درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۲۲۱.

آسیب شناسی مدیریت بحران تصادفات جاده ای با توجه به شرایط جوی-اقلیمی در جاده های استان خراسان رضوی : یک مطالعه کاربردی در جامعه شناسی شهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۲۲۳
زمینه و هدف: یکی از مسائل اجتماعی در جامعه شناسی شهری را می توان تصادفات جاده ای قلمداد کرد که در واقع یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در جهان است و مدیریت بحران در همه کشور ها تلاش بسیاری بر کنترل آن دارد. هدف پژوهش پیش رو ، آسیب شناسی و بررسی تجربه زیسته پرسنل هلال احمر از نقاط قوت و ضعف استراتژی های مدیریت بحران حوادث جاده ای با توجه به شرایط جوی-اقلیمی است. روش: تحقیق پیش رو از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر پدیدار شناسی است. از این رو با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و آزاد و با استفاده از تکنیک نمونه گیری هدفمند از 20 نفر از مسئولین و پرسنل هلال احمر استان خراسان رضوی که خود مستقیما در امدادرسانی در تصادفات جاده ای تجربه داشته اند، داده های لازم گرد آوری و تنظیم شده است. از مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته ها: طبق یافته های حاصله بازتوانی نیروهای جوان داوطلب،آموزش های اصولی و مدیریت دغدغه مند از مهمترین نقاط قوت ، ضعف تجهیزات،فواصل زیاد پایگاهی،ناهماهنگی سازمانی از مهمترین نقاط ضعف برنامه های مدیریت بحران در منطقه مورد بررسی محسوب می شوند. ازدیاد حوادث،پیامدهای بحران های اقلیمی،دشواری پاسخ دهی،جابه جایی مدیران،ضعف تجهیزاتی و وضعیت رانندگان به عنوان آسیب های پیامدی، مقولاتی از جمله: پوشش حوادث،مراکز کنترلی،فرماندهی عملیاتی و آمادگی و بازتوانی به عنوان کارکرد های مدیریتی در بحران تصادفات جاده ای شناسایی شده است.
۲۲۲.

کووید-19 و بازآفرینی تعاملات قومی: پدیدارشناسی زیست جهان پساکووید قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۶
زمینه و هدف: قوم لک یکی از اقوام ایرانی است که اعضای آن تا پیش از مواجهه با همه گیری کووید-19، فرم و محتوای قومی تعاملات خود را تا حد چشم گیری حفظ کرده بودند، اما فاصله گیری اجتماعی ناشی از شیوع بیماری کووید-19، تغییراتی در کمّیت و کیفیت تعاملات مذکور به بار آورد. هدف تحقیق حاضر، درک پدیدارشناسانه زیست جهان پساکووید بخشی از قوم لک (ساکن در شهرستان بروجرد) بوده است. روش و داده ها : روش تحقیق، پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس بوده و تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، و تا اشباع نظری انتخاب شده که با آنان مصاحبه عمیق صورت گرفته است. همچنین از 10 مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته ها: در نتیجه کدگذاری سازه مفهومی «بازآفرینی تعامل قومی» شامل 8 خوشه اصلی است که عبارتند از: 1) فهم نیاز به تعامل/اجتماع، 2) فهم عاملیت انسانی، 3) فهم معنای جدید تعامل، 4) فهم معنای جدید اجتماع، 5) فهم معرفت علمی-عقلانی، 6) فهم آزادی در پیوستگی، 7) فهم عاملیت ناانسانی، و 8) فهم معنای جدید هویت. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که دگرگونی سازنده ای در تعاملات قومی جامعه هدف روی داده و نقش عاملیت انسانی و ناانسانی در این دگرگونی برجسته شده است؛ بدین معنا که فرد پیش از مواجهه با کووید-19، برای حضور در «اجتماعی از پیش موجود» «توسط اعضای پیشین اجتماع» «به صورت اجباری» و «لزوماً با قرار گرفتن در میان جمع» و «با ارجاع به ذخیره دانشی از پیش موجود و وحدت گرای سنتی» «اجتماعی شده است»، حال آن که، مواجهه با کووید-19 به عنوان یک عامل ناانسانی سبب شده که او برای حضور در «اجتماعی خودساخته»، «توسط خودش» «به صورت خودخواسته» و «در انزوا و به دور از جمع و با تکیه بر فردیت خود» و «با ارجاع به ذخیره دانشیِ علمی-شخصیِ بازاندیشانه و کثرت گرا»، «خود را بازاجتماعی سازد.» پیام اصلی: دگرگونی تعاملات قومی ناشی از مواجهه با مخاطره کووید-19، در آگاهی فرد به معنای درک نیازش به ارتباط با دیگران است. به عبارت دیگر، مواجهه با مخاطره و انزوای اجباری فیزیکی- اجتماعی ناشی از آن، نیاز فرد به «با دیگران بودن» را برای او آشکار ساخته است. 
۲۲۳.

مطالعه زیست سالمندی و چالش های آن (مورد مطالعه سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد ثابتِ شهر لالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۱
هدف پژوهش حاضر مطالعه زیست سالمندی سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد و مشکلات ناشی از آن است که می تواند در اکثر جوانب زندگی سالمندان نقش مهمی ایفا کند.تحقیق کیفی و از روش داده بنیادجهت تحلیل و تفسیر داده-ها استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه سالمندان شهر لالی و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری بوده که با انجام مصاحبه نیمه-ساختاریافته با 17 نفر اشباع نظری حاصل شد. یافته ها نشان می دهد که پدیده محوری در زیست سالمندی «ناتوانی و حس بی مصرفی» است. شرایط حاکم بر این پدیده مشارکت ناپذیری، فقدان حمایت اجتماعی کافی، حس بی-اعتباری و برچسب منفی می باشند. بسترها فقدان زیرساخت های حمایتی، مضایق مادی، اختلال و ناتوانی ایفای نقش هستند که در کنار شرایط مداخله گری همچون ابهام در جایگاه اجتماعی، مشکلات نهادی و خانوادگی، فقدان ارتباطات مفید، نگرش عام منفی به محیط و آینده، بدرفتاری اطرافیان شرایط را برای زیست مطلوب دشوار کرده اند. سالمندان در برابر این شرایط راهبرهایی همچون مشغولیت کاری مجدد، پیاده روی، فراغت و ورزش، طلب امیدواری معنوی اتخاذ کرده اند، اما چون با ابهام از جایگاه خود روبرو هستند با پیامدهای همچون بدبینی نسبت به جامعه، منزوی شدن، ناخشنودی اجتماعی، پذیرش مرگ، بیشترشدن ناتوانی کلی مواجه هستند. نتایج نشان می دهد که باید با مشارکت دهی و حمایت بیشتر سالمندان آنها را در زیست غیرسالمندی وارد کرد تا علاوه بر خروج از تنهایی و انزواء، حس بی مصرفی و ناکامی منزلتی آنها کاهش یابد.
۲۲۴.

معناسازی و گفتمان سازی هویت قومی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی هویت طلبی قومی ترک ها در فضای مجازی با تمرکز بر شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته است. ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می شود که شبکه های اجتماعی نوین، به ویژه اینستاگرام، با ظرفیت بالای خود در تولید و انتشار محتوا به محملی مهم برای تبلیغ گفتمان های قوم گرایانه بدل شده اند و می توانند انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی بوده و بر مبنای نشانه شناسی بارت و پیرس و تحلیل محتوای هدایت شده انجام گرفته است. جامعه آماری شامل صفحات اینستاگرامی هواداران پان ترکیسم بود. از میان ده ها پروفایل موجود، سه صفحه با بیش از دو هزار دنبال کننده به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مشاهده مستقیم و تحلیل نشانه ها گردآوری و سپس با رویکرد کدگذاری و طبقه بندی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد محتوای صفحات مورد مطالعه به طور مستمر بر برجسته سازی هویت قومی و بازتولید گفتمان قوم گرایی متمرکز بوده است. تصاویر و متون با ارجاع به مؤلفه های فرهنگی و تاریخی، تلاش کرده اند انسجام درون گروهی ایجاد کرده و حس تعلق به جامعه قومی واحد را تقویت نمایند. تحلیل داده ها آشکار ساخت که برای اقناع مخاطبان، از شیوه های متنوع ارتباطی بهره گرفته شده است؛ از جمله برانگیختن احساسات، ایجاد حس نوستالژیک و استفاده از جاذبه های عاطفی و هیجانی. نتایج نشان می دهد اینستاگرام بستری مؤثر برای بازتولید هویت های مقاومتی و گفتمان های قومی است. این امر ضرورت توجه جدی به سیاست گذاری فرهنگی و مطالعات تطبیقی در سایر شبکه های اجتماعی و سنجش بازتاب آن در افکار عمومی را برجسته می سازد.
۲۲۵.

سیاست زندگی و مشارکت در سپهر همگانی: مطالعه کیفی زنان بندر دیلم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: بازاندیشی فرایند تعریف و باز تعریف خود از طریق مشاهده و تأمل در اطلاعات درباره ی مسیرهای ممکن زندگی است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه ، سوژه هایی هستند که در جامعه ی در حال گذار از سنت به مدرن، بارها و بارها خود را تعریف و باز تعریف کرده اند. بررسی و کنکاش بازاندیشی سیاسی و تعریف جایگاه آن در ذهنیت و عینیت زنان موضوعی است که لازم است بصورت عمیق درک شود. زیرا امروزه سیاست، نه با ویژگی های ساختاری آن بلکه با تکیه بر نقش فرهنگ ،حول موضوعاتی چون سیاست هویت، سیاست تفاوت و سیاست جنبش های اجتماعی می چرخد.  کنشگران سیاسی امروز تنها افرادی نیستند که با رأی دادن و مشارکت سیاسی از طریق فرایندهای معمول شناخته شوند بلکه افراد و گروه ها، راه های دیگری را برای تأثیرگذاری و مشارکت در امر سیاسی بر می گزینند.روش: پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناختی انجام شده است. مصاحبه نیمه سازمانیافته با ۱۵ زن ۱۸ تا ۷۰ ساله (شاغل، خانه دار، فعالان زن، کاندیداهای پیشین شورای شهر) و با تکنیک مصاحبه ی عمیق نیمه طراحی شده، بصورت تلفنی و با نمونه گیری هدفمند و ترکیبی جمع آوری شده و سپس با روش تماتیک طبقه بندی و تحلیل شده اند. اعتبارسنجی با استفاده از راهبردهای اعتبارپذیری (تماس طولانی با میدان پژوهش)، انتقال پذیری (توصیف غنی زمینه) و قابلیت اطمینان (مسیرنمای حسابرسی) انجام شده است.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان از گذار از سنت به مدرنیته و بازاندیشی سیاسی زنان می باشد. جهت گیری سیاسی زنان به تعبیر گیدنز به سمت سیاست زندگی چرخش کرده است و مشارکت سیاسی آنها در سطح حداقل به معنای کمی و کیفی دیده می شود. هرچند، زنان خواستار حضور بیشتری در عرصه سیاست بوده اند اما این امکان به لحاظ فرهنگی و ساختاری برایشان فراهم نشده است و این تجربه تلخ و ناموفق بر بازاندیشی سیاسی آنها تاثیرگذار بوده است. بطوری که آینده سیاسی خود را تاریک دانسته و تمایلی جهت کسب کرسی های سیاسی نداشته اند. مصاحبه شوندگان،فرهنگ سنتی، مردسالاری حاکم بر شهر، عدم اعتماد جامعه، خودباوری و عدم حمایت زنان از هم را مهم ترین عوامل ناکامی و بی میلی خود نسبت به کسب قدرت سیاسی دانسته اند.نتیجه: این مطالعه نشان می دهد که علی رغم تمایل برخی زنان دیلم برای مشارکت سیاسی، گفتمان مسلط مردسالارانه (همراه با بازتولید انگاره های سنتی در خانواده و جامعه) و فقدان سرمایه اجتماعی بین زنان، بازاندیشی سیاسی آنان را به سمت انفعال و فردگرایی سوق داده است. غلبه این روند، توسعه پایدار در دیلم را با چالش جدی مواجه می کند.
۲۲۶.

ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه: این رابطه در چشم انداز پارادایم های کلان چگونه تفسیر می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۶
هدف این مطالعه واکاوی نظری ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه بود. برای دست یابی به این هدف، سه پیش فرض اولیه شامل: محور بودن مدرسه برای شکل گیری رابطه میان خانواده و مدرسه؛ محور بودن خانواده برای شکل گیری رابطه، و مشارکتی و همپا بودن این دو خرده نظام طرح شد. برای تحلیل این پیش فرض ها، سه پارادایم رفتارگرایی، انتقادی و تعامل-گرایی اجتماعی که به نوعی توانستند به هرکدام از پیش فرض ها پاسخ دهند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد، در پارادایم رفتارگرایی، مدرسه، محور تصمیم گیری است و خانواده به عنوان یک عنصر بیرونی است که به صورت مقطعی و در مواردی که مدرسه تشخیص دهد، ورود می کند. در پارادایم انتقادی، خانواده با نقد ابعاد و کنشگران مدرسه، تبدیل به عنصر تصمیم گیر و ساخت دهنده زیست بوم مدرسه، اعم از انتخاب معلم، شکل مدرسه، تعیین محتوا و هدایت مدرسه با هماهنگی ارکان محلی ظهور می یابد. در پارادایم تعامل گرایی اجتماعی، نه مدرسه تصمیم گیرنده صِرف است، نه خانواده تعیین کننده راهبردها می باشد؛ بلکه هر دو با مشارکت هم بر مبنای مشترکات به ایفای نقش می پردازند. به عبارتی در این پارادایم، اصلِ کار، با مشارکت خانواده، مبناست.
۲۲۷.

مطالعه مقایسه تطبیقی تجربه زیسته زنان و مردان هیأت علمی از آثار و پیامدهای دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۵
این پژوهش مقایسه تطبیقی تجربه زیسته زنان و مردان هیأت علمی از آثار و پیامدهای دورکاری و قرنطینه خانگی در ایام کرونا است. روش پژوهش پدیدارشناسانه، تجارب زیسته 30 نفر از زنان و مردان هیات علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه ها را مورد بررسی قرار داده است. جهت گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختارمند با روش نمونه گیری هدفمند بهره برده است. فرایند تحلیل در سه سطح کلان انجام شده است. یافته های پژوهش، برخی از آثار و پیامدهای مثبت در بین زنان و مردان شامل پررنگ شدن جایگاه اینترنت و فرهنگ دیجیتال، احیاء سفره های خانوادگی و اخلاق ارتباطی در میان اعضای خانواده، بازگشت جایگاه بالای خانواده و رشد فکری فرزندان، افزایش تاب آوری، کاهش ساعات باطل، فاصله گرفتن از سخت گیری های کاری، بی تأثیری نقش همکاران، آشنایی فرزندان با شغل والدین، افزایش فعالیت های پژوهشی، مدیریت زمان، ایجاد فرصت های شغلی بدون مرز، احساس همدلی و ایجاد زنجیره انسانی مجازی بوده است. برخی از آثار و پیامدهای منفی: افزایش تنش های خانوادگی و اضطراب، ایجاد هزینه تحمیلی به سبد هزینه های خانواده، ایجاد فرسودگی و فشار فزاینده کار و مسئولیت، افزایش سطح انتظارات اعضای خانواده، بروز تنش میان فضای کاری و زندگی در خانه، اعتیاد به فضای مجازی، وجود عوامل پشتیبانی نامناسب و وجود روزمرگی و خستگی روانی است.
۲۲۸.

ازخودبیگانگی در عصر دیجیتال؛ بازخوانی مارکس در مواجهه با اقتصاد گیگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش: ظهور اقتصاد گیگ در ایران، به واسطه پلتفرم های دیجیتال، الگوی جدیدی از کار را معرفی کرده است. این پژوهش با تحلیل انتقادی، به بازخوانی نظریه ازخودبیگانگی کارل مارکس در بستر اقتصاد گیگ ایران می پردازد. اینکه ابعاد چهارگانه ازخودبیگانگی، چگونه در شرایط کار پلتفرمی بازتولید یا دگرگون می شوند و خلاءهای قانونی و نظارتی چه نقشی در تشدید این تجربیات ایفا می کنند.روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام شده است. برای گردآوری داده ها، اسناد حقوقی و قراردادهای کاربری پلتفرم های کلیدی ایرانی (اسنپ، تپسی و آچاره)، گزارش های رسانه ای و پژوهش های علمی مرتبط به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های مستخرج، با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ساختار حقوقی و عملیاتی پلتفرم ها به طور نظام مند به تشدید ازخودبیگانگی دامن می زنند. بیگانگی از محصول از طریق سلب اختیار کارگران گیگ در قیمت گذاری و مصادره قانونی داده های تولیدی به عنوان دارایی شرکت رخ می دهد. بیگانگی از فرآیندِ کار، محصولِ کنترل الگوریتمی فراگیر، نظارت دائمی و مجازات های خودکار است که فعالیت کاری را به انقیادی بی اختیار تقلیل می دهد. بیگانگی از ذات انسانی، با سلب حقوق بنیادین کار (مانند بیمه و امنیت شغلی)، کار را به ابزاری صرفاً برای بقا بدل می کند. در نهایت، اتومیزه شدن نیروی کار و تضعیف همبستگی از طریق رقابت الگوریتمی، به بیگانگی از دیگران منجر می شود. خلاءهای قانونی و نظارتی، به ویژه در تعریف رابطه استخدامی و حکمرانی داده، به عنوان بستر اصلی این مناسبات استثمارگرانه عمل می کنند.نتیجه گیری: اقتصاد گیگ در ایران، نه یک گسست، بلکه تداوم و تشدید منطق سرمایه داری در عصر دیجیتال است که با بهره گیری از ابزارهای فناورانه و خلاءهای حقوقی، اشکال نوینی از بیگانگی را بر کارگران تحمیل می کند.
۲۲۹.

تعداد مطلوب فرزند از نگاه جوانان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش: این مطالعه به بررسی تعداد فرزندان مطلوب در میان جوانان در آستانه اولین ازدواج در ایران با استفاده از داده های ملی در سال های ۱۳۹۶-۱۳۹۷ می پردازد. با توجه به تأثیر تغییرات اجتماعی-اقتصادی بر نرخ باروری کاهشی، این پژوهش نگرش های این گروه جمعیتی محوری را برای درک روندهای آتی باروری بررسی می کند. روش پژوهش : این پژوهش کمّی، با تحلیل ثانویه داده های طرح ملی ازدواج و طلاق ایران (۱۳۹۶-۱۳۹۷)، تعداد فرزندان مطلوب را در میان ۸۳۴۱ فرد در اولین ازدواج (به استثنای یک نمونه نماینده از تهران) بررسی می کند. نمونه گیری به روش غیراحتمالی سهمیه ای متناسب با ازدواج های سال ۱۳۹۵ انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ای که ترجیحات باروری و عوامل اجتماعی-جمعیتی را می سنجید، جمع آوری شد. تحلیل های توصیفی و استنباطی (کای-اسکویر، همبستگی و رگرسیون) با نرم افزار SPSS-27 برای شناسایی عوامل تأثیرگذار انجام شد. یافته ها : آمار استنباطی نشان می دهد که تعداد فرزندان مطلوب به طور معناداری تحت تأثیر جنسیت، سن، تعداد خواهران و برادران، درآمد، مذهب، قومیت، محل سکونت و وضعیت اشتغال قرار دارد. این یافته ها بر همکنشی پیچیده عوامل اجتماعی-جمعیتی شکل دهنده ترجیحات باروری در ایران تأکید می کند. نتیجه گیری : مطالعه نتیجه می گیرد که باروری مطلوب در میان جوانان ایرانی توسط عوامل اجتماعی-جمعیتی شکل می گیرد و ترجیح رایج برای ۱ تا ۲ فرزند، هم راستا با نظریه ارزش فرزند است. تمرکز باید بر تسهیل هنجار خانواده دوفرزندی مطلوب باشد، نه فشار برای خانواده های پرجمعیت تر
۲۳۰.

موفقیت پایی جوانان: مطالعه کیفی فرایند دنباله روی از سلبریتی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۰
  هنر برای انسان همواره واجد معناها و کاکردهای مختلف بوده است. ژانرهای متنوع هنری، از موسیقی تا سنگ نگاره ها، همگی تلاش هایی بوده اند از جانب انسان برای غلبه بر تضادهای زندگی از راه اخذ رویکردی زیبایی شناختی به جهان. میدان هنر، در مدرنیته کنونی، وسعت، تنوع و پیچیدگی بی سابقه ای دارد که توانسته است مخاطبان خود را در سطوح متفاوتی سرگرم کند. جوانان در این میان از اصلی ترین گروه های هدف ترویج و مصرف هنر هستند. به همین دلیل 20 نفر از جوانان آستانه ای (18 تا 19 سال) به صورت هدفمند با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و با آنها مصاحبه های عمیق صورت پذیرفت. با استفاده از روش نظریه زمینه ای با رویکرد سیستماتیک، داده های جمع آوری شده به شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های مطالعه در قالب مقولات اصلی شامل زمینه های علاقه مندی هنری، محدودیت های چندجانبه، آواتارپایی، پروبلماتیک دنباله روی، حسرت های سلبریتی مدار، پذیرش فشارهای عاطفی و ... استخراج گردید. مقوله هسته پژوهش نیز تحت عنوان آواتارپایی: حسرت های فراواقعی، انتخاب شد. بر همان اساس مدل پارادایمی و نظریه پژوهش ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که به واسطه محدودیت های ساختاری و آوارتارپایی برای موفقیت، حسرت های فراواقعی در جوانان شکل می گیرد. مقوله هسته پژوهش نیز تحت عنوان آواتارپایی: حسرت های فراواقعی، انتخاب شد. بر همان اساس مدل پارادایمی و نظریه پژوهش ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که به واسطه محدودیت های ساختاری و آوارتارپایی برای موفقیت، حسرت های فراواقعی در جوانان شکل می گیرد.
۲۳۱.

تحلیل الگوی پراکنش فضایی سینماهای کشور و ساماندهی کالبدی آن با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
از جمله مسائل مهمی که در کشور به چشم می خورد، عدم تعادل در نظام توزیع و نارسایی سیستم خدمات فضاهای فرهنگی است . توسعه ناهمگون و برنامه ریزی نشده و رشد سریع جمعیت را می توان از دلایل اصلی بروز این مشکل به شمار آورد. در جهت افزایش کارایی این فضاها توجه به ساماندهی و توزیع مناسب ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش تحلیل الگوی پراکنش فضایی و مکان گزینی سینماها در سطح کشور از سال 1395 تا 1415 در افق بیست ساله می باشد. روش پژوهش از نوع تحلیل فضایی(GIS) بوده که ابتدا تحلیل های فضایی از جمله بیضی انحراف استاندارد، تحلیل تراکم و رشد جمعیت بر روی داده های جمعیتی مناطق مختلف انجام گرفته و سپس با استفاده روش های خودهمبستگی فضایی و روش های تحلیل نزدیک ترین همسایه و شاخص موران، الگوی پراکنش فضایی مراکز فرهنگی در محدوده مورد مطالعه مشخص گردید. با استفاده از روش های تحلیل پراکنش فضایی مراکز سینمایی در محدوده مورد مطالعه مشخص گردید. یافته ها و نتایج به دست آمده از نقشه وضع موجود می توان دریافت بیشترین پراکنش مکانی - فضایی واحدهای سینمایی در تعداد 23 استان قرار دارند. همچنین نقشه های حاصل ، نشان می دهد در سال 1395 جهت رسیدن به نرخ میانگین استاندارد وجود سینما، برای تمام استان های کشور نیاز به احداث 30 سینما می باشد؛ و عمده این نیاز، مربوط به استان های خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان می باشد. همچنین در سال هدف 1415 با توجه به جمعیت برآوردی برای حفظ سرانه موجود نیاز به احداث 61 سینما خواهد بود.
۲۳۲.

تبیین جامعه شناختی محرومیت اجتماعی به مثابه یک مسئله اجتماعی (مطالعه موردی: محلات حاشیه نشین شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین شهر گرگان است. روش شناسی پژوهش: روش انجام این مطالعه پیمایش است که طی آن 384 نفر از ساکنان محلات کم برخوردار به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار محتوایی تأییدشده و پایایی 0.769 بود. برای آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون، t مستقل، آنوای یک طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین زنان و مردان به لحاظ عوامل اقتصادی، بین افراد مجرد و متأهل به لحاظ عوامل آموزشی، بین مهاجران و بومیان به لحاظ عوامل آموزشی، فرهنگی و اجتماعی و بین قومیت ها و گروه های تحصیلی به لحاظ میزان عوامل فرهنگی و محرومیت تفاوت معناداری وجود دارد. میزان همبستگی بین متغیر محرومیت اجتماعی با عوامل آموزشی 0.360-، عوامل اجتماعی 0.627-، عوامل فرهنگی 0.153- و عوامل اقتصادی 0.611- گزارش شده است. عوامل اجتماعی با بتای 0.598 و عوامل فرهنگی با بتای 0.095 به ترتیب بیشترین و کمترین قدرت پیش بینی میزان محرومیت اجتماعی را دارند. نتیجه گیری: نتیجه اینکه شناخت عوامل محرومیت اجتماعی و توجه به راهبردهای کنترل در سیاست گذاری و برنامه ریزی حوزه مسائل اجتماعی در شهر گرگان، می تواند یکی از مهم ترین موانع توسعه یافتگی را بهبود ببخشد و زمینه مشارکت اجتماعی را تسهیل نماید.
۲۳۳.

مرجعیت شیعی در میانه ملت و امت؛ کنشگری ملی و فراملی آیت الله بروجردی در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
حوزه علمیه قم پس از پشت سرگذاشتن دوره تأسیس، در عصر پهلوی دوم، شرایط خاصی را تجربه می کرد. آیت الله بروجردی در این دوران، از سویی مسئولیت حفظ و تکوین میراث حوزه تازه تأسیس قم را برعهده داشت و از سوی دیگر خود را در برابر تحولات ناشی از سیاست های غیردینی یا ضددینی دولت پهلوی و برخی هم پیمانان و حتی مخالفان آن مسئول می دید. در این مقاله ضمن کاربست روش شناسی جامعه شناسی تاریخی و تکنیک تحلیل مضمونی تلاش می کنیم با تشریح مواضع گفتاری و رفتاری آیت الله بروجردی در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی این دو دهه، رویکرد مرجعیت شیعه را در نسبت با سیاست ها، اقدامات و مواضع سایر نیروهای اجتماعی توضیح دهیم. براساس داده های این پژوهش، در شرایطی که دولت و جریان چپ هرکدام به نوعی تلاش خود را برای دورکردن عنصر تشیع و روحانیت شیعی از کانون سازه هویت ملی ایرانیان و جایگزینی عناصر مدنظر خود معطوف ساخته بودند، آیت الله بروجردی توانست با اتخاذ سیاست «تذکر و مذاکره» در نسبت با دولت و دربار، جایگاه خود به مثابه نماینده نهاد مذهب را در میان دیگر نیروهای اجتماعی و سیاسی جامعه وقت ارتقا بخشد. به علاوه با استفاده از راهبرد امت گرایی، هم جایگاه شیعیان را در میان امت اسلامی تثبیت کند و هم با برقراری ارتباط فراملی، قدرت خود را در داخل تقویت کند. تحلیل ها در این مقاله همچنین نشان می دهد مجموعه اقدامات ملی و فراملی آیت الله بروجردی، دو طرح کلان مدنظر دیگر نیروهای اجتماعی و سیاسی وقت و به ویژه دولت پهلوی، یعنی «ایران بدون اسلام» و «اسلام ایرانی» را با شکست مواجه کرد و توانست موجبات همگرایی بیشتر ایرانیان حول رکن اسلامی هویت ملی را بیش از پیش فراهم کند.
۲۳۴.

سیاست دوستی در اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۲۴
دوستی مدنی بین انسان ها فضیلت والا و پیش شرط سعادت و وجه ممتازی است که به اندازیه تاریخ بشر قدمت دارد. جوهریه سیاست به تعبیر اشمیت در دوگانیه دوستی-دشمنی خلاصه می شود. درواقع نفس سیاست منازعه برانگیز است. در قرون اخیر در جهان اسلام، ادبیات منازعه و ستیزه جویی بسط و گسترش یافته است. مصداق عینی این ادعا کنش های فرقه هایی مانند وهابیت و گروه های جهادی-تکفیری در منطقه است. از آنجا که اصل بر منازعه و وظیفیه سیاست حل منازعه مبتنی بر دوستی است، پژوهش حاضر درصدد بسط «سیاست دوستی» در ایران و میان ملت های مسلمان است. برای نیل به این مقصود، فضای فکری متفکر مؤثر عصر زرین اندیشیه اسلامی یعنی خواجه نصیرالدین طوسی را به دلیل اهمیتی که به محبت در سیاست می دهد و آن را بالاتر از عدالت می داند و ظرفیت خوبی برای پرورش سیاست دوستی دارد، با نگاهی نو قرائت می کند. پرسش اصلی این جستار آن است که سیاست دوستی در دستگاه فکری اندیشمند چگونه شکل می گیرد. فرضیه آن است که عناصر شکل دهندیه سیاست دوستی در دستگاه فکری خواجه نصیر نظیر خوشبختی عمومی، قدرت، برابری، پذیرش تفاوت، پذیرش دیگری، دوستی مسئولانه و عشق بستر شکل گیری سیاست دوستی را فراهم می کند. یافتیه پژوهش این است که اندیشیه سیاسی خواجه نصیر براساس الگوی نظری طراحی شده در زمینیه دوستی سیاسی و مدنی قابلیت معاصرسازی دارد. این پژوهش با بهره گیری از نظرات اندیشمندان مغرب زمین در زمینیه این سیاست دوستی (آرنت و دریدا) با جرح وتعدیل و نیز یک شاخص از امام خمینی سازیه نظری را طراحی کرده است.
۲۳۵.

فرهنگ کوچ نشینی دیجیتال: مطالعه مردم نگاری درمیان ایرانیان ساکن ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
کوچ نشینی دیجیتال زندگی مبتنی بر تکنولوژی های دیجیتال و سفر، با دو ویژگی دورکاری و حرکت است. کوچ نشینی دیجیتال برخلاف ظاهر آزاد و مملو از لذتی که از آن ارائه می شود، شیوه ای پرریسک و برمبنای قاعده زندگی در لحظه است که از دوراندیشی و آینده نگری به روش سنتی و تصویرسازی های مدرن، سربازمی زند. برای درک موقعیت و انگیزه های انتخاب این شیوه زیستن، مردم نگاری کوچ نشینان دیجیتال ایرانی در استانبول ترکیه آغازشد. این مطالعه طی شش ماه با رویکرد «خودمردم نگاری» انجام شده و داده ها حاصل مشارکت و گفت وگوهای عمیق با سی تن از کوچ نشینان دیجیتال ایرانی است که با روش گلوله برفی با پژوهش همراه شده اند. کوچ نشینان دیجیتال ایرانی ساکن ترکیه از لحاظ نوع دورکاری چهار گروه اصلی: سرمایه گذاران و متخصصان مجرب مالک کسب وکار، متخصصان مجرب و میانه با قراردادهای بلندمدت دورکاری، مشارکت کنندگان پروژه ای با قرارداد های کوتاه مدت دورکاری و در نهایت، کوچ نشینان تازه کار بدون قرارداد هستند. اگرچه رهایی از قواعد دست وپاگیر و غیرضروری هدف مشترک کوچ نشینان دیجیتال است، زندگی بهتر و دسترسی به شبکه های آزاد اقتصادی برای ایرانیان اهمیت بیشتری دارد. این زیستنِ ماجراجویانه که می توان آن را نوعی «مهاجرتِ بی مقصد» نیز نامید، با وجود گریز از قواعد رسمی کنترل و سازماندهی نیروی کار و مرزبندی های سیاسی و اجتماعی، بیش از گذشته و به شکلی درونی شده با این قوانین آمیخته است. تداوم مسیر کوچ نشینی، آگاهی از قوانین داخلی و بین المللی کشورهای مختلف را درباره صدور ویزا، اقامت، مالیات و بیمه ضروری می کند. اگرچه زندگی بدون مرزها و قواعد آن غریب می نماید، چنین به نظرمی رسد که حرکت و آزادی این زندگی مرزهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سیال تری را برمی سازد.
۲۳۶.

شناسایی مؤلفه ها و چالش های مکان سازی جهت توسعه فضاهای شهری در سکونتگاه های غیر رسمی (بوستان گلشن محله خاک سفید تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۰
در بسیاری از سکونتگاه های غیررسمی، کیفیت فضاهای شهری به دلیل فقدان برنامه ریزی و توجه به نیازهای ساکنان، به شدت پایین است. این موضوع، چالش های متعددی را در زمینه های مختلف از جمله سلامت، امنیت، اقتصاد و محیط زیست به وجود می آورد. مکان سازی به عنوان رویکردی نوین در طراحی و مدیریت فضاهای شهری، می تواند به ارتقای کیفیت زندگی در سکونتگاه های غیررسمی کمک کند. این تحقیق با رویکرد تفسیری و روش کیفی از نوع مطالعه موردی، به صورت تحلیلی - توصیفی صورت گرفته است. جامعه آماری شامل متخصصان دانشگاهی و سرپرستان دفاتر تسهیلگری و مدیران شهری بود که به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. ابتدا از روش فراترکیب برای شناسایی مؤلفه های مکان سازی استفاده شد و سپس چالش ها از طریق مشاهده و مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با متخصصان بررسی شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و کدگذاری بر اساس ابعاد مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی انجام شد. نتایج نشان داد که مکان سازی فرایندی زمان بر و مشارکتی است که نیازمند هماهنگی بین ذی نفعان، زیرساخت های مناسب و درک مزایای مکان سازی به سبب جدید بودن موضوع، توسط مقامات و جامعه محلی است. همچنین تأمین منابع مالی و اعتمادسازی از چالش های اصلی این فرایند محسوب می شوند. یافته های این تحقیق می تواند به عنوان سند راهنما برای مدیران و دفاتر تسهیلگری جهت ارتقای کیفیت فضاهای شهری در سکونتگاه های غیررسمی مورداستفاده قرار گیرد.
۲۳۷.

مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن: مطالعه ای در شهرستان های جوانرود و روانسر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناختی مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن در شهرستان های کمترتوسعه یافته جوانرود و روانسر استان کرمانشاه انجام شده است. چهارچوب نظری تحقیق از آرا صاحب نظران مکتب نوسازی قدیم و روانشناسان اجتماعی گرفته شده است. روش تحقیق، پیمایشی(کمی) است و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شهروندان ۱۸ سال به بالای ساکن در شهرستان های جوانرود و روانسر است. حجم نمونه این تحقیق ۳۸۴ نفر بوده که با روش نمونه-گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیّری استفاده شده است. یافته های پژوهش، حاکی از میزان مشارکت اجتماعی متوسّط در شهرستان های جوانرود و روانسر است و رابطه معنا داری بین متغیّرهای مستقل (وابستگی به دولت و خیرِ محدود) با متغیّر وابسته (مشارکت اجتماعی) وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد مقدار ضریب همبستگی چندگانه 260/0 می باشد و متغیّرهای مستقل، ۳/۶ درصد از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین می کنند و از بین عوامل مؤثّر بر مشارکت اجتماعی، فقط متغیّر وابستگی به دولت تأثیر داشته است. نتایج نشان داد در مناطق کمتر توسعه یافته مورد مطالعه که فرهنگ، باورها و ارزش های اجتماعی، دچار تغییرات چندانی نشده اند و جامعه در شکل سنّتی خود باقی مانده است، سنّت و عناصرخرده فرهنگ دهقانی باعث تقویت مشارکت اجتماعی می شود و دولت و صاحب نظران توسعه، باید بر این عناصر تکیه کنند تا مردم با مشارکت اجتماعی شان، به اهداف و برنامه های معیّن و از پیش تعیین شده برسند.
۲۳۸.

تبیین متغیرهای اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر بیگانگی شغلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۷۴
 بیگانگی شغلی یا حس جدایی از کار که بعضاً افراد از آن رنج می برند ناشی از فقدان هدف، استقلال یا معنای کار است. این پدیده که تأثیر عظیمی بر تعامل بین افراد، هویت و خودپنداریه آنها دارد، از متغیرهای اجتماعی- فرهنگی متعددی تأثیر می پذیرد. پژوهش حاضر پیمایشی است در میان افراد شاغل در منطقیه 2 شهر تهران، در سه سازمان آموزش و پرورش و شهرداری و شعب بانکی، که داده های آن از طریق پرسشنامه گردآوری شده و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیرهایی چون «احساس بی قدرتی»، «ابهام نقش»، «بی هنجاری شغلی»، «احساس پوچی» و «نارضایتی شغلی» رابطیه معناداری با بیگانگی شغلی دارند. سوای تفاوتی که برخی متغیرهای زمینه ای مثل جنسیت و سن در نوع و میزان بیگانگی از کار ایجاد می کند، بسترهایی اثرگذار نظیر «سلسله مراتب سازمانی» و «تمرکزگرایی» در تشدید یا کاهش این پدیده نقشی کلیدی دارند. همچنین  فرهنگ کار که خود متأثر از «سبک مدیریت» و «نوع ارتباطات در محیط کار» است به تشدید بیگانگی از کار دامن می زند. نتایج همچنین نشان می دهد که دو عامل دیگر ارتباط مستقیم و معناداری با میزان بیگانگی شغلی کارکنان داشته اند: ناامنی شغلی و عدم تعادل کار و زندگی، بدین معنا که افزایش کارهای موقت، آزاد، و پاره وقت موجب شده است که کارکنان از ثبات، مزایا و روابط بلندمدت با سازمان ها محروم شوند و حس جداشدگی و حاشیه نشینی در میان آنها تقویت شود. حاصل آن که، تبیین این عوامل اجتماعی- فرهنگی می تواند به سازمان ها کمک کند تا محیط های کاری پرمعنا، حمایتگر و رضایت بخشی ایجاد کنند که احساس بیگانگی را کاهش دهد.
۲۳۹.

ترسیم الگوی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار روستایی ( مورد مطالعه: روستاهای شهرستان خلخال)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
مقدمه: با گذشت نیم قرن از به کارگیری مدل های مختلف توسعه روستایی، همچنان بختک فقر بر پیکره جوامع روستایی ایران سایه افکنده و مشکلاتی همچون کمبود امکانات اجتماعی از جمله خدمات بهداشتی و آموزشی، کمبود درآمد و نیز مهاجرت بی رویه به شهرها کاملاً مشهود است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی راهبردی برای تحقق توسعه پایدار روستایی در شهرستان خلخال در سال1403انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کیفی و از تکنیک نظریه زمینه ای استفاده شده است. برای انتخاب نمونه آماری از روش هدفمند استفاده شد. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12نفر صاحب نظر تا رسیدن به اشباع نظری انجام و فرایند کدگذاری داده های جمع آوری شده با نرم افزار مکس کیودا، انجام شد. یافته ها: در کدگذاری باز تعداد249 رویداد شناسایی و در مرحله کدگذاری محوری، در سطحی انتزاعی تر موارد مشابه باتوجه به مشابهت شان در محتوا ادغام و حول 63مقوله فرعی و پنج مقوله عمده سازماندهی شدند. عناصر الگوی پارادایمی توسعه پایدار روستایی عبارتند از؛ شرایط علّی (مسائل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، نهادی و فیزیکی)، زمینه ها (فاصله روستا تا مرکز شهر و موقعیت جغرافیایی روستا)، شرایط مداخله گر (شهرگرایی، مهاجرت و بی توجهی به قابلیت روستا)، اقدامات و راهبردها ( آموزشی، حمایتی، تشویقی و توسعه ای)، پیامدها (کاهش فاصله طبقاتی، ایجاد اشتغال، سبک زندگی پایدار، مدیریت بهینه آب، توسعه زیرساخت ها و حفاظت پایدار منابع زیستی). نتیجه گیری: مطابق نتایج، تدوین و استفاده از الگوهای راهبردی تحقق توسعه پایدار روستایی می تواند به عنوان عامل و محرک توسعه پایدار مناطق روستایی عمل کند.
۲۴۰.

روایت شناسی داستان زال و رودابه بر اساس نظریه ژرار ژنت با رویکرد "تغییرات ناگهانی کانون دید"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۲
روایت رخداد یا مجموعه ای از رخدادهاست که میان آن ها رابطه علت و معلولی وجود دارد. یک ی از بزرگ ترین نظریه پردازان علم روایت شناسی ژرار ژنت فرانسوی است که تمرکز مطالعاتش نه بر خودِ قصه بلکه بر چگونی گفته شدن آن است. او گستره قصه را در سه سطحِ داستان، روایت و روایتگری می داند و برای توصیف و تحلیل ساختار متون ادبی پنج مبحثِ نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن را پیش می کشد. نگارندگان در این جستار به بررسی و تحلیل داستان زال و رودابه از منظر روایت شناسی ژرار ژنت می پردازند و در پی آن اند تا نشان دهند با توجه به تغییرات ناگهانی کانون دید، کانونی سازان یا کنشگران اصلی و فرعی داستان چه کسانی هستند و جریان روایت را چگونه به پیش می برند؟ حاصل آن که سطوح نظریه روایت شناسی ژنت در بیشتر بخش های داستان جریان دارد؛ اما در مواردی اندک روایت از سوی کنشگرانی پیش می رود که نقش اصلی و روساختی ندارند تا جایی که کانونی سازی و تصمیم گیری نهایی براساس دیدگاه آن ها صورت می گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان