ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۱۶۱ تا ۱۴٬۱۸۰ مورد از کل ۱۴٬۲۰۹ مورد.
۱۴۱۶۱.

کاربست روایات شان نزول در آثار تفسیری امام خامنه ای (مطالعه موردی: تفسیر سوره های توبه، ممتحنه و مجادله)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان یکی از مفسران فرهیخته عصر حاضر، در تفاسیر خود از قرآن، از روش تفسیر جامع استفاده کرده اند. در میان مفسران، افرادی که روش تفسیری جامع را انتخاب کردند، در میزان تأثیر روایات شأن نزول در تفسیر آیات، اختلاف نظر دارند. در نزد گروهی، این روایات، جایگاه والایی دارند، اما در مقابل عده ای بر این باورند که روایات شأن نزول، زمانی که خلاف ظاهر آیات قرآن باشند، جایگاهی ندارند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که روایات شأن نزول در آثار تفسیری حضرت آیت الله خامنه ای چه نقشی دارند؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ایشان در مواجهه با شأن نزول، نگاه نسبی دارند؛ یعنی نه آنها را به طور کامل می پذیرند و نه به طور کامل رد می کنند. ازنظر ایشان، تشخیص صحت و اعتبار روایات شأن نزول، با بررسی سند آیات راویان موثق آن قابل بررسی است. پس در نگاه ایشان، حجیت را به طور مستقل نباید به روایات داد و از آنها باید به عنوان مؤید استفاده شود. حجیت قرار دادن ظاهر قرآن، در جایی که قرینه ای برخلاف آن وجود نداشته باشد لازم است و از روایت شأن نزول، برای تثبیت یا تکمیل فهم آیات بهره گرفته می شود. در تفاسیر ایشان، روایات شأن نزول گاهی به دلیل سنخیت با مفردات، سیاق، موضوع و لحن آیات، در راستای تأیید تفسیر قرآن به قرآن نقش آفرینی می کنند.
۱۴۱۶۲.

Assessing Opportunities for Nocturnal Worship Based on Surah al-Muzzammil Using Data Envelopment Analysis (DEA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
This article aims to identify the most spiritually favorable nights of the year for believers and the optimal timing for nightly devotion to God by employing the Data Envelopment Analysis (DEA) technique. Given the emphasis on nocturnal worship in Surah al-Muzzammil , this study explores the relationship between the length of night and the opportunities it provides for worship. Using DEA, the nights of the year are evaluated based on the duration of night and environmental conditions in order to determine those nights that offer the greatest potential for devotion and supplication. In addition to temporal variables, nocturnal temperature is also considered as an influential factor in this evaluation. DEA serves here as an analytical tool for comparative performance assessment, facilitating the identification of nights with the most favorable conditions for nighttime worship. In the methodological section, two scenarios are implemented. The first scenario constructs a composite index based on the interval between the religious midnight (half of the canonical night) and fajr (dawn), as well as between fajr and sunrise. The second scenario applies the Fair Model (KA) and the AP Model with three indices: the interval from the religious midnight to fajr , from fajr to sunrise, and the temperature index. For more precise evaluation, the AP and KA models are also executed for the first scenario. The findings of this research can assist believers in planning their nocturnal worship during the most spiritually advantageous periods of the night.
۱۴۱۶۳.

خوانش بینامتنی رکوعات سوره مؤمنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
فهم و خوانش قرآن کریم فرایندی است که فرد را به معنای قرآن می­رساند و بعد از آن، فرایند تدبر، شرح و... انجام می­شود. به جهت اهمیتی که امروزه به مباحث فهمی داده می­شود، این پژوهش در طراحی روش­های فهم قرآن، یکی از بایسته­های قرآن­شناسی است. یکی از روش­های مفید و کاربردی در فهم، خوانش بینامتنی است؛ این سبک از خوانش با آنچه تفسیر قرآن به قرآن نامیده می­شود نیز از این زاویه بسیار مرتبط است؛ بنابراین، پژوهش حاضر که در جهت ارائه مدلی خوانشی، حرکت می­کند، می­­کوشد تا به روش توصیفی­ـ تحلیلی در ابتدا، ارجاعات درون متنی آیات در هر رکوع سوره مؤمنون را شناسایی و سپس به خوانش بینامتنی رکوعات در این سوره، بپردازد. یافته­­های پژوهش نشان می­دهد که آیات سوره مؤمنون از نظر ساختاری و معنایی به یکدیگر ارجاع داده شده‌اند و زمینه خوانش بینامتنی را فراهم می‌کنند. یکی از ارتباط­های بینامتنی سوره مؤمنون، ارتباط درون­رکوعی و برون­رکوعی آن است. سوره مؤمنون دارای شش رکوع است؛ علاوه بر ارتباط میان آیات در هر رکوع، هریک از رکوعات این سوره نیز از لحاظ لفظی و معنایی با یکدیگر در ارتباط است؛ رکوع اول با دوم، دوم با سوم، سوم با چهارم، چهارم با پنجم، پنجم با ششم؛ همچنین رکوع اول و آخر نیز از ارتباط منسجمی برخوردار است. توجه به این پدیده نه­تنها در فهم و خوانش این سوره، بلکه در فهم قرآن نیز بسیار راهگشا است؛ همچنین می­تواند انسجام متنی این سوره را نیز به خوبی نمایان سازد.
۱۴۱۶۴.

الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی در اندیشه و منش زمامداری شهید سلیمانی (مبتنی بر آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی در اندیشه و منش زمامداری قاسم سلیمانی - به مثابه یک حاکم و زمامدار الگو - با نظر به شاخصه های زمامدار تربیت یافته مبتنی بر آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه امام علی (ع) است؛ بدین منظور، ابتدا ابعاد تربیت یافتگی سیاسی، دینی و اخلاقی شخصیت مورد پژوهش از منابع معتبر درباره وی با روش تحلیل مضمون، استخراج، کدگذاری و تبیین گردیده اند؛ سپس در یک نگاه جامع، الگوی نسبت تربیت یافتگی سیاسی قاسم سلیمانی با تربیت یافتگی دینی و اخلاقی ایشان، با مفهوم بنیادین کنش ورزی سیاسی و زمامداری در پرتو دین داری و اخلاق گرایی بیان شده است. نتایج تفکیکی پژوهش نشان می دهد که بُعد سیاسی زمامداری شخصیّت مورد پژوهش، مشتمل بر شاخصه هایی اساسی چون بیداری و حضور در صحنه و میدان اجتماع، عملکرد فراجناحی، ظلم ستیزی، عدالت ورزی، و ... با بستر زیستِ پاک سیاسی است. بُعد دینی زمامداری ایشان، دربردارنده مؤلّفه هایی مانند برخورداری از اعتق ادات و باورهای اصیل معنوی و زیست ایمانی در پرتو آنهاست. بُعد اخلاقی زمامداری او، حاوی شاخصه هایی چون تقیّد به اعمال صالح و فضایل اخلاقی؛ متأثر از دیدگاه امام علی (ع) که مبتنی بر آموزه های قرآنی است. نتایج با هم نگری ابعاد تربیت یافتگی زمامداری قاسم سلیمانی نشان می دهد که در الگوی تربیت یافتگی وی، زیست ایمانی و اخلاقی عمیق و اصیل ایشان، بنیاد و اساس زیست سیاسی و زمامداری او بوده است؛ چنانچه گویی حضور و کنش در میدان و اجتماع برای او، منطبق با باورهای عمیق دینی و اخلاقی بوده است.
۱۴۱۶۵.

نحوه مداخله عنصر تقوا به عنوان عامل غیرمعرفتی بر معرفت با محوریت آیه" «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
در دهه های اخیر، توجه پژوهشگران به عوامل غیرمعرفتی که ممکن است بر نحوه تولید معرفت تأثیر بگذارند، افزایش یافته است. یکی از این عوامل غیرمعرفتی که در تحقیقات علوم انسانی و اسلامی مورد مطالعه قرار گرفته، عنصر «تقوا» است. تقوا در جایگاه مفهومی اخلاقی و دینی در قرآن کریم، نه تنها به عنوان راهنمایی برای رفتار فردی و اجتماعی مطرح شده است؛ بلکه در فرایند تولید معرفت نیز نقشی کلیدی ایفا می کند. تقوا به عنوان یک ویژگی اخلاقی و معنوی، جایگاه برجسته ای در نظام قرآنی دارد و به معنای خودکنترلی، پرهیز از گناه و پایبندی به ارزش های الهی تعریف می شود. اما پرسش کلیدی این است که تقوا به عنوان یک عنصر غیرمعرفتی چه نقشی در فرایند تولید معرفت ایفا می کند؟ و آیا می توان آن را عنصری غیرمعرفتی دانست که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر معرفت تأثیر می گذارد؟ توجه به تأثیر تقوا در تولید معرفت، دو دسته پرسش را برمی انگیزد: نخست آنکه رابطه میان تقوا و معرفت در چه بستری شکل می گیرد و آیا این رابطه، مستقل از عناصر معرفتی است؟ دوم آنکه فرایند تقوا به عنوان یکی از عناصر غیرمعرفتی بر تولید معرفت چگونه است؟ براین اساس، مقاله حاضر به دنبال آن است با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای، اینترنت و هوش مصنوعی، مفهوم تقوا را به عنوان یک عنصر غیرمعرفتی تحلیل و بررسی کند و تأثیر آن را بر تولید معرفت، از منظر قرآن کریم، مورد مداقه قرار دهد. بدیهی است که نتیجه آن می تواند به توجه بیشتر به مباحث میان رشته ای، ازجمله روان شناسی، فلسفه و دین گردد.
۱۴۱۶۶.

بررسی تطبیقی مفهوم تأویل در تفاسیر نورالثقلین، المیزان و نمونه با تأکید بر آیه ۴ سوره ابراهیم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر با تمرکز بر آیه ۴ سوره ابراهیم به بررسی تطبیقی مفهوم تأویل در تفسیر نورالثقلین می پردازد. هدف اصلی مقاله، تبیین چگونگی بازنمایی زبان قرآن و نقش تأویل در فهم دینی با تمرکز بر این آیه کلیدی است. در این راستا، تفسیر نورالثقلین به عنوان تفسیری روایی محور شیعه، با رویکردهای تفسیری المیزان و تفسیر نمونه مقایسه می شود. پرسش اصلی آن است که چگونه مفهوم زبان قرآن و تأویل در این سه تفسیر با تأکید بر آیه یادشده تفسیر و تبیین شده و چه تفاوت ها و اشتراکاتی در مواجهه با بُعد معرفتی زبان وحی و تفسیر تأویلی وجود دارد. یافته ها نشان می دهد که نورالثقلین با تأکید بر نقش امام به عنوان مفسر نهایی، تأویل را ابزاری برای تبیین زبان دین در پرتو نیازهای جامعه می داند؛ در حالی که المیزان تأویل را به منزله تعمیق در لایه های معنایی متن و رابطه آن با سیر عقلانی و تاریخی بشر معرفی می کند، و تفسیر نمونه بر بُعد تاریخی و لسان قوم تمرکز دارد. این تحلیل تطبیقی بیانگر رویکردهای متفاوت سه تفسیر در فهم زبان دین و امکان پذیری تفسیر تأویلی بر پایه ی بستر زبانی و فرهنگی وحی است و البته تأویل با رویکردهای جدید زبان شناسی شناختی نیز قرابت دارد.
۱۴۱۶۷.

واکاوی رویکرد کنایه از موصوف در سه تفسیر تبیان، کشاف و المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
در قرآن کریم، یکی از آفرینش های هنری در بیان مصادیق عبارات مبهم، استفاده از کنایه از موصوف است. این نوع کنایه به معنای بیان صفاتی غیرصریح درباره فرد یا شیء است که با قرینه ای مشخص به یک موصوف خاص یا عمومی اشاره دارد. در این پژوهش، رویکرد کنایه از موصوف در تفسیرهای تبیان، کشاف و المیزان بررسی شده است. برخی نتایج، بیانگر این واقعیت است که در سه تفسیر یاد شده، کنایه از موصوف در واژگان و عبارت های «الرَّفَثُ » سخن زشتى که تنها در بستر زناشویى به زبان مى آید، کنایه از عمل زناشویی، عبارت «أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ» لمس لذت بخش با یکدیگر، کنایه از حالت جنابت، واژه «الغائط» مکان پست، کنایه از مدفوع وقضاء حاجت ، واژه «صَعیدا» سطح زمین، کنایه از خاک پاک، عبارت «ینَشَّؤُا فِی الْحِلْیهِ» نیازمند به زینت و آرایش که خود را زینت دهد و نقص خود را پنهان نماید، کنایه از زن نازپرورده و ترکیب «فَوْقَ الْأَعْناق »، ضربت زدن قسمت بالای گردن، کنایه از سر و کله، واژه وصفی «النازِعَات»، کِشندگان، کنایه از فرشتگانى که ارواح بشر را قبض نمایند، واژه «الرَّاجِفَه»، جنباننده زمین و کوه ها، کنایه از قیامت، و ترکیب «ذاتِ الرَّجْع » باز گرداننده و ارجاع دهنده، کنایه از ستارگان در حال گردش و یا باران، وترکیب وصفی «ذاتِ الواحٍ و دُسُر» دارای تخته هاى بزرگ با میخ ها ساخته شده، کنایه از کشتی بزرگ و محکم، علی رغم ذکر مصادیق متعدد و مشابه، اما در معنایی گسترده تر از ذکر ملزوم و اراده لازم و با عبارت های کنایه، کُنِی، أرادَ، و مُراد به کار رفته است.
۱۴۱۶۸.

توانمندسازی منابع انسانی از منظر قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
از آنجا که منابع انسانی در سازمان ها به عنوان باارزش ترین سرمایه سازمان شمرده شده و منبع اصلی هر سازمانی به شمار می آید، کارآمدتر کردن و توانمند کردن منابع انسانی از اهمیت به سزای برخوردار می شود. توانمند کردن منابع انسانی تنها با آموزش های فنی و تخصصی حاصل نمی شود، بلکه علاوه بر آموزش های فنی و تخصصی عوامل دیگری نیز بر توانمندسازی منابع انسانی تأثیرگذار است که این تحقیق به آن عوامل دیگر توانمندسازی از منظر قرآن کریم نگریسته است. هدف از این تحقیق تبیین مفهوم و گزاره های تأثیرگذار بر توانمندسازی منابع انسانی از منظر قرآن کریم است. روش تحقیق به کار گرفته شده، روش تحقیق داده بنیاد است که با استخراج 55 مضمون و دسته بندی آن به هفت عنوان کلی تر و در سه راهبرد تدوین شده است. با توجه به تحقیقی که صورت گرفت می توان چنین بیان کرد که قرآن کریم به موضوع توانمندسازی منابع انسانی در همه ابعاد آن توجه کرده است و با توجه به معرفی که خداوند از انسان در قرآن کرده است راه کارهای مطلوبی را می توان برای توانمندسازی انسان از قرآن به دست آورد. یافته های تحقیق عبارت است از این که گزاره های مانند: ایمان و مددهای غیبی، هدایت بخشی، رشد، اعتماد به نفس، توکل، تعهد و تخصص، تجربه و مشورت بر توانمندسازی منابع انسانی تأثیرگذار هستند.
۱۴۱۶۹.

بررسی تطبیقی نقش صرف و نحو بر فهم آیات و دیدگاه مفسران در دو تفسیر تسنیم و روح المعانی (مطالعه موردی سور مئین)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
مفسر در مواجهه ابتدایی با آیه از میان علوم موردنیاز تفسیر، بیشترین بهره را از صرف و نحو دریافت می کند. شناخت کاربردی این ادعا و میزان دامنه تأثیر آن علوم در تفسیر، مسئله ای است که این مقاله با هدف پاسخ به آن سامان یافته است. این پژوهش برای اثبات این ادعا به شیوه توصیفی- تحلیلی جستجو را به سور مئین محدود کرده است و با استخراج مواردی از اعمال نظرات مطرح شده صرفی و نحوی در تفسیر تسنیم و روح المعانی به این نتیجه دست یافته است که هر دو مفسّر، از نظر صرفی در معنای مفردات اختلافی ندارند؛ جز در برداشت تفسیری از معنای «ظلّام»، «إهتدی» و «اعمی». ولی در مباحث نحوی، در بحث مرجع ضمیر و «ما» موصوله اختلافاتی میان ایشان وجود دارد که بیشتر متأثر از  فهم مفسر از متن است؛ هر چند آیت الله جوادی آملی مؤیداتی را برای دیدگاه خود از سیاق و آیات دیگر نیز بیان می کنند.
۱۴۱۷۰.

تحلیل قرآنی مؤلفه های اثربخشی کار تیمی در سازمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۶
اثربخشی کار تیمی، یکی از موضوعاتی است که در مدیریت رفتار سازمانی و آن هم در مدیریت گروهی، مورد توجه بسیاری از صاحبان نظران و اندیشمندان دانش مدیریت، در دهه های اخیر، قرار گرفته و در این زمینه آثار و تألیفات قابل توجهی نیز صورت گرفته است. با توجه به اهمیت مسئله و این که، قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، چه مؤلفه های را برای اثربخشی کار تیمی در سازمان پیشنهاد می کند؟ ازاین رو نویسنده سعی نموده با کنکاش در آموزه های وحیانی با روش تحلیلی – توصیفی مبتنی بر روش استنطاقی شهید صدر مسئله یادشده را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد. یافته های تحقیق بیانگر آن است که اثربخشی کار تیمی از منظر قرآن دارای مؤلفه های همچون: حزب اللهی بودن، وحدت و همبستگی، مقابله با انحرافات، صداقت، مشورت، اجتناب از حسادت، سبقت و سرعت گرفتن در کارهای فردی و تیمی، اخوت و برادری است که اگر مؤلفه های مذکور در کار تیمی در سازمان ها مورد عمل واقع شود می تواند نتایج خوبی داشته و منتج به اثربخشی کار تیمی شود.
۱۴۱۷۱.

الطاقة التاريخية للقصص القرآنية في مواجهة الهرمنيوطيقا والتاريخانية المعاصرة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۵
لقد وردت فی القرآن الکریم قصص قرآنیه متعدّده، غیر أنّ السؤال المطروح هو: هل لهذه القصص دور فی بناء الحضاره الإسلامیه الحدیثه؟ ولأجل فهم هذا الدور، تناولنا فی هذه الدراسه السؤال الآتی: «ما هی الطاقات الحضاریه والتاریخیه للبعد المتخیَّل فی القصص القرآنیه فی مواجهه القصص الإنسانیه القائمه على الخیال الهرمنیوطیقی الغربی والمعاصر؟» وفی سبیل الإجابه عن هذا السؤال، اعتمدنا منهج الدراسه المقارنه، فرکّزنا أوّلًا على الهرمنیوطیقا والتاریخانیه لدى مارتن هایدغر، ثمّ على آراء بول ریکور. إذ یرى هایدغر، فی تفسیره للهرمنیوطیقا والتاریخانیه، أنّ تشکّل مقولات الفاهمه عند کانط هو نتاج الخیال الإنتاجی، بینما یعرّف الخیال فی قوّه الحکم بأنّه خیال استرجاعی. ومن وجهه نظره، فإنّ الفهم یتکوّن عبر الدور الهرمنیوطیقی بین هذین المعنیین للخیال، بحیث تحلّ الهرمنیوطیقا والتاریخانیه محلّ المیتافیزیقا التقلیدیه والذات الاستعلائیه. وفیما بعد، ومع التأکید على العلاقه بین اللغه والخیال والسرد، أوضحنا من خلال المقارنه بین آراء هایدغر وریکور کیف تتشکّل الحقیقه والواقع فی الهرمنیوطیقا الغربیه المعاصره تحت تأثیر الخیال اللغوی، وکیف أنّ السردیات الإنسانیه المتخیَّله تصوغ الحقیقه تبعًا لصُوَر الخیال الإنسانی. وفی القسم الثانی من المقال، ومع الإشاره إلى جهود هنری کوربان، بیّنّا أنّ الخیال فی الفهم الهرمنیوطیقی عند هایدغر وأمثاله یعادل «الخیال المتّصل» فی الحکمه الإسلامیه، ولا سیّما فی آراء أبو نصر الفارابی، وشیخ الإشراق، وصدر المتألّهین الشیرازی. فالفارابی، من خلال تمییزه بین النبی والفیلسوف، یرى أنّ الوحی هو ثمره اتصال النبی بالعقل الفعّال، حیث تنزل الحقائق على النبی فی آنٍ واحد بصیغتین عقلیه وخیالیه. بینما یتلقّى الفیلسوف الحقائق بصوره عقلیه محضه، فإنّ النبی یدرکها فی ظاهرها التمثیلی وصورها الخیالیه، وفی باطنها العقلی والبرهانی. وهذه الکیفیه من الاتصال تمکّن النبی، بخلاف الفیلسوف، من التواصل مع لغه عامه الناس المنشغلین بالمحسوسات. ویؤکّد شیخ الإشراق على الصله بین الخیال المتّصل والخیال المنفصل، ویمیّز بین الصور الخیالیه الحقیقیه والإلهیه من جهه، والصور الشیطانیه والباطله من جهه أخرى. وفی الحکمه المتعالیه لصدر المتألّهین الشیرازی، ومع طرح فکره التجرّد المثالی (على خلاف التجرّد العقلی الذی یقتصر على النوادر)، یُعدّ الوصول إلى الصور الخیالیه فی الخیال المنفصل أمرًا ممکنًا ومتاحًا لجمیع البشر. وبسبب العلاقه بین الخیال المتّصل والمنفصل عند الحکماء المسلمین، فإنّ فی باطن هذه الصور الخیالیه تکمن حقائق عقلیه وبرهانیه. فجمیع الناس یستطیعون إدراک الحقائق فی صورتها الخیالیه، غیر أنّ الوصول إلى باطنها العقلی یظلّ محتاجًا إلى التجرّد العقلی، وهو خاص بالنوادر من البشر. وعند المقارنه، یتبیّن أنّ الخیال فی الهرمنیوطیقا الهایدغریه یبقى محصورًا فی المجال الإنسانی، ویتبع الترکیب الذی یصنعه الإنسان من الصور الجزئیه المحسوسه فی عالم الخیال، سواء فی الشعر أو القصص أو الروایه أو اللعب أو حتى السینما. وهذا المعنى من الخیال تابع للأهواء الإنسانیه، ولا یمتلک أی صوره متخیَّله ثابته أو نفس الأمریه، وفی النهایه فإنّ انقطاع الخیال المتّصل عن الخیال المنفصل یؤدّی إلى التاریخانیه والنسبیه فی الفهم. ولهذا السبب لم یکن مارتن هایدغر قادرًا على أن یکون له فهم میتافیزیقی یتجاوز الخیال الشعری. أمّا الخیال عند الحکماء المسلمین فهو مقیّد بالمیتافیزیقا والعقل، ولذلک یمکن التمییز بین الصوره الخیالیه الباطله والصوره الخیالیه الحقیقیه. إذا اعتبرنا القصص القرآنیه ثمره اتصال النبی بالعقل الفعّال، فإنّه فی باطن الصوره الخیالیه لهذه القصص تکمن حقائق میتافیزیقیه وعقلیه. إنّ فهم القصص التاریخیه فی القرآن، بلغه التمثیل والخیال، میسور لجمیع البشر، غیر أنّ إدراک باطنها العقلی یقدّم مادّه للبراهین الکلامیه والفلسفیه والفقهیه. وفی هذا التصوّر، فإنّ الخیال المتّصل، وإنْ کان خیالًا إنسانیًا یرکّب الصور الجزئیه من المحسوسات ویصوغها، فإنّه بسبب علاقته بالصور فی الخیال المنفصل یستطیع أن یمیّز بین الصور الخیالیه الحقیقیه وغیر الحقیقیه. فالسرد الإنسانی المحض عن أصل الإنسان یمکن أن یتکوّن من ترکیب الصور الجزئیه دون أن یکون التمییز بین صدقه وکذبه واضحًا، بینما القصه القرآنیه عن الخلق قصه حقیقیه، وصدقها وکذبها معلوم. ومن ثمّ، فی مواجهه الهرمنیوطیقا والتاریخانیه المعاصره التی تعتبر جمیع القصص الإنسانیه المحضه متساویه فی الاعتبار، فإنّ القصص القرآنیه، على الرغم من استفادتها من الصور الخیالیه، تُعدّ مقدّمه للفهم البرهانی والمیتافیزیقی للحقائق الوحیانیه، وبالتالی فهی تتمتّع باعتبار متمیّز عن القصص الإنسانیه المحضه. وفی القسم الختامی من المقال، ومن خلال دراسه أقوال مفسّری القرآن حول طبیعه القصص القرآنیه وکذلک أقوالهم المتعلّقه بموضوع هذه القصص، أوضحنا أنّ التحلیل المذکور، القائم على آراء الحکماء المسلمین، ینسجم مع القول بأن الصور الخیالیه فی القصص القرآنیه وکذلک لغتها واقعیه وحقیقیه. وقد أُشیر فی الخاتمه إلى أنّ هذه الطاقه یمکن أن تکون فعّاله فی مواجهه موجه النسبیه الناشئه عن الدور الهرمنیوطیقی وعن القصص والروایات الإنسانیه الغربیه، وذلک فی مختلف المجالات الفنیه والسردیات القصصیه وکلّ مجال یرتبط بالجمهور العام للحضاره الإسلامیه.
۱۴۱۷۲.

نقش گزاره های اخلاقی دین در بررسی دلالت آیات یا روایات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۴
آموزه های دین مبین اسلام، سرشار از علوم و معارفی است که بسان حلقه های یک زنجیر، مأموریت نجات و هدایت انسان ها در دنیای مادی را دارند؛ و بر اساس آن علوم مختلف در بخش های متفاوت تدوین شده است دو بخش از آن، متضمّن ارائه ی «فقه» و «اخلاق» هستند پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی در صدد پاسخ به این سوال است که نقش گزاره های اخلاقی دین در بررسی دلالت آیه یا روایت فقهی چیست؟ و بعد از تحلیلهای انجام شده باید گفت اخلاق بسان یک ابزار تعالی بخش در کنار فقه قرار دارد و در تمامی مراحل تفقه و استظهار، بر مباحث و ادله ی فقهی تأثیر می گذارد؛که از جمله مهمترین این مراحل در هنگام بررسی دلالت ادله ی احکام فقهی است که چهار حالت متصور دارند؛ یا ادله ی گزاره های اخلاقی از ادله ی احکام فقهی قوی تر باشد، گزاره های اخلاقی مانع انعقاد اطلاق ادله ی احکام فقهی شده ونیز باعث انصراف، تقیید و یا برداشت متفاوت از آن ادله می شوند.و یا گزاره های اخلاقی با احکام فقهی تکافؤ داشته باشند، و شاهد جمع عقلی یا نقلی وجود دارد که در این صورت باید موردی را بر أساس شاهد جمع به جهت این که با حکم عقل یا نقل ضدیّت پیدا کرده است را کنار گذاشت و به دیگر عمل نمود. و یا دو حکم فقهی با یکدیگر در تعارض هستند، گزاره های اخلاقی نقش مرحّج بر یکی از آن دو را إیفاء می کنند و در فرض چهارم گاهی مؤلفه های فقهی بر گزاره های اخلاقی تأثیر می گذارند و این تأثیر به چند صورت است؛ گاهی موجب تفاوت برداشت از ادله ی آموزه های اخلاقی می شوند؛
۱۴۱۷۳.

مرجعیت علمی قرآن و چالش نقد پذیری علوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
مقاله حاضر به بررسی مرجعیت علمی قرآن کریم و چالش تغییر و نقدپذیری علوم بشری می پردازد. با اینکه صورت مدون هیچ علمی در قرآن نیامده، اصل مرجعیت علمی قرآن در هدایت انسان و نقش آن در حکمت نظری و عملی مسلم است. قرآن مواد و زیرساخت های معرفتی لازم برای شکل گیری علوم را در خود دارد. در دل مرجعیت علمی قرآن، این چالش خودنمایی می کند که در برابر ثبات و عصمت آموزه های قرآنی علوم نقدپذیر و متغیر است و این پرسش را مطرح می سازد که چگونه می توان علومی را که ذاتاً متغیر و نقدپذیرند، از منبعی ثابت و غیرقابل نقد مانند قرآن استنباط کرد؟ این پژوهش تلاش کرده به روش توصیفی تحلیلی پاسخی در خور برای پرسش یادشده بیابد. دست آورد پژوهش حاکی از آن است که موافقان مرجعیت علمی قرآن سه رویکرد اصلی دارند که پاسخ آنها به پرسش یادشده با اندکی تفاوت، درنتیجه یکی است: رویکرد حداکثری که قرآن را معدن همه علوم می داند و نقش انسان را در استخراج و فهم علوم از متن وحی اساسی می شمارد؛ رویکرد میانی که قرآن را مشتمل بر کلیات و اصول علوم می داند و استنباط فروع را بر عهده اجتهاد صحیح می گذارد؛ و رویکرد حداقلی که تنها امکان شکل دهی برخی پیش فرض های علمی یا اثرگذاری بر تکنولوژی را برای قرآن قائل است. خطاها و تغییرات در علوم مستخرج از قرآن به ضعف فهم و استنباط انسانی مربوط است، نه به نقص یا تغییرپذیری متن وحی؛ بنابراین، مرجعیت علمی قرآن با نقدپذیری و تغییر علوم بشری منافاتی ندارد و عصمت قرآن محفوظ می ماند.
۱۴۱۷۴.

تبیین راهبردهای نهادینه سازی فرهنگ توحیدی در سازمان با استناد به سیره تربیتی حضرت یوسف

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از این پژوهش، تبیین راهبردهای نظام مند نهادینه سازی فرهنگ توحیدی در مراکز تربیتی، بر پایه سیره تربیتی حضرت یوسف (ع) است. تحولات تربیتی فاقد پشتوانه فرهنگی، ناکارآمد و ناپایدار تلقی می شوند؛ زیرا فرهنگ، به عنوان بنیادین ترین عنصر، مبانی اهداف، راهبردها و کارکردهای تربیتی را رقم می زند. این مطالعه، با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و استناد به آیات قرآن کریم و منابع تفسیری معتبر، در صدد پاسخگویی به این پرسش کلیدی است که حضرت یوسف (ع) با چه تدابیر تربیتی، به خلق، گسترش و تعمیق فرهنگ توحیدی در جامعه مصر باستان همت گمارد. یافته ها حاکی از آن است که ایشان، با شناسایی دقیق موانع فرهنگی عصر خویش – از جمله کفر به معاد، ناسپاسی الهی، شرک ورزی، تقلیدهای نابجا، جهل عمیق و شیوع فحشا – به طراحی و اجرای راهبردهای تربیتی منسجم مبادرت ورزیدند. برجسته ترین این راهبردها شامل آموزش مستقیم و غیرمستقیم معارف توحیدی، بهره مندی از روش مقایسه ای برای اثبات برتری توحید بر شرک، تحول تدریجی و مرحله به مرحله باورها، و به کارگیری شیوه تکرار و تلقین برای تثبیت ارزش ها می باشد. پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که سیره تربیتی حضرت یوسف (ع)، الگویی جامع و عملی برای مربیان مراکز تربیتی عرضه می دارد؛ الگویی که با آمیختن حکمت الهی، شکیبایی استراتژیک و راهبردهای تربیتی هدفمند، بستری برای گذار از فرهنگ موجود به فرهنگ مطلوب توحیدی فراهم می آورد.
۱۴۱۷۵.

The Reflection of the Qur’an’s Educational Concepts and Themes in Contemporary Iranian Plays(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
The Qur’an, an educational book with multilayered narratives, has strongly influenced dramatic arts in Iran since the establishment of the Islamic Republic. However, most contemporary Qur’anic plays focus narrowly on specific subjects, thereby diverging from comprehensive Qur’anic themes. This narrow focus has confined the works to repetitive and stereotypical surface-level topics. In the present study, the two plays Parizad of the City of the Forgotten and Four Chests are selected to identify, extract, and analyze the components of Qur’anic plays and the reflection of Qur’anic themes in dramatic works, aiming to provide a comprehensive definition of Qur’anic drama. The main research question is: ‘What characteristics cause contemporary plays to be classified as Qur’anic artistic works?’ The research method is descriptive–analytical. By rigorously examining the selected plays' content for Qur’anic components, this study establishes that the authenticity of Qur’anic narratives lies in their thematic substance, which, when preserved, can be successfully adapted into various contemporary dramatic forms with diverse subjects and modes of expression. Therefore, it can be asserted that there is no essential functional or message-based distinction between religious and non-religious plays, highlighting the universal adaptability and relevance of Qur’anic themes within modern dramaturgy
۱۴۱۷۶.

مدیریت منابع آب کشاورزی در قرآن با تأکید بر فرمایشات امام خامنه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
سه چهارم سطح زمین از آب پوشیده شده است که باعث تعدیل دمای زمین و تلطیف آب وهوا می شود.70 درصد بدن انسان را آب تشکیل می دهد و هر فرد روزانه به 1 تا 8 لیتر آب نیاز دارد و همچنین با توجه به نیاز اساسی گیاهان و حیوانات به آب،ماده اولیه و اصلی تولید همه غذاها آب است و هر کشوری برای توسعه و خودکفایی در کشاورزی و تولید غذا و حتی در صنعت،نیاز اساسی به آب دارد.از سویی دیگر با توجه به کم بودن منابع آب شیرین و خشک سالیهای اخیر،بسیاری از مناطق دنیا در حالت بحران بی آبی یا کم آبی قرار دارند.آب ازدیدگاه اسلام نیز بسیار مهم است زیرا مایه رحمت و برکت و رزقی است که خداوند از آسمان نازل می کند واز طریق آن تداوم حیات برای همه موجودات زنده حاصل می شود وبه واسطه آن پاکی و پاکیزگی برای بشریت حاصل می گردد.امام خامنه ای (مدظله العالی) هم بارها بر اهمیت مسئله آب،لزوم حفظ منابع آبی و استفاده بهینه از آن تأکید کرده و راه حل های بسیار سازنده ای را برای این امر پیشنهاد داده اند.ازاین رو این تحقیق به دنبال آن است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی و تحلیلی به معرفی و تبیین راهکارهای پیشنهادی قران و روایات و توصیه های امام خامنه ای (مدظله العالی) نسبت به مدیریت صحیح منابع آبی و استفاده بهینه از آن بپردازد.یافته های این پژوهش حاکی از آن است که مدریت صحیح منابع آبی نیازمند بهره گیری از متخصصین متعهد،تلاش جهادی،مکانیزاسیون،استفاده از روش های علمی وجدید،جلوگیری ازاسراف،بهره برداری صحیح از منابع آب زیرزمینی و توجه ویژه به کشت دیم و استفاده مستقیم از آب باران است.
۱۴۱۷۷.

تتبع أنماط المقاربة الدينية في التوجه إلى القرآن: دراسة تحليلية حول الأنماط الثلاثة للتوجه إلى القرآن: المدرسية الكلاسيكية، والتجديدية الحديثة، والتنويرية ما بعد الحديثة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
إنّ تتبّع أنماط المقاربه للنص القرآنی لا یتأتّى إلّا من خلال الرجوع إلى تاریخ الوعی، والنظر فی تحوّلات العقلانیّه عبر أطوارها المتعاقبه، من العصر الکلاسیکی إلى العصور الحدیثه ثمّ ما بعد الحدیثه. ویتطلّب هذا الأمر فهماً لهذه الظاهره ضمن الأطر المعرفیّه الکبرى التی اضطلعت بدور فاعل ومؤثّر فی تاریخ الوعی الإسلامی. وبعباره أخرى، فإنّ تحلیل هذه الأنماط المختلفه فی مقاربه النص القرآنی فی التاریخ یتوقّف على تحدید السیاقات المعرفیّه والجذور النظریّه المرتبطه بسلسله التحوّلات الفکریّه والعلاقات التاریخیّه التی أنشأتها وأغذتها. إنّ هذه التحوّلات والعلاقات تعبّر عن تغیّرات عمیقه فی البُنى المعرفیّه التی وجّهت الفکر الإسلامی، وتکشف عن تنوّع فی أنماط العقلانیّه عبر المراحل المختلفه من تاریخه. وعلى هذا الأساس، تتولّى هذه الدراسه تحدیداً وتحلیلاً لثلاث مقاربات رئیسه فی التعامل مع القرآن: المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، والمقاربه الحداثیّه التجدیدیّه، والمقاربه ما بعد الحداثیّه العقلانیّه التنویریّه. کلّ واحده من هذه المقاربات تُعتبر نتاجاً لظروف معرفیّه وعلاقات خطابیه مخصوصه، وتمثّل شکلاً متمیّزاً من أشکال العقلانیّه. ویتمثّل الهدف الأساس من هذا البحث فی توضیح طرائق التوجه المختلفه إلى القرآن واستخلاص الفوارق المعرفیّه بین هذه المقاربات الثلاث. (الهدف الرئیس) وفی سبیل تحقیق هذا الهدف، تتمحور الإشکالیّه المرکزیّه للبحث حول السؤال الآتی: على أیّ أسس معرفیّه، وتحت أیّ فرضیّات نظریّه، نشأت کلّ واحده من هذه المقاربات؟ وکیف صاغت علاقه النصّ بالعقلانیّه والموقع التاریخی ضمن أفقها الخاصّ وظروف نشأتها وتشکّلها؟ فی الواقع، ینبغی أن یُطرح السؤال الآتی: کیف استطاعت هذه المقاربات الثلاث- فی إطار البُنى المعرفیّه المنبثقه من ظروفها التاریخیّه الخاصه، ومن خلال اعتمادها مناهج تفسیریّه وخطابیّه متمیّزه- أن تقدّم فهماً متماسکاً وفی الوقت ذاته مختلفاً للقرآن الکریم؟ وما هی الطاقات المعرفیّه التی أسهمت فی إعاده إنتاج أنماط العقلانیه الدینیه والتأملات التاریخیه التی أدت إلى هذا التنوّع اللافت فی فهم القرآن عبر العصور الثلاثه: الکلاسیکی، والحدیث، وما بعد الحدیث؟ (السؤال الرئیس) تعتمد هذه الدراسه على المنهج التحلیلی- التاریخی، وتندرج ضمن مقاربه نقدیّه- مقارِنه لمعالجه هذا السؤال المحوری فی أبعاده ومستویاته المتعدّده. وتسعى- بالاستناد إلى طاقات هذا المنهج- إلى إعاده بناء المنطق المعرفی الکامن خلف هذه المقاربات، وتحدید البارادایمات التفسیریّه الخاصه بها، واستخلاص أوجه التشابه والاختلاف الجوهریّه فی طرائق التوجه إلى القرآن ضمن هذه الحقول المعرفیّه الثلاثه الممتدّه على خطّ التاریخ البشری. تکمن الأهمیّه هنا فی أنّ هذه المقاربه تتیح لنا أن ننظر إلى هذه التیّارات لا بوصفها أنماطاً تفسیریّه محایده أو خارجه عن سیاقها الزمنیّ، بل باعتبارها تشکیلات معرفیّه منبثقه من أجهزه وعیٍ متمیّزه (Cognitive Apparatuses)، ومتفاعله مع التحوّلات التاریخیّه والعقلانیّات الناتجه عنها، ومن ثمّ نقوم بفهمها وتصنیفها (المنهجیه). وتُظهر نتائج الدراسه -کما تنعکس فی متن البحث أیضًا- أنّ هذه المقاربات الثلاث قدّمت طاقات معرفیّه متنوّعه ومتمایزه فی التوجه إلى القرآن الکریم. فعلى وجه الخصوص، إن المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، التی تستند إلى عقلانیّه نظامیّه کلاسیکیّه قائمه على القضایا، سعت إلى رصد الحقیقه واستنباطها من خلال الأطر التفسیریّه المقرّره والقواعد اللغویّه وقواعد أصول الفقه. وقد تمخّض عن هذه المقاربه علم التفسیر، الذی مثّل تیارات متعدده فی داخله. أمّا المقاربه التجدیدیّه الحدیثه، فاستندت إلى العقلانیّه التحلیلیّه والعقل الذاتیّ المستقلّ وعلوم الإنسان المعاصره، لتطرح قراءهً جدیده للقرآن فی الأفقین التاریخیّ والاجتماعیّ، من خلال منظومه من النظریّات المستنده إلى تأمّلات العلوم الإنسانیّه الحدیثه. وسعت هذه المقاربه إلى فهم «الواقع» الکامن فی مضامین القرآن الکریم وشرحه وفق المنهجیّه العلمیّه والعقلانیّه الحدیثه. وأخیراً، جاءت المقاربه الفکریّه ما بعد الحداثیّه، المرتکزه على العقلانیّه النقدیّه والسیاقیه، لتقدّم تصوّراً للقرآن باعتباره نصّاً سیّالاً، قابلاً للتخاطب ومفتوح الدلالات، تتولّد معانیه داخل «السیاقات» بوصفه ظاهره تفاعلیه مرتبطه بالسیاقات التاریخیه والاجتماعیه والخطابیه. لقد أفضى هذا المنحى إلى نوعٍ من التخاطب المفتوح والحوار المستمرّ مع القرآن الکریم، بوصفه نصّاً یظلّ أفقُ معناه فی حاله انفتاح دائم. إنّ هذا التمییز بین المقاربات الثلاث، القائم على تشخیص الطاقات الکامنه وراء کلٍّ منها، یتیح إمکانیه تحلیلٍ متعدّد الطبقات لظاهره التوجه إلى القرآن الکریم، وفهم آلیّات تشکّل هذه المقاربات الثلاث.
۱۴۱۷۸.

روش شناسی تفسیر آیت الله معرفت (مطالعه تطبیقی با هرمنوتیک)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
این مقاله به دنبال کشف نقاط اشتراک، افتراق دو مقوله روش شناسانه و رسیدن به فهمی بین الأذهانی از آنهاست. منظور نویسنده از هرمنوتیک، هرمنوتیک عام و روشمند است. در این مقاله ابتدا نظرات هرش و بتی بررسی می شود و سپس معانی «تفسیر» و «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت مورد بررسی قرار می گیرد. اهمیت ساخت زبانی قرآن در ایجاد فرهنگ جدید زبانی و تأثیر فضای ذهنی مخاطب در تفسیر نیز از دیگر موضوعاتی است که بررسی خواهد شد. در نهایت نویسنده پس از بررسی تطبیقی این مسائل به این نتایج دست یافته است: 1. وجود روش عام در هر دو مقوله ی مورد مطالعه وجود دارد؛ 2. هرمنوتیک هرش از این جهت که دربردارنده دو مرحله عبور از معنای لفظی برای رسیدن به معناداری است، انطباقی قابل ملاحظه با معنای «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت دارد که به انتزاع مفاهیم عام از آیه قائل است، اما برای متن، معنای واحدی را درنظر می گیرد که روش دستیابی به آن را ارائه نمی کند؛ 3. هرمنوتیک نامتقارن با وجود قید ذهنیّت، به تفسیر و ترجمه آزاد قرآن برای فهم و استفاده همگان قائل است، بنابراین با وجود شباهتی که در نتیجه آن با روش آقای معرفت وجود دارد، در عمل به شیوه ای متفاوت عمل می کند.
۱۴۱۷۹.

تحلیل رهیافت های اقتصادی در آیات ۱۵۳-۱۵۱ سوره انعام (با تأکید بر منع فقر، مدیریت مال یتیم و عدالت در معاملات)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
آیات ۱۵۱تا ۱۵۳ سوره انعام، به عنوان وصایای بنیادین و «محکمات» قرآنی، رهنمودهای اقتصادی مهمی ارائه می دهند؛ امّا با وجود توجه مفسران و مؤلفان کتب فقه القرآن نسبت به آنها، ارائه تحلیلی نظام مند در مورد آن ها برای تبیین بنیان های یک نظام اقتصادی عدالت محور، کمتر کاویده شده است. این پژوهش با هدف استخراج و تبیین اصول اقتصادی این آیات، به ویژه در مقابله با فقر، مدیریت مال یتیم، و عدالت در معاملات، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که آیات مذکور چه مبانی و راهکارهای عملی برای نظام اقتصادی عادلانه و منطبق با «صراط مستقیم» ارائه می دهند؟ با رویکرد تفسیری-تحلیلی و روش تحلیل محتوای کیفی متون تفسیری و آثار فقه القرآن، نتایج نشان می دهد آیات مذکور، ضمن تحریم قتل فرزندان از بیم فقر (إملاق) با تأکید بر رازقیت الهی، بر لزوم حفاظت و رشد مال یتیم «بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» تا بلوغ و رشد عقلی و وجوب رعایت کامل و عادلانه کیل و میزان «بِالْقِسْطِ» در مبادلات تأکید دارند. همچنین، ضرورت عدالت در گفتار (وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى) و وفای به عهود (از جمله قراردادهای اقتصادی) به عنوان ارکان اعتماد و سلامت روابط اقتصادی تبیین شده است. تحلیل آیه ۱۵۳، این رهنمودها را جزء لاینفک «صراط مستقیم» و التزام به آن ها را مسیر دستیابی به تقوا و زیربنای نظام اقتصادی عادلانه معرفی می کند.
۱۴۱۸۰.

بررسی تبارشناسی مفهوم «إمساک سماوات و ارض» در گذر از تفسیر کلامی به تحلیل فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
مفهوم قرآنی إمساک آسمان ها و زمین (جهان آفرینش) مذکور در آیه ۴۱ سوره فاطر، یکی از مفاهیم کلیدی در فهم رابطه خداوند با جهان و بقای آفرینش است. این واژه در عرصه تفسیر قرآن، توجه مفسران را به نقش خدا در نگهداشت و استمرار هستی معطوف کرده و نشان دهنده ی چگونگی بازخوانی متن قرآنی در افق های فکری مختلف است. پرسش اصلی پژوهش این است: فهم مفسران از إمساک چگونه از معنای نگه داشت فیزیکی آسمان ها و زمین به معنای هستی بخشی و افاضه ی وجودی پیوسته تحول یافته است؟ روش تحقیق بر پایه ی تبارشناسی مفهومی و تحلیل محتوای کیفی سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که در تفسیر های آغازین کلامی، إمساک عمدتاً به معنای جلوگیری از فروپاشی جهان و نشانه ای از حلم و غفران الهی تبیین شده است؛ اما در تفسیر های فیلسوف مشرب، این مفهوم با یک دگرگونی بنیادی در چارچوب فکری، به عنوان علت نگه دارنده وجود و خلقت مستمر معنا شده و بقای عالم را در هر لحظه وابسته به افاضه دائمی واجب الوجود می داند. برآیند تحقیق نشان می دهد که تحول معنایی إمساک، نمایانگر پویایی اندیشه تفسیری و توانایی قرآن در گفت وگو با افق های معرفتی گوناگون است. مفسران هر عصر، بر اساس نیاز های فکری و مبانی دانشی خود، معنای متن را استخراج کرده اند: متکلمان بر بُعد اخلاقی و اعتقادی آن تأکید کرده اند و فیلسوفان آن را در بستر مباحث وجودشناسی بازخوانی نموده اند. این روند، ظرفیت قرآن را برای ارائه ی تفسیری چندلایه، هم زمان اخلاقی، اعتقادی و فلسفی آشکار می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان