فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۲٬۰۱۲ مورد.
جامعه شناسی تاریخی نظام خانواده در ایل قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام عشایری قشقایی دارای تاریخی کهن است که در جهت شرایط زندگی کوچ نشینی شکل گرفته است. خانواده، کوچکترین واحد اجتماع و هسته اصلی ایل است که نظام طبقاتی حاکم بر آن در امر ازدواج، نقش مهمی ایفا می کند. مرد دارای اقتدار و تصمیم گیرنده نهایی است و زن نیز در عین تابعیت، نقش تعیین کننده ای در مدیریت امور خانواده دارد. خانواده به ظاهر مستقل، اما نفوذ گروه های خویشاوند در ابعاد و جنبه های مختلف آن کاملاَ مشهود است. در این پژوهش، سعی شده با استفاده از منابع کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی – تحلیلی، نهاد خانواده در ایل قشقایی از منظر تاریخی بررسی شود. این مطالعه نشان می دهد خانواده در نزد ایل قشقایی از لحاظ ساختاری،گسترده، تک همسر، پدر سالار و درون همسر(ازدواج درون گروهی) است.
تعداد فرزندان در خانواده و اثرگذاری آن بر کسب سرمایة انسانی فرزندان (مورد مطالعه: جوانان 15 تا 19 ساله مناطق شهری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایة انسانی به دانش، مهارت و دیگر توانایی هایی گفته می شود که به افزایش کیفیت و سطح توسعه منجر می شوند. سرمایه ای که در سنین پایین تر کسب شود تأثیر قوی تری در موفقیت های سنین بالاتر دارد. خانواده مهم ترین واحد تأثیرگذار در کسب و سرمایه گذاری در حوزة سرمایة انسانی در سنین پایین است و هم چنین موفقیت های آیندة آن ها را نیز تعیین می کند. در سال های اخیر، خانوادة ایرانی با کاهش باروری، بالا رفتن سطح سواد والدین و سطح رو به بالایی از طلاق مواجه بوده است. با استفاده از داده های پیمایش گذران وقت انجام شده در سال های 1387 و 1388، در این مقاله قصد بررسی اثر تعداد فرزندان در کسب سرمایة انسانی فرزندان 15 تا 19 سالة خانوارهای شهری ایران را داریم. نمونة مورد بررسی شامل 2183 فرزند 15 تا 19 ساله است که ازدواج نکرده اند. نتایج نشان می دهد که بین شمار فرزندان و کسب سرمایة انسانی رابطة منفی برقرار است. تفاوت گسترده ای در کسب سرمایة انسانی بین خانواده های با یک و دو فرزند و خانواده های با سه فرزند و بیش تر وجود دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان دهندة اثرگذاری معنادار جنسیت و سن فرزندان و سطح تحصیلات مادران در کسب سرمایة انسانی است. با وجود این متغیرهای کنترل کننده هنوز اثر تعداد فرزندان پایدار است. این نتیجه می تواند نشان از پذیرش و تداوم تعداد کم فرزندان (خانواده های دو فرزندی) در آینده باشد.
فراتحلیل تحقیقات درباره تأثیر بعد خانوار بر موفقیت تحصیلی فرزندان (آیا فرزند بیشتر موجب موفقیت تحصیلی کمتر می شود؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نگرانی های خانواده ها در خصوص افزایش موالید، پایین آمدن پیشرفت تحصیلی فرزندانشان است. این نگرانی مبتنی بر فرضیه ای غالب است که فرزند بیشتر، موفقیت تحصیلی آنها را کاهش می دهد. در این مقاله تلاش شده از طریق فراتحلیل مطالعات تجربی در کشورهای گوناگون، فرضیه غالب را به چالش کشیده و امکان طرح فرضیه یا فرضیه های رقیب در خصوص رابطه بعد خانوار و موفقیت تحصیلی فرزندان را مطرح کند. نتیجه نشان می دهد: برخی مطالعات با تبعیت از نظریه هایی مانند مدل رقیق شدگی منابع و مدل تلاقی، به این نتیجه رسیده اند که این دو رابطه منفی دارند. اما این تحقیقات توسط دیگران چون اللوید و کلی به نقد کشیده شده و آنها نشان داده اند که رابطه معنا دار میان بعد خانوار و موفقیت تحصیلی وجود ندارد. از نظر معتقدان به رابطه منفی، اندازه خانوار از طریق متغیرهای واسط بر موفقیت تحصیلی اثر می گذارد و اگر تحت شرایطی با افزایش تعداد فرزندان، متغیرهای واسط طور دیگری رفتار کنند، شاهد افت موفقیت تحصیلی فرزندان نخواهیم بود. از این رو فرضیه غالب در اغلب شرایط و محیط ها اعتبار خود را از دست می دهد و جای خود را به فرضیه های رقیب می دهد.
بررسی رابطه تفکر انتقادی و میزان و زمینه تبعیت از گروه های مرجع دینی در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور روحانیت در عرصه های مختلف زندگی دینی، اجتماعی و اقتصادی جامعة ایران هم با مبانی نظری اسلامی (با تکیه بر امامت و ولایت) مشروعیت یافته و هم بر بستری از ضرورت تاریخی توجیه شده است. بررسی ها نشان می دهد که منزلت روحانیون پس از انقلاب اسلامی به خصوص در بین جوانان دچار تغییراتی شده است. با توجه به قوت گرفتن رویکردهای نقادانه در نظام آموزشی کشور و گسترش تفکر انتقادی، در این مقاله بر آنیم که با روش کمّی پیمایش به بررسی رابطة تفکر انتقادی و میزان تبعیت از روحانیت در بین دانشجویان بپردازیم. جامعة آماری این پژوهش را دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی تهران در سه دانشگاه الزهرا، دانشگاه امام صادق (ع) و دانشگاه شهیدبهشتی تشکیل می دهد. نمونة آماری نیز با استفاده از فرمول کوکران و با نمونه گیری متناسب با حجم 370 نفر انتخاب شدند. نتایج حاکی از آن است که بین تفکر انتقادی و میزان تبعیت از روحانیت رابطة معناداری وجود ندارد. اما خرده مقیاس های کنجکاوی و ذهن باز رابطه ای منفی با تبعیت از روحانیت دارد و حقیقت جویی رابطة مثبتی با تبعیت از روحانیت دارد. همچنین بر اساس نتایج کسب شده بین تفکر انتقادی و مراجعة دانشجویان به متخصصان دینی غیرروحانی رابطة مثبتی وجود دارد.
بررسی پذیرش تمایز موقعیت جنسی بر نابرابری قدرت در خانواده (نمونه شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین پذیرش تمایز موقعیت جنسی و نابرابری قدرت در بین خانواده هاست. چارچوب نظریه پژوهش، نظریات تفاوت جنسی، نابرابری جنسی و ستمگری جنسی است. روش تحقیق پیمایش، جامعه آماری زنان شهر خرم آباد، حجم نمونه صد نفر از زنان و مردان خرم آبادی شیوه نمونه گیری تصادفی نظام مند و روش گردآوری اطلاعات پرسشنامه و مصاحبه است. نتایج و یافته های تحقیق نشان می دهد که نابرابری قدرت در بین خانواده های خرم آبادی وجود دارد و زنان تحت سلطه مردان قرار دارند؛ به گونه ای که زنان این نابرابری را همسان و تقریباً مانند مردان پذیرا هستند و تنها بین متغیر تحصیلات، با نابرابری قدرت در خانواده رابطه منفی وجود دارد و دیگر متغیرهای سن، شغل و مدت زندگی مشترک، هیچ یک بر ساختار قدرت اثرگذار نیست.
تأثیر احساس نابرابری جنسیتی بر سرمایه اجتماعی زنان تحصیلکرده شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش تحصیلات، ورود به حوزه اشتغال، بالا رفتن آگاهی و مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، از عواملی است که احساس و باور آنان به نابرابر بودن شرایط را در جامعه فراهم می آورد؛ احساسی که می تواند فرصت ها و عرصه های اجتماعی را به عنوان کالای فرهنگی- اقتصادی- اجتماعی که سرمایه اجتماعی نام دارد، تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف چگونگی تأثیر احساس نابرابری جنسیتی بر وضعیت سرمایه اجتماعی زنان تحصیلکرده شهر اصفهان انجام شده است. مبانی نظری متغیرها و پارامترهای این پژوهش، بر مبنای نظریات چافتز، بلوم برگ و پیر بوردیو تدوین شده است. روش این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته، دارای قابلیت اعتماد و اعتبار است. جامعه آماری پژوهش، زنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، شش منطقه از مناطق چهارده گانه شهر اصفهان است. حجم نمونه 385 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. با استفاده از نرم افزار spss برای آزمون فرضیات و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده است که بین احساس نابرابری اجتماعی، نابرابری خانوادگی و احساس نابرابری اقتصادی و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معنادار آماری وجود دارد.
بررسی کیفی تأثیر فمینیسم رادیکال بر نقش زن در نهاد خانواده و مقایسه آن با تمهیدات اسلام (مطالعه موردی زنان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده رکن اساسی جامعه انسانی است و شرط پویایی و استواری آن، وجوب روابط صحیح و پایدار میان زن، شوهر و فرزندان است. اسلام به عنوان عالی ترین راهنمای حیات بشری، 1400 سال پیش بهترین هدایتگری و نظریه پردازی در مورد خانواده را انجام داده، تمامی دستورهای اسلام به نوعی ناظر بر صیانت از خانواده است. جامعه کنونی ایران به عنوان مهم ترین کشور شیعی، سعی در پیاده کردن اصول و راهکارهای اسلام در زمینه های مختلف کرده، ولی این امر تحت تأثیر عوامل متعددی، از جمله: ورود فرهنگ غرب به کشور به خصوص آثار جنبش فمینیسم ، بازمانده فرهنگ پدر سالاری سنتی و... است که آموزه های اسلامی را در مواردی کم رنگ نموده است. در این مقاله سعی شده تا با روش مصاحبه به بررسی تأثیر فمینیسم بر نهاد خانواده (مطالعه کیفی زنان اصفهان) بپردازیم و در این میان، به نقش زن به عنوان زیربنای اصلی خانواده که مورد بیشترین هجوم فمینیسم رادیکال است، پرداخته شده است. در این پژوهش، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده کردیم و این نتیجه به دست آمد که با وجود تفکر مردسالارانه در فرهنگ ایرانی و نفوذ تفکر فمینیستی در جامعه، همچنان تفکر اسلامی مبنی بر حفظ کانون خانواده، اهمیت نقش مادری و همسری، رشد و تعالی زن در کنار مراقبت از حریم خانواده و ..... سرلوحه زندگی زن ایرانی قرار دارد و هنوز هم زن مهم ترین نقش خود را در خانواده و حفظ و تعالی آن می بیند؛ ولی در زمینه حجاب و پوشش متأسفانه این مطلب بسیار کمرنگ شده و بروز تقیدات مذهبی در این زمینه بسیار کاهش یافته و لزوم فرهنگ سازی صحیح را در این زمینه ها نشان می دهد.
بررسی تطبیقی تأثیر تعداد فرزندان بر فقر اعضای نهاد خانواده در کشورهای مختلف
حوزههای تخصصی:
باور عمومی آن است که فرزندان بیشتر، موجب فقر می شود. پرسش آن است که آیا واقعاً چنین است و با افزایش تعداد خانواده، فقر آنها بیشتر می شود؟ این پرسش را به دو شکل مطرح کرده ایم: اول) آیا در زمان ثابت، خانواده های بزرگ تر فقیرتر هستند؟ دوم) آیادر طول زمان با اضافه شدن فرزندان فقر خانواده بیشتر می شود؟ با استفاده از روش فراتحلیلِ تحقیقاتِ تجربی در کشورهای مختلف، به این سؤالات پاسخ می دهیم. در پاسخِ پرسش اول، بخشی از تحقیقات نشان می دهند با افزایش بعد خانوار، فقر بیشتر می شود. اما تحقیقات دیگر با طرح مفاهیمی چون مقیاس هم ارز و کشش بعد در محاسبه میزان فقر، نشان داده اند این رابطه به شرایط کشورها بستگی دارد که در شرایطی خانواده های بزرگتر، از رفاه بیشتری برخوردارند. در پاسخِ پرسش دوم، تحقیقات نشان می دهند خانواده در طول زمان و با آمدن فرزندان جدید، خود را تطبیق داده، و نه تنها فقیرتر نمی شود، بلکه به درآمد و دارایی آن افزوده می شود. در مجموع می توان نتیجه گرفت رابطه بعد خانوار و فقر، یک رابطه همواره مثبت یا منفی نیست، بلکه به شرایط کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ارتباط پیدا می کند. از این رو سیاست هایی جهت تغییر جهت این رابطه به سمت رفاه بیشتر در خانواده های بزرگ تر پیشنهاد نموده ایم.
اثر بخشی الگوی گروهی تفصیل دورنماهای مثبت بر کاهش تعارض کار خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی اثربخشی الگوی گروهی تفصیل دورنماهای مثبت (EPOS) بر کاهش تعارض کار خانواده در زوجهای هر دو شاغل فرهنگی است. تعارض کار خانواده نوع ویژه ای از تعارض بین نقشهاست که فرد را با تقاضاهای همزمان و ناسازگار ناشی از مسئولیتهای کاری و خانوادگی درگیر می سازد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و با گروه کنترل است؛ بدین منظور 20 نفر (ده زوج) از زوجهای شاغل فرهنگی داوطلب که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (پنج زوج) و کنترل (پنج زوج) جایگزین شدند. آزمودنیهای گروه آزمایش در نه جلسه 90 دقیقه ای الگوی گروهی مبتنی بر تفصیل دورنماهای مثبت آموزش داده شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه تعارض کار خانواده کارلسون و همکاران استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی، و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که روش تفصیل دورنماهای مثبت به طور معناداری و در سطح آلفای 01/0 موجب کاهش تعارض کار خانواده شده است. در جمعبندی می توان گفت روش تفصیل دورنماهای مثبت از طریق تصریح اهداف و تعیین اهداف مشترک در حیطه های شغلی و خانوادگی در کاهش تعارض کار خانواده مؤثر بوده است.
مطالعه نقش واسطهای اعتماد بین زوجین در تاثیرگذاری دخالت خویشاوندان بر شوهر آزاری(مورد مطالعه: مردان متاهل کلانشهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت خانگی از قدیم الایام، موضوع چالش برانگیزی در بین خانواده ها بوده است، آنچه که عمدتا بیشتر از گذشته مطمح نظر بوده، خشونت علیه زنان است، ولی واقعیت این است که شوهر آزاری نیز به مجموعه خشونت های خانگی اضافه شده است؛ چیزی که گهگاه نمود آن به نوعی در سپهر اجتماعی شهری مشهود است. به همین خاطر این مقاله در نظر دارد ضمن سنجش میزان شوهر آزاری در بین مردان متاهل شهر تبریز، به برخی از عوامل موثر بر آن پرداخت نماید. روش تحقیق با رویکرد کمی نگاشته شده و از این حیث با اتکا به پارادایم پوزیتویستی تلاش داشته است با کاربرد پرسشنامه، هدف یاد شده را در بین 270 نمونه آماری منتخب از شهر تبریز به روش نمونه گیری چند مرحله ای بررسی نماید. نتایج یافته ها حکایت از وجود شوهر آزاری در جامعه آماری مورد بررسی ( ولو متوسط به پایین) داشته است. هم چنین در بین متغیرهای مهم تاثیر گذار ضمن اینکه متغیر دخالت خویشاوندان بیش ترین تاثیر را بر میزان شوهر آزاری داشته ، متغیر اعتماد اجتماعی بین زن و شوهر نیز با تاثیر پذیری از متغیر یاد شده، اثر شایان توجهی را بر متغیر وابسته گذاشته است؛ طوری که در مجموع متغیرهای مورد استفاده توانسته اند 56 درصد از واریانس تغییرات متغیر شوهر آزاری را تبیین کنند. این مورد می تواند زنگ خطر را برای متولیان امور فرهنگی و اجتماعی در ارتباط با احتمال ایجاد خدشه در ثبات خانوادگی به صدا در آورد.
مطالعه ی الگوی فضایی شیوع ازدواج در بین زنان زیر 20 سال شهری و فرزندآوری آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان وقوع ازدواج تأثیر بلافصل و بدون واسطه ای را بر باروری اعمال می کند. در چند سال اخیر، سن ازدواج زنان بویژه در مناطق شهری کشور افزایش یافته است اما با این حال باز شاهد ازدواج دختران شهری در سنین پایین هستیم. به طوری که بر طبق آمارهای سرشماری 1385، حدود 432 هزار نفر از زنان 19-10 ساله مناطق شهری حداقل یکبار ازدواج کرده اند. از آنجا که ازدواج های زودرس یا سنین پایین شروع ازدواج، با میزان باروری ارتباط مستقیم دارد، مقاله ی حاضر به مسأله ی شیوع ازدواج در بین زنان شهری کمتر از 20 سال و فرزندآوری آنان در سطح شهرستانی از بُعد فضایی نظر افکنده است. این مطالعه با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 انجام گرفته است. برای بررسی رابطه ی معناداری بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است؛ سپس از شاخص خودهمبستگی فضایی (موران) و شاخص محلی پیوند فضایی (لیسا) برای نشان دادن تغییرات و گرایش و عدم گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های هم جوار، استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین درصد شهرنشینی و نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان رابطه و همبستگی منفی وجود دارد و توزیع فضایی آن ها در سطح کشور یک توزیع تصادفی است. نتایج ضریب همبستگی نشانگر آن است که با افزایش درصد سطح تحصیلات و اشتغال زنان از نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان کاسته می شود. بین نرخ ازدواج دختران نوجوان و میزان فرزندآوری آنان در مناطق شهری رابطه و همبستگی مثبتی وجود دارد و شاهد گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های نیمه متمرکز در زمینه ی این دو متغیر هستیم. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری، درصد شهرنشینی و درصد زنان بی سواد مجموعاً 43 درصد از تغییرات میزان فرزندآوری زنان نوجوان شهری را تبیین می کند.
مسایل فرزندان طلاق در ایران و مداخلات مربوطه: فراتحلیل مقالات موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد طلاق در سال های اخیر به افزایش تعداد فرزندان طلاق انجامیده است. فرزندانی که مسائل و مشکلاتشان از دید بسیاری پنهان مانده است. جدایی والدین بی شک برای اکثر فرزندان، پدیده ای سهمگین به شمار می آید. تحقیقات صورت گرفته در این مورد نشان می دهد که این کودکان در طول زندگی خود با آسیب های روانی و اجتماعی فراوانی مواجه اند.
در این پژوهش، که به روش فراتحلیل انجام گرفته است، پژوهش های داخلی مربوط به حوزه ی فرزندان طلاق- که در مجلات علمی پژوهشی داخلی به چاپ رسیده اند- مورد تحلیل قرار گرفته، و نهایتاً 20 مقاله بدست آمده و مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پژوهش های داخلی عمدتاً به سلامت روان و زیر مقیاس های آن توجه کرده و در نتیجه نشان می دهند که وضعیت فرزندان طلاق در مقایسه با فرزندان یتیم و عادی نامطلوب تر است. همچنین برخی از این پژوهش ها نیز نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه های مداخله ای، بر وضعیت فرزندان طلاق است. سرانجام اینکه، آنچه در این مطالعات مورد غفلت واقع شده، بررسی آسیب های اجتماعی است که فرزندان طلاق را تهدید می کند.
تحلیل روایت چگونگی بازنمایی خانواده در سینمای بعد از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده، یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که در فیلم های سینمایی نیز نمود تصویری دارد. هدف مقاله حاضر این است که چگونگی بازنمایی خانواده در سینمای بعد از انقلاب اسلامی را بر اساس عناصر روایی تحلیل کند و ارتباط آن را با گفتمان های سیاسی- اجتماعی دهه ها ی 1360، 1370 و 1380 تفسیر نماید. برای نیل به هدف فوق، نظریه ی گفتمان لاکلائو و موف و نظریة کنش متقابل به عنوان چارچوب مفهومی برای شناسایی ابعاد گفتمانی مورد استفاده قرار گرفته و مفاهیمی از تحلیل روایت به عنوان چارچوب روشی اقتباس شده است. حجم نمونه شامل 24 فیلم ساخته شده بعد از انقلاب اسلامی است که به شیوة «نمونه گیری موارد حاد» گزینش و نتایج بعد از تضمین اعتبار، گزارش نویسی شده اند. نتایج در سطح گفتمان نشان می دهند که گفتمان فیلم ها با گفتمان سیاسی- اجتماعی در هر دهه هم پوشانی دارند. بدین معنا که ساختار پی رنگ در روایت فیلم ها به گونه ای سامان یافته اند که ابعاد گفتمانی هر دهه را در بازنمود انسجام، دوام و واپاشی خانواده در نظر گرفته اند. در سطح بازنمایی داستان نیز، با حرکت از دهة 1360 به دهة 1370 و سپس دهة 1380 از میزان کنش های پرخاشگرایانه میان اعضای خانواده کاسته شده و کنش های فاقد محبت جای آن را گرفته است و به سمت اواخر دهه ی 1380 کنش های جدلی و همراه با سوءظن بین زن و مرد در خانواده نمود یافته است.
بررسی و شناخت الگوها و فرایند های شکل گیری روابط جنسی پیش از ازدواج
حوزههای تخصصی:
موضعگیری وحساسیت موجود در جهان درباره برقراری روابط جنسی خارج از ازدواج درحال تغییر و دگرگونی است . تحقیقات نشان میدهند که جامعه ی ایران نیز در چند سال اخیر شاهد تغییر در الگوهای غالب روابط جنسی بوده و این امر ناشی از علل متعدد اجتماعی، خانوادگی و فردی است. هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی علل و فرایند های شکل گیری روابط جنسی خارج از ازدواج در میان زنان می باشد. روش بکار گرفته شده در تحقیق حاضر گراند تئوری است و نمونه تحقیق شامل 10 زن مجرد دارای روابط دوستی با جنس مخالف میباشد. چهار الگوی اصلی شکل گیری روابط جنسی پیش از ازدواج که در تحقیق حاضر شناسایی شده اند عبارت است از؛ روابط دوستی سنتی، رابطه جنسی پیش از ازدواج مبتنی بر روابط عاشقانه، رابطه جنسی پیش از ازدواج مبتنی بر عشق سیال و رابطه جنسی پیش ازدواج مبتنی بر روابط ضد عاشقانه (فریب). یافته های تحقیق نشان میدهد روابط دوستی سنتی روابطی با حداقل رابطه جسمی است و در میان زنانی دیده میشود که از پایبندی های مذهبی بیشتری نسبت به سایرین برخوردار بوده و به ارزشهای جنسی سنتی باور دارند. روابط جنسی عاشقانه روابطی است میان یک زن و مرد که دارای محتوای جنسی و عاطفی میباشد. دو عامل اثر گذار در برقراری رابطه جنسی در این تیپ شیفتگی طرفین به نسبت یکدیگر و دارا بودن رویکردی تفسیری نسبت به دین می باشد. نسبی گرایی در عشق، تعدد شرکای جنسی، لذت طلبی جنسی، دوستانه و سطحی بودن روابط جنسی محوری ترین عناصر در روابط مبتنی بر عشق سیال است. تریبیت جنسی در دوران کودکی و نوع روابط والدین نیز مهم ترین شرایط اولیه ای شکل گیری این نوع روابط هستند. و بالاخره نفاق، فریب و شکست عشقی در اولین رابطه با جنس مخالف مهم ترین شرط شکل گیری روابط مبتنی بر فریب می باشد. در تحقیق حاضر هدف از روابط مبتنی بر فریب انتقام گیری از جنس مخالف است.
رابطه ای رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی در زنان با پنج عامل شخصیتی کاستا و مک کری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی رابطه رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی در زنان با پنج عامل شخصیتی کاستا و مک کری بود. پژوهش از نوع همبستگی و نمونه شامل 320 دانشجویان زن دانشگاه پیام نور مرکز بوکان بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی با پنج عامل شخصیتی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ویژگی های روان آزرده گرایی و رفتار جامعه پسند زنان رابطه منفی معنی داری وجود دارد. هم چنین بین ویژگی برون گرایی و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین بین ویژگی گشودگی (یا بازبودن نسبت به تجربه) و رفتار جامعه پسند رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ویژگی موافق بودن و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. و بین ویژگی با وجدان بودن و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین رفتار اجتماعی مطلوب و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین بین مولفه های رفتاراجتماعی مطلوب (رفتارهای اجتماعی مطلوب ناشناس، رفتارهای اجتماعی نوعدوستانه، رفتارهای اجتماعی هیجانی و رفتارهای اجتماعی بحرانی با رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد تنها مولفه رفتارهای متابعت آمیز با رفتار جامعه پسند معنادار نیست. نتایج پژوهش نشان داد که گرایش های مطلوب اجتماعی و ویژگی های شخصیتی می توانند رفتار جامعه پسندی را پیش بینی کنند.
رسانه و دین داری در میان جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین در گسترة عمر آدمی تأثیرات عمیق و شگرفی، بر جوامع بشری و به خصوص پیروان خود داشته است؛ بدین سبب در بررسی مسائل اجتماعی و انسانی، نادیده گرفتن عامل دین، به هر علتی که باشد، بی شک نوعی مخالفت با حقایق تاریخی تلقی خواهد شد. با توجه به اهمیت دین داری از یک سو و از سویی دیگر استیلای رسانه ها در دنیای امروز، محور اصلی این پژوهش بررسی رابطه استفاده از تلویزیون ملی (داخلی) و تلویزیون ماهواره ای (خارجی) با میزان دین داری جوانان 18 تا 29 ساله شهر تهران است. در راستای این محور اصلی، رویکرد فرهنگی به رسانه و همچنین نظریات کاشت، برجسته سازی و اندیشه های متفکرانی همچون هوور، کارلسون، دریدا و پژوهش های تجربی متعدد موردبررسی قرار گرفت؛ به طوری که در نهایت با توجه به مطالعات نظری و تجربی صورت گرفته، فرضیاتی تنظیم و در جامعه آماری مورد آزمون قرار گرفت. به طور کلی برخی از مهم ترین نتایج پژوهش بدین شرح است: میزان اعتقادات دینی، عواطف دینی و مناسک دینی نشان می دهد که جوانان موردمطالعه از لحاظ دین داری دارای میانگینی بالاتر از حد متوسط هستند. بین میزان تماشا و استفاده از انواع برنامه های تلویزیون ماهواره ای و میزان دین داری رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد؛ این در حالی است که با افزایش میزان تماشای تلویزیون ملی و تماشای انواع برنامه های سرگرم کننده و خبری آموزشی تلویزیون ملی، بر میزان دین داری جوانان، افزوده می شود