ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۴۶۱.

واکاوی سیر تحولی پیوند مفهومی میان فضای موسیقی و معماری از دوره قاجار تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۴
هنرها در رابطه با یکدیگر به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تاثیرپذیر و تاثیرگذارند. این تاثیرپذیرى و تاثیرگذارى دوسویه فارغ از شرایط زمانى و مکانى در میان همه هنرها و از جمله معمارى و موسیقى وجود دارد، گرچه معماری و موسیقی در دو عرصه به ظاهر متفاوت هستند و هرکدام بعد خاصی از ادراک انسانی را مورد توجه قرار می دهند اما دارای پیوند و اشتراکاتی نیز هستند. توجه به این پیوندها و استخراج اصول و مفاهیمی از آنها هدف اصلی این پژوهش است. یک اثر معماری یا موسیقیایی به هنگام خلق شدن، از عناصری الهام می گیرند که این عناصر برخاسته از فصل مشترک آنها یعنی فضاست. بااین حال نگرش به رابطه بین موسیقی و معماری بسیار متفاوت نیست و وجود یک رابطه بسیار عمیق میان موسیقی و معماری سرآغاز این پژوهش است. برای درک رابطه بین موسیقی و معماری، باید زبان هر دو را فهمید و روابط متقابلشان را درک کرد. به عنوان مثال باید در نظر داشت که موسیقی، همواره تک بعدیست؛ زیرا فقط زمان با آن مرتبط است. ولی بنای معماری سه بعدی می باشد و این بدین معنا نیست که با هم ارتباط ندارند. در واقع پژوهش پیش رو در پی کشف و یافتن جلوه های پنهانی از موسیقی است که در بطن معماری نمود پیدا می کنند و با هدف شناخت این جلوه ها و تجزیه و تحلیل آنها و تاثیرشان در مطلوبیتهای مکانی و بصری است. نتایج بیانگر این است که بین فضای معماری و موسیقی پیوند مفهومی عمیقی وجود دارد و در دوره های مختلف تاریخی تاثیرات متقابلی بر یکدیگر داشته اند.
۲۴۶۲.

تشخیص تپه های شنی بیابانی منطقه ریگ جن با بهره گیری از شاخص نرمال شده تفاوت مازاد شن و ماسه (NDESI) در تصاویر سنتینل ۲ و سنجنده OLI ماهواره لندست ۸(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: هدف از این تحقیق شناسایی پهنه تپه های شنی و روند تغییرات آن در نواحی بیابانی با استفاده از شاخص های طیفی در ماهواره های لندست ۸ و سنتینل ۲ است. روش و داده: در این تحقیق با بهره گیری از چهار باند از داده های سنتینل ۲، شاخص طیفی جدیدی با نام NDESI برای شناسایی و تشخیص تپه های شنی در منطقه ریگ جن ارائه گردیده است. این شاخص، از باند آبی، قرمز یا لبه قرمز پوشش گیاهی و دو باند مادون قرمز موج کوتاه SWIR1 و SWIR2 برای تولید تصویر استفاده کرده است. برای ایجاد آستانه های منحصربه فرد برای هر تصویر از یک روش محاسبه آستانه استفاده شد. یافته ها: بر این اساس میزان آستانه برای معادله ۱ و ۲ در ماه مارس و جولای ۲۰۲۳ ماهواره سنتینل ۲ به ترتیب ۰/۲۶۱ و ۰/۲۱۷ به دست آمد. این میزان برای ماهواره لندست ۸ در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ به ترتیب معادل ۰/۰۶۳، ۰/۰۷۳۵ و ۰/۰۷۱ بوده است. وسعت تپه های شنی در این منطقه بر اساس معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ در ماه جولای ۲۰۲۳ معادل ۲۲۶۲ کیلومتر مربع بوده و برای ماهواره لندست ۸ در همین سال به میزان ۲۶۳۸ کیلومتر مربع به دست آمد. در بحث همبستگی پیرسون نیز مشاهده شد که بیشترین همبستگی به میزان ۰/۶۳ بین شاخص NDESI  و باند ۷ ماهواره لندست ۸ برقرار بوده و کمترین میزان همبستگی نیز به میزان ۰/۱۴- بین این شاخص و باند ۲ در معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ مشاهده شده است. نتیجه گیری: در نهایت، ارزیابی دقت بر روی تصاویر حاصل از معادلات ۱ و ۲، دقت کلی ۸۷/۴ و ۸۳/۷ درصد را نشان داد. این شاخص با داده های لندست ۸ نیز سازگار بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: از نتایج این تحقیق در بررسی تپه های شنی و شناسایی آن ها استفاده شده است.
۲۴۶۳.

نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۰
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
۲۴۶۴.

کاربرد پسماندهای صنایع کشاورزی در فرآیند رنگرزی دستبافته ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۸۳
صنایع رنگرزی یکی از مهم ترین منابع آلاینده محیط زیست بوده است که سالانه مقادیر زیادی پساب سمی و خطرناک حاوی فلزات تولید می کنند. آلودگی و انباشت فلزات سنگین در خاک و آب به سبب تجزیه ناپذیر بودن و انباشت آنها در محیط، فراوانی منابع آلاینده و سمّیت، مشکلی جدی در سطح جهان است. امروزه ارائه راه کارهای ایمن و سازگار با محیط زیست در صنایع رنگرزی دستبافته ها، یک مسئله مهم است و دانشمندان را ترغیب نموده تا با جدیت بیشتری درصدد یافتن راه حل باشند. در سال های اخیر افزایش آگاهی عمومی در مورد محیط زیست، اکولوژی و کنترل آلودگی سبب ترغیب صنایع نساجی به استفاده از مواد طبیعی شده است. در این راستا در این پژوهش برای اولین بار از پوست پسته و تاج خروس به عنوان زائدات صنایع کشاورزی برای رنگرزی زیست سازگار نخ پشمی استفاده شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است و به منظور به حداقل رساندن میزان مواد مصرفی و زباله های تولیدی، از روش آماری رویه پاسخ از روش آماری رویه سطح پاسخ و از روش طراحی باکس - بهنکن بر پایه روش فاکتوریل ناقص سه سطحی استفاده شد. اثر سه پارامتر غلظت رنگزا، غلظت سیتریک اسید و مدت زمان رنگرزی بر میزان قدرت رنگی نسبی نمونه ها مورد ارزیابی قرار گرفت و بر اساس آنها شرایط بهینه رنگرزی معرفی شد. نتایج حاصل از ضرایب همبستگی که اختلاف کمی را بین ضریب تنظیم شده (9832/0) و ضریب پیش بینی شده (9307/0) نشان داد و همچنین ضریب همبستگی بالای مدل (9927/0) نشان داد که روش رویه - پاسخ قادر است تا فرآیند رنگرزی پشم با رنگزای تاج خروس را با تعداد کمی از آزمایش ها، پیش بینی و بهینه سازی کند. همچنین تمامی متغیرهای مستقل مورد بررسی در این پژوهش، مربع غلظت رنگزا و تداخل همزمان متغیرهای غلظت رنگزا و سیتریک اسید، با سطح اطمینان 95% بر متغیر پاسخ (قدرت رنگی نسبی) معنی دار و مؤثر می باشند. استفاده از بیودندانه زیست سازگار پوست پسته در رنگرزی پشم با عصاره تاج خروس منجر به بهود میزان جذب رنگ توسط الیاف شده و ثبات های عمومی قابل قبولی را حاصل می سازد. استفاده از پوست پسته به عنوان یک بیودندانه زیست تخریب پذیر و پایدار جدید در صنایع رنگرزی نه تنها منجر به افزایش راندمان رنگرزی می شود، بلکه در به حداقل رساندن مشکلات زیست محیطی ضایعات کشاورزی و محصولات جانبی نیز مفید خواهد بود. بنابراین این روش می تواند به عنوان یک جایگزین عالی و اقتصادی برای دندانه های فلزی متداول درنظر گرفته شود و کمک شایانی به کاهش آلودگی محیط زیست و تولید مواد با ارزش افزوده بالا نماید.
۲۴۶۵.

تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات و شاخص رقابت پذیری جهانی بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
زمینه و هدف: از فناوری اطلاعات و ارتباطات و رقابت پذیری به عنوان عوامل موثر بر رشد اقتصادی در دهه اخیر یاد می شود. در راستای این بحث هدف این تحقیق بررسی تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات و شاخص رقابت پذیری بر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته منتخب در طی دوره مورد مطالعه می باشد.روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر از یک رویکرد کاربردی استفاده می کند که روش های توصیفی و تحلیلی را برای ایجاد یک بررسی کامل ترکیب می کند. برای تسهیل این تحقیق، تحلیل از هر دو روش داده های مقطعی و تابلویی استفاده می کند. داده های مقطعی امکان بررسی متغیرها را در یک نقطه از زمان در چندین موضوع فراهم می کند. در مقابل، داده های تابلویی شامل مشاهدات متعدد از موجودیت های یکسان در دوره های زمانی مختلف است. همچنین از طریق روش گشتاورهای تعمیم یافته به تجزیه و تحلیل داده های تابلویی، پرداخته است.یافته ها و نتیجه گیری یافته های این تحقیق بر روابط مثبت و معنادار بین فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاخص رقابت پذیری بر تولید ناخالص داخلی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته تاکید می کند. به طوری که با ادبیات موضوع همخوانی دارد. همچنین یافته حاکی از این است که اثر این دو متغیر در کشورهای توسعه یافته بیشتر از کشورهای در حال توسعه است. لذا سیاست گذاران باید عوامل اجتماعی-اقتصادی و زمینه های منحصر به فرد کشورهای خود را در نظر بگیرند تا به طور موثر از این پویایی ها برای رشد پایدار و فراگیر استفاده کنند.
۲۴۶۶.

پایش تغییرات کاربری اراضی شهری و شبیه سازی توسعه آتی شهر (مطالعه موردی: شهر کرکوک، عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
افزایش شتابان شهرنشینی و تغییرات گسترده در الگوهای کاربری اراضی، به ویژه در مناطق در حال توسعه، موجب بروز چالش هایی در زمینه مدیریت پایدار زمین، از بین رفتن منابع طبیعی و اختلال در توازن اکولوژیکی شده است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل فضایی   زمانی تغییرات کاربری اراضی در شهر کرکوک طی دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ و پیش بینی روند آن تا سال ۲۰۳۶ با بهره گیری از رویکردهای پیشرفته سنجش از دور و مدل سازی انجام گرفته است. برای این منظور، از تصاویر چندزمانه ماهواره ای لندست 5 و 8 استفاده شد و پس از انجام دادن پیش پردازش های هندسی و رادیومتریکی، طبقه بندی به کمک الگوریتم یادگیری ماشین SVM در محیط نرم افزار ENVI اجرا شد. صحت طبقه بندی با استفاده از ماتریس خطا، ضریب کاپا و دقت کلّی ارزیابی شد که نتایج به ترتیب برابر با 88 درصد (Kappa=0/90) در سال ۱۹۹۰ و 91 درصد (Kappa=0/94) در سال ۲۰۲۴ برآورد شد. در ادامه، با بهره گیری از مدل ترکیبی CA– Markov در نرم افزار IDRISI، پیش بینی تغییرات تا افق ۲۰۳۶ انجام گرفت. نتایج مدل نشان داد که سطح کاربری شهری از 6/8 درصد به بیش از 3/22 درصد خواهد رسید، درحالی که اراضی بایر از حدود 88 درصد به کمتر از 74 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین، افزایش محدود در کاربری باغی و پهنه آبی نیز مشاهده شد. این الگوها حاکی از توسعه پراکنده و ناپایدار مناطق شهری در جهت جنوب و غرب شهر است. دستاوردهای این پژوهش بیانگر کارایی بالای ترکیب الگوریتم های SVM و CA– Markov در پایش و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در مناطق پیچیده شهری است. همچنین، نتایج می تواند به  عنوان ابزار تصمیم یار در تدوین سیاست های فضایی، کنترل گسترش بی رویه شهری، و مدیریت منابع طبیعی به کار گرفته شود.
۲۴۶۷.

اثرگذاری شار تابشی خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر پوشش برف حوضه آبریز رودخانه های کارون و مارون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
شار تابشی خورشید و الگوهای همدیدی عامل بسیار مهمی در تعیین توزیع پوشش برف در یک منطقه هستند. تغییر در هریک از این عوامل می تواند تأثیرات چشمگیری بر روی پوشش برف منطقه داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات شار تابشی روبه پایین و رو به بالای خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر وسعت پوشش برفی حوضه آبریز رودخانه کارون و مارون است؛ بدین منظور، با استفاده از داده های دریافتی ماهواره ای مودیس سنجنده ترا داده های روزانه پوشش برف استخراج و به صورت ماهانه، فصلی و سالانه تنظیم شد. سپس، داده های ارتفاع ژئوپتانسیل، شار تابشی روبه پایین و روبه بالای خورشیدی از مرکز ملی پیش بینی محیطی نواا طی دوره زمانی 22ساله (2022 -2001) دریافت و تنظیم شد. نتایج همدیدی تأییدکننده اثرگذاری الگوهای جوی ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی بر پوشش برف حوضه مطالعه شده به ویژه در دوره های سرد سال است؛ به عبارت دیگر ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی روبه پایین خورشیدی با وسعت پوشش برف ارتباط معکوسی در سطح اطمینان 05/0 و 01/0 ایجاد کرده است. از طرفی طی ماه های سرد سال، افزایش شار تابشی روبه بالا با افزایش وسعت پوشش برف ارتباط مستقیم داشته است؛ به صورتی که افزایش مقادیر شار تابشی روبه بالا در نقشه های همدیدی طی دوره های پوشش برفی زیاد در مقایسه با دوره های پوشش کم در حوضه مطالعه شده به وضوح مشخص است. به طورکلی در ماه های سرد سال (نوامبر تا مارس) با کاهش ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی، پوشش برف افزایش می یابد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نوسانات پوشش برف در حوضه آبریز مطالعه شده به شدت متأثر از نوسانات ارتفاع ژئوپتانسیل و تابش خورشیدی قرار دارد. باتوجه به قابلیت پیش بینی این متغیرها می توان از نتایج این مطالعه برای پیش بینی تغییرات پوشش برف و مدیریت بهتر منابع آب در منطقه استفاده کرد. این امر به ویژه برای مدیریت بحران های ناشی از کمبود یا فراوانی آب، طی دوره های خشک سالی و سیلاب حائز اهمیت است.
۲۴۶۸.

ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE است. روش و داده: برای دستیابی به هدف پژوهش از مدل تجربی فرسایش خاک جهانی اصلاح شده استفاده شد. بدین منظور به ترتیب برای برآورد فرسایش سالانه خاک در حوضه مورد مطالعه، از داده های بارش سازمان هواشناسی، نقشه بافت خاک با مقیاس 1:250000 اخذ شده از سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مدل رقومی ارتفاع 30 متری و تصاویر ماهواره ای لندست 9 استفاده شد. این داده ها در محیط سامانه اطلاعات مکانی تلفیق شده و پس از روی هم گذاری لایه ها، میزان متوسط فرسایش خاک در سطح حوضه محاسبه گردید. در ادامه، با تحلیل شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری، تأثیر این عوامل بر فرآیند فرسایش خاک در محیط ArcMap ایجاد و نقشه های پهنه بندی تهیه شدند. یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده میزان هدررفت خاک برای کل حوضه در دامنه بین 0 تا 61/108 تن در هکتار در سال برآورد شد. همچنین فرسایش کل سالانه خاک حوضه مورد مطالعه برابر با 89/50 (تن بر هکتار در سال) برآورد گردید. در بررسی دیگر ارتباط بین شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش سالانه خاک انجام پذیرفت. بنابراین بر اساس نتایج به دست آمده شاخص Slope (74/0 درصد) بیش ترین تأثیرگذاری و همبستگی معنی داری با میزان فرسایش سالانه خاک در حوضه آبخیز مشکین چای داشت. نتیجه گیری: در این پژوهش، نقشه خطر فرسایش خاک حوضه مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE و تحلیل GIS تهیه شد. نتایج نشان داد شاخص های شیب، پوشش گیاهی، انحناء دامنه و توپوگرافی بیش ترین همبستگی را با فرسایش سالانه داشته و تأثیرگذاری آن ها به طور معناداری مشخص شد. نوآوری، کاربرد نتایج: در این پژوهش با ترکیب شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری و ارتباط آن با فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای مورد بررسی قرار گرفت.
۲۴۶۹.

تدوین الگوی تاب آوری کالبدی در برابر زلزله با تأکید بر نظام برنامه ریزی شهری (نمونه مورد مطالعه: منطقه 19 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: زلزله به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات طبیعی برای کلان شهرهایی همچون تهران، همواره خسارات جدی بر ساختارهای کالبدی و اجتماعی وارد کرده است. منطقه ۱۹ تهران، به واسطه تراکم بالای جمعیتی، فرسودگی بافت های مسکونی، شبکه ناکافی زیرساختی و قرارگیری روی پهنه های پرخطر گسل، ازجمله مناطق بسیار آسیب پذیر در هنگام وقوع زلزله شناخته می شود. تاکنون، سیاست گذاری های شهری در ایران عمدتاً بر توسعه کالبدی متمرکز بوده و ابعاد تاب آوری در مواجهه با مخاطرات طبیعی در این برنامه ها کمتر موردتوجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر، با هدف ارائه الگویی جامع برای افزایش تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ تهران در برابر زلزله، نقش سه عامل کلیدی شامل ناکارآمدی نظام حکمرانی، ظرفیت فناورانه و مشارکت اجتماعی را در تقابل با این چالش بررسی نموده است. همچنین، تأکید شده است که شکاف میان سیاست گذاری، اجرا و نهادینه شدن برنامه ها، اصلی ترین مانع بر سر راه افزایش تاب آوری کالبدی در مناطق پرخطر تهران است. مواد و روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از متخصصان حوزه مدیریت بحران، مدیران شهری و فعالان اجتماعی منطقه ۱۹ گردآوری شد. داده های استخراج شده، در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل و در قالب مدلی پارادایمی ارائه شدند. پنج محور اصلی شامل عوامل علی (مانند شکاف های نهادی)، عوامل زمینه ای (شامل کمبود منابع و ضعف زیرساخت ها)، عوامل مداخله گر (همچون فقدان قوانین الزام آور)، راهبردها (مانند تحول حکمرانی و فناوری) و پیامدها (ارتقای تاب آوری) شناسایی گردیدند. یافته ها نشان دادند عواملی همچون کاهش بودجه مقاوم سازی، علیرغم شناسایی ۳۵ درصد ساختمان های منطقه در نواحی پرخطر، ضعف در شفافیت اطلاعاتی و نظارتی و نبود راهکارهای قانونی برای جلب مشارکت سازمان های مردم نهاد، از جمله موانع اساسی در برابر مدیریت ریسک هستند. از سوی دیگر، استفاده از فناوری های نوین شامل سامانه های هوش مصنوعی پایش سازه ها و به کارگیری ابزارهای شبیه سازی پیشرفته، به عنوان راهبردهایی کلیدی برای تسریع در شناسایی آسیب پذیری ها و مدیریت بحران مطرح شد. افزون بر این، تأکید ویژه ای بر عدالت فضایی در برنامه های پیشنهادی صورت گرفت، به ویژه اولویت بندی محلات جنوب منطقه ۱۹ در توزیع منابع و زیرساخت های امدادی. به کارگیری سازوکارهایی چون ایجاد کارگروه های مشترک شهروند - مدیریت شهری و آموزش داوطلبان محلی برای پایش آسیب های زیرساختی نیز، از مهم ترین رویکردهای تکمیلی شناخته شد. همچنین، تحلیل اسناد مالی و مدیریتی نشان داد که اقدامات کنونی عموماً فاقد شاخص های ارزیابی کمی و قابل سنجش بوده و هماهنگی میان نهادهای مرتبط در زمان وقوع بحران بسیار ضعیف است. نتایج و بحث: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ در برابر زلزله، نیازمند بازتعریف تعاملات میان نظام حکمرانی و جامعه محلی است. به عنوان نمونه، ارزیابی پیامدهای اجرای سامانه های هوشمند شناسایی سازه های آسیب پذیر نشان داد که زمان شناسایی ساختمان های ناایمن از ۷۲ ساعت به ۴ ساعت کاهش یافته و راه اندازی چنین زیرساخت هایی می تواند شاخص تاب آوری منطقه را از ۲.۶ به ۴.۱ افزایش دهد. علاوه بر این، توزیع عادلانه منابع امدادی در محلات فقیرنشین جنوب منطقه باعث کاهش مسافت دسترسی جمعیت آسیب پذیر به خدمات امدادی از ۲.۵ کیلومتر به کمتر از ۸۰۰ متر شده است. از سوی دیگر، یافته ها نشانگر آن است که عدم شفافیت در تخصیص بودجه، تعارض منافع نهادی و ضعف در اجرای قوانین مرتبط با مقاوم سازی ساختمان ها، از جمله مهم ترین چالش های مدیریتی هستند که تأثیر معناداری در کاهش اثرگذاری برنامه های تاب آور دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تأکید دارد که دستیابی به سطوح بالاتر تاب آوری در مناطق پرخطری همچون منطقه ۱۹ تهران مستلزم حرکت به سمت الگوهایی جامع تر است. این الگوها باید عناصر مقاوم سازی فیزیکی، تحول فناوری، عدالت فضایی و مشارکت فعال شهروندی را تلفیق کنند. با استناد به یافته های این پژوهش، راهبردهایی نظیر ایجاد کارگروه های مشترک میان مدیریت شهری و ساکنین جهت افزایش شفافیت، طراحی سامانه های پایش لحظه ای وضعیت سازه ها و تمرکز بر مناطق فقیرنشین در برنامه های بازسازی، می توانند میزان آسیب پذیری را به طور معناداری کاهش دهند. اگرچه این راهبردها از ظرفیت بالایی برای تغییر اثربخش شرایط برخوردارند، اما تحقق آن ها نیازمند هماهنگی میان سیاست گذاران، مدیران اجرایی و جامعه محلی است. در نهایت، پیشنهاد می شود این برنامه ها در قالب پایلوت های محلی، به ویژه در محله افسریه، آزمایش شوند تا از تأثیر عملی آن ها اطمینان حاصل شود.
۲۴۷۰.

کاربست رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامه ریزی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
مقدمه: شهرها تحت تأثیر کنش های نیروهای اقتصادی و سیاسی رشد و توسعه می یابند و دگرگونی ها در فضاهای شهری بیش از آنکه یک فرایند طبیعی باشد، یک پدیده اقتصادی سیاسی است. برنامه ریزی شهری به عنوان رشته ای که با توسعه شهر سروکار دارد، تنها به جنبه کالبدی و فنی محدود نمی شود بلکه در بستر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شکل می گیرد. یکی از نقدهای مطرح به برنامه ریزی، تمرکز بر مباحث فنی و کم توجهی به تأثیر قدرت ها و بازیگران اقتصادی و سیاسی کلیدی در برنامه های شهری است. باوجود اهمیت دیدگاه اقتصاد سیاسی در جهت درک و تحلیل مسائل شهری از منظر قدرت در برنامه ریزی، این دیدگاه هنوز در مطالعات برنامه ریزی به روشنی تبیین نشده است. یکی از دلایل این امر را می توان پیچیدگی به کارگیری این دیدگاه دانست، زیرا اقتصاد سیاسی دانشی میان رشته ای بوده و با حوزه های مختلف دانشی از جمله رشته های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی درگیر است. از این رو در مطالعه حاضر تلاش می شود رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که هم به مباحث قدرت و اقتصاد سیاسی در برنامه ریزی می پردازد و هم پیچیدگی های دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را ندارد، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بدین منظور با تحلیل پژوهش های انجام شده در این حوزه تلاش می شود چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین با تأکید بر برنامه ریزی شهری ارائه گردد. مواد و روش ها: ازآنجایی که مطالعه حاضر به دنبال تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین و تشریح ابعاد و مؤلفه های آن است؛ لذا از نوع توصیفی - تحلیلی است و به لحاظ هدف کاربردی و با توجه به نوع داده ها، کیفی بوده و داده ها با روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. برای شناسایی و استخراج منابع پژوهش از دستورالعمل پریزما استفاده شد که در نهایت 42 مطالعه برای انجام تحلیل انتخاب شد که 17 مطالعه داخلی و 25 مطالعه خارجی را شامل می شود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و از طریق نرم افزار مکس کیو دا کدگذاری و مضمون های مربوط به رهیافت اقتصاد سیاسی زمین شناسایی شده است. نتایج و بحث: در سطح نظری رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که در دسته نظریات انتقادی برنامه ریزی شهری محسوب می شود، به دنبال تبیین تحولات زمین است که در نتیجه کنش قدرت ها و بازیگران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای انباشت سرمایه در زمین رخ می دهد. مبتنی بر این رهیافت، زمین شهری بستری برای انباشت سرمایه و کسب سود است. این امر موجب کالایی سازی زمین شده که از جمله پیامدهای آن می توان به نابرابری و تضاد طبقاتی، رشد و تراکم بی رویه شهری، سوداگری و رانت زمین و تخریب میراث فرهنگی و طبیعی شهری اشاره کرد. در سطح تحلیلی و بر اساس تحلیل مضمون مطالعات، این رهیافت از دو بعد اصلی تشکیل شده است، یک؛ بعد اقتصاد سیاسی و دو؛ بعد زمین شهری. مؤلفه های بعد اقتصاد سیاسی عبارت اند از: انگیزه و منافع بازیگران، روابط میان بازیگران و شیوه عمل بازیگران و مؤلفه های بعد زمین نیز شامل: مالکیت زمین، بهره برداری زمین و مدیریت و سیاست گذاری زمین. نتیجه گیری: در مطالعه حاضر تلاش شد تا با مرور مطالعات انجام شده تصویری دقیق تر از تحولات در زمین شهر در قالب رهیافت اقتصاد سیاسی زمین ارائه شود تا از یک سو توجه صرف برنامه ریزی از یک امر فنی و تخصصی به مباحث قدرت و تأثیر بازیگران و نیروهای اقتصادی سیاسی در موضوعات شهری بیشتر جلب شود و از سوی دیگر پیچیدگی دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را کاهش دهد. بدین منظور با تحلیل مطالعات انجام شده در این حوزه چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامه ریزی شهری ارائه شد. بر اساس نتایج پژوهش، رهیافت اقتصاد سیاسی زمین تمرکز بر شناسایی بازیگران کلیدی و ارتباطشان باهم (همکاری یا رقابت) دارد که با استفاده از قدرت و شیوه عمل خود، منافع و انگیزه های خود را با تأثیرگذاری در مؤلفه های زمین یعنی مالکیت، بهره برداری و مدیریت و سیاست گذاری زمین، دنبال می کنند که موجب کالایی سازی زمین شده است.
۲۴۷۱.

تبارشناسی نوسازی شهری: مسأله مند شدن محلات تهران در نظام برنامه ریزی، دوره پهلوی دوم (1320 تا 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: در دوره های مختلف، دم و دستگاه های مدیریتی شیوه های متعددی برای مواجه با وضعیت های اجتماعی و فضایی دارند. از همین رو می توان گفت هر نظم گفتمانی، فضای خاص خودش را تولید می کند. در این معنا، انواع سیاست های شهری، میانجی های نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در راستای نظم گفتاری مرکزیت یافته تلقی می شوند. متناسب با چنین مواجه ای، در سطح انضمامی شهرها برخی محلات شهری که از حدود نظم مرکزی بیرون مانده اند یا کنار گذاشته شده اند، در معرض شیوه خاصی از نام گذاری و متعاقبا فراخوانی توسط آپاراتوس قدرت قرار می گیرند. نوسازی شهری در مقام یکی از سیاست های به فرم کردن مناسبات فضایی تلقی می شود که بیش از هر زمانی به دنبال بهینه سازی روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا در راستای اصول و ضوابط سیاست های مرکزی است. روش: پژوهش حاضر تلاش می کند از خلال مرور تاریخی به خوانش انتقادی از سیاست های شهری در بافت هایی که مسأله دار یا فرسوده نام گذاری شده اند در دوره پهلوی دوم بپردازد. نگرش تاریخی به خوبی توانسته است برخی لایه های برسازنده و نامرئی روابط فضایی در دوره مورد مطالعه در شهر تهران را مرئی و قابل درک کند. یافته ها: یافته های پژوهش در سطوح سیاست گذاری، برنامه ریزی و وضعیت انضمامی نشان می دهد در دوره پهلوی دوم محلات مرکزی شهر تهران بیش از هر زمانی با مسأله مند شدن تهران به مثابه پایتخت تمدن بزرگ برای نظام مدیریتی پروبلماتیک می شوند. هم از این روست که ضرورت مداخله و نوسازی در محلات مرکزی شهر تهران در مرکز توجه منطق مدیتریتی قرار می گیرد. نتیجه گیری: بدون شک خوانش تبارشناسانه از سیاست های نوسازی شهری و تامل پیرامون لحظات ظهور بافت هایی که امروزه فرسوده خوانده می شوند، می تواند در ساحت گفتمانی زمینه های سیاست گذاری و برنامه ریزی دموکراتیک را فراهم آورد. چنین شیوه ای از برنامه ریزی مبتنی بر تفاوت های فضایی خواهد بود. نوآوری: پژوهش حاضر می تواند در ساحت گفتمانی و انضمامی نوعی کنشگری باشد. چرا که خوانش مناسبات فضایی از منظر تاریخی می تواند رویه های تبدیل سیاست های گفتمانی به حقیقت را برای پژوهشگران رویت پذیر ساخته و در نهایت امکان برساختی متفاوت از سیاست های شهری در نظام برنامه ریزی کشور فراهم آورد.
۲۴۷۲.

پهنه بندی رخداد فرسایش خندقی شمال اهواز با استفاده از مدل های آماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: هدف این پژوهش پهنه بندی رخداد فرسایش خندقی منطقه شمال اهواز است. روش و داده: مهم ترین عوامل مؤثر در وقوع فرسایش خندقی چون ارتفاع، شیب، سازندهای زمین شناسی، کاربری اراضی، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه، تراکم آبراهه ها انتخاب و سپس این لایه ها، در محیط نرم افزار ArcGIS 10.8 تهیه گردیدند. در ادامه، لایه های مذکور با مدل های نسبت فراوانی، شاخص آماری و آنتروپی شانون محاسبه و پهنه بندی گردیدند و در مرحله آخر اقدام به صحت سنجی مدل ها ی پژوهش با استفاده از شاخص های نسبت تراکم، جمع کیفی گردید. یافته ها: روش نسبت فراوانی نشان می دهد بخش زیادی از فرسایش خندقی منطقه مورد مطالعه، تحت تأثیر کاربری اراضی (۴/۱۰)، در مدل شاخص آماری پارامتر کاربری اراضی (۱۲/۹۳)، نهشته ها و تراس دره ای کواترنری (۶/۸۵) ، در روش آنتروپی شانون معیار فاصله از رودخانه (۷/۹۶)، فاصله از جاده (۴/۳۵) است. عدم رعایت اصول صحیح کشت و تناوب زراعی در اراضی کشاورزی، تغییر کاربری اراضی و فرسایندگی جریان آب موجب برهم خوردن بافت و ساختمان خاک و حساس نمودن آن در برابر فرسایش خندقی شمال اهواز گردیده است. همچنین، نتایج ارزیابی مدل ها با استفاده از روش جمع کیفی (Qs) نشان داد مدل شاخص آماری بالاترین میزان جمع کیفی (۰/۳۶) را به خود اختصاص داده است. بعد از آن مدل های نسبت فراوانی (۰/۲۴) و آنتروپی شانون (۰/۲۲) کم ترین شاخص را در میزان جمع کیفی دارند. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد نداشتن نگاه همه جانبه به محدوده مورد مطالعه تغییرات مقطعی در آبراهه ها و طراحی نامناسب در خروجی های حوضه کارون باعث تمرکز هرزاب ها و شروع فرسایش خندقی در شمال اهواز می شود. همچنین، عملیات جاده سازی موجب تمرکز هرزاب های بالادست در آبراهه های زیر جاده ها و ایجاد خندق ها در پایین دست جاده می شود. نوآوری، کاربرد نتایج: بخش قابل توجهی از فرسایش خندقی در محدوده ی مورد مطالعه از تأثیرپذیری عوامل اقلیمی، زمین شناسی و دخالت های انسانی ایجاد شده است هر چند تا حدود زیادی عوامل مؤثر در ایجاد و تشدید فرسایش خندقی مشخص شده است؛ اما تنوع و تغییر تعداد و میزان تأثیر عوامل مختلف از نقطه ای به نقطه دیگر و متفاوت بودن سهم مشارکت آن ها در شکل گیری و گسترش خندق ها در تابع از شرایط زمین محیطی است.
۲۴۷۳.

تحلیل و تدوین راهبردهای ایجاد بوم شهر، منطقه مورد مطالعه: شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
شهر اهواز با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی خاص خود، پتانسیل ها و چالش های منحصر به فردی برای تبدیل شدن به یک بوم شهر دارد. این پژوهش با هدف تحلیل و تدوین راهبردهای ایجاد بوم شهر در اهواز، با استفاده از چارچوب های مفهومی و مبانی نظری بوم شهرها و توسعه پایدار انجام شده است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که برای تحقق بوم شهر در اهواز باید به یکپارچگی و هماهنگی بین ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و فنی توجه شود. از منظر محیطی، کاهش آلودگی هوا، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر، مدیریت منابع آب و افزایش فضای سبز از اولویت های اساسی هستند. در بعد اجتماعی، تقویت حس تعلق اجتماعی، افزایش مشارکت شهروندان و آموزش عمومی اهمیت دارد. در زمینه اقتصادی، جذب سرمایه گذاری پایدار و استفاده بهینه از منابع محلی به توسعه پایدار شهر کمک می کند. از منظر مدیریتی، هماهنگی بین نهادها و استفاده از فناوری های نوین مدیریتی از جمله راهکارهای مهم محسوب می شوند. در بعد فنی نیز، استفاده از تکنولوژی های سبز و طراحی ساختمان های سازگار با محیط زیست پیشنهاد می شود. در نهایت، با اجرای این راهبردها، شهر اهواز می تواند به یک بوم شهر پایدار تبدیل شود که هم از لحاظ زیست محیطی و هم از لحاظ اجتماعی و اقتصادی پایداری داشته باشد. تحقق این هدف نیازمند همکاری و هماهنگی بین تمامی ذینفعان از جمله شهروندان، مدیران شهری و سرمایه گذاران است.
۲۴۷۴.

سنجش پایداری معیشت در سکونتگاههای روستایی پیرامون شهر اراک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
مطالعات بانک جهانی و تحقیقات بین المللی پایدار ساختن معیشت روستایی را راهی مهم برای کاهش فقر در روستاها معرفی کرده اند. معیشت پایدار بر توانایی ها، دارایی ها و فعالیت های لازم برای زندگی تکیه دارد و رویکردی جدید و کلیدی در توسعه پایدار و توانمندسازی فقرا در مناطق روستایی است. این تحقیق با هدف سنجش پایداری معیشت روستاییان در ابعاد و مولفه های مختلف، به وضعیت شاخص های معیشت پایدار در چهار روستای پیرامون شهر اراک به نام های عقیل آباد، گوار، انجدان و امان آباد پرداخته است. مولفه های کلیدی مورد بررسی در این تحقیق، سرمایه های انسانی، اجتماعی، فیزیکی، مالی و طبیعی روستاییان و در چارچوب معیشت پایدار روستایی بوده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل ۲۲۷۸ خانوار با جمعیت ۷۷۳۶ نفر است. داده ها از طریق پرسشنامه ای مبتنی بر شاخص ها و گویه های معیشت پایدار جمع آوری شده اند. نتایج نشان داد نخست، در مجموع سطح پایداری معیشت در روستاهای مورد بررسی پایین بوده است. دوم، در بین روستاهای مورد مطالعه، روستای انجدان و پس از آن عقیل اباد وضعیت بهتری داشته اند. در نهایت، در بین مولفه های چارچوب معیشت پایدار روستایی، سرمایه طبیعی بالاترین رتبه و سرمایه انسانی کمترین نرخ را داشته که احتمالا بنا بر بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی روستاهای ناحیه و شکنندگی محیط طبیعی در روستاهای پیرامونی شهر اراک است.
۲۴۷۵.

شناسایی توانمندی های ژئوتوریستی و رقابت پذیری استان مازندران (مطالعه موردی: شهر های بابلسر، فریدون کنار، محمودآباد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۴
ژئوتوریسم شکلی از گردشگری است که بر ویژگی های زمین شناسی زمین تأکید می کند و در قالب دو شاخه زمین شناسی و جغرافیا بیان شده است. هدف از این پژوهش شناسایی توانمندی های ژئوتوریستی و رقابت پذیری استان مازندران (مطالعه موردی: شهر های بابلسر، فریدون کنار، محمودآباد) است.در این پژوهش از مدل دینامیکی جهت شناسایی توان گردشگری و از مدل پاوولوا جهت شناسایی توان رقابت پذیری مناطق ژئوتوریستی استفاده شده است. ارزش و اهمیت مناطق ژئوتوریستی در مدل هادزیک بر شاخص ارزش های علمی و شاخص ارزش های مازاد و میزان آسیب پذیری مناطق تأکید دارد. در مدل پاوولوا ازنظر عوامل مثبت و منفی، توان رقابت پذیری مناطق برآورد می شود. مقایسه ارزیابی و بررسی نهایی ارزش پتانسیل ژئوتوریستی سه منطقه موردمطالعه نشان می دهد که سایت بابلسر با امتیاز 99/7 دارای بالاترین امتیاز است و کمترین امتیاز با 89/5 متعلق به سایت محمود آباد است با این حال هر سه سایت دارای ارزش های یکسان هستند که نشان می دهد ازنظر ارزیابی کیفی و توان ژئوتوریستی در سطح عالی هستند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که شهرستان بابلسر ازنظر عواملی مانند آثار تاریخی و فرهنگی با امتیاز 5/0 و اشیا ی معدنی با مقدار 3 دارای بیشترین میزان رقابت پذیری جهت رقابت پذیری با مناطق ژئوتوریستی محمود آباد و فریدون کنار است که نشان می دهد یکی از مناطق گردشگری و طبیعی و حتی تاریخی در بین شهرستان های ساحلی استان مازندران به شمار می رود. پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی مناطق مورد مطالعه جهت شناسایی بهتر جاذبه های ژئوتوریستی و جذب گردشگران داخلی و خارجی در شهرستان بابلسر زمینه مدیریتی، حفاظتی و امکانات زیرساختی بر اساس مناطق دارای امکانات رفاهی بیشتر اقدامات لازم فراهم شود. همچنین پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده مدل های جدید تری برای ارزیابی توان ژئوتوریستی و توان رقابت پذیری به کار گرفته شود.
۲۴۷۶.

تلفیق شاخص های ژئومورفومتری و پوشش گیاهی برای برآورد خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز سامیان، استان اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۳
شدت فرسایش خاک معمولا با استفاده از مدل های مختلف تخمین زده می شود. بنابراین هدف از این پژوهش، تلفیق شاخص های ژئومورفومتری و پوشش گیاهی برای برآورد خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز سامیان در استان اردبیل است. برای دست یافتن به هدف تحقیق از مدل تجربی فرسایش خاک اصلاح شده جهانی که شامل عامل های فرسایندگی باران، فرسایش پذیری خاک، توپوگرافی، پوشش گیاهی و عملیات حفاظتی خاک است استفاده شد. بدین منظور به ترتیب با استفاده از داده های باران سنجی اخذ شده از سازمان هواشناسی کشور، لایه بافت خاک 1:250000 ایران، مدل رقومی ارتفاع 30 متر استر و هم چنین تصویر ماهوراه ای لندست 8 OLI مربوط به سال 2023 در محیط سامانه اطلاعات مکانی تهیه شده اند و پس از روی هم گذاری لایه ها مقدار فرسایش سالانه خاک در سطح حوضه برآورد شد. در گام بعد شاخص های ژئومورفومتری که در رخداد فرسایش خاک موثر هستند شامل شاخص رطوبت توپوگرافی، توان آبراهه، انحناء دامنه، انحناء سطح، انحناء مقطع و شاخص تفاضل پوشش گیاهی عادی شده در محیط سامانه اطلاعات مکانی ایجاد و نقشه های پهنه بندی تهیه شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که نرخ فرسایش خاک برای کل حوضه در دامنه بین 0 تا 14/321 تن در هکتار در سال برآورد شد همچنین در بین عوامل موثر مدل مورد مطالعه با فرسایش خاک عامل توپوگرافی بیش ترین هم بستگی (96/0) را نسبت به سایر عوامل را برخوردار بود. در بررسی دیگر ارتباط بین عوامل ژئومورفومتری با میزان هدررفت سالانه خاک انجام شد که نتایج نشان داد شاخص تفاضل پوشش گیاهی عادی شده با ضریب تعیین 75/0 نسبت به سایر شاخص های مورد مطالعه دارای هم بستگی بیش تری است. هم چنین شاخص انحناء مقطع با مقدار 09/0 درصد کم ترین هم بستگی را دارا می باشند. این پژوهش امکان ادغام عوامل ژئومورفومتری موثر بر فرسایش خاک را تائید می نماید.
۲۴۷۷.

سنجش روند توسعه شهری با توجه به شاخص های تراکمی رشد هوشمند شهری (نمونه موردی: منطقه یک کلانشهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۷
در دهه های اخیر در کشور ایران رشد و گسترش شهرها به صورت نوعی معضل درآمده و لزوم توجه به مسائل شهری و به ویژه مسائل کالبدی آن در قالب چارچوبی علمی، اهمیت و ضرورت یافته است. مکانیزم های تصمیم گیری و تصمیم سازی در کشور طی دهه های اخیر روندی را در پیش گرفته که به نابودی بخش عظیمی از منابع طبیعی اطراف شهرها و اتلاف هزینه های بسیاری در راستای توسعه زیر ساخت های مورد نیاز منجر شده است. در این پژوهش تشریح چیستی و چگونگی روند توسعه منطقه ای طی دوره هایی بود که احساس می شد در آن بیشترین تغییرات رخ داده باشد. ماهیت این تغییرات و محرک های آن ها موضوع اصلی این تحقیق بوده است و آنچه که پیگیری شده، رهیافتی به مدل و الگوی منطقه 1 تهران در دوران معاصر و اکنون بود. با این هدف، شاخص های تأثیرگذار شناسایی گردید، که خود بازتاب کالبدی مجموعه ساختاری موجود در سیستم شهری منطقه 1 بوده اند. بر این اساس پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی است که شیوه ی گردآوری داده های آن اسنادی می باشد. در این پژوهش با هدف شناخت بازتاب کالبدی تصمیم های کلان در عرصه منطقه 1 تهران، مجموعه ای از مطالعات صورت گرفت. بر اساس نتایج محاسبات انجام شده مدل های آنتروپی شانون و هلدرن، منطقه 1 تهران با رشد پراکنده فاصله چندانی نداشته و در حال نزدیک شدن به حالت پراکنده رویی با آهنگ بسیار کند بوده است. ضریب تغییرات متغیر های مختلف در منطقه 1 تهران حاکی از این است که در بخش جمعیت با آهنگی کند و نزولی و در بخش سطح، ضریب تغییرات به صورت کند و صعودی در حال دگرگونی بوده است.
۲۴۷۸.

تحلیل و بررسی پارامترهای مورفومتریک سیرک های یخچالی زردکوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
سیرک های یخچالی از جمله عوارض یخچالی هستند که اطلاعاتی را در زمینه شرایط اقلیمی گذشته ارائه داده و با بررسی مورفومتری سیرک های یخچالی می توان اطلاعاتی را در زمینه سیرک ها و وضعیت منابع رطوبتی به دست آورد. در این تحقیق، 17 سیرک یخچالی در محدوده کوه زردکوه بختیاری مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی دقیق سیرک ها، از نرم افزارهای Arc Gis، Portable Googemap server، Google earth و Excel استفاده شد. به منظور بررسی مورفومتری سیرک ها، از پارامترهای مساحت، محیط، طول، عرض، حداکثر ارتفاع، حداقل ارتفاع، نسبت طول به عرض و ضریب گراولیوس استفاده شد. برای هر یک از این پارامترها، شاخص های آماری انحراف معیار، میانگین، ضریب تغییرات و مقادیر حداقل و حداکثر محاسبه شد. برای شناسایی روابط بین این پارامترها نیز ماتریس همبستگی پیرسون و ضریب تعیین R2 محاسبه گردید. بیشترین توزیع سیرک ها در جهت شمال شرقی بوده و حداکثر ارتفاع نیز به میزان 3700 متر در جهت جنوب شرقی قرار دارد. محدوده مساحت سیرک ها نیز در بین 55/0 تا 38/4 کیلومتر مربع قرار دارد. بیشترین میزان نسبت طول به عرض نیز به میزان 73/3 متعلق به سیرک شماره 6 بوده و کشیده ترین سیرک به شمار می آید. بیشترین همبستگی نیز به میزان 96/0 متعلق به دو پارامتر مساحت و محیط می باشد. بیشترین ضریب R2 نیز به میزان 66/0 بین دو متغیر مساحت و عرض برقرار بوده است. نتایج نشان می دهد که دوره پلیستوسن از شرایط اقلیمی متفاوتی برخوردار بوده و باعث گسترش وسعت سیرک های یخچالی گردیده است.
۲۴۷۹.

ارزیابی توسعه گردشگری مقصد در چارچوب پایداری در استان آذربایجان غربی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۱
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی پایداری روستاهای گردشگری استان آذربایجان غربی در ایران با توجه به ابعاد و شاخص های مؤثر در توسعه پایدار گردشگری روستایی است. در این مطالعه، از یک بارومتر پایداری و نمودار رادار (آمیب) برای ارزیابی میزان پیشرفت روستاهای مورد مطالعه استان آذربایجان غربی در ایران به سمت گردشگری پایدار استفاده شده است. برای ارزیابی پایداری گردشگری روستایی در روستاهای مورد مطالعه، 95 شاخص متناسب با ساختار روستاهای مورد مطالعه و سازگار با محیط روستایی به دست آمده است. برای ارائه استراتژی مناسب برای توسعه پایدار گردشگری، از ماتریس SWOT استفاده شده است. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار در چهار روستای گردشگری در آذربایجان غربی، ایران (1160 نفر = N) است. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 290 نفر برآورد شد. نتایج نشان می دهد که ابعاد اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی پایدارتر از ابعاد زیست محیطی هستند و همچنین روستاهای گردشگری استان آذربایجان غربی از پایداری متوسطی برخوردارند. ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی نشان می دهد که امتیاز نهایی 2.86 و 2.475 به دست آمده برای عوامل داخلی و خارجی گردشگری روستایی، به ترتیب، در ربع چهارم ماتریس ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک (SPACE) قرار دارند، بنابراین، مناسب ترین استراتژی برای توسعه گردشگری روستایی در روستاهای مورد مطالعه، استراتژی رقابتی است.
۲۴۸۰.

مؤلفه های برساخت هویت ملی مردم ایران در عصر زندیه ذیل اندیشه سیاسی "وکیل الرعایا" در چارچوب مفهوم حکومت مندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۷
هویت ملی در چارچوب مفهوم حکومت مندی میشل فوکو حاصل مفصل بندی مجموعه ای از مؤلفه هایی است که توسط گفتمان اجتماعی- سیاسی در مقطع مشخص از تاریخ مفصل بندی می گردد و انطباق فضایی سرزمین، ملت و حکومت را شکل می دهد. در این راستا در ابتدای به قدرت رسیدن کریم خان زند بار گران جنگ های عصر افشاریه سبب گسیختگی انسجام اجتماعی در ایران گردیده بود. به طوری که مشروعیت آفرینی جهت برساخت هویت ملی نیازمند یک اندیشه سیاسی بدیل بود که در چارچوب آن علل انسجام یابی جامعه ایران تبیین گردد. در این مقاله کوشش گردیده با اتکا به روش تفسیری و با استفاده از مضمون نظری مفهوم حکومت مندی میشل فوکو؛ چگونگی مفصل بندی هویت ملی در عصر حکومت کریم خان زند( 1751- 1779) در ایران ذیل اندیشه سیاسی" وکیل الرعایا" واکاوی گردد. یافته های تحقیق بیان گر آن است که ایل زند و سایر ایلات هم پیمان کریم خان در ایران مرکزی نسبت به سایر ایلات دارای نفرات محدودتر و فاقد زمینه لازم جهت شکل دهی به رهبری پاتریمونیال و استفاده از آن جهت برساخت هویت ملی بودند. در نتیجه مدیریت سیاسی ملوک الطوایفی و خوانش همپایگی جایگاه سیاسی کریم خان زند با رعایا به مثابه تکنیکی در مشروعیت دهی به برساخت هویت و انسجام حکومت با مردم بازنمایی گردید. ضمن اینکه تعامل حداقلی دو نهاد سیاست و مذهب در این دوره سبب گردید که برساخت هویت ملی نیازمند برجسته سازی خوانش دادگرانه از مسلک رفتاری کریم خان زند باشد که ضمن انطباق با آموزه های مذهبی قادر باشد برساخت هویت سرزمینی در این دوره را تسهیل نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان