ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۴۱ تا ۱۵٬۱۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۱۴۱.

Genius Loci: from an atmospherological point of view(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۴
The theoretical vagueness of a concept such as genius loci (spirit of the place) makes often feel unsatisfied. To avoid the widespread more rhetorical trend to attributing a spirit to every place - a trend already discernible in the progressive secularisation from the Greek world (an uncanny daimon) to the Roman world (a familiar genius) – and/or to explaining it as the outcome of creative human planning (especially architectural-urban), my paper states that a place has its specific genius only if it radiates a specific and particularly intense-authoritative atmosphere. That is, when the place is pervaded by a quasi-objective feeling that affects the perceiver and finds in their felt (or lived) body its precise sounding board. Just as there are different types of atmospheres (prototypic, derivative, spurious) and atmospheric encounters, there are therefore different types of genius loci, also depending on one's conception of space, here always understood as lived space, i.e. qualitative-anisotropic, and not in a physical-geometric (isotropic) sense. Contrary to the today’s prevailing projectivist-constructionist explanation (culturalist as well as neuroscientific) and the tendency to explain every affective quality inherent in the external world as a subjective projection, i.e. according to an hydraulic model following the Platonic “invention” of the soul, a “pathic aesthetics” based on a neo-phenomenological approach means with genius loci, in the authentic and original sense of the term, a lifewordly qualitative-emotional experience: in brief a spatialised atmospheric feeling that can sometimes be protected, maybe also improved but never arbitrarily created.
۱۵۱۴۲.

ناسیونالیسم ایرانی و مدرنیسم غربی در آغازین دهه های قرن چهاردهم شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
اگرچه برخی از مورخان و محقّقان حکایت آشنایی ایرانیان با فلسفه های مدرن را به دوره ناصری و آشنایی فرنگ رفتگان با آن فلسفه ها و گفت وگوی محصلان و استادان مدارس ایرانی اعم از مدرسه دارالفنون و مدرسه سیاسی و مدرسه سپهسالار و مدرسه مروی و غیره با برخی از فلسفه دان های اروپایی نسبت می دهند و در این گفت وگوها از مکاتب و مباحث فلسفه اروپایی یاد شده است، اما واقع آن است که به صورت مشخص، این فلسفه ها بیش از ادوار قبل، در جنبش اجتماعی معطوف به ناسیونالیسم ایرانی دوره احمدشاهی و رضاشاهی مورد توجه ایرانیان قرار گرفتند و خط و خطوط سیر تحولات فرهنگی و اجتماعی روزگار خود را تحت تأثیر قرار دادند. اما پرسش آن است که ناسیونالیسم ایرانی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، چه ارتباطی با مدرنیسم و فلسفه های مدرن دارد و از همه مهم تر، این همراهی، به صورت عینی خود را در کدام مصادیق به نمایش گذاشته است؟ این نوشتار درصدد است پاسخ به این پرسش را در ذیل دو کلان روایت «دولت- ملت ایرانی» و «مدرنیته ایرانی» که هر دو جلوه هایی از ناسیونالیسم ایرانی در بازه زمانی فوق هستند، ارائه دهد؛ دو روایتی که به مدرنیسم و فلسفه های جدید غربی نیز پیوند خورده است. این بازخوانی، خود بخشی از ایران شناسی فلسفی برای فهم چرایی و چیستی سازمان ها و سیاست های اعمال شده در دوره معاصر این سرزمین نیز هست.
۱۵۱۴۳.

بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی می باشد. برای دستیابی به این هدف از رویکردی فلسفی و روش پژوهش فراتحلیل کیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که هوش مصنوعی مولد با توانایی ترکیب داده های گسترده و تولید محتوا، برنامه درسی شخصی سازی شده و تعاملی که ارائه می دهد، اقتدار رایج و معمول معلم را دگرگون می کند. در این مقاله و با ارائه دلایل و شواهد مربوطه، این دگرگونی در قالب سه گونه بحران دسته بندی شده است: ۱) بحران در نقش متصدی بازنمایی دانش؛ ۲) بحران در معماری برنامه درسی و ۳) بحران تسهیلگری یادگیری. این دگرگونی ها از طرفی افق هایی برای بهبود کیفیت آموزش و از سویی دیگر متزلزل کردن جایگاه معلم در آموزش را به دنبال دارد. در بخش دوم با ارائه نقدهایی به رویکرد تسهیلگرانه فنی به تدریس نکته هایی در راستای احیای مشروعیت از دست رفته معلم ارائه شده است. در نتیجه گیری می توان گفت معلمان امروزی که به لطف همکاری با هوش مصنوعی مولد از وظایف فنی پیشین مانند نگارش طرح درس، و بازنمایی دانش بی نیاز شده اند، بر پرورش مهارت های مربوط به خودشناسی و خودشدن و نیز عاطفی-اجتماعی فراگیران تمرکز می کنند. همچنین از نقش های جدید معلم «مربی انتقادی» برای ارزیابی خروجی های سوگیرانه هوش مصنوعی می باشد.
۱۵۱۴۴.

علم و بدن انسان: مفهوم هیکل اشراقی از منظر سهروردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
اسلام بر رابطه میان «معرفت» (علم) و «نور» تاکید زیادی دارد. از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمود: «العلمُ نورٌ» (علم نور است) و خداوند علیم را به مثابه نوری خیره کننده توصیف کرده است. این رابطه در قرن ششم هجری با آثار فیلسوف و عارف شهیر، شهاب الدین سهروردی ابعاد تازه ای یافت. وی بنیان گذار مکتبی معروف به «فلسفه اشراق» است. سهروردی در آثار خویش از دو استعاره معماری برای تبیین رابطه بدن انسان با نور بهره می گیرد: یکی بدن به مثابه «معبد» (هیکل) و دیگری بدن به مثابه «قلعه» (صیصیه). سهروردی از طریق این دو استعاره، درکی از واقعیت را ارائه می دهد که مبتنی بر «سلسله مراتب اشراق» است؛ این ]دیدگاه[ در تقابل با درک رایج یونانی در آن زمان بود که بر دوگانه های صورت و ماده، و محسوس و معقول استوار بود. این برداشت از واقعیت، رابطه میان معرفت، اشراق و بدن انسان را با ساحت های تازه ای رو به رو می کند. این پژوهش با تمرکز بر دو اثر کلیدی سهروردی، هیاکل النور و حکمه الاشراق، دلالت کیهان شناختی مفاهیم هیکل و صیصیه را مورد بررسی قرار می دهد تا نشان دهد چگونه معماری بدن انسان، نقش شناختی-اشراقی کلیدی را در فرایند تحول از «قلعه تاریکی» به «هیکل نورانی» ایفا می کند. در این فرایند، بدن و ذهن به مثابه «سازه» یا «معبدی» واحد عمل می کنند؛ جایی که «فرم» و «فضا» به صورت یکپارچه در قالب «معماری» به یکدیگر کمک می کنند تا امکان افاضه نور برای تجرید بدن و زدودن تاریکی آن فراهم گردد.
۱۵۱۴۵.

انتقال معرفتی از کلام آهنگین و شاعرانه و اسطوره ای به ایده های افلاطونی، حرکتی از شنیدار به دیدار در اندیشه باستان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۳
روایتی باستانی درباره نوعی زبان ابتدایی وجود دارد که در قالب اسطوره برج بابل بیان شده است. براساسِ این تلقی کهن از زبان، انسان ها به زبانی واحد سخن می گفتند که در اثر سرکشی از آنها گرفته شد و زبان های گوناگون پدید آمد. این زبان ها با خصوصیتی آوایی و الهامی که از مشارکت حروف، آواها و هجاها تشکیل می شود، موسیقی و لحن خاصی با خود دارند. برخی معتقدند با استفاده از این زبان ها می توان نام واقعی اشیاء را به آنها اعطا کرد. اما در دوره زمانی میان شاعران اسطوره پرداز یونان باستان مانند هومر و هسیود تا فلاسفه ای همچون سقراط و افلاطون، تلقی دیگری از زبان به وجود می آید که تعریف و فهم ما را از آن تغییر می دهد. افلاطون عدد را به جای حروف و  واژه ها مبنای عقل قرار می دهد. او با پیشینه ای فیثاغورثی، از موسیقی و لحن حروف و کلمات به سمت صورت و معنای آنها حرکت می کند و کلمات گفتاری را فرع بر ساختار زبان قرار می دهد. خصوصیت اصلی زبان پیشافلسفی شنیده شدن است، وزن و ادای کلمات در معنا تأثیر می گذارند و اگر براساسِ شواهد تاریخی، متوجه ارتباط این اوزان با الهامات الهی و متون مقدس و ناخودآگاه شویم، فهم ما از معنا و کلمه تغییر می یابد. ما در این مقاله می کوشیم پیش زمینه های فکری شاعران کهن و فیلسوفان ابتدایی یونان را بررسی تاریخی کنیم تا نشان دهیم تغییری بنیادین به وسیله فیثاغورث و افلاطون در نسبت ما با زبان وکلمات رخ داده است.
۱۵۱۴۶.

رابطه خطوط و فرم های هندسی در ایجاد درک متافیزیکی بر پایه آراء هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
محیط طبیعی یا مصنوع، متشکل از خطوط، فرم ها و احجامی است که در انسان حس و ذهنیتی ایجاد می کند که با حواس پنجگانه احساس می شود و گاه منجر به درک متافیزیکی خاصی از محیط می گردد؛ مثلاً گاه یک محیط ترسناک و یا ممکن است آرام بخش ادراک شود. در طبیعت، هندسه ای پنهان است که امروزه برخی از قوانین ریاضی و هندسه اقلیدسی و نااقلیدسی آن شناسایی شده است. افلاطون معتقد است، هندسه، روح را به سمت حقیقت می کشاند؛ در حالی که هنر دروغ را نمایان می کند. فلاسفه ایدئالیست، نوعی اولویت را برای ذهن قائل بودند. هگل از جمله فلاسفه ای است که ایدئالیست محسوب می شود و به نقش روح در اثر هنری اعتقاد وافری داشته است. از این رو اندیشه هگل به گونه ای مرتبط با روح اثر و هندسه است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که رابطه هنر و هندسه چگونه است و قوانین هندسی چه نقشی در ادراک متافیزیکی فضا دارد و اندیشه و آراء هگل چه تأثیری در بیان روح پدیدارها در شکل هندسی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. پژوهش حاضر بیشتر به مبحث آراء هگل درباره تاریخ هنر و اهمیت روش هندسی در کنار روش دیالکتیک برای ادراک و شناخت پدیدارها می پردازد. هگل هنر را همان زیبایی می داند؛ چرا که با روح سروکار دارد. از نظر وی آبژه در درون خود منفیت دارد؛ با ویرانی آبژه میل مجدد ظاهر می شود. میل از پدید آمدن منفیت است؛ موضوعی که بعدها در قرن بیستم ژیژک و لکان مفصل از آن بهره برده اند.
۱۵۱۴۷.

Hegel and the Modern World(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
In this essay I examine Hegel’s critique of England and France in his own day, and I argue that this critique sheds light on what he would say about constitutional states in the twenty-first century. Hegel’s critique is based on the normative “idea” of freedom he sets out in his Philosophy of Right (1820). This idea, which in Hegel’s view determines what rights and institutions are necessary for true freedom, gives a central role to what he calls “corporations” — business or trade associations, but also local communities and towns — in the free, rational state. The purpose of these corporations is twofold: first, to render economic activity cooperative and “ethical”, and so to prevent the emergence of systematic poverty, and second, to send delegates to the legislature who represent legitimate interests in civil society, rather than just numbers of people. Hegel argues, however, that corporations disappeared or were abolished in England and France and that this led to extreme poverty in England and to the “liberal” idea in France that political authority should derive from the individual will (an idea that in turn sets the “people” permanently against government). I argue that poverty and individualistic “liberalism” remain problems in the twenty-first century, and that a Hegelian solution to these problems would be to reintroduce corporations (or their equivalent) something that Hegel himself advocated in the 1820s. Hegel’s alternative to unrestrained capitalism and liberalism both of which he thinks undermine true freedom and right is thus not, as Marx recommends, to abolish the system of free production and exchange altogether, but to imbue citizens with an ethical concern for one another in their economic and political life an ethical concern that is grounded in corporations, associations and other communities.
۱۵۱۴۸.

مقایسه تطبیقی خوانش تفسیری دوگانه امر و خلق از منظر علامه طباطبایی با خوانش فلسفی و عرفانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
علامه طباطبایی ره با تمسک به آیاتی از قرآن کریم به تشریح دوگانه ای هستی شناسانه ، در تقسیم عوالم با عنوان دوگانه خلق و امر پرداخته است. این مقاله با روش توصیفی تطبیقی با مراجعه به آثار علامه طباطبایی ضمن تبیین دیدگاه ایشان درباره دوگانه قرآنی «جهت خلقی» و «جهت امری»، به بررسی ابعاد هستی شناختی این دوگانه قرآنی در فلسفه و عرفان اسلامی پرداخته است. رابطه تنگاتنگی میان «دوگانه قرآنی جهت خلقی و جهت امری» با «دوگانه عرفانی جهت خلقی و جهت حقی» از یک سو و «عین الربط بودن معلول به علت» در فلسفه از سوی دیگر وجود دارد. از این منظر «حیثیت امری» در قرآن کریم که دال بر حیثیت استناد موجودات به خداوند بدون ملاحظه وسائط طولی و عرضی است، مساوق «حیثیت عین الربطی معلول به علت» در فلسفه اسلامی و مساوق «جهت حقی» در عرفان اسلامی یعنی حیثیت غیر استقلالی و وجه اللهی ظهورات ذات الهی است. همچنین «حیثیت خلقی» موجودات در قرآن کریم که به معنای توجه هر موجودی به جایگاه خود و نقش آفرینی وسائط طولی و عرضی در به وجود آمدن آن می باشد؛ مستلزم خودیابی وجودی آن موجود است که در اصطلاح عرفانی از آن به «جهت خلقی» تعبیر می شود.
۱۵۱۴۹.

تبیین فلسفی «ترس و لرز» ساعدی بر اساس معیارهای مدرنیستی رمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۷
رمان ترس و لرز (1347 ش.) نوشته غلامحسین ساعدی یک اثر فلسفی روان شناختی است که در دوره رواج مدرنیسم در ایران نوشته شده است. در این رمان نشانه های مدرنیسم دیده می شوند. این رمان برای نشان دادن احوال روانی، اجتماعی و اقتصادی مناطق محروم ایران نوشته شده و مضمون اصلی آن جایگاه انسان محروم در دنیای مدرن است. از نظر ساعدی فقر علمی، اقتصادی و بهداشتی باعث ترس و اضطراب توده های فرودست مناطق محروم ایران شده بود. ترس باعث می شود که انسان از موهومات (موجودات خیالی) بترسد و جامعه از ترس فقر و گرسنگی به مرگ فرهنگی مبتلا شود. هدف این نوشته تبیین فلسفی اسباب و نتایج «ترس» از فقر و گرسنگی رمان ترس ولرز ساعدی است. در کنار آن کارکرد برخی از نشانه های مدرنیسم نیز تبیین شده اند. روش تحقیق تحلیلی توصیفی و گاهی استفاده از معیارهای تأویل است. نتایج تحقیق نشان می دهند که فقر، درماندگی در تامین نیازهای غریزی و ترس از گرسنگی و مرگ، باعث احساس حالتی می شود که از آن می توان به «فاصله» تعبیر کرد. در این رمان، ترس حالتی فلسفی روان شناختی است. برخی از انسان ها از ترس می میرند و آنان که از مرگ نجات می یابند، به آدمک هایی تبدیل می شوند که لایق داستان های طنز هستند لذا در این رمان شخصیت هایی هستند که در حد بدایت خلقت تجربه اجتماعی دارند و جهلشان خنده آور است.
۱۵۱۵۰.

معرفت اشراقی در اندیشه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۱
سهروردی روش تعریف مشائیان را برای معرفت، معتبر نمی داند. نیز هدف مطلوب معرفت شناسی اشراقی، نوعی از معرفت کامل است که با یقین معلوم می شود[1]. این معرفت، تنها معرفت ذات است که با صور نامتغیرِ جاویدان متحد شده است. نزد سهروردی شرایط سخت فلسفی برای امکان معرفت، بی سابقه نبوده است. مطابق نظر او، اعتبار صوری با حکمت بحثی مشخص می شود. اما قائل به تمایز شناخت بحثی از معرفت شهودی بوده و این معرفت را برتر می داند. مطابق نظر سهروردی، تجربه فاعل شناسا، معتبرترین نوع شناخت است و آن را «سانح نوری» نامیده است. این شناخت ناظر به تجربه عرفانی است. به نظر سهروردی این تجربه، زمینه ظهور فلسفه بحثی است و به طور روشمند با برهان ایجاد می شود. اعتبار این دلایل قیاسی، وابسته به تجربه فاعل است. به نظر او انسان برای شناخت شیء، به تحلیل آن نمی پردازد بلکه با درک شهودی از واقعیت کلی و سپس تحلیل شهودی آن، به شناخت نایل می گردد. یعنی حکمت اشراق، مبتنی بر مشاهدات و تجربیات عرفانی از کل واقعیت است نه بر تعریف اشیاء متعدّد در واقعیت. نظریه تعریف سهروردی بازتابی از اساس دیدگاه معرفت شناسانه [اشراقی] است. سهروردی هنگامی که می خواهد معرفت را با صفت «مسلم» توصیف کند، اغلب از اصطلاح «یقین» یا «متیقن» استفاده می کند. (سهروردی، شهاب الدین یحیی (1380)، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 1-4، تهران : ج2، 21). اصطلاح یقین را می توان با έπιστήμη مقایسه کرد. برای نمونه نگاه کنید به ثابت بن قره (1958)، المدخل إلی علم العدد، بیروت :4 ،14، 185.
۱۵۱۵۱.

نگاهی به تراژدی و لذت تراژدیک در تفکر سوزان فیگین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
تراژدی ها، با وجود محتوای رنج آور و سرنوشت ساز خود، همواره این پرسش را مطرح کرده اند که چگونه می توانند برای مخاطب لذت بخش باشند. سوزان فیگین تلاش کرده است تا از منظر یک فیلسوف تحلیلی معاصر، تبیینی برای این ویژگی پارادوکسیکال بیابد و کم توجهی به آثار وی در بین فارسی زبانان بر اهمیت این پژوهش می افزاید. در این پژوهش، با رویکرد تحلیلی و روش کیفی، تأثیر تراژدی بر مخاطب و چگونگی برانگیختن حس لذت در او از دیدگاه فیگین بررسی شده است. در ابتدا، پرسش های اصلی و فرعی این پژوهش به ترتیب عبارت ند از: چگونه تراژدی بر مخاطب تأثیر می گذارد؟ و تراژدی چگونه حس لذت را در مخاطب برمی انگیزد؟ فیگین معتقد است تراژدی های معاصر، همچون آثار کلاسیک، تأثیرگذار هستند اما بیشتر از دل جوامع و وقایع تاریخی مانند جنگ ها الهام می گیرند. یافته ها نشان می دهند احساساتی مانند همدلی و فراواکنش در اندیشه فیگین نقش اساسی دارند. تراژدی، با ایجاد لحظه های کشف و تحول در شخصیت ها، تأثیرات روانی و اخلاقی عمیقی در مخاطب برمی انگیزد و او را به همدلی و درک شرایط انسانی سوق می دهد. همچنین، لذت ناشی از تراژدی از درک احساسات مشترک مخاطب با دیگران و آگاهی از جنبه های اخلاقی آن حاصل می شود.
۱۵۱۵۲.

پارمنیدس افلاطون: بنیادگذاری منطقی متکسیس در دیالکتیک واحد و کثیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۹
محاوره پارمنیدس اساساً درصدد رد یا حتی بازنگری و تصحیح جزم های پیش نهاده شده درباره فرض ایده ها نیست، بلکه برآن است تا آن جزم ها را با بنیادگذاریِ منطقی-مفهومی به سطح دانش حقیقی نزدیک سازد. بر همین مبنا، نگارنده در این مقاله می کوشد تا نشان دهد مسئله بهره مندی (μέθεξις) که نقطه کانونی انتقادات وارده به آموزه ایده ها در بخش اول محاوره پارمنیدس است، در پرتو بررسی دیالکتیکی فرض واحد در بخش دوم محاوره و لحاظ کردن حیثیت در نسبت با غیر آن (کثیر)، بنیاد منطقی خود را احراز می کند؛ چرا که مسئله نسبت واحد و کثیر خود به منزله صورت کلی و منطقی نسبت میان ایده و افراد بهره مند از ایده است. از این رو بررسی خواهیم کرد که افلاطون چگونه با نشان دادن اندیشه ناپذیری و تناقض آمیز بودن فی نفسگی و جدایی مطلق واحد از افراد کثیر تحت شمول آن، دیالکتیک واحد و کثیر را به منزله آشکارکننده ضرورت نسبت مندی درونی مفهوم واحد در کار می آورد. در نتیجه، بر این مبناست که مسئله حضور ایده (παρουσία) در افراد و نیز بهره مندی افراد (μέθεξις) از ایده در سطح مفهومی-منطقی تبیین قابل دفاعی به دست خواهد آورد و می توان آن را موضع روشن و مشخص افلاطون در برابر انتقادات وارد بر ابهام نسبت بهره مندی در آموزه ایده ها تلقی کرد.
۱۵۱۵۳.

گذار از ایده فراطبیعی و فراتاریخیِ مسیحی به ایده طبیعی- تاریخ گرایانه عصر روشنگری (درآمدی بر اندیشه تاریخ گرایانه هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
بر اساس آموزه مسیحیت، خداوند طرحی پیشینی، فراتاریخی و فراطبیعی برای بشر و عالم در انداخته است و تاریخ عالم مآلاً به سمت این خواست و حقیقت پیشین و مقدر سیر می کند. از این رو، آگوستین در کتاب شهر خدا و سایر اندیشمندان اروپایی در آثار دیگر، این انگاره را حفظ نموده و در نظام فکری و فلسفی خود در صدد بسط و تبیین آن برآمده اند. اما با ورود به عصر روشنگری در این نگاه تاریخی-الهیاتی چرخشی حاصل شد که نقطه اوج آن را می توان در اندیشه هگل یافت. او به رغم اینکه به تبعیت از ویکو ایده مشیت الهی در تاریخ را می پذیرد، اما از آن رو که منکر شأن فوق طبیعی خدا (یا روح) است؛ با تفسیر تاریخ به صورت فراطبیعی و فراتاریخی مخالفت ورزیده و آن را به صورت حالّ و درون ماندگار تحلیل می کند. هگل با باور به حلول امر نامتناهی در درون عالم متناهی و چهره گشایی آن از خود وحدت و یگانگی این دو را به تصویر می کشد. در طرحواره هگلی از رابطه جهان با مشیت الهی، دیگر نمی توان خدا را به مثابه امر الوهی و مطلق و جهان را چونان راز و سکوت در نظر گرفت؛ بلکه با خدایی عرفی (سکولار)، این جهانی و انسان گونه مواجه هستیم. بدین شیوه، قیمومیت بیرونی و فراطبیعی و متعالی از انسان و عقل انسان برداشته شده و بشر با خرد خویش غایت خود را به صورت پیشینی در تاریخ تعین بخشیده و طرح انسان در تاریخ جاری می شود.
۱۵۱۵۴.

مطالعه و نقد دیدگاه کثرت گرایی و کارکردگرایی صدق از منظر لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
مایکل لینچ با ارائه نظریه کارکردگرایانه صدق، چارچوبی جالب توجه برای تکثرگرایی تعدیل شده پیشنهاد کرده است. برخلاف تکثرگرایی قوی که صدق را مجموعه ای از ویژگی های مستقل و پراکنده می بیند، لینچ استدلال می کند صدق یک ویژگی کارکردی است که از طریق بدیهیات هنجاری مشترکی مانند «صدق هدف باور است»، «صدق از توجیه متمایز است» و «صدق ارزش پیگیری در پژوهش را دارد» تعریف می شود. از نظر او صدق باید عینیت، هنجارمندی و غایت پژوهش را توضیح دهد. نظریه لینچ در توضیح چگونگی ارتباط ویژگی های موضعی صدق ساز، مانند مطابقت در علم یا انسجام در اخلاق با نقش کارکردی کلی صدق، حفظ فاصله از نظریه های فروکاهشی صدق، توضیح معنای صدق در گفتمان های ترکیبی و رهایی از پیچیدگی های متافیزیکی نیازمند تقویت است. می توان با فرض یک توصیف خاص از صدق، مانند مطابقت، کاهش اصول متافیزیکی و بازتعریف نقش هنجاری صدق، به دیدگاه کثرتگرایی از صدق رسید که هم وحدت مفهومی صدق را حفظ می کند و هم معنای صدق را در حوزه های علمی مختلف، متفاوت تفسیر می کند. هدف نهایی این مطالعه ارائه چارچوبی منسجم برای فهم تکثرگرایی صدق است که هم به تنوع گفتمانی احترام بگذارد و هم به انتقادات وارد به نظریه لینچ پاسخ دهد.
۱۵۱۵۵.

بررسی معضل اخلاقی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر مسئله فلسفی معنای زندگی با تأکید بر جایگاه روابط عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۰
این مقاله به بررسی معضل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر فلسفی معنای زندگی می پردازد. ابتدا با تکیه بر آرای تامس نیگل و سوزان ولف، تحلیل دقیقی از مسأله ی فلسفی معنای زندگی و نسبت آن با روابط عاطفی ارائه می شود. سپس با مرور ادبیات تخصصی اخلاق هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه ی روابط انسان-ربات، چارچوبی برای تحلیل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده ترسیم می گردد. استدلال اصلی مقاله بر این پایه استوار است که روابط عاطفی، به ویژه عشق، یکی از منابع بنیادین معناداری زندگی انسان اند و ورود هوش مصنوعی عاطفی شده به این حوزه، با تضعیف این منبع و تهدید معناداری زندگی انسان همراه است. این استدلال با بهره گیری از رویکرد گسترش یافته ی اخلاق فناوری، بر این تأکید می ورزد که هوش مصنوعی به عنوان رقیبی برای محبت ورزیدن انسان ها در جامعه عمل می کند و از این طریق، دسترسی ما به محبت ورزیدن را محدود می سازد. در ادامه و پس از صورت بندی این استدلال، به انتقادهای احتمالی وارد بر آن پاسخ داده می شود. در نتیجه گیری، مقاله نشان می دهد که هوش مصنوعی عاطفی شده، از این نظر دارای ملاحظات اخلاقی جدی است که بدون مراعات آن ها، توسعه ی آن از منظر اخلاقی موجه نیست.
۱۵۱۵۶.

تاریخ قدسی در اساس التأویل قاضی نعمان و بنیاد تأویل مؤید فی الدین شیرازی: ولادت حضرت عیسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
نوشته های داعیان اسماعیلی فاطمی بر اهمیت درک دنیا و دین از طریق نگاهداشت تعادلی بسزا میان وجوه ظاهری و باطنی آنها تأکید می نهند. استنباط و تفهّم باطن از ظاهر، به تأویل نامبردار است. این مقاله مفهوم تأویل را با تکیه بر وجه اسماعیلی آن تحلیل می کند و این گزاره ی اعتقادی فاطمیان را برمی رسد که همچنان که تنها پیامبر (ص) از جانب خدای متعال اذن و اختیار حمل تنزیل را داشت، نیز تنها جانشینان او از اهل بیت اختیار و اقتدار آشکار ساختن تأویل آن را دارند. سپس این تأویل به واسطه ی منصوبان امام در میان مؤمنان انتشار و اشاعه می یابد. این مقاله به معرفی اساس التأویل قاضی نعمان، یکی از نویسندگان برجسته ی آثار این سبک، و ترجمه ی فارسی آن، بنیاد تأویل اثر مؤید فی الدین شیرازی، می پردازد. قاضی نعمان با بیان روایتی از امام محمدالباقر (ع)، دعائم الاسلام خوبش را با هدف شرح ظاهر هفت رکن اسلام به سلک قلم درآورد، و تشریح و توضیح باطن آنها را در تأویل دعائم-الاسلام پی گرفت. با این همه، وی کتابی مجزا تحت عنوان اساس التأویل را به ولایت، که مهم ترینِ ارکان اسلام است، اختصاص داد که به تأویل حیات امامان و پیامبرانی که ذکرشان در قرآن کریم آمده می پردازد. این مقاله مفهوم سیره ی مقدس، تاریخ قدسی و حدودِ دین را آن گونه که در اساس التأویل شرح شده، می گشاید؛ سپس ترجمه ی فارسی مؤید فی الدین شیرازی را که در باب ولادت حضرت عیسی (ع) (سوره ی آل عمران: ۴۸-۴۲) است، به مثابه ی مثالی از این رویکرد باطنی به تاریخ مقدس، برگرفته از بنیاد تأویل وی که تاکنون تصحیح نشده، ارائه می کند.
۱۵۱۵۷.

رابطه ی شکاف بین نسلی و فضای مجازی با میل به خودکشی در دانش آموزان متوسطه دوم شهر اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رابطه ی شکاف بین نسلی و فضای مجازی با میل به خودکشی در دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر اصفهان انجام شد. روش کار: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403 -1404می باشد. نمونه پژوهش به حجم 142 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در پژوهش حاضر به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از مقیاس های شکاف بین نسلی نبوی، دنیای مجازی لی، گرایش به خودکشی بک استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین شکاف بین نسلی، فضای مجازی و میل به خودکشی رابطه معناداری وجود دارد، شکاف بین نسلی قادر به پیش بینی میل به خودکشی می باشد، فضای مجازی پیش بینی کننده معنی دارد. برای میل به خودکشی است. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که افزایش فاصله عاطفی و ارتباطی بین نسل ها و همچنین استفاده نادرست یا افراطی از فضای مجازی می تواند احتمال بروز افکار خودکشی را در دانش آموزان بیشتر کند.
۱۵۱۵۸.

Teacher Expectations of South Asian Students in a Hong Kong Primary School(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
South Asian ethnic minorities (SAEMs) represent a growing population in Hong Kong public education. However, schools struggle to offer them fair and equitable education. One frequently mentioned, but rarely studied component in their performance is teachers’ lower expectations. This article reports on a qualitative case study to examine ethnically Chinese teachers’ expectations of South Asian students in a public primary school in Hong Kong. Five Chinese teachers were interviewed, with observations in three of these teachers’ classrooms. Results indicate teachers have lower expectations. Several influencing factors were identified, including perceptions of cultural differences between Chinese teachers and South Asian ethnic minorities’ families and inadequate training of teachers in Chinese as a second language and incorporating diversified learning strategies into the curriculum. This is one of the first studies specifically focused on exploring in greater details primary teachers’ expectations about South Asian students in Hong Kong.
۱۵۱۵۹.

دفاع هستی شناسانه از اکنون گرایی در باب زمان در برابر ازل گرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۰
در این مقاله براساس روش پژوهشی تحلیلی- توصیفی تلاش شده است نزاع میان دو نظریّه در باب زمان، یعنی اکنون گرایی و ازل گرایی حل و فصل شود. براساس اکنون گرایی تنها زمان و هویّات اکنون موجود و واقعی اند و گذشته/آینده موجود و واقعی نیستند. ازل گرایی این ایده است که تمامیِ زمان ها یعنی گذشته/اکنون/آینده از واقعیّت مساوی برخوردار و موجودند. اکنون گرایی مبتنی بر نظریّه A و ازل گرایی استوار بر نظریّه B در باب زمان است. بنابر نظریّه A مقولات گذشته/اکنون/آینده ذاتی زمان و گذر زمان طبق آن ها توجیه می شود. براساس نظریّه B مقولات زمان طبق قبل از/بعداز/همزمان با، چینش می شوند و برای تبیین گذر زمان کافی اند. اشکالات مهمی بر اکنون گرایی وارد شده است که مهمترین آن ها مسئله گزاره های منفرد و اشیای ناحاضر و دیگری ارتباط میان اشیای حاضر و ناحاضر است؛ به این معنا که اکنون گرایی چگونه می تواند درباره اشیایِ گذشته و آینده که بنابر پیش فرض آنان موجود نیستند سخن بگوید؟ اکنون گرایان تلاش کرده اند این معضلات را از طریق راه حل پارافریزِ جملاتِ مربوط به گذشته/آینده و نیز این ایده که زمان ها مانند جهانِ های ممکن هستند حل کنند. در پایان دو استدلال مهم برای دفاع از اکنون گرایی بیان می شود که عبارتند از اصل شهود واقعیت و توسل به اصل صرفه جوییِ متافیزیکی است که براساس آن دو اوّلا اکنون گرایی با شهود سازگارتر است و ثانیاً ملاحظات صرفه جویانه متافیزیکی نشان می دهد تکثیر بی جهت اشیا (در اینجا گذشته/آینده) در نظریّات متافیزیکی کار نادرستی است. بنابراین اکنون گرایی نسبت به ازل گرایی ایده بهتری درباب زمان است
۱۵۱۶۰.

زبان و روان خودآگاه: زبان شنیداری به مثابه پاسخی به مسأله دشوار دیوید چالمرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۰
مسأله دشوار آگاهی دیوید چالمرز به پرسش بنیادینی می پردازد: چگونه فرایندهای فیزیکی مغز مانند حرکت الکترون ها و تعاملات شیمیایی، می توانند منجر به تجربه های ذهنی و آگاهانه ای مانند احساسات، تجسم و تفکر شوند؟ این مقاله با تکیه بر نقش زبان- بویژه زبان درونی- پیشنهاد می کند که زبان بعنوان سازوکار میانجی، نقشی بنیادی در پیوند دادن فرآیندهای مادی مغز با تجربه های روانی از طریق اثرگذاری بر حافظه و برانگیختگی ایفا می کند. بر پایه شواهد زبان شناختی، عصب شناختی و تکاملی، استدلال می شود که زبان از طریق هم زمان سازی حواس، مفهوم سازی برای حس های ورودی قبل از پردازش آگاهانه، سازماندهی حافظه، روایت سازی پیوسته و اثرگذاری بر برانگیختگی، می تواند سازوکار احتمالی برای ظهور کیفیات ذهنی (کوالیا) فراهم کند. از طرف دیگر، زبان از طریق اثرگذاری بر برانگیختگی درونی، قادر به ایجاد حال و هوای متناسب با تصاویر استخراج شده از حافظه گردیده و به این ترتیب به شکل گیری کوالیا منجر شده است. در این مقاله بیان شده که زبان انسانی در طی چند صد هزار سال تکامل بی وقفه، بتدریج از ابزار ارتباطی بین فردی، به زبان درونی درون فردی (طبق نظر ویگوتسگی) گسترش یافته و در این مرحله نیز متوقف نگردیده و به تمامی کارکردهای روانی بشر اعم از درک و نیز توصیف تصاویر ذهنی تسرّی یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان