فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۸۱ تا ۱۰٬۷۰۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۵ شماره ۵۶
حوزههای تخصصی:
حقیقت، همگام با وجود، محور اصلی فلسفه هایدگر است. او در این مبحث ابتدا به نقد دیدگاه سنتی و مابعدالطبیعی حقیقت، یعنی مطابقت معرفت و گفتار با واقعیت، اقدام می نماید و آن را برای توجیه معرفت انسان نسبت به اشیا و انتساب آن به واقعیت ناکافی می شمارد. سپس با ارایه تفسیری جدید از حقیقت، آن را ناپوشیدگی، ظهور و آشکاری معنا می کند. این تفسیر ریشه در برداشت یونانیان باستان از حقیقت دارد که با عبارت «الثیا» بیان می شده است. در این تفسیر، حقیقت با اموری چون دازاین، آزادی، ناحقیقت، پوشیدگی، خطا، ذات و وجود ارتباط می یابد که در این تحقیق به ترتیب از آنها بحث شده است. دازاین گشوده به عالم است و موجودات برای او ناپوشیده اند و این ارتباط در قلمروی گشوده که همان حقیقت است صورت می پذیرد. ذات حقیقت همان آزادی است که به معنای رها بودن موجود در قلمرو باز و آزاد بودن او برای نمایاندن خویش است. آزادی انسانی نیز به این معناست که انسان بگذارد موجودات باشند و آن گونه که هستند خود را نمایان کنند. ذات حقیقت همان ناحقیقت است. ناحقیقت هم به معنای پوشیدگی خود ناپوشیدگی با خودپوشانی آن و هم به معنای پوشیدگی موجودات ازدسترس انسان است. این پوشیدگی و ناحقیقت منشا خطاهای انسانی است. سرانجام، ذات حقیقت همان حقیقت ذات است که با وجود موجودات و تحقق آنها پیوند درونی دارد.
فیلسوفان مسلمان و هم خوانى میان فلسفه و دین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سه دغدغه ی پسامدرن
فن پیامبران
فرهنگ خودشیفتگی (نارسیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دگرگونی های اجتماعی از نیمه قرن بیستم به این سو، چهره ای از انسان را شکل داده است که خصوصیات ذهنی و رفتاری اش را به عقیده بسیاری از متفکران حوزه روانشناسی و فلسفه، می توان در مفهوم «خودشیفتگی» (نارسیسم) خلاصه کرد. هدف این مقاله اولاً بررسی لایه های مختلف این مفهوم از دیدگاه کریستوفرلاش یکی از مشهورترین طراحان آن است. ثانیاً کوشش در نشان دادن بعضی کاستی ها یا یکجانبه نگری های دیدگاه او. شناخت دقیق این مفهوم امکان مؤثری برای تحلیل و درک بسیاری از رفتارهای انسان کنونی در فرهنگ غربی (و تا حدودی در فرهنگ های متأثر از آن) فراهم می کند.
سیمای عمومی دولت اسلامی( نگاهی به مفهوم مشارکت سیاسی در اندیشه ایرانی)
حوزههای تخصصی:
رویکردها به تکثر ادیان
حوزههای تخصصی:
زمان در فلسفه ی معاصر غرب
حوزههای تخصصی:
دیدگاه ارجاعی در پازل فرگه و کریپکی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۸۵ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
نکاتی در باب قضیه دروغگو
حوزههای تخصصی:
در مورد قضیه دروغ گو،(کل کلامی کاذب , هرچه می گویم دروغ است)در طی دو هزارو پانصدسال بسیار بحث شده است اما کمتر توجه کرده اند«کل کلامی کاذب»یک قضیه نیست بلکه یک شبه قضیه است که با اصل منطق منافات داردو نمی توانددرمنطق جایی پیداکند.این ها احکام و قضایای ممتنعند و پیداست که حکم یا قضیه ممتنع اصلا قضیه نیست که صادق یا کاذب باشد. دروغ دانستن دورغ, صادق بودن دروغ گو و صدق دروغ را اثبات نمی کندو نکته مهم این اینکه این قبیل پارادکس ها در صورتی پیش می آید که زبان را صرف زبان منطق بدانیم.منطق مقام و جایگاه مهمی در زبان دارداما زبان تابع منطق نیست و در منطق منحل نمی شود.منطق صورت و جلوه ای از صورت ها و جلوه های زبان است.
شگفتی وجود و رسالت فیلسوف از دیدگاه مرلو پونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر مرلو ـ پونتی شگفتی وجود فیلسوف را مجذوب می کند و به سوی خود می کشاند. شگفتی وجود مبتنی بر چیزی است که مرلو ـ پونتی آن را عدم ضرورت می نامد. حقیقت وجود عاری از هرگونه ضرورتی است. وجود هیچ چیز در این عالم، از جمله وجود انسان، واجب و ضروری نیست و همین عدم ضرورت است که انسان را به موجودی تبیین ناپذیر و آزاد تبدیل ساخته است. انسان با استفاده از آزادی خود دست به خلق معنا می زند و ارزش می آفریند. او محکوم به خلق معناست زیرا فقط از این طریق است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. فیلسوف به دنبال رسیدن به پاسخ نهایی مسئله وجود نیست. او می داند که جهان شروع شده و با همه ابهامش در حال پیشرفت است، اما نمی داند چرا و چگونه، و نمی تواند در خصوص برطرف ساختن شگفتی و ابهام آن در آینده هیچ تضمینی بدهد. فیلسوف فقط می تواند شگفتی وجود را نظاره و تا اندازهای توصیف کند اما نمی تواند آن را تبیین کند، زیرا هرگونه تبیین، شگفتی را نابود می سازد. انسان ها در طول تاریخ کوشیده اند تا با توسل به امور مطلق شگفتی وجود را برطرف کنند اما از نظر مرلو ـ پونتی رسالت فیلسوف حفظ شگفتی وجود و محافظت از آن در برابر هرگونه کوشش برای نابود کردنش از طریق توسل به امور مطلق است
پدیدارشناسی و تعلیم و تربیت
What to Make of Michel Foucault's Perceptions of the Iranian Revolution
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۵ شماره ۵
95 - 114
حوزههای تخصصی:
This article revisits Foucault's articles and intenne»s on the Iranian revolution. It retieius them in l(ght qf the foll01ving two contentions: (t) Foucault's interpretation ef Kant's essqy on '1J7hat is Enlightenment?'1 and his article "Kant on Enlightenment and Revolution n that evolve into Foucault's notions of critique and modernity and in conjunction uitb this, (iz) his other 1vorks such as Mrulness and Civilization, Discipline and Punish, The Order qf Things etc. that lead Foucault to the idea that T,Western modernity generates a conflict betiueen the 'other' and the 'same'. This becomes the basis for him to reject tWestern modernity and embrace the Iranian revolution as an alternative to T-Western modernity. These ideas are very much implicit in Foucault's indirect engagement nsth the Iranian revolution. Th01 become more evident in Foucault's JPritings on the Iranian revolution, though his account o] it seems to stand outside the narrative qf T-17estern modernity. U;7hether Foucault is rzght or ivrong in his perceptions ef the Iranian revolution is altogether a d/ffirent question.
Murtahda Mutahhari and John Stuart Mill's Critique of the Consumeristic Commodification of Culture
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۵ شماره ۵
85 - 94
حوزههای تخصصی:
This paper compares the thought of Miff and Mutahhari, particuiar/y their vie1vs of moral education, higher sentiments, and their common values. Itfurthermore argues that Miff and Mutahhari both provide a strong basis for a critique of the consumerivation of culture, ivhich often happens in a giobaiized econ