ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
۱۰۱.

تحلیل عرفانی حدیث «ما عرفناک حق معرفتک»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
حدیث نبوی «ما عرفناک حق معرفتک» از چنان عمقی برخوردار است که از دیدگاه های متفاوتی قابل مطالعه است. یکی از آن ها جنبه معرفت شناسی است که بر اندیشه و رفتارهای انسان تاثیر فراوان دارد و در فلسفه و عرفان، مبنای هر مکتبی را تشکیل می دهد. در این مقاله با مطالعه اسناد این روایت، رابطه معرفت شناسی و خداشناسی بررسی می شود و نگاه خاص عرفانی به معرفت شناسی و توحیدمحوری تحلیل می شود. تفسیر این روایت از دیدگاه ابن عربی، سعدی و شیخ بهایی ارائه-می شود و با استفاده از روش کتابخانه ای با استناد به منابع دست اول، تفسیری خاص از این حدیث دنبال می شود. با تحلیل منطقی روشن می گردد که یک جنبه این حدیث اعتراف به مراتب و درجات معرفت است که معیار اصلی برای عبادت و پرستش است و اینکه هر حق جویی مشتاق است به مراتب بالاتری از معرفت حق دست یابد اگرچه شناخت ذات حق امری محال باشد، اما با سیر و سلوک معنوی می توان به او نزدیک شد.
۱۰۲.

ابلیس در نسخه خطی خلاصةالحقایق نجیب الدین رضا تبریزی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۰
ابلیس و نقش و جایگاه او در هستی و سجده نکردن بر آدم از دغدغه های مهم در ادیان و مذاهب و به تبع آن ها صوفیه است. عارفان بزرگ از دیرباز نگاه دوگانه و متناقضی به ابلیس داشته و درباره او سخن گفته اند. در این میان بعضی مانند حلاج، عین القضات و احمد غزالی به دفاع از وی پرداخته، نقش او را در سجده نکردن، تقدیر الهی و خواست خدا دانسته اند . هدف نویسندگان در این مقاله بررسی سیمای ابلیس و تحلیل دیدگاه نجیب الدین رضا است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای در نسخه خطی «خلاصه الحقایق» انجام گرفته است. نجیب-الدین رضا تبریزی اصفهانی قطب سی ام فرقه ذهبیه در نسخه خطی این مثنوی که آخرین اثر اوست و در سال 1100 (ه.ق) تألیف کرده است، آفرینش ابلیس را از عزازیل کبیر می داند. شیخ چهره ابلیس را در قالب نمادین "غلام جلال" ترسیم کرده که با لشکریان خود، شرّ و جهل و ظلم، در مقابل آدم (غلام جمال) و لشکریانش، خیر و دانش و داد، صف آرایی کرده اند. نجیب الدین گرچه مانند عارفان بزرگ مدافع ابلیس، آشکارا به میدان دفاع از او قدم نمی گذارد، با تمثیل و لطافت های ادبی خاص این گونه روایت ها بیشتر به جنبه عبرت و پندآموزی انسان ها از حکایت ابلیس می پردازد. وی صفات جلال را ثمره صفت قهاری و استغنا و استکبار جاه و جلال حضرت الوهیّت می داند که سایه آن بر نفس ابلیس افتاده و سرکشی و بزرگ بینی در وجود او نمودارشده است. کلیدواژه ها: نسخه خطی، نجیب الدین رضا، عرفان، ابلیس، عزازیل، شیطان.
۱۰۳.

تبیین دیدگاه و جایگاه انسان شناسی در آئین زرتشت و شیخ اشراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۹
انسان و ماهیت او در مکاتب مختلف فکری و دینی از مهمترین مفاهیمی می باشد که بحث های مختلفی حول چیستی و هستی آن شکل گرفته است. بر همین اساس از ایران و یونان باستان تا دوران معاصر و در ادیان مختلف از زرتشت تا اسلام مباحث و دیدگاههای مختلفی حول انسان و ماهیت آن پدید آمده است. به گونه ای که اندیشمندان مختلف اعم از غربی یا اسلامی در طول تاریخ برای بررسی و تبیین این مفاهیم با تمسک به مبانی و طرق مختلفی که در پیش گرفته اند، به نتایج مختلفی نیز دست یافته اند. آنچه در این مقاله پرسش اصلی را شکل می دهد عبارت است از: اینکه مهمترین وجوه اشتراک و افتراق دین زردشت و حکمت اشراق سهروردی در بحث از ماهیت انسان چیست؟ فرضیه پژوهش ما بر این مبنی است که انسان و ماهیت آن نزد زرتشت بیشتر مبتنی بر آموزه های اخلاقی و دینی(دین ایران باستان) و نزد شیخ اشراق بیشتر فلسفی و مبتنی بر آموزه های اسلامی می باشد. در حکمت اشراق انسان تلفیقی از نفس و بدن و از سنخ نورالانوار (جوهری بسیط و مجرد) است که اصالت با او می باشد. این مقاله با روش تحلیلی استنتاجی، به بررسی نگرش زرتشت و شیخ الاشراق به انسان و ماهیت وجودی می پردازد. در آموزه های زرتشت، انسان موجودی نیست که بی اختیار باشد و سرنوشتش را از پیش برایش تعیین کرده باشند و خودش در آن نقشی نداشته باشد. در حکمت اشراقی انسان نیز که واحد مراتب نورانیت است به دلیل آفرینش خاصی که دارد در مراتب مختلف وجودی خود واجد مقامات مختلف آگاهی و تعالی می شود و به همان اندازه نیز می تواند در مراتب پایین و عالم غواسق باقی بماند.
۱۰۴.

تحلیل و بررسی داستان دژهش ربا بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۴
در این مقاله به واکاوی داستان دژ هش ربا از منظر روان شناسی با تکیه بر نظریه انتخاب می پردازیم تا این داستان را از ورای نظریه های عرفانی ناب بررسی کنیم. سه برادری که هریک راهی را برای سلوک خود برمی گزینند. پادشاهی که نگران سلامت فرزندان خود است. پادشاه چین که در مواجهه با هر یک از برادران رفتار خاصی را در پیش می گیرد. شیوه های سلوک آنان با توجه به نظریه انتخاب و مؤلفه های اصلی آن مسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب موضوع این مقاله است. به طورکلی تئوری انتخاب توضیح می دهد که افراد چرا و چگونه رفتارمی کنند. تئوری انتخاب معتقد است هرآنچه از ما سرمی زند یک رفتار است. و همه رفتارها از درون ما برانگیخته می شوند و معطوف به هدفی هستند. هدف هر رفتار ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست: عشق و احساس تعلق، قدرت، تفریح، آزادی، بقا و زنده ماندن. در این مقاله شیوه سلوک شاه زادگان، از منظر تئوری انتخاب را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در برادر بزرگ تر، عشق و آزادی، در برادر میانی، قدرت و در برادر کوچک تر، عشق برجسته تر است. در پادشاهِ پدر مؤلفه بقا غلبه دارد و در پادشاه چین مؤلفه قدرت بارز تر است. در این داستان دنیای مطلوب و تأثیر آن در حرکت شاه زادگان و تغییر نگرش آنان مورد توجه قرارگرفته است. عشق به سرزمین پدری جای گاه ضعیف تری در دنیای مطلوب آنان می گیرد و سرزمین، پادشاه و دختر پادشاه چین در دنیای مطلوب آنان برجسته تر می شود. هر یک از شاهزادگان مسئولیت انتخاب خود را می پذیرد و بهای انتخاب خود را می پردازد. در این داستان به طرز بارزی تفاوت دنیای ادراکی شاهزادگان با پدرشان و با یکدیگر بیان شده است. مقاله حاضر به روش کتابخانه ای با رویکرد تحلیلی- توصیفی انجام شده است. کلیدواژه ها: تئوری انتخاب، ویلیام گلسر، دژ هش ربا، مثنوی، قدرت، عشق، آزادی.
۱۰۵.

تأثیرپذیری فکری قاصد از اشعار اخلاقی و عرفانی سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۹
تأثیر سعدی بر ادبای پس از خویش محدود به زمان و مکان خاصی نیست و در هر دوره و زمانی، در پهنه گسترده ای از جغرافیای جهان، شاهد اثرپذیری، الهام گرفتن و گام برداشتن شاعری از سعدی هستیم. این اثرپذیری، از حیث محتوا، اسلوب، ساختار و حتی واژگان به کاررفته، مشهود است، یکی از شاعرانی که از مجتوای شعری سعدی، الگوبرداری و تأثیر گرفته، حاجی بکر آقای حویزی، ملقب به قاصد، شاعر مشهور کُرد قرن سیزدهم هجری، است. آشنایی عمیق قاصد با زبان فارسی سبب شد تا اشعار شاعران نامدار ایران، از جمله سعدی، بر اندیشه و آثار وی تأثیرات عمیقی بگذارد. شعر قاصد، مانند سعدی، از زبانی نرم، ساده و روان برخوردار است و از مضامینی چون معرفت نفس، عشق الهی و خدمت به خلق تأثیر می پذیرد. در این پژوهش تلاش شده تا به شیوه ای نظام مند، تأثیر اندیشه های اخلاقی و عرفانی سعدی بر قاصد را از طریق تحلیل و مقایسه اشعار بررسی کنیم. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و به تجزیه و تحلیل عناصر معنایی و ادبی در اشعار قاصد پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد قاصد در اشعار خود به وضوح تحت تأثیر مضامین اخلاقی و عرفانی سعدی قراردارد. او با بهره گیری از مفاهیمی همچون زهد، ناپایداری دنیا، درد و رنج هجران و شوق وصال، به دنبال بیان حالاتی عرفانی و تجربیات عمیق انسانی است. قاصد همچنین با استفاده از استعارات مشابه سعدی، نوعی نگاه عارفانه و زاهدانه به زندگی و عشق الهی پیدامی کند و نشان می دهد که در عین اصالت، چطور از افکار سعدی الهام گرفته است. کلیدواژه ها: قاصد، سعدی، عرفان، اخلاق، شعر فارسی.
۱۰۶.

