فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۶۱ تا ۳٬۰۸۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
57-78
حوزههای تخصصی:
بررسی جامعه شناختی علل جمع گرایی تاریخی در جوامع عشایری ایران
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
257 - 280
حوزههای تخصصی:
اجتماع ایرانی، دارای زیست بوم و خرده فرهنگ های قومی است که هویت آن در نظام عشایری، اشتراک دارد. هویت اجتماعات عشایر با سه ویژگی، دام، انسان، مراتع مشخص می شود و کنش ها تحت تأثیر ساختار قدرت، زیست بوم، معیشت و آداب ورسوم سنتی معنا و مفهوم پیدا می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی جامعه شناختی علل جمع گرایی تاریخی خرده فرهنگ اقوام عشایری ایران است و سؤالی که پژوهش حاضر قصد جواب به آن را دارد این است که چه عاملی منجر به تقویت جمع گرایی اقوام عشایری در قبال تفّرد و پراکندگی گروهی شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل اقتصادی (نظیر کمیابی منابع مثل غذا، علوفه، آب و تهدید احشام و وابستگی عشایر به وضعیت دام، افزایش مرتع و چراگاه، افزایش قلمرو زیستی)، عوامل اجتماعی (ازجمله تهدید و غارت، مسائل ناموسی، وجدان جمعی، زیست بوم، طرد اجتماعی، وابستگی هویتی، نفوذ بیگانگان، مسئولیت اجتماعی، بقا و بسط عشیره)، عوامل فرهنگی (نظیر روحیه جنگاوری، عصبیت، اقتدارگرایی، انزواطلبی، خویش سالاری، پدرسالاری، دفاع مشترک، پایین بودن سطح آرزوها و آگاهی اجتماعی، آینده نگری، محلی گرایی، تقدیرگرایی، بیگانه هراسی، قدرت نمایی) و عوامل تاریخی (ازجمله استبداد تاریخی، سرنوشت اقوام، اختلافات تاریخی، حافظه جمعی، عملکرد نخبگان اجتماعی، فقدان امنیت حکومت مرکزی، ارباب رعیتی بودن مدیریت جامعه)، مکانیسم و بسترهای زیست جمعی زمینه ساز جمع گرایی در بین عشایر ایرانی شده است.
کودکان در شهر: بررسی ساختار فضایی مسکن و شهر در ارتباط با فرهنگ کودکی در منطقه یازده تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکان، به عنوان زیست کنندگان فضای شهری، بخش مهمی از جامعه و همچنین گروه اجتماعی نادیده گرفته شده در شهر تهران هستند. به منظور در نظر گرفتن جنبه های متنوع درک و زیست کودکان در فضای مسکونی و شهری، این مقاله سعی دارد تا با ارائه نتایج حاصل از بررسی مشارکت کودکان در ارتباط با مسکن و شهر، محققان اجتماعی- فرهنگی و مدیران و برنامه ریزان شهری را متوجه جامعه ای بزرگ از انسان هایی کوچک سازد. برای این منظور با رویکردی برساختی، کودکان به عنوان کنشگران اجتماعی شناخته می شوند که درکی ذهنی و واقعی از نیازهای خود در یک جامعه ی شهری دارند؛ می توانند موقعیت خود را در جامعه ی شهری تعریف کنند و نسبت به عوامل محیطی و کالبدی ناخوشایند واکنش نشان دهند. بررسی اسناد بالادست و کالبد مسکونی و شهری منطقه یازده تهران در مقایسه با داده های کیفی حاصل از نتایج مشاهده ، مصاحبه غیرساختمند، بررسی متن و نقاشی کودکان با روش نمونه گیری خوشه ای و بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی ما را به این مهم می رساند که برای داشتن جامعه ای سالم و پویا گسترش عرصه عمومی در شهر و ایجاد فضای کاملاً خصوصی برای کودکان در خانه امری ضروری است. شهر مطلوب کودکان فضایی است که حداکثر نیاز های جسمی و روانی آنان را تأمین می کند؛ فرهنگ دوران کودکی و فردیت در فضای خصوصی بازنمایی می شود و تعامل و مشارکت اجتماعی، دسترسی به امکانات شهری، احساس آرامش و امنیت در فضای عمومی گسترده را فراهم می آورد. ملاحظات کودکان از فضای معماری و شهری، جنبه های مختلف کالبدی، ذهنی و رفتاری آن را شامل می شود که بارها در مصاحبه ها و نقاشی ها به آن اشاره کرده اند.
واسازی گفتمانی در بستر جوک های کرونایی؛ مطالعه موردی: جوک های پیرامون پزشکی عامیانه
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۷
15-38
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر مؤلفه های مذهب، قومیت، جامعه پذیری سیاسی و بسیج توده برمشارکت درانتخابات مجلس شورای اسلامی (شهرستان های بویراحمد و دنا)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
301 - 324
حوزههای تخصصی:
مشارکت فرایندی عمومی، اجتماعی و چند بعدی برای پذیرش مسئولیت در جامعه خویش است. هدف از پژوهش حاضر نیز، بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر مشارکت مردم استان کهگیلویه و بویراحمد، درانتخابات مجلس شورای اسلامی است. لذا تأثیر متغیرهای مستقلی چون نقش تعلقات مذهبی، وابستگی ایلی و طایفه ای، جامعه پذیری سیاسی و بسیج توده، بر میزان مشارکت مردم در انتخابات بررسی شد. از نظر روش شناسی، این پژوهش با رویکردی کمی و با روش پیمایش، مبتنی بر بهره گیری از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها و نظرات پاسخ گویان، تدوین شده است. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش، تعداد 384 نفراز زنان و مردان بالای هجده سال شهرستان های بویراحمد و دنا در استان کهگیلویه وبویر احمد می باشد که با استفاده از تکنیک نمونه گیری خوشه ای و سیستماتیک، چگونگی انتخاب و توزیع پرسشنامه مشخص شد. همچنین برمبنای آزمون کولموگروف-اسمیرنف مشخص گردید داده های متغیرهای ذکرشده ازتوزیع نرمال برخوردار نیستند. لذا از آزمون همبستگی رتبه ای اسپیرمن برای سنجش میزان همبستگی متغیر های مستقل و وابسته استفاده گردید. پس از محاسبه این ضرایب با کمک نرم افزار spss، چنین میتوان استنباط نمودکه بیشترین تأثیر به ترتیب به نقش تعلقات مذهبی برمشارکت درانتخابات به میزان 902/0، وابستگی ایلی و طایفه ای 785/0، جامعه پذیری سیاسی 783/0 و بسیج توده 577/0 مربوط است.
ادبیات جاده ای
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۳
155-169
حوزههای تخصصی:
یزد و بافق؛ دست بافته ها و حصیربافت ها
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان و پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۷ و ۵۸
133-148
حوزههای تخصصی:
سفره های نذری در تهران: عاملیت زنانه در جماعت آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفره های نذری، گونه ای از آیین های اسلامی- ایرانی است که صرفاً در میان زنان و توسط آنها و عموماً در فضاهای خانگی و در برخی موارد خاص نیز در مسجد، حسینیه، و امامزاده ها برگزار می شدند. سفره های نذری، بنا بر یک نذر توسط کسی که بانی نامیده می شود شروع و توسط جماعت آیینی اجرایی می شوند. آنچه اهمیت دارد مسئله محوری نسبت این سفره ها با ساختارهای اجتماعی مسلط و مقوله عاملیت زنانه است. برای پاسخ دادن به این مسئله، به روش مردم نگاری، برساخت اجتماعی گونه خاصی از آیین های زنانه به نام سفره نذری در تهران بررسی خواهد شد. پروبلماتیک اصلی این مقاله، چگونگی تجلی عاملیت زنان در زمینه این جماعت آیینی است. اجتماع آیینی زنانه در سفره های نذری، شبکه ای از پیوندهای اجتماعی را ایجاد می کند که در حل بحران ها و مسائل زندگی زنان نقش بسیاری دارد. این سفره ها علاوه بر ایجاد فضایی برای دین ورزی زنان بالأخص در منطق نذر، در فضای اجتماعی قبل و بعد آیین، امکان هایی را برای حل و انجام موضوعات دیگری در زندگی زنان ایجاد می کنند. از خلال منطق جمعی این آیین ها، عاملیت زنانه در سه مدل فردی، واسطه ای و جمعی در بستر اجتماع آیینی شکل گرفته و عمل می کند.
بررسی اسناد خطی و قباله های مربوط به امور قنات در میبد
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۹
123-155
حوزههای تخصصی:
دانش بومی پیرامون پیش بینی، پیشگیری و مهار سیل
منبع:
فرهنگ مردم ایران زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۹
15-35
حوزههای تخصصی:
دلالت های سیاستی آموزش و پژوهش جمعیت شناسی با رویکرد فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱۷ و ۱۱۸
۱۶۷-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
در این مقاله چند هدف دنبال شده است؛ در درجه اول، جمعیت شناسی فضایی در آیینه پژوهش های مرتبط با تحلیل وقایع اصلی جمعیت، یعنی باروری، مرگ ومیر و مهاجرت و سپس مدل های مرتبط با حجم، تغییرات و ترکیب جمعیت مرور گشته است. در وهله دوم، پایگاه های داده ای و نرم افزارهای آماری در دسترس برای تحلیل های فضایی جمعیتی معرفی شده و در خلال بحث، چالش های رو درروی توسعه جمعیت شناسی فضایی به همراه کاربردهای آن مطرح شده و ضمن دلالت های استفاده از مدل سازی آماری در جمعیت شناسی فضایی، موضوع هایی برای تحقیقات آینده پیشنهاد شده است. سرانجام، اهمیت تفکر و بینش فضایی در مطالعات جمعیت شناسی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته و به این نتیجه ختم شده است که برخورداری از تفکر فضایی، هم از نظر علمی و هم از نظر استراتژیک مفید است، زیرا هم شناخت دقیق تری از فرایندهای جمعیتی بدست می دهد و هم رصد، ارزیابی و اجرای سیاست های جمعیتی کارآمد در مقیاس منطقه ای را فراهم می آورد. بنابراین، توجه به رویکرد فضایی انکارناپذیر است و می طلبد هم در کانون توجه مراکز آموزشی جمعیت شناسی و هم سیاست گذاری ها قرار گیرد.
معرفی کتاب: لطیفه و طنز در فرهنگ مردم بختیاری
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
249-251
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختاری آیین های اسب چوبی و کوسه برنشین در ایران و پیوند آن با آیین های فرهنگ هند و اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو بر آن است تا پس از معرفی چند آیین نمایشی و رده بندی فقره ها و کنش نمادین آن ها در ایران، به تجزیه و تحلیل ساختار مشترک این آیین ها و پیوند آن ها با جشن ها و آیین های زمستانی رایج در فرهنگ های هندواروپایی بپردازد. آیین اسب چوبی و کوسه برنشین، به عنوان آیین هایی با بیشترین ویژگی های مشترک نزد اقوام هندواروپایی، موضوع اصلی و عمده این نوشتار است و تلاش می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که شباهت های بسیار این آیین ها نمود کدام ساختار مشترک است و فهم معنا و کارکرد اجزا و مؤلفه های نمادین این ساختار چگونه ممکن است. راهنمای اصلی این تلاش، کوششی است در پیروی از الگوی تحقیق دومزیل در کتاب مسئله سنتاروس ها و روش اسطوره شناسی تطبیقی نو. بر این اساس می کوشیم با توجه به ویژگی بسیاری از آیین ها و جشن های هند و اروپایی در آغاز و پایان زمستان، بسیاری از کنش ها و ابزارهای نمادین مشترکی که نزد اقوام اروپایی در اجرای این آیین ها مشترک است، با توجه به جهان بینی آن ها در پیوند با ارواح نیاکان و نیروهای مخرب در زمستان تحلیل کنیم. هدف این نوشتار تنها نشان دادن پیوند و نسبت بسیاری از آیین های ایرانی با دیگر آیین های اقوام هند و اروپایی نیست، بلکه کوشش اصلی این مقاله معطوف به طبقه بندی آیین های ایرانی بر بنیاد ساختار مشترک فرهنگ هند و اروپایی و درک معنای آن هاست.
چشیدن مناسک: مردم نگاری حسی غذای نذری در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش مردم نگارانه نگارنده در این مقاله متمرکز بر غذا، خوردن و حس چشایی در مناسک محرم در مناطق مرکزی و جنوب شرقی و غربی شهر تهران است. غذا و خوردن جایگاه مناسکی خاصی در مناسک محرم و به ویژه روزهای نهم و دهم آن دارند، اغلب شرکت کنندگان این مناسک بزرگ یا غذا تهیه می کنند یا غذا می خورند و ادراک حسی درگیر در خوردن غذا همچون عملی مناسکی است که امر قدسی را از خلال رفتارها و باورهایی از جهان بیرون جامعه به جهان درون بدن هدایت می کند. چشیدن غذای نذری، همانند لمس کردن ضریح امامان، شخص را واجد تجربه ای می کند و به او می فهماند که چگونه می توان با عمل خوردن وارد فرایندهای فرهنگی شد. از طریق ادراک حسی است که یک فرهنگ می تواند به واقعی ترین شکل ممکن توسط اعضای خود درک شود و شاید چشیدن عمیق ترین تجربه فیزیکی آن باشد. بسترهای مناسکی و حیات روزمره مزه ها و غذاها را با خود همراه می سازند تا غذاواره یا رخداد چشایی مناسب خودشان را پدید آورند، غذاواره ای که حال و هوای رخدادها را می سازد و از این طریق به تجربه شرکت کنندگان شکل می دهد. خوراکی ها در زندگی اجتماعی چیزهای بسیاری را به خود متصل می کنند و به هنگام مصرف این شبکه های ارتباطی بین غذا و جامعه به کار می افتند و غذا خوردن را تبدیل به تجربه ای مرتبط با جامعه می کنند.
هویت مکانمند و بی هویتی در فضای شهری: مطالعه موردی دو مجتمع مسکونی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ها در زندگی روزمره با هویت سازی، خود را از دیگران متمایز می سازند و بین خود و دیگری تمییز قائل می شوند. مکان نیز با حضور انسان و فعالیت های وی هویت پیدا می کند. تعلق خاطر و حس مثبت داشتن به مکان و انباشت تجربه ها و خاطرات مبتنی بر مکان نشانه ای از هویت مکان است. در این مقاله تلاش شده است تا با مطالعه تطبیقی میان دو مجتمع مسکونی واقع در مناطق 15 و 1 تهران و با اتخاذ رویکردی کیفی از طریق مصاحبه و مشاهده و با نمونه گیری هدفمند و شبکه ای، به بررسی این مسئله پرداخته شود که سکونت در مجتمع های مسکونی چه تأثیری در هویت مکانی و بی هویتی افراد دارد و شکل گیری و کیفیت هویت مکانی در این دو مجتمع چگونه است. در بحث نظری با استفاده از نظریه های آموس راپاپورت و کوین لینچ هویت مکانی تحلیل می شود. یافته ها نشان می دهد ارتباط مستمر با فضا و گذراندن مدت زمان طولانی در خانه، رابطه مستقیمی با تعلق خاطر و حس مثبت به مکان دارد، چراکه انباشت تجربه ها و خاطرات روزمره در ارتباط با مکان شکل می گیرند؛ به عبارت دیگر، هویت مکانی زمانی بازنمود می یابد که استفاده مستمر از فضا در عادت های روزمره افراد تثبیت شده باشد.
توسعۀ مشارکتی محلۀ فرحزاد تهران به عنوان تفرجگاه و مقصد گردشگری: بستر و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، بستر و موانع توسعه مشارکتی یکی از تفرجگاه های اصلی و محلات سیاحتی تهران، موسوم به فرحزاد، مورد تحلیل قرار می گیرد. طی مقاله، نخست وضعیت فرحزاد از منظر سکونت/ محیط مصنوع، ویژگی های اجتماعی و گسترش کسب و کارهای خدمات رسان جهت بازدیدکنندگان توصیف و ذی نفعان اصلی توسعه محله شناسایی می شود. سپس، بستر و موانع توسعه فعالیت های تفرجی و سیاحتی در فرحزاد در دو محور عملیاتی- ساختاری و اجتماعی- فرهنگی مورد توجه قرار می گیرد. بدین منظور، هم برنامه های تهیه شده توسط بخش عمومی جهت فرحزاد و هم دیدگاه های ذی نفعان مختلف در مورد بستر و موانع مشارکت تحلیل می شود. روش های به کار گرفته شده جهت مطالعه حاضر مشتمل بر تحلیل طرح ها و داده های موجود، مشاهده و نیز مصاحبه های نیمه ساختارمند با بازدیدکنندگان، ساکنان، دست اندرکاران برنامه ریزی و دیگر ذی نفعان بوده است. نتایج تحلیل برنامه های تهیه شده جهت فرحزاد که در لفظ و ظاهر بر ماهیت سکونتی- گردشگری محله تأکید می ورزند، حاکی از کم توجهی به جنبه های اجتماعی توسعه و به ویژه مشارکت جماعت محلی است. همچنین، بر پایه مصاحبه ها و مشاهدات، سطح پایین آگاهی، انسجام و همبستگی اندک، ناهماهنگی میان اهداف و تمهیدات نهادهای بخش عمومی و مشکل مالکیت امکان مشارکت محلی را، از جمله در توسعه فعالیت های تفرجی و سیاحتی، کاهش داده است.
بررسی تأثیر دوسوتوانی رفتاری بر رفتارهای نوآورانه با تأکید بر نقش میانجی فرهنگ سازمانی و جو اخلاقی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴و ۷۵
173 - 203
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر دوسوتوانی رفتاری از طریق فرهنگ سازمانی و جو اخلاقی بر رفتارهای نوآورانه کارکنان دانشگاه ایلام صورت گرفته است. این پژوهش از نوع مطالعات پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای کاربردی است. جامعه آماری آن شامل تمام کارکنان دانشگاه ایلام می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای معادل 213 نفر جهت مطالعه انتخاب شد . ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های استانداردِ مام و همکاران (2009) برای دوسوتوانی رفتاری، دنیسون (2000) برای فرهنگ سازمانی، ویکتور و کالن (1998) برای متغیر جو اخلاقی و دی جانگ و دن هارتوگ (2010) برای رفتارهای نوآورانه بوده است که روایی این پرسش نامه ها توسط خبرگان تأیید شده و پایایی همه متغیرهای تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (آلفای کرونباخ همه متغیرها بالاتر از 7/0 محاسبه شد) تأیید گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی به وسیله نرم افزارهای SPSS21 و LISREL8.8 استفاده شده است. نتایج برآمده از فرضیه های تحقیق نشان می دهد که دوسوتوانی رفتاری هم به صورت مستقیم و هم از طریق فرهنگ سازمانی و جو اخلاقی بر رفتارهای نوآورانه کارکنان تأثیر گذار است.
قالی هریس؛ نقش مایه و رنگ
حوزههای تخصصی:
مطالعۀ انسان شناختی مواجۀ دختران با مفهوم باکرگی؛ مطالعۀ موردی دختران مجرد 18 تا 30 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به بررسی و مطالعه درک و مواجهه دختران نسل جدید با مفهوم باکرگی می پردازیم. محوریت تحقیق، تجربه زیسته دخترانی است که رابطه جنسی آزاد داشته اند و هرکدام در مواجهه با باکرگی و عدم باکرگی تصمیم های متفاوتی برای بدن و سرنوشت خود گرفته اند. در بخش نظری از نظریه پاکی و خطر مری داگلاس[1] به دلیل هم پوشانی با مسئله بکارت در ایران و ارتباط پاکی و ناپاکی بدن در مقوله باکرگی استفاده شده است. در بخش روش، محوریت تحقیق، مردم نگاری و کار میدانی بوده است. در این پژوهش با 55 مشارکت کننده مصاحبه انجام شده است. شرکت کنندگان 18 تا 30 ساله، مجرد، دارای تحصیلات دانشگاهی و از نظر اقتصادی و اجتماعی در سطح متوسط و متوسط رو به بالا هستند. درک و مواجهه دختران جدید نسبت به باکرگی درکی مبهم و پیچیده است. نسل جوان با درگیری و تناقض بین خواسته های فردی در امر جنسی و فشارهای اجتماعی در ارتباط با ارزشمندی بکارت دختران، با وجود هنجارشکنی اولیه در انتها مجبور به تبعیت و پذیرش هنجارهای غالب می شوند و برای پذیرش مجدد در اجتماع و ارائه بکارت فیزیکی، به عمل های ترمیم بکارت روی می آورند. Mary, Douglas .[1]
بررسی وضعیت خانه و قلمرو و تغییرات آن در روستاهای کاکاوند (مورد پژوهشی: روستای زئورام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی وضعیت خانه و قلمرو و تغییرات آن در روستاهای ایل کاکاوند می پردازد. رویکرد نظری پژوهش مبتنی بر آراء گاستون باشلار در باب «فضا» است. روش پژوهش مردم نگاری و فنون گردآوری داده مشاهده مشارکتی و مصاحبه است. یافته ها نشان می دهد که خانه روستایی در هماهنگی با اقلیم و معماری بومی است؛ این خانه به روی جهان گشوده است و روابط اجتماعی گسترده ای در درون آن قوام می گیرد و تا سرحدات روستا گسترش پیدا می کند؛ بنابراین رابطه درون و برون در آن پویا است. موارد متعددی از قبیل مشارکت و همیاری، منازعات، مناسک، شب نشینی، بازی ها و تفریحات دسته جمعی، کاسمسا، زیارت دسته جمعی، عید دیدنی و حوزه عمومی در برساختن روابط اجتماعی، احساس تعلق و شکل گیری خاطره نقش اساسی دارند و مفهوم خانه را به کل روستا تسرّی می دهند؛ اما سیاست های مسکن ارزان قیمت در سال های اخیر در حال جایگزین کردن معماری ای است که روابط و همبستگی را اجتماعی کاهش داده و روابط درون و برون را تضعیف کرده است. تغییرات جدید و ورود ادوات کشاورزی جدید بسیاری از همیاری ها و مشارکت های محلی را از بین برده است و امکان بازگشت به گذشته و بازسازی معماری سنتی وجود ندارد؛ اما این به معنای عدم امکان احیای زندگی جمعی و گسترش قلمرو خانه نیست؛ کماکان عناصری همچون 1. احیا حوزه عمومی 2. جلوگیری از تبدیل فضای عمومی به فضای خصوصی 3. ایجاد فضاهای ورزشی و ساخت فضاهای عام المنفعه همچون کتابخانه برای نگه داشت گستردگی مفهوم خانه و ارتقا آن وجود دارد.