فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
ارکان سلوک بخش اول
منبع:
بشارت ۱۳۸۱ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
عرفان و تصوف
دستورالعمل قرآنی:ارکان سلوک
منبع:
بشارت ۱۳۸۱ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
تأویل در قرآن
حوزههای تخصصی:
لفظ تأویل در قرآن 17 مرتبه در 15 آیه به معانی علت و غرض و بیان صُوَر اصلی، نتیجه و عاقبت امر، تعبیر خواب، حمل لفظ به معنای خلاف ظاهر و کشف غوامض و متشابهات قرآن به کار رفته است. با توجه به این آیات و با دقت نظر در موارد استعمال تأویل در هر یک، معلوم میشود که لفظ تأویل معانی مختلفی دارد، گرچه مآل و بازگشت همه آنها به یک حقیقت باشد.
از میان این وجوه آنچه مورد اختلاف است تأویل متشابهات است که در آیه 7 سوره آل عمران مطرح شده است و گروهی از مفسرین «واو» در «و الراسخون فی العلم» را استیناف و گروهی عطف فرض کردهاند که در نتیجه دسته اول علم به تأویل متشابهات قرآن را مختص خدای تعالی دانسته و دسته دوم راسخون در علم را نیز در دانستن آن شریک دانستهاند.
آموزه هماهنگی با نظام کیهانی در فلسفه اشراق سهروردی
حوزههای تخصصی:
چکیده
یکى از مهمترین جریانهاى فکرى در ایران اسلامى، جریان «حکمت اشراق» است. بنیانگذار این مشرب فکرى، «شهاب الدین سهروردى» است که پیوندى بین اندیشه ایران باستان و اندیشه اسلامى ایجاد کرده است. سهروردى هماهنگى و سازگارى انسان و جامعه را با نظام کیهانى لازم مىداند، چرا که معتقد است در پرتو آموزه هماهنگى با نظام کیهانى، وجود آدمى مشرقى و نورانى مىشود. سهروردى همانند ایرانیان باستان، وجود را به عنوان «نور» تعبیر مىکند. مفهوم نور از یک سو، با مفهوم «خرّه» و از سوى دیگر، با آیات سوره نور در قرآن کریم پیوند پیدا مىکند. وى «خرّه» را نورى مىداند که نفس و بدن به آن روشن مىشوند. او در کتاب هیاکل النور، از آرمان رهایى نور اسیر شده در جسم سخن مىگوید. همچنین «عشق» را به مثابه اساس نظام کیهانى مىداند که در تمام پدیدههاى جهان هستى جارى و سارى است. «هانرى کربن»، حکمت اشراق را گذار از «حماسه پهلوانى» ایران باستان به «حماسه عرفانى» ایران در دوره اسلامى مىداند.
سیرى در مثنوى طاقدیس
حوزههای تخصصی:
رهنمودها و ارشاداتى در تحصیلات دینى برگرفته از گفتار و راهنمایىهاى نراقىها
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق آموزش[اخلاق طلبگی(زی طلبگی) + دانشجویی]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی ولایت فقیه حوزه و روحانیت
عرفان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام خاقانی، سخنور بزرگ ادب فارسی، در کنار نام حکیم نظامی، بلافاصله بعد از فحول اربعه ادبیات ایران (فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ) در ردیف بزرگترین شاعران سرزمین ما جای دارد و در این مورد اغلب صاحبنظران و ادب شناسان اتفاق نظر دارند.شعر خاقانی به دلیل حجاب رنگین سبک و شیوه خاص شاعری او، تا دیر زمانی چنانکه شایسته اوست، مورد توجه و ارزیابی اهل ادب قرار نگرفته بود و سالیان سال بیشتر ایرانیان این اعجوبه ادب فارسی را تنها با مداینیه مشهور او می شناختند. خوشبختانه در دو دهه اخیر، به دلایل گوناگون، شعر این سخنور بزرگ از جنبه های مختلف و بخصوص صور خیال اعجاب انگیز شاعر، مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما هنوز جای تحقیق در مورد محتوای معنوی و جهان درونی و ذهنی او خالی است و به نظر می رسد که راهی دراز برای دستیابی به اینکه خاقانی چه می گوید، در پیش رو داشته باشیم و این کار تنها با همت جمعی دوستداران و پژوهشگران شعر فارسی امکانپذیر خواهد بود. از جمله این موارد، جایگاه خاقانی در قلمرو عرفان و مباحث معرفتی است. هدف نگارنده در این نوشته این بوده است که پایگاه این شاعر بزرگ را در این زمینه، که از قرن پنجم به بعد، به عنوان بعد پیوسته ادب فارسی شناخته می شود، در حد توان، روشن کند.
سابقه لطف ازل
منبع:
بشارت ۱۳۸۱ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
فتوت و تشیع
کثرت دینی از دیدگاه ابن عربی
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این نوشتار با اشاره به جایگاه ابن عربی در حیات عقلانی عالم اسلام به غفلت پژوهندگان غربی از این جایگاه میپردازد و دلایل آن را ارزیابی میکند. سپس به دوتلقی از معارف دینی در اسلام که بر اساس یکی از آنها نگاه به دین نگاهی جزمی و انعطافناپذیر و دیگری نگاهی با قدرت انعطاف و تساهل بیشتر است پرداخته، موضع عرفان وتصوف دراین مورد را بررسی میکند. سپس با اشاره به این معنا که نگاه ابن عربی به مسأله کثرت ادیان نگاهی خاص خود اوست، در عین حال که ازدرون سنت عرفان اسلامی برخاسته است، به اختصار مبانی هستی شناختی و معرفتشناختی رای او در باب کثرت ادیان مطرح و وقوع این کثرت را در جامعه بشری امری موجه میداند، در عین حال که نظریه ابن عربی را در این باب عیناً قابل انطباق بر موضع پلورالیستها نمیداند و دلیل آن را نیز پیشفرضهای متفاوت آن دو و مآلاً نتایج مختلف آنها قلمداد میکند.