ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۰۲۱ تا ۱۵٬۰۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۰۲۱.

"Island Disease" and Its Treatment Through "Interdisciplinary Thinking" in The Educational System(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
The term “island disease” refers to the isolation and fragmentation of academic disciplines, a phenomenon prevalent in Iranian universities and research institutions. Specialization, while enhancing precision and depth within individual fields, often results in limited interdisciplinary interaction, leaving each discipline functioning as an isolated “island.” This fragmentation manifests in curricula that separate related subjects, minimal collaboration among faculty, and disciplinary languages that hinder cross-field understanding. Philosophical perspectives from Rumi, Jaspers, Heidegger, and Ortega y Gasset highlight the importance of holistic knowledge and the university’s role in integrating education, research, and culture. Globally, universities increasingly adopt interdisciplinary, multidisciplinary, and transdisciplinary approaches to address complex societal problems, foster innovation, and prepare students for the demands of the twenty-first century. In Iran, recent initiatives—including the University of Tehran’s College of Interdisciplinary Sciences and Technologies, interdisciplinary engineering programs at Amirkabir University, and national interdisciplinary journals—illustrate growing efforts to overcome the “island disease.” This study examines the origins, manifestations, and consequences of academic isolation in Iranian higher education and argues that interdisciplinary thinking is a necessary remedy for cultivating integrated knowledge, collaboration, and problem-oriented education.
۱۵۰۲۲.

بررسی تطبیقی «آموزه فیض» و «قاعده لطف» از نگاه توماس آکوئیناس و خواجه نصیر طوسی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۲
در میان آموزه های پرمعنا و اثرگذار اسلامی و مسیحی، آموزه لطف (فیض) از جایگاهی والا برخورداراست. خواجه نصیرالدین طوسی و توماس آکوئیناس نمایندگان دو دین ابراهیمی (اسلام و مسیحیت) -که از قضا هم-عصر بوده اند- در دوره اسکولاستیک کلاسیک (مدرسی)، مباحث کلامی مستدلی دراین باره در کتاب های خود مطرح کرده اند. پرسش اصلی پژوهش پیش رو این است که آیا لطف (فیض) الهی، عرضه راهی تسهیل شده برای توفیق یافتن و عمل کردن به قوانین و شریعت باری تعالی است؟ یا نوعی دعوت نامه الهی- عرفانی است که برای کوتاه کردن راه نجات به کار گرفته می شود؟ نویسندگان می کوشند با روش توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی نظریات توماس آکوئیناس و خواجه نصیرالدین طوسی به عنوان دو فیلسوف متکلم هم عصر ، مشترکات و مفترقات آن دو را بررسی نمایند. داده های این مقاله نشان می دهد مباحث فیض و لطف از دیدگاه توماس و خواجه به نتیجه واحدی نمی انجامد. در نگاه توماس، طبیعت اولیه انسان به واسطه گناه نخستین آسیب دیده است؛ ازاین رو بشر جز با فیض الهی نمی تواند نجات یابد، اما خواجه لطف را جدا از گناه نخستین و محصول حکیم بودن خداوند می داند.
۱۵۰۲۳.

نقدی بر خلقت گرایی علمی: خوانش علم نمایانه متون مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
پس از ظهور علم مدرن و گسترش آن، مسائلی مربوط به رابطه ی علم و دین به میان آمد و یکی از پرسش های اساسی این بود که روایات یادشده در کتب مقدس درباره ی خلقت انسان و جهان چه نسبتی با ادعاها و نظریه های مطرح شده در علم مدرن دارند. در این مقاله به رویکردی خواهیم پرداخت که به نظر می رسد نه تنها روایات یادشده را در تعارض با نظریه ها و تبیین های علمی (به ویژه با نظریه ی فرگشت) می داند، روایات خلقت گرایانه ی دینی را ادعاهایی علمی معرفی می کند که دست کم در برخی موضوعات بر علم مدرن برتری دارند. ما پس از بررسی مختصر این رویکرد، با پرداختن به چند تفاوت کلی میان خلقت گرایی علمی و علم مدرن نشان خواهیم داد که نمی توان دعاوی آن نوع خلقت گرایی را علمی به شمار آورد؛ و هر گونه کوشش برای وارد کردن دعاویِ برآمده از روایات دینی به پیکره ی علم، و همچنین هر گونه موازی کاری در راستای ساختِ چنین بدیلی در کنار علم طبیعی که به نام «علمی» منتسب باشد کوششی نافرجام خواهد بود. نهایتاً به این نتیجه خواهیم رسید که به لحاظ منافع نیز درآمیزش این حوزه ها که به نظر می رسد بافت و بستری جدا و متمایز از یکدیگر دارند مناسب و رضایت بخش نیست.
۱۵۰۲۴.

زادگی و درهم گستردگی زوئه و بایوس؛ تبیین زیست سیاست در اندیشه هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
زیست سیاست منظومه ای از راهبردهاست که برای تنظیم جمعیت های انسانی، شیوه زیست افراد و مدیریت تنانگیشان انجام می گیرد. زیست سیاست، درحقیقت، پیکره ای از دانش/قدرت است که با استفاده از سازوکارهای علوم زیست شناختی، در جهت پرورش یا پژمردن زندگی انسان ها در جامعه گام برمی دارد. این میان رشته در مفهوم امروزی آن توسط اندیشمندانی نظیر فوکو، آگامبن و اسپوزیتو مطرح شد. بااین حال، هانا آرنت، پیش ازاین مفاهیم بنیادین آن را در اندیشه های سیاسی خود، بدون ذکر این اصطلاح، طرح اندازی کرده بود. او نه تنها با کالبدشکافی تمامیت خواهی سویه مرگ باور زیست سیاست را تشریح کرد بلکه با تدوین گونه های فعالیت انسانی و بازتعریف مفهوم زادگی، استعداد انسان در حرکت به سوی زیست سیاست زندگی باور را نیز سنجید؛ ازاین رو، اخیراً به رویکرد آرنت درباره مفاهیم بنیادین زیست سیاست توجه بسیار شده است؛ به همین دلیل، در این مقاله دوسویه مرگ باور و زندگی باور زیست سیاست آرنتی با تمرکز بر سه مفهوم زوئه، بایوس و زادگی و تناظر آن ها با سه گونه فعالیت انسان، «زحمت»، «کار» و «کنش» تبیین می گردد. همچنین، دیدگاه های نظریه پردازان درباره مفهوم زادگی، به عنوان هسته مرکزی زیست سیاست زندگی باور آرنت بررسی و رویکرد هستی شناختی او به مفهوم زادگی، به خصوص در ارتباط با فلسفه وجودی مارتین هایدگر و سنت آگوستین تشریح می شود؛ درحقیقت، در این مقاله تلاش می شود صورت بندی جدیدی از هستی شناسی آرنت درباره زیست سیاست ارائه گردد.
۱۵۰۲۵.

ارزیابی تفسیر قضا و قدر در نظام فلسفی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
مراتب علم الهی در اندیشه صدرالمتألهین عبارت اند از: عنایت، قلم، قضا، لوح محفوظ و قدر. صدرالمتألهین با جامع نگری به تفسیر قضا و قدر می پردازد و ضمن تبیین قضا و قدر ذاتی که مورد اهتمام فلاسفه مشاء است، قضا و قدر فعلی را نیز که مورد نظر متکلمان است، تبیین می کند. در نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از آثار مختلف صدرالمتألهین، تفاسیر قضا و قدر در نظام فلسفی حکمت متعالیه جمع آوری، دسته بندی، تنظیم و تقریر گشته و در پایان، ضمن برشماری نقاط قوت این دیدگاه، برخی کاستی های آن نیز نشان داده شده است.
۱۵۰۲۶.

موقعیت مشکوک گرایش های گزاره ای در فلسفه ذهن جدید (اتمیسم منطقی تا ماتریالیسم حذف گرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۵
گرایش های گزاره ای (باور، میل) همواره یکی از چالش های جدی فلسفه ذهن جدید بوده اند و هنوز درباره علمی که متکفّل بررسی آنها باشد اختلاف نظر عمیق هست. دلیلش آن است که آنها به عنوان حالت های بنیادین اندیشه و برخلاف کیفیات ذهنی یا کوالیا (درد، ادراک) به سختی تابع قوانین فیزیکی هستند، زیرا افزون بر نوعی قصدیّت به جهان، از ویژگی های خاصی همچون هنجارمندی، کلّ گرایی و برون گرایی که از مختصات عقلانیت است بهره مند می باشند. نخستین چالش جدی این گرایش ها در حوزه منطقی است که توسط راسل و کارنپ مطرح شد که نشان دادند این گرایش ها به دلیل خصلت های روان شناختی نمی توانند شرایط دو اصل مهم منطق ریاضی یعنی مصداقیّت و اتمی بودن را برآورده سازند، در عین حال تجربه گرایی آن دو هرگز این اجازه را نداد تا آنها به یک "قلمرو سوم" ارجاع شوند، که این خود موجب شد تا با ظهور طبیعت گرایی افراطی کواین، علوم عصب شناسی عهده دار آنها گردد و فیزیک باوری رایج نیز این شیفت را تماماً پذیرفته بود. اما شکافی در فیزیک باوری توسط دیویدسن رخ داد تا ظرفیت های جدیدی در رابطه با این گرایش ها ایجاد شود. دیویدسن گرایش های ذهنی را به مثابه امارات اندیشه بنیاد اساسی نظریه عقلانیت خود که حدوسطی بین علم گرایی افراطی و عقل گرایی تعدیل شده سنّتی بود قرار داد تا ثابت کند حوزه اندیشه نسبت به فیزیک فرارویدادگی دارد و جهان را با مقولات عقلانی همچون گرایش و عمل بازنمایی می کند. ولی پیشرفت های سریع علمی سبب شده تا این نظریه پیگیری نشود و اکنون گرایش ها به مثابه اساس یک علم منسوخ به نام "روان شناسی عامه" معرفی شده اند که سرانجام همچون فلوژیستون با جایگزینی معادل های دقیق علمی برای همیشه کنار گذاشته خواهند شد. بنابراین فعلاً سرنوشت نهایی این گرایش ها بیش از آنکه به ماهیت عقلانی آنها مربوط باشد به آینده علم عصب شناسی گره خورده است.
۱۵۰۲۷.

بازتفسیر تحلیل علّیت ماکس وبر در علوم فرهنگی: نقش قواعد تجربی و شرطی های خلاف واقع در حفظ تمایز نوکانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۰
روش شناسی ماکس وبر تحتِ تأثیر اندیشمندان مکتب نوکانتیِ بادن، به تمایز میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی تأکید دارد. این رویکرد علوم انسانی را با فهم معنای کنش های انسانی، و علوم طبیعی را با تبیین از طریق قانون های علّی تشخیص می دهد. امّا، وبر برای تحلیل خود از واژه «علیت» و «تحلیل های علّی» استفاده کرده و از آنجا که تبیین (در عامیانه ترین تعریف) به معنای بیانِ علّت است، این تصوّر ایجاد شده که روش وبر در علوم فرهنگی به واسطه علاقه او به تحلیل علّی، به علوم طبیعی نزدیکتر شده که این نیز معنایی ندارد به جز پذیرش نوعی از تحصل گرایی. در این مقاله استدلال می کنیم که تحلیل علّی وبر، همچنان به تمایز میان علوم فرهنگی و علوم طبیعی (موردنظر نوکانتی های بادن) متعهد باقی می ماند. برای این منظور بعد از شرح روش شناسی و رویکرد علّی وبر، با مقایسه شرح وبر با فلاسفه دیگری که درخصوص علیت منفرد قرائت هایی ارایه داده اند (به طور مشخص دیوید لوئیس) نشان خواهیم داد که تحلیل علیّت منفرد، دارای ویژگی هایی است که به کار رفتن آن در دیدگاه وبر، مرز میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی همچنان حفظ خواهد شد. در این مقاله، ملاکی برای تمایز میان این دو نوع علم ارایه می شود.
۱۵۰۲۸.

نسبت زبان-قدرت-رخداد در اندیشه نیچه و هایدگر و پیامدهای فلسفی-سیاسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
نیچه و هایدگر مواجهه ای فلسفی انتقادی با مدرنیته داشته اند.از منظر هستی شناسی و معرفت شناسی آنها خود را پست مدرن معرفی نمی کنند،اما اندیشه های آنان قالب های ساختارشکنانه ای برای پست مدرنیسم و پساساختارگرایی به وجود آورد. مقاله حاضر نشان می دهد چگونه نیچه و هایدگر با واسازی مفهوم زمان بنیانهای فکری و فلسفی رایج را دگرگون می کنند و نسبت درهم تنیده میان قدرت-زبان-رخداد ایجاد می کنند.آنها با ایجاد شک و تردید در بنیان های اندیشه متافیزیکی، یعنی جوهرگرایی و سوژه مدرن تلاش کردند تا فلسفه را در پیوند با زندگی تفسیر و تحلیل کنند.آنها با بهره گیری از مفهوم حرکت (شدن) چرخشی فهم و تفسیر ما از جهان را تغییر می دهند. بدین معنا که زندگی را به مثابه رخدادی در حال نو شدن می بینند. نتیجه این که از منظر آنان رخدادها نه امری بیرونی نسبت به زبان-قدرت بلکه درونی آن هستند و بدین سان نقش بنیادین در تثبیت و یا تغییر معرفت تاریخی دارند؛ یعنی در درون زبان-قدرت رخدادها به مثابه امکان صورتبندی جدیدی از حقیقت ممکن می شود. بر همین اساس می توان ضدمتافیزیک گرایی تاریخی را یکی از مهمترین پیامد چنین نسبتی دانست که در اندیشه های متفکران پساساختارگرایانه و پسامدرن از جمله، فوکو، دریدا و رورتی خود را پدیدار می سازد.
۱۵۰۲۹.

بررسی انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله به بررسیِ انتقادی فرضیه بارگذاری ذهن می پردازد که، برپایه آن، امکان انتقال ذهن از بستری زیستی به بستری نا-زیستی وجود دارد. مطابق این فرضیه، با شبیه سازی دقیق مغز و تبدیل آن به الگویی اطلاعاتی، می توان این الگو را در هر بستر مناسبِ دیگر پیاده سازی کرد و، بدین ترتیب، به جاودانگی و غلبه بر مرگ دست یافت. ما استدلال می کنیم که این فرضیه برپایه خوانشی محاسبه گرایانه/کارکردگرایانه از ماهیت ذهن استوار است که ذهن و آگاهی را به مجموعه ای از فرایندهای محاسباتی و الگوهای اطلاعاتی فرو می کاهد. بارگذاری ذهن با دو مسئله متافیزیکی بنیادین روبه روست که عبارت اند از آگاهی و هویت شخصی. این فرضیه، با خوانشی کارکردگرایانه از آگاهی، آن را مستقل از بستر تعریف می کند و همچنین شرط حفظ هویت شخصی را تداوم روان شناختی می داند. استدلال خواهیم کرد که اتخاذ این رویکردها صرفاً یک اعلام موضع توجیه ناپذیر است و نظریات رقیب، همانند نظریات زیستی، در این فرضیه نادیده گرفته شده اند. همچنین بررسی خواهد شد که فرضیه بارگذاری ذهن برای تبیین آگاهی و هویت شخصی پس از فرایند انتقال با چالش های جدی روبه روست. بارگذاری، با نادیده گرفتن وجود بدنمند انسان در جهان، هویت را صرفاً به حالات روان شناختی فرو می کاهد و، ازاین طریق، از توضیح ماهیت پدیدارشناختی و اول شخص آگاهی باز می ماند. همچنین، با گزینش رویکرد تداوم روان شناختی، نسخه بارگذاری شده قادر به حفظ هویت شخصی و به ویژه هویت عددی نخواهد بود و، بدین ترتیب، بارگذاری در تبیین هر دو مسئله متافیزیکیِ بنیادینش ناکام خواهد ماند.
۱۵۰۳۰.

تبیینی بر خلاقیت و نقش آن در تاب آوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های خلاقیت و نقش آن در تاب آوری است . تاب آوری عبارت است روش کار: این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام پذیرفت. تلاش گردید پس از استخراج مؤلفه ها و عوامل ایجاد کننده تاب آوری بر اساس پژوهش های روان شناختی با مراجعه به کتب و مقالات مرتبط با خلاقیت و تفکر تبیین گردد. ارتباط بین خلاقیت و تاب آوری انجام پذیرفت و بر اساس نتایج پژوهش های مرتبط با خلاقیت و تاب آوری افزایش خلاقیت موجب افزایش تاب آوری در افراد می گردد. نتایج: از فرآیند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز، علی رغم رویارویی با شرایط چالش انگیز و تهدیدکننده است. تاب آوری توانایی فعالانه عمل کردن و موثر بودن به جای واکنشی عمل کردن و منفعل بودن در پاسخ به موقعیت های استرس آمیز است .خلاقیت به معنای توانایی اندیشیدن درباره اموری است که به راههای تازه و غیر معمول و رسیدن به راه حل های منحصر به فرد برای مسائل تعریف می شود . تفکر به معنای اندیشیدن و به فکر فرو رفتن که نقطه شروع آن درباره یک موضوع و طرح مسئله در ذهن است. تاب آوری به معنای تحمل سختی ها، چاره جویی برای حل مشکل و دادن پاسخ مناسب به مشکلات است. زندگی انسان ها همواره همیشه با سختی و آسانی ، شادی و غم ، موفقیت و شکست به همراه بوده است سختی ها بخشی از زندگی است و انسان نمی تواند از آن فرار کند و لازم است که آنها را تحمل کند و برای حل آنها چاره اندیشی کند. تحمل سختی از ضروریات زندگی است و تفکر خلاق یا به عبارت دیگر خلاقیت نوعی تفکر است که ایجاد بینش های جدید ، رویکردهای نو ، چشم اندازهای تازه ، راههای جدید و یکپارچه فهمیدن و ادراک را موجب می شود . افراد تلاش می نمایند با نیروی تفکر و استدلال که موجب تجهیز انسان به درک قانون مندی های حاکم برجهان می گردد ؛ توانسته است بسیاری از اسرار عالم هستی را کشف کند و در کنار این قابلیت ها و توانمندی ها قدرت خلاقانه انسان گوهری است که باعث بروز شکوفایی استعداد در افراد می شود. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که افزایش خلاقیت موجب افزایش تاب آوری در افراد می گردد.
۱۵۰۳۱.

بازآفرینی مناقشه اراده آزاد: از قرن هجدهم تا علوم شناختی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۴
بحث درباره اراده آزاد از کهن ترین و بنیادی ترین چالش ها در فلسفه است که اوج خود را در قرن هجدهم، به ویژه در آثار دیوید هیوم، یافته است. این مقاله با عنوان «بازآفرینی مناقشه اراده آزاد: از قرن هجدهم تا علوم شناختی معاصر» می کوشد این تقابل کلاسیک میان آزادی و ضرورت را در پرتو داده ها و مباحث جدید در علوم شناختی و عصب پژوهی بازخوانی کند. پرسش اصلی این است که آیا یافته های تجربی اخیر همچون پژوهش ها درباره فرایند تصمیم گیری، پیش بینی کنش ها و علیت ذهنی می توانند امکان «آزادی اراده» را تأیید یا به چالش بکشند؟ فرضیه مرکزی مقاله این است که چارچوب همخوان گرایانه هیوم، که بر هماهنگی میان ضرورت علّی و توانایی انسان برای عمل بر اساس دلایل تأکید دارد، همچنان منبعی مهم برای فهم و هدایت مناقشات علمی امروز فراهم می آورد. روش تحقیق، تحلیلی تطبیقی است: از یک سو مفاهیم و استدلال های هیوم و دیگر متفکران قرن هجدهم بررسی می شوند، و از سوی دیگر، این مفاهیم در پرتو یافته های علوم شناختی و عصب پژوهی بازخوانی می گردند. نتایج نشان می دهد که خوانش همخوان گرایانه از آزادی اراده نه تنها در برابر چالش های علوم شناختی مقاوم است، بلکه می تواند در بازتعریف مفاهیمی چون ضرورت، کنترل و مسئولیت اخلاقی در گفت وگوی میان فلسفه و علم نقش آفرین باشد. ازاین رو، مناقشه دیرپای آزادی و ضرورت پایان نمی یابد، بلکه در بستر علوم معاصر افق های تازه ای می یابد.
۱۵۰۳۲.

الهیات رسانه (تحلیل گفتمان پیام دینی در عصر رسانه، ضدیت یا تساهل؛ یک بررسی موردی در اینستاگرام)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۲
این مقاله  با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، به بررسی تقابل میان دو رویکرد «ضدیت و تساهل» در پیام های دینی دو شخصیت مذهبی مشهور ایرانی، علیرضا پناهیان و حسن آقامیری در شبکه اجتماعی اینستاگرام می پردازد. مبنای نظری تحقیق، نظریه بازار پیام دینی است که براساس آن، در عرصه دین هم مانند دیگر عرصه ها، یک بازار عرضه و تقاضا وجود دارد. عرضه کنندگان برای کسب سهم بیشتر از این بازار رقابتیِ مخاطبان، راهبردهایی اتخاذ می کنند تا بتوانند پیام خود را از رقبا متمایز سازند. یکی از این راهبردها تأکید بر ضدیت یا تساهل گرایی در پیام است تا بیشتر موردپسند مخاطبان هدف قرار گیرد. حال پرسش این است که شکل گیری بازار رقابتی پیام دینی در این شبکه اجتماعی، به تقویت کدام یک از دو رویکرد ضدیت یا تساهل منجر شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در این بازار رقابتی، هر دو رویکرد ضدیت و تساهل طرفدارانی دارند، اما گفتمان تساهل گرای آقامیری با 41 درصد فراگیری به مراتب مخاطب بیشتری جذب کرده است. بنابراین به نظر می رسد در این مورد خاص، بازار رقابتی پیام دینی در اینستاگرام بیشتر به تقویت رویکرد تساهل گرایی منجر شده است. این پژوهش می تواند به درک بهتر تأثیر بازار رقابتی پیام های دینی بر شکل گیری گفتمان های متفاوت دینی در ایران کمک کند.
۱۵۰۳۳.

Philosophical Elucidation of Geographical Research Methodology for Enhancing Geography Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۱
Subject: The purpose of this research is to explain the philosophical implementation of research and education simultaneously in teaching geography. Research Method: This study is fundamental research that uses a descriptive-analytical method and is based on collecting data through library and documentary-based research. This research uses philosophical thoughts, experimental backgrounds, teaching experiences, and theoretical articles and documents. Findings and Results: The findings indicate that in geography education, the philosophical foundations of geographical thoughts are not well explained to learners. This is because the use of research alongside geography education is very fragmentary. It is necessary to use political philosophies, political economy, and social theories derived from exploratory methods, which are now the elements of modern geography knowledge, as well as using analyses of geographical schools and transferring them to the new generation with appropriate research approaches.
۱۵۰۳۴.

فراتر از تعارض و استقلال: رویکردی همگرایانه به تعامل علم، تکنولوژی و دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
در عصر تحولات سریع فرهنگی و فناورانه، بررسی هم زیستی و تعامل میان دین، علم، فرهنگ و فناوری، به یکی از موضوعات راهبردی مطالعات میان رشته ای تبدیل شده است. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و مرور نظام مند منابع نظری و تجربی، به واکاوی تفاوت های معرفتی و کارکردی این چهار حوزه در بستر جوامع مدرن می پردازد. ابتدا، تفاوت های بنیادین میان دین و علم در زمینه پذیرش راز، تبیین پدیده ها، ساختار باورها و قضاوت های هنجاری بررسی شده است. سپس، فرهنگ به مثابه بستری برای تعامل یا تعارض میان این دو حوزه تحلیل می شود. فناوری نیز به عنوان نیرویی دگرگون ساز در زیست معنوی و اجتماعی انسان، با تأکید بر پیامدهای اخلاقی و سکولار واکاوی می شود. در بخش کاربردی مقاله، با تحلیل تطبیقی مطالعه موردی منطقه ای در مورد تعیین ماه های قمری در کشورهای اسلامی عضو MABIMS، نحوه تعامل نهادهای علمی، فرهنگی و مذهبی در فرآیند تصمیم گیری جمعی تحلیل می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعامل هوشمندانه میان دین، علم، فرهنگ و فناوری می تواند به هم زیستی پایدار، توسعه متوازن و بازتعریف مناسبات سنت و مدرنیته منجر شود. در پایان نیز مسیرهای پژوهشی جدیدی در حوزه تعاملات میان رشته ای، از جمله اثر فناوری های نوین بر ساختار باورهای دینی و مدل های زیست هم فرهنگی در جوامع چندمذهبی پیشنهاد شده است.
۱۵۰۳۵.

بررسی انتقادی نسبت حرکت جوهری با ثابت و سیال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۰
برخی باور دارند صدرا بر اثبات حرکت جوهری از راه چگونگی ارتباط ثابت و سیال بیش از هر برهان دیگرى پا می فشرد: اگر جوهرِ متحرک رابط این دو نباشد، هیچ چیز دیگرى نمی تواند رابط شود. پس حرکت جوهرى وجود دارد. در همین راستا، در تحلیل معنای حرکت جوهری گاه ثبات گذشته و حال – به صورت لبس پس از لبس – و ثبات گذشته و حال و آینده – به صورت سرمدگروی – نیز مطرح می شود. در این مقاله ادعاهای بالا به طور جامع نقد و بررسی می شوند: به روش تاریخی نقدهای پراکنده در طول تاریخ را یک جا گردآوری و به روش عقلی و با ابزارهای منطقی آنها را تحلیل و ارزیابی می کنیم و سپس نقدهای خاص خود را نیز پیش می نهیم. نتیجه و یافته پژوهش ما این است که با ادله گوناگون نشان می دهیم هیچ یک از ادعاهای بالا در نهایت پذیرفتنی نیست. برای نمونه، اگر اثبات یادشده حرکت جوهری پذیرفته شود، دشواره ثابت و سیال در جایی دیگر – به ویژه در رابط بودن حرکت عرضی میان ثابت و سیال – خود را دوباره نشان می دهد و دفاع های موجود مدافعان نیز در نهایت ره به جایی نمی برد. در نقد لبس پس از لبس مطهری و سرمدگروی جوادی آملی نیز نشان می دهیم گذشته از دیگر اشکال های مهم، چنین ادعاهایی با سایر سخنان خود آنها تعارض دارند؛ چه، آنها امر ثابت در جهان مادی متحرک و اجتماع در وجود بین اجزای زمانی را گاه به تصریح منکر شده اند.
۱۵۰۳۶.

کیفیت ظهور کثرت اسمایی و صفاتی از ذات الهی در عرفان نظری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
در اندیشه وحدت گرایانه عرفانی، حقیقت هستی در ذات حضرت حق، منحصر است و مقام ذات نیز غیب محض و مقام لااسم له و لارسم له می باشد. براین اساس، اسما و صفات الهی از جایگاهی بی بدیل در تبیین نظام هستی برخوردار هستند و محور اصلی تمام مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی عرفانی را تشکیل می دهند. در میان مسائل متعدد مرتبط با اسما و صفات، مسئله کیفیت انتشاء کثرات اسمائی از ذات واحد الهی دشواری ویژه و اهمیتی مضاعف دارد. در نوشتار پیش رو بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی عقلی و با استناد به آرای عرفای مسلمان، ابتدا ابعاد هستی شناختی و معرفت شناختی اسما و صفات حق تعالی تشریح شده و برخی نظریات رایج در تبیین چگونگی پیدایش کثرت اسمائی و صفاتی نقد و بررسی می شود. سپس تبیین خواهد شد که منشأ تحقق این نوع از کثرت، حیثیت اطلاقی ذات حضرت حق است که در مقام ظهور، از اطلاق به تقیید می گراید و به کثرت تعیّنی مظاهر و مجالی حق تعالی منتهی می شود. در این رویکرد، منطق حاکم بر رابطه اسما و صفات با ذات حق تعالی، نفی عینیت در عین نفی غیریت است که بیان دقیقی از «عینیت ظاهر و مظهر» است.
۱۵۰۳۷.

تحلیل و صورت بندی چند رهیافت فلسفی متفاوت به دیدگاه این همانی ذهن و مغز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۳۶
نسبت ویژگی های ذهنی و مغزی از پرچالش ترین مسائل حوزه فلسفه ذهن می باشد و در این راستا، نظریات مختلفی نیز عرضه شده است. نظریه اینهمانی نوعی و مصداقی مدعی است حالات ذهنی و مغزی اینهمانی دارند. تحقق پذیری چندگانه حالات ذهنی از جمله انتقاداتی است که بر این نظریه وارد شده است. این اشکال، نشان می دهد که اینهمانی ذهن و مغز ممکن نیست زیرا حالات ذهنی به صورت چندگانه محقق می شوند. طرفداران اینهمانی ذهن و مغز کوشیده اند به این اشکال پاسخ دهند، اما استدلال موجهاتی کریپکی نشان می دهد اشکال تحقق پذیری چندگانه در جای خود استوار است. افزون بر آن نشان خواهیم داد که تفکیک میان ربط علّی و اعدادی که در فلسفه اسلامی مطرح شده است، قرینه دیگری بر ضعف این دیدگاه است. علاوه بر اینکه زامبی های فلسفی مطرح شده توسط دیوید چالمرز بر محور دو بعدگرایی معنایی می تواند زمینه نقد بیشتر اینهمانی ذهن و مغز را فراهم آورد زیرا استدلال چالمرز با رد فیزیکالیسم که بنیان اینهمانی ذهن و مغز محسوب می شود، ثابت خواهد کرد که آگاهی پدیداری نمی تواند امری فیزیکی باشد چنانکه نشان داده خواهد شد که اصل های مورد استناد قائلین به اینهمانی همچون اصل سادگی یا بسته بودن نیز در اثبات مدعای ایشان ناکارآمد هستند. این مقاله که با رویکرد اسنادی تنظیم شده است، می کوشد با روش توصیفی و تحلیلی به توصیف، تحلیل و ارزیابی دیدگاه اینهمانی ذهن و مغز بر محور مهمترین نقدهای وارد بر آن بپردازد.
۱۵۰۳۸.

تأثیر آراء فرهنگی-اجتماعی لیوتار بر مؤلفه های هنر پست مدرن پیشرو و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
پست مدرن به عنوان یک جریان هنری، در ابتدای راه خود، با واکنش و اعتراض علیه عقل محوری و کارکردگرایی دنیای مدرن، نخست در هنر معماری نمایان و به تدریج حیطه های دیگر هنری را در بر گرفت. از سویی و در ادامه این مسیر، هنر پست مدرن پیشرو به مثابه یک فعالیت فرهنگی، اجتماعی، هنری و فلسفی، اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم عرضه و شناخته شد. هنر پست مدرن پیشرو تا دوران معاصر نیز امتداد مسیر و حضور دارد. سؤال بنیادین اینجا این است که هنر پست مدرن پیشرو و معاصر در جهت تحقق رسالتش برسازنده چه مؤلفه هایی بوده و شاخص ترین آن مؤلفه ها متکی به چه پشتوانه فکری و نظری است؟ این گونه به نظر می آید که مؤلفه های شاخص این ژانر هنری پست مدرن تأثیرپذیری ژرفی از نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار داشته است. پژوهش در جهت تبیین این ادعا به واکاوی متقن رابطه وجوه آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار با 10 مؤلفه بنیادین هنر پست مدرن معاصر و پیشرو می پردازد.
۱۵۰۳۹.

بررسی تاریخی- تحلیلی رهیافت ابن سینا و کانت درباره ماهیت دین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
در یک فلسفه عقلی وابسته به سنّت کلاسیک - مانند فلسفه ابن سینا که موضوع فلسفه را موجود از آن جهت که موجود است می داند و مسائل فلسفه را عوارض ذاتی این موضوع معرفی می کند - نخستین پرسش این است که هر مسئله فلسفی جدید باید از عوارض ذاتی موجود مطلق یا موجود چونان موجود باشد. به این ترتیب، باید برای فلسفه دین و هر فلسفه مضاف دیگری، جایگاهی منطقی در نظام وجود مطلق پیدا کرد. مهم ترین ویژگی فلسفه دین ابن سینا، عقلانیّت دین و هماهنگی کامل آن با اصول پیشینی عقل نظری است که در عین حال، روح نظریه انسان کامل عرفانی نیز در آن یافت می شود.کانت معتقد است که دین حقیقی، یک دین است، ولی عقاید مذهبی بسیار متفاوتی وجود دارند. بنابراین شایسته تر است که بگوییم فلان شخص پیرو مذهب یهود یا اسلام یا مسیحی، کاتولیک یا لوتری است تا اینکه او را متدین به این دیانت یا آن د یانت توصیف کنیم. برای کانت، چنان که خود نیز توصیف می کند، مذاهب همچون انگشترهایی هستند که تنها روگرفتی از انگشتر حقیقی به شمار می آیند. نزد وی مؤ ثرترین روشی که کلیسا می تواند دین محض را انتقال و ترویج دهد، کتاب مقدس است؛ زیرا کتاب مقدس حتی نزد کسانی که آن را نخوانده اند از احترام والایی برخوردار است. براین اساس، حداقل باید  مجموعه کوچکی از محققان یا کشیشان خبره وجود داشته باشند تا معنای اخلاقی متون مقدس و آیین های تاریخی کلیسا را برای اعضای خود توضیح دهند و از کلیسا برابر دشمنان دفاع کنند. نویسندگان در جستار پیش رو با بررسی تطبیقی-تحلیلی رهیافت ابن سینا و کانت درباره ماهیت دین را مقایسه و تطبیق می کنند.
۱۵۰۴۰.

تفسیر استنتاجی رابرت براندوم از درجات وضوح ادراکی در لایبنیتس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۱
در این مقاله با استناد به آثار لایبنیتس و خوانش استنتاج گرایانه رابرت براندوم در مقاله ای با عنوان لایبنیتس و درجات ادراک (1981)، مفهوم ادراک و درجات وضوح آن و نسبت این درجات با ادراک نفسانی (آگاهی) در فلسفه لایبنیتس و نقش آن در تشخّص یابی مونادها بررسی شده است. مسئله اصلی پژوهش نقش وضوح ادراک در تمایز مونادها و نسبت میان وضوح ادراک و آگاهی است؛ به بیان دیگر، اگر همه ادراکات به نوعی متمایزند، چرا همه مونادها به همان نسبت آگاه نیستند. دیدگاه براندوم، با تفسیر استنتاج گرایانه ادراک و طرح مفهوم «دامنه بیانی»، ادراکاتدر این مقاله، با استناد به آثار لایبنیتس و خوانش استنتاج گرایانه رابرت براندوم در مقاله ای با عنوان لایبنیتس و درجات ادراک (1981)، مفهوم ادراک و درجات وضوح آن و نسبت این درجات با ادراک نفسانی (آگاهی) در فلسفه لایبنیتس و نقش آن در تشخّص یابی مونادها بررسی شده است. مسئله اصلی پژوهش نقش وضوح ادراک در تمایز مونادها و نسبت میان وضوح ادراک و آگاهی است. به بیان دیگر، اگر همه ادراکات به نوعی متمایزند، چرا همه مونادها به همان نسبت آگاه نیستند. دیدگاه براندوم، با تفسیر استنتاج گرایانه ادراک و طرح مفهوم «دامنه بیانی»، ادراکات را واجد بار استنتاجی می داند و غنای بیشتر محتوای استنتاجی را موجب تمایز بیشتر ادراک قلمداد می کند. براین اساس، الگویی شکل می گیرد که، ضمن حفظ اصل بازنمایی کلّ جهان توسط هر موناد، تفاوت درجات آگاهی مونادها و نحوه توزیع محتوای بیانی میان آن ها را تبیین می کند. همچنین در این مدل، ادراک نفسانی (آگاهی) به عنوانِ ادراکی مرتبه بالاتر در نظر گرفته می شود که محتوای ادراک مرتبه پایین تر را مشخّص می کند. بنابراین، آگاهی گونه ای ادراک بسط یافته است و هر ادراک متمایزی الزاماً آگاهانه نیست. درنهایت، این پژوهش الگویی برای فهم تفاوت ادراک و آگاهی ارائه می کند و، ضمن رفع برخی ابهام های تفسیری در فلسفه لایبنیتس، به انتقاداتی نظیر مسئله مونادهای عریان پاسخ می دهد. رابرت براندوم، لایبنیتس، موناد، ادراک نفسانی، دامنه بیانی را واجد بار استنتاجی می داند و غنای بیشتر محتوای استنتاجی را موجب تمایز بیشتر ادراک قلمداد می کند. بر این اساس الگویی شکل می گیرد که ضمن حفظ اصل بازنمایی کلّ جهان توسط هر موناد، تفاوت درجات آگاهی مونادها و نحوه توزیع محتوای بیانی میان آن ها را تبیین می کند. همچنین در این مدل، ادراک نفسانی (آگاهی) به عنوان ادراکی مرتبه بالاتر در نظر گرفته می شود که محتوای ادراک مرتبه پایین تر را مشخّص می کند؛ بنابراین آگاهی گونه ای ادراک بسط یافته است و هر ادراک متمایزی الزاماً آگاهانه نیست. در نهایت، این پژوهش الگویی برای فهم تفاوت ادراک و آگاهی ارائه می کند و ضمن رفع برخی ابهام های تفسیری در فلسفه لایبنیتس، به انتقاداتی نظیر مسئله مونادهای عریان پاسخ می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان