ازخودبیگانگی در عصر دیجیتال؛ بازخوانی مارکس در مواجهه با اقتصاد گیگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
191 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: ظهور اقتصاد گیگ در ایران، به واسطه پلتفرم های دیجیتال، الگوی جدیدی از کار را معرفی کرده است. این پژوهش با تحلیل انتقادی، به بازخوانی نظریه ازخودبیگانگی کارل مارکس در بستر اقتصاد گیگ ایران می پردازد. اینکه ابعاد چهارگانه ازخودبیگانگی، چگونه در شرایط کار پلتفرمی بازتولید یا دگرگون می شوند و خلاءهای قانونی و نظارتی چه نقشی در تشدید این تجربیات ایفا می کنند.روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام شده است. برای گردآوری داده ها، اسناد حقوقی و قراردادهای کاربری پلتفرم های کلیدی ایرانی (اسنپ، تپسی و آچاره)، گزارش های رسانه ای و پژوهش های علمی مرتبط به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های مستخرج، با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ساختار حقوقی و عملیاتی پلتفرم ها به طور نظام مند به تشدید ازخودبیگانگی دامن می زنند. بیگانگی از محصول از طریق سلب اختیار کارگران گیگ در قیمت گذاری و مصادره قانونی داده های تولیدی به عنوان دارایی شرکت رخ می دهد. بیگانگی از فرآیندِ کار، محصولِ کنترل الگوریتمی فراگیر، نظارت دائمی و مجازات های خودکار است که فعالیت کاری را به انقیادی بی اختیار تقلیل می دهد. بیگانگی از ذات انسانی، با سلب حقوق بنیادین کار (مانند بیمه و امنیت شغلی)، کار را به ابزاری صرفاً برای بقا بدل می کند. در نهایت، اتومیزه شدن نیروی کار و تضعیف همبستگی از طریق رقابت الگوریتمی، به بیگانگی از دیگران منجر می شود. خلاءهای قانونی و نظارتی، به ویژه در تعریف رابطه استخدامی و حکمرانی داده، به عنوان بستر اصلی این مناسبات استثمارگرانه عمل می کنند.نتیجه گیری: اقتصاد گیگ در ایران، نه یک گسست، بلکه تداوم و تشدید منطق سرمایه داری در عصر دیجیتال است که با بهره گیری از ابزارهای فناورانه و خلاءهای حقوقی، اشکال نوینی از بیگانگی را بر کارگران تحمیل می کند.