ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۶۱.

ارزیابی دقت مدلهای فرا ابتکاری در شبیه سازی دبی رودخانه کرخه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
اندازه گیری دبی رودخانه همواره یکی از چالش های اساسی در مدیریت رودخانه است. استفاده از ابزارهای دقیق برای محاسبه آن ضروری است. روش های عددی، تحلیلی، هوش مصنوعی و تجربی، رایج ترین روش ها برای اندازه گیری جریان روزانه رودخانه هستند. در این تحقیق، یک مدل هوشمند ترکیبی مبتنی بر رویکرد مدل رگرسیون بردار پشتیبان برای شبیه سازی دبی رودخانه توسعه داده شده است. بدین منظور در این پژوهش از سه الگوریتم بهینه سازی شامل موجک، تفنگدار خلاق و عنکبوت بیوه سیاه برای شبیه سازی دبی رودخانه استفاده شد. جهت مدلسازی از آمار و اطلاعات ایستگاه های هیدرومتری حوضه آبریز کرخه شامل چم انجیر، کشکان، پل زال و جلوگیر بعنوان مطالعه موردی طی4 سناریو ترکیبی از پارامترهای ورودی در سالهای 1372 تا 1402 استفاده شد. به منظور ارزیابی عملکرد مدلها از معیارهای ارزیابی ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. همچنین جهت تحلیل نتایج مدلها از نمودار پراکنش و خطای نسبی و تیلور استفاده شد. نتایج نشان داد سناریو های ترکیبی در مدلهای مورد بررسی باعث بهبود عملکرد مدل می شود. همچنین نتایج حاصل از معیار ارزیابی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک دارای ضریب همبستگی 974-941/0 ، ریشه میانگین مرعات خطا (m3/s) 054-022/0 ، میانگین قدر مطلق خطا (m3/s) 011-025/0 و ضریب نش ساتکلیف 986-962/0 در مرحله صحت سنجی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان می تواند رویکردی موثر در پایداری مهندسی رودخانه باشد.
۳۶۲.

سناریونویسی کیفی در توسعه حکمروایی چند سطحی شهری در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
اهداف تحقیق حاضر در دو حوزه نظری و تجربی تنظیم شده است. هدف نظری عبارت است از، تعیین عوامل اثرگذار بر توسعه حکمروایی چندسطحی شهری. هدف تجربی تحقیق بر تدوین سناریوهای توسعه حکمروایی چندسطحی شهری کلانشهر تهران در افق 1412 تاکید دارد. روش تحقیق، روش ترکیبی است. هدف اول با استفاده از روش کیفی ارزیابی شد. در ابتدا تحقیقات انجام شده در دو حوزه حکمروایی شهری و حکمروایی چند سطحی جمع آوری گردیدند. در حوزه حکمروایی شهری، تحقیقات متعددی انجام شده و شاخص های آن در تمامی تحقیقات ثابت است. در حوزه حکمروایی چند سطحی، در جستجوی مطالعات داخلی، دو مقاله و در جستجوی منابع خارجی، 41 مقاله بدست آمد. در جستجو منابع خارجی، پایگاه Web of Science، انتخاب گردید. اسناد جمع آوری شده به روش تحلیل محتوا، تحلیل گردیدند و عوامل موثر بر توسعه حکمروایی چند سطحی شهری شناسایی شدند. برای تحقق هدف دوم، روش سناریونویسی اکتشافی بکار گرفته شد که مبتنی بر مکتب منطق شهودی است. بر اساس تلفیق چند فرآیند سناریونویسی اکتشافی، مراحل تدوین سناریو در 9 گام تعریف شد. عوامل بدست آمده در هدف اول، به عنوان عوامل موثر در سناریونویسی استفاده شدند. در این فرآیند 9 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و 27 پرسشنامه تکمیل گردید. نتایج نشان داد که 13 عامل در توسعه حکمروایی چند سطحی شهری موثر هستند. با استفاده از ماتریس ویلسون، 8 عامل به عنوان پیشران انتخاب شدند. سناریوها با استفاده از ماتریس مورفولوژیک توسعه یافتند. سه سناریو تدوین شده "حکومت شهری محتسب"، "حاکمیت شهری بلدیه" و"مدیریت شهری کارآمد" نامگذاری شدند.
۳۶۳.

واکاوی ناکارآمدی مداخله و زوال یافتگی در پهنه میراثی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۳۰
پهنه های میراثی در بیشتر شهرهای ایران برخلاف ارزش های نهفته در آن پاسخ گوی نیازهای امروزی ساکنان اصلی خود نبوده و بدین سبب با پدیده ناکارآمدی و زوال مواجه اند. مدا خله های صورت پذیرفته با نام بهسازی، نوسازی و یا بازآفرینی نیز گاهی از طریق تخریب و رهاشدگی بناهای واجد ارزش، قرارگرفتن پهنه در خدمت سود و کالایی سازی فضا، جابه جایی های ناخواسته مردم، نارضایتی های گسترده باشندگان (مردم)، تضعیف و تخلیه اجتماعات محلی، ایجاد فضاهای رها شده و بلاتکلیف و بروز آسیب های اجتماعی این زوال را شدت بخشیده اند. افت وخیزهای پهنه میراثی 378 هکتاری شهر شیراز و آسیب های احتمالی وارد شده به آن ناشی از طرح های متعدد مرمت، نوسازی و بهسازی، برخلاف اهداف و سیاست های برنامه های فرادست، روند فرساینده تخریب ارزش های کالبدی و معنایی این مکان تاریخی-فرهنگی را سبب شده است. نوشتار حاضر بر آن است در پهنه میراثی شهر شیراز به عنوان نمونه مطالعاتی، به تبیین عوامل ناکارآمدی و زوال پهنه های میراثی بپردازد. در این پژوهش در چارچوب الگوواره پژوهش کیفی و رویکرد قیاسی، داده های موردنیاز با انجام مصاحبه های عمیق از منتقدان و پیروان این مداخله ها گردآوری و بر پایه تکنیک تحلیل مضمون، بر اساس رویکرد شش مرحله ای براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شده است. بر پایه یافته های پژوهش، چهار پیشران و محرک اصلی شامل کالایی سازی و اعیانی سازی، وجود روابط و شبکه قدرت (تعارض منافع)، فساد و ضعف خودآگاهی و هویت مندی محلی (شهری) به مثابه عوامل اصلی تشدید زوال یافتگی پهنه میراثی و ناکارآمدی مداخله های صورت گرفته شناسایی شد. درنهایت مدلی سببی مشتمل بر ریشه ها و پیامدهای ناشی از پیشران های شناسایی شده به نام مدل تودرتوی زوال یافتگی و ناکارآمدی مداخله در پهنه های میراثی تدوین و پیشنهاد شد.
۳۶۴.

Explaining and Analyzing the Impact of Smart Living on Urban Security Development in the City of Semnan(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
BACKGROUND AND OBJECTIVES: With rapid population growth and increasing urban complexities, there is a need for innovative and practical solutions. In this context, smart living can play a fundamental role in improving urban security. This study aims to explain and analyze the impact of smart living on the development of urban security in the city of Semnan. METHODS: The research method is descriptive-analytical and statistical, conducted through a mixed approach (quantitative and qualitative). Quantitative data were collected using a standardized questionnaire from a sample of 384 citizens, and qualitative data were gathered through semi-structured interviews with 30 urban and security experts. For data analysis, SPSS and AMOS software were used for the quantitative section, and thematic analysis along with the SOAR technique were employed for the qualitative section. FINDINGS: Statistical analysis using Pearson’s correlation coefficient shows a positive relationship between smart living and urban security in Semnan, with a correlation value of r=0.30 and a significance level of 0.000, indicating that this relationship is statistically very significant and reliable. CONCLUSION: Ultimately, it can be concluded that increasing smart living indicators—including the use of modern technologies, advanced security systems, and smart urban services—leads to improved living conditions, enhanced social interactions, strengthened sense of solidarity and responsibility within the community, and ultimately, the enhancement of urban security.
۳۶۵.

تحلیل نقش گردشگری در زیست پذیری فضای روستایی (مطالعه تطبیقی سکونتگاه های پیراشهر بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۵
سکونتگاه های روستایی از گذشته تاکنون با چالش های ساختاری و مسائل کارکردی فراوانی مواجه بوده است. درحال حاضر نیز "ناپایداری" این کانون های جمعیتی را می توان یکی از ابرچالش های پیش رو برای نظام برنامه ریزی و مدیریت فضا برشمرد. به منظور سامان بخشیدن و استیلای پایداری در فضاهای روستایی و پیراشهری که نتیجه آن می تواند بهبود سطح زیست پذیری باشد، "توسعه گردشگری" از راهبردهای بی بدیل در بسیاری از کشورهای جهان است. هدف از این مطالعه این است تا با رویکردی تطبیقی به تحلیل اثرات گردشگری بر زیست پذیری سکونتگاه های مقصد گردشگری در پیراشهر بیرجند و مقایسه آن با تعدادی روستای شاهد (روستاهای غیرمقصد گردشگری) پرداخته شود.این تحقیق اسنادی و پیمایشی با ماهیت کاربردی است و روش آن ترکیبی از روش های توصیفی و تحلیلی است. ابزارگردآوری اطلاعات در سطح سکونتگاه های مورد مطالعه پرسشنامه بوده که پس از بررسی و تایید روایی و پایایی آن مورد استفاده قرار گرفته است. سکونتگاه های مورد مطالعه مشتمل بر چهارده روستای مقصد گردشگری در پیراشهر بیرجند و هفت روستای شاهد بوده است. سطح بندی زیست پذیری روستاهای گردشگرپذیر با روش تاپسیس خاکستری انجام شده است. طبق یافته های به دست آمده وضعیت زیست پذیری روستاهای مقصد گردشگری در پیراشهر بیرجند با روستاهای شاهد دارای تفاوت معناداری است و میزان زیست پذیری در روستاهای مقصد گردشگری با میانگین 3/4 بیشتر از روستاهای شاهد بوده است؛ همچنین بین ابعاد چهارگانه زیست پذیری (اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی و اقتصادی) تفاوت معناداری برقرار است. در کل می توان نتیجه گرفت گردشگری بر زیست پذیری در فضاهای پیراشهری نیز تأثیر مثبت دارد و این تأثیر مستقیماً با مکانیزم تغییرات در وضعیت اشتغال و درآمد اهالی سکونتگاه های پیراشهری صورت می گیرد. تأثیر گردشگری بر زیست پذیری فضاهای روستایی دارای "تابعیت مکانی و جغرافیایی" است. در نهایت اینکه، متنوع سازی زمینه های کسب وکار در فضاهای روستایی به ویژه پیراشهر می تواند نقش کلیدی در تغییر و بهبود وضعیت زیست پذیری سکونتگاه ها داشته باشد.
۳۶۶.

تحلیل نشانه های بصری مؤثر بر ادراک سالمندان از منظر خیابانی در اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
با افزایش  جمعیت سالمندان، ضرورت طراحی فضاهای شهری متناسب با ویژگی ها و نیازهای این گروه سنی اهمیت بیشتری یافته است. کاهش توانایی های شناختی، از جمله ضعف در حافظه و دشواری درک محیط، سبب می شود تا سالمندان در تعامل با فضاهای شهری با مشکلاتی مواجه شوند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نشانه های بصری مؤثر بر ادراک محیطی و تقویت خوانایی منظر خیابانی از منظر سالمندان در محدوده خیابان اصلی اردبیل (حدفاصل میدان عالی قاپو تا میدان ورزش) انجام شد. این پژوهش از نوع کیفی است و با استفاده از روش تحلیل تفسیری انجام شده است. داده ها از سه طریق گردآوری شدند: (۱) مرور اسناد و مطالعات کتابخانه ای، (۲) مشاهده میدانی ساختار فضایی و نشانه های بصری، و (۳) انجام مصاحبه نیمه ساخت یافته با ۳۰ نفر از سالمندان آشنا با محدوده مورد نظر. نمونه گیری به روش گلوله برفی و مبتنی بر اصل اشباع نظری انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MaxQDA Pro 2024 و به روش کدگذاری اولیه صورت گرفت. در مصاحبه ها، دو پرسش محوری در خصوص شناسایی عناصر شاخص بصری (در حضور فیزیکی یا یادآوری ذهنی فضا) مطرح گردید. نتایج تحلیل نشان داد که اشیای کاربردی مانند نیمکت، چراغ روشنایی و سطل زباله و نیز ابنیه شاخص مانند بقعه شیخ صفی الدین، نقش محوری در ایجاد حس آشناپنداری و تقویت حافظه فضایی سالمندان ایفا می کنند. یافته ها تأکید می کنند که طراحی محیطی مبتنی بر نشانه های بصری می تواند به ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان کمک نماید.
۳۶۷.

آمایش سیاسی فضا به مثابه استراتژی توسعل محلی با تأکید بر تجربه کشور سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
هزاره سوم میلادی، هزاره شهرنشینی است و روند گسترش آن طی زمان این انتظار را برآورده می کند، که کره زمین به جهان شهری بزرگ مبدل می شود. در این گذار، جایگاه برنامه ریزی شهری قوت بیشتری می یابد. برنامه ریزی که ماهیتاً سیاسی است. تصمیمات متخصصان شهری، درمورد تخصیص منابع برای زیرساخت ها و ذینفعان خاص، پیامدهای سیاسی دارد و اغلب به حفظ یا تغییر قدرت منجر می شود. اغلب این تصمیمات تحت تأثیر عوامل متنوعی ازجمله اقتصادی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شکل گیری و تغییر مکان های شهری منجر می شود. این پژوهش با هدف بررسی آمایش سیاسی فضا در سوئد با تأکید بر کمون ها انجام گرفته و از روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای و اسنادی انجام استفاده شده است و نمونه موفقی از مدیریت شهری و آمایش سیاسی فضا را برای شهرها معرفی و توصیف کرد. خط مشی قانونی در کشورهایی ازجمله سوئد به عنوان نمونه موفق از اجرایی شدن آمایش سیاسی فضا به شکل گیری صحیحِ آزادی های بی شمار ازجمله عقیده و حقوق شهروندی براساس قانون اساسی در قالب تشکیل کمون ها و قانون دولت پارلمانی به نام ریکسداگ منجر شده است. نتایج حاکی از آن است که در این کشور حکمرانی شهری، به شکلی واقعی با نگاهی از پایین به بالا و مشارکت جویانه میان بازیگران اصلی و ذینفعان مناطق برقرار شده است. قدرت برنامه ریزی برای ساخت آنچه باید ایجاد شود، با مشارکت پویای سیاستمداران، برنامه ریزان و بازیگران عمومی و خصوصی و شهرداری ها ایجاد شده است .
۳۶۸.

توسعه مدل هوشمند یکپارچه برای ساماندهی پایدار مجتمع های مسکونی با تأکید بر کالبد و محیط زیست (مطالعه موردی: شهر دوگنبدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۹
شهرها به عنوان کانون اصلی فعالیت های انسانی و اقتصادی، نقشی حیاتی در تحقق توسعه پایدار ایفا می کنند، اما رشد سریع شهرنشینی، کمبود زمین، تقاضای فزاینده برای مسکن، و چالش های زیست محیطی، نیازمند بازنگری در رویکردهای برنامه ریزی شهری است. شهر دوگنبدان به عنوان قطب صنعتی و مهاجرپذیر، به دلیل محدودیت های جغرافیایی مانند محصور شدن توسط کوه ها و چاه های نفت و گسترش طولی شهر، با چالش های متعددی در تأمین مسکن پایدار مواجه است. این پژوهش با هدف توسعه مدلی هوشمند برای ساماندهی پایدار مجتمع های مسکونی، بر ابعاد کالبدی و زیست محیطی تمرکز دارد. روش تحقیق ترکیبی از مطالعات توصیفی و تحلیلی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه های محقق ساخته، مصاحبه و مطالعات اسنادی جمع آوری شده و با نرم افزارهای SPSS و PLS تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که شاخص های توسعه پایدار، ارتباط مستقیمی با ارتقای کیفیت ساخت مجتمع های مسکونی دارند و استفاده از رویکردهای هوشمند می تواند به بهینه سازی منابع، کاهش تأثیرات زیست محیطی، و افزایش کیفیت زندگی در این شهر منجر شود. این پژوهش راهکاری نوین برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مسکن پایدار ارائه می دهد.
۳۶۹.

بازاندیشی تاب آوری شهری از طریق مؤلفه های شهر هوشمند، مطالعه موردی: شهر جدید صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۳۲
چشم انداز شهر هوشمند رویکردی متأخر در سیاست های توسعه شهری است که با گسترش زیرساخت های مبتنی بر فناوری جدید برای بهبود جنبه های زندگی شهری پیوند خورده است. تأکید بر سرمایه اجتماعی و زیست محیطی، شهرهای هوشمند را از یک مفهوم تک بعدی فناوری-محور متمایز می سازد. تاب آوری شهری از طریق ظرفیت خود برای توانایی نوآوری، یادگیری فعال، استحکام و سازگاری با تغییرات در توسعه شهری نقش بازی می کنند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر طراحی شهرهای تاب آور منطبق با شهر هوشمند است. بدین منظور پس از تبیین معیارهای تاب آوری شهری و ابعاد شهر هوشمند با استفاده از مطالعات نظری، شش زمینه حکومت هوشمند، اقتصاد هوشمند، مردم هوشمند، محیط هوشمند، زندگی هوشمند و حمل ونقل هوشمند موردبررسی قرارگرفته است. سپس با تأکید بر سه گانه حمل ونقل هوشمند، محیط زیست هوشمند و زندگی هوشمند در شهر جدید صدرا، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و برداشت های میدانی، مشاهدات و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، معیارها و شاخص ها تحلیل شده اند. با روش ASCIMER به عنوان یکی از روش های ارزیابی پروژه های شهر هوشمند، اقدامات اجرایی در ابعاد سه گانه تعریف و چالش ها و پتانسیل های شهر امتیازدهی گردیده و ماتریس ارزیابی امکان سنجی شهر هوشمند به صورت تحلیل یکپارچه ای ارائه شده است. نتایج نشان داد که پروژه شهر هوشمند در شهر جدید صدرا با توجه به معیارهای مورد استناد با امکان سنجی 75 درصد قابل اجراست. در پایان راهبرد و سیاست های مبتنی بر اهداف برای دستیابی به شهر تاب آور با رویکرد شهر هوشمند پیشنهادشده است
۳۷۰.

رویکرد فراروش: تغییرات اقلیمی و محیط های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف و زمینه: اقلیم های شهری با تفاوت دمای هوا، رطوبت، سرعت و جهت باد و میزان بارندگی از مناطق کمتر ساخته شده متمایز می شوند. این تفاوت ها تا حد زیادی به تغییر زمین طبیعی از طریق ساخت سازه ها و سطوح مصنوعی نسبت داده می شود. هدف کلی این پژوهش بررسی محتوایی اسناد منتخب در بستر پیاز پژوهش ساندرز برای درک خلأهای مطالعاتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر جهت گیری فلسفی عمل گرایانه، از نظر هدف کاربردی است و ازلحاظ ماهیت اکتشافی توصیفی از طریق ادغام پژوهش های مرتبط با سؤال پژوهش است که برای دستیابی به هدف خود از روش ترکیبی هم زمان و دسته بندی موضوع اقلیم در شهرها به ترکیب یافته های کیفی پژوهش های پیشین از شیوه فراروش بهره گرفته است. یافته ها: تحلیل داده های کدگذاری شده، فلسفهٔ بیشتر اثبات گرایی و ترکیبی است در تجزیه وتحلیل رویکرد تحقیق به ترتیب قیاسی و ترکیبی است. همچنین در بررسی لایه استراتژی پژوهش،  بیشتر مطالعه موردی، پیمایشی و توصیفی بوده اند. نتیجه گیری: درواقع با مطالعه پژوهش های پیشین بر خلأ موضوعی مبنی بر عدم توجه به موضوعات اجتماعی و مدیریتی و همچنین خلأ در فلسفه فکری و نوع راهبرد پژوهش ها اشاره می شود؛ زیرا مسائل اقتصادی، اجتماعی، عملکردی و حتی سیما و منظر شهری از عوامل بسیار حیاتی در حوزه اقلیم شهری هستند که لازم است به همراه توسعه های نرم افزاری در حوزه تحلیل و ابزار گردآوری و همچنین استفاده متناسب از روش های کمی و کیفی در کنار یکدیگر به آن ها رسیدگی و پاسخ مناسب داده شود.
۳۷۱.

بررسی پاسخ اقیانوس به کم فشار حاره ای، مبتنی بر تغییرات دمای سطح دریا (مطالعه موردی: کم فشار حاره ای نیوار در خلیج بنگال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۲۷
پدیده های مختلفی می توانند باعث تغییر در دمای سطح دریا شوند که از جمله آنها می توان به ورود آب های شیرین، باد، تابش خورشید، جریان های اقیانوسی و تبخیر اشاره کرد. هدف از این مطالعه تعیین آنومالی دمای سطح دریا ناشی از عبور کم فشار حاره ای است. طی روزهای 22 تا 27 نوامبر 2020 کم فشار حاره ای نیوار در خلیج بنگال رخ داد. نیوار از یک منطقه کم فشار در خلیج بنگال سرچشمه گرفت. براساس گزارش سازمان هواشناسی هند و با استفاده از داده های مربوط به پارامترهای دمای سطح دریا، مولفه ی مداری باد و مولفه ی نصف النهاری باد از محصولات بازتحلیل ERA5 در تاریخ 21 تا 28 نوامبر 2020، به رصد کم فشار حاره ای نیوار پرداخته شد. داده های مذکور به صورت یک روز قبل، یک روز بعد و دوره زمانی رخداد نیوار، با گام زمانی سه ساعت و با قدرت تفکیک مکانی 0/25 درجه (تقریبا 30 کیلومتر) اخذ شدند. با توجه به اینکه دمای سطح دریا نقش مهمی در فرآیندهای اقیانوسی و تغییرات آب و هوایی دارد، تحلیل ها نشان داد که با عبور کم فشار نیوار، دما نسبت به روز قبل یک درجه سلسیوس تغییر داشته است. ارائه یک چارچوب کلی برای ارزیابی پاسخ اقیانوس به تغییرات کم فشار، می تواند پایه ای برای طراحی سامانه های اعلام هشدار و مدیریت بحران در مناطق ساحلی، از جمله سواحل جنوبی ایران باشد.
۳۷۲.

The Impact of Environmentally-Specific Transformational Leadership on Green Innovative Behavior: The Mediating Role of Green Organizational Identity and the Moderating Role of Organizational Embodiment(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
Global environmental concerns and increasing social pressure to conserve natural resources for future generations have compelled organizations to focus more on their environmental performance by adopting sustainable practices. This study aims to investigate the effect of environmentally-specific transformational leadership on green innovative behavior, with the mediating roles of green organizational identity and organizational embodiment, at Shahid Chamran Hospital in Isfahan. The research is applied in purpose and descriptive-correlational in methodology. The statistical population consisted of 170 managers and staff members across various departments of the hospital. Using Cochran’s formula, a sample of 117 individuals was selected. Data analysis and hypothesis testing were conducted through structural equation modeling (SEM) using Smart PLS and SPSS software. Construct validity and reliability tests were conducted to ensure the quality of the questionnaire. The findings revealed a significant direct effect of green transformational leadership on green innovative behavior. However, the mediating effect of green organizational identity and the moderating role of organizational embodiment in this relationship were not supported. Furthermore, green transformational leadership did not significantly influence green organizational identity, nor did organizational identity have a significant impact on green innovative behavior. These results suggest that if Chamran Hospital implements green transformational leadership initiatives to promote pro-environmental behavior among its employees, it can contribute to creating a more environmentally sustainable workplace, thereby reducing ecological harm and promoting a healthier environment.
۳۷۳.

تحلیل فضایی توسعه پایدار منطقه ژئوپلیتیک مکران مبتنی بر رویکرد همبست آب، غذا، انرژی با استفاده از شبیه سازی سیستمی (مطالعه موردی: شهرستان میناب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۸۶
منطقه مکران واقع در جنوب شرقی ایران در مجاورت دریای عمان، دارای ظرفیت های بالقوه ای است که می توان از آن در راستای توسعه کشور بهره برد. مقاله حاضر جهت تحقق این هدف به تحلیل فضایی توسعه پایدار شهرستان میناب به عنوان دروازه ورودی منطقه با استفاده از شبیه سازی سیستمی مبتنی بر رویکرد همبست آب، غذا و انرژی تا افق 2050 در راستای پایداری منابع آب، پرداخته است. بنابراین با اجرای یک مدل مبتنی بر پویایی سیستم ها در راستای ارزیابی سیاست راه اندازی و توسعه آب شیرین کن های هسته ای، وضعیت سه متغییر اساسی شامل 1 . درصد تامین حجمی آب 2. جمعیت 3. تولید ناخالص داخلی سرانه منطقه، تحت پنج سناریو شامل، راه اندازی آب شیرین کن اتمی با چهار ظرفیت اسمی 700، 1000، 1200، 1500مگاوات به انضمام ادامه وضع موجود مورد بررسی قرارگرفت. بنابر نتایج شبیه سازی، سیاست راه اندازی آب شیرین کن هسته ای منجر به تحقق اهداف توسعه پایدار و هر دو فرضیه مقاله در روند فرآیند ارزیابی، تایید شد.
۳۷۴.

Transformation in Global Geostrategic Realms: From Maritime Order Fragmentation to Continental Order Transition(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۳۲۶
Geostrategic realms refer to large-scale spatial zones on the Earth shaped by the rivalry among major global powers, forming extensive blocs of confrontation. These realms are structured through a combination of political, cultural, economic, social, military, security, commercial, technological, and media-related factors or a subset thereof and are typically led by a dominant actor assuming a guiding role. At the global level, two primary realms can currently be identified: the maritime realm and the continental realm. Transformations within geostrategic realms are infrequent and evolve over the long term, as dominant powers strive to preserve their superiority and stability by leveraging the aforementioned variables. In the aftermath of Russia’s invasion of Ukraine, which intensified cohesion among maritime powers, a new geopolitical window has opened for China to strengthen its position within the continental realm. Moreover, the rise of Donald Trump as President of the United States and the resulting transatlantic tensions over the Ukraine war present the potential for reshaping the global geostrategic landscape. This study investigates these emerging fractures and examines the prospects for realignment among global realms and the rise of new strategic actors. It analyzes geostrategic configurations through the lens of prominent geopolitical theories and interprets the shifting dynamics between the maritime and continental realms in the current global context. The research is primarily based on library and documentary sources and follows a descriptive-analytical methodology.
۳۷۵.

ارزیابی تغییرات زمانی-مکانی شاخص زیستپذیری اکولوژیکی (منطقه مطالعه شده: کلانشهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۸۴
ارزیابی به موقع و جامع محیط های شهری و روندهای تغییر آن اساس برنامه ریزی شهری و کلید توسعه پایدار شهری است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر ارزیابی تغییرات زمانی-مکانی و مقایسه تطبیقی وضعیت شاخص زیست پذیری اکولوژیکی برای بازه زمانی 2003 و 2023 در کلانشهر تبریز است. در این پژوهش از مجموعه تصاویر لندست و مادیس برای تهیه متغیرهای پنج گانه AOD،NDVI ،LST، NDBSI ، NWD و شاخص زیست پذیری اکولوژیکی و از روش کریتیک برای محاسبه اوزان استفاده شد. همچنین، تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزارهایArcGIS Pro ، Excel و Google Earth Engine (GEE) انجام گرفت. نتایج حاصل از بررسی شاخص زیست پذیری اکولوژیکی بیانگر روند تغییرات به صورت افزایشی است؛ به طوری که کیفیت زیست پذیری اکولوژیکی در سال2023 با مقدار میانگین 60/1 نسبت به میانگین سال 2003 با مقدار 58/1 ارزش بیشتری را داشته است و این خود سطح کیفیت زیست پذیری رو به بهبود را نشان می دهد.
۳۷۶.

پایش و پهنه بندی تغییرات بلندمدت شاخص طوفان گرد و غبار نیمه شرقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
تغییرات اقلیمی یکی از عوامل مهمی است که سبب افزایش خطر فرسایش بادی و طوفان های گردوغبار می شود؛ به ویژه وقوع رخدادهای شدید و حرکت به سمت اقلیم خشک تر، این امر را تشدید می نماید. در این پژوهش به منظور مطالعه فراوانی و شدت پدیده گردوغبار در نیمه شرقی ایران از شاخص طوفان گردوغبار (DSI) بین سال های 2002 تا 2023 استفاده شد. بر اساس DSI نمایه هایی از فراوانی و شدت طوفان گردوغبار در منطقه موردمطالعه بر اساس روش ها ی درون یابی زمین آماری عکس مجذور فاصله با تفکیک مکانی یک دریک کیلومتر محاسبه شده است. به طورکلی سری زمانی شاخص طوفان گردوغبار طی دوره آماری 2002 تا 2023 نشان دهنده روند افزایشی معنی داری در دو استان خراسان رضوی و خراسان شمالی است. در استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی شاهد تغییرات نامنظم تر و فاقد روند معنی دار هستیم. ایستگاه های زابل و سرخس بیشترین مقدار شاخص طوفان گردوغبار را دارا هستند. نتایج به دست آمده نشان داد که تغییرات میانگین ماهانه DSI در ۸ ماه اول سال میلادی (ژانویه تا اوت) به طورکلی افزایشی است و در ماه های بعد تا ماه دسامبر مقدار DSI کاهشی است. ازنظر توزیع جغرافیایی DSI در نیمه شرقی و جنوب شرقی مقادیر بالاتری را نشان می دهد و در نواحی شمال شرقی دارای حداقل مقدار است. بررسی روند تغییرات این شاخص در شرق، شمال شرق و جنوب شرق کشور مشخص نمود علاوه بر قسمت های جنوب شرقی کشور، در سال های اخیر بخش های شرقی استان خراسان رضوی نیز درگیر این پدیده شده است. با مطالعه دو رخداد گردوغبار مشاهده شد که شکل گیری مراکز کم فشار در جنوب غربی افغانستان، شمال غربی پاکستان و شرق ایران هم زمان با استقرار مراکز پرفشار در شمال افغانستان و شمال شرقی ایران سبب شکل گیری شیو فشاری و ایجاد بادهای نسبتاً شدید سطحی شده و چشمه های گردوغبار داخلی و فرامرزی را در محدوده موردمطالعه تقویت کرده و گسیل و انتقال گردوغبار را به نیمه شرقی ایران به همراه دارد.
۳۷۷.

معماری خانه پس از پاندمی؛ مفهوم «فضامرز» کشف ساکنین برای در خانه مانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف: دوران پاندمی کووید-19 تحولات بنیادینی در الگوهای سکونت ایجاد کرد و خانه ها را به فضایی ترکیبی برای فعالیت هایی نظیر کار، آموزش، تفریح و مراقبت بهداشتی تبدیل نمود. این پژوهش با هدف بازاندیشی در معماری خانه پس از پاندمی، به شناسایی قابلیت محوری برای در خانه ماندن و ترسیم مدل نظری سازگاری سکونتی پرداخته است. روش تحقیق: داده های پژوهش از تحلیل ۱۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته، ۸۴ سند معماری و ۱۳۲ منبع پژوهشی گردآوری شده و با استفاده از نظریه داده بنیاد در سه مرحله کدگذاری، تحلیل گردیده است. یافته ها: در مدل نظری تحقیق که بر اساس پارادایم علیت ترسیم شده، عوامل ساختاری سازگاری سکونتی شناسایی شدند. ساکنان برای پاسخ به شرایط بحرانی، اقدام به بازآرایی اجزای فضایی و تغییر روابط میان آن ها نمودند. این بازآرایی از طریق جایگزینی کارکردهای شهری در خانه و افزایش حساسیت به جزئیات فضا رخ داد. روابط میان فضاها با مرز-بندی مجدد یا گشودگی مرزها تغییر یافت. نتیجه این کنش ها، ظهور فضاهای جدیدی به نام «فضامرز» بود؛ فضاهایی بدون برچسب کاربری مشخص که بیشترین انعطاف را برای پاسخ گویی به نیازهای نوظهور داشتند. این فضاها، مشابه ریزفضاهای خانه های سنتی ایرانی اند که از پیش فاقد نام گذاری عملکردی بودند و شاید همین ویژگی باعث راحتی در خانه ماندن می شده است. نتیجه گیری: خانه پساپاندمی که با حضور فضامرزها می تواند «خانه مرزی» نام گیرد، واجد تمایزهای اجتماعی-فضایی جدیدی چون افزایش عاملیت ساکن، سیالیت، تاب آوری و ارتباط با طبیعت است. از منظر موضع شناسی، خانه دارای حوزه های عملکردی سیال تر و از منظر ریخت شناسی، متخلخل تر است. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای دستیابی به الگوی معماری خانه ای مناسب ماندن، لازم است فضاهای مرسوم به صورت هدفمند عقب نشینی کرده و فضامرزهایی میان آن ها ایجاد شوند؛ مرزهایی که امکان انتخاب در طیف میان دوگانه های فضایی را فراهم می سازند. این فرایند می تواند به شکل گیری طیف هایی از فضا، همچون تعامل تا خلوت فردی یا آلودگی تا پاکیزگی منجر شود و به افزایش انعطاف پذیری محیط در پاسخ به نیازهای سکونت در شرایط بحرانی کمک کند. در این رویکرد، فضاهای موجود همانند تماشاگران یک صحنه تئاتر، در موقعیتی معلق و منتظر قرار می گیرند تا زمان ایفای نقششان بر روی صحنه، یعنی همان فضامرز، فرا برسد.
۳۷۸.

بررسی تغییرات فضایی-زمانی دید افقی در نیمه غربی ایران: تحلیل جامع و راهکارهای مدیریتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
این پژوهش به بررسی تغییرات فضایی-زمانی فراوانی روزهای با دید افقی مساوی یا کمتر از 1000 متر در نیمه غربی ایران طی دوره 74 ساله (2024-1951) پرداخته است. از داده های 16 ایستگاه سینوپتیک و روش های آماری من-کندال و شیب سن برای تحلیل روندها استفاده شد. نتایج نشان داد بیشترین فراوانی سالانه دید محدود در ایستگاه های پست جنوبی مانند آبادان (2053 روز) و کمترین مقدار در خرم آباد (194 روز) مشاهده می شود. محدوده مورد مطالعه ازنظر توزیع فضایی دید محدود به سه ناحیه متمایز تقسیم می شود: 1) مناطق جنوبی نزدیک به خلیج فارس (آبادان و اهواز) با بیشترین فراوانی سالانه (2053-1304 روز) که تحت تأثیر رطوبت بالا و گرد و غبار هستند، 2) مناطق مرتفع غربی (همدان، اراک) با فراوانی متوسط (1453-1312 روز) که وارونگی دمایی عامل اصلی است و 3) مناطق شمال غربی (ارومیه، خوی) با کمترین فراوانی (1050-598 روز) که به دلیل دوری از منابع رطوبت و گرد و غبار شرایط بهتری دارند. در مقیاس ماهانه، بیشترین فراوانی در ژانویه، فوریه و دسامبر و کمترین در جولای، اوت و سپتامبر مشاهده می شود لذا ازنظر توزیع فصلی، بیشترین فراوانی در زمستان (ناشی از وارونگی دمایی) و کمترین در تابستان ثبت شده است. تحلیل روندها نشان دهنده افزایش معنادار روزهای با دید محدود در ایستگاه های میانی محدوده مانند اراک، اهواز و کرمانشاه و کاهش معنادار در ایستگاه های جنوبی مانند آبادان و نیز نوژه است. این تغییرات به عوامل مختلفی ازجمله تغییرات الگوهای جوی، توسعه صنعتی، تغییر کاربری اراضی و نوسانات منابع رطوبتی نسبت داده می شود. یافته های این مطالعه می تواند در برنامه ریزی های حمل ونقلی، مدیریت کیفیت هوا و مطالعات تغییر اقلیم مورداستفاده قرار گیرد.
۳۷۹.

تحلیل جغرافیایی از دروازه تا فضای ورودی شهر (مطالعه موردی: مبادی ورودی شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
با شکل گیری دروازه برای ورود وخروج یک شهردربسترمحیط جغرافیایی،کالبد و محدوده قلمرو آن شکل گرفت. و با تکوین دروازه نوع و چگونگی ارتباط شهر با محیط پیرامون در قالب فضای ورودی شهرمعناو نمود عینی پیدا نمود. این پژوهش به روش توصیفی_ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی به بررسی سیر و تحول مبادی ورودی شهر اردبیل می پردازد. نتایج این تحقیق نشان داد: چهارمقطع درفرایند تحولات ورودی شهر وجود دارد.که بین ساختارحیات کالبدی و فضای ورودی تفاوتهای زیادی وجود دارد. حیات کالبدی ورودی شهر از نظر ساختار شامل یک دروازه است، که کارکرد دفاعی و امنیتی دارد. اما فضای ورودی یک پهنه با سه لایه مختلف،که هویتش درسه بخش ادراکی، بخش بصری، و بخش فیزیکی تعریف می شود. براساس این پژوهش: شهرسازی مدرن، بهبود و افزایش امنیت شهرها، افزایش جمعیت، و بویژه رونق استفاده از وسایل حمل و نقل شهری هریک در دوره خاص و درابعادی متفاوت برحوزه های ورودی شهر تاثیر گذار بوده اند. لذا این عوامل ساختارکالبدی این حوزه ها را از دروازه به فضای ورودی و از کارکرد ارتباطی_دفاعی امنیتی به نقش ارتباطی_گردشگری تغییرشکل داده است.
۳۸۰.

بررسی عدالت مکانی در دستیابی به خدمات آموزشی محدوده مورد مطالعه: منطقه ۱۸ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
سابقه و هدف: توسعه نامتوازن شهرها، به علت نبود طرح های توسعه یا نادیده گرفتن آن، باعث بروز ناعدالتی در توزیع خدمات به شهروندان شده است. خدمات آموزشی از جمله خدمات شهریِ بسیار مهم است که دسترسی مناسب شهروندان به آنها می تواند در روند توسعه پایدار شهری، کاهش آلودگی های زیست محیطی و افزایش کیفیت زندگی نقش اساسی داشته باشد. در این تحقیق، سعی می شود با بررسی میزان عرضه (مدارس) و تقاضا (دانش آموزان)، دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی در بستر شبکه معابر در منطقه 18 شهری تهران، بررسی و مناطق کمتربرخوردار شناسایی شود و به منظور افزایش عدالت آموزشی، برنامه ریزی صورت گیرد. در این پژوهش، عدالت مکانی ازمنظر دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی بررسی می شود. مواد و روش ها: در این تحقیق، با استفاده از دو معیار کیفیت استقرار مراکز آموزشی و کیفیت دسترسی، شاخص عدالت مکانی تعریف می شود. هریک از این معیارها از مجموعه ای زیرمعیار تشکیل شده است. کیفیت موقعیت استقرار مراکز آموزشی، به لحاظ قرارگیری در حریم های ممنوع و خطرناک و یا دسترسی به کاربری های مکمل، از عوامل تأثیر گذار شناخته می شود؛ بنابراین در این پژوهش، کیفیت فضای داخلی مرکز آموزشی مانند کیفیت ساختمان، امکانات آموزشی، نور، رنگ، معلمان، روش های آموزشی و حتی مساحت تخصیص یافته به هر دانش آموز (سرانه آموزشی) مدنظر نیست. همچنین میزان تقاضای آموزشی، برمبنای جمعیت دانش آموزان در بلوک های جمعیتی، ملاک محاسبات قرار خواهد گرفت. درمورد کیفیت دسترسی نیز فرض بر این است که تمامی بلوک های شهری، براساس نزدیک ترین فاصله به مدارس، دسترسی پیدا می کنند؛ یعنی کل جمعیت، در هر مقطع، به نزدیک ترین مدرسه تخصیص می یابد. این تخصیص با توجه به ظرفیت مدرسه نیز لحاظ شده است. بدیهی است که فاصله بیشتر از حد استاندارد و شعاع دسترسی مقطع مورد نظر در کیفیت دسترسی تأثیر می گذارد. نوآوری اصلی این تحقیق در بررسی عدالت مکانی، در نظر گرفتن معیارهای کیفیت و امنیت معابر درکنار فاصله طولی دسترسی به مرکز آموزشی است. پارامترهایی همچون چشم ناظر، کاربری های مختلط، عرض معبر و وجود پیاده رو می تواند در کیفیت فاصله ای که دانش آموزان طی می کنند تأثیرگذار باشد. در این مطالعه، ابتدا نقشه های زیرمعیارهای گوناگون گردآوری می شود و سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، براساس نظر کارشناس وزنی تعلق می گیرد و درنَهایت، شاخص عدالت مکانی محاسبه می شود. نتایج و بحث: با بررسی محلات زیر پوشش مدارس، ملاحظه شد که محدوده های حاشیه محلات مسکونی کمتر از دیگر محدوده ها خدمات آموزشی دریافت می کنند. در این میان، ناحیه 3 بدترین و ناحیه 2 بهترین وضعیت را داشته است. با توجه به نقشه های وضعیت منطقه 18، می توان دریافت ناحیه 3 (محله یافت آباد) قدیمی ترین محله در منطقه است که معابر ارگانیک و بافت متراکمی دارد و تسهیلات شهری، ازجمله مراکز آموزشی، بیشتر در حاشیه این محله قرار گرفته است. ازطرفی، ناحیه 2 (شهرک ولیعصر) محله ای با قدمت کمتر و دارای معابر منظم و ساختاریافته تری است. نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، شاخص عدالت مکانی در وضعیت فعلی 69/0 است که نشان می دهد توزیع مراکز آموزشی، در منطقه مورد مطالعه، شرایط نسبتاً خوبی دارد. انجام دادن چنین مطالعه ای به برنامه ریزان شهری کمک می کند، برای افزایش عدالت آموزشی، تصمیم های بهتری بگیرند. سابقه و هدف: توسعه نامتوازن شهرها، به علت نبود طرح های توسعه یا نادیده گرفتن آن، باعث بروز ناعدالتی در توزیع خدمات به شهروندان شده است. خدمات آموزشی از جمله خدمات شهریِ بسیار مهم است که دسترسی مناسب شهروندان به آنها می تواند در روند توسعه پایدار شهری، کاهش آلودگی های زیست محیطی و افزایش کیفیت زندگی نقش اساسی داشته باشد. در این تحقیق، سعی می شود با بررسی میزان عرضه (مدارس) و تقاضا (دانش آموزان)، دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی در بستر شبکه معابر در منطقه 18 شهری تهران، بررسی و مناطق کمتربرخوردار شناسایی شود و به منظور افزایش عدالت آموزشی، برنامه ریزی صورت گیرد. در این پژوهش، عدالت مکانی ازمنظر دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی بررسی می شود. مواد و روش ها: در این تحقیق، با استفاده از دو معیار کیفیت استقرار مراکز آموزشی و کیفیت دسترسی، شاخص عدالت مکانی تعریف می شود. هریک از این معیارها از مجموعه ای زیرمعیار تشکیل شده است. کیفیت موقعیت استقرار مراکز آموزشی، به لحاظ قرارگیری در حریم های ممنوع و خطرناک و یا دسترسی به کاربری های مکمل، از عوامل تأثیر گذار شناخته می شود؛ بنابراین در این پژوهش، کیفیت فضای داخلی مرکز آموزشی مانند کیفیت ساختمان، امکانات آموزشی، نور، رنگ، معلمان، روش های آموزشی و حتی مساحت تخصیص یافته به هر دانش آموز (سرانه آموزشی) مدنظر نیست. همچنین میزان تقاضای آموزشی، برمبنای جمعیت دانش آموزان در بلوک های جمعیتی، ملاک محاسبات قرار خواهد گرفت. درمورد کیفیت دسترسی نیز فرض بر این است که تمامی بلوک های شهری، براساس نزدیک ترین فاصله به مدارس، دسترسی پیدا می کنند؛ یعنی کل جمعیت، در هر مقطع، به نزدیک ترین مدرسه تخصیص می یابد. این تخصیص با توجه به ظرفیت مدرسه نیز لحاظ شده است. بدیهی است که فاصله بیشتر از حد استاندارد و شعاع دسترسی مقطع مورد نظر در کیفیت دسترسی تأثیر می گذارد. نوآوری اصلی این تحقیق در بررسی عدالت مکانی، در نظر گرفتن معیارهای کیفیت و امنیت معابر درکنار فاصله طولی دسترسی به مرکز آموزشی است. پارامترهایی همچون چشم ناظر، کاربری های مختلط، عرض معبر و وجود پیاده رو می تواند در کیفیت فاصله ای که دانش آموزان طی می کنند تأثیرگذار باشد. در این مطالعه، ابتدا نقشه های زیرمعیارهای گوناگون گردآوری می شود و سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، براساس نظر کارشناس وزنی تعلق می گیرد و درنَهایت، شاخص عدالت مکانی محاسبه می شود. نتایج و بحث: با بررسی محلات زیر پوشش مدارس، ملاحظه شد که محدوده های حاشیه محلات مسکونی کمتر از دیگر محدوده ها خدمات آموزشی دریافت می کنند. در این میان، ناحیه 3 بدترین و ناحیه 2 بهترین وضعیت را داشته است. با توجه به نقشه های وضعیت منطقه 18، می توان دریافت ناحیه 3 (محله یافت آباد) قدیمی ترین محله در منطقه است که معابر ارگانیک و بافت متراکمی دارد و تسهیلات شهری، ازجمله مراکز آموزشی، بیشتر در حاشیه این محله قرار گرفته است. ازطرفی، ناحیه 2 (شهرک ولیعصر) محله ای با قدمت کمتر و دارای معابر منظم و ساختاریافته تری است. نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، شاخص عدالت مکانی در وضعیت فعلی 69/0 است که نشان می دهد توزیع مراکز آموزشی، در منطقه مورد مطالعه، شرایط نسبتاً خوبی دارد. انجام دادن چنین مطالعه ای به برنامه ریزان شهری کمک می کند، برای افزایش عدالت آموزشی، تصمیم های بهتری بگیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان