فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۰۱ تا ۹٬۹۲۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
درآمدی فلسفی بر: اخلاق زیستی
حوزههای تخصصی:
عبور از حجاب تفکر (مطالعه ای در واژگان حکمی اندیشه احمد فردید)
حوزههای تخصصی:
مسیحیت از نگاه جلال الدین محمد بلخی
حوزههای تخصصی:
شاهراه تمدنهای عالم (گفتگو با ریچارد فولتس نویسنده کتاب دینهای جاده ابریشم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه در آذربایجان
حوزههای تخصصی:
انسان در نگاه اسلام و اومانیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
هم مکاتب مادّى و بشرى و در رأس آنها اومانیسم، از حقوق و آزادىهاى انسان سخن مى گویند و هدف خود را تعالى و تکریم او و رساندنش به حقوق و منزلتهاى والاى انسانى اعلام مى کنند و هم ادیان و مکاتب آسمانى و الاهى و در رأس آنها، مکتب آسمانى اسلام؛ اما این که کدامیک از این دو مکتب انسانى و الاهى در ادعاى خود راستگوترند، به بررسى واقع بینانه و دور از پیش داورى نیازمند است. انسان دو بعد جسمى و روحى است ولى اصالت او با روح مجرد است؛ انسان داراى ویژگىهاى فراوانى از جمله، قوه عاقله، قدرت تفکر، توانایى نطق و تکلم، فطرت و گرایشهاى درونى دیگر است. او در تفکر اومانیستى، محور هستى، جایگزین خدا و دین، محصور در دنیا و اهداف دنیایى است و آزادى و اختیار کنترل نشده اى دارد؛ اما انسان در اسلام، داراى روح خدایى، کرامت ذاتى و برخوردار از حقوق و آزادىهاى مدنى در چارچوب تعیین شده دین، و حقوق و آزادیهاى او به بعد مادى و جسمى او محدود نمىشود و از آزادى معنوى و حیات آخرتى نیز بهرهمند است. اهداف او به دنیا محدود نمیشود و مسؤولیت پذیر و متعهد به اصول انسانى و اخلاقى است.
جبر یا اختیار
شکستن فرم
ادبیات، ابداع نفس
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۶ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای هرمنوتیک
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای ساختارگرایی و پساساختارگرایی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه هنر
- حوزههای تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و فلسفه
معنا کاوی رجعت و رفع نزاع برون فرقهای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، به منظور تحلیل ماهیت اختلاف اهل سنت با امامیه در باره «رجعت» به رشته تحریر در آمد. مفهوم اصطلاحی رجعت سه معنا دربر دارد: 1. امکان احیای اموات؛ 2. بازگشت گروهی از صاحبان ایمان خالص و گروهی از کافران محض به دنیا در آستانه قیامت و وقوع جنگ میان آنها؛ 3. پایان یافتن دنیا با پیروزی مؤمنان صالح. بیشتر علمای امامیه اجزای سه گانه معنای رجعت را پذیرفتهاند، ولی گروهی از آنها جزء دوم معنای رجعت را مردود شمرده و در عوض، ظهور دولت حقه را پذیرفتهاند. دلائل معتقدان به رجعت متفاوت است؛ برخی از بزرگان امامیه رجعت را به اجماع علمای امامیه مستند ساختهاند. در بعضی تعبیرها نیز، رجعت دارای خاستگاه قرآنی دانسته شده است. بعضی نیز گوناگونی و فراوانی روایات در این زمینه را سبب اعتقاد به آن دانستهاند. اما عالمان اهل سنت، اعتقاد به رجعت را بدعت در دین دانسته و بدون در نظر گرفتن اجزا و سطوح سه گانه معنایی در مفهوم «رجعت» و تعیین دقیق موضع نزاع، این اعتقاد امامیه را از تأثیر گذاریهای یهود بر آنان دانستهاند. آنچه مسلم است این که امامیه و اهل سنت در دو جزء اول و سوم معنای رجعت اتفاق نظر دارند؛ زیرا این دو جزء بدون هیچ گونه تأویلی به ظاهر آیات قرآن مستند است. بر این اساس، اختلاف تنها در جزء دوم معنای یاد شده است و چون اصل چنین امری از نظر عقل و به استناد وجود نمونههایی از آن در امتهای گذشته محال نیست، نمی توان آن را بدعت شمرد. بهویژه با توجه به اینکه برخی آیات قرآن ظرفیت چنین معنایی را دارد. البته امامیه رجعت را ضروری مذهب میداند و نه از اصول دین؛ پس این اختلاف آنچنان دامنه دار و ژرف نیست که گروهی، دیگران را به سبب آن بدعت گذار و یهودی پندارند.