش را حق و موضع طرف مقابل را باطل معرفی می کند. حتی شرورترین افراد نیز، در ناشایست ترین اعمال، خود را صاحب حق می دانند، زیرا بر این باورند که انسان به حکم فطرت، حق گرا و باطل ستیز است. پس ناگزیر لازم است در حد توان، از حیث نظری، تصویری روشن و شفاف از حق و باطل در ذهن داشته باشیم تا در ارزیابی کار خود و دیگران، دچار اشتباه نشویم. ضرورت دارد حق و ویژگی های آن را باز شناسیم تا سره را از ناسره جدا کنیم.
فراموش نکنیم که با حق بودن و حقیقت را باور داشتن و با آن زندگی کردن، ما را در راه، نگاه می دارد و یک چرخش باطل در این مدار، ما را با نیروی گریز از حق، به فرسنگ ها دورتر از مسیر، پرتاب می کند. به سخن حقِ امام علی(ع) بیندیشیم که فرمود: در همراهی حق، خوش بختی به وجود می آید. به منظور آشنایی بیش تر شما عزیزان، این شماره از مجله را به بررسی این موضوع مهم، اختصاص داده ایم.
یکی از سرآمدان معرفت دینی از منظر اخلاقی - تربیتی، صدرای شیرازی است. در این مقاله می کوشیم با استفاده از روش کتاب خانه ای آرای وی را بکاویم تا به الگوها و روش های تربیتی مد نظرش دست یابیم. پرسش محوری ما این است که صدرا در آرای نفس شناسی خویش به چه روش های تربیتی، اشاره صریح یا ضمنی کرده است. وی آرای تربیتی خود را بر اساس مبانی فلسفی اش، خصوصاً دو اصل حرکت جوهری و اتحاد نفس و قوا استوار کرده است. مطالعه آرای وی روشن می کند که اهتمام به انس با حق و ذکر مداوم، الزام به محاسبه و مراقبت از نفس در مسیر حرکت استکمالی نفس و پالایش نفس و غور در باطن از راه های اصلی تربیت نفس به شمار می رود. اجرای عدالت تربیتی بر اساس انعطاف پذیری روح، حفظ بدن و اعتدال گرایی در این مسیر، تقویت تمرکز و حضور نفس، تربیت بر اساس تکرار و عادت، تقویت اعتماد و عزت نفس، و تربیت بر اساس پرورش خلاقیت نیز سایر مراحل تربیت نفس را تشکیل می دهند.
یکی از چالش های اصلی در تعلیم و تربیت امروز، غلبه یافتن وجه ایجابی آن بر وجه سلبی و هجوم بی امان طرح ها و برنامه های فرهنگی و تبلیغی در مدارس و مراکز فرهنگی و تربیتی است که بدون توجه به اصل تزکیه (آماده سازی ورغبت انگیزی) ارائه می شود و موجب ناهمخوانی و بلکه تعارض و تضاد بین درون دادها و برون دادها می گردد. در این مقاله سعی شده است وجه سلبی تربیت در قالب مفهوم قرآنی ""تزکیه"" از نظر مبانی، رویکرد و روش با وجه ایجابی آن مقایسه گردد تا از این طریق بتوان به الگوی برخاسته از تعالیم قرآنی و عرفانی تربیت بازگشت. دو گزاره بنیادی در رویکرد ""تزکیه به مثابه تربیت سلبی"" عبارت اند از "" شعار توحیدی"" لا اله الا الله"" و دیگری شعار"" انا لله و انا الیه راجعون"" که در اولی، نفی و سلب آنچه ما را از فطرت خویش دور می سازد، و در دومی، بازگشت و رجعت تعالی بخش به درون مایه های وجودی و تلاش برای فعلیت بخشیدن آن هاست.
اخلاق روزنامه نگاری از مباحث مطرح در قلمرو علم جامعه شناسی، علم ارتباطات و اخلاق کاربردی است. در این عرصه، این سؤال مطرح میشود که«اخلاق» چه جایگاهی در بسیاری از مشاغل و ازجمله روزنامه نگاری دارد؟ آیا اصولاً «اخلاق» و«اصول اخلاقی» میتواند بر روزنامه نگاری حاکم باشد؟ اگر آری، اخلاق روزنامه نگاری دارای چه مشخصه هایی است؟ وظایف اخلاقی یک روزنامه نگار چیست؟ بایدها و نبایدهای اخلاقی در عرصه رسانه های مکتوب، به ویژه برای یک روزنامه نگار شاغل در آن کدام هستند؟ و آسیب ها و چالش های اخلاقی پیش روی روزنامه نگاری چیست؟
این مقاله، در تلاش است تا به اجمال به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد و بایدها و نبایدهای روزنامه نگاری طرح نماید.
نهاد خانواده از ارکان حیاتی هر جامعه ای به شمار می آید. این نهاد، تغییرات گوناگونی را به لحاظ ساختاری در دوره های مختلف تجربه کرده است. هر جامعه ای برای تنظیم و کنترل این نهاد حیاتی، می بایست شاخص های الگویی را برای خود ترسیم کند تا بتواند در اوضاع و احوال متغیر اجتماعی، راه مناسب را برگزیند و شرایط و احوال اجتماعی خود را سامان بخشد. متون دینی ـ اسلامی منبعی غنی از معارف اند که توانایی راهبری برای رسیدن به این شاخص ها را در اختیار دارند. در این مجال خواهان نزدیک شدن به الگوی مطلوب خانواده هستیم. به لحاظ روش شناسی، از ادلة نقلی و عقلی سود جسته ایم. مجموع ادلة نقلی و عقلی ما را به سمت شکل سومی از الگوی خانواده رهنمون می سازد؛ هر چند این الگوی به خانوادة هسته ای نزدیک تر است.
بشری را تشکیل می دهد و به همین سبب، این موضوع از دیرباز در فرهنگ اسلامی مورد توجه بوده و امروزه نیز در بسیاری از کشورها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. نخستین گام برای پژوهش در این زمینه، آشنایی با مسائل و موضوعات مطرح در این قلمرو، و بهترین راه برای آشنایی با موضوعات و اندیشه های مطرح در این حیطه، بررسی رویکردهای رایج در آن است. از این رو، این مقاله رویکردهای مطرح در این موضوع را احصا، طبقه بندی و نقد و بررسی کرده و بر پایه آن، مسائل و موضوعات اساسی تربیت اخلاقی را استخراج و طبقه بندی کرده است.
تفکیک بین دو مفهوم «نظام اخلاقی اسلام» و «اخلاق اسلامی» از جمله مسائل مهم و کارساز در حوزة تبیین و تحلیل مجموعة مباحث اخلاقی است و به این منظور هر کتابی که بخواهد به مبانی، مفاهیم، و مهم ترین رویکردهای مطرح در قلمرو اخلاق اسلامی توجه کند، به ناچار بایستی در این خصوص تعیین تکلیف کند؛ به ویژه در تدوین کتب آموزشی، مرز بین نگاه جزء نگر با نگاه کل نگر به نظام اخلاقی اسلام می تواند نوع تلقی و برداشت مخاطب را در نگاه به آموزه های اخلاقی اسلام به منزلة اجزایی گسسته و غیر همسو یا مجموعه ای پیوسته، مکمل، و با اهداف کاربردی جامع مشخص کند.
بر این اساس، مقالة حاضر به بررسی و نقد اجمالی کتاب اخلاق اسلامی (مبانی و مفاهیم) از مجموعه دروس معارف اسلامی دانشگاه ها می پردازد. پس از مروری کلی بر سرفصل های کتاب و معرفی کلی اثر، به تحلیل امتیازها و کاستی های ابعاد شکلی و صوری کتاب می پردازیم سپس، نقاط قوت و ضعف ابعاد محتوایی آن را برخواهیم شمرد. مقاله با ارائة تحلیل نهایی و پس از بیان چند پیشنهاد و نتیجه گیری به پایان می رسد.
در این مقاله مسئله تحلیل فلسفی عمل و کنش انسان از دیدگاه علامه طباطبایی در رساله «المنامات و النبوات» مورد بحث قرار گرفته است. جناب علامه با طرح چند اصل فلسفی مهم می کوشد فرایند شکل گیری فعل اختیاری انسان را از منظر فلسفه عمل تبیین کند. اهم اصول مورد نظر ایشان عبارت اند از اصل نیاز، میل و گرایش، اصل توجه، اصل گزینش، اصل ضرورت اعتباری و اصل تشکیک وجودی. دیدگاه علامه با استفاده از این اصول و نحوه تعامل آنها درنهایت ما را به مُدلی از فلسفه عمل می رساند که در عین تشابه با کنش های فروانسانی و طبیعی- در سطح جمادات، گیاهان و حیوان ها- در مرتبه و سطحی بالاتر از مراتب و سطوح وجود و به نحو تشکیکی رخ داده، ویژگی های متفاوتی را بروز می دهد که منشأ انتزاع صفت های آگاهی و اراده و اختیار می شوند. درنتیجه و بر این اساس هیچ یک از نظریه وحدت انگاری تقلیل گرا و نظریه دوگانه انگاری تباینی، تفسیر درستی از کنش انسانی به دست نمی دهند، بلکه باید نظریه دوگانه انگاری تشکیکی- و مراتبی- را مبنای تحلیل و تبین کنش انسان قرار داد.
نقش عواملی چون عواطف و احساسات، خواستههای پیشینی، گناهان و رذایل اخلاقی و ... در تکون معرفت، از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. ملاصدرا نیز با تلقی خاصی که درباره معرفت الهی دارد و از سویی آن را مترادف با حکمت دانسته؛ و از سوی دیگر، تحقق چنین معرفتی را مسبوق به تهذیب و استکمال نفس انسانی میانگارد، در حقیقت، موانع معرفت به خداوند را همان موانع حکمت و کمال انسانی معرفی میکند. بدین ترتیب، تقرب به عالم قدس و دست رسی به معرفت حضرت حق، در گرو تزکیه نفس و تهذیب اخلاق از زشتی ها، معاصی و رذایلی چون بخل، کبر، عجب، غیبت، حب جاه و ریاست، خصومت، شرب خمر، دروغ گویی و ... و التزام به شریعت خواهد بود.