بررسی ابعاد عرفانی حکایت «بربط نواز و زاهد» در شعر عطار بر اساس خوانش روایت شناسانه اچ. پورتر ابوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
حکایت های عرفانی یکی از شیوه های انتقال آموزه های عرفانی و اخلاقی به مخاطبان و شناخت مقام معنوی شخصیت اصلی حکایت است. کارکرد خاص این گونه حکایت ها، توجه به نظام حاکم بر اثر داستانی و تحلیل زبانی و معنایی عناصر مختلف دخیل در این روایت ها را برجسته می کند. یکی از نظریه های مطرح شده در باب روایت، نظریه اچ. پورتر ابوت است که سه خوانش قصدگرا، نشان یاب و اقتباسی را در تحلیل روایت مطرح می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی حکایت «بربط نواز و زاهد» در شعر عطار برپایه این نظریه است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در حکایت بربط نواز و زاهد، بر اساس خوانش قصدگرا، نقش تعلیمی روایت با شعور نویسنده نهفته در متن روایت، موافق است؛ در خوانش نشان یاب، نشانه های موجود در حکایت، به بیان اندیشه های شعور خلاق در پس روایت می پردازد و از منظر اقتباسی این حکایت از منابع پیشین اقتباس شده؛ اما با رویکردی جدید و برحسب شعور نویسنده نهفته و در جهت اهداف تعلیمی او به کاررفته است.
۱۰۷.

بررسی منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجوی از منظر سبک زندگی عارفانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
سبک زندگی از موضوعات مهمی است که امروزه ذهن متفکران، و اندیشمندان را به خود مصروف داشته است. این پدیده، در مجامع علمی جهان و ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. از سوی دیگر، سبک زندگی عرفانی در طول تاریخ در عین جاذبه دار بودن برای مردم جهان، متهم به جامعه گریزی، بلکه زندگی ستیزی شده است. برخی از منظومه های عاشقانه ادب فارسی، تنها قصه دلدادگی های عاشقانی نیست که در راه وصال، مراحل سخت و پر فراز و نشیب عشق را پشت سر می گذارند و در این راه دچار حوادث و اتفاقات عجیب می شوند؛ بلکه به قرینه اشعار می توان به طور ضمنی به داشتن گرایش عرفانی شاعران پی برد. منظومه «لیلی و مجنون» نظامی، غمنامه ای عاشقانه و عارفانه است که روح درد و رنج سالکان حق را آشکارا می توان در آن دید. منظومه لیلی و مجنون دارای قابلیت های زیادی برای تحلیل مفاهیم و صفات عرفانی است که گاه مستقیم، و گاه غیرمستقیم، در پس سخنان شاعر جلوه گرمی شود. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع و متون کتابخانه ای به انجام رسیده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که افعال و اقوال و سخنان عاشقانه در لیلی و مجنون، قرابت بسیاری با سبک زندگی و حالات و مقامات عرفانی دارد و دقیقاً خصوصیات یک عشق عرفانی را بیان می کند. در این راستا می توان مصادیقی از سبک زندگی عارفانه را در فضای مکانی، اصلی و رفتاری داستان لیلی و مجنون مورد بحث و بررسی قرارداد. کلیدواژه ها: لیلی و مجنون، سبک زندگی، عرفانی، نظامی گنجوی، فضای مکانی، مصادیق رفتاری.
۱۰۸.

خودشناسی و نیک زیستی در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۵۰
مفهوم «خود» و عناصر تشکیل دهنده آن و خودشناسی، از موضوعات مهم دانش هایی چون عرفان و فلسفه و روان شناسی است. از دیدگاه عرفانی، هم صفات و صورت حق، و هم صورت عالم در وجود انسان جمع شده است. شناخت اصل و جایگاه انسان در هستی، ماهیت و حقیقت انسانی، ابعاد وجودی انسان اعم از جسمانی و روحانی و خصوصیات و قابلیت های فردی انسان، از موضوعات خودشناسی است. ازآنجاکه فرایند خودشناسی، به معرفت خدا و شناخت دانش های دیگر می انجامد و شناخت خود و نحوه تعامل با خود، مبنای شکل گیری ارتباط انسان با خدا، جامعه و طبیعت است، خودشناسی اهمیت خاصی می یابد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی و تحلیل محتوا، خودشناسی و نقش آن در کیفیت زندگی انسان را در قصه ها و تمثیل های مثنوی، که به عنوان ابزار آموزشی مولانا به شمارمی روند، مطالعه کرده است. بنابه یافته ها انسان اگر به اصل و جایگاه خود در هستی واقف گردد، حقیقت وجودی، ابعاد و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد و زندگی عملی خود را بر مبنای فهم درستی از خود پی ریزی کند، نقشی بنیادی در سطح کیفی زندگی او گذاشته و می تواند نیک زیستی را تجربه کند و از گمراهی و رنج و آشفتگی های فکری، روانی و زیستی مصون بماند. مولانا شناختن اصل خود را مهم ترین اصل عبور از جهالت می شناسد و معتقد است که کسب دانش های دنیایی در صورتی کارساز خواهندبود که در خدمت شناخت اصل انسان و رساندن او به جایگاه شایسته اش در هستی باشند. با وجود این که مولانا پیوسته از جهالت آدمی به عنوان سرمنشأ رنج و عدم کمال انسان شکایت می کند، ولی نقش عوامل مؤثر دیگر را در این زمینه، انکارنمی کند.
۱۰۹.

بررسی و تحلیل سلوک معنادار عشق در اسرارنامه عطار نیشابوری بر اساس الگوی سفر قهرمان ژوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۱
روح، سالکی اسرارآمیز است که از یک بی زمانِ بی مکان آن جهانی به زمین و تن این جهان نزول یافت، در نسیان فرورفت و اصل خود را گم کرد. پس در خلأ معنایی خود، ندا و پیام همزاد و همراه خود، عشق را برای رجعت دریافت نمود. این عشق با محرکه درد جدایی و شوق بازگشت در ناخودآگاه جمعی ریشه دارد و در سفر معنایی قهرمان/سالک متجلی می گردد. موضوع آثار عطار حرکت به سوی حقیقت و ارتقای انسان به کمال با درون مایه و کهن الگوی سفر قهرمانی است که با نقش مایه های «درد-عشق-سکوت» بازنمایی شده است و به ظاهر، عطار برخلاف دیگر مثنوی هایش، در اسرارنامه به یک روایت داستانی از سلوک نپرداخته است. بنابراین پژوهندگان با توجه به این مسئله و با هدف رازگشایی از وجود سلوکی معنادار و پنهان در اسرارنامه ، به چگونگی حرکت سالکانه عشق و روح  بر پایه الگوی سفر قهرمان ژوزف کمبل پرداخته اند. یافته ها نشان داد یکی از رازآمیزترین گونه های سفر عروجی و سلوک عارفانه در اسرارنامه نیز بازنمایی شده و همسانی های تصاویر تخیلی سلوک عشق و روح در «ارتقای روح با هبوط عشق» و «ارتقای عشق با عروج روح» بر مبنای «حرکت دایره وار رفت وآمدی» قهرمانِ کمبل، از مهم ترین نتایج این پژوهش است.
۱۱۰.

بررسی و تحلیل مؤلفه کشف و شهود مکتب رمانتیسم در اندیشه بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۰۲
این هنر شاعر است که می تواند با به کارگیری شکل های خارج از دسترس و حتی واژگان و اصطلاحات تکراری و پربسامد، روایت ها و مضمون های نو بیافریند و بدین ترتیب معنا را در جهان پیرامونش گسترش دهد. در غزلیات بیدل دهلوی، عنصر کشف و شهود، به معنای مشاهده های گوناگون عالم معنا، توانسته است پدیدآورنده بخش قابل توجهی از چنین گسترش و گستردگی ای باشد. اشعار بیدل دهلوی در غزلیات با کارآمدی در خلاقیت های فرمی و استفاده از غریبگی های آن، توانسته است به مبادله معنا از طریق معرفت شهودی مبادرت ورزد و اینگونه با آفریدن مضمون های تازه و جهانشمول، سخن را تازه کند. وی تجارب الهامی خود را، که نتیجه شعور تربیت شده خاص اوست و آن آشنایی با عرفان هندی و ایرانی است، به صورت پیچیده تری نسبت به پیشینیان خود بیان می کند. همین امر است که دست نا اهلان خام را از معانی بلند شعر بیدل کوتاه می کند. پژوهش حاضر بر آن است تا جلوه های متفاوت این تأثیر و تأثّر شهودی را در شعر بیدل نشان دهد چراکه درک بسیاری از مضامین شعری وی جز به نحو شهودی و عرفانی امکان پذیر نیست.
۱۱۱.

مضامین عرفانی در شعر آیینی معاصر سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۰
مضامین معنوی و عرفانی در شعر آیینی حضوری ارزنده دارد که کمتر مورد توجه قرارگرفته است در این مقاله، شعرمعاصر سیستان در حوزه آیینی دنبال می گردد و درون مایه های عرفانی در آن مورد بررسی قرارمی گیرد پیوند عرفان با این نوع از شعر در نمونه های حقیقت محمدیه، مدح پیشوایان دینی و در موضوعاتی چون سماع معنوی و نمادهای چون کوه قاف و معراج عرفانی تا نورالانوار دنبال می شود از این نمونه ها نتیجه گیری می شود که عناصر معنوی وعرفانی که در جوهره شعرآیینی وجوددارد اگر جستجو گردد به حضور جنبه های عرفانی در شعر دفاع مقدس وشعر انقلابی نیز می رسد.
۱۱۲.

تحلیل عرفانی مفهوم الست در آثار منظوم عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۸
عالم ذر یا الست برای هر انسانی منحصربه فرد است.بدین معنا که قبل از این که کالبد جسمی او پای در این جهان نهد، به لحاظ روحانی میثاقی با پروردگار می بندد.عالم الست قابل رؤیت و مشاهده نمی باشد.حال چگونه آن را درک کنیم، از این که آدمی ذاتاً پاک ومنزه به عالم می آید اما با توجه به شرایط و آزمونی که از طرف خداوند برای او رقم می خورد، گاهی قادر به مبارزه با نفس خاطی نیست و به چاه ذلت سقوط می کند. اما زمان توبه ،همان بازگشت به عالم الست است. لحظه ای که پیام های الهی را دریافت می کند و از نو با پروردگار خویش پیمان می بندد. معنای الست برگرفته از آیه کریمه قرآن است، که می فرماید: أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَى. در عرفان و ادبیات و متون عرفانی به این مهم بسیار پرداخته شده است. شاعران و عارفان و فلاسفه از منظر خود این موضوع را موردبررسی قرارداده اند و همه متّفق القول به یک نتیجه رسیده اند که الست همان بی زمانی است که در آن خداوند اراده کرد بر بنده خود نمایان کند ربّانیت خویش را و اقرار بگیرد از وی بندگی در برابر حضرت احدیّت. در این پژوهش سعی بر آن شده است که پس از واکاوی اجمالی درباره واژه الست و بررسی آن از دیدگاه فلسفه وعرفان، وبیان نظریه ها، و نگاه عطار به این مهم مورد کاوش قرارگیرد.
۱۱۳.

سلوک رنگ درکالبد معماری بارویکرد مراتب سلوک نجم رازی (نمونه موردی: بقعه شیخ صفی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۳۷
سلوک عرفانی، سیری انفسی در قلب عالم صغیر برای نیل به حقیقت است. درمکاتب عرفانی، این سیر در قالب مراحل و مقاماتی تبیین می شود. توصیف منازل سلوک و مکاشفات خلوت از طریق انوار الوان در فرقه کبرویه دارای اهمیت خاص می باشد. بر اساس گزارش نجم رازی، سالک در مراتب مختلف نفس انوار را مختلف اللون دیده، پس از گذر از نفس اماره، طی نفس لوّامه در وادی نفس ملهمه افتاده، در آن وادی انوار سبعه را مشاهد ه می نماید. برترین جایگاه پیوند میان عرفان و هنر، معماری قدسی بوده؛ انگاره ها و پنداشت های آن با زبانی نمادین و رمزپردازانه تداعی کننده حکمت در کالبد، فرم و تزیینات بنا می باشد. بقعه شیخ صفی از مراکز مهم عرفان و تصوف بوده که اندیشه ها و مفاهیم عرفانی در شکل گیری پلان و آمودهای معماری بنا تأثیرگذاشته است. مقاله حاضر با اساس قراردادن آراء و نظریات نجم رازی سعی در ایجاد رابطه معقول و منطقی منازل سلوک عرفان اسلامی با معماری قدسی دوره صفوی دارد. پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی با مطالعات میدانی سعی در تبیین و بازشناسی مورفولوژیک و معناگرایانه مراتب هفتگانه سلوک رنگ در کالبد معماری بقعه دارد. نتایج پژوهش مؤید آن است کالبد معماری بقعه قابل انطباق با مراتب سلوک رنگ نجم رازی بوده و نظام رنگ ها در تزیینات بنا، تطبیق عملکرد هر بخش با مفهوم کتیبه های نگار ش یافته، سلوک رنگ را متجلی ساخته است، کالبد بنا نیز از یک بنای مادی فراتر رفته و مکانیّتی مثالین از انوار سبعه رنگی مطابق مراتب سلوک نجم رازی می نماید.
۱۱۴.

خوانش هانری کربن از هم گرایی اهل معنا با تکیه بر آخرت شناسی فلسفی-عرفانی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۳۲
یکی از موضوعاتی که در دستگاه فلسفی ملاصدرا برای هانری کربن جذابیت و نقش محوری دارد، ضرورت وجود عالم مثال، جسم مثالی و خیال خلاق در تبیین جهان شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی است. ازآنجاکه دغدغه اصلی کربن رهایی و نجات بشر از بی معنایی است و در این رهگذر حذف عالم میانه و قوه معرفتی آن یعنی خیال را از عوامل مهم این بی معنایی و تقدس زدایی از عالم هستی می داند، به دنبال هم گرایی سسلسله اهل معنا (افلاطونیان عالم) و یافتن وجوه مشترک آنان در سرتاسر تاریخ است. وی با تعمّق در آثار فیلسوفان و عارفان مسیحی در سنت غربی و همچنین با ژرفکاوی در سنت ایرانی – اسلامی و نیز با بهره گیری از روش پدیدار شناسی هرمنوتیکی خوانشی از آخرت شناسی ملاصدرا ارائه می نماید که بیانگر وجوه مشترک فراوانی میان معنویتباوران است. در این نوشتار به بررسی این وجوه مشترک در میان افلاطونیان پارس از یک سو و خانواده اهل معنا در سنت غربی آن از سوی دیگر می پردازیم.
۱۱۵.

بررسی نمادها و نمودهای فرّه ایزدی در زمان پادشاهی خسروپرویز در تاریخ طبری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۰۸
مفهوم فرّه در پادشاهی ایران باستان بسیار اساسی است. این پادشاهان مشروعیّت خود را از این مفهوم می گرفتند. فرّه ایزدی حالت ها و شکل های مختلفی داشته است، فرّهِ کیانی، فرّهِ شاهی، فرّهِ پهلوانی، فرّهِ موبدی و فرّهِ ایرانی. طبری در تاریخ ساسانی به این مفهوم اشاره می کند. در این مقاله فرّه در پادشاهی خسرو پرویز در تاریخ طبری بررسی می گردد. طبری، فقیه، الهیدان، مفسّر و مورّخ بزرگی است که علاوه بر کتاب تاریخ مشهور «الرسل و الملوک»، تفسیر قرآن مشهور و مهمی نگاشته است که بسیار در مفسران مسلمان تاثیرگزار بوده است. این تحقیق می تواند به درک عمیق تر برخی دیدگاه های طبری در تفسیر قرآن او کمک کند. تاریخ طبری نخستین منبع اسلامی و ایرانی که مفهوم فرّه را روایت کرده است. طبری به «فرّه» در ایران باستان کاملا آگاه بوده است و این نکته قابل بررسی است که شاید این مفهوم توسط او به مفاهیم اسلامی منتقل شده باشد. روش جمع آوری داده های این تحقیق کتابخانه ای است و روش تحقیق کیفی و تحلیل محتوا و روایت است. مفاهیم مرتبط با فرّه در پادشاهی خسروپریز به روایت طبری شامل:کوه، باد، فیل، پرنده ی شکاری، شکستن ایوان و بند دجله، درفش، عصا، دستمال، زینت و زیب، خرد، راستی، شجاعت، میوه ی به، بخت و پیشگویی است.
۱۱۶.

مقایسه و تحلیل فنا در آراء عرفانی رابعه عَدویّه با نکاح روحانی ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۱۱
وصال الهی، در دو سنّت عرفان اسلامی و مسیحی، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به تعبیری دیگر، نهایت سیر و سلوک روحانی، وصال الهی است. این مسئله، در آرای عرفانی رابعه عَدویّه و ترزا آویلایی، نمود بسیاری داشته است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی آرای عرفانی رابعه عَدویه درباره فنا و نکاح روحانی در اندیشه ترزا آویلایی، صورت گرفته است. در اقوال رابعه عَدویّه، سه نوع فنای صفاتی، افعالی و ذاتی دیده می شود، که مقدمه وصال الهی هستند. ترزا آویلایی نیز، از هفت مرحله سیر و سلوک روحانی، سخن گفته است؛ که هفتمین مرحله، همان نکاح روحانی یا اتحاد و وصال الهی است. نتایج حاصل از این پژوهش، حاکی از آن است که هر دو شخصیت، رابطه عاشقانه سالک با خداوند را، سبب دست یابی به وصال الهی می دانند. وصال الهی با موت اختیاری صورت می گیرد که نتیجه مرگ سالک از صفات، افعال و ذات انسانی است و سالک پس از تولد مجدد در وصال الهی به سر می برد. بنابر نظر رابعه و ترزا، سالک در برابر خواست و اراده الهی، تسلیم محض است و وصال الهی نیز، با اراده و الطاف خداوند صورت می گیرد. سالکان الی الله، در وصال الهی از دیده وحدت بین برخوردار می شوند و در پرتو این نگاه وحدت بین، در بقای بالله و نکاح الهی به سر می برند.
۱۱۷.

