فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۴۶۱ تا ۱۱٬۴۸۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
صور جاودانگى(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چرا فلسفه می آموزیم
نیچه به روایت یا سپرس
اعتقادات اخلاقی هیوم
اسلام و مقتضیات زمان از دیدگاه شهید مطهرى
حوزههای تخصصی:
زندگى بشر، همواره رو به تکامل و توسعه مادى است. این پیشرفت ظاهرى، در مسائل فرهنگى نیز، نقش آفرین است. صرف نظر از این که پیشرفت مادى بشر، دیدگاههاى جدیدى را براى او به ارمغان مىآورد، ابزار توسعه، خود لوازم و عوارضى دارد که باید در ترازوى فرهنگ صحیح قرار گیرد.
اندیشمندان اسلامى معتقدند دین اسلام از پویایى و تحرک، برخوردار است و براى مسائل جدید نیز نسخه پیچیده است.
نویسنده این نوشتار، بحث یاد شده را از منظر استاد شهید مطهرى، بررسى کرده است.
هرمنوتیک علوم انسانی« درآمدی بر هرمنوتیک ویلهم دیلتای»
حوزههای تخصصی:
ویلهم دیلتای از نظریه پردازان مهم علوم انسانی و مباحث هرمنوتیکی است که در علوم انسانی، معرفت شناسی مستقلی را ایجاد کرد. نگاه دیلتای به هرمنوتیک از زاویه عینیت بخشیدن به علوم انسانی است. هسته اصلی پروژه دیلتای، تفاوت گزاردن بین علوم انسانی و علوم طبیعی است؛ لذا موضوع اصلی در هرمنوتیک دیلتای، نه شناخت متن و نه شناخت معنای متن، بلکه شناخت زندگی و حیات متبلور شده و ظهور یافته در متن است. دغدغه مهم دیلتای، هجمه پوزیتیویسم بر عینیت و واقعیت علوم انسانی است. او تلاش کرد با ارائه ضابطه و ملاکی برای عینی کردن علوم انسانی، نشان دهد که این علوم نیز در ردیف علوم طبیعی، عینی، ارزشمند، معتبر و واقع نما هستند. از منظر دیلتای، معرفت به علوم انسانی از طریق جایگزینی خود به جای مؤلف (به معنای عام) صورت می گیرد و بطور کلی، پیش فرض هر علم انسانی، وجود قابلیت جایگزین کردن انسان در زندگی ذهنی و درونی دیگران است. به دیگر سخن از دیدگاه دیلتای فهمیدن عبارت است از کشف خود در درون مؤلف.
این نوشتار ضمن پرداختن به پیش زمینه های اثرگذار بر هرمنوتیک دیلتای، گزارشی کوتاه از مبانی هرمنوتیکی وی را ارائه می کند.
نقش دین در فرهنگ سازی توسعه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۳ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
در درس فلسفه چه می آموزیم و از آموزش آن چه بهره ای می بریم
حوزههای تخصصی:
فلسفه را معمولا در عرض علوم قرار می دهند و با موازین و ملاکهای متدولوژی علم در باب آ ن حکم می کنند و حال آْنکه فلسفه بحث در شرایط امکان وجود چیزها چیست (و از جمله علم) است بر اثر این اشتباه است که گاهی بعضی از دانشمندان با فلسفه مخالفت می کنند. اگر بتوان اختلاف علم و فلسفه را روشن ساخت بسیار یاز انی اختلافها از میان می رود فلسفه نه فقط با علم مخالف نیست بلکه علوم در طی دو هزار سال و مخصوصا علم چهار صد سال جدید بدون فلسفه نمی توانسته است بوجود آید فلسفه و علم یکی نیستند اما لازم و ملزوم یکدیگرند علم نیاز به به فلسفه دارد و اگر فلسفه نباشد علم نشاط پیدا نمی کند و بی پیشوانه می شود .
زیبایی خدا
معرفت عینی و ذهنی
منبع:
علامه ۱۳۸۳ شماره ۳ و ۴
حوزههای تخصصی:
حکمت اوپنیشادی
حوزههای تخصصی:
اوپنیشادهایِ کهن از مهم ترین منابع تفکر فلسفی ـ عرفانیِ هند بوده و هست، به گونه ای که تقریباً همه مکاتبی که خود را در چارچوب باورهای سنتی هندو می دانند (مکاتب آستیکه) کوشیده اند حقانیت و اعتبار دیدگاه های خود را با استناد به عباراتی از آنها اثبات نمایند. در این متون که توجه بسیاری از اندیشمندان در سراسر جهان را به خود معطوف ساخته است، می توان لطیف ترین و دقیق ترین اندیشه های حکمی هندو را مشاهده کرد. این آثار که به اعتقاد محققان نشان دهنده ترکیبی از اندیشه های آریایی و ماقبل آریایی هند است، بیانگر آموزه ها و نگرش های گوناگونی است، اما گرایش کلی آنها نشان دهنده نوعی چرخش از اندیشه ها و آثار پیشین هندو (بویژه وداها در معنای خاص) است، که می توان آن را چرخش از جهان بیرون به جهان درون و از ظاهر به باطن دانست. مهم ترین آموزه اوپنیشادی تأکید بر وحدت حقیقت (که آن را برهمن می نامد) و معرفتِ به «خود» حقیقیِ انسان یا آتمن به مثابه معبری برای درک و دریافت آن حقیقت یگانه است که با دیدن پرده های جهل و با عبور از لایه های گوناگون خود های دروغین و غیرحقیقی انسان امکان پذیر می شود.
معرفت پیشینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۳ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
آلبرت کازولو در ابتدا سه نوع تمایز معرفتی، مابعدالطبیعی و معنایی را که کانت در بحث معرفت پیشینی مطرح کرده، پیش میکشد. به نظر وی، کانت با استفاده از این سه نوع تمایز به دفاع از: 1. وجود معرفت پیشینی؛ 2. ارتباط وثیق میان پیشینی و ضروری و 3. وجود معرفت ترکیبی پیشینی میپردازد. بهادعای کانت، معرفت پیشینی فقط از طریق گزارههای ریاضیای بهدست میآید که ویژگیهای آن ضرورت، یقین و مصونیت از ابطال تجربی است. کازولو، بر پایة تمایز میان معرفت حالت جهت عام گزاره و معرفت ارزش صدق آن، معتقد است که مدعای کانت نمیتواند مؤید این امر باشد که ارزش صدق گزارههای ضروری را نمیتوان براساس تجربه شناخت. وی با چالش کشیدن ویژگیهای معرفت پیشینی و ریاضی، استدلال موافقان و مخالفان اینگونه معرفت را غیرقانعکننده و ناقص میداند و وظایفی را فراروی آنان مینهد.
بررسی کتاب ارسطو در چین؛ زبان، مقولات، ترجمه
حوزههای تخصصی:
چکیده
کتاب مقولات ارسطو در قرن هفدهم به زبان چینی ترجمه شد و با عنوان ming li t`anبه معنای «مطالعه نظریه نامها» منتشر شد. رابرت وردی این ترجمه را بررسی کرده و آرای کسانی را که طرحهای تفکر و ساختارهای زبان را با هم مطابق دانسته؛ زبان را محدودکننده فکر و راهنمای فکر فلسفی میدانند و نیز ادعای کسانی را که معتقدند اگر تفکری خاص در یک سنّت فلسفی پیدا نشود، به این دلیل است که زبان آنها مجال چنین تفکری را بر آنها فراهم نکرده، به چالش کشیده است. او به این پرسش که آیا پرنفوذترین متن تاریخ متافیزیک غرب چیزی است که فقط با یک زبان و یک خانواده زبانی بیان شود، قاطعانه پاسخ منفی داده و ترجمه چینی تفکری خارجی همچون تفکر ارسطویی را دلیل خوبی میداند، مبنی بر اینکه همان نحوه تفکری که در غرب وجود دارد میتواند با زبان چینی نیز ابراز شود. وردی اذعان دارد که اساس فکر ارسطو به زبان چینی منتقل شده، ولی براساس فرهنگ چینی تغییراتی در آن پدید آمده است. از نظر او، کاستیهای ترجمه کتاب ارسطو به چینی نه به لحاظ وابستگی فکر به زبان، بلکه به لحاظ فرافکنی فرهنگ چین به فرهنگ یونانی و لاتینی است. در این مقاله، سعی شده نکتهنظرهای وردی درباره ترجمه چینی کتاب مقولات ارسطو با اشاره به صفحهای که در آن از موضوع سخن رفته، آورده شود و درصورت لزوم به ارجاع خود او در پاورقی نیز اشاره شده است.
موانع نواندیشی دینیش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۳ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
در پارهای از دانشهای دینی، قرنهاست به شدت دچار رکود و رکون هستیم و جز تکرار هزار بارة میراث پدران معنویمان هیچ از ما سر نمیزند.
با توجه به خطورت امر اجتهاد و ضرورت تحول در علوم دین، بازشناسی و مواجهه با عوامل رکود این رشته از اهمیت فراوانی برخوردار میشود.
کاربردیترین تقسیم موانع، تفکیک آن به برونی و درونی، آفاقی و انفسی است؛ عوامل بازدارندهای که معطوف به بیرون وجود محققان و اصحاب علوم دین است، آفاقی نامیده میشود و عواملی را که به نحو درونی ارباب علم دین را از تولید علمی بازداشته، انفسی مینامیم. در این مقال موانع فوق به طرز منطقی تقسیم و انواع هر قسم تعریف شده است سپس برخی انواع مورد بررسی قرار گرفته است؛ موانع نواندیشی در دوازده گروه به شرح زیر شرح شده است:
الف) موانع انفسی (شخصیتی)
1ـ موانع مَنِشی،2ـ موانع روانی، 3ـ موانع تدبیری
ب) موانع انفسی (معرفتی)
4ـ موانع بینشی و فلسفی، 5ـ موانع معرفتشناختی، 6ـ موانع رویکرد ـ دینشناسی، 7ـموانع روشگانی
ج) موانع آفاقی (برونی)
8ـ موانع اخلاقی، 9ـ موانع فرهنگی، 10ـ موانع تاریخی، 11ـ موانع اجتماعی،
12ـ موانع مدیریتی
مراد از موانع در این مقاله، هرگونه عامل سلبی و ایجابی است که سبب رکود و فتور نوآوری علمی گشته و از باب تسامح، به «عدم مقتضی» نیز مانع اطلاق شده است.
بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۳ شماره ۴۱
حوزههای تخصصی:
فیلسوفان مسلمان نظریة مطابقت صدق را بر تحلیل سازمان جمله استوار نموده، جمله را به عنوان «حامل صدق»(truth bearer) و واقع یا نفس الامر را به عنوان «سازندة صدق»(truth -maker) تلقی کردهاند. دراین مقاله, پس از بحث دربارة موارد کاربرد این نظریه در فلسفة اسلامی و شناسایی اصول و مبانی آن، توانایی این نظریه را در مقایسه با نظر منطق جدید در تحلیل سازمان قضیه ارزیابی نموده، با عنایت به مغایرت واقعیت با اندیشه, به شناسایی عناصر اصلی تئوری مطابقت می پردازیم. براساس این تحلیل، جمله «حامل صدق» و «صدق» محمولی تک موضعی است که احراز آن تابعی از احراز نسبت «مطابقت» است. اما « مطابقت » محمولی دو موضعی است که از نسبت بین وضعیت ترسیم شده توسط آن جمله و وضعیتی که در واقع اتفاق افتاده است حکایت میکند. بنابراین سازنده صدق نه واقع و نفس الامر, بلکه نسبت مذکور است. به علاوه, احراز مطابقت تابع احراز دسترسی به واقع یا نفس الامر می باشد