ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۶۱ تا ۱۴٬۹۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۴۹۶۱.

Examining and Analyzing Allameh Tabatabei’s Account on Faith within the Framework of Howard Snyder’s Non-Doxastic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۷
The aim of this study is to examine Allama Tabatabai’s account on faith and analyze it within the framework of Daniel Howard-Snyder’s non-doxastic approach. Faith is one of the key concepts in the epistemology of religion, and recent analytic approaches has increasingly distinguished it from belief. Allama Tabatabai describes faith as being based on two main components: "al- i'tiqad" and "tamakkun fi al-qalb“. This paper employs a comparative method to evaluate Allama’s account, interpreted as a form of doxastic faith, with the core components of Howard-Snyder’s non-doxastic model, in order to address the ambiguities in the concept of faith and the challenges associated with doxastic faith. Based on Howard-Snyder’s non-doxastic analysis of faith, the upshots show that the concept of "al- i'tiqad" in Allama’s account, as a cognitive attitude, is ambiguous and lacks the essential characteristic which is constituent for belief. Additionally, the failure to explicitly define the conative and evaluative components of faith in Allama’s account is another challenge. Drawing on Howard-Snyder’s model, which emphasizes faith amid doubt, this article argues that the non-doxastic framework provides conceptual resources for clarifying these ambiguities and for constructing a meaningful bridge between classical Islamic thought and contemporary discussions in the epistemology of religion.
۱۴۹۶۲.

دیدگاه دکارت در باب کیفیات اولیه و کیفیات ثانویه: واقع گرایی یا ضد- واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۶
در این مقاله تلاش بر آن است تا ابتدا تصویری روشن از مبحث کیفیات اولیه و ثانویه در اندیشه دکارت ارائه شود. دکارت، در کنار سایر دعاوی متافیزیکی خود، ضمن قبول سه جوهر نفس، خدا و ماده، در باب جوهر مادی مدعی است که این جوهر، تنها دارای یک صفت ذاتی است و آن صفت امتداد است. به اعتقاد او، تمام آنچه هست ذرات ماده است، که این ذرات دارای ویژگی های هندسی خاصی از جمله اندازه، حرکت و شکل هستند. این ویژگی ها را دکارت «کیفیات واقعی» ماده نام می نهد. اگرچه اندیشه دکارت در باب «کیفیات اولیه یا واقعی» از وضوح بیشتری برخوردار است، اما این وضوح گفتار و اندیشه در آراء او، ناظر به کیفیات ثانویه موجود نیست. از همین روست که برخی شارحین دکارت، او را یک ضد- واقع گرا در باب کیفیات ثانویه بشمار می آورند. در این مقاله نیز تلاش می شود، تا ضمن ارائه دیدگاه دکارت در باب کیفیات و تقابل او با فلسفه مدرسی، تفاسیر مختلفی که از دیدگاه او ناظر به کیفیات ثانویه به عمل آمده، از تفاسیر میانه و ضد- واقع گرایانه، شرح داده شود، و نهایتاً از او، با نظر به رهیافت لاکی در باب کیفیات، در مقام یک واقع گرا دفاع شود.
۱۴۹۶۳.

تأملی تحلیلی-انتقادی بر تداوم پزشکی تقلیل گرایانه دکارت در مدل زیست پزشکی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۷
این مقاله به واکاوی فلسفی-انتقادیِ پیوند میان رویکرد تقلیل گرایانه دکارت به پزشکی و مدل زیست پزشکی معاصر می پردازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که اولاً «چه ربط ونسبتی میان مدل پزشکی دکارت و مدل زیست پزشکی معاصر وجود دارد؟» و ثانیاً «آیا می توان مدل زیست پزشکی را نتیجه تداوم مستقیم تاریخیِ آموزه های تقلیل گرایانه دکارت در پزشکی دانست؟» در این راستا، ابتدا با مروری کوتاه بر عواملِ علمی-فلسفیِ دخیل در شکل گیری مدل زیست پزشکی، به شرحِ مبانی متافیزیکی این مدل می پردازیم. سپس با بازسازی ابعاد چهارگانه تقلیل گرایی دکارت در پزشکی (معرفت شناختی، روش شناختی، وجودشناختی و علّت شناختی) نشان می دهیم که این ابعاد، قرابتی آشکار با مبانی متافیزیکی مدل زیست پزشکی دارند. با این حال، استدلال اصلی مقاله این است که نمی توان از دل این قرابت، تداوم مستقیم تاریخی آموزه های دکارت در مدل زیست پزشکی را نتیجه گرفت، زیرا تحولات مهم فلسفی، علمی-تکنولوژیک و نهادیِ دو قرن نوزدهم و بیستم نیز قویاً در شکل گیری این مدل دخیل بوده اند. از این رو، می توان نسبت دکارت و مدل زیست پزشکی را در چارچوب «تداوم-گسست» فهمید: تداوم در سطح مفروضات متافیزیکی، و گسست در سطح علمی، تکنیکی و تجربی. این تفسیر نه دکارت را بنیان گذار مستقیم مدل زیست پزشکی می داند، و نه نقش او را تماماً انکار می کند، بلکه او را به مثابه رانه ای فکری می بیند که امکان شکل گیری و پذیرش این مدل تقلیل گرایانه پزشکی را فراهم آورد.
۱۴۹۶۴.

تحلیل سلبِ خودآگاهی از حق تعالی از منظر شارحانِ مناظره امام رضا (علیه السلام) و عمران صابی (رهیافتهای مبتنی بر نفی گونه ای از خودآگاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۷۴
در میراث روایی امامیه، گزارشی از مناظره عمران صابی با امام رضا (علیه السلام) ذکر شده است که بر اساس آن، امام (علیه السلام) به پرسش عمران از خودآگهی خداوندمتعال، پاسخی منفی داده است. اندیشمندان امامیه در رفع تعارض احتمالی میان قاعده عقلی و آموزه روایی در ثبوت ضروری علم الهی به خود، پرسش عمران را مربوط به گونه خاصی از خودآگاهی تلقی کرده اند که ثبوت آن برای خداوندمتعال مستلزم محدودیت و نقص می شود. بر اساس استقراء صورت گرفته، در خصوص چنین رویکردی، یعنی نفی گونه ای از خودآگاهی از خداوندمتعال، حداقل پنج تبیین عمده صورت گرفته است. این تبیینها به سبب ناسازگاری با ظاهر سخن و یا عدم صحت محتوایی آنها، در ارائه معنای صحیحی از سخن امام (علیه السلام) ناکام مانده اند. البته نقصان این تبیین ها به معنای نفی رویکرد اصلی در مواجهه با بیان مورد نظر نیست، بلکه با حفظ این رویکرد، امکان ارائه تبیین صحیح از روایت وجود دارد.
۱۴۹۶۵.

بررسی تطبیقی دیدگاه های امامیه، معتزله و اشاعره درباره ماهیت و منابع علم امام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۲
مسأله اصلی پژوهش، اختلاف نظر درباره ماهیت، کیفیت و منابع علم امام است. از دیدگاه امامیه، امام به عنوان جانشین معصوم پیامبر(ص)، باید دارای علم الهیِ خطاناپذیر و متصل به منبع وحیانی باشد تا بتواند تمام نیازهای دینی و رهبری جامعه را پاسخ دهد. در مقابل، معتزله و اشاعره علم اجتهادیِ مشروط به خطا را کافی دانسته و اتصال مستقیم به علم الهی را ضروری نمی دانند.هدف این پژوهش، تبیین مبانی نظری هر مکتب و تحلیل ادله آنها درباره علم امام است که بر اساس روش توصیفی-تحلیلی،سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که امامیه با استناد به نصب الهی امامت و روایات معصومین(ع)، علم امام را فراتر از علم بشری و مبتنی بر الهام و اتصال به غیب میداند. در مقابل، معتزله و اشاعره با تأکید بر اجتهاد و امکان خطا، علم امام را در حد یک مجتهد جامع الشرایط تعریف میکنند. همچنین، اشاعره برخلاف معتزله، امکان بهره مندی غیرپیامبران از علم الهی را میپذیرند، اما آن را مختص امام نمیدانند. نتیجه گیری حاکی از آن است که اختلاف این مکاتب ریشه در مبانی کلامی مانند عصمت، نصّ الهی و نقش عقل در شناخت دارد. این پژوهش زمینه را برای مطالعات مقایسه ای عمیق تر پیرامون مسأله امامت را فراهم میکند.
۱۴۹۶۶.

بررسی و مقایسه مفهوم حیات از دیدگاه زیست شناسی و حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۴۷
مسأله ی حیات از جمله مسائل میان رشته ای است که همواره برای فیلسوفان و دانشمندان علوم تجربی مطرح بوده است. در فلسفه ی اسلامی به ویژه در حکمت متعالیه به صورت مبسوط به این مسئله پرداخته شده است. حیات از نظر ملاصدرا به عنوان یک امر متعالی مورد بررسی قرار می گیرد. از نظر ملاصدرا حیات مساوق وجود است، اما مقصود وی از وجود، وجود مجرد است. از نظر وی هر جا موجودی تحقق دارد، حیات هم تحقق دارد که این وجود یا مجرد مح ض است که در این ص ورت، حیات آن ذاتی است و یا آمیزه ای از مجرد و مادی است که در این صورت حیات چنین موجودی به واسطهی وجود و بعد تجردی آن است. بنابراین همه ی موجودات مادی دارای حیات می باشند؛ از جماد گرفته تا انسان. اما در زیست شناسی، حیات شامل بخشی از موجودات عالم طبیعت است. از این رو در این پژوهش پس از ذکر تعاریف حیات زیستی و شعوری، شباهت ها و تفاوت های این دو تعریف مطرح شده است و پس از آن تفاوت ها و شباهت های مصادیق حیات از دیدگاه فلسفه و زیست شناسی بیان شده است. به نظر می رسد تعامل بین علوم زیستی و فلسفه منجر به فهم دقیق تری از مسأله حیات می شود.
۱۴۹۶۷.

تحلیل جایگاه منابع دانشگاهی در روان شناسی دین: مطالعه موردی کتاب در آمدی بر روانشناسی دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۳۹
روانشناسی دین یکی از شاخه های علم روانشناسی است که امروزه به عنوان یک درس رسمی در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا جایگاه خود را یافته است. کتاب درآمدی بر روانشناسی دین تألیف دکتر مسعود آذربایجانی و سید مهدی موسوی اصل، در مقاطع کارشناسی و ارشدِ رشته روانشناسی و روانشناسی اسلامی رایج ترین کتاب مورد توصیه اساتید و استفاده دانشجویان می باشد. در این مجال در اثنای مطالعه موردی این کتاب، نکاتی چند در موضوعات مختلف، جهت تکمیل، اصلاح وکاربردی تر شدن منبعی برای درس روانشناسی دین بیان شده است؛ من جمله دقت در تعیین حیطه های دینی برای ورود به بحث روانشناسی دین؛ اصلاح عناوین جداول و برخی تیترها که با مضمون هماهنگی ندارند، تقسیم بندی صحیح فواید دینداری در سطح کلان و خرد و... پیشنهاداتی نیز در باب مطالبی که بایسته است در کتاب مرجع برای روانشناسی دین واقع شود، من جمله بحث انتقادات وارد بر دینداران و پاسخ به آنها، ارتباط بین سلامت جسم و روح و معرفی موسسات روانشناسی دین در دنیا آمده است.
۱۴۹۶۸.

What Are the Criteria of Personality in Artificial Intelligence in Relation to Moral Status?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
The present article examines the possibility of attributing personhood to artificial intelligence agents, a concept central to determining moral status. The debate on personhood has long been central in applied ethics, particularly in discussions on abortion, where philosophers such as Mary Anne Warren proposed five criteria—consciousness, reasoning, self-motivated activity, capacity for communication, and self-awareness—as key indicators of personhood. The present study applies these criteria to artificial intelligence systems and asks whether their cognitive and functional capacities are sufficient for moral consideration. While certain features such as memory, goal-directed behavior, and limited moral interaction are identifiable in some AI systems, the absence of self-awareness and subjective experience remains a fundamental obstacle to full personhood. The article further engages with the views of Kant, Locke, DeGrazia, and Searle, assessing the possibility of AI’s moral standing—whether direct or indirect—through ethical frameworks such as deontology and virtue ethics. It concludes that although attributing personhood to AI remains highly problematic in its current state, addressing this issue is an urgent necessity for contemporary moral philosophy.
۱۴۹۶۹.

Revisiting the Imagery of [Political] Violence: a philosophical interpretation(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
Contemporary critical reflections of violence immensely focus on an `ever war-like condition’ that makes the state of exception a permanent possibility. Most popular perspectives of western political philosophy seem to look at a bigger picture; a bird’s eye-view of the world – looking at violence as violence of war and genocides. Every reflection is directed toward war, violence, here and there, and its effects on various human societies. Having a bigger picture is imminent. Besides this big picture we cannot overlook several micro-pictures. The bigger picture will lose its moral and political justification, this paper commits to argue, unless the claim of a permanent emergency locates itself in the manifold normalizations of everyday life that not just distort political objectivity, corrupt human nature, and create intolerant internal civic culture[s]. These instill in the civil society a dangerous indifference to the pain of the socially/politically vulnerable that greatly threatens the latter’s political sense. The single line of argument here is only when the pathologies of everyday lives is grasped only then we can comprehend more deeply the reality of war and/or violence as a permanent condition.
۱۴۹۷۰.

پیوندهای مهندسی مفهومی و چرخش زبانی: به سوی تدوین یک فرافلسفه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۱
در این مقاله، می کوشیم تا با تمرکز بر فرافلسفه مبتنی بر مهندسی مفهومی، نشان دهیم این رویکرد در مقایسه با فرافلسفه زبانی، چارچوبی جامع تر و مؤثرتر برای تحلیل و حل مسائل فلسفی فراهم می آورد. برخلاف فیلسوفان زبانی که در شاخه فلسفه زبانِ روزمره بر پاسداشتِ زبان طبیعی و محدودیت های آن، و در شاخه فلسفه زبان ایده آل بر پرهیز از توسل به موجودیت های مفهومی تأکید داشتند، مهندسی مفهومی با تکیه بر انعطاف پذیری مفاهیم و امکان بازسازی نظام های مفهومی، می کوشد محدودیت های این چنینی فلسفه زبانی را پشت سر گذارد و در عوض، متناسب با اهداف معرفتی، اخلاقی و اجتماعی، بر ترمیم یا تعویض ابزارهای تفکر تمرکز کند. هدف اصلی این مقاله تحلیل نقش گذار از چرخش زبانی به چرخش مفهومی و بازخوانی نظریه های ویتگنشتاین و کواین در راستای نقد یا تقویت بنیان های این گذار است. اگرچه هر دو فیلسوف نگرش هایی محدودکننده نسبت به مفهوم دارند، بصیرت های آنها، به ویژه درباره کاربرد، رفتار و تحول مفهومی، می تواند در خدمت پروژه مهندسی مفهومی قرار گیرد. به این ترتیب، مقاله حاضر کوشیده است فرافلسفه بدیلی را طرح افکنی کند که ضمن بهره گیری از سنت فلسفه زبانی، افق هایی نو برای نقش فعال فلسفه در تغییر نظام های مفهومی و در نتیجه، دگرگونی در شیوه های اندیشیدن به جهان می گشاید.
۱۴۹۷۱.

بازخوانی محاوره مهمانی؛ با تأکید بر نقش و جایگاه «دیگری» در روایت آریستوفانس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۰
اندیشه های افلاطون خاستگاه بسیاری از مسائلی است که امروزه به اشکال وصورت های گوناگون درعالم معاصر نیز شاهد طرح چندین باره آنها هستیم. در این میان دیدگاه های او درباره عشق که در رساله های مختلف باقیمانده از او طرح شده است موضوعی است که از جنبه های مختلف و در نسبت با تاریخ تفکر و تمدن غربی مورد ارزیابی قرار گرفته است. کوشش افلاطون برای تحلیل عناصر غیرعقلانی حیات آدمی که در دوره او نیز در کانون توجه قرار داشته اند و تلاش برای قرار دادن آنها تحت نظام عقلانی ای که درصدد پی ریزی آن است، منجر به ارائه تفسیری متفاوت از عشق شده است. عشق در پروژه افلاطونی به عنوان یکی از مبانی و مبادی حرکت به سوی شناخت خیر حقیقی و عالم مُثُل معرفی می شود که هدف آن به دست آوردن زیبایی راستین است و در این مسیر عشق و فلسفه، فیلسوف و عاشق یکی هستند. در این نوشتار ابتدا کوشش شده است تا ضمن بررسی محاوره مهمانی، با تشریح نقش و اثرگذاری اندیشه های افلاطون در شکل گیری آموزه های مسیحی درباره عشق، تفسیرها و ارزیابی های مفسران از این محاوره ارائه شود. سپس با بررسی روایت آریستوفانس از خلقت انسان، ابعاد و زوایای مختلف این روایت به ویژه در ارتباط با امکان دستیابی به وجوه مشترک میان فرهنگ های متفاوت براساس اسطوره ها و وصول به بینشی متفاوت از «دیگری» مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.
۱۴۹۷۲.

از متافیزیک تا مکانیک: خوانش تطبیقی مفهوم زمان در دیدگاه فلسفی غربی، اسلامی و فیزیک نیوتنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
مفهوم «زمان» همواره به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم هستی شناختی، در گذر تاریخ اندیشه، مورد تامل فلسفی، دینی و علمی قرار گرفته است. «زمان» در هر سنت فکری روایتی منحصر به فرد دارد؛ اما اگر «زمان» نه به عنوان یک مفهوم انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای چند بُعدی مورد بررسی قرار بگیرد، ردپای آن هم در اندیشه های فلسفی غرب، هم در متون حکمت اسلامی و هم در قوانین فیزیک کلاسیک قابل مشاهده است. در این مقاله تلاش شده تا با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی مفهوم و ویژگی های زمان از منظر فلاسفه ی غربی (افلاطون، ارسطو)، دیدگاه فلاسفه ی اسلامی (ابن باجه، ابن رشد) و در نهایت فیزیک نیوتنی برای اولین بار مورد بررسی قرار بگیرد تا وجوه تشابه و تمایز آنها را واکاوی نماید. بررسی تطبیقی «زمان» در سه منظومه ی فکری فلسفه غربی، حکمت اسلامی و فیزیک نیوتنی، وجوه اشتراک و افتراقی را آشکار می سازد که درک عمیق تری از ماهیت پیچیده ی زمان را ارائه می دهد. از این رو، مقاله ی حاضر به دنبال یافتن پاسخی بر این سوال است که «چگونه آنچه در فلسفه در تعریف زمان و مشتق از آن مطرح می شده، در اندیشه ی نیوتنی، مقدمات انتخاب های ریاضی برای توصیف زمان را فراهم آورده است؟». یافته های به دست آمده در این پژوهش منجر به یک خوانش تطبیقی برای مقایسه ی آرای فیلسوفان نامبرده و نیوتن و تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم اندیشه های ایشان بر فیزیک نیوتنی شده است.
۱۴۹۷۳.

The Intersection of Rousseau’s Participatory Democracy and Habermas’ Communicative Action: a transformation in geography education(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
In the contemporary world, education is recognized as a fundamental tool for fostering active, responsible, and capable citizens who require processes that strengthen participation, mutual understanding, and rational dialogue. The present study aims to examine the application of Rousseau’s participatory democracy and Habermas’ communicative action in the teaching of spatial sciences, with a particular focus on geography. The research adopts an action research design with an applied orientation. The study population consisted of 24 undergraduate geography students enrolled in the course Urban Geography of Iran. Data were collected and analyzed across 14 instructional sessions through observation, evaluation, and the interpretation of lived experiences within an interpretive framework. The research process followed a cyclical pattern, including problem identification, theoretical review, formation of focus groups, and dialogue-oriented consensus building. Findings indicate that democratic, participatory, and communicative approaches to spatial education emerge gradually and require a process-oriented foundation. Accordingly, the integration of Rousseau’s participatory democracy with Habermas’ communicative action demands active facilitation by instructors and the reinforcement of intra- and inter-group interactions. The results further reveal that combining these two approaches in geography education—particularly in spatially oriented courses—creates a pathway for transitioning from teacher-centered learning to participatory–discursive learning. This shift enhances skills of spatial analysis, critique, collaboration, and debate, thereby deepening learning and understanding of spatial concepts. Ultimately, the study proposes a practical framework for democratic, interactive, and active education, serving as an illustrative example of implementing these philosophical approaches in higher education.
۱۴۹۷۴.

Hybridization and Empowerment: exploring the postmodern self in the context of cyborg feminism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۵
The emergence of postmodernism has noticeably redefined the notion of the “self,” presenting it as a deconstructed postmodern subject. In this context, the postmodern self appears polysemic and decentered, embodying prominent characteristics of postmodernism. Donna Haraway’s concept of the “cyborg,” characterized by its synthetic and hybrid nature, offers a framework for understanding this postmodern self. Haraway portrays the cyborg as a distinctly female figure which is constructed from a collage of fragments. The goal of this article is to explore the construction of the postmodern self in the context of cyborg feminism to illustrate how technology and cybernetics serve as tools for women’s empowerment and to demonstrate how women can confront patriarchal systems and restore their rights by embracing the hybrid and synthetic aspects of the postmodern female identity. Succinctly, this article aims to exemplify how redefining female identity through the notion of the cyborg allows women to transcend male dominance and reject binary oppositions characterizing them as “the Other” and to surpass a society that has consistently endeavored to marginalize them. Thus, this essay maintains that cyborg feminism serves as an insightful lens for examining the construction of postmodern selves, challenging traditional distinctions between gender, technology, and identity.
۱۴۹۷۵.

بازخوانی روایت به مثابه بازنمود امکان های سوژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۵
در این جستار، نظریه روایت پل ریکور به مثابه بازنمایی کنش انسانی در بستر ادبیات، با رویکردی انتقادی و تطبیقی بازخوانی می شود. در کانون این بازخوانی، مدل مفهومی «پنج گانه روی آوری سوژه» قرار دارد که شامل روی آوری به خود، به دیگری، به اشیای جهان، به دیگری بزرگ و به زبان است. این مدل با الهام از سنت های پدیدارشناسی، هرمنوتیک و تحلیل گفتمان، چارچوبی برای فهم چندلایگی، گسست مندی و دیالکتیک هویت سوژه در روایت فراهم می آورد. مقاله نشان می دهد روایت نه بازنمایی خنثای کنش، بلکه سازوکاری فعال و سوبژکتیو برای بازسازی خود است؛ فرایندی که در آن، زبان، قدرت، ساختار، تاریخ، ایدئولوژی، حافظه، بدن و نهادهای اجتماعی هم زمان دخیل هستند. از این دیدگاه، سوژه در روایت هم فاعل معناست و هم محصولی از گفتمان ها. این بازخوانی افق هایی تازه برای روایت شناسی، نقد ادبی، فلسفه زبان و مطالعات فرهنگی و ارتباطات می گشاید. در پایان، پیامدهای نظری این تحلیل در نسبت با امکان نقد ایدئولوژی و بازاندیشی در خودمختاری سوژه بررسی می شوند.
۱۴۹۷۶.

تبیین فلسفی نقش «ذکر» در تکامل نفس بر اساس مبانی فلسفی علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۸
کمال نهایی انسان بر اساس اصول حاکم بر علم النفس فلسفی از منظر علامه مصباح یزدی، در گرو «یافت شهودی فقر وجودی» یا «به فعلیت رسیدن شناخت ناآگاهانه و اشتداد علم حضوری به حقیقت نفس و ارتباط تکوینی با خدای متعال» است. پژوهش حاضر درصدد بررسی نقش «ذکر» در تکامل نفس است. ازاین رو سؤال اساسی آن است که «توجه به خدا» چگونه موجب «اشتداد علم حضوری نفس به خود و خداوند» می شود؟ سؤال دیگر آن است که آیا توجه به خود، موجب تقویت علم حضوری به نفس است یا تضعیف آن؟ این در حالی است که در بیانات علامه مصباح یزدی، سخنانی به نفع هر دو دیدگاه مطرح شده است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده، پاسخ به این پرسش ها بر اساس مبانی خاص ایشان است. نتیجه حاصل از تحقیق نشان می دهد که میان توجه به خود و توجه به خداوند، نوعی یگانگی برقرار است؛ به گونه ای که تقویت و اشتداد علم حضوری به خود، علم حضوری به خداوند را نیز در پی دارد. بنابراین، توجه به ذات نفس با تکامل نفس سازگار است، و توجه به مراتب دیگر، ناسازگار با آن.
۱۴۹۷۷.

چالش های دوگانه انگاری در مسئله علیت ذهنی و امکان سنجی رویکرد جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۹
مقاله حاضر چالش های موجود در رویکرد «دوگانه انگاری جوهری» در تبیین علیت ذهنی را بررسی کرده است. دوگانه انگاری جوهری با تفکیک ذهن و بدن به دو حوزه مجزا، در توضیح چگونگی تأثیرگذاری ذهن بر جهان فیزیکی با دشواری های جدی مواجه است. به طورکلی، چالش های علیت ذهنی از دو منظر قابل بررسی است: برخی اشکالات (مانند اشکال اتصال علّی و اشکال جفت شدن) با فرض دوگانه انگاری جوهر ذهن و بدن مطرح شده اند. برخی دیگر تحت تأثیر دیدگاه هایی همچون فیزیکی انگاری شکل گرفته اند. این مقاله با روش «توصیفی تحلیلی» پس از بررسی مشکلات علیت ذهنی، برخی پاسخ ها و دیدگاه هایی که امکان حل این مشکلات را دارند، تحلیل کرده است.
۱۴۹۷۸.

بررسی و نقد دیدگاه جان دُوئی درباره کلیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
بحث درباره سرشت و ماهیت کلیات یکی از مهم ترین و پرچالش ترین مسائل تاریخ اندیشه فلسفی است. برخی فیلسوفان از جمله افلاطون و ارسطو، اعتقاد داشتند کلیات مصداق خارجی دارند و گروهی منکر چنین وجودی بودند. بیشتر تجربه گرایان مصداق خارجیِ کلیات را انکار کرده اند. جان دُوئی فیلسوفی تجربه گرا بود که برخلاف اکثر آنان معتقد بود حقایق کلی در خارج مصداق دارند. او می خواست با حفظ مبانی تجربه گرایانه اش مصداقی عینی برای کلیات فراهم کند. «روش» امری است که او را به خواسته اش رسانده است. او مدعی بود روش در عین اینکه امری عینی و کلی است، مصداق خارجی حقایق کلی هم هست. موضوع این مقاله، تبیین، تحلیل و نقد این فرضیه است. بررسی ها نشان داد تبیین تجربه گرایانه او از کلیات قانع کننده نیست و روش هم نمی تواند مشکل کلیات را حل کند. به همین دلیل او باید از میان تجربه گرایی و پذیرش کلیات، یکی را فدای دیگری کند.
۱۴۹۷۹.

از اصل عدم تناقض ارسطویی تا دیالکتیک: تکوین ایده مطلق در منطق هگل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۸
منطق در فلسفه هگل جایگاهی فراتر از یک علم صوری دارد؛ این علم نه صرفاً ابزاری برای سامان دهی به اندیشه، بلکه بنیان تکوینی کل نظام فلسفی اوست. هگل بر خلاف اندیشه ی ارسطویی که منطق را بر پایه ی اصل عدم تناقض و قواعد صوری استوار می سازد، آن را حرکتی درونی می داند که خودِ واقعیت را آشکار می کند. در علم منطق، هگل مسیر دستیابی به ایده مطلق را از «هستیِ محض» آغاز می کند، جایی که هیچ تعینی وجود ندارد و هستی و نیستی در یکدیگر فرو می روند. از این وحدت، «شدن» به عنوان نخستین لحظه ی حرکت پدیدار می شود. هر مقوله در این مسیر از درون خود نفی می شود و با پدید آوردن تضاد درونی، ضرورتاً به زایش مقوله بعدی می انجامد. این فرایند دیالکتیکی نه صرفاً روشی برای استدلال، بلکه خودِ حرکت اندیشه است که از طریق میانجی گری های درونی به سوی وحدت نهایی سوق می یابد. ایده مطلق، نقطه اوج این حرکت است؛ جایی که اندیشه و هستی، سوژه و ابژه، و صورت و محتوا در وحدتی درونی به خود آگاهی می رسند. بدین ترتیب، منطق نزد هگل زبان خود هستی است؛ زبان و ساختاری که واقعیت از طریق آن خودش را می شناسد. این مقاله می کوشد نشان دهد که فهم جایگاه منطق در نظام هگل، کلید فهم فلسفه اوست. زیرا تنها با درک این نکته که حقیقت امری پویا و درونی است می توان دریافت که چرا برای هگل، عقلانیت و واقعیت نه دو امر از هم جداشده، بلکه دو روی یک حرکت اند.
۱۴۹۸۰.

بررسی تطبیقی آزادی اخلاقی در اندیشه کانت و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۶
مسئله آزادی به ویژه آزادی معنوی از مطالب بنیادین در سلسله مسائل فلسفه نظری و عملی است؛ هرچند نقش آن در فلسفه عملی نمایان تر است. اهمیت و ضرورت این مسئله و جایگاه ویژه آن در حل مسائل فلسفی به ویژه مسائل انسان شناسی، موجب اهتمام ویژه متفکران به آن شده است. در این مقاله دیدگاه دو متفکر تأثیرگذار در حوزه فلسفه غربی و فلسفه اسلامی، با روش توصیفی تحلیلی واکاوی شده است: یکی ایمانوئل کانت که در حوزه فرهنگ مسیحی رشد یافته و دیگری شهید مطهری که در حوزه فرهنگ اسلامی پرورش پیدا کرده است. از رهگذر این جستار روشن می شود که کانت در فلسفه اخلاق خود آزادی را مبنای استدلال بر اخلاق قرار داده است. ایده بنیادی اخلاق کانت این است که عمل انسان باید نه تنها مطابق وظیفه بلکه صرفاً از روی وظیفه و به صرف احترام به قانون اخلاق باشد؛ ازاین روست که کانت به مفهوم بنیادی فلسفه اخلاق خود یعنی خودفرمانی اراده (خودآیینی) می رسد. شهید مطهری بر خلاف کانت، آزادی اخلاقی را به رعایت قوانین پیوند نمی زند، بلکه آن را با رعایت قوانین الهی و نگاه داری جانب انسانیت انسان پیوند می زند. براین اساس آزادی اخلاقی، آزادی انسان از شهوات خود، آزادی انسانیت انسان از حیوانیت خود و استقلال او در انسانیت اخلاقی خویش است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان