آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۴

چکیده

حکایت های عرفانی یکی از شیوه های انتقال آموزه های عرفانی و اخلاقی به مخاطبان و شناخت مقام معنوی شخصیت اصلی حکایت است. کارکرد خاص این گونه حکایت ها، توجه به نظام حاکم بر اثر داستانی و تحلیل زبانی و معنایی عناصر مختلف دخیل در این روایت ها را برجسته می کند. یکی از نظریه های مطرح شده در باب روایت، نظریه اچ. پورتر ابوت است که سه خوانش قصدگرا، نشان یاب و اقتباسی را در تحلیل روایت مطرح می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی حکایت «بربط نواز و زاهد» در شعر عطار برپایه این نظریه است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در حکایت بربط نواز و زاهد، بر اساس خوانش قصدگرا، نقش تعلیمی روایت با شعور نویسنده نهفته در متن روایت، موافق است؛ در خوانش نشان یاب، نشانه های موجود در حکایت، به بیان اندیشه های شعور خلاق در پس روایت می پردازد و از منظر اقتباسی این حکایت از منابع پیشین اقتباس شده؛ اما با رویکردی جدید و برحسب شعور نویسنده نهفته و در جهت اهداف تعلیمی او به کاررفته است.

تبلیغات