واکاوی مرگ و مرگ اندیشی در نثر صوفیانه (با تأکید بر متون منثور قرن ششم تا دهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
مرگ اندیشی، بیان کننده طرز تفکر و دیدگاه گروهی از جامعه به پدیده زندگی، سرانجام هستی و جهان است. اندیشه مرگ، طیف وسیعی را دربرگرفته و در یک نوع یا یک گروه نیست. بررسی آن ها به نوع زندگی و شیوه معاشرت در جهان پاسخ داده و منجر به حلّ برخی از معضلات مربوط به سوءتفاهم های فکری و فرهنگی شده، مرگ گرایی یا مرگ اندیشی را با سرفصل های مشخصی آنالیزمی کند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، مرگ اندیشی در نثر صوفیان قرن ششم تا دهم در چهارچوب نظام معناشناسی زبان و با به کارگیری داده های متن ابعاد مسئله از زوایای مختلف بررسی شده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش چگونگی مرگ اندیشی در نظام گفتمانی صوفیه است. نتایج حاصل نشان می دهد که مرگ، تناسب یا تعامل خاصی با عرفان ایرانی اسلامی دارد و در آراء صوفیه می توان مصادیق و شواهد فراوانی درباره وجود آن، غلبه آن بر ذهن و زبان عارف یا صوفی؛ حتی گرایش به سمت مرگ را دید. درمقابل، گرایش به زندگی، راندن مرگ یا نادیده انگاشتن آن نیز از یافته های دیگر پژوهش است. صوفیه تعریف صوفیانه ای از «مرگ»، «شیوه» و «شگرد» آن دارند و با مفهومی که در جهان عادی جریان دارد، تفاوت دارد. همین تفاوت، جریانی را در اندیشه صوفیانه ایران پدیدآورده است که در این پژوهش تحلیل و بررسی می شود. از مهم ترین نتایج پژوهش، تفاوت ماهوی معنای مرگ در اندیشه متصوفه یا افرادی است که در سلک تصوف درآمده اند. تفاوت در نگرش و تفسیر جهان، تفاوت معنایی را نیز به دنبال دارد.
۱۱۸.

بررسی ابعاد تمثیلی کهن الگوی پیر در خردنامه اسکندری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۵۹
به حقیقت می توان گفت تمثیل؛ شیوه ای بلاغی است که نه تنها در ادب فارسی، بلکه در ادبیات سایر ملل نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. درمثنوی خرد نامه اسکندری جامی، با بسامد بالایی از داستان های تمثیلی روبرو هستیم. از مهم ترین موضوعاتی که همواره مورد توجه شاعران عارف بوده است و بیشتر به گونه تمثیلی و نمادین در متون ادبی به آن اشاره شده است ؛ لزوم حضور معنوی پیر در سیر و سلوک است. یکی از مهم ترین طُرقی که قرن ها تجربه بردوش دارد، بهره مندی از رهنمون های پیرِ راه طی کرده و سلوک به ثمررسانده، است. «پیر فرزانه» یا «پیر خردمند» از برجسته-ترین کهن الگوهاست که در قاموس تصوف، در سیمای «پیر طریقت» جلوه گر می شود. تأثیر، حضور و نقش آفرینی کهن الگوی پیر فرزانه، در قالب تمثیلی و نمادین در خردنامه اسکندری مهم و پررنگ است، لذا در پژوهش حاضر؛ کهن الگوی «پیر طریقت» در منظومه خردنامه اسکندری مورد مطالعه قرارگرفته است. پژوهش پیش رو به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام-شده است. محدوده مورد مطالعه مثنوی خردنامه اسکندری جامی؛ شامل 2315 بیت است. تحلیل صوری و محتوایی این تمثیل ها، توصیف های دقیق و رسا، نمادها و رمزگشایی آن ها و تحلیل محتوایی تمثیل ها، با پرداختن به کیفیت مطلوب رساندن پیام، دیدگاه عرفانی جامی و توجه و نگرش او به «کهن الگوی پیر» را تبیین می کند
۱۱۹.

تحلیل انتقادی تأثیر آرای فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۰۵
تحولات سیاسی و اجتماعی اوایل قرن بیستم باعث شکل گیری جریان های فمینیستی میان مسلمانان شد. سعدیه شیخ، یکی از شخصیت های فمینیسم اسلامی است که در حوزه مطالعات اسلامی ، به تألیف و پژوهش پرداخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی ، در پی ریشه یابی خوانش سعدیه شیخ ، در تفسیر آیات مربوط به زنان است . مهم ترین یافته ها ، حاکی از آن است که ادبیات پژوهشی او در آغاز ، همانند ودود و بارلاس متأثر از اندیشه روش شناختی فضل الرحمن بوده است. سعدیه شیخ، با تأسی از این دیدگاه، تلاش کرده است تا آیات مربوط به زنان را با در نظر گرفتن بافت تاریخی و شرایط زمان نزول وحی تفسیر کند. سعدیه شیخ ، پس از آشنایی با عرفان اسلامی و آثار محی الدین عربی، از دیدگاه های عرفانی ، برای ارائه تفاسیر فمینیستی بهره برده است. ابن عربی به تساوی زن و مرد در معنای هستی شناختی تأکید دارد و معتقد است زنان می توانند به عالی ترین معارف ربانی برسند. سعدیه شیخ نیز با تأسی به این دیدگاه ها، به دنبال ایجاد عدالت جنسیتی در تفاسیر قرآنی است. نقد عمده دیدگاه سعدیه شیخ ، در مبنای هرمنوتیکی وی است ، که در آن روش ، به جای تمرکز بر متن و کشف مراد متکلم، از شیوه هرمنوتیک فلسفی پیروی می شود . وی در این خوانش ، با کاربست اصول فمینیستی مانند عدالت جنسیتی و برابری زن و مرد ، به تفسیر آیات پرداخته است. این رویکرد با روش سنتی مفسران اسلامی که متن محور و به دنبال کشف مراد متکلم هستند، در تضاد است. این مقاله ، با بررسی این تأثیرات، به تحلیل و نقد دیدگاه های سعدیه شیخ در موضوعات مختلف مانند "ضرب و خشونت" ، "قوّامیت" و "شهادت زنان در محکمه" می پردازد و تلاش می کند تا نقاط قوت و ضعف تفاسیر فمینیستی وی را روشن سازد.
۱۲۰.

واکاوی مفهوم یوگه در متن جینه یوگه دَرَشتی سنوچَّیَه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۱
یوگه یکی از شش مکتب فلسفی هند و مجموعه ای از تمرین های جسمی، ذهنی و معنوی، سرچشمه گرفته از هند باستان است. یوگه به علت سیّالیّت خود، آزادانه در سنن دینی دیگر مانند بودایی، جین، سیک و … وارد گشته است. این نظام های فلسفی متفاوت موجب شکل گیری تفکرات یوگه ای مختلف شده اند. جینیزم مانند سایرادیان با منشأ و خاستگاه هندی، اهمیت زیادی به یوگه و مراقبه به عنوان ابزار پیشرفت معنوی و رهایی قائل است. تعریف یوگه در این آیین دارای تعاریف، مفاهیم و اصطلاحات متفاوتی نسبت به هندوئیزم است. متن یوگه درشتی سنوچّیه یکی از چهار متن مهم محقق برجسته سنت جین، هَریبَدرَه سِری در زمینه یوگه می باشد. نوشته های هَریبَدره درباره یوگه، تحلیلی از یوگه در قرن هشتم از دیدگاه جین ارائه می دهد. هَریبَدره در این متن هر عمل معنوی و دینی که فرد را به رهایی برساند، یوگه می نامد. او از اقسام سه گانه و هشتگانه یوگه بحث می کند که سالک با طی این مسیر می تواند به رهایی دست یابد. در اقسام سه گانه نحوه رعایت دینی فرد و در اقسام هشتگانه میزان درک سالک تعین کننده مرحله سلوک یوگه ای او می باشد. او همچنین در مورد نقش متن مقدس صحبت می کند و آن را تنها در مراحل اولیه و متوسط سلوک کاربردی می داند. هَریبَدره طبقه بندی چهارگانه ای از سالکان مسیر یوگه عرضه می کند و بیان می دارد که تنها دو نوع از این یوگین ها شایستگی مطالعه متن حاضر را دارند. این پژوهش تلاشی در جهت درک صحیح مفهوم یوگه در آیین جینی به روش توصیفی-تحلیلی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان