فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۸۱ تا ۳٬۳۰۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
83-104
حوزههای تخصصی:
بررسی بازتعریف گفتگومندی در آرا میخاییل باختین با نقاشی های فتحعلی شاه در دوره اول قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه گفتگو یکی از رویکردهای مطالعه تصاویر در زمان معاصر است و از جمله موضوعاتی است که به طور عمده مورد مطالعه و بازاندیشی انتقادی واقع شده است. حضور انسان در آثار هنری در همه دوره ها از موضوعات هنری بوده است. مطالعه انسان و نقش انسان در تقابل با گفتمان زیبایی شناسی در آغاز قرن بیستم از نظریه های میخاییل باختین است. او شیوه مطالعاتی خود را بر مبنای انسان، خود و دیگری و گفتگوی مابین آن ها قرار داده است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه گفتگومندی و بررسی زمینه فکری گفتگو در آرا باختین به صورت زیرساخت نظری و در پیوند با نقاشی های فتحعلی شاه قاجار است. فرض پژوهش حاضر تحول معانی و جایگاه گفتگو در پیوند با هنر نقاشی قاجار است که انسان مدار است. ابتدا حوزه نظری باختین و مطالعه گفتگومندی و جایگاه تک صدایی و چندصدایی مورد بررسی قرار گرفته است و بر این مبنا جایگاه آن در نقاشی قاجار با مطالعه موردی نقاشی از فتحعلی شاه قاجار تحلیل و بررسی شده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که گفتگومندی در آثار نقاشی دوره ابتدایی قاجار چگونه است؟ روش پژوهش حاضر کیفی و بر اساس روش شناسی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای بوده است. نتایج یافته ها حاکی از آن است گفتگو گرایی در هنر نقاشی دوران قاجار وجود داشته و به صورت عاملیتی فعال و پویا در تعامل با مخاطب به صورت تک صدایی و چندصدایی با محوریت انسان نمایان می شود. تک صدایی بیشتر از چندصدایی در نقاشی های ابتدایی قاجار وجود داشته است.
جهانی شدن و بازنمایی هویت فرهنگی در موسیقی کردی (بررسی الگوهای مصرف موسیقی دانشجویان کرد دانشگاه گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن فرآیند پیچیده ای است که یکی از شاخص های دهه های پایانی قرن بیستم و مهم ترین چالش قرن بیست و یکم به شمار می آید. تأثیرات این پدیده بسیار وسیع و گسترده است به صورتی که تمامی ابعاد زندگی جوامع انسانی را در عرصه های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تحت تأثیر قرار داده است. این پژوهش تلاش دارد تا ضمن بیان تاریخچه جهانی شدن و مفهوم سازی آن با بررسی بینش و نگرش دانشجویان کرد دانشگاه گیلان نسبت به موسیقی کردی، به تحلیل نسبت جهانی شدن با پدیده قومیت بپردازد. بر اساس یافته های این پژوهش، جهانی شدن، با فروریزی مرزهای مکانی، زمانی، سیاسی و جغرافیایی امکان دسترسی افراد به منابع متعدد معنا را فراهم می سازد و زمینه بروز و شنیده شدن صداهای مختلف، از جمله صداهای حاشیه ای را فراهم می کند و از این رو منجر به بازاندیشی در هویت های قومی و بازسازی آنها خواهد شد.
آوای مو: انسان شناسی زیبایی شناسی بومی در خودتزیینی زن ترکمنی روستای دویدوخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آراستن مو در فرهنگ ترکمنی نشان دهنده معانی گسترده ای همچون موقعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قومی و فردی است. آراستن موی زنان ترکمن از تولد آغاز می شود و در تمامی مراحل زندگی ادامه می یابد، آنچه در آراستن مو اهمیت دارد، معیارهای بومی زیبایی است. در این مقاله تلاش شده است، با مطالعه مردم نگارانه در روستای ترکمن نشین دویدوخ ، معیارهای زیبایی بومی در خودتزیینی مو زنان با رویکردی کیفی و فن های مصاحبه، مشاهده و اسنادی بررسی شود. چارچوب نظری برگرفته از گرایش انسان شناسی زیبایی شناسی بومیاست که در آن نقش ارزش های جمعی در تأثیرگذاری بر معیارهای زیبایی اهمیت دارد و بر همین اساس در این پژوهش، ارزش های جمعی مؤثر در زیبا یی آراستن مو از گذشته تا به امروز در منابع موجود ترکمنی و میدان پژوهش مد نظر قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که سیاهی رنگ، بلندی مو، شباهت به موجودات طبیعی، تناسب با هویت قومی، سیاسی اقتصادی و اجتماعی در معیارهای زیبایی خودتزیینی مؤثرند. زنان در جامعه ترکمنی با آراستن موی خود، معنا و مفاهیمی را تولید و از ارزش های جمعی استفاده می کنند. جامعه بومی با دیدن این نشانه ها مفاهیم و معانی را دریافت می کند. در این فرآیند هرگونه اختلال در دریافت معنا باعث خلق مفهوم زشتی می شود و درحالی که برقراری ارتباط و دریافت معنا، مفهوم زیبایی را پدید می آورد. زیبایی در خودتزیینی به دو بخش مادی و معنوی تقسیم می شود. هویت در زیبایی معنوی نقش مهمی ایفا می کند و نسبت به زیبایی مادی از اهمیت بالایی برخوردار است. زیبایی معنوی در خودتزیینی زنان باعث حفظ هویت و قدرت جامعه دویدوخی می شود.
فرزندآوری به مثابه یک مسأله اجتماعی- فرهنگی: تأملی بر ساخت گرایانه به عمل سزارین در شهر تبریز، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲
111 - 135
حوزههای تخصصی:
معنای زایمان ورای فرایندهای زیست پزشکی است که در خلال آن رخ می دهد. زایمان در صورت بندی تفکرات زنان نسبت به خودشان سهمی اساسی دارد و آثار چشم گیری بر سلامت مادر و اعضای خانواده می گذارد. چگونگی تعریف و برساخت فرزندآوری برای تمامی گروه های ذی نفع از جمله پزشکان حائز اهمیت است. امروزه زایمان امری طبیعی نیست، بلکه به موضوعی برای مفهوم پردازی و مداخله پزشکی بدل شده است. شیوع عمل سزارین در سطح جهانی و در ایران مؤید آن است که زندگی زنان به شکل روزافزونی در حال پزشکی شدن است و زنان در دوره بارداری و زایمان بیش از پیش به دانش پزشکان وابسته می شوند. این مقاله با هدف مطالعه تغییرات صورت گرفته در نهاد فرزندآوری، عمل سزارین را یک مسأله اجتماعی - فرهنگی قلمداد و بر عوامل مؤثر فرهنگی، عنصر آگاهی و تجارب زیسته در ارتباط با مادری تصریح می کند. این مقاله با اتخاذ رویکرد برساخت گرایی در انسان شناسی و با طرح سئوالاتی از ...
درباره دائره المعارف افسانه های ایرانی
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
159-172
حوزههای تخصصی:
فرهنگ های مصرف محلی و کالای جهانی: مردم نگاری فرهنگ محلی در مواجهه با امر جهانی در شهر بانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله مطالعه مردم نگارانه مواجهه فرهنگ محلی در شهر بانه با کالاهای جهانی است. به لحاظ نظری مقاله حاضر در چارچوب نظریه های فرهنگ مصرف مدعی است که مواجهه با امر جهانی را بایستی در ارتباط با هویت، بازار جهانی نئولیبرال و ایدئولوژی های جمعی فهمید. در پژوهش حاضر هم زمان با مشاهده مشارکتی با پانزده نفر مصاحبه انجام شد. نتیجه های حاکی از آن است که 1) فرهنگ های مصرف محلی بیشترین تأثیر را از ایدئولوژی های بازار و سازوکارهای تبلیغاتی آن می پذیرد و نقش ویژگی های ملی و دینی در برساخت معنا محدود به بازار است و بنابراین جهانی شدن و کالاهای جهانی فرهنگ مصرف استانداردی را خلق کرده اند که معانی مندرج در آن متمایز از فرهنگ محلی است، 2) مصرف محلی بدون فرهنگ مواجهه، چاره ای جز پذیرش منطق بازار ندارد و 3) بازاری شدن و تجاری شدن عرصه های عمومی و خصوصی مردم محلی فرایند رو به گسترشی است که همگان را درگیر کرده و منجر به واکنش های اخلاقی و اتخاذ استراتژی های هویتی و عامیانه انطباق شده است.
بازاندیشی هویت فرهنگی مهاجران لَک؛ تأملی در آداب و رسومِ سوگ و سور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آداب و رسوم نقش برجسته ای در هویت قومی ایفا می نماید؛ چون هویت قومی در بافت و زمینه ی زندگی روزمره برساخت، آشکار و تجربه می شود. الگوهای مهاجرت و جابجایی اجتماعی و فرهنگی همراه با آن، گروه های اقلیت قومی را به سمت پیدا کردن شیوه هایی برای بازجایابی فرهنگی در مکان های جدید سوق می دهد. پرداختن به وضعیت هویت فرهنگی مهاجران با تأکید بر مؤلفه ی آداب و رسوم، می تواند به فهم مکانیسم های تغییر در هویت، وضعیت فرهنگ پذیری و هویت یابی، بازاندیشی و بازسازی هویت کمک نماید. در این راستا هدف پژوهش حاضر، مطالعه وضعیت هویت فرهنگی مهاجران لَکِ ساکن محله ی نامجو تهران با تأکید بر مؤلفه ی آداب و رسومِ سوگ و سور است.روش شناسی: نوشتار حاضر با روش کیفی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل زنان و مردان قوم لک است که در محله ی نامجو تهران سکونت دارند. فرایند گردآوری اطلاعات با بهره گیری از فنون مصاحبه های نیمه ساخت یافته و عمیق تا مرحله اشباع ادامه یافت و در نهایت به 17 نفر رسید که با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند. برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش که حاصل از استخراج مصاحبه هاست، شامل 24 مفهوم و 6 مقوله اصلیِ «تأکید بر اجرای رسوم در زادگاه»، «محدودیت شرایط محیط جدید»، «تسهیل مشارکت»، «اجبار سنت»، «تقویت همبستگی» و «جمع گرایی» است. از دید مشارکت کنندگان، فرهنگ زادگاه قومی آنان با فرهنگ جامعه میزبان متفاوت است. با توجه به سنتی بودن، یکسانی و همانندی فرهنگی-قومی زادگاه، چالش هویتی و یا فرهنگ پذیری برای آنان پیش از مهاجرت چندان مطرح نبوده است و صرفاً تفاوت های اندکی بین نسل والدین و نسل فرزندان در زمینه انتخاب عناصر هویتی وجود داشته است. درواقع، با مهاجرت و تغییر مکان ابهامات ، تردید ها، پرسش ها و انتخاب هایی در مسیر هویت یابی و تعلق به فرهنگ موروثی و یا فرهنگ جامعه میزبان برای آنان پیش آمده است. آنان به عنوان کنشگران اجتماعی در موقعیت های متعددی ناچار به بازاندیشی و بازتعریف مؤلفه ها و منابع سنتی هویت ساز خویش اند.نتیجه گیری: می توان گفت رسوم و آیین های محلی سوگ و سور به عنوان یک منبع فرهنگی می تواند هویت یابی و جای گیری مجدد مهاجرین لَک به عنوان گروه اقلیت مهاجر در محیط جدید نقش مهمی ایفا کند و مانند پلی به شکلی نمادین مهاجرین را به هم و به زادگاه مرتبط سازد. علاوه بر این، بازاندیشی، تعهد و پایبندی به مؤلفه های هویت فرهنگی در بین مهاجرین یکسان نیست و نمی توان نوعی ترکیب برابر را در میان افراد یک نسل یا بین دو نسل مشاهده کرد. هویت محلی-فرامحلی در میان نسل دوم غالب است تا در میان نسل اول. با اینکه در موارد متعددی ممکن است هویت فرهنگی محلی نسل دوم کم رنگ شود و چندان علاقه مند و پایبند به بعضی رسوم و سنن محلی نباشند و آگاهی چندانی از هویت لکی نداشته باشند؛ با وجود این، احساس لَک بودن را دارند و در مجموع، هویت لَکی مفهومی است که به آن تعلق و دلبستگی عاطفی دارند
نشانه شناسی لباس آقایان سریال در چشم باد، با تکیه برآراء رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف-لباس به مثابه نظام نشانه ای، حاوی رمزگان های متفاوت و چند لایه، بیانگر مفاهیم و معانی مختلفی می باشد. یکی از ارکان و لایه های معنایی مهم در هنرهای نمایشی و سینما، لباس است که در تأویل و تحلیل اثر نقش پررنگ و کلیدی دارد. سریال در چشم باد به عنوان یکی از آثار ماندگار ملی ایران، بازتاب بخش های مهمی از تاریخ ایران معاصر است و دارای شخصیت های متعددی است هر کدام از آن ها به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در خور تأمل بوده و به لحاظ پوشش قابل تحلیل و خوانش هستند. هم چنین به لحاظ حضور شخصیت ها در موقعیت های مکانی و زمانی متفاوت و دارا بودن لباس های متنوع، می تواند نمونه خوبی برای خوانش نشانه شناختی در راستای دست یابی به مسائل فرهنگی و اجتماعی باشد. نقطه عزیمت پژوهش حاضر خوانش نشانه شناختی لباس آقایان سریال در چشم باد در پرتو آراء رولان بارت و پاسخ به این پرسش است که طراحی لباس سریال در چشم باد چگونه ویژگی های شخصیتی، طبقاتی، فرهنگی و اجتماعی افراد را بیان می کند؟ و چگونه از این رهگذر تغییرات اجتماعی و تفاوت های فرهنگی را به نمایش می گذارد؟
روش شناسی-این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی بوده و جهت نیل به اهداف مطرح شده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده و اطلاعات ضروری و مورد نیاز به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. در این راستا انتخاب و گزینش تصاویر از سکانس ها و فصول مختلف سریال در چشم باد براساس تاکید بر لباس آقایان صورت گرفته و تصاویری ارائه شده است که به بهترین شکل پوشش آقایان را به نمایش گذاشته و جهت تفسیر و خوانش نشانه شناختی مفید و کارآمد است و در مقیاسی وسیع تر به شناخت تحولات فرهنگی و اجتماعی منجر می شود.
یافته ها-نتایج به دست آمده نشانگر آن است که یکی از عوامل تمایز شخصیت ها، همین مقوله طراحی لباس بوده که به نوعی مبین تفکرات، دیدگاه ها، جایگاه اجتماعی افراد، سلایق، نگرش سیاسی و به طور کل نشان دهنده طبقه اجتماعی آنان بوده و همین مقوله به عنوان عنصری معنادار در معرفی شخصیت های متفاوت سهیم بوده و علی رغم رفتار، گفتار و عملکرد هر شخصیت، لباس آن ها نیز مبین ارتباط شخصیت ها با فرامتن های فرهنگی و اجتماعی است و به بهترین شکل بازتابی از شرایط اجتماعی و فرهنگی آن دوران است. طراحی لباس در این سریال توانسته به عنوان یک نظام معنادار، بخش های مهمی از طبقات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را به نمایش گذارد و تحولات تاریخی ایران دوره معاصر را نیز بیان کند. به عبارتی جنس، رنگ، مدل و ترکیب های متفاوت لباس های بررسی شده، هر کدام دلالت های معنایی زیادی را در پی دارد که معرفی کننده شخصیت ها و طبیعتاً فرهنگ آن برهه تاریخی است. لباس های بررسی شده مبین منطقه جغرافیایی، دوره تاریخی، طبقه اجتماعی، شغل، خصائص فردی، سلایق، ویژگی های اخلاقی و حتی سیرت افراد هستند و توانسته است بازتاب کامل و پویا از شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر در اواخر دوره قاجار و پهلوی را ارائه دهد.
واکاوی نقش خاطره جمعی بر جایگاه و منزلت علوم انسانی در نهاد دانشگاه در ایران با تأکید بر خاطره دارالفنون به عنوان نقطه عطف نهاد دانشگاه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اگرچه علوم انسانی در رشد بنیان های فرهنگی و توسعه پایدار جامعه نقش مهمی ایفا می کند اما در غالب جوامع کمتر توسعه یافته از جمله ایران، در جایگاهی پایین تر از علوم طبیعی قرار داده می شود. پل ریکور بر این باور است که به دنبال بروز یک رویداد و در جریان شکل گیری آن خاطره ای جمعی در ذهن مردم ایجاد شده و تداوم می یابد. تکرار این خاطره و ذهنیت در زمان حال متضمن فراموشی برخی ابعاد آن رویداد و برجسته کردن برخی جنبه های دیگر و گاه تحریف آن می گردد. در پژوهش حاضر با دغدغه واکاوی ریشه های این نگرش به علوم انسانی، با این پیش فرض که رویکرد زمان پیدایش و تکوین نهاد دانشگاه در ایران یعنی از زمان تأسیس دارالفنون تا به امروز بر منزلت کنونی علوم انسانی در خاطره جمعی مردم ما تاثیر گذاشته در پی واکاوی جایگاه این علوم در دارالفنون به عنوان نقطه شروع نهاد دانشگاه ایرانی پرداخته ایم.روش شناسی: بدین منظور سه نفر از چهره های کلیدی دارالفنون، ملکم خان ناظم ا لدوله، اعتضادالسلطنه و اعتمادالسلطنه را برگزیده و دیدگاه و عملکرد آنها را در مورد علوم انسانی با استفاده از مفهوم خاطره جمعی پل ریکور، مورد تحلیل قرار داده ایم. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای انجام گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش موید آن است که پیدایش و تکوین دارالفنون به عنوان نخستین نهاد آموزشی نوین ایران را می توان بر اساس روایتی از توسعه که عقب ماندگی ایرانیان را در فن، تکنیک و صنعت می داند، فهم و تفسیر کرد. غفلت دارالفنون از اهمیت علوم انسانی در فرایند مدنیت و توسعه علمی و صنعتی، یکی از زمینه های شکل گیری این نگرش در اذهان مردم و سیاستگذاران ما بوده که هنوز هم در قالب خاطره جمعی جضور دارد و مانع تحقق جایگاه شایسته علوم انسانی در آموزش عالی و فرایند توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ما می شود.
نظام روابط اجتماعی و فرهنگ کار در بین مکانیکی های همدان: مطالعه موردی خیابان چَپَرخانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر میدان عمل نیروهای اجتماعی متعددی است. شهر معاصر ایرانی بیشتر شهر - ماشین است. تمامی شهرها اعم از کلان شهر یا روستا - شهرها مملو از خودرو و خدمات مرتبط با آن است. افراد شاغل در بخش خدمات خودرو به دلیل دارا بودن ویژگی های مشابه فرهنگی و تمایز با سایر بخش های جامعه و همچنین فرهنگ مسلط در یک میدان جغرافیای خاصی گرد هم آمده و در طول زمان خرده فرهنگی را تولید کرده اند. چاپارخانه همدان به عنوان یک فضای شهری دربردارنده فعالیت ها و خدمات مربوط به خودرو (مکانیکی، صافکار، نقاش و لوازم یدکی فروشان و...) است. این خدمات در تقسیم بندی های اقتصادی جزء بخش غیررسمی قرار دارند و جمعیت بالایی در این حوزه مشغول فعالیت هستند. این بستر جغرافیایی نظام روابط اجتماعی و هنجارهای خود را تولید می کند که وارد شوندگان باید قواعد آن را بپذیرند و از آن تبعیت کنند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه نظام روابط اجتماعی و فرهنگ کار (نظام استاد - شاگردی) مسلط چاپارخانه با استفاده از روش های کیفی مبتنی بر نظریه زمینه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در نظام استاد- شاگردی دو الگو ”اقتدار استادکار“ و ”روابط اجتماعی تعاملی“ بر نظام اجتماعی مسلط است. الگوی اول مبتنی بر اقتدار استادکار برای حفظ شاکله کاری بر اساس فاصله میان سرمایه های سه گانه شاگرد و استاد شکل می گیرد و در بستر مداخله گرهای گوناگون دو نمود ”اقتدار عیان“ و ”اقتدار پنهان“ استادکار را سبب می شود. الگوی دوم در حوزه مشاغل خانوادگی و انواع مشاغل مرتبط با لوازم یدکی فروشی قابل مشاهده است.
بررسی شالوده هویت اجتماعی و فرهنگی دانشجویان دو گروه قومی (آذری و کرد) دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل هویت اجتماعی بر مبنای رفتارهای مصرفی و الگوی سبک زندگی موضوعی است که در دهه های اخیر در میان صاحب نظران علوم اجتماعی مطرح شده است. این رویکرد با تفکیکی که بین جامعه سنتی و جامعه مدرن قایل شده است مبنای هویت اجتماعی افراد بر اساس ویژگی های انتسابی را خاص جامعه سنتی و جایگاه فرد در نظام تولید و یا رفتارهای مصرفی را خاص جامعه مدرن قلمداد می کند. هدف اصلی مقاله حاضر به چالش کشیدن این رویکرد در ارتباط با مطالعه تجربی دانشجویان دو گروه قومی آذری و کرد دانشگاه تهران است. استدلال مقاله حاضر این است که بایستی بین هویت فردی و اجتماعی تفکیک قایل شد. تقلیل هر کدام از ابعاد هویتی به بعد دیگر و یکی پنداشتن آن زیر عنوان کلی هویت، فرآیند تحلیل را دشوار خواهد ساخت. بر اساس داده های به دست آمده هویت فردی دانشجویان متاثر از فرآیند فردی شدن زندگی روزمره است که بیش از هر ...
زیستگاه های کوچ نشینی کهگیلویه در دوران اسلامی (مطالعه موردی محوطه دلی یاسیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه کهگیلویه به دلیل قرارگیری در بین ارتفاعات کوهستانی زاگرس جنوب غربی و سواحل جنوبی ایران از زیست بوم و اقلیم منحصر به فردی برخوردار است به گونه ای که شکل گیری استقرارها و شیوه های معماری ارتباط نزدیکی با زیست بوم و اقلیم منطقه داشته است. یکی از محوطه های تاریخی منطقه کهگیلویه، محوطه دلی یاسیر است که بر اساس منابع تاریخی محوطه ای از سده های متأخر اسلامی است که حدود هزار خانه از ترک ها در آنجا ساکن و کوچ نشین بوده اند. در این پژوهش سعی خواهیم کرد پی ببریم که 1) گاهنگاری محوطه تاریخی دل ی یاسیر بر اساس شواهد باستان شناختی چگونه است؟ 2) داده های باستان شناختی محوطه دلی یاسیر تا چه حد با زندگی کوچ نشینی و منابع تاریخی همخوانی دارند؟ تعیین گاهنگاری نسبی محوطه، بیان جزئیات معماری، مطالعه تأثیر محیط زیست بر معیشت و معماری دلی یاسیر و سنجش داده های باستان شناختی با زندگی کوچ نشینی معاصر از مهم ترین اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و نتایج این پژوهش با بهره بردن از داده های باستان شناختی، قوم نگاری و منابع نوشتاری کهن انجام شده است. مهم ترین ویژگی های معماری این محوطه استفاده از ستون های سنگی یکپارچه با پایه ستون های مربع شکل، استفاده از قلوه سنگ ها و تخته سنگ های بزرگ و کوچک به صورت خشکه چین برای دیوارچینی است. بر اساس مطالعه داده های باستان شناختی چون معماری، سفال های سطحی و سنگ قبرها و منابع تاریخی، محوطه دلی یاسیر یکی از مهم ترین محوطه های کوچ نشینی در سده های میانه و متأخر اسلامی است و داده های باستان شناختی چون سنگ ساب، هاون، آسیاب و سازه های معماری کوچ نشینی معاصر، از مهم ترین شواهد مرتبط با زندگی کوچ نشینی و معیشت در این محوطه تاریخی است.
بررسی روابط تعامل بین فرهنگی و شهروندی؛ پژوهشی انسان شناختی در ارامنه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی روابط بین فرهنگی اقلیت ها با یکدیگر و بافرهنگ مسلط و نیز ارتباط آن با مفهوم شهروندی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهشگران با بررسی رویکردهای نظری در زمینه شهروندی و فرهنگ و انجام مطالعه اقدام به بررسی روابط برون گروهی ارامنه تهران در جامعه متکثر و چند فرهنگی ایران کرده اند. سال این است که 1 نسبت و ارتباط ارامنه با جامعه بزرگ تر ایران چگونه است؟ 2 آن ها چه نگاهی نسبت به جامعه غیر ارمنی دارند و چگونه رفتار خود را نسبت به برون گروه تنظیم می کنند و در این میان نقش نهادهای اجتماعی برون گروهی چیست؟ 3 نگرش ها و رفتار های ارامنه تا چه اندازه باارزش های مدنی و شهروندی همسو است؟ نتایج حاکی است که پاره ای از عوامل فرهنگیِ درون گروهی به همراه نهاد های اجتماعی غیرهمسو با ارزش های مدنی مانع شکل گیری روند ادغام فرهنگی در تعاملات روزمره ارامنه با جامعه بزرگ تر شده است. روش انجام این پژوهش انسان شناختی و ژرفانگر است و گرداوری اطلاعات نیز عمدتاً از طریق مصاحبه های عمیق انجام شده است.
تأثیر همه گیری کرونا بر لطیفه و طنز در فرهنگ مردم ایران
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۷
39-75
حوزههای تخصصی:
مطالعه امکان بازتوسعه زمین های قهوه ای شهری بر مبنای نیازهای اجتماع محلی (مطالعه موردی کوره پزخانه های منطقه 19 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر مطالعه امکان بازتوسعه زمین های قهوه ای در شهر از منظر توسعه پایدار شهری است. در پژوهش حاضر کوره پزخانه های منطقه 19 شهر تهران به عنوان زمین های قهوه ای مورد مطالعه قرار گرفته است. اصطلاح زمین های قهوه ای در تعریف فضاهایی به کار می رود که قبلاً دارای کاربری صنعتی یا خدماتی بوده و در حال حاضر فاقد کارکرد صنعتی و خدماتی است و به عنوان فضای مخروبه دارای اثرات منفی اجتماعی و زیست محیطی است. از منظر انسان شناسی کاربردی پرسش های محوری این است که آیا می توان از این فضاها برای ارائه خدمات مورد نیاز اعضای اجتماع محلی کم برخوردار استفاده کرد؟ امکان ساماندهی این زمین های قهوه ای بر مبنای دیدگاه گروه های ذینفع مختلف میسر است؟ برای پاسخ به این پرسش ها تلاش شده است از طریق مطالعه میدانی و مصاحبه با مالکین، ساکنین، شورایاران و کارشناسان شهری اطلاعات جمع آوری و به روش توصیفی و تحلیلی ارائه شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد علی رغم وجود تنگناها و موانع در مسیر ساماندهی کوره پزخانه ها، امکان ساماندهی آن ها به نفع اجتماع محلی فراهم است.
فهم روایتگری معماری مبتنی بر نسبت «دیالکتیک فضازمان» با «بدن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله مطروحه در فهم معانی و روایت های فضای ساخته شده در موقعیت کنونی که جایگاه انسان و جهان از موقعیت سوژه-ابژه به موقعیت شاهد-مشهود تغییر یافته، این است که سازوکار انتقال معنا و روایت از طریق فضا چگونه تعریف می شود و چه نسبتی بدن انسان برقرار می کند. اگر بپذیریم که ساختن هر اثر معماری از جهان بینی، ارزش ها، هنجارها، فرهنگ و ضمیر ناخودآگاه خالق اثر نشئت می گیرد، باید پذیرفت که آنچه بیان می کند فراتر از آن چیزی است که می نماید. در این پژوهش بر اساس مبانی فلسفی پساساختارگرایی در تحقیق، با رویکرد کیفی و به روش تحقیق «تحلیل گفتمان» و به کمک «استدلال منطقی»، ضمن تعریف مفاهیم و تبارشناسی تاریخی سازوکار روایتگری، عوامل مؤثر بر فهم روایت های فضا، ازجمله «دیالکتیک فضا-زمان» و نسبت آن با «بدن» و حضور بدن مند مخاطب در محضر و درون بنا تشریح شده است. نتایج قضایای تجربی (فضازمان و حضور)، تحلیلی و متافیزیکی (معماری و روایت های فراتاریخی و فرافرهنگی) استدلال نشان می دهد که روایتگری مبتنی بر نسبت میان بدن انسان و بدن فضای ساخته شده، تناسبات فیزیکی، کالبدی و آنچه در ادراکات بینایی انسان حس می شود، موقعیتی را فراهم می آورد که سازنده فضا می تواند به کمک ابزارهای طراحانه روایت های خود را به طور مستقیم و یا کنایی و استعاری به ذهن مخاطبِ حضوریافته در فضا، فرازمان و فرامکان، به نحو بین الاذهانی میان فرهنگ های مختلف بازگو کند و همواره سرشت انسان را مخاطب خود قرار دهد.
هنرهای دستی مشهد؛ مطالعه موردی پوستین دوزی
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
119-140
حوزههای تخصصی:
تاب آوری و طراحی الگو واکنش های روانی – اجتماعی بعد از وقوع زلزله تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به طراحی یک الگو فرضی مبتنی بر واکنش های روانی – اجتماعی بعد از وقوع زلزله احتمالی در شهر تهران پرداخته ایم. این الگو فرضی به چهار مرحله ی نارضایتی، ازدحام، شورش و غارتگری تقسیم گردیده است که در هر مرحله عوامل هیجانی شوک، ترس، وحشت، غم، تنفر، احساس ناکامی، خشم، اضطراب و احساس ناامنی به طور مجزا نشان داده شده است. این الگو فرضی خاطر نشان می سازد که پیامدهای روانی - اجتماعی زلزله تهران به دو بخش پرخاشگری – غارتگری و ناامنی – ترک اجباری طبقه بندی می شوند. بخش پرخاشگری – غارتگری نشان می دهد که علاوه بر تلفات ناشی از زلزله، تلفات دیگری ناشی از درگیری های بین پلیس - غارتگران و مردم - غارتگران به وجود خواهد آمد. همچنین بخش ناامنی – ترک اجباری اشاره به مهاجرت بیشتر ساکنین تهران به زادگاه خود برای نجات جان و مال خود دارد، زیرا پیش بینی می گردد که تهران تا دو سال پس از وقوع زلزله قابل سکونت نباشد. در بخش دیگری از مقاله اشاره به مفهوم تاب آوری در زلزله احتمالی تهران می گردد و تمرکز بر این دارد که آموزش تاب آوری و اجرای برنامه های مشترک میان دولت و مردم می تواند به افزایش سطح تاب آوری در جامعه در زمان زلزله منجر گردد. از این رو گمان می رود که با افزایش تاب آوری در سطح جامعه، چهار مرحله فرضی واکنش های روانی - اجتماعی از نارضایتی تا غارتگری هیچ گاه به واقعیت تبدیل نگردد. در آخر، به برخی از ویژگی های افراد و جامعه تاب آور و نقش مسئولیت پذیری پس از بحران پرداخته شده است.
بررسی و تبیین نقش عشایر استان ایلام در پیشبرد راهبردهای دفاعی در دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه ایلات و سلسله هایی که تا عصر پهلوی با اتکا بر قدرت ایلی و تبار خویش بر ایران حکومت می کرده اند نشان می دهد که عشایر نیروی اصلی در جنگ با دشمن و حراست از مرزها حراست بوده اند. در جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران (1359 تا 1367 ه.ش) علاوه بر رزمندگان اعم از سپاه پاسداران، ارتش جمهوری اسلامی ایران، بسیج، ژاندارمری و نیروهای کمیته انقلاب اسلامی که در جبهه ها با دشمن می جنگیدند و از مرزهای ایران دفاع می کردند، اقشار مختلف جامعه با شیوه ها و روش های گوناگون حضور فعال داشته و نقش آفرینی کرده اند. عشایر یکی از این قشرها بودند که با حمایت های خود، زمین تقویت روحیه رزمندگان را در جبهه ها فراهم کردند. عشایر با ویژگی های جمعیت زیاد، کوچرو بودن و جا به جا شدن و ساختار سلسله مراتب ایلی از اهمیت زیادی برخوردار هستند. عشایر استان ایلام نیز از این ویژگی های برخوردارند. با توجه به بافت عشایری موجود در استان ایلام این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که نقش عشایر استان ایلام در جنگ تحمیلی چه بوده است و این نقش چگونه و با چه روش هایی ایفا شده است؟ مقاله حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به تبیین این نقش پرداخته و با واکاوی این موضوع و بررسی منابع و مصاحبه های انجام شده، به این نتایج رسیده که عشایر این استان با انجام اقداماتی مانند تولید فراورده های دامی، کمک های مالی و غیرمالی به جبهه ها، اعزام نیرو به جبهه ها، شرکت در عملیات و حضور در مناطق جنگی، در تقویت اقتصاد کشور و روحیه رزمندگان در جبهه ها نقش قابل توجهی داشته اند.