در این مطالعه تاثیر مهاجرت نخبگان بر وضعیت نوآوری کشورهای اسلامی (کشورهای مبداء) به ایالات متحده آمریکا (کشور مقصد) طی دوره زمانی 2000 -2009 با روش پانل دیتا و تحلیلی – توصیفی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج اقتصاد سنجی این مطالعه نشان داد؛ مهاجرت نخبگان تاثیر منفی و معناداری بر نوآوری دارد و شاخص های حمایت از حقوق مالکیت فکری و نرخ ثبت نام در دانشگاه تاثیر مثبت و معناداری بر نوآوری دارد. شاخص های انباشت تحقیق و توسعه و تعداد کاربران اینترنت نیز تاثیر بی-معنایی بر نوآوری دارد. همچنین باید خاطرنشان ساخت جمهوری اسلامی ایران از لحاظ مهاجرت نخبگان در بین کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه رتبه اول را اخذ کرده است و از لحاظ نوآوری و عوامل تعیین-کننده آن شکاف قابل توجهی نسبت به ایالات متحده آمریکا دارا می باشد.
"نویسنده در این مقاله به ترسیم تحول تصویر زن در آثار هنری اروپا و ایران میپردازد و در مسیر این تحول، پنج مرحله یا نوع نگرش را تشخیص میدهد که عبارتند از: نگاه اسطورهای به زن، زن در شمایل مقدس، نقشمایة مادر، سیمای عرفانی زن در قالب عشق معنوی و در نهایت تصویر جنسی از زن.
وی با تحلیل نظری آثار نقاشی، شمایلها، ادبیات داستانی و محصولات سینمایی به این نتیجه میرسد که نگاه هنرمندان به زن از نگاه اثیری و اسطورهای آغاز و با ایجاد جریان مذهبزدایی در جوامع، تحت تأثیر رنسانس اروپا و احاطة تفکر سکولاریسم بر اذهان هنرمندان، به نگاهی جنسیتگرا تبدیل میشود که فقط به سوء استفاده از جذابیتهای زن برای فروش بهترِ آنچه قابل فروش است، میاندیشد.
"
میزگرد بازاریابی خدمات بانکی در ایران؛ راهکارها و توصیه ها"" در ترکیبی از استادان دانشگاه و کارشناسانی از بانکهای کشور در دفتر ""توسعه مهندسی بازار"" برگزار شد.
دکتر رئوف رابطی، دکتر رضا اکبری اصل، پریسا سپهری، حجت الله فرهنگیان، دکتر امیر خانلری، و پرویز درگی حاضران این میزگرد بودند که افزون بر تعریف بازاریابی خدمات بانکی، آسیب شناسی نظام بازاریابی خدمات بانکی را به صورت چالشی مورد بحث و بررسی قرار دادند. ویژگی این آسیب شناسی نظام بازاریابی خدمات بانکی در آن بود که بخوبی راهکارها و توصیه های علمی برای نظام بانکی از آن استنباط شد و حاضران به فراخور فرصت بر آن تأکید کردند.
قیمت گذاری در دوران رکود""، کاملاً متفاوت از زمانهای معمولی نظیر رونق بازار است. مقاله ی حاضر بدون هیچ گونه حاشیه روی، برای قیمت گذاری در دوران رکود، هم اشتباهات فاحش مدیران بویژه فروشنده ها را آشکار می سازد، هم روشهای سودمندی برای قیمت گذاری در این دوران معرفی می کند.
برجستگی این مقاله در آن است که 10 سؤال کلیدی دارد که به عنوان خطوط راهنما می تواند تصمیم گیری شما را برای ""قیمت گذاری"" آسان سازد. جالب است بدانید ""قیمت گذاری"" به رغم اهمیت آن، در جلسات هیأت مدیره مورد کم توجهی قرار می گیرد. آمارها نشان می دهد که بیش از 55 درصد مدیران بر این باورند که حتی هیأت مدیره نیز ""قیمت گذاری"" را جدی نمی گیرد. این در حالی است که ""قیمت گذاری"" بقای سازمان و شرکتها را تضمین می کند.
اصطلاحنامه از طریق برقراری روابط نحوی و معنایی بین واژگان مورد استفاده در یک حوزه خاص ، نقشی اساسی در کنترل واژگان ، جستوجو و افزایش بازیابی اطلاعات و مدارک مرتبط ایفا میکند . اصطلاحنامه به عنوان ابزاری زبانی ، هم در مرحله ذخیره سازی و هم در مرحله بازیابی بر نتایج بازیابی تاثیر چشمگیری دارد . ...
فساد یکی از شاخصه های اساسی جرم سازمان یافته در نظر گرفته می شود. گرچه تحقیقات تجربی اندکی در مورد ارتباط بین جرم سازمان یافته و فساد وجود دارد اما در سال های اخیر با پرونده های کلان فساد اقتصادی به ویژه مفاسد دولتی مواجه بوده ایم. هرچند فقدان شفافیت در فعالیت های مالی دولتی و نظارت نامناسب در کشور ما وقوع چنین مواردی را تسهیل کرده است ضرورت شفافیت بیشتر در مبارزه با فساد مالی و اداری مطرح می شود. از آنجا که بیشتر جرائم فساد به شکل سازمان یافته ارتکاب پیدا می کنند، در مبارزه با این جرائم نیز توسل به شفافیت ضروری است. زیرا ما امروزه با مجرمان سازمان یافته ای روبه رو هستیم که هیچ مرز ملی یا بین المللی نمی شناسند. آنها هیچ احترامی برای امنیت جامعه قائل نیستند. لذا اولین بار، کنوانسیون مبارزه با فساد سازمان ملل در سال 2003 ضرورت شفافیت را مطرح کرد. افشای جرم سازمان یافته توسط رسانه به مثابة این است که نوری را داخل سایه هایی می تابانیم تا نقاط تاریک روشن شود. بر این اساس این مقاله در تلاش است تا روشی را که به طریق آن جرائم سازمان یافته و نیز بده بستان های مجرمانه صورت می پذیرد را آشکار سازد. در این مقاله نگارندگان تلاش دارند ابعاد شفافیت رسانه را در جرائم فساد و سازمان یافته کنکاش کنند و برای مقابله راهکارهایی را پیشنهاد دهند
رفع تنش و ایجاد رابطه صحیح میان اصحاب رسانه در دسترسی به اطلاعات قضایی با دستگاه قضا از امور بسیار مهمی است که توجه به آن از ضروریات حقوق تلقی می شود. مقررات گذاری در این زمینه که اصحاب رسانه بتوانند با استفاده از حق آزادی اطلاعات و دسترسی به اطلاعات و حق آزادی بیان خود در دستیابی به اطلاعات قضایی استفاده کنند و مصاحبه هایی در این زمینه انجام دهند و دستگاه قضا نیز به هر بهانه ای از دسترسی آن ها جلوگیری نکنند، کاری بس دشوار است. همین طور از طرفی دیگر دستگاه قضا نیز برای خود بر پایه یکسری اصول است که برای بهتر انجام شدن امر خطیر قضا، پایبندی به آن اصول از مهمات دستگاه قضا محسوب می شود، اصولی مانند استقلال قوه قضاییه و قضات، اصل دادرسی منصفانه، نظم جلسات دادرسی، نظم عمومی، حفظ حریم خصوصی اصحاب دعوا و اخلاق حسنه، که توجه به آن ها نیازمند احتیاطی دوچندان می باشد تا امر قضا با مشکل روبرو نشود.
در کشور ما، با آنکه قانون انتشار و دسترسی به اطلاعات خود را توانسته ایم با مشقت های فراوان به تصویب رسانیم، اما با این حال تعادلی میان این اصول به ظاهر متعارض بوجود نیامده است و حد و مرز آن ها به درستی تعیین نشده است. دستگاه قضای کشور ما نیز با آنکه مقررات مختلفی در این زمینه به تصویب نرسانده اما باز مشکل به قوت خود باقی است.
در این تحقیق، ما با مستندکاوی نظرات و کارهای برشت در حوزه تئاتر و واکاوی آنها در چارچوب ارتباطات اجتماعی، تلاش داریم کار برشت را به منظور بهره برداری و بازتولید رسانه ای آن، کانون توجه قرار داده و بین محتوای هنری با ظرفیت ها و ظرافت های کار رسانه ای، پیوندی منطقی برقرار کنیم. تأکید بر وزن رسانه همپای وجه هنر و به خدمت گرفتن ظرفیت هنر در ظرف رسانه و بالعکس، استفاده از قابلیت های رسانه در خدمت شکل و محتوای تعالی بخش هنری، سمت گیری ما در سبک خاصی از پیام گذاری و نیز بازتعریف نقش و جایگاه مخاطب است، چرا که برشت، هدف گذاری ارتباط جمعی را با التزام به عنصر جذابیت و سرگرمی در کار هنری، به سویه های آگاهی و عمل ناب اجتماعی (praxis) ارتقا می دهد. نوشته حاضر، مرور آموزه هایی برای دست اندرکاران هنر و متولیان امور رسانه هاست.
نقش طبقه اجتماعی افراد بر میزان بهره وری آنان از اینترنت یکی از سوالات مناقشه برانگیزی است که پاسخ به آن در یک سر طیف به کمتر شدن شکاف طبقاتی به وسیله تکنولوژی های نوین می رسد و در طیف دیگر عمیق تر شدن شکاف طبقاتی منتهی می شود.
وبلاگ ها به عنوان یکی از پر نفوذترین رسانه های گروهی، نقشی عمده در فضای مجازی ایفا کرده اند. اطلاعات جا به جا شده در این رسانه پرحجم بوده است. وبلاگ ها یکی از منابع مهم برای کسب اطلاعات و همچنین ایجاد شناخت محسوب می شوند به طوری که می توان گفت وبلاگ ها توانسته اند بازار انحصاری دیگر رسانه های جمعی را بشکنند و خود را به عنوان یک منبع شناختی معرفی کنند. شناخت مخاطبان وبلاگ ها و آگهی از طبقه اجتماعی آنان می تواند تلاشی در جهت کشف وجود یا عدم وجود شکاف آگاهی دیجیتال در فضای مجازی باشد.
در این مقاله تلاش شده است تا با پیمایشی با حجم نمونه 815 نفر، روابط حاکم بر فضای مجازی ایرانی از حیث طبقه اجتماعی کشف و بررسی شود.
با وجود آن که ماهیت بحران های فرهنگی با بحران های حاصل از حوادثی نظیر آتش سوزی، سیل و زلزله به میزان معتنابهی متفاوت است، اما به نظر می رسد بحران های فرهنگی از آن حیث که مخاطرات و خسارات جبران ناپذیری در میان مدت و دراز مدت به اندوخته و سرمایه اجتماعی ملت ها وارد می کنند، باید در شمار بحران هایی ارزیابی شوند که مستلزم مدیریت موشکافانه است. در همین حال، از آن جا که عنصر فرهنگ نقش غیرقابل انکاری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تداوم آن داشته و دارد، و به عنوان عنصری محوری و مسلط در تمامی مناسبات و تحولات اجتماعی عمل می کند، دشمنان جمهوری اسلامی همواره می کوشند با نفوذ و اشاعه فرهنگ غربی، موجب ایجاد بحران در کشور از طریق تغییر باورها و نگرش و رفتار مردم شوند و استقلال کشور و دستاوردهای انقلاب را به مخاطره اندازند. این در حالی است که برای تحقق مدیریت بحران های فرهنگی و یا پیشگیری و مصونیت جامعه از فرهنگ مهاجم، راهبردهای جامع تدوین نشده است. هدف این مقاله تدوین راهبردهای بهینه برای مدیریت بحران و مصون سازی جامعه از آسیب پذیری در مقابل تهاجم فرهنگی و نفوذ فرهنگ اجانب است. به عنوان یک تحقیق موردی زمینه ای و با استفاده از روش میدانی، پس از بررسی دیدگاه ها و نظرات مختلف و مطالعه محیطی از طریق ارسال پرسشنامه و انجام مصاحبه و نیز بهره گیری از تکنیک دلفی نقاط قوت و ضعف، و آسیب پذیری های فرهنگی، و نیز فرصت ها و تهدیدات فرهنگی احصا شده است و راهبردهای مدیریت بحران جنگ نرم و مصون سازی جامعه در برابر تهاجم فرهنگی و ایجاد امنیت فرهنگی ارائه می شود.
این مقاله، با هدف مطالعه عوامل مؤثر بر تدوین راهبرد در سازمان های رسانه ای تهیه شده است. از آسیب های رایج در هنگام تدوین راهبرد، کم توجهی به متغیرهای تأثیرگذاری است که می توانند سمت و سوی این مراحل و خروجی نظام تدوین را تغییر دهند. فنون به کار گرفته شده برای تعیین گزینه های راهبردی، طرز تفکر مدیران ارشد و ساختار قدرت ازجمله متغیرهای مهمی هستند که می توانند تدوین راهبرد را تحت تأثیر قرار دهند. جامعه آماری این پژوهش را استادان دانشگاهی آشنا با مفهوم راهبرد و مدیران ارشد سازمان های رسانه ای تشکیل داده اند. ابزار جمع آوری داده ها نیز پرسشنامه و مراجعه به اسناد و مدارک بوده است. برای آزمون روایی و پایایی گویه های پرسشنامه از دیدگاه های کارشناسان، انجام پیش آزمون و همچنین محاسبه آلفای کرونباخ (80/0) استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد، در سازمان های رسانه ای، به ترتیب، ساختار قدرت و طرز تفکر مدیران ارشد بیشترین تأثیر را بر فرایند تدوین راهبرد دارند و سپس، مؤلفه های نحوه پیمایش تحولات محیطی، روش های تعیین گزینه های راهبردی و نحوه تحلیل تحولات راهبردی قرار می گیرند.
مقاله حاضر به این مسئله می پردازد که آیا فنّاوری رسانه و تبلیغات قدرتی فراتر از اراده آدمیان یا منطق و اراده ای از خود دارد؟ آیا فنّاوری در خدمت مقاصد و اهداف آدمیان است یا خود رسانه و تبلیغات است که مقاصد و اهداف آدمیان را تعیین می کند؟ به عبارت خلاصه تر و فنی تر، آیا فنّاوری رسانه و تبلیغات خودمختار است؟ برای پاسخ به این پرسش، محتوا و استدلال های دیدگاه های هایدگر (M. Heidegger) و بورگمان (A. Borgmann) و ایلول (J. Ellul)، که به طور عام در زمینه فلسفه فنّاوری عرضه شده است، به طور خاص در زمینه فنّاوری و صنعت تبلیغات بررسی و روشن خواهد شد و درنهایت با ارزیابی انتقادیِ دیدگاه طرف دارانِ خودمختاریِ فنّاوری پایان می یابد.
این پژوهش در پی آن است تا رابطه استفاده از شبکه های فارسی زبان تلویزیون ماهواره ای و پای بندی به هویت فرهنگی زنان را بررسی کند. از آن جایی که در این تحقیق پای بندی فرهنگی زنان مدنظر بوده، زنان 15 تا 49 ساله، به روش پیمایشی مقطعی و با تکنیک پرسش نامه مورد سنجش قرار گرفتند. حجم نمونه 400نفر بوده که این تعداد براساس روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در شهر تهران انتخاب شدند. تحلیل یافته های تحقیق نشان داده است که میزان استفاده از شبکه های ماهواره ای برابر با 50.64 و میانگین پای بندی به هویت فرهنگی نیز62.55 (درمقیاس 0تا100) است و میانگین بُعد ذهنی هویت فرهنگی به میزان 10درصد بیشتر از بُعد عینی است. همچنین کسانی که از ماهواره استفاده می کنند نسبت به دیگران پای بندی بسیار کمتری به هویت فرهنگی ایرانی دارند. در تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز به ترتیب میزان رضایت از ماهواره، استفاده از آن و اعتماد به برنامه های ماهواره باعث تضعیف هویت فرهنگی زنان می شوند و محتوای آگاهی بخش، علمی و خبری آن، باعث تقویت هویت فرهنگی شده است.
طرح های گاپ و داپ ترکیه با احداث ده ها سد بر روی رودخانه های بین المللی دجله، فرات و ارس، کشورهای عراق، سوریه، ایران، ارمنستان و جمهوری آذربایجان را با انبوهی از بحران های زیست محیطی و چالش های اقتصادی، اجتماعی و انسانی مواجه می کنند. ایجاد ریزگردها، کاهش حق آبه کشورهای پایین دست، از بین رفتن گونه های بومی آبزیان، خشک شدن تالاب ها، بیابان زایی، بحران کشاورزی بهداشتی، تشدید بیکاری و مهاجرت از تبعات پروژه های گاپ و داپ است. ترکیه با ادعای اینکه منابع آبی دجله، فرات و ارس بخشی از آب های داخلی این کشور هستند، علی رغم اعتراض ها در حال تکمیل این پروژه ها است. مقاله حاضر با هدف بررسی گاپ و داپ از منظر قواعد حقوق بین الملل و با چارچوب نظری «حقوق بین الملل محیط زیست» و «حقوق بشر زیست محیطی» به ویژه مفهوم «منع استفاده زیان بار از محیط زیست» و با کاربست روش توصیفی- تحلیلی، به دنبال پاسخ به این سؤال است که ابعاد نقض حقوق بین الملل در گاپ و داپ کدامند؟ یافته ها نشان می دهند که اجرای پروژه گاپ و داپ با قواعد عرفی حقوق بین الملل محیط زیست و «کنوانسیون قانون بهره برداری های غیرکشتیرانی از جریان های آبی بین المللی»، کنوانسیون های رامسر، مقابله با بیابان زایی، اسپو، آرهوس و اعلامیه استکهلم مغایرت دارد. همچنین به دلیل نقض «حق دسترسی به آب و هوای سالم» و تخریب آثار فرهنگی، قواعد حقوق بین الملل بشر و حقوق فرهنگی اقلیت ها را به شدت نقض می کند. رسانه های برون مرزی می توانند با تبیین ابعاد نقض حقوق بشر و حقوق محیط زیست در پروژه های گاپ و داپ، سیاست رسانه ای آنکارا در سانسور و وارونه سازی تبعات این طرح ها را خنثی کنند و در عین حال با ایجاد حساسیت و مطالبه گری در افکار عمومی و گروه های مدافع محیط زیست، مانع توسعه اجرا و توقف سرمایه گذاری های خارجی در آنها شوند.