ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۲۴۱ تا ۱۵٬۲۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۲۴۱.

بررسی رابطه بین تاثیر استفاده از فناوری های نوین آموزشی بر توانایی تفکر انتقادی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان کلیبر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تاثیر استفاده از فناوری های نوین آموزشی بر توانایی تفکر انتقادی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان کلیبر بود.روش کار: جامعه آماری پژوهش حاضر را 850 نفر از دانش آموزان مقطع دوره دوم متوسطه شهرستان کلیبر تشکیل دادند. حجم نمونه این پژوهش شامل 165 نفر بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای بدست آمد. ابزار جمع آوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون بود. نتایج: تحلیل دادههای آماری این تحقیق نشان داد که همه متغیرهای مورد بررسی )واقعیت افزوده، یادگیری مبتنی بر بازی، پلتفرم های آنالین و چند فناوری( تاثیر معنیداری بر افزایش مهارت تفکر انتقادی دانشآموزان متوسطه دوم شهرستان کلیبر دارند. همچنین، تفاوتهای معنی داری در میانگین نمرات این عوامل درگروههای مختلف دانش آموزان مشاهده شد که بیانگر نیاز به توجه ویژه به شرایط خاص هر متغیر و بهبود مستمر در تمامی متغیرهای موثر می باشد. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که با فناوری های نوین در آموزش دوره دوم متوسطه می توان به افزایش مهارت تفکر انتقادی آنها کمک فراوانی نمود.
۱۵۲۴۲.

The Trait of Oneness: Foundations of Slavoj Žižek’s Lacanian Hegel(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۹
The article treats some underlying motifs of Slavoj Žižek’s reading of Hegel, according to which Hegelian dialectic and the Lacanian “logic of the signifier” are homologous. After a brief conceptual-historical contextualisation of Žižek’s Hegel against the backdrop of early twentieth century Hegelianism (Lukács, Kojéve), the article attends to some programmatic remarks in The Sublime Object of Ideology (1989), Žižek’s first English-language book. There, he for the first time presents a Hegel of constitutive antagonism, contrary to prevalent readings of Hegel as a thinker of final resolution. Žižek nevertheless provides his most systematic account of Hegel, including the 2012 tome Less Than Nothing: Hegel and the Shadow of Dialectical Materialism, in the Sublime Object’s sequel, for they know not what they do: Enjoyment as a Political Factor (1991). The majority of the article therefore deals with the initial chapter of for they know not, where we encounter the foundations of Žižek’s specifically Lacanian Hegel. The latter holds accountable theoretical currents such as negative dialectic and deconstruction for insufficiently rigorous readings of key Hegelian categories, not least that of identity. Instead of entailing a conceptual imperialism that swallows difference within itself, Hegelian identity is by Žižek read against the background of Lacan’s account of structuralist differentiality. What comes to the fore here is the question of the self-identical One, whose qualitative manifestation in The Science of Logic’s “Doctrine of Being” Žižek casts in terms of the Lacanian trait unaire (unary trait), that is, the nascent form of the signifier.
۱۵۲۴۳.

تطور هستی شناسی حالات ادراکی در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۲
مباحث معرفت شناسی در سنت فلسفه اسلامی پیش از دوره معاصر مجزا از مباحث مابعدالطبیعی مطرح نشده است و همین امر ضرورت پژوهش و استخراج آراء فیلسوفان اسلامی در مباحث معرفت شناسی و نسبت آن با آراء هستی شناختی ایشان را گوشزد می کند. بر این اساس پژوهش پیش رو با دغدغه ی فهم سیر تطور هستی شناسی حالات ادراکی در سنت فلسفه اسلامی، به بررسی ابعاد مختلف مسئله هستی مندی ادراکات و سیر تحول آن، در آراء سه فیلسوف مکتب ساز، ابن سینا، سهروردی و ملاصدار می پردازد. بدین منظور با قرارگیری تحلیل پدیداری ادراک در چارچوب نظام متافیزیکی فیلسوف تصویر او از مدرِک و مبنای نظام معرفتی اش استنباط می شود. از آنجا که در فلسفه اسلامی، معرفت شناسی مبتنی بر هستی شناسی است، تطور هستی شناسی حالات ادراکی، آنجا رخ می دهد که فیلسوف، اختلافی مبنایی در مبانی هستی مندی و شاخصه های پدیدار ادراک با آراء فیلسوف پیش از خود پیدا می کند و تحول در اصول و شاخصه ها منجر به تحول در تبیین فرایند ادراک و مدرِک می شود. ابن سینا ذات گرا و قائل به ضرورت وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک است. سهروردی با عبور از ذات گرایی و ضرورت وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک، اضافه اشراقیه را مطرح می کند. ملاصدرا با مبانی نوین خود به خوانش تازه ای از ذات گرایی و وحدت سنخی می پردازد. نفس همواره مدرک است، اما تبیین های گوناگون می یابد؛ در نگاه سینوی، نفس به مثابه آینه ای برای تمثل حالات ادراکی است؛ از منظر سهروردی، نفس همچون بصر است و هویتی چشم گونه دارد که به مشاهده عوالم می پردازد. منطبق با آراء صدرالمتالهین، نفس بازآفریننده ای است که به بازسازی جهان بیرون در جهان درون می پردازد.
۱۵۲۴۴.

بازتعریف مفهوم حق طبیعی در اندیشه لئو اشتراوس و نسبت آن با امر تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف از این نوشتار تحلیل نسبت مفهوم حق طبیعی با امر تعلیم و تربیت در اندیشه لئو اشتراوس است. ازنظر اشتراوس ساختار فلسفه مدرن با مبانی تفکر نسبیت گرا و تاریخی نگر پیوند خورده است. این امر باعث شده تعریف مفهوم حق طبیعی به عنوان امری بنیادین در تفکر مدرن به سمت نگاه مادی و فردمحور تمایل پیدا کند. درنتیجه ارزش های ثابت زندگی در ساختار فکری و اخلاقی دوران مدرن جایگاه خود را از دست داده است؛ بنابراین ضرورت دارد که بازنگری در مفهوم حق طبیعی در دوران مدرن صورت گیرد. بازنگری که اشتراوس می کوشد آن را با توجه به مبانی اندیشه پیشامدرن انجام دهد که در آن حق و طبیعت در پیوند با نگاه فضیلت مندانه و غایت شناسانه فهم می شود. این تعریف از حق طبیعی دلیلی است که اشتراوس در ماهیت طبیعی و سرشتی انسان دوباره تأمل کند و برای شکل دادن به آن متوسل به یک ساختار تعلیم و تربیت شود تا بدین وسیله انسان را به جایگاه حقیقی اش بازگرداند. در حقیقت اشتراوس در فلسفه خود با صورت بندی جدیدی که از طبیعت و حق ارائه می دهد کمال زیست فردی و اجتماعی انسان مدرن را بازتعریف می کند. لذا تلاش می کنیم با کمک روش تحلیلی- توصیفی ابتدا نقد اشتراوس به تفکر مدرن را در باب مفهوم حق طبیعی توصیف و تبیین کنیم و درنهایت نسبت آن را با امر تعلیم و تربیت مشخص کنیم.
۱۵۲۴۵.

نسبت آموزش های رایج مهندسی با عظمت محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
برنامه ریزان استراتژیست دغدغه نابودی زندگی از روی کره زمین را دارند. از آنجا که ماده مقوّم زندگی با تمام اهمیتش چیزی جز محیط زیست نیست؛ هدف این مقاله بررسی و تحلیل نسبت آموزش های مهندسی رایج با محیط زیست است. بدین منظور در این مقاله از «روش فلسفی» برای تجزیه و تحلیل مفاهیم و نقد روش های متداول استفاده شده است و پس از پرداختن به مبانی نظری آموزش و نیز بازتاب نقطه نظریات برخی پژوهشگران در خصوص محیط زیست به این نتیجه رسیدیم که ضرورت دارد پس از اصلاح ساختارها و بهبود مدیریت ها، عشق و احترام به محیط زیست را از نخستین سال های زندگی در کودکان این سرزمین نهادینه کنیم تا فراگیران خود به دست خود خانه خود را ویران نکنند. بسیاری از محیط زیست شناسان، علوم انسانی و اجتماعی را محور اصلی مطالعات زیست محیطی تلقی می کنند؛ زیرا این رفتار انسان و در نهایت جامعه انسانی است که سبب پیدایش بسیاری از مسائل زیست محیطی شده است. پس آنجا که انگیزه تخریب وآلودگی در جامعه شکل می گیرد، سزاوار است علاج و چاره را نیز در همین نقطه به خصوص نظام آموزش مهندسی آغاز نمود.
۱۵۲۴۶.

بررسی امکان تطبیق رتبی میان فلسفه ها با تمرکز بر مسئله موادث ثلاث در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
در تطبیق فلسفه ها بنابر آن چه که پیشگامانی هم چون کربن درنظر دارند، هم باید به مشترکات دو دستگاه فکری نظر داشت و هم بر تمایزات؛ درواقع با یافتن نقاط مشترک و بر مبنای آنها، به مقارنه دو تفکر در موارد اختلافی پرداخت. براساس این و نیز با پذیرش این واقعیت که در همه دستگاه های فلسفی ، عنصر و یا عناصری مشترک هستند، می توان همه این نظام های فکری را در ضمن ساختاری سلسله مراتبی، مورد تطبیق قرارداد وآن را «تطبیق رتبی» نامید، هدف این نوع تطبیق، می تواند چیزی بیش از مقارنه صرف دستگاه های فلسفی باشد و شاید بتواند در بستر مفاهمه ای علمی و منطقی، نقص هردستگاه را نشان داده و متناسب با خود آن دستگاه، راه ارتقاء آن را نشان داد. لذا در این نوشتار با بهره از روش تحلیلی، توصیفی، پس از بیان مختصات چنین تطبیقی میان دستگاه های فلسفی، چگونگی پیاده سازی آن در قالب دو روش صعودی و نزولی، بیان شده و به منظور ارائه یک نمونه از هر دو روش، ابتدا با معرفی ملاصدرا به عنوان فیلسوفی که می توان از منظری خاص، چنین تطبیقی را درآثارش صورت بندی نمود، تلاش گردید که با بررسی نوع مواجهه او با مسئله مواد ثلاث در بخش کوچکی ازکتاب اسفار اربعه، امکان و چگونگی روش نزولیِ این تطبیقی، میان سه دستگاه فلسفی مشائی، تشکیک خاصی و وحدت شخصی وجود در مسئله مذکور، نشان داده شود. هم چنین؛ مسئله نحوه تحقق موجودات و کثرت آن ها در سه دستگاه مذکور از این منظر رتبی، مورد تطبیق قرار گرفت تا نمونه ای برای روش صعودی تطبیق مذکور، ارائه شود
۱۵۲۴۷.

مصادرات طبیعی صناعت میزان الحکمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
کتاب میزان الحکمه عبدالرحمان خازنی برای جمع آوری تلاش هایی در جهت صناعت میزان الحکمه که توسط دانشمندان پیشین انجام شده و عرضه روش جدیدی برای انجام این کار، نوشته شده است. این کتاب شامل مقدّمات صناعت میزان الحکمه، روش های ابداعی تعیین مقدار یک فلز در جسم مرکّب توسّط دانشمندان گذشته، که موضوع صناعت میزان الحکمه است، شرح روش ساخت و کاربرد ابزار جدیدی برای انجام این کار، که ترازویی به اسم میزان الحکمه است، و توضیحی درباره سایر کاربردهای ترازو است. خازنی در تدوین کتاب خود از آثار دانشمندان برجسته ای چون اقلیدس، ارشمیدس، منلائوس، ثابت بن قره، محمدبن زکریا رازی، ابوسهل کوهی، ابن هیثم، بیرونی، خیام و اسفزاری استفاده کرده است. ظاهراً هدف او جمع آوری همه منابع موجود و به وجود آوردن ساختاری برای صناعت میزان الحکمه است. در این مقاله، مصادرات طبیعی صناعت میزان الحکمه که خازنی آنها را در فصل های ابتدایی میزان الحکمه آورده بررسی می شود.
۱۵۲۴۸.

What Are the Eight Duties of a Teacher in Nel Nodding’s Philosophy of Education?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
This article delineates the core duties of a teacher as articulated within Nel Noddings' ethics of care, a relational philosophy that fundamentally reconceptualizes education. Moving beyond conventional models of instruction, Noddings positions the teacher as a "carer" whose primary ethical obligation is to foster authentic, reciprocal relationships that support holistic student development. The teacher's responsibilities encompass authentically modeling care through daily actions; engaging in open, exploratory dialogue; creating opportunities for students to practice caring; confirming students' best moral motives and potential; responsively attending to expressed and inferred needs; cultivating an overarching classroom climate of care; prioritizing caring relations over systems of control and standardization; and practicing engrossment and motivational displacement. These interconnected duties collectively reorient pedagogy from a focus on authority and curricular delivery to one centered on ethical encounter, responsiveness, and the nurturing of students' capacity to care. The argument demonstrates that in Noddings' framework, the caring relation is both the essential means and a paramount end of education, wherein academic learning and moral development are inextricably linked within a context of trust and mutual respect. The teacher's ultimate aim is to educate individuals capable of sustaining caring relationships throughout their personal, civic, and intellectual lives.
۱۵۲۴۹.

نقدی بر کاربست بینش های معرفت شناختی ویتگنشتاین در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
هرچند ویتگنشتاین، خصوصاً در فلسفه پسین خود، درباره اخلاق سخن نگفته است، اهمیتِ به خصوصِ روش فلسفه ورزی او ما را به استفاده از بینش های او در حوزه اخلاق امیدوار می سازد. بعضی از فیلسوفان به سراغ درباب یقین رفته و مدعی شده اند گزاره های یقینی اخلاقی درست همان نقشی را در زندگی اخلاقی ما ایفا می کنند که گزاره های یقینی مورد بحث ویتگنشتاین در درباب یقین برعهده دارند. من می خواهم نشان دهم که، درعین حال که این گزاره ها نقش مشابهی را برعهده دارند، از جهات مهمی با گزاره های یقینی مورد نظر ویتگنشتاین تفاوت دارند: بازی های زبانی اخلاقی متعددند و مبانی متفاوتی دارند؛ این مبانی خود متکی به یقین معرفتی اند؛ درعین حال، مبانیِ یقینیِ بازی های زبانی اخلاقی، برخلاف یقین معرفتی، نهفته در عمل غریزی ما نیستند؛ همچنین، گزاره های بیانگر آنها گزاره هایی کلی اند که گاه ابهام دارند و گاه استثنا می پذیرند؛ رفع ابهام از آنها و یافتن شرایط استثناء در را به روی تفسیرهای متفاوت باز کرده و موجب اختلافات و مناقشات می گردد؛ و بالاخره اینکه، برخلاف یقین معرفتی، برای تردید در عمل به یقینیات اخلاقی بدیلی وجود دارد. همه اینها موجب تفاوت عمده ای میان یقین مورد بحث ویتگنشتاین با گزاره های یقینی اخلاقی است.
۱۵۲۵۰.

طرفداری و نظریه اخلاق کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
ما در میان دغدغه های اخلاقی مان هم دغدغه های بی طرفی داریم و هم دغدغه های طرفداری. در همین راستا هر نظریه اخلاقی از جمله نظریه های بی طرفی گرایانه باید به نحوی میان این دو دغدغه جمع کند. پرسش پایه این مقاله این است که آیا «ارزش برابر نهادن بر همه افراد» با «ارزش نهادن بر انگیزه ها و دلیل های طرفدارانه و بر افراد خاص (طرفداری عمیق)» قابل جمع است؟ هدف مقاله، یافتن و نیز تحلیل و تبیین پاسخ نظریه اخلاقی بی طرفی گرایانه کانتی به این پرسش بوده است. زیرا این نظریه، در راه آشتی دادن بی طرفی و طرفداری با موانع مهمی روبروست. یکی، تأکید آن بر «انگیزه وظیفه» که با «انگیزه های طرفدارانه» در تعارض است. دیگری، تأکید آن بر ارزش انسانیت در شخص ها است که به نظر می رسد ارزش اخلاقی افراد خاص را نفی می کند حال آن که در طرفداری ما بر فردهای خاص یعنی به خاطر ویژگیهای فردی آن ها ارزش می نهیم. نتایج مقاله، به طور کلی، این بوده است که مدافع نظریه کانتی در دو گام می تواند ارزش دلیل ها یا انگیزه های طرفدارانه و ارزش افراد خاص را تبیین کند. گام نخست این است که کانت علاوه بر انگیزه وظیفه، انسان ها را نیز بر اساس انسانیت و طبیعت عقلانی آن ها دارای ارزش والایی به نام کرامت می داند؛ بر این اساس، باید انسان ها را بزرگ بداریم. گام دوم، تأمل درباره «توانایی وضع هدف ها»، یکی از مهمترین مؤلفه های انسانیت و طبیعت عقلانی، است. بزرگ داشت یک شخص در موقعیت هایی که با کسی رابطه فردی داریم نیازمند توجه به هدف هایی است که می دانیم او دارد، وگرنه توانایی او برای وضع هدف هایش را بزرگ نداشته ایم. روش پژوهش، جستجو و در واقع استخراج ایده ها و مفاهیم «پنهانِ» مربوط به موضوع «طرفداری» از نظریه اخلاق کانتی بوده است زیرا دغدغه های «آشکار» این نظریه که در عصر جهان شامل گرایی مدرنیت مطرح شده است عمدتاً «بی طرفی گرایانه» بوده است.
۱۵۲۵۱.

آیا خدا در اخلاق نقشی دارد؟ نقدی بر ریچارد سوئینبرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
سوئینبرن در بحث از ربط و نسبت اخلاق با دین (خدا) می کوشد موضع میانه ای اتخاذ کند. او پس از توضیحاتی درباره دیدگاهش در خصوص سرشت احکام اخلاقی، معتقد است واقعیات اخلاقی به دو قسم ضروری و ممکن تقسیم می شوند. خدا در واقعیات ضروری اخلاق نقشی ندارد، اما در واقعیات ممکن اخلاق نقش آفرین است. همچنین به نظر می رسد او دو نقش دیگر نیز برای خدا در اخلاق قائل است: تغییر وضعیت برخی از احکام اخلاقی، و نقش آفرینی در فهم واقعیات ضروری اخلاق. در این مقاله نشان می دهم سوئینبرن در باز کردن پای خدا در اخلاق ناکام است و هر سه نقشی که برای خدا در اخلاق ذکر می کند نادرست است. اگر مقدمات او درست باشد، نتیجه این خواهد بود که خدا در زندگی خداباوران نقش آفرین است، اما نشان نمی دهد خدا در اخلاق نقشی جدی و خاص ایفا می کند. در پایان، نشان می دهم دیدگاه سوئینبرن در باب نقش خدا در اخلاق، حتی اگر درست باشد، نه در زندگی خداباوران تأثیری دارد و نه در زندگی خداناباوران.
۱۵۲۵۲.

ملاحظاتی در باب مفاهیم استعلایی مدرسی: در پرتو مابعدالطبیعه ابن سینا، آکوئینی و اسکوتوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۴
دسته ای از مفاهیم هست که در محور تفکر مابعدالطبیعی قرار دارند و موضوع و محمول عموم قضایای مابعدالطبیعی را تشکیل می دهند. چنین نیست که محوریت این مفاهیم مابعدالطبیعی، که در فلسفه اسلامیِ (متأخر) «معقول ثانیِ» (فلسفی)، و در فلسفه مدرسی «مفاهیم استعلایی» نامیده می شوند، از ابتدای تاریخ مابعدالطبیعه تشخیص داده شده باشد. بلکه این محوریت یابی مبتنی بر شرایطی بوده که در مابعدالطبیعه ابن سینا رقم خورده است، و فیلسوفان مدرسی با تکیه بر ابداعات ابن سینا مباحث ناظر به این مفاهیم را بسط داده اند و نهایتاً دانز اسکوتوس کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی دانسته و اجزای مابعدالطبیعه را بر پایه تلقی خویش از مفاهیم استعلایی بنا کرده است. در این مقاله با نظر به مابعدالطبیعه ابن سینا، آکوئینی، اسکوتوس، و تأکید بر اشتراکات فکری آن ها می کوشیم تا به طرح چارچوبی عام برای فلسفه استعلایی مدرسی نزدیک شویم. سبب انتخاب این سه فیلسوف این است که ابن سینا منبع اصلی مسائل مرتبط با استعلایی هاست، آکوئینی علاوه بر مسائل سینوی مسائلی جدید مطرح ساخته است، و اسکوتوس نخستین بار به صراحت کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی نامیده است. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که (1) چگونه تلقی خاص بوعلی از مابعدالطبیعه شرایط محوریت یابی این مفاهیم را فراهم آورد و (2) دیدگاه هر یک از این سه فیلسوف در باب چیستی مفاهیم استعلایی چیست و (3) چرا و به چه شیوه اینان خارجیت و نحوه خارجیت این مفاهیم را نشان می دهند.
۱۵۲۵۳.

Hegelian Geographical Sensibilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
Although rarely recognised, Hegelian philosophy also encompasses a rich geographical knowledge, which has great value for scholars working across multiple scales of socio-spatial interaction. The article offers an analysis of the geographical sensibilities of Hegel that are immanent in the main body of his philosophical system, particularly in the Phenomenology of Spirit, where it is possible to find a very original elaboration on the metabolism of reason, the articulation between the particular and the universal, and the function of otherness in socio-spatial interaction. The main argument here is the contrast between the more explicit references to nature and space, on the one hand, and the deeper and more immanent theorisation of world relations, on the other, which constitutes Hegel’s major geographical contribution. The discussion revolves around the key question of the totality of relations and how space encapsulates the unfinished struggles for change and for self-consciousness. The complex evolution of self-consciousness, via the experience of otherness and the insistence of moral duties, not only takes place in time and space but is also an expression of socially produced and perennially disputed spaces. Hegelian dialectic is ultimately an anticipated rendering of the contemporary understanding of socially produced and contested spaces. Geography, as interpretation and critique of lived realities, can be an important translation of philosophy into life, but because space is always lived space, geography becomes the actualisation of philosophy and also its complication.
۱۵۲۵۴.

Teaching The Philosophy of Art in Elementary School(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
This chapter makes a case for elementary-school children having the ability to discuss difficult, abstract philosophical issues. The question of whether judgments of artistic merit are objective or simply an expression of one’s preferences is used as an example of an issue in the philosophy of art that young children can discuss. To make the abstract discussion easier to enter into, a children’s picture book functions as the vehicle to raise it. In this case, Peter Catalanato’s book, Emily’s Art, raises the question about the objectivity of judgments of artistic merit. In the book, a judge clearly makes a mistake when she rejects Emily’s painting because it is a painting of a dog and she hates dogs. We ask the children what the difference is between saying one painting is better than another and saying that you like one flavor of ice cream better than another. Without introducing the names of either great philosophers or labels for philosophical problems, we are able to get young children to engage in deep philosophical discussions and even propose innovative solutions to the problems they discuss.
۱۵۲۵۵.

مسئله شر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
پس از تعریف شر و برشمردن انواع آن دو تقریر اصلی از مسئله شر، یعنی مسئله منطقی و مسئله قرینه ای، شرح داده شده است. مسئله منطقی شر عبارت است از اینکه وجود یک خدای قادر مطلق، عالم مطلق و خیر مطلق منطقاً با وجود شر ناسازگار است. سه پاسخ به این مسئله به تفصیل توضیح داده شده است که عبارتند از: 1. «نظریه عدل الهیِ بهترین جهان ممکن» که بر اساس آن بهترین جهان ممکن باید شر را به عنوان یک جزء لازم دربرداشته باشد. 2. «دفاع مبتنی بر اختیار» که بر مبنای آن شر ممکن است نتیجه گریزناپذیر موهبت اختیار باشد. 3. «نظریه عدل الهی پرورش روح» که طبق آن وجود شرور برای کمال روحی انسان لازم است. به این پاسخ ها نقدهایی وارد شده است. مسئله قرینه ای شر عبارت است از اینکه قرینه های تجربی ما دلیل محکمی برای باور به بیهودگی بسیاری از شرور موجود در جهان هستند. یک پاسخ متداول به این مسئله این است که بیهودگی ظاهریِ شر ممکن است فقط نتیجه قوای شناختیِ محدود ما باشد.
۱۵۲۵۶.

فلسفه زبان ویتگنشتاین؛ واقع گرایی یا ایدئالیسم؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۴
فلسفه متأخر ویتگنشتاین از نگاه بعضی از مفسران واقع گرا و از نگاه برخی دیگر ایدئالیستی است. هر یک از این دو دسته مفسران به فقراتی از متن آثار او برای دفاع از تفسیر خود استناد می کنند. استناد دسته اول عمدتأ بر ایده هایی چون محوریت فهم عرفی و زبان روزمره است. در مقابل، دسته دوم بر محوریت و تقدم زبان بر هرگونه نظریه پردازی استناد می کنند، افزون بر این که این دسته از متفکران زبان را همچون هویتی سوبژکتیو تفسیر می کنند. در مقابل این دو دسته مفسران، مفسرانی دیگر اندیشه ویتگنشتاین را نه واقع گرا و نه ایدئالیستی تفسیر کرده اند. دلیل این دسته از مفسران اخیر این است که ویتگنشتاین با هرگونه نظریه پردازی متافیزیکی به شکل مرسوم تاریخ فلسفه مخالف است، و از این رو نمی توان او را با هیچ یک از دو دیدگاه ایدئالیسم و واقع گرایی موافق دانست. در اینجا با بیان دلایل هر یک از این سه گروه مفسران در نهایت با توجه به دو نکته از تفسیر ایدئالیستی دفاع کردیم. نکته اول مربوط است به اینکه در اطلاقِ عنوان ایدئالیسم به اندیشه ویتگنشتاین، ایدئالیسم را باید مطابق با ایده شباهت خانوادگی ویتگنشتاین فهمید. نکته دوم مربوط است به این که چگونه باید ایدئالیسم را به اندیشه ویتگنشتاین نسبت دهیم تا با مخالفت او با نظریه پردازی متافیزیکی متعارض نباشد.
۱۵۲۵۷.

بررسی استشهاد صدرالمتألهین به دو آیه (آیه 1 انسان و آیه 9 مریم) بر «حدوث جسمانی نفس انسان» بر پایه فهم «شیئیت وجودی» از این آیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
صدرالمتألهین قائل به «حدوث جسمانی نفس انسان» است و بر این مدعا علاوه بر استدلالات عقلی و فلسفی به آیاتی از قرآن کریم نیز استشهاد می کند. آیه 1 سوره انسان: «هَلْ أَتی عَلَی الْإِنْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً» و آیه 9 سوره مریم: «وَقَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَکُ شَیْئًا» از جمله آیات مورد استشهاد صدرالمتألهین در این مورد است. ایشان در عین حال، «شیئیت مسلوب» در این دو آیه را بر «شیئیت وجودی» حمل می نماید. در مورد بیانات صدرالمتألهین در این استشهاد و فهم از آیه 1 سوره انسان و آیه ۹ سوره مریم، اشکالاتی قابل طرح است؛ برخی از این اشکالات وارد نیست و می توان پاسخ های متقنی در قبال آنها ارائه کرد؛ اما پاره ای دیگر از این اشکالات، تأمل و واکاوی عمیق تری را می طلبد. در این پژوهش به تبیین و بررسی این اشکالات پرداخته شده است.
۱۵۲۵۸.

چیستی صورت محاکاتی و تبیین شناختی بودن آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
صورت محاکاتی از دیرباز در فلسفه اسلامی وجود دارد و فیلسوفان مسلمان از جمله فارابی و ابن سینا هنگام بررسی قوه متخیله، رؤیا، وحی و عالم مثال آن را بر رسیده اند، امّا شناختی بودن آن برایشان جدیت نیافته است. نمونه های صورت محاکاتی را هم در علم و در هنر می یابیم به ویژه شعر که بر صورت محاکاتی استوار شده است. وجود صورت محاکاتی در علم بسیار کارآمد بوده و در پیشبرد دانش اثر گذاشته است. از طریق صور محاکاتی شاعران و هنرمندان ناقلان معرفت بوده اند. این جستار بر آن است چیستی صورت محاکاتی را بررسی کند و ویژگی های آن را معین نماید. کشف چیستی صورت محاکاتی و کارآیی آن در پیشبرد دانش و معرفت اهمیّت هنر را در این قلمرو روشن خواهد ساخت. روش بررسی این جستار، تحلیل و تبیین است و نتیجه حاصل آن است که صورت محاکاتی در کنار صورت مطابقتی نوع دیگری از شناخت است که در قلمروهای متعددی از جمله علوم کارآمد است.
۱۵۲۵۹.

هستی ایزدی، موضوع جست وجو اصل گرداننده شهود بنیادی از نظر شیخ نجم الدین کبری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
سیلان الوهیّت در سلاسل وجود بنیاد عرفان محسوب می شود. تکیه شیخ نجم الدین کبری بر این مسئله، به شکل یک آموزه، سرآغاز امری بوده که در نهایت به تفسیر سمبولیسم رنگ ها در عرفان اسلامی منجر گشته است. مبنای نظر شیخ نجم الدین کبری در این باب حول این محور است که وجود مستقل الهی قابل دیدن نیست، امّا موجب دیدن سایر اشیاء می شود و این رنگ جلال الهی است. این مطلب در شیخ تا آنجا پیش می رود که رنگ سیاه را نیز نور می داند و تفسیری عرفانی بر آن می نویسد. تفسیر و تجربه شیخ نجم الدین کبری حول این محور و نهایت آن در صورت نورانی و به میان کشیده شدن مبحث "طباع تامّ" و تحلیل آن ساختار و محتوای مقاله حاضر را تشکیل می دهد.
۱۵۲۶۰.

نقش هوش فرهنگی بر تصمیم گیری مدیران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش فرهنگی با شیوه های تصمیم گیری مدیران دبستان بندر گناوه بود. روش کار: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران دبستان بندر گناوه در سال ١٤٠3 بود. ٣٩ نفر از آنان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. از پرسشنامه های شیوه های تصمیم گیری اسکات و بروس (١٩٩٥)، هوش فرهنگی آنگ وهمکاران (٢٠٠٤) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون جهت تجزیه و تحلیل داده ها به کاربرده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین تمامی ابعاد هوش فرهنگی (عامل فراشناختی ، عامل شناختی یا دانشی ، عامل انگیزشی و عامل رفتاری ) با سبک تصمیم گیری عقلانی و سبک تصمیم گیری شهودی رابطه مثبت و معنادار، بین تمامی ابعاد هوش فرهنگی (عامل فراشناختی ، عامل شناختی یا دانشی ، عامل انگیزشی و عامل رفتاری ) با سبک تصمیم گیری وابستگی و سبک تصمیم گیری آنی رابطه معکوس و معنادار و بین عامل فراشناختی و عامل شناختی یا دانشی با سبک تصمیم گیری اجتنابی رابطه معکوس و معنادار وجود داشت . علاوه بر این نتایج رگرسیون نشان داد که متغیرعامل فراشناختی و عامل شناختی یا دانشی (ابعاد هوش فرهنگی ) سبک تصمیم گیری عقلانی و متغیرعامل فراشناختی (ابعاد هوش فرهنگی )، عامل انگیزشی و عامل شناختی یا دانشی توانستند سبک تصمیم گیری شهودی را تبیین کند. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که مدیرانی که با به کارگیری رویکردهای مناسب ، موجبات افزایش اثربخشی خود و سیستم آموزشی و فرهنگی سازمان اعتماد در سازمان و سازگار شدن شغل را فراهم می کنند، امتیازات تشویقی اختصاص یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان