پارمنیدس افلاطون: بنیادگذاری منطقی متکسیس در دیالکتیک واحد و کثیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
123-149
حوزههای تخصصی:
محاوره پارمنیدس اساساً درصدد رد یا حتی بازنگری و تصحیح جزم های پیش نهاده شده درباره فرض ایده ها نیست، بلکه برآن است تا آن جزم ها را با بنیادگذاریِ منطقی-مفهومی به سطح دانش حقیقی نزدیک سازد. بر همین مبنا، نگارنده در این مقاله می کوشد تا نشان دهد مسئله بهره مندی (μέθεξις) که نقطه کانونی انتقادات وارده به آموزه ایده ها در بخش اول محاوره پارمنیدس است، در پرتو بررسی دیالکتیکی فرض واحد در بخش دوم محاوره و لحاظ کردن حیثیت در نسبت با غیر آن (کثیر)، بنیاد منطقی خود را احراز می کند؛ چرا که مسئله نسبت واحد و کثیر خود به منزله صورت کلی و منطقی نسبت میان ایده و افراد بهره مند از ایده است. از این رو بررسی خواهیم کرد که افلاطون چگونه با نشان دادن اندیشه ناپذیری و تناقض آمیز بودن فی نفسگی و جدایی مطلق واحد از افراد کثیر تحت شمول آن، دیالکتیک واحد و کثیر را به منزله آشکارکننده ضرورت نسبت مندی درونی مفهوم واحد در کار می آورد. در نتیجه، بر این مبناست که مسئله حضور ایده (παρουσία) در افراد و نیز بهره مندی افراد (μέθεξις) از ایده در سطح مفهومی-منطقی تبیین قابل دفاعی به دست خواهد آورد و می توان آن را موضع روشن و مشخص افلاطون در برابر انتقادات وارد بر ابهام نسبت بهره مندی در آموزه ایده ها تلقی کرد.