فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۰٬۹۲۷ مورد.
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
182 - 195
حوزههای تخصصی:
مقدمه فضای شهرها به دلیل تغییرات زیاد و کنترل نشده در روند افزایش جمعیت، نحوه زندگی مردم و فشارهای محیطی و اقتصادی که در مناطق جغرافیایی خطرناک ایجاد شده، نیازمند توجه و مراقبت بیشتری هستند. در دهه های اخیر در مقیاس جهانی، نهادها و سازمان های فعال در زمینه تاب آوری، بیشتر فعالیت های خود را بر دستیابی به جامعه تاب آور متمرکز ساخته اند که در این میان، به دلیل خسار ت های وسیع اجتماعی اقتصادی و تخریب های گسترده کالبدی و زیرساختی، شهرها به نسبت از ریسک بالاتر برخوردار هستند. امروزه، مدیریت شهری در سطح جهانی دستخوش تحولات اساسی شده است. شهرها به منظور تأمین رفاه و آسایش ساکنان خود تحت مدیریت قرار می گیرند. نقش مدیریت شهری به طور گسترده ای تعریف شده و تأثیر بسزایی در موفقیت برنامه ها و طرح های توسعه شهری دارد. این مدیریت همچنین مسئولیت های متعددی در زمینه های مختلفی از جمله رفع نیازهای جمعیت، مدیریت جریان ترافیک، تأمین رفاه عمومی، مسکن، کاربری زمین، تفریح، فرهنگ، اقتصاد و تأسیسات زیربنایی به عهده دارد. هدف اصلی مدیریت شهری، ارتقای شرایط کار و زندگی برای جمعیت ساکن در قالب اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی است. این مدیریت همچنین به حفاظت از حقوق شهروندان، تشویق به توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار و حفظ محیط کالبدی می پردازد. به بیان دیگر، مدیریت شهری باید به گونه ای عمل کند که نه تنها نیازهای کنونی ساکنان را برآورده سازد، بلکه به ایجاد زیرساخت های لازم برای توسعه پایدار در آینده نیز توجه داشته باشد. این مقاله با هدف تدوین الگوی راهبردی تاب آوری اقتصادی برای تحقق حکمروایی خوب در شهرهای ایران انجام شده است. در این راستا، به بررسی مبانی نظری تاب آوری اقتصادی، روش های تحقیق، یافته های تحقیق و در نهایت بحث و نتیجه گیری پرداخته خواهد شد. همچنین، پیشنهادهای جامع و بهبودیافته ای بر اساس نتایج تحقیق ارائه خواهد شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی و از نظر تحلیل، جزء تحقیقات با روش کیفی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی چالش های اقتصاد شهری در ایران و ارائه راهبردهای تاب آوری برای این چالش بوده است. در این راستا برای شناسایی چالش های اقتصاد شهری و ارائه راهبردهای تاب آوری اقتصادی این شهرها، علاوه بر مطالعه سوابق و چارچوب تئوریک موجود، از آرای خبرگان متخصص استفاده شده است. به این منظور، جامعه هدف پژوهش شامل 50 کارشناس صاحب نظر از اساتید دانشگاه و مدیران شهری بوده که در دو مرحله از نظرات آن ها استفاده شده است. پس از شناسایی چالش های اقتصاد شهری از سوابق نظری و تلفیق آن با آرای خبرگان، 17 چالش نهایی در اقتصاد شهری ایران شناسایی، مفهوم سازی و دسته بندی شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از مطالعات کتابخانه ای و در بخش میدانی از روش پیمایش (زمینه یابی) مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در مرحله دوم نظرسنجی از خبرگان، در قالب یک پرسشنامه باز، راهبردهای تاب آوری اقتصادی از سوی گروه هدف ارائه و تلفیق شدند. روش آنالیز در این پژوهش، از نوع کیفی و مبتنی بر داده های متنی و مطالعاتی است. تحقیق کیفی شامل جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده های غیر عددی (مانند متن، ویدئو یا صدا) برای درک مفاهیم، نظرات یا تجربیات است. می توان از آن برای جمع آوری بینش های عمیق در مورد یک مشکل یا ایجاد ایده های جدید برای تحقیق استفاده کرد. در این پژوهش بعد از شناخت مسئله پژوهش و چارچوب بندی آن به شناسایی مؤلفه ها و طراحی مدل مفهومی تحقیق پرداخته شده است. به طور خلاصه، روش تحقیق در این پژوهش یک فرایند نظام مند و گام به گام است که با شناخت مسئله آغاز می شود و با تدوین یافته های تحقیق به پایان می رسد. در این فرایند، از روش های مختلف جمع آوری و تحلیل داده های کیفی استفاده می شود تا به درک عمیق تری از موضوع تحقیق دست یابیم و راهبردهایی تدوین شود که با شرایط خاص شهرهای ایرانی سازگار باشند. یافته ها تاب آوری اقتصاد شهری چشم انداز جدیدی در توسعه پایدار اقتصاد شهری و منطقه ای ارائه می دهد. در این تحقیق ویژگی های تکامل مکانی و زمانی تاب آوری اقتصاد شهری را تجزیه وتحلیل می کنیم، عوامل کلیدی مؤثر در تاب آوری اقتصاد شهری را بررسی می کنیم و از یک طرف کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر و از طرفی دیگر، میان سازمان های غیر دولتی و تشکل های جامعه مدنی بررسی می شود. سپس، پیشنهادهای تصمیم گیری الگوی مناسب برای اقتصاد تاب آور در شهرهای ایران ارائه می شود. مناطق شهری با چالش های اقتصادی حساسی روبه رو هستند که در سال های اخیر بر دامنه آن افزوده شده است. در عین حال، شهرها فرصت های هیجان انگیزی را برای رشد و تجدید حیات فراهم می کنند. تأثیر متقابل این چالش ها و فرصت ها وظایف مهمی را برای سیاست گذاران، محققان و برنامه ریزان شهری ایجاد می کند. راهبردها و سیستم های متناسب با شهرهای ایران، جهت غلبه بر چالش های موجود: 1) پیاده سازی سیستم مدیریت یکپارچه شهری: عمده مشکلات شهرهای ایران نبود یک سیستم واحد شهری برای پاسخ گویی به مسائل شهری است. وجود سازمان های متنوع و گوناگون در شهرها و عدم هماهنگی و پوشش وظایف مرتبط با هم، شهرهای ایران را به میدان نبرد بر سر قدرت و ایجاد بنگاه اقتصادی به نفع خود تبدیل کرده است. 2) پیاده سازی سیستم تنوع عملکردی: توسعه متنوع اقتصاد شهری می تواند توانایی اقتصاد شهری را برای مقاومت در برابر بحران های اقتصادی افزایش دهد. اگر یکی از جنبه های اقتصادی اشتباه پیش برود، جنبه های دیگر می توانند به توسعه شهر ادامه دهند. 3) پیاده سازی الگوی درآمد پایدار شهری: یکی از راهبردهای مهم تاب آوری اقتصادی در شهرهای ایران سیستم درآمد و هزینه است که می تواند شاخص مهمی برای سنجش سطح زندگی ساکنان باشد. ظرفیت درآمد و هزینه شهری شامل ظرفیت درآمد و هزینه ساکنان فردی و دارایی عمومی دولت و مجموعه مدیریت شهری است. 4) بسترسازی محیطی نوآوری در فضاهای شهری: سیستم استاندارد محیط نوآوری، شهرها و مدیریت شهری را برای تعیین چشم انداز، استراتژی، سیاست گذاری، اهداف نوآورانه و ایجاد فرایندها و پشتیبانی لازم برای دستیابی به نتیجه مورد انتظار، راهنمایی و هدایت می کند. محیط نوآوری بر تغییر مدل رشد اقتصادی محلی و منطقه ای تأثیر می گذارد. بهبود محیط نوآوری به پیشرفت علم و فناوری و در نتیجه ارتقای رشد اقتصاد منطقه و بهبود توانایی توسعه پایدار اقتصاد شهری منجر می شود. 5) سیستم روند توسعه (متدولوژی سیستم های نرم): یکی از متدولوژی های توسعه سیستم که براساس رویکرد حل مسئله ارائه شده، روش متدولوژی سیستم های نرم است. متدولوژی سیستم های نرم توسط پروفسور Peter Checkland (1997) و برای رویارویی با مسائل دارای اجزای اجتماعی، سیاسی و انسانی (اقتصادی) مطرح شده است. 6) باز بودن سیستم اقتصادی شهرها: باز بودن سیستم بر ارتباط متقابل محیط و عملکرد درونی سیستم تأکید دارد. نتیجه گیری شهرها به عنوان موتورهای توسعه اقتصادی فرصت های رشد را فراهم می کنند، اما با چالش های داخلی و خارجی مانند فقر، مهاجرت، آلودگی و بلایای طبیعی مواجه اند. تغییرات شدید در جمعیت و الگوی سکونت، بارگذاری های محیطی و اقتصادی را در مناطق پرخطر افزایش داده است. در سال های اخیر، نهادها و سازمان ها بر دستیابی به جوامع تاب آور تمرکز کرده اند، زیرا شهرها به دلیل خسار ت های اجتماعی اقتصادی و تخریب زیرساخت ها، ریسک بالاتری دارند. حکمروایی خوب شهری زمانی اتفاق می افتد که یک سیستم اقتصادی شهری قوی و مختلط (دولتی نیمه دولتی خصوصی) که در آن تولید و توزیع کالاها و خدمات با مکانیزم بازارهای آزاد که توسط سیستم قیمت آزاد و رقابتی هدایت می شود (به جای بازارهای با برنامه)، انجام گیرد. تاب آوری شهری توانایی ساکنان شهر برای مقاومت در برابر خطرات اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی، زیست محیطی، بلایای طبیعی و آب و هوایی، فوریت تازه ای به خود گرفته و در گفتمان توسعه شهری به کانون اصلی تحولات تمدن جدید تبدیل شده است. در این بین، تاب آوری اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. مشکلاتی که توسط محققان در مدیریت شهری مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد را می توان به طور تقریبی به دو بخش فیزیکی و غیرکالبدی تقسیم کرد. جنبه های کالبدی شامل مشکلات مربوط به آرایش فضایی است که دغدغه سنتی برنامه ریزان شهری بوده است. این ها شامل کاربری و مدیریت زمین، حمل ونقل، زیرساخت ها، معماری و ساخت و ساز، املاک و مستغلات، محیط زیست و کاهش بلایا هستند. جنبه های غیر فیزیکی یا اجتماعی اقتصادی شامل مسائل مربوط به اقتصاد، جامعه شناسی، نظریه سیاسی، مدیریت عمومی، مالیه عمومی، جرم و جنایت، مالیات و رفاه اجتماعی است.
شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری (مطالعه موردی: شهر بندر ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه در بسیاری از جوامع گردشگری به عنوان یکی از پدیده های مهم اجتماعی و اقتصادی توجه بسیاری از مدیران و برنامه ریزان شهری را به خود جلب نموده است. یکی از موضوعات قابل توجه در گردشگری، وفاداری گردشگر به مقصد گردشگری است؛ لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری بود.
روش شناسی: از نظر هدف، کاربردی و به روش آمیخته کیفی-کمی در بین10 نفر از اساتید دانشگاهی انجام شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد این عوامل در چهار سطح می باشند که عوامل (کیفیت رفتار جامعه میزبان، کیفیت تجربه گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، رضایت گردشگر، خانواده گردشگر) در سطح اول و عوامل (حمل و نقل جاده ای مناسب، هویت مقصد، اعتماد به مقصد، شخصیت مقصد، امنیت اجتماعی) در سطح دوم و عوامل (غذاهای محلی، تنوع جاذبه های طبیعی، آداب و رسوم مقصد، گروه های مرجع) در سطح سوم و عامل طبقه اجتماعی گردشگر در سطح چهارم قرار دارند و عوامل (رضایت گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، کیفیت تجربه گردشگر، کیفیت رفتار جامعه میزبان) در خوشه وابسته، عوامل (گروه های مرجع، خانواده گردشگر، امنیت اجتماعی، شخصیت مقصد، تنوع جاذبه های طبیعی، هویت مقصد، غذاهای محلی، حمل و نقل جاده ای مناسب) در خوشه پیوندی و عوامل (طبقه اجتماعی گردشگر و آداب و رسوم مقصد) نیز در خوشه مستقل قرار دارند.
نتیجه گیری و پیشنهادات: وفاداری گردشگران به مقاصد گردشگری از موضوعات مهمی است که می تواند موفقیت یا عدم موفقیت مقاصد در زمینه جذب گردشگر را تبیین نماید؛ لذا پیشنهاد می شود مدیران با احیای برخی مشاغل سنتی و مراسم قدیمی به عنوان آداب و رسوم بومی شهر زمینه موفقیت را در جذب گردشگر فراهم کنند.
نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر با رویکرد ساختاری- تفسیری، علاوه بر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری در شهر بندرترکمن، جریان ها و موضوعات جدید را به پژوهشگران فعال در این حوزه پژوهشی نشان می دهد.
تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری (مورد مطالعه شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار از مفاهیم مهمی است که امروزه در مناطق روستایی مورد تأکید است. جهت پیاده سازی این مفهوم، بایستی از ظرفیت های متنوعی استفاده نمود که گردشگری از مهمترین آنها است. در راستای توسعه روستاها با رویکرد گردشگری عوامل مختلفی مؤثر هستند که برای نواحی نیمه خشک از جمله شهرستان آباده این عوامل متفاوت است. این شهرستان دارای جاذبه های گردشگری از نوع طبیعی و تاریخی-فرهنگی است که با توجه به موقعیت استقرار آن در مسیر شیراز، می توان جایگاه بهتری داشته باشد. هدف پژوهش تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری در نواحی نیمه خشک ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی و کارشناسان تشکیل داده که بر اساس فرمول کوکران 372 نفر در زمینه ساکنان و 50 نفر در زمینه کارشناسان به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که از دیدگاه جامعه محلی، 19 عامل در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری با تبیین 860/75 درصد مؤثر هستند. این عوامل در سه عامل کلان شامل برنامه ریزی اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی (069/55 درصد)، توسعه خدمات و دانش عمومی(528/14 درصد) و مدیریت، امنیت و آموزش(262/6) دسته بندی می شوند. همچنین از دیدگاه کارشناسان، به ترتیب مهمترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید در زمینه توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)؛ کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی(427/0)؛ امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی و همچنین افزایش سطح درآمد و اشتغال مردم روستاها به طور مشترک با وزن نهایی(375/0)؛ خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی(523/0) هستند. بهترین استراتژی برای تحقق توسعه پایدار روستایی گردشگری، استراتژی تنوع تعیین شد که مهمترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی آن است.
تحلیلی بر پیشایندهای اجتماعی- فرهنگی و آگاهی های زیست محیطی بر رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در حوزه مدیریت مصرف آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1306 - 1321
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف «تحلیلی بر پیشایندهای اجتماعی _ فرهنگی و آگاهی هایی زیست محیطی بر رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در حوزه مدیریت مصرف آب» در بین شهروندان کاشانی انجام شد. رویکرد پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی و مبتنی بر تکنیک پیمایش حضوری و نیز استفاده از ابزار پرسشنامه است. جامعه آماری شامل شهروندان بالای 18 سال شهر کاشان بوده که به روش تحلیل رگرسیونی 180 نفر به عنوان حجم نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ای برگزیده شدند. نتایج تحقیق در بخش توصیفی نشان داد که میانگین رفتار صرفه جویانه در مصرف آب برابر 9/90 و بالاتر از حد متوسط بود. یافته های استنباطی آشکار ساخت که ارتباطی معنی دار و مثبت بین دینداری و تعلقات دینی، فرهنگ محیط زیستی، نگرش به مصرف آب، آگاهی و دانش نسبت به مصرف آب و مسئولیت پذیری با گرایش به رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در مصرف آب وجود دارد. همچنین، دینداری و تعلقات دینی با مجموع اثر 745/0 و سپس متغیرهای فرهنگ زیست محیطی (327/0)، نگرش به مصرف آب (261/0) و مسئولیت پذیری (18/0) به ترتیب بیشترین اثر را بر رفتارهای صرفه جویانه در مصرف آب در میان شهروندان شهر کاشان نهاده و مجموع متغیرهای مورد بررسی 70 درصد از واریانس رفتارهای صرفه جویانه در مصرف آب را تبیین نمودند.
تحلیلی بر مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
185 - 207
حوزههای تخصصی:
مسکن مناسب، جزء اولین نیازهای بشر بوده است و کیفیت آن یکی از مؤلفه های مورد نظر انسان در ساخت آن است. امروزه به سبب گسترش شهرنشینی، به تأمین نیاز مسکن و ارتقاء کمی آن بیش از مسائل کیفی و مطلوبیت مسکن توجه شده است، این موضوع در مسکن حاشیه شهر که با مشکل کمبود مسکن روبه رو هستند، بیشتر نمود یافته است. بنابراین ضرورت توجه به مؤلفه های کیفی تأثیرگذار بر مطلوبیت مسکن در حاشیه شهرها بیشتر از زمان های دیگر اهمیت خود را آشکار می سازد. ازآنجاکه ابعاد کالبدی عینی ترین موضوع در ارزیابی و برنامه ریزی مسکن است؛ لذا هدف از انجام این پژوهش تبیین و تحلیل مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها می باشد. روش گردآوری داده ها و استخراج مؤلفه ها به صورت کتاب خانه ای – اسنادی بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی متن و تجزیه وتحلیل توسط نرم افزار MAXQDA جهت دسته بندی مفهومی مؤلفه ها و شناسایی معیارهای پژوهش و همچنین روابط بین مؤلفه ها استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش مؤلفه ها در 8 معیار دوام، استحکام و مقاومت مسکن؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم و الگو؛ تسهیلات رفاهی؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات بهداشتی؛ امکانات و خدمات؛ نمای ظاهری و سیمای بصری طبقه بندی شده است. روابط بین مؤلفه ها نیز گویای این است که مؤلفه های جنس و نوع مصالح، وضعیت مصالح، سازه و اسکلت، قوانین و مقررات ساخت وساز، امنیت مالکیت، مکان یابی مناسب، ایمنی در برابر مخاطرات طبیعی، ابعاد و اندازه فضاها، تعداد اتاق، نور و روشنایی، تهویه مناسب و جهت گیری بنا با یکدیگر بیشترین ارتباط را دارا می باشند. با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که بین مؤلفه های کالبدی مسکن مطلوب رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارتباط بین مؤلفه ها حاکی از آن است که معیارهای دوام، استحکام و مقاومت؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم الگو؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات رفاهی نیز با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
بررسی و تحلیل پیش بینی رفتار حفاظت از برق خانگی با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده، مطالعه موردی: خانوارهای روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
159 - 177
حوزههای تخصصی:
امروزه با افزایش جمعیت و با توجه به گسترش شبکه برق به روستاها و افزایش تعداد محور مصرف کنندگان، رفتارهای حفاظت از برق و صرفه جویی در مصرف برق دارای اهمیت فراوانی است. هدف از این مطالعه بررسی رفتار خانوارهای روستایی استان خوزستان با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده نسبت به حفاظت از برق بوده است. جامعه آماری پژوهش را خانوارهای روستایی دو شهرستان باغملک و حمیدیه در استان خوزستان (8450=N) تشکیل داده و با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 440 خانوار تعیین و از روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای تصادفی، خانوارها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای بود که روایی صوری آن توسط متخصصین شامل دو گروه اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی و کارشناسان سازمان آب و برق تأیید گردید. افزون بر این، برای تعیین میزان پایایی بخش های مختلف پرسشنامه، از پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد که بین 71/0 تا 95/0 بود و مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تجزیه وتحلیل مدل معادله های ساختاری نشان داد، متغیرهای هویت خود، نگرش، هنجار اخلاقی و هنجار ذهنی متغیرهای مؤثر بر قصد رفتاری خانوارهای روستایی به صورت مثبت و مستقیم و رفتار به صورت مثبت و غیرمستقیم می باشند و این متغیرها در نهایت توانستند به ترتیب 51 و 45 درصد از تغییرات متغیرهای قصد رفتاری و رفتار خانوارهای روستایی را برای حفاظت از برق خانگی پیش بینی کنند
آسیب شناسی گردشگری روستایی پایدار در مناطق روستایی مبتنی بر رویکرد ذینفعان گردشگری، مطالعه موردی: شهرستان سرعین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق حاضر آسیب شناسی گردشگری روستایی پایدار در مناطق روستایی که با کاربست رویکرد ذینفعان گردشگری صورت پذیرفته است. این رویکرد یکی از مدل های مرتبط با گردشگری و توسعه پایدار است که بسیاری از کشورها آن را اتخاذ کرده اند. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش به کاررفته در آن ترکیبی است. در فاز اول با استفاده از روش کیفی گروه کانونی با آسیب ها یا چالش های اصلی استخراج شده و در فاز دوم، با استفاده از روش کمی پیمایش اولویت بندی می گردند. ابزار مورداستفاده در فاز اول مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که جلسه یا پنل اول 8 خبره و در پنل دوم 7 خبره مشارکت داشتند. در فاز دوم، ابزار اصلی پرسشنامه می باشد که تعداد 32 خبره با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای شناسایی و به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند. مطابق با یافته های تحقیق، در فاز اول 193 گزاره خام استخراج شدند. سپس با استفاده از شیوه کدگذاری آتراید-استرلینگ 102 مضمون پایه، 47 مضمون سازمان دهنده و 7 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. مطابق با محاسبات انجام شده در فاز دوم، از میان ابعاد، بعد محیطی و کالبدی به عنوان اصلی ترین بعد آسیب پذیر گردشگری روستایی پایدار شناسایی شد. مطابق با نتایج تحقیق، آسیب های گردشگری روستایی پایدار تنها به یک یا چند عامل خاص محدود نمی شوند بلکه ابعاد مختلفی را در برمی گیرند. آسیب شناسی این نوع از گردشگری مبتنی بر رویکرد ذینفعان گردشگری موجب می شود تا ضمن دستیابی به منابع در دسترس در محیط روستایی، هم از دارایی های اقتصادی، طبیعی یا زیست محیطی محافظت کرد و هم از زمینه های فرهنگی و اجتماعی پشتیبانی و وقایت نمود
هم سنجی و مطالعه تطبیقی شاخص های مسکن شهرستان های منتخب استان خوزستان با بهره گیری از رهیافت شهر سالم
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
162 - 179
حوزههای تخصصی:
فقدان منابع کافی، ضعف مدیریت اقتصادی، نداشتن برنامه ریزی جامع مسکن و نارسایی هایی که در زیرساخت های اقتصادی وجود دارد از یک سو و افزایش جمعیت شهرنشین از سوی دیگر، تأمین سرپناه در کشورهای در حال توسعه را به شکلی پیچیده و چندبعدی درآورده است. از طرف دیگر، سالم بودن مسکن از ابعاد مختلف نقش مهمی در آسایش روحی و روانی ساکنان دارد. بنابراین، شناخت شاخص های مسکن سالم و تلاش در جهت تحقق سکونت گاه مطلوب، امری مهم در بحث شهر سالم و توسعه پایدار شهری می باشد. با عنایت به این مهم، هم سنجی و مطالعه تطبیقی شاخص های مسکن شهرستان های منتخب استان خوزستان با بهره گیری از رهیافت شهر سالم به عنوان هدف اصلی تحقیق در نظر گرفته می شود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، نظری-کاربردی و از نظر روش، دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد. در این مطالعه سعی گردیده 9 شاخص کمی و 2 شاخص کیفی مسکن، در سه سطح شهرستان های اهواز و آبادان، استان خوزستان و کشور ایران و در ادامه نیز با شهر سالم، به صورت تطبیقی و برمبنای مطالعات کتابخانه ای بررسی شود. تجزیه وتحلیل کمی داده ها نیز از طریق نرم افزار EXCEL صورت گرفت. تحلیل یافته ها نشان می دهد که، وضعیت شاخص های کمی و کیفی مسکن شهرستان های اهواز و آبادان نسبت به شاخص های مسکن استان خوزستان و کشور ایران، مطلوب و مثبت ارزیابی می شوند. هم چنین، شاخص های کمی و کیفی مسکن شهرستان های اهواز و آبادان، تداعی کننده معیارهای شهر سالم می باشند.
ارزیابی تاب آوری کالبدی محله های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی منطقه 12 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 58
حوزههای تخصصی:
یکی از قابل توجه ترین مسائل در بافت های فرسوده شهری امنیت کالبدی در زمان وقوع بحران است. لذا تاب آوری با افزایش توانایی محیطی، ایجاد آمادگی، ظرفیت های سازگاری و مقابله ای و کاهش اثرات منفی خطرات طبیعی و مصنوعی می تواند به طور چشم گیری آسیب ها را کاهش دهد. پژوهش حاضر با هدف ریشه یابی عوامل آسیب پذیری کالبدی منطقه 12 شهر تهران به دنبال افزایش تاب آوری منطقه است. تحقیق حاضر با ماهیت کاربردی به تحلیل میزان تأثیرات متغیرهای مؤثر در تاب آوری کالبدی در جامعه آماری 13 محله منطقه پرداخته است. منبع داده های موردبررسی؛ سرشماری مرکز آمار، طرح تفصیلی سازمان نوسازی و شهرداری است. بعد از انتخاب شاخص ها با استفاده از اجماع نظر خبرگان تعداد 10 شاخص جهت رسیدن به اهداف پژوهش انتخاب شده است. بعد از استخراج میزان اهمیت هر شاخص با روش ANP، تاب آوری کالبدی با استفاده از روی هم گذاری لایه ها و روش (MCDM) در محیط نرم افزار GIS تاب آوری فیزیکی به دست آمده سپس از طریق میانگین هندسی تاب آوری نهایی استخراج گردید. جهت تحلیل عوامل مؤثر در تاب آوری نهایی نیز از روش رگرسیون جغرافیایی (GWR) استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که محلات فرسوده شهری به خودی خود تاب آوری فیزیکی بسیار پایین تری نسبت به سایر بافت های شهری دارند. همچنین 3 عامل استحکام، فاصله از ایستگاه آتش نشانی و دسترسی به فضاهای سبز عمومی نقش تعیین کننده در تاب آوری را بر عهده دارند. شناخت زمینه های آسیب پذیری بافت های فرسوده می تواند در ارتقا تاب آوری و معضل بافت های فرسوده شهری در برابر زلزله کمک نماید.
تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1115 - 1127
حوزههای تخصصی:
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.
متاورس؛ فرصت ها و چالش ها در پایداری شهرهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
متاورس، به عنوان یک جهان مجازی موازی، با بهره گیری از فناوری های پیشرفته نظیر هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و دوقلوهای دیجیتال، به یکی از مفاهیم کلیدی در بازتعریف زندگی شهری و توسعه شهرهای آینده تبدیل شده است. این فناوری پتانسیل ایجاد تحولاتی بنیادین در نحوه زندگی، کار، تعاملات اجتماعی و مدیریت شهری را داراست. هدف این پژوهش، بررسی جامع تأثیرات متاورس بر پایداری زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی شهرهای هوشمند است و با بهره گیری از روش کیفی و تحلیل محتوای اسناد علمی به انجام رسیده است. در تحلیل داده ها از روش کدگذاری موضوعی استفاده می شود که در آن مفاهیم کلیدی استخراج و در دسته بندی های مرتبط مانند چالش ها، فرصت ها و نقش های متاورس در پایداری شهری قرار می گیرند. یافته ها نشان می دهند که متاورس می تواند از طریق بهینه سازی مدیریت منابع، کاهش مصرف انرژی در حمل ونقل فیزیکی، و ایجاد فرصت های جدید برای تعاملات اجتماعی مجازی، نقش بسزایی در تقویت پایداری شهری ایفا کند. همچنین، متاورس با ارائه محیط های شبیه سازی شده برای آموزش، طراحی شهری و برنامه ریزی، به بهبود فرآیندهای تصمیم گیری کمک می کند. این فناوری می تواند ابزار مؤثری برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی از طریق مدل سازی دقیق و اجرای سیاست های هوشمند باشد. بااین حال، توسعه متاورس با چالش های قابل توجهی نیز همراه است، از جمله مصرف بالای انرژی برای زیرساخت های دیجیتال، تعمیق شکاف های اقتصادی و اجتماعی ناشی از دسترسی نابرابر به فناوری، و نگرانی های اخلاقی و حریم خصوصی. علی رغم این چالش ها، نتایج پژوهش نشان می دهد که متاورس ظرفیت بی نظیری برای بازتعریف محیط های شهری و تقویت ابعاد مختلف پایداری دارد و افق های جدیدی برای تحقیقات و نوآوری های آینده فراهم می کند
بررسی و تحلیل سنجش شاخص های شهر هوشمند در زیست پذیری شهر اهواز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
647 - 663
حوزههای تخصصی:
شهرها امروزه با مسایل زیست محیطی بسیاری از جمله، وجود کاربری ها و فعالیت های ناسازگار و مزاحم درسطح شهر، توسعه ی بیش از حد صنایع ، نبود سیستم دفع فاضلاب شهری، وجود مرکز عظیم دفن زباله ها درحومه های شهر و غیره دست به گریبان هستند. در چنین فضایی توجه به مولفه های محیط زیست شهر و توسعه پایدار هوشمند یکی از مهمترین اولویت برنامه ریزان و سیاستگذاران است که ضروری به نظر می رسد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و شهروندان است، حجم نمونه از طریق کوکران 377 نفر بدست آمده آمده است. شاخص های مورد استفاده شامل ؛ زیرساخت های هوشمند، حمل و نقل هوشمند، مدیریت انرژی هوشمند، مدیریت پسماند هوشمند، کیفیت هوا و آب هوشمند، خدمات شهری هوشمند، اقتصاد هوشمند، آب و فاضلاب، فضای سبز شهری، حمل و نقل عمومی، آموزش و آگاهی محیط زیستی، پایداری و نوآوری شهری) می باشند. بر اساس رتبه بندی بدست آمده مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر پایداری زیست محیطی، متغییر اقتصاد هوشمند و حمل ونقل هوشمند بدست آمدند.
تبیین وضعیت معیارهای شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین (نمونه موردی: شهر میاندوآب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : با توجه به روند صعودی تعداد جمعیت سالمندان در میاندوآب، اهمیت بررسی وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند را در این شهر نمایان می سازد به طوری که با تبیین وضعیت این معیار ها در این شهر می توان چشم اندازی از مسیر توسعه پایدار این شهر تدوین نمود. بنابراین هدف اصلی این پژوهش تبیین وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین سالمند در شهر میاندوآب می باشد. داده و روش : روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و دارای هدف کاربردی می باشد. جمع آوری داده ها در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ساکنین بالای 65 سال شهر میاندوآب می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد حجم نمونه 364 نفر برآورد شده است که به صورت تصادفی ساده در محدوده موردمطالعه توزیع گردیده است. در این پژوهش، برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل واکر مایکل (1996) ماتریس رضایت اهمیت و برای ارزیابی ساختار جمعیتی از فرمول معیار سالخوردگی استفاده شده است. یافته ها : پردامنه ترین مقادیر IS برای زیرمعیارهای معرف وابسته به هشت معیار اصلی پژوهش عبارت اند از: 7144/0 (مسکن)، 5705/0 (مشارکت اجتماعی)، 5649/0 (احترام و پذیرش اجتماعی)، 7149/0 (مشارکت مدنی و اشتغال)، 4689/0 (ارتباطات و اطلاعات)، 4440/0 (حمایت اجتماعی و خدمات درمانی)، 6295/0 (فضاها و ساختمان های بیرونی) و 5104/0 (حمل ونقل). با توجه به میزان IS برای زیرمعیارهای شهر دوستدار سالمند در میاندوآب و نظر به درصد اهمیت و رضایت آن ها، دو استراتژی افزایش تأکید بر وضع موجود و تثبیت تأکید فعلی مناسب و توجیه پذیر است. نتیجه گیری : هرم جمعیتی میاندوآب در آینده به مسیری می رود که افراد بالای ۶۰ سال شمار زیاد و بالایی از جمعیت را دربر می گیرد. میانگین نهایی IS معیارهای پژوهش نشان می دهد که فضاها و ساختمان های بیرونی (5497/0)، مشارکت مدنی و اشتغال (5433/0)، مسکن (4961/0)، مشارکت اجتماعی (4469/0)، احترام و پذیرش اجتماعی (4354/0)، حمایت اجتماعی و خدمات درمانی (3993/0)، حمل ونقل (3732/0) و ارتباطات و اطلاعات (3683/0) به ترتیب در رتبه اول تا هشتم قرار دارند که به طورکلی نشانگر تطبیق سلسله مراتبی کمی با استراتژی های مدون هرکدام از زیرمعیارهای مرتبط است. ایجاد شهرِ دوستدارِ سالمندِ پویا به تأمین شرایط مبتنی بر سیاست ها، ساختارها، راهبردها، برنامه ها، امکانات و خدمات شهری بستگی دارد.
تحلیل معیارهای کالبدی-مدیریتی موثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده (مطالعه موردی: فضاهای سبز شهری آستارا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارک ها به عنوان فضاهای سبز شهری، در مواقع بحران نقش کلیدی در ارائه خدمات امدادی دارند و می توانند به عنوان مراکز اسکان موقت، جمع آوری و حتی ارائه خدمات اولیه عمل کنند. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل معیارهای کالبدی مدیریتی مؤثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده با تمرکز به فضاهای سبز شهری آستارا است. پژوهش حاضر کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی و کیفی طراحی شده است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه استفاده شده که شامل گویه های مختلف در زمینه کالبدی و مدیریتی طراحی شد تا داده های کمی از نظر کارشناسان جمع آوری شود. همچنین، از داده های شهر آستارا برای تحلیل وضعیت فعلی پارک ها و نیازهای مربوط به فضاهای اسکان اضطراری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تست در SPSS و تحلیل عاملی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که عناصر کالبدی مانند کیفیت زیرساخت ها (58/2)، تناسب فضای سبز (50/2) و ایمنی سازه ها (4/2) وضعیت نامطلوبی دارند. از سوی دیگر، در عناصر مدیریتی، سطح آمادگی مدیریتی برای مدیریت بحران (47/3) و دسترسی سریع به پارک ها (07/3) نسبت به سایر متغیرها عملکرد بهتری داشته اند. تحلیل عاملی پنج عامل شامل تاب آوری و آمادگی مدیریتی، کارآمدی و دسترسی پذیری، کارآمدی مدیریت در شرایط بحران، زیرساخت و ایمنی یکپارچه و پایداری مدیریتی و تجهیزاتی شناسایی کرد در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که فضاهای سبز شهر آستارا در حال حاضر قادر به ایفا کردن نقش مؤثر خود در مواقع بحران نیستند و نیازمند بهبود در عناصر کالبدی و مدیریتی هستند. لذا، به منظور ارتقاء تاب آوری شهری، توجه به این عوامل ضروری است.
امکان سنجی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
123 - 141
حوزههای تخصصی:
شهر هوشمند به عنوان محور تحول و توسعه هزاره مطرح شده و به معنای گشایش مفاهیمی نو در برنامه ریزی شهری است که قابلیتهای جهان واقعی و مجازی را برای حل مشکلات شهری با هم ترکیب میکند. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و جامعه آماری کلیه ساکنین شهر مهاباد (پرسشنامه خانوار ) و کارشناسان خبره و آشنا به محدوده مورد مطالعه شهر مهاباد با زمینه تخصصی در زمینه شهر هوشمند ( پرسشنامه متخصصین) می باشد. هدف از این مطالعه بررسی و تحلیل ضرورتهای شهر مهاباد برای هوشمند شدن وضعیت شهر مهاباد از منظر شاخص های شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی و ارائه اقدامات و راهبردهای مقتضی برای هوشمند شدن شهر مهاباد و تبیین نتایج و دستاوردهای احتمالی ناشی از تحقق حکمروایی هوشمند و ارائه الگو در شهر مهاباد است. نتایج بررسی در زمینه شاخصهای شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی در شهر مهاباد نشان میدهد که دو بعد اساسی حکمروایی مشارکت شراکت و همکاری و نظام تصمیم گیری پایین تر از حد متوسط می باشند که حکایت از نقش و جایگاه ضعیف شهروندان در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری دارد برای تحقق شهر هوشمند در مهاباد قانون گذاری تدوین سیاستهای یکپارچه و داشتن چشم انداز بلند مدت ضروری است. در صورت تحقق حکمروایی هوشمند میتوان شاهد بهبود ،شهر تغییر شرایط دولت در مقابل سایر بازیگران و تغییر سازمان یافته دولت بود.
تأثیر مؤلفه های چهارگانه دل بستگی به مکان بر رضایت مکانی دانشجویان از دانشگاه (نمونه موردی: دانشکده فنی دانشگاه آیت الله بروجردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
65 - 80
حوزههای تخصصی:
باوجود اهمیت دل بستگی به مکان برای دانشجویان دانشگاه، به دلیل تأثیرات آن بر کارایی تحصیلی، سلامت عاطفی و روابط بین فردی، تاکنون پژوهشی درباره تأثیر مؤلفه های چهارگانه دل بستگی مکانی (متغیر مستقل) بر رضایت از مکان (متغیر وابسته) در محیط دانشگاه انجام نشده است. این مقاله با در نظر گرفتن یک ساختار چهاربعدی برای دل بستگی به مکان شامل: هویت مکانی، وابستگی مکانی، علائق مکانی و پیوند اجتماعی با مکان، به بررسی متغیرهای دل بستگی و رضایت از مکان پرداخت و درنهایت به این سؤال پاسخ داد که آیا دل بستگی به مکان، رضایت از مکان را پیش بینی می کند. روش پژوهش پیمایش کمی بوده است و نمونه مورد بررسی 98 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آیت الله بروجردی هستند که بین آن ها پرسش نامه استاندارد توزیع شده است. به منظور تحلیل داده ها؛ از رگرسیون خطی چندگانه برای پاسخ به سؤال های پژوهش و آزمون تی مستقل و آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی ارتباط متغیرهای تحقیق با ویژگی های جمعیت شناختی بهره برده شد. نتایج حاکی از پیش بینی پذیری رضایت از مکان توسط دل بستگی به مکان در بستر موردنظر است و از بین متغیرهای مورد بررسی، به ترتیب علائق مکانی، هویت مکانی و وابستگی مکانی بیشترین اثر مثبت را در پیش بینی رضایت دارند و پیوند اجتماعی با مکان و رضایت از مکان، فاقد ارتباط معنادار هستند. نتایج این مطالعه می تواند به درک بهتر عوامل مؤثر بر رضایت دانشجویان از محیط دانشگاهی کمک کند.
بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن گروه های کم درآمد، نمونه موردی: مسکن مهر شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۱)
105 - 122
حوزههای تخصصی:
مسکن به مثابه یک نیاز اساسی همواره یکی از چالش های برنامه ریزی دولت ها در چند دهه گذشته بوده است. الگوهای تأمین مسکن برای این گروه نقش کلیدی در رفاه و ثبات زندگی آنها و توسعه کشوردارد. در تجربه چند دهه گذشته الگوهای گوناگونی برای تأمین مسکن کم درآمدها به کار گرفته شده که دستاورد آنها متفاوت بوده است و نکته اساسی این است که پس از صرف منابع مالی چشمگیر و اجرای برنامه ها هنوز مسکن به عنوان نیاز اساسی بسیاری از گروه های تهی دست نقش اصلی را شرایط نامطلوب زندگی آنان دارد. در این راستا هدف از مقاله حاضر، تمرکز بر بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد در شهر مهاباد قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر نتایج از نوع پژوهش های کاربردی بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحقیق کمی و از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 9945 نفر است که با استفاده از تکنیک کوکران تعداد 376 نفر نمونه به دست آمده است که برای اطمینان بیشتر 420 پرسش نامه در بین ساکنان سه پروژه سیدآباد، مکریان و شهرک کارمندان توزیع، گردیده است. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SmartPLS صورت گرفته است و نتایج بر اساس مؤلفه ها و ضرایب مسیر تفسیر شده اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی جزء عوامل کلیدی در موفقیت الگوهای تأمینی مسکن گروه های کم درآمد در شهر مهاباد محسوب می شوند. معناداری تأثیر این عوامل بر موفقیت الگوهای تأمینی مسکن باتوجه به کسب مقادیر t-value بیشتر از 1.96 و مقادیر p-value کمتر از 0.05، مورد تأیید قرار گرفت.
بررسی خشکسالی های شدید و فراگیر حوضه های آبریز ایران در 30 سال اخیر
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
48 - 64
حوزههای تخصصی:
خشکسالی به عنوان مهمترین مخاطره طبیعی، همه ساله در مناطق وسیعی از کره زمین خسارات زیادی اعم از اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، اجتماعی و امنیتی به وجود می آورد. بدون تردید، نخستین گام مقابله با خشکسالی و پیامدهای آن، شناخت و درک دقیق این پدیده و تأثیرات ناشی از آن در همه ابعاد است. برای نیل به این منظور؛ در پژوهش حاضر به بررسی خشکسالی های شدید و فراگیر حوضه های آبریز ایران در 30 سال اخیر با استفاده از داده های بارش روزانه ایستگاه-های همدید و کلیماتولوژی کشور با دست کم 30 سال آمار پرداخته شد. برای تعیین شدت خشکسالی در ایران نیز از نمایه بارش استاندارد استفاده گردید. شواهد حاکی از این است که در حال حاضر، اغلب مناطق ایران خشکسالی های شدید و بسیار شدید را تجربه می کنند. سهم ترسالی ها در کشور بسیار ناچیز است و فقط نیمه شمالی ایران در حوضه آبریز دریای مازندران و کرانه های جنوبی آن در مجاورت با جنگل ها و رودخانه های دائمی و همچنین گره گاه کوهستانی شمال غرب کشور در حوضه آبریز دریاچه ارومیه در همسایگی جنوب آن با سدها و رودخانه های فراوان، ترسالی اندکی را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج نشان داد که نیمه شرقی و مرکزی ایران در حوضه های آبریز مرز شرقی، قره قوم و فلات مرکزی، در قلمروی خشکسالی های شدید هستند. همچنین روند تغییرات بلندمدت بارش و خشکسالی نشان می دهد که بارش سالانه در ایران با آهنگ 17/1 میلیمتر در سال، روند کاهشی دارد و انواع طیف خشکسالی در کشور، روندی افزایشی ثبت کرده اند. به طور کلی می توان گفت، خشکسالی در کشور ایران هم شدت گرفته و هم فراگیر شده است و محدود به مناطق گرم و خشک داخلی نیست و حتی در نیمه شمالی، شمال غربی و غرب ایران نیز رخنه کرده است. ضمن اینکه، ترسالی ها در ایران بسیار اندک، متمرکز و از پدیده لانه گزینی اقلیمی تبعیت می کند.
طراحی میان افزای بافت ارزشمند تاریخی شهر با به کارگیری «ارزیابی بصری دقیق» (مورد پژوهی: محور اصلی پامنار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
20 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه مباحث پیرامون طراحی شهری و رابطه آن با بافت های تاریخی از دهه ۱۹۶۰ میلادی به یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و معماران تبدیل شده است. امروزه، رویکردهای یکپارچه گرا و توسعه پایدار، گفتمان غالب در این حوزه است که در بطن آن، «توسعه میان افزا» به عنوان راهکاری برای احیای بافت های کهن و جلوگیری از تخریب آن ها مطرح می شود. با این حال، ادغام معماری جدید در بافت های تاریخی یک چالش بزرگ است و به توجه دقیق به ویژگی های معماری و زیبایی شناسی برای حفظ سازگاری با میراث شهری نیاز دارد. یکی از مشکلات اساسی در شهرهای معاصر، به ویژه در بافت های تاریخی، آشفتگی بصری ناشی از طراحی های ناهماهنگ است؛ جایی که هر مالک، نمای ساختمان خود را بدون توجه به بناهای مجاور و فقط بر اساس منافع شخصی طراحی می کند. این امر به ایجاد منظر شهری گسسته و مغشوش منجر می شود و ضرورت تدوین ضوابط مشخص برای نماسازی را دوچندان می کند. محله پامنار، به عنوان یکی از محلات قدیمی و ارزشمند تهران قدیم در محدوده عودلاجان، نمونه بارزی از این چالش هاست. این محله با داشتن پیشینه غنی، نیازمند توجه ویژه به نمای بصری محورهای عمومی خود است. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر از تکنیک «ارزیابی بصری دقیق» (Accurate Visual Representation - AVR) به عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی منظر فرهنگی و هدایت توسعه پایدار در بافت های تاریخی بهره می برد. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه می توان با بهره گیری از تکنیک AVR و شناسایی شاخص های کلیدی کیفیت بصری، به راهبردها و ضوابطی کارآمد برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار دست یافت که ضمن هماهنگی با منظر تاریخی، به ارتقای هویت و سرزندگی این محله کمک کند؟ اهداف این مطالعه شامل شناسایی شاخص های مهم کیفیت بصری، تعیین جایگاه ابزارهای پایش بصری در فرایند طراحی و در نهایت، تدوین و ارائه ضوابط طراحی برای بناهای میان افزا در این محله است. در حالی که پژوهش های پیشین عمدتاً از روش های توصیفی تحلیلی استفاده کرده اند ، این مطالعه با به کارگیری روش آمیخته و تمرکز بر دیدگاه ساکنان ، به دنبال ارائه راهکارهای عملی و افزودن به غنای دانش موجود در این حوزه است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با روش تجزیه وتحلیل آمیخته به بررسی هویت بصری در طراحی بناهای میان افزای محله پامنار تهران پرداخته است. جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار اصلی پژوهش، یعنی پرسشنامه، انجام شد. پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت طراحی شد و روایی آن توسط سه نفر از خبرگان حوزه شهرسازی و معماری تأیید شد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان محله پامنار تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد، ۶۸ نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. چارچوب نظری پژوهش بر اساس شش مؤلفه کیفیت محیط شهری کرمونا (۲۰۲۱) شامل مؤلفه های کالبدی، ادراکی، اجتماعی، بصری، عملکردی و زمانی بنا شده است. تحلیل داده ها در دو بخش ذهنی (از طریق پرسشنامه) و عینی (با استفاده از مدل AVR) صورت گرفت. تکنیک AVR به عنوان یک ابزار پیشرفته، تصاویر واقعی (عکس) را با مدل های سه بعدی از طرح های پیشنهادی ترکیب می کند تا یک نمایش بصری دقیق و واقع گرایانه از آینده منظر شهری ارائه دهد. این ارزیابی در چهار سطح استاندارد انجام شد: سطح صفر (تعیین مکان و اندازه)، سطح 1 (افزودن میزان دید)، سطح 2 (افزودن فرم معماری) و سطح 3 (افزودن مصالح). برای تضمین دقت، هر ارزیابی AVR همراه با یک «بیانیه روش» ارائه شد که جزئیات فنی و تصمیمات اتخاذ شده را شرح می دهد. در نهایت، به منظور تدوین ضوابط نهایی، یک پنل خبرگان متشکل از ۱۴ نفر تشکیل شد و با استفاده از روش اشباع نظری، راهبردها و ضوابط طراحی استخراج و اعتبارسنجی شد. یافته ها تحلیل داده های جمعیت شناختی نشان داد جامعه نمونه عمدتاً جوان (91/17 درصد بین ۲۰ تا ۴۰ سال) ، تحصیل کرده (82/35 درصد دارای مدرک کارشناسی) و متشکل از دیدگاه های متنوعی از جمله عابران، شاغلان و ساکنان است. نتایج تحلیل توصیفی پرسشنامه ها (جدول ۲) چالش ها و ظرفیت های مهمی را در بافت پامنار آشکار ساخت. مهم ترین یافته، «هماهنگی پایین بین ساختمان های جدید و قدیم» بود که 30/88 درصد از پاسخ دهندگان آن را «خیلی کم» ارزیابی کردند و این موضوع چالش اصلی در طراحی میان افزا را نشان می دهد. رضایت از عناصر بصری کلیدی مانند «خط آسمان» (32/35 درصد متوسط) و «طرح های رنگی فضاهای عمومی» (42/65 درصد متوسط) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. در مقابل، یافته ها نشان دهنده یک قوت بزرگ بود: «تأثیر نشانه های تاریخی و معماری منحصربه فرد بر هویت بافت» که 32/35 درصد آن را «خیلی زیاد» دانستند. همچنین، ترجیح بالایی برای استفاده از مصالح سنتی مانند «آجر» (38/24 درصد زیاد) و «مصالح ترکیبی» (39/71 درصد زیاد) مشاهده شد که پتانسیل بالایی برای طراحی های زمینه محور فراهم می کند. وجود «فضاهای جلب کننده توجه و توقف» نیز (32/35 درصد خیلی زیاد) نشان دهنده ظرفیت بالای محله برای تعاملات اجتماعی است. در بخش تحلیل عینی، تکنیک AVR در سه مطالعه موردی در محور پامنار به کار گرفته شد. نتایج کاربرد این فن، اثربخشی آن را در ارائه راه حل های طراحی تأیید کرد: AVR0 و AVR1: مکان های بهینه برای ساخت وساز شناسایی شد که کمترین تأثیر منفی را بر منظر تاریخی داشته و با ریتم بصری خیابان هماهنگ بودند. AVR2: فرم های معماری متناسب با تناسبات سنتی محله طراحی شد که ضمن نوآوری، هماهنگی زمینه ای را تقویت می کردند. AVR3: با پیشنهاد مصالحی مانند آجر و سنگ که با ترجیحات ساکنان نیز همخوانی داشت ، طرح هایی ارائه شد که بالاترین سطح انسجام بصری را داشتند. تحلیل مقایسه ای نشان داد طرح های سطح 3 (AVR3) به میزان ۸۵ درصد با معیارهای زمینه تاریخی (شامل مقیاس، مصالح و ریتم نما) همخوانی داشتند. این یافته، ظرفیت AVR را برای رفع شکاف میان سنت و نوآوری و ایجاد یک زبان بصری مشترک به اثبات رساند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت یک چارچوب عملیاتی برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار با استفاده از فن AVR تدوین کرد. یافته ها نشان داد اگرچه در حال حاضر هماهنگی پایینی بین بناهای جدید و قدیم وجود دارد ، اما شناخت قوی هویت تاریخی و ترجیح مصالح سنتی توسط جامعه محلی، یک بستر ارزشمند برای توسعه های آتی فراهم می کند. در پاسخ مستقیم به سؤال پژوهش، تکنیک AVR ابزاری مؤثر و نظام مند برای تدوین راهبردها و ضوابط طراحی میان افزا است. این تکنیک با فراهم سازی امکان تجسم دقیق و اصلاح طرح ها، هماهنگی با منظر تاریخی پامنار را تضمین می کند. به طور مشخص، AVR از طریق تعیین موقعیت بهینه (سطح صفر)، اطمینان از سازگاری با ریتم بصری (سطح ۱)، تعریف فرم های متناسب (سطح ۲) و انتخاب مصالح همخوان (سطح ۳)، به طور مستقیم به رفع چالش هماهنگی پایین کمک می کند. این ابزار همچنین با ارائه پیش نمایش های واقع گرایانه، به بهبود عناصری مانند خط آسمان و طرح های رنگی که رضایت متوسطی از آن ها وجود داشت، یاری می رساند. این مطالعه در مقایسه با پژوهش های پیشین، ضمن تأیید ظرفیت باز استفاده تطبیقی در بافت های تاریخی (مشابه الجیلانی، (۲۰۲۰) و بوچانی و همکاران (2021)) ، با بهره گیری از AVR به عنوان یک ابزار دقیق، رویکردی نوآورانه تر و کاربردی تر از چارچوب های کلی پیشین ارائه می دهد. قوت اصلی پژوهش، معرفی AVR به عنوان ابزاری است که با کاهش وابستگی به تفسیر ذهنی و افزایش دقت ، نه تنها انسجام بصری را تقویت می کند، بلکه فرایند اجماع سازی میان ذی نفعان را نیز تسهیل می کند. در نهایت، بر اساس اجماع پنل خبرگان، مجموعه ای جامع از راهکارها و ضوابط طراحی در شش مؤلفه اجتماعی، کالبدی، ادراکی، بصری، عملکردی و زمانی ارائه شد (جدول ۳) که می تواند به عنوان یک منبع کاربردی برای توسعه پایدار محله های تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. برای پژوهش های آتی، بررسی تأثیرات بلندمدت طرح های اجرا شده با AVR و توسعه مدل های مشارکتی با استفاده از این فن پیشنهاد می شود.
واکاوی بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
17 - 35
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، موضوع مشارکت شهروندان، بی تفاوتی اجتماعی و سیاست های شهری به یکی از محورهای کلیدی تحقیقات اجتماعی و شهری تبدیل شده است. بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که کارآمدی و موفقیت سیاست های شهری را تحت تأثیر قرار می دهد. این بی تفاوتی ناشی از عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی بوده و یکی از دلایل اصلی آن را می توان رشد سریع شهرنشینی، گسترش فردگرایی و افزایش دغدغه های شخصی شهروندان دانست. در چنین شرایطی، افراد توجه کمتری به امور عمومی و سیاسی نشان داده و میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد. شورای اسلامی شهر، به عنوان نهادی کلیدی در حساس سازی شهروندان نسبت به امور شهری، تاکنون اقدامات مؤثری برای جلب مشارکت عمومی انجام نداده است؛ موضوعی که موجب تشدید بی تفاوتی اجتماعی در شهر تهران شده است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران و با استفاده از روش تحقیق آمیخته انجام شده است. در مرحله نخست داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان جمع آوری و با روش کدگذاری تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته های کمی پژوهش نشان داد که سطح بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر کمتر از حد متوسط است. همچنین نتایج بخش کیفی بیانگر آن است که ریشه های بی تفاوتی در هفت مضمون اصلی شامل عوامل مرتبط با شورا، سیاسی، روان شناختی، فرهنگی-اجتماعی، جمعیت شناختی، اقتصادی و مدیریتی قرار می گیرد که هرکدام دارای شاخص های مشخصی هستند