ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۲۱ تا ۲٬۵۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۵۲۱.

شناسایی عوامل مؤثر بر بازآفرینی بافت های فرسوده در فضاهای پیرا کلان شهری(مورد مطالعه: شهر ورامین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۱
بافت های فرسوده شهری در فضاهای پیراکلان شهری سهم قابل توجهی از پهنه های کشور را به خود اختصاص داده اند و به دلیل فرسودگی زیرساخت ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی، به مکان هایی ناامن و غیرقابل سکونت تبدیل شده اند. با توجه تاریخچه فرهنگی طولانی شهر ورامین به عنوان یکی از شهرهای پیرامون کلان شهر تهران، ضرورت بازآفرینی این بافت ها برای بهبود کیفیت زندگی ساکنان و ارتقاء شرایط زیست محیطی و اجتماعی این مناطق به وضوح نمایان است. هدف این مقاله شناسایی عوامل مؤثر بر بازآفرینی بافت های فرسوده شهری شهر ورامین به عنوان فضای پیرا کلان شهری بر مبنای نظریه نوشهرگرایی است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده و به لحاظ هدف در گروه پژوهش های کاربردی قرار دارد. جمع آوری منابع و داده های پژوهش به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی در قالب نظرسنجی(پرسشنامه از ساکنان محلی) انجام شده است و با بهره گیری از روش تحلیل عاملی در محیط از نرم افزار SPSS عوامل اصلی شناسایی شده و در نقشه های مربوطه با استفاده از و نرم افزار GIS ترسیم و تحلیل شده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که از کل شاخص های موردسنجش در این پژوهش، تعداد 13 عامل شناسایی گردید که درمجموع 83 درصد از کل واریانس تجمعی را به خود اختصاص داده اند. این عامل ها به ترتیب اهمیت عبارت اند از: "زیرساخت های شهری"، "زیرساخت های اجتماعی، "سنت گرایی"، "تنوع مسکن"، "تعارض ها"، "ایمنی"، "ساماندهی اقتصادی"، "ارتقای فرهنگ"، "رفاه اجتماعی"، "سرزندگی"، "دسترسی"، "فضاسازی" و "محله محوری" و "مسکن قابل استطاعت". همچنین 6 عامل اول 52 درصد از واریانس تجمعی را شامل می شوند و بیشترین اهمیت را در بازآفرینی دارند.
۲۵۲۲.

بازخوانی نظام ساختاری محله های تاریخی شهر ارومیه در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
محله یکی از مهمترین ارکان شهرهای ایرانی اسلامی است. در شهرهای تاریخی علیالخصوص دوره قاجار هر محله در خود نیازمندی های روزمره ساکنان را تأمین می کرد. پژوهش هایی برای بازنمایی ساختار اصلی شهرهای تاریخی با بهره گیری از عناصر اصلی کالبدی انجام یافته است درحالیکه جنبه های کالبدی تنها بعد شکل دهنده ساختار محله نیستند و جنبه های غیرکالبدی نیز تاثیر بسزایی در شکل گیری محلات سنتی داشته اند. محله ها در شهرهای سنتی به طور معمول ماحصل تعامل اجتماعی میان افراد نزدیک به یکدیگر هستند. هدف پژوهش، شناسایی عوامل کالبدی و غیرکالبدی تاثیرگذار در ساختار محله های تاریخی، شناسایی و بازخوانی نظام ساختاری محله های شهر ارومیه در دوره قاجار است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و به منظور دسترسی به داده های مورد نیاز از منابع کتابخانه ای و بررسی اسناد مکتوب و مصور تاریخی و هم چنین نقشه های بازسازی شده، منابع شفاهی و شواهد و مستندات میدانی بهره گرفته شده است. داده های ب ه دست آمده از منابع مختلف به روش تفسیری مورد واکاوی قرار گرفته و در نهایت نتایج نشان می دهند محلات شهر ارومیه دارای مرز و قلمرو مشخص بوده که در عین ارتباط با دیگر محلات، موجب حفظ کلیت هر محله می شد. هر محله دارای یک دروازه اختصاصی در حصار شهر و چندین معابر و گذر اصلی بود که اصلی ترین گذر همان معبر مواصلاتی بین دروازه و بازار بود. در محل تلاقی گذرهای اصلی مرکز محله مسجد به عنوان کاربری مذهبی و دیگر کاربری ها شکل می گرفت. نیازهای ساکنین هر محله به سبب کاربری های خدماتی داخل محله تامین می شد و محله ها دارای پیوستگی اجتماعی و فرهنگی بوده اند به طوریکه موجب تمایز با سایر محلات می شد.
۲۵۲۳.

تحلیل اهمیت و تاثیرگذاری پیشران ها و پسران های هوشمندسازی سیستم حمل ونقل شهری تبریز در بستر فنآوریهای نوین با استفاده از تکنیک Swara و Pls(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۱
ازدحام ترافیک یکی از تاثیرات مخربی است که رشد سریع شهرها و رشد بی رویه جمعیت و پراکندگی نامعقول آنها، بر روی محیط های طبیعی و فرهنگی بر جای می گذارد. این رشد سریع از یک سو، شهرها را با مسایل جدیدی مواجه ساخته و از سوی دیگر تلاش های زیادی برای برطرف ساختن تاثیرات منفی آنها به عمل آمده که یکی از عمده ترین آنها، راهبرد استفاده از فنآوری های نو و هوشمند می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از نظر روش ترکیبی (کمی و کیفی) است. در بخش مطالعات کیفی از تکنیک تحلیل موضوعی و نرم افزار Maxqda و در بخش مطالعات کمی از تکنیک Swara برای تعیین ضریب اهمیت و از نرم افزارSmart PLS برای تعیین ضریب تاثیرگذاری پیشران ها (محرک ها) و پسران ها (موانع) استفاده شده است. بر اساس یافته های تحقیق؛ مشخص گردید که عوامل کیفی و کمی متعددی در زمینه هوشمندسازی حمل و نقل شهری تبریز تاثیرگذار می باشند. هفت عامل (سیاستگذاری-برنامه ریزی، اقتصادی-سرمایه-گذاری، امنیتی-قانونی، فیزیکی-کالبدی، مدیریتی-سازمانی، فرهنگی-اجتماعی و فنی-تکنولوژیکی) به عنوان مهمترین پیشران و پسران، شناسایی گردید. یافته ها نشان می دهد که عواملی نظیر: ضعف مدیریت یکپارچه شهری، نبود برنامه های هدفمند و چشم انداز مشخص، عدم شناخت نقاط ضعف و قوت، فرصت ها و تهدیدات، عدم نصب سنسورهای هوشمند، نبود حسگرهای ترافیکی، نظارتی و تحلیل محیطی، عدم توسعه شبکه فیبر نوری و اینترنت بی سیم و اینترنت g4Gو g5G، نبود سامانه تشخیص خودکار حوادث و سامانه توزین در حال حرکت، ضعف نرم افزارهای مدیریت ترافیک و... مهمترین پسران های هوشمندسازی سیستم حمل و نقل شهری تبریز در بستر فنآوریهای نوین نظیر اینترنت اشیاء می باشند.
۲۵۲۴.

مقایسه الگوریتم های ماشین بردار پشتیبان و جنگل تصادفی در تهیه نقشه کشت گندم (مطالعه موردی: شهرستان هشترود استان آذربایجان شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۳
هشترود یکی از شهرستان های جنوبی استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان هشترود است. این شهر در بین مختصات جغرافیایی 36 درجه و 45 دقیقه الی 37 درجه و 24 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 25 دقیقه الی 47 درجه و 24 دقیقه طول شرقی واقع شده است. هدف این تحقیق، تهیه نقشه کشت گندم با استفاده از روش های یادگیری ماشین با تصاویر ماهواره ای سنتینل 2 می باشد. روش پژوهش: در این پژوهش، ابتدا تصاویر ماهواره Sentinel2-L2A تهیه شده و با استفاده از مجموعه تصاویر دارای اطلاعات بازتاب زمینی، شاخص پوشش گیاهی نرمال شده استخراج شد. سپس با استفاده از زبان برنامه نویسی R در محیط Jupyter Notebook الگوریتم های طبقه بندی ماشین بردار پشتیبان و جنگل تصادفی روی تصاویر اعمال شدند و در آخر خروجی های هر دو الگوریتم در نرم افزار Arcmap تجزیه و تحلیل شده و از نقشه های نهایی خروجی گرفته شد. نتایج: در نهایت مشاهده شد که الگوریتم جنگل تصادفی با میزان دقت کلی 93 درصد و ضریب کاپای 87 درصد عملکرد بهتر و مناسب تری نسبت به الگوریتم ماشین بردار پشتیبان با دقت کلی 90 درصد و ضریب کاپای 82 درصد داشته است. این انتخاب به دلیل دقت بالاتر و ضریب کاپای بیشتر آن نسبت به سایر الگوریتم ها است که نشان دهنده توافق بیشتر با واقعیت و دقت بالاتر در پیش بینی ها می باشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از اجرای این الگوریتم ها نشان داد که هر الگوریتم دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود می باشد. الگوریتم ماشین بردار پشتیبان به دلیل ساختار ساده و کارایی مناسب در بسیاری از مسائل طبقه بندی مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، در این پژوهش در مقایسه با دیگر الگوریتم یعنی الگوریتم جنگل تصادفی عملکرد ضعیف تری داشت. الگوریتم جنگل تصادفی نیز به دلیل توانایی در ترکیب مدل های مختلف و کاهش اثر بیش برازش معمولا نتایج دقیقی ارائه می دهد. با این حال، پیچیدگی محاسبات بالای آن می تواند در کاربردهای بزرگ تر مشکل ساز باشد.
۲۵۲۵.

تحلیل فرآیند توسعه گردشگری در سایت های میراث جهانی، نمونه مطالعاتی: بازار تاریخی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
در طی سالیان اخیر، یکی از دلایل و انگیزه های سفر جهانگردان، وجود سایت های میراث جهانی در مقصد مورد نظر است. این سایتها که توسط یونسکو معرفی و ذینفعان و رسانه های وابسته گردشگری، آنها را تبلیغ و باز شناسایی می کند، گزینه شاخصی در انتخاب یک مقصد گردشگری است و به همین جهت، شناخت ارزش های سایت های میراث جهانی و تبدیل این منبع به یک جاذبه گردشگری بین المللی، می تواند نقش مهم بزرگی در توسعه ی گردشگری شهری و یا منطقه ای که سایت در آن قرار دارد، داشته باشد. در این پژوهش، به شاخصه ها و گویه های مرتبط با چگونگی توسعه ی گردشگری در بازار تاریخی تبریز از جمله مفاهیم گردشگری فرهنگی و شهری پرداخته شده است. بنابر نتایج حاصله از پژوهش، سه گویه ارزشمندی، جاذبه شاخص، آگاهی و مسئولیت به عنوان گویه های اصلی توسعه ی گردشگری بازار شناسایی شدند. گویه ارزشمندی در مرکز این ساختار قرار دارد و گویه های جاذبه ی شاخص و آگاهی هم نتیجه این ارزشمندی و هم از شاخصه های توسعه ی گردشگری هستند.
۲۵۲۶.

واکاوی دلایل طبیعی و انسانی سیلاب شهر مشهد و راهکارهای پیشگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
شهر مشهد با جمعیتی بیش از 3 میلیون نفر دومین کلان شهر ایران محسوب می شود و جهت افزایش تاب آوری آن نسبت به مخاطرات محیطی نیاز به فن آوری های جدید بیشتر احساس می شود. در روز 26 اردیبهشت 1403 طی بارش 48 دقیقه ای در اثر تشکیل یک ابر کومولونیمبوس و تقویت شرایط صعودی آن توسط ناوه ای بر گستره ی آن، در شهر مشهد سیل جاری شد و منجر به خسارت مالی و جانی سنگین در مناطق مختلف گردید. این مطالعه سعی دارد با رعایت اصل کل نگر دلایل طبیعی و انسانی آن را تشریح نماید. در این راستا جهت بررسی دلایل هواشناسی سینوپتیک از داده های شبکه ERA-5 و ترسیم نقشه های آن در گردس (GRADS) استفاده شد. علاوه بر آن از تصاویر ماهواره ای لندست (LANDSAT) و داده های ارتفاع رقومی منطقه جهت استخراج آبراهه ها و مسیل بهره گرفته شد. همزمان از نرم افزار گوگل ارث و همچنین GEEجهت ارزیابی تغییرات نیز استفاده شد. نتایج نشان داد بارش مدنظر از لحاظ شدت و مدت بارندگی جزو بارش های بی سابقه بوده، ولی به لحاظ میزان بارندگی در دسته بارندگی های فرین (بالاتر از صدک 95 درصد) محسوب می شود. نتایج این مطالعه به وضوح نمایانگر آن است که دخل و تصرف های انسانی، به ویژه در ساخت و سازهای شهری و گسترش جاده ها و اتوبان های شهری عمود بر بستر رودخانه های فصلی و خشک شهر، به شدت بر روی الگوی جریان آب تأثیر گذاشته و موجب افزایش خطر سیلاب های شهری شده است. بی توجهی به ژئومورفولوژی شهر از جمله تخریب مسیل ها، ایجاد موانع در برابر جریان های آب (مانند منطقه سیدی) و گسترش جاده های عمود بر این آبراهه ها، منجر به تشدید حوادث سیلاب در مناطق مختلف شهر مشهد شد.
۲۵۲۷.

تحلیلی بر وضعیت بلندمرتبه سازی در مناطق شمال شهر اصفهان بر اساس شاخص های توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه: بلند مرتبه سازی به عنوان ابزاری برای مهار توسعه شهری مطرح شده است اما برخورد انتزاعی به این ابزار، تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، کالبدی، زیست محیطی و سیاسی – مدیریتی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر به وضعیت بلند مرتبه سازی در مناطق شمالی شهر اصفهان بر اساس شاخص های توسعه پایدار برای رسیدن به ساختمان های بلند پایدار می پردازد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی می باشد. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه و میدانی به کمک ابزار پرسش نامه گرداوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصین حوزه مربوطه در مناطق شمالی اصفهان یعنی مناطق: 7، 8، 10، 12 و 14 می باشد که به روش تصادفی ساده و به صورت دلفی دو مرحله ای، 75 نفر (سهم هر منطقه 15 نفر) به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تکنیک تصمیم گیری Swara مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج تحقیق نشان داد بلندمرتبه سازی در تمامی مناطق شمالی شهر اصفهان در شاخص های پایداری شهری وضعیت مطلوبی ندارند. به گونه ای که منطقه 8 در سطح اول وضغیت و منطقه 14 در سطح آخر قرار دارد. از طرفی دیگر مؤلفه کالبدی-زیرساختی با بتای 443/0 بیشترین تأثیر را بر پایدار کردن بلندمرتبه سازی دارد. همپچنین مؤلفه مدیریتی با وزن نهائی 279/0 در جایگاه اول و مؤلفه اجتماعی و فرهنگی با وزن 137/0 دارای کمترین وزن و در جایگاه آخر قرار گرفته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله می توان گفت مدیریت شهری نقش به سزایی در بلندمرتبه سازی در زمینه ساخت و ساز و نظارت و ...دارد
۲۵۲۸.

آینده پژوهی زیست پذیری بافت فرسوده در بحران های شهری (نمونه موردی: محله امام زاده یحیی، تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
سابقه و هدف: با رشد جمعیت در شهرها، توجه به امنیت و ایمنی شهری به یکی از اولویت های مدیران و برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. بحران های شهری، به ویژه در بافت های تاریخی و فرسوده، می توانند تهدیدهایی جدی برای امنیت و زیست پذیری محله ها ایجاد کنند و موجب تخریب گسترده ای شوند. بافت های فرسوده شهری به دلیل ویژگی های خاصشان، همچون فرسودگی کالبدی، تراکم جمعیتی بالا، کمبود زیرساخت های مناسب و ضعف در خدمات شهری، در مواجهه با بحران های شهری همچون زلزله، سیل و سایر بلایای طبیعی یا اجتماعی، ازجمله آسیب پذیرترین مناطق به شمار می روند. طی سال های اخیر، پژوهش ها و برنامه های متعددی درراستای بهسازی و نوسازی این بافت ها و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان آن ها انجام شده است. بااین حال توجه به زیست پذیری این بافت ها، در رویارویی با بحران های شهری و استفاده از آینده پژوهی برای پیش بینی و مدیریت بحران ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازسویی، تعریف فضاهای چندمنظوره و توزیع متناسب آن ها در محلات، به ویژه در بافت های فرسوده با ارزش تاریخی، می تواند به بهبود کیفیت زندگی قبل از بحران و بهبود مدیریت بحران ها، پس از وقوع آن ها، کمک کند. مواد وروش ها: ادغام نشدن آینده پژوهی با برنامه ریزی و مدیریت بحران یکی از شکاف هایی است که این پژوهش، با استفاده از تکنیک های آینده پژوهی و مدل های فضایی، به بررسی چگونگی بهبود شرایط مدیریت بحران در آینده می پردازد و این شکاف را با نوآوری مبتنی بر تحلیل های پیش بینی و سناریوهای محتمل، پر می کند. ازاین رو پژوهش حاضر، با هدف حفظ زیست پذیری بافت های فرسوده در بحران های شهری براساس روش آینده پژوهی، بر محله امام زاده یحیی تمرکز داشته و با استفاده از شیوه سناریونویسی، گزینه های ممکن برای آینده زیست پذیری این محله را بررسی کرده است. در این پژوهش، ضمن تحلیل معیارهای زیست پذیری در زمان بحران با استفاده از نرم افزار ArcGIS و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره، از نرم افزار CommunityVIZ Scenario360 بهره گرفته شده و تأثیر متغیرها در سه سناریوی متفاوت بررسی و در نهایت، سناریوی بهینه، برای ایجاد فضاهای چندمنظوره پیشنهاد شده است. نتایج و بحث: یافته ها نشان می دهد که انتخاب سناریوی برتر و تحلیل لایه های گوناگون بر اهمیت فضاهای باز، شریان های ارتباطی و فضاهای خالی در بافت فرسوده محله امام زاده یحیی، درزَمینه مدیریت بحران های شهری، تأکید دارد. همچنین نتایج تحقیق با استفاده از ابزار CommunityVIZ Scenario 360 نشان داد نواحی شمالی و شمال غرب محله به منزله نقاط مناسب برای تعریف فضاهای چندمنظوره شناسایی شده اند که می توانند، در تجهیز فضایی و حفظ زیست پذیری پس از بحران، مؤثر باشند. یافته ها حاکی از آن است که استفاده از فضاهای چندمنظوره و تجمیع کاربری های خرد، حتی در شرایط بحرانی، می توانند به بازگرداندن و ارتقای زیست پذیری محلات تاریخی و فرسوده کمک کنند و فضاهای چندمنظوره، با عرضه خدمات متنوع و افزایش تاب آوری، در بهبود کیفیت زندگی و ارتقای رضایت ساکنان نقشی تأثیرگذار خواهند داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که توزیع ناعادلانه خدمات و امکانات می تواند مدیریت بحران های شهری را با چالش مواجه کند و تاب آوری شهر و کیفیت زندگی شهری را کاهش چشمگیری بدهد. هر محله، متناسب با جمعیت آن، نیازمند دسترسی به کاربری های ضروری مانند تجاری، آموزشی، فضای سبز، ورزشی و درمانی است تا، حداقل در ساعات ابتدایی وقوع بحران، نیازهای اولیه ساکنان برطرف شود. گذار از برنامه ریزی های سنتی به روش های نوین و بهره گیری از مدل ها و نرم افزارهای پیشرفته، همراه با آینده پژوهی شهری، می تواند بهبود شایان توجهی در شرایط پس از بحران ایجاد کند.
۲۵۲۹.

پایش خطر سیل خرداد 1402 استان زنجان با استفاده از تصاویر سنتینل – 1(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۹
سابقه و هدف: مدیریت مناسب سیل نیازمند دانستن مکان و زمان دقیق وقوع آن است تا برنامه ریزان مدیریت بحران، با اقدامات مدیریتی مناسب و ازطریق بیان راهکارها، بتوانند خطرپذیری سیل را کاهش دهند. در این زمینه، محققان مطالعات گوناگونی انجام داده اند و از روش های متفاوتی، همچون به کارگیری سنجنده های ماهواره ای سنتینل – 1 و سنتیل – 2، بهره برده اند. طبق این مطالعات ثابت شده است که پایش سیل، به کمک سنجش از دور، ابزاری مناسب برای استخراج سریع منطقه سیل زده است و می توان آن را در مدیریت زودهنگام بلایای طبیعی، به ویژه سیل، به کار برد. ازاین رو هدف این مطالعه تهیه نقشه وسعت آب ناشی از سیلاب خرداد زنجان در 1402، با کمک تصاویر سنتینل – 1 است. این نقشه را می توان، در مدیریت و برنامه ریزی کاربری اراضی هنگام وقوع سیلاب، افزایش سطح آگاهی عمومی و هشدار دادن به ساکنان نقاط سیل خیز در منطقه، توسعه طرح های کاهش خطرهای سیلاب، تهیه برنامه های جامع مدیریت خطرپذیری سیلاب و دستورالعمل رویارویی و تاب آوری در برابر شرایط بحرانی، استفاده کرد. مواد و روش ها: روش پژوهش چندین گام داشت. گام نخست جمع آوری داده با کمک سنتینل – 1 و گام دوم پیش پردازش داده های SAR در محیط SNAP-6 بود. در گام سوم، تصاویر در محیط ENVI، به کمک الگوریتم درخت، پس پردازش شد و در گام نهایی، تصاویر به فایل بردار تبدیل شد. نتایج و بحث: بررسی تغییرات آب گرفتگی، پس از گذشت هفت روز از وقوع سیلاب در منطقه، گویای این است که بیشترین وسعت آب گرفتگی در مناطق شمالی استان، در مجاورت رودخانه های اصلی و فرعی حوضه آبریز قزل اوزن و به ویژه در شهرستان طارم رخ داده که میزان آن 067192/312 هکتار بوده است. پس از آن، بیشترین میزان آب گرفتگی در شمال شهرستان زنجان و محدوده حوضه آبخیز قزل اوزن، زنجان رود پایین، چایپاره، غنی بیگلو با وسعت 713193/150 هکتار دیده شد که بیشتر این آب گرفتگی ها تحت تأثیر ژئومورفولوژی منطقه در اطراف رودخانه قزل اوزن رخ داده بود. در شهرستان ماهنشان، عمده آب ناشی از سیل در بخش شمالی آن شهرستان، ازجمله بخش هایی از ماهنشان و اوریاد، با وسعت آب 618086/26 هکتار دیده شد. در شهرستان ایجرود نیز در زرین آباد، بیشترین وسعت آب ناشی از سیلاب در مسیر رود ایجرود، با وسعت 06405/21 هکتار بود. در شهرستان ابهر آب ناشی از سیلاب در مرکز سلطانیه در زنگان رود (یکی از شعبه های رودخانه قزل اوزن) با وسعت 96 هکتار، به صورت متمرکز در اطراف رودخانه دیده شد. طی سیلاب خرداد 1402 در استان زنجان، ارتفاع منطقه عامل مهمی در کنترل حرکت سیلاب و ماندگاری آب روی سطح زمین بود. میزان عقب نشینی آب سیلاب، در ارتفاعات، کمتر از 500 متر و درمقایسه با ارتفاعات بیشتر، خیلی اندک بود؛ به گونه ای که در ارتفاع 1000 متر و بیشتر، ماندگاری آب دیده نشد. در نقاط مرتفع زنجان همچون بخش هایی از طارم، زنجان و ماهنشان، بعداَز وقوع نزولات جوّی، آب از مناطق کم ارتفاع و مسطح سریع تر جریان یافته بود و با گذشت هفت روز از وقوع سیل، ماندگاری آبی در این ارتفاعات دیده نشد؛ درصورتی که در ارتفاعات کمتر از 500 متر، اغلب شامل نواحی کم ارتفاع حوضه آبریز قزل اوزن و رودخانه های اصلی و فرعی آن، بیشتر رواناب ها در چاله های توپوگرافی طارم و زنجان جمع شد. پست بودن این مناطق باعث پخش شدگی آب سیلاب و آب گرفتگی گسترده ای، حتی در مراکز جمعیتی این نواحی شد. نتیجه گیری: در پژوهش پیش رو، به منظور سنجش وسعت آب ناشی از سیل و تهیه نقشه پهنه بندی سیلاب رخ داده طی خرداد در استان زنجان و ارزیابی عوامل مؤثر در آن، همچون ارتفاع و پوشش گیاهی، تصاویر سنتینل – 1 متعلق به قبل و پس از وقوع سیل تهیه، پردازش و در سه کلاس، طبقه بندی و تحلیل شد. بدین ترتیب مشخص شد که بیشترین حجم سیلاب واردشده به استان زنجان مربوط به شمال استان، به ویژه شهرستان طارم، بوده است. همچنین بررسی عامل ارتفاع در سیل خیزی منطقه نشان داد ارتفاعات کمتر از 500 متر، که اغلب زیرحوضه های قزل اوزن و رودخانه های اطراف آن را دربرمی گیرند، پتانسیل چشمگیری در آب گرفتگی داشته اند. بررسی پوشش سطح زمین در بخش های دچار آب گرفتگی نیز نشان داد که پوشش گیاهی علف زار، به دلیل نارسایی در نفوذپذیری نزولات جوّی در این مناطق، پتانسیل سیل خیزی این نواحی را بیشتر کرده است.
۲۵۳۰.

Drivers of Land Commodification in the Western Urban–Rural Areas of Guilan Province, Northern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۹
Purpose- Land commodification is a process through which land shifts from being a productive, ecological, and social resource to a speculative asset and a vehicle for capital accumulation. Over the past decade, this process has intensified across the urban and rural zones of western Gilan Province, resulting in widespread villa construction, unregulated land-use conversions, increasing pressure on agricultural lands, spatial fragmentation, and the weakening of rural development. Despite the significance of this phenomenon, previous studies have rarely undertaken a systematic identification of the key driving forces shaping this complex dynamic. Design/methodology/approach- Addressing this gap, the present study first identified a broad set of factors influencing land commodification through semi-structured interviews with local experts, managers, and stakeholders (145 participants). Following a screening and consensus-building process with 10 spatial-planning specialists, 59 final variables were extracted and subjected to structural analysis using a cross-impact matrix in MICMAC software. In addition, survey data from 300 local residents were employed to capture lived experiences, validate the operational mechanisms, and complement the analytical outcomes. Finding- MICMAC results reveal that the absence of deterrent regulations and effective oversight mechanisms, weak agricultural support policies, fragmented land governance, the expansion of non-strategic tourism, and the increasing attractiveness of converting liquidity into land function as the principal driving variables. These drivers reinforce a self-amplifying cycle—characterized by rising land prices, intensified speculation, withdrawal of agricultural lands from production, and rapid villa development—that ultimately fosters spatial instability and undermines rural development. Originality/value– By mapping the causal structure and identifying the key drivers, this study provides an evidence-based foundation for targeted policy interventions aimed at regulating land commodification and enhancing spatial–rural sustainability in western Gilan.
۲۵۳۱.

Explaining the Challenges of Establishing Women's Cooperatives in Rural Areas (Case Study: Dizajabad Rural, Zanjan County)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
Purpose- Rural women’s cooperatives play a crucial role in improving livelihoods, fostering economic independence, and empowering women in rural communities. However; these cooperatives face multiple challenges that can affect their performance and sustainability. Accordingly, this study seeks to assess the feasibility of establishing a women's cooperative and to analyze the challenges facing rural women's cooperatives in Dizajabad rural. Design/methodology/approach- This research is applied in purpose and employs both quantitative and qualitative paradigms. The statistical population in the quantitative section consisted of women in Dizajabad rural. In contrast, the qualitative section included women participating in business training courses and experts from the Zanjan Province Cooperative Office. The sample size in the quantitative part was determined as 292 using Cochran's formula. Data collection tools included a researcher-made questionnaire and interviews, with the questionnaire’s reliability confirmed by a Cronbach’s alpha of 0.78. Data analysis employed a one-sample t-test for the quantitative section and grounded theory for the qualitative section. Qualitative data were gathered through direct observation and semi-structured interviews, then analysed using open, axial, and selective coding. Findings- Results of the one-sample t-test indicated that socio-cultural factors provide favorable conditions for the formation of women’s cooperatives, while economic indicators were not evaluated as favorable. Furthermore, qualitative findings revealed 18 initial concepts from interviews regarding challenges to cooperative formation, categorised into four dimensions: policy-making, social, economic, and individual. Key barriers included weak legislation, poor planning, lack of investment and financial support, weak local management, insufficient supervision, lack of coordination among institutions, existence of parallel organisations, inadequate facilities, insecurity in the business environment, low risk-taking, weak individual capabilities, limited technical knowledge, poor market awareness, lack of education and training, and delinquency. Originality/Value- Rural women’s cooperatives, by creating employment opportunities, enhancing specialised skills, and strengthening individual and collective capacities, play a significant role in the economic and social empowerment of women. By increasing women’s active participation in production and decision-making processes, these institutions contribute to improved household livelihoods, sustainable development, and the strengthening of human capital in rural communities.
۲۵۳۲.

Investigating the Impact of Economic, Social-cultural, Environmental and Spatial Factors on Return Migration in Rural Areas (Case Study: Bandar Khamir County)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
Purpose- Increasing economic pressures, environmental degradation, and public health challenges in urban areas have been identified as key drivers motivating individuals to return to rural regions. This study examines the influence of economic, socio-cultural, environmental, and spatial factors on return migration to rural areas, focusing on Bandar Khamir County in Iran as a case study. Design/methodology/approach- This study employed a descriptive-analytical approach and a quantitative method. The statistical population included Bandar Khamir residents, and a sample of 300 people was selected using a simple random sampling method. A researcher-developed Return Migration Questionnaire was utilised to examine the research variables. This questionnaire was designed to cover four factors: economic, social-cultural, environmental, and spatial factors. Several professors and experts verified the face validity of this scale, and its reliability was assessed using Cronbach's alpha, which produced a coefficient of 0.90. This is regarded as a highly satisfactory value for the questionnaire. The study utilized LISREL for structural analysis to verify the measurement model's validity, and SPSS for statistical processing. Specifically, the Chi-square test was calculated using SPSS version 23. Findings- The results showed that economic, socio-cultural, environmental, and spatial factors all have a positive and statistically significant effect on return migration. Economic factors had the strongest impact (β = 0.929; R² = 0.863), explaining 86.3% of the variance in return migration. Environmental (β = 0.923; R² = 0.852) and socio-cultural factors (β = 0.907; R² = 0.822) also demonstrated strong explanatory power, while spatial factors showed a comparatively lower but still significant effect (β = 0.805; R² = 0.648). Chi-square test results confirmed all four hypotheses at p < 0.001 (df = 299). Economic factors had the highest association with return migration (χ² = 172.534), followed by spatial (χ² = 118.421), environmental (χ² = 97.842), and socio-cultural factors (χ² = 83.327). Overall, the findings indicate that all four dimensions significantly influence return migration behavior, with economic determinants playing the most prominent role. Research limitations/implications - The study relied exclusively on a self-report questionnaire as the sole instrument for data collection. Participant selection was limited to migrants, meaning the findings reflect only this specific group's perceptions rather than a multi-stakeholder perspective. Practical implications - The results of this study have a significant impact on the development of public policies related to return migration. In conclusion, this study demonstrated that return migration to Bandar Khamir is driven by a complex set of issues, influenced by economic, social-cultural, environmental and spatial factors. Return migration represents a viable strategy for rural revitalization and balanced regional development. The findings suggest that addressing urban crises requires investing in rural alternatives. 
۲۵۳۳.

Spatial Analysis of Factors Influencing the Development of Rural E-Tourism Approaches (Case Study: Tourism Destination Villages of Amol County)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
Purpose- E-tourism serves as a transformative tool for enhancing tourism services; by providing high-quality digital experiences, it significantly contributes to tourist attraction and satisfaction. This research aims to identify the factors influencing the formation of rural e-tourism approaches and to conduct a spatial analysis of these factors across the destination villages of Amol County. Design/methodology/approach- This study is applied in purpose and utilizes a descriptive-analytical methodology. Data collection was conducted through a combination of library research and field surveys using questionnaires. To analyze the spatial distribution and hierarchy of the sampled villages in the Larijan District, the Marcos method was employed. The dimensions of the e-tourism variable investigated include cultural acceptance, supportive-managerial policies, infrastructure, and information systems. To determine the relative importance of these dimensions, weights were assigned using the Analytic Hierarchy Process (AHP) based on expert opinions. Findings- The results indicate that the indicators of "support for private organizations for investment in e-commerce" (final weight: 0.06), "necessary legal and regulatory frameworks" (final weight: 0.05), and "utilization of specialized and trained human resources in e-tourism" (final weight: 0.04)—all subsets of the Supportive-Managerial Policies component—ranked first to third, respectively. These are identified as the most critical indicators for sustainable rural development. Consequently, "Supportive-Managerial Policies" emerged as the most influential component (weight = 0.49), followed by "Software/Information Systems" (0.22), "Infrastructure" (0.18), and "Cultural Acceptance" (0.09). Furthermore, the spatial analysis of the Larijan District reveals that the villages of Ab-e Garm, Ab-e Ask, and Ira fall within the green spectrum of the spatial model, indicating an unfavorable status regarding e-tourism development.
۲۵۳۴.

تحلیل فضایی مهاجرت داخلی با تأکید بر عوامل اقتصادی و محیطی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
مهاجرت معمولاً به تغییرات دائمی یا طولانی مدت محل زندگی اشاره دارد. این پژوهش بر آن است تا تحلیل فضایی مهاجرت داخلی در استان های ایران را طی سال های 95-1390 با تأکید بر عوامل اقتصادی و محیطی بررسی کند. بدین منظور سه عوامل اقتصادی سرانه تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری و شدت فقر به همراه عامل محیطی میزان انتشار کربن دی اکسید در الگوی برآوردی شناسایی شد. نخست بعد مکان (مجاورت و فاصله) در اطلاعات آماری مهاجرت داخلی براساس آزمون موران در سطح 95 درصد معنا دار شد. سپس براساس آزمون ناهمسانی واریانس و نیز آماره RHO وابستگی فضایی در مدل وقفه فضایی (SAR) مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین تحلیل فضایی براساس مدل وقفه فضایی انجام شد. نتایج رگرسیون فضایی نشان داد شاخص های اقتصادی سرانه تولید ناخالص داخلی، بیکاری و شدت فقر بر خالص مهاجرت در استان های کشور از لحاظ آماری تأثیرگذار بود. به طوری که بیکاری و شدت فقر تأثیر منفی و درآمد اثر مثبت بر خالص مهاجرت در استان ها داشت. ولی میزان انتشار CO 2 رابطه مثبت با متغیر وابسته داشت. از آنجایی که هر چه میزان انتشار گاز گلخانه ای CO 2 افزایش یابد، میزان آلودگی هوا نیز افزایش می یابد، لذا انتظار بر این بود رابطه خالص مهاجرت با میزان انتشار CO 2 معکوس باشد، اما آمار توصیفی خالص مهاجرت و متوسط انتشار CO 2 نشان داد جز استان خوزستان، استان های با میزان انتشار بالای CO 2 ، مهاجرپذیر نیز بوده اند. بنابراین شاخص انتشار CO 2 بیش از اینکه اثرات سوء آلودگی هوا را نشان دهد، اثرات مثبت صنعتی شدن استان ها را نشان داده است.
۲۵۳۵.

ارزیابی و بومی سازی برنامه ریزی هوشمند با رویکرد بیوفیلیک در شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
امروزه با توجه به توسعه شهری، افزایش جمعیت و فعالیت های مخرب در طبیعت موجب تغییرات اکولوژیکی فراوانی شده است. همچنین فاصله گرفتن از شاخص های توسعه پایدار اثرات جبران ناپذیری بر طبیعت و محیط زندگی تمامی انسان ها گذاشته است و با گسترش فناوری های نوین و پیشرفت های چشمگیر در زمینه های فناوری اطلاعات، شهر های جهان در بیش تر کشورهای پیشرفته به دنبال هوشمند سازی شهر های خود می باشند. لذا با توجه به اهمیت این مسئله، پژوهش حاضر به دنبال تلفیق برنامه ریزی شهری هوشمند با رویکرد بیوفیلیک می باشد. در این پژوهش ابتدا به بررسی شاخص های شهر هوشمند و بیوفیلیک پرداخته شد و سپس برای رسیدن به مدل بومی شهر ارومیه، جمع آوری داده و اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه به متخصصان براساس طیف لیکرت و وارد کردن آن به نرم افزار Spss انجام گرفت. سپس از آزمون فریدمن و تحلیل عاملی تأییدی به ترتیب به رتبه بندی گویه ها و تأیید مدل بهره گرفته شد. نتایج خروجی نرم افزار Amos گویایی تأیید مدل می باشد. مدل بومی نیز بر اساس مفاهیمی مانند نگرش و آگاهی های بیوفیلیکی، مدیریت منابع پایدار آب، ارتقای استفاده از انرژی و منابع تجدیدپذیر و حمل ونقل سبز و هوشمند و ... می باشند. لذا براساس آن، مدلی طراحی شده است و پیشنهادهایی ارائه گردید که برای فهم دقیق تر پیشنهادها، در نقشه با عنوان نقشه پیشنهادی برای شهر بیوفیلیک و هوشمند (شهر ارومیه) آورده شد.
۲۵۳۶.

ارائه الگوی سفر گردشگران در بحران اقتصادی صنعت گردشگری، مورد پژوهش: استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی، ارائه الگوی سفر گردشگران در بحران اقتصادی صنعت گردشگری با تاکید بر توان بوم شناسی با رویکرد داده بنیاد را ارائه می دهد. پژوهش از نوع اکتشافی بود و از تحلیل محتوا جهت استخراج شاخص های عمومی و مصاحبه در بخش تئوری داده بنیاد جهت استخراج شاخص های اختصاصی استفاده شد جامعه آماری این تحقیق در بخش کیفی از خبرگان و متخصصان و صاحب نظران حوزه گردشگری و مدیریت بازاریابی بود تعداد آنها 15 نفر با حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد بود که این روند تا رسیدن به اشباع نظری رسید. روایی از طریق متخصصان و پایایی از طریق روش بررسی مجدد یا بازدید توسط خبرگان استفاده شد. در این تحقیق برای ارائه مدل کیفی از روش تحلیل محتوا و تئوری داده بنیاد با نرم افزار MAXQDA استفاده شد. به منظور ارائه الگو با توجه به نتایج مصاحبه ها و تحلیل های صورت گرفت که تحریم های اقتصادی، تغییر در میزان درآمد، تغییر در نوع تبلیغات جهت گردشگری، تغییر نگرش گردشگران، تغییر در سرمایه گذاری بخش گردشگری، تغییر در نگرش- کاهش / حذف سفرهای خارجی- افزایش طبیعت گردی– شناسایی بیشتر مناطق گردشگری – شناخت ساعت گشت و گذار- رونق بوم گردی محلی / سنتی – افزایش استفاده از بیمه سفر – جلوگیری از کاهش تبادل فرهنگی اقوام و ملتها را در پی داشته باشد.
۲۵۳۷.

شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق پذیری سند ملی آمایش سرزمین در ایران با رویکرد آینده نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
سند ملی آمایش سرزمین به عنوان برنامه ای راهبردی برای توسعه متوازن و پایدار کشور تدوین شده است، اما تجربیات گذشته نشان داده که اجرای کامل آن با چالش های متعددی روبرو بوده است. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تحقق پذیری سند ملی آمایش سرزمین مصوب 1399 با رویکرد آینده نگاری است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی و اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری شامل 11 نفر از متخصصین و کارشناسان است که از طریق نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. روایی ابزار تحقیق توسط سه متخصص حوزه پژوهش تأیید گردید. داده ها از طریق منابع کتابخانه ای در بخش نظری و تکنیک دلفی در بخش عملی جمع آوری شد. در نهایت 47 عامل مؤثر شناسایی شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل اثرات متقاطع و نرم افزار میک مک استفاده گردید تا میزان تأثیرگذاری عوامل اولیه بر یکدیگر ارزیابی شود. نتایج نشان می دهد که عواملی چون ارائه الگوهای همسان برای توسعه شهرستان ها، نامشخص بودن الزامات تحقق پذیری سیاست ها، عدم حضور نهادهای دخیل، غفلت از ارائه راه حل های اجرایی، عدم توجه به اصول اقتصاد مقاومتی و توسعه درون زا و کم توجهی به مسائل محیط زیستی و اجتماعی بیش ترین تأثیر را در عدم تحقق سند دارند. این یافته ها می تواند به بهبود فرآیند اجرای سند و دستیابی به اهداف آن کمک کند.
۲۵۳۸.

آینده پژوهی عوامل پیشران بر تحقق پذیری شهر کم کربن: مطالعه موردی کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
تغییرات اقلیمی، شهرها و انسان ها را با خطرات جدی مواجه ساخته و پیامدهای ناگواری به همراه دارد. مهم ترین عامل این تغییرات، انتشار گازهای گلخانه ای است که شهرها در تولید آن نقش بسزایی دارند. کلان شهر تبریز نیز به دلیل وجود مراکز صنعتی، تردد روزانه هزاران خودرو و مصرف میلیون ها لیتر بنزین، با آلودگی هوا و انتشار گازهای گلخانه ای دست به گریبان است. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر تحقق توسعه شهری کم کربن در تبریز است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و نرم افزار MICMAC، روابط میان ۲۸ عامل کلیدی را بررسی می کند. جامعه آماری شامل کارشناسان و متخصصان حوزه شهرسازی و محیط زیست بود که با روش نمونه گیری هدفمند، ۳۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مرور ادبیات، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه گردآوری و پس از تحلیل، عوامل دسته بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که حفاظت و توسعه منابع طبیعی، استفاده از انرژی تجدیدپذیر، میزان بالای سفرهای پیاده و پیاده روی، ساختار شهری خرد مقیاس و حفاظت از اکوسیستم، پیشران های تحقق توسعه شهری کم کربن در تبریز هستند. این پژوهش همچنین نشان داد که هم افزایی میان عوامل مختلف می تواند تأثیرات مثبتی در توسعه پایدار شهر تبریز داشته باشد. با توجه به نتایج پژوهش، گذار به شهر کم کربن در تبریز نیازمند توجه به عوامل کلیدی شناسایی شده و تدوین سیاست های جامع و یکپارچه است؛ سیاست هایی که بتوانند از طریق حفاظت از منابع طبیعی، توسعه انرژی های تجدیدپذیر و ایجاد زیرساخت های پایدار، زمینه را برای کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت زندگی شهروندان فراهم کنند.
۲۵۳۹.

ارزیابی تطبیقی مؤلفه های مؤثر بر بروز جرم در محله های شهری، مطالعه موردی: شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
لازمه داشتن شهری پویا با ابعاد پایدار، تأمین امنیت و کاهش وقوع جرائم در این سکونتگاه می باشد. این موضوع در کنار برآورد نیازهای اساسی از ارکان اصلی در توسعه شهرها قلمداد شده است. از این رو شناسایی و بررسی مولفه های موثر بر بروز جرم برای اتخاذ تدابیر پیشگیرانه و کاهش زمینه وقوع جرم ضروری است. هدف از انجام این پژوهش سنجش تطبیقی مولفه های موثر بر بروز جرم در محلات مرفه و غیر مرفه سکونتگاه های شهری اردبیل می باشد. مطالعه حاضر از نوع کاربردی و به روش کمی پیمایشی با لحاظ رویکرد ساختاری به انجام رسیده است. جامعه آماری این تحقیق را ساکنان محلات (شهرک آزادی و رضوان) بعنوان مرفه و برخوردار و (آراز علی و ایران آباد) بعنوان غیرمرفه و کم برخوردار شهر اردبیل تشکیل می دهند. با توجه به جامعه آماری 31605 نفری، حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 به دست آمد. برای تحلیل داده های پژوهش از آزمون های آماری T-test ، T تک نمونه ای و آزمون همبستگی پیرسون در قالب نرم افزار SPSS استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد که در محلات مرفه همه مولفه های موثر در بروز جرم بالاتر از حد متوسط(میانگین 3) و در وضعیت بهتری ارزیابی می شود ولی در محلات غیر مرفه همه مولفه ها پایین تر از حد متوسط(میانگین 3) و در وضعیت نامناسبی ارزیابی می گردد. همچنین مولفه های سه گانه پژوهش(کیفیت سکونت، کیفیت منظر و امنیت اجتماعی) و شکل گیری جرم در هر دو نوع محله رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد. به طوری که با ارتقاء هر کدام از مولفه ها، وقوع جرم به شکل چشمگیری کاهش می یابد.
۲۵۴۰.

تبیین شکل گیری رفتارهای شهروندی زیست محور کارکنان با تأثیر جامعه پذیری سازمانی با نقش میانجی اشتراک دانش و شفافیت نقش، مطالعه موردی: اداره کل حفاظت محیط زیست استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۹
سازمان های محیط زیستی به عنوان نهادهای تخصصی در حفاظت از منابع طبیعی و پایداری زیست بوم ها، بیش از سایر سازمان ها نیازمند کارکنانی هستند که علاوه بر انجام وظایف رسمی، رفتارهای داوطلبانه و مسئولانه در راستای مأموریت های محیط زیستی از خود نشان دهند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر یکپارچگی سازمانی بر رفتار شهروندی زیست محور کارکنان اداره کل حفاظت محیط زیست استان ایلام با نقش میانجی به اشتراک گذاری دانش و وضوح نقش شغلی است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی–پیمایشی است. جامعه آماری شامل 151 نفر از کارکنان رسمی، قراردادی و پیمانی این اداره در سال 1404 بود که به روش سرشماری بررسی شدند و 148 پرسشنامه کامل جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های جامعه پذیری سازمانی هاوتر و همکاران (2003)، اشتراک دانش هسو (2008)، وضوح نقش ساویر (1992) و رفتار شهروندی زیست محور لی و آلن (2002) بود و پایایی آنها با آلفای کرونباخ برای متغیرهای یکپارچگی سازمانی، به اشتراک گذاری دانش، وضوح نقش شغلی و رفتار شهروندی زیست محور به ترتیب 0/87، 0/82، 0/87 و 0/91 محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج نشان داد یکپارچگی سازمانی به طور مستقیم بر رفتار شهروندی زیست محور (β=0/276, t=6/078)، به اشتراک گذاری دانش (β=0/836, t=53/676) و وضوح نقش شغلی (β=0/868, t=68/829) تأثیر معنادار دارد. همچنین به اشتراک گذاری دانش (β=0/299, t=6/297) و وضوح نقش شغلی (β=0/294, t=7/095) به طور مستقیم بر رفتار شهروندی زیست محور اثر دارند و نقش میانجی آنها در رابطه بین یکپارچگی سازمانی و رفتار شهروندی تأیید شد (به اشتراک گذاری دانش: β=0/250, t=6/282؛ وضوح نقش شغلی: β=0/342, t=6/931). بر این اساس، رفتارهای فراتر از وظیفه کارکنان محیط زیست زمانی تقویت می شوند که یکپارچگی سازمانی با توسعه تعاملات دانشی و وضوح نقش ها همراه باشد. لذا توجه به فرایندهای جامعه پذیری هدفمند، تقویت زیرساخت های به اشتراک گذاری دانش و شفاف سازی انتظارات شغلی در سازمان های محیط زیستی توصیه می شود. نوآوری این پژوهش در بازتفسیر رفتار شهروندی زیست محور و تبیین نقش همزمان به اشتراک گذاری دانش و وضوح نقش شغلی به عنوان سازوکارهای میانجی در سازمان های محیط زیستی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان