این مقاله کوشیده است تا با رویکردی تفسیری روایی، برداشت های تفسیری علامه طباطبایی درباره لوح محفوظ و موارد مرتبط با آن مانند خزائن الهی و برخی از وی ژگی های لوح محفوظ مانند اتصاف آن به حکیم بودن را مورد بررسی قرار دهد. به شهادت آیات و روایات، محفوظ بودن لوح، به معنای مصونیت حقیقت ماورایی قرآن از دستبرد و مسّ و شهود نامحرمان درگاه الهی است و به معنای محفوظ بودن آن از تغییر نیست. همچنین صفت «حکیم» در آیه ۳ و ۴ زخرف، به مرتبه لوح محفوظ ارتباطی ندارد، بلکه وصف همین قرآنی است که به زبان عربی نازل گشته است و همچنین عبارت «مفاتح الغیب» که در صدر آیه ۵۹ انعام آمده است جمع مفتاح به معنای کلید بوده و میان مفاتح الغیب در صدر آیه و کتاب مبین در ذیل آیه دوگانگی وجود ندارد، بلکه براساس شواهد قرآنی و روایی می توان صدر آیه را اجمالِ تفصیلی دانست که در ذیل آن آمده است.
تفسیر قرآن به قرآن به عنوان یکی از کارآمدترین روش¬های تفسیری در قرن حاضر مطرح شده است. علامه طباطبایی در تبیین مبانی این روش کوشید و بر اساس آن در یک دورة کامل، قرآن کریم را تفسیر کرد. مقالة حاضر درصدد ارزیابی کارآمدی این روش در آشکار ساختن مفاهیم قرآن است و می¬کوشد نشان دهد که چه کاستی و ضعفی، به لحاظ روشی، بر آن وارد است و چگونه می¬توان آن را تکمیل کرد. این مقاله، پس از طرح مبانی و ادلة این روش، و نقد و بررسی جایگاه روایات تفسیری در این روش تفسیری به تبیین نقش روایات معتبر در فهم و تفسیر قرآن کریم پرداخته است.
روش های تفسیری مفسران، یکی از علل اختلاف مفسران در تفسیر آیات است. مفسران در تفسیر آیات 26 ـ 22 سوره ص، در پاسخ به چگونگی جمع میان عصمت حضرت داود و خطای او اختلاف نظر دارند.
مقاله به دنبال آن است تا با بررسی تطبیقی روش های تفسیری فریقین، علل اختلاف مفسران در پاسخ به این سؤال را بررسی نماید. بدین منظور برخی از تفاسیر فریقین مانند تفاسیر: التبیان، نورالثقلین و المیزان از شیعه و تفاسیر: جامع البیان، مفاتیح الغیب، روح المعانی و المنیر از اهل سنت به ترتیب تاریخی در رابطه با این موضوع بررسی شده است. نتیجه این تحقیق آن است که تفسیر المیزان به دلیل اتخاذ شیوه تفسیری قرآن به قرآن، استفاده از استدلال عقلی و کلامی و بهره گیری از روایات به عنوان موید مطالب خویش، پاسخ مطلوب تری نسبت به سایر تفاسیر به این پرسش داده است.
آیه ۳۱ سوره نور، در بیان محدوده پوشش زن در برابر نامحرم، پس از نهی از آشکار کردن زینت، «ما ظهر» را استثنا کرده است: «وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» این استثنا که خود نوعی اجمال دارد، برداشت های گوناگون و گاه نادرست تفسیری و فقهی را موجب گشته است. این نوشتار تلاش می کند با کمک قرائن درون متنی و برون متنی و متکی بر مبانی شناخته شده تفسیری و فقهی، اجمال ظاهری این بخش از آیه را برطرف سازد. بدین جهت، پس از بیان احتمالات در مقصود از «زینت»، قرائن و شواهد درون متنی، فضای نزول و شرایط محیطی و اجتماعی عصر تشریع، شواهد حدیثی (شامل بررسی سندی و محتوایی روایات و تحلیل روایات ناهمگون) و فلسفه پوشش، ارائه گردیده و نتیجه آن ها، انحصار «ما ظهر» در وجه و کفین و زیور آلات متعارف و محدود آن همچون سرمه و انگشتر است و محدوده یادشده تا مچ دست و مچبند نیز امتداد می یابد. ضمن این که وجوب پوشش چهره (روبند) و کفین و نیز زیورآلات مختصر آن دو نیز قابل اثبات نیست.
تفسیر روایی و توجه به روایات تفسیری همواره مورد عنایت مفسران شیعه بوده است. ولی نسبت به آن روش واحدی نداشته اند. برخی به ذکر روایات در ذیل آیات بسنده کرده اند، برخی در تفسیر آیات با اینکه از غیر روایت نیز کمک گرفته اند، بیش از هر چیز به روایات استناد کرده اند. برخی با روش اجتهادی نسبتاً جامع به تفسیر آیات پرداخته اند. ولی یکی از مستندات عمده آنان روایات است و برخی در تفسیر آیات استنادشان به روایات اندک است، ولی جدای از تفسیر روایات تفسیری و مربوط به آیات را تبیین و تحلیل کرد ه اند. از امتیازهای برجسته تفسیر روایی شیعه بر تفسیر روایی اهل تسنن توجه وافر آنان به روایات اهل بیت پیامبر(ص) است و با این حال کاستی هایی در روش های مختلف تفسیر روایی شیعه وجود دارد که در این مقاله بررسی می شود.
جهان هستی سراسر هوش، شعور و ادراک است و تمامی موجودات هستی نسبت به خداوند متعال مراتبی از معرفت و شناخت را دارا هستند و با توجه به بهره ای که از وجود برده اند معرفت آنها نیز متفاوت و دارای شدت و ضعف است. آیاتی که بیان کننده حمد و تسبیح عالم هستی، سخنوری آگاهانه حیوانات، حشر حیوانات و...است به خوبی این ادعا را تایید می کند و تبلور این معرفت را می توان درآنها مشاهده نمود.
همچنین روایات ائمه معصومین علیهما السلام بر این موضوع تأکید دارد که تسبیح، حمد و سجده اشیاء عالم حقیقی، عالمانه و از روی معرفت به پروردگار خویش و با زبان قال است.
یکی از ارکان مهم ارزش اخلاقی در اخلاق اسلامی از دیدگاه قرآن کریم «حسن یا قبحِ فاعلی» است. این رکن که از آن به نیت نیز تعبیر می شود، چنان بر عملِ فاعل اثرگذار است که گاه در منابع اسلامی از آن به عنوان هویت و اساسِ عمل یاد می شود. مقالة حاضر، به بررسی تأثیر نیت بر ارزش اخلاقی عمل از منظر قرآن می پردازد. با استفاده از آیات قرآن و دسته بندی آنها به دو گروهِ: «آیات بیان کننده تأثیر نیت بر عمل» و «آیات حاکی از تأثیر نیت بر نتیجة عمل»، می توان به این نتیجه رسید که یکی از ارکان مهم ارزش اخلاقی عمل، «نیت عمل» است.
در خصوص دلالت آیات قرآنی بر «اصل لزوم در عقود» هم میان فقهای خاصه و هم میان فقهای عامه اختلاف نظر وجود دارد. عمدة دلیل موافقان، تمسک به ظاهر آیاتی از قرآن از جمله آیة اوفوا بالعقود است که بر اساس آن هرعقدی را واجب الوفا دانسته اند و در اینجا مراد از عقد، مطلق عهد است. برخی علمای عامه نیز عقد را اعم از عهد و عقود معاملی دانسته اند. از سوی دیگر درک عرف نیز از این آیه، لزوم و پای بندی به کلیة عقود است. برخی مخالفان دلالت بر اصل لزوم در عقود برآنند که مراد از وفای به عقد، قیام به مقتضای عقد است و بر این اساس در عقد، قائل به اجمال شده اند که حال آن را باید از بیان نبوی یا امامی دانست؛ برخی از عامه نیز آیه را مجمل دانسته و مطلق « اوفوا بالعقود » را بر مقید « اوفوا بعهد الله اذا عاهدتم » حمل کرده و آیه را مربوط به مورد خاص دانسته اند. رد این نظریه به این است که تعبیر آیة اوفوا بالعقود عام است و مورد مخصص نیست. علاوه بر آن اینجا جای حمل مطلق بر مقید نیست.
این رساله مشتمل است بر : مقدمه ( حرفی از هزاران) که در آن به موضوع و روش کار و تاریخچه موضوع می پردازد. فصل اول ( سفر به آسمان ) که به تعریف تفسیر ، در قالب تمثیل های گوناگون – که نشانگر معنای حقیقی تفسیر است – اختصاص دارد. فصل دوم ( نردبان آسمان) که در آن به تاریخ تفسیر و چگونگی پدیدآیی روش های تفسیری و یاد کرد تفاسیر در هر یک از روش ها و ... اشاره نموده است . فصل سوم ( اسطرلاب آسمان) مشتمل بر رابطه عرفان و قرآن ، عرفان و انسان ، عرفان و جهان و عرفان و زبان ، عرفان و تمثیل ، عرفان و تأویل ، عرفان و تجربه و عرفان و عقل و این سه فصل ، همه ، به مثابه مقدمه است برای فصل چهارم شمار می آید. فصل چهارم به بررسی پنج تفسیر نامدار عرفانی : لطائف الارشادات ، کشف الاسرار، غرائب القرآن ، عرایس البیان و روح البیان پرداخته است . جلد دیگر این رساله که بالغ بر 400 صفحه است به معرفی مختصر 32 تفسیر عرفانی و عرضه گزینه ای در چند صفحه به عنوان نمونه سبک برای هر تفسیر اقدام کرده است.