«توحید» اصل اساسى جهانبینى اسلامى، به معناى یگانه دانستن و «توحید عینى» به معناى یگانه یافتن ذاتبارى تعالىاست. این مقاله با رویکرد تحلیلى و نظرى به این مسئله مىپردازد که چگونه مىتوان به این رهیافت رسید که خداوند متعالمتعلّق شهود سالک قرار مىگیرد و با فنا فىاللّه به مشاهده و وصال او دست مىیابد؟ یا انسان چگونه مىتواند همه چیز راخدایى ببیند؟ نظریههاى فراوانى در پاسخ به این پرسشها از سوى عرفا ارائه گردیده است. امام خمینى„ حقیقت توحیدعینى را در وصول سالک به مقامى که کثرت را بکلى نفى کند و وحدت صرف و هویت محض را شهود نماید مطرح مىکنندکه از آن تعبیر به مقام «تَوغُل» مىنمایند. این نوشتار دیدگاههاى ایشان را در این زمینه مورد بررسى قرار داده است.
برهان صدیقین در سومین دوره از حیات خود در تاریخ فلسفه اسلامی با تأثیرپذیری از مبانی حکمت متعالیه، تحولاتی را طی کرده است. این مقاله تحولات برهان را در چهارصد سال اخیر دنبال می کند و تقریرات متفاوتی را برمی رسد که این برهان پشت سر گذاشته است.
لیندا بدم اشکالاتی را به امکان معاد وارد کرده است. او می گوید اشتراک اتم ها در بدن های مختلف و عدم ثبات بدن در طول حیات یک انسان، حاکی از آن است که معاد با بدن دنیایی صورت نخواهد گرفت. او معتقد است حتی در نظر گرفتن وجود روحی مجرد نیز نمی تواند وسیله مناسبی برای حل مشکل تشخص انسان دنیوی و اخروی باشد. در این مقاله با توضیح معنای سوژه ای که در تعریف روح به کار می رود، اشکال بدم روشن می شود. همچنین با استفاده از روایات معصومین و نظر متکلمین اسلامی، مشکل این همانی بدن دنیوی و اخروی برطرف شده، اثبات می شود اعتقاد به معاد به هیچ وجه با عقل و علم ناسازگار نیست
جنبش های نو پدید معنوی دارای مبانی مشترکی هستند. یکی از بنیادهای مهم عرفان های نو ظهور، مساله «تناسخ» یا «بازتن یابی» است. تناسخ از مساله های مهمی است که مورد توجه ویژه متفکران مسلمان اعم از فیلسوفان، متکلمین، عارفان و مفسران بوده است.
مقاله حاضر قصد دارد پس از بررسی معناشناسی و تحلیل انواع تناسخ، به بررسی دلایل آن بپردازد. دلایل مطرح شده در این باره سه دسته اند؛ برخی عقلی یا فلسفی اند، بعضی دیگر نقلی-اعم از قرآنی یا روایی-اند. البته در پاره ای از دلایل نقلی نیز شبهه امکان تناسخ، وجود دارد. مقاله پیش رو به تحلیل و بررسی هر سه دسته دلیل می پردازد
آنچه درپی می آید، پیام حضرت آیة الله جوادی آملی مدظلّه العالی به کنگرهٴ بزرگداشت آیت الله آقامیرزا جواد تهرانی/ است.[1] در این پیام ضمن تکریم آن فقیه و مفسر وارسته و تقدیر از برگزارکنندگان و حاضران در همایش[2] برخی مبادی و نکات اساسی در باره قرآن کریم و فهم آن مورد بررسی قرار گرفته است.
مسئله شر همواره یکی از مهم ترین مسائل فلسفی بوده و هست. با توجه به اعتقاداتی که در زمینه وجود خدا و صفات الاهی وجود دارد نسبت میان مسئله شر، و وجود خدا و صفات او در تاریخ فلسفه به صورت یک مشکل و معما مطرح بوده و لذا فیلسوفان و متکلمان در طول تاریخ راه حل های مختلفی را عرضه کرده اند. از آنجایی که این راه حل ها به صورت مستقل و تکبعدی طرح شده اند، چندان توفیقی در حل این مسئله نداشته اند. در این مقاله می کوشیم با توجه به ابعاد مختلف مسئله شر و با استفاده از رهیافت ترکیبی، که عبارت است از ترکیب منظم راه حل ها به صورت یک مجموعه زنجیره وار، راه حلی برای این مسئله عرضه کنیم.
از جمله مباحث اعتقادی ادیان الاهی وجود عذاب و پاداش اخروی است. در اسلام این مسئله شفافتر و دقیقتر از سایر ادیان مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. عالمان مسلمان در چگونگی و چیستی پاداش و عذاب اخروی علاوه بر دلایل عقلی و استدلال های فلسفی و کلامی، سخت متکی به متون اسلامی و مفاد آیات و روایات هستند؛ با وجود این، آنها در این مسئله هم رای نیستند. گرچه در خصوص دائمی بودن نعیم قیامت به تبع متون دینی اسلام، با هم اختلافی ندارند ولی در خصوص کیفر اخروی گروهی معتقدند که عذاب قیامت در نهایت از همه برداشته خواهد شد و علاوه بر برخی آیات و روایات، دلایل عقلی چندی اقامه کرده اند. در این مقاله استدلال های فلسفی و کلامی طرفین را مطرح کرده و آنها را با رویکرد نقلی مورد بحث قرار می دهیم.
با نگاهی به جامعة اسلامی و بنا به مستندهای متعدد می توان دریافت که یکی از اهداف رسیدن به جامعه ای ایده آل، هدایت نسل ها به سمت انتظار حضرت «مهدی موعود» (ع)، است. این امر در جامعة شیعی ایران اسلامی بیشتر نمود پیدا می کند؛ زیرا این جامعه درصدد فراهم کردن زمینه های ظهور است و تحقق ظهور را در گرو تربیت نسل منتظر می داند.
نسلی که با تمام وجود منتظر ظهور بر حقش را است تا پذیرای وجود مقدسش باشد. از این رو برنامه های راهبردی بسیار دقیق و عالمانه به خصوص در حیطة تربیتی، لازم است، تا بتوان براساس آن به هدف والای تحقق آرمان های متعالی انقلاب اسلامی به رهبری «امام خمینی» (ره) و مقام معظم رهبری دست یافت. اولین بعدی که توجه به آن در تربیت دینی اهمیت دارد، بعد فردی است که توجه به خانواده، به عنوان اولین بستری که شاکلة فرد را ایجاد می کند از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مقاله مقدمه ای است برای تبیین راهبردهای تربیتی معرفت «امام زمان» (عج) با رویکردی که در بالا گفته شد.
مسألهی این پژوهش، تکوین شخصیّت علمی و مذهب فقهی امام شافعی است. رهیافت جدید معرفتی و روشی شافعی در اجتهاد و استنباط فقهی، برآیند شرایط زمانی و مکانی بود. او با ارائهی خوانشی جدید از اجتهاد مبتنی بر نقل صحیح و عقل سلیم و متأثر از بوم های مختلف و عُرف آن ها، میان دو رویکرد فقهی رایج اهل حدیث و اهل رأی را جمع کرد. شافعی در زمان حیات خود، نظرات فقهیاش را در دو روایت قدیم و جدید ارائه نمود. وی بر خلاف چهره های معاصر خود که اغلب متعلق به یک شهر و بوم خاص بوده اند، شخصیتی چند بومی بود. وی از اساتید مکاتب مکّه، مدینه، عراق، یمن و مصر، زبان عربی، تفسیر، فقه و حدیث را آموخت و با بهره گیری از آموخته های علمی و اندوخته های تجربی، مذهب فقهیاش را مبتنی بر اصول مدوّن فقهی و روش جدید و متفاوت از مکتب اهل حدیث و اهل رأی بنیان نهاد.
در این نوشتار تلاش بر این است تا بر مبنای روش تاریخی، چگونگی تکوین شخصیّت چندبومی شافعی و رویکردهای معتدل او در حوزه های فقه و اصول فقه، علم الحدیث و تفسیر، تبیین گردد.
امام على بن ابى طالب 7 شخصیّتى است بى نظیر که شاعران بسیارى از مذاهب گوناگون، زبان به مدح ایشان گشوده اند. شاعران اهل سنّت نیز از این امر مستثنا نبوده اند و شخصیّت والاى حضرت على 7 نه تنها شیعیان را به ستایش واداشته، بلکه دانشمندان و بزرگان غیر شیعه نیز، آن گاه که گوشه هایى از عظمت آن حضرت را درک کرده اند، در برابر عظمت شخصیّت ایشان سر تعظیم فرود آورده اند.
در این مقاله، سعى شده تا با بررسى قصیده عینیّه شاعر اهل سنّت، عبدالباقى العمرى، دورنمایى از چهره تابناک امام على 7 را به نمایش بگذاریم و دیدگاه عمرى و میزان معرفت وى را نسبت به امام اوّل مسلمانان با الهام از قرآن کریم و حدیث شریف بکاویم.
این نوشتار به بررسی تطبیقی مدل ارزش های خبری گالتونگ و روگ و مدل ارزش های خبری در حاکمیت موعود می پردازد. نخست، دو کارکرد راهبردی خبر و خبررسانی در اسلام را تبیین کرده و بیان می کند که از جمله مهم ترین نقش های خبررسانی در اسلام، یکی مبارزه با انحراف، و دیگری آفرینش و تقویت ارزش هایی است که برآیند آن ها فرهنگ جامعه عدل کل را شکل میدهد.
پس از تبیین کارکردهای راهبردی خبر و رسانه از نظر اسلام، به مقایسه تطبیقی میان نظریه ارزش شناختی گالتونگ و روگ و نظریه موعود پرداخته و توضیح می دهد که نظام ارزش شناختی موعود از مجموع دوازده ارزش خبری مطرح شده توسط این دو اندیشمند غربی (هشت ارزش عمومی و چهار ارزش اختصاصی)، برخی را تایید میکند و برخی دیگر را کنار میزند. از چگونگی این پذیرش یا عدم پذیرش نیز سخن گفته شده و فلسفه نهفته در برخی ارزش های خبری نقد گردیده است.