مطالعات جغرافیایی مناطق خشک

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره 16 پاییز 1404 شماره 61 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE است. روش و داده: برای دستیابی به هدف پژوهش از مدل تجربی فرسایش خاک جهانی اصلاح شده استفاده شد. بدین منظور به ترتیب برای برآورد فرسایش سالانه خاک در حوضه مورد مطالعه، از داده های بارش سازمان هواشناسی، نقشه بافت خاک با مقیاس 1:250000 اخذ شده از سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مدل رقومی ارتفاع 30 متری و تصاویر ماهواره ای لندست 9 استفاده شد. این داده ها در محیط سامانه اطلاعات مکانی تلفیق شده و پس از روی هم گذاری لایه ها، میزان متوسط فرسایش خاک در سطح حوضه محاسبه گردید. در ادامه، با تحلیل شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری، تأثیر این عوامل بر فرآیند فرسایش خاک در محیط ArcMap ایجاد و نقشه های پهنه بندی تهیه شدند. یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده میزان هدررفت خاک برای کل حوضه در دامنه بین 0 تا 61/108 تن در هکتار در سال برآورد شد. همچنین فرسایش کل سالانه خاک حوضه مورد مطالعه برابر با 89/50 (تن بر هکتار در سال) برآورد گردید. در بررسی دیگر ارتباط بین شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری با میزان فرسایش سالانه خاک انجام پذیرفت. بنابراین بر اساس نتایج به دست آمده شاخص Slope (74/0 درصد) بیش ترین تأثیرگذاری و همبستگی معنی داری با میزان فرسایش سالانه خاک در حوضه آبخیز مشکین چای داشت. نتیجه گیری: در این پژوهش، نقشه خطر فرسایش خاک حوضه مشکین چای با استفاده از مدل RUSLE و تحلیل GIS تهیه شد. نتایج نشان داد شاخص های شیب، پوشش گیاهی، انحناء دامنه و توپوگرافی بیش ترین همبستگی را با فرسایش سالانه داشته و تأثیرگذاری آن ها به طور معناداری مشخص شد. نوآوری، کاربرد نتایج: در این پژوهش با ترکیب شاخص های پوشش گیاهی و مورفومتری و ارتباط آن با فرسایش خاک در حوضه آبخیز مشکین چای مورد بررسی قرار گرفت.
۲.

تبارشناسی نوسازی شهری: مسأله مند شدن محلات تهران در نظام برنامه ریزی، دوره پهلوی دوم (1320 تا 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: در دوره های مختلف، دم و دستگاه های مدیریتی شیوه های متعددی برای مواجه با وضعیت های اجتماعی و فضایی دارند. از همین رو می توان گفت هر نظم گفتمانی، فضای خاص خودش را تولید می کند. در این معنا، انواع سیاست های شهری، میانجی های نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در راستای نظم گفتاری مرکزیت یافته تلقی می شوند. متناسب با چنین مواجه ای، در سطح انضمامی شهرها برخی محلات شهری که از حدود نظم مرکزی بیرون مانده اند یا کنار گذاشته شده اند، در معرض شیوه خاصی از نام گذاری و متعاقبا فراخوانی توسط آپاراتوس قدرت قرار می گیرند. نوسازی شهری در مقام یکی از سیاست های به فرم کردن مناسبات فضایی تلقی می شود که بیش از هر زمانی به دنبال بهینه سازی روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا در راستای اصول و ضوابط سیاست های مرکزی است. روش: پژوهش حاضر تلاش می کند از خلال مرور تاریخی به خوانش انتقادی از سیاست های شهری در بافت هایی که مسأله دار یا فرسوده نام گذاری شده اند در دوره پهلوی دوم بپردازد. نگرش تاریخی به خوبی توانسته است برخی لایه های برسازنده و نامرئی روابط فضایی در دوره مورد مطالعه در شهر تهران را مرئی و قابل درک کند. یافته ها: یافته های پژوهش در سطوح سیاست گذاری، برنامه ریزی و وضعیت انضمامی نشان می دهد در دوره پهلوی دوم محلات مرکزی شهر تهران بیش از هر زمانی با مسأله مند شدن تهران به مثابه پایتخت تمدن بزرگ برای نظام مدیریتی پروبلماتیک می شوند. هم از این روست که ضرورت مداخله و نوسازی در محلات مرکزی شهر تهران در مرکز توجه منطق مدیتریتی قرار می گیرد. نتیجه گیری: بدون شک خوانش تبارشناسانه از سیاست های نوسازی شهری و تامل پیرامون لحظات ظهور بافت هایی که امروزه فرسوده خوانده می شوند، می تواند در ساحت گفتمانی زمینه های سیاست گذاری و برنامه ریزی دموکراتیک را فراهم آورد. چنین شیوه ای از برنامه ریزی مبتنی بر تفاوت های فضایی خواهد بود. نوآوری: پژوهش حاضر می تواند در ساحت گفتمانی و انضمامی نوعی کنشگری باشد. چرا که خوانش مناسبات فضایی از منظر تاریخی می تواند رویه های تبدیل سیاست های گفتمانی به حقیقت را برای پژوهشگران رویت پذیر ساخته و در نهایت امکان برساختی متفاوت از سیاست های شهری در نظام برنامه ریزی کشور فراهم آورد.
۳.

پهنه بندی سیلاب در منطقه نیمه خشک طبس با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی مناطق مستعد سیل خیز در منطقه نیمه خشک طبس با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین لجستیک درختی (LT)، (K-SVM) خطی و نزدیک ترین همسایه (KNN) است تا مهم ترین عوامل مؤثر در سیل خیزی منطقه شناسایی و مورد بررسی قرارگیرد. روش و داده: ابتدا 288 نقطه سیلابی از منابع سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان جنوبی گردآوری شده است. در گام دوم داده ها به دو بخش تقسیم شدند: 70 درصد جهت آموزش و توسعه مدل و 30 درصد جهت اعتبارسنجی. سپس 12 عامل کلیدی در ارزیابی پتانسیل سیلاب مورد بررسی قرار گرفت و دقت الگوریتم ها با استفاده از شاخص های آماری مختلف ارزیابی شد. یافته ها: نقشه های پهنه بندی سیل نشان می دهند که در الگوریتم LT، مناطق شمالی و غربی با خطر سیل خیزی زیاد (%43) و نواحی غربی و جنوبی با خطر خیلی زیاد (%36) مواجه هستند. در مقابل، الگوریتم K-SVM نشان می دهد که قسمت های مرکزی، غربی و جنوبی منطقه در معرض سیل خیزی زیاد (%59) قرار دارند، در حالی که نواحی شرقی، شمالی و مرکزی خطر سیل خیزی خیلی زیاد (%41) را نشان می دهند. در الگوریتم KNN نیز نواحی شمالی، شرقی و مرکزی با خطر سیل خیزی زیاد (%38) و مناطق شمال غربی، غربی و مرکزی با خطر سیل خیزی خیلی زیاد (%27) قرار گرفته است که ناشی از تغییرات کاربری اراضی، به ویژه در مناطقی است که فاقد پوشش گیاهی هستند که باعث افزایش رواناب می شود و خطر سیلاب را تشدید می کند. نتیجه گیری: نقشه های پهنه بندی سیلاب نشان می دهند که مناطق پرخطر در نزدیکی آبراهه ها قرار دارند جایی که جریان آب های زیرسطحی باعث تشکیل جبهه های رطوبتی می شود. این امر مقاومت خاک را کاهش داده و احتمال وقوع سیل خیزی را افزایش می دهد. عوامل هیدرولوژیکی مانند شاخص های مرتبط با سیل خیزی ، مناطق غربی، مرکزی، شمال و شمال غرب و جنوب شرق را به عنوان مناطق سیل خیز اصلی معرفی می کنند نوآوری، کاربرد نتایج: استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در پژوهش حاضر نوآوری های قابل توجهی را به همراه دارد. این رویکرد نه تنها دقت پیش بینی ها را افزایش می دهد، بلکه امکان استفاده از داده های چندمنظوره و شناسایی الگوهای پیچیده را فراهم می کند. نتایج حاصل از این رویکرد، در مدیریت سیلاب و حفظ سلامت اکوسیستم های آبی تأثیرگذار خواهد بود.
۴.

ارزیابی سرزندگی فضاهای شهری و تأثیر آن بر حیات اجتماعی در شهرهای مرزنشین (مطالعه موردی: پیرانشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: هدف از تحقیق حاضر ارزیابی سرزندگی فضاهای شهری و تأثیر آن بر حیات اجتماعی در شهر پیرانشهر است. روش و داده: روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نوع کمی و از لحاظ هدف تبیینی است و از لحاظ کاربست نتایج از نوع پژوهش های کاربردی است که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-pls و آزمون های تی و پیرسون در نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل شهروندان پیرانشهر است که با استفاده از روش کوکران حجم نمونه 384 نفر تعیین گردیده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد در بین شاخص های سرزندگی سه شاخص ادراکی-زیبایی شناختی، هویت- معنا و کالبدی ارزش آماره ی بالاتری از ۲/۵۸ دارند و در سطح اطمینان 99 درصد تحقق پذیری آن ها معنی دار است. همچنین دو شاخص ایمنی- بهداشتی و عملکردی دارای آماره ی کمتری از ۱/۹۶ است و وضعیت آن ها در پیرانشهر نامطلوب است. همچنین در بین شاخص های حیات اجتماعی فضاهای شهری دو شاخص تعاملات اجتماعی و تعلق اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد در و شاخص پاسخگویی اجتماعی در وضعیت نامطلوبی قرار داشته است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد بین مؤلفه های سرزندگی و حیات اجتماعی فضاهای شهری در سطح اطمینان 95 درصد رابطه ی معناداری وجود دارد و افزایش سرزندگی و موجب ارتقاء حیات اجتماعی گردیده است. همچنین در بین رابطه ها بیشترین معناداری بین مؤلفه های هویت-معنا با تعلق اجتماعی، کالبدی با تعاملات اجتماعی و عملکردی با پاسخگویی اجتماعی است که به ترتیب ضرایب پیرسون برای آن ها ۰/۸۴۵، ۰/۸۰۵ و ۰/۷۵۲ بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: سرزندگی شهری نقش مهمی در افزایش زیست پذیری شهر و شکل دهی به زندگی اجتماعی ایفا می کند. این موضوع به ویژه در مناطق مرزی مانند پیرانشهر که با چالش های مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مواجه هستند، حیاتی است. نوآوری این مطالعه در تأکید بر سرزندگی به عنوان محرک بهبود زندگی اجتماعی در شهرهای مرزی است که بینش هایی را برای برنامه ریزی مؤثر آینده در پیرانشهر ارائه می دهد.
۵.

بررسی تأثیر تغییر اقلیم بر رواناب حوضه آبخیز کهنه جغتای با استفاده از مدل HadGEM3-GC31- LL و روش شماره منحنی SCS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: این مطالعه به بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی و تغییرات کاربری اراضی بر تولید رواناب در حوزه آبخیز کهنه، واقع در منطقه ای نیمه خشک در خراسان رضوی می پردازد. روش و داده: در این تحقیق، از مدل شماره منحنی (SCS) برای تعیین میزان رواناب در حوزه آبخیز استفاده شد. برای تعیین زیرحوزه ها از ابزارهای آبخیز در نرم افزار ArcGIS بهره برداری گردید که در نهایت به شناسایی 8 زیرحوزه اصلی منجر شد. برای ارزیابی رواناب، بارش 72 میلی متری در مدت 24 ساعت در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان تولید رواناب در زیرحوضه K3 به میزان ۵/۶۵ میلی متر رخ داده است، در حالی که کمترین میزان رواناب با 5/30 میلی متر در زیرحوضه K7 مشاهده شد. در مقیاس کل حوزه آبخیز، مجموع رواناب تولید شده به 2/359 میلی متر رسید. هنگامی که رواناب بر اساس واحد سطح (به ازای هر میلیون متر مکعب) محاسبه شد، زیرحوضه های ۲ و ۸ بالاترین میزان تولید رواناب را نشان دادند. در مجموع، حجم کل رواناب تولید شده در سطح کل حوزه آبخیز به حدود ۶ میلیون متر مکعب بالغ گردید که این مقدار برای برنامه ریزی و مدیریت منابع آب در منطقه از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور ارزیابی اثرات بالقوه تغییرات اقلیمی بر الگوهای رواناب در آینده، شبیه سازی بارش نیز در این مطالعه انجام پذیرفت. نتایج حاصل از این پژوهش به وضوح نشان می دهد که تغییرات اقلیمی - به ویژه کاهش بارندگی تحت سناریوهای SSP245 و SSP5- می تواند منجر به کاهش قابل توجه رواناب در سطح حوزه آبخیز و زیرحوضه های آن گردد. این کاهش در تولید رواناب پیامدهای مهمی برای مدیریت منابع آب منطقه خواهد داشت. نتیجه گیری: مدل اقلیمی HadGEM3-GC31-LL برای شبیه سازی تغییرات اقلیمی در دو سناریو SSP245 (انتشار گازهای گلخانه ای متوسط) و SSP585 (انتشار گازهای گلخانه ای بالا) برای بازه زمانی 2024 تا 2050 به کار رفت. نتایج نشان داد که بارش در هر دو سناریو کاهش خواهد یافت و در SSP585 نوسانات بیشتر و احتمال وقوع بارش های شدیدتر بالاتر است. نوآوری، کاربرد نتایج: این تحقیق بر اهمیت مدیریت پوشش گیاهی و اتخاذ سیاست های سازگار با تغییرات اقلیمی تأکید دارد. یافته ها به مدیریت منابع آبی و کاهش خطر سیلاب در مناطق نیمه خشک کمک می کند.
۶.

تحلیل فضایی سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: سکونتگاه های روستایی شهرستان اردل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: در دهه های اخیر، سرمایه اجتماعی به عنوان یک راه حل جهت دستیابی به اهداف مورد توج ه بس یاری از اندیشمندان توسعه و به ویژه توسعه روستایی قرار گرفته است. در این راستا، با توجه به زمینه ه ا و فرصت های مطرح شده برای تولید و تحقق سرمایه اجتماعی امکان دستیابی به توسعه روستایی را فراهم نمود؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر شناخت توزیع فضایی و شناسایی الگویی فضایی سرمایه اجتماعی در سکونتگاه های روستایی شهرستان اردل است. روش و داده: بر همین اساس، ابتدا به بررسی شاخص های سرمایه اجتماعی در روستاهای نمونه با استفاده از پرسشنامه اقدام گردید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، پیمایشی است. همچنین، از نوع مطالعه موردی با طرح توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. در این پژوهش، از دو روش اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. برای رتبه بندی و میزان توسعه یافتگی روستاهای نمونه از مدل تاپسیس و برای تحلیل الگوی فضایی روستاهای نمونه بر اساس شاخص سرمایه اجتماعی از شاخص های موران جهانی، High_ low، شاخص های موران محلی و Hot_ Spot بهره گرفته شد. یافته ها: بدین معنی که توزیع سرمایه در سطح روستا به صورت تصادفی است. این ادعا بر اساس مقدار شاخص موران جهانی که برابر با 041/0- بوده است، تأیید گردید. نتایج شاخص های موران محلی، High-Low و Hotspot و Hot spot نیز بیانگر این مطلب بوده است. نتیجه گیری: تحلیل الگوی فضایی سرمایه اجتماعی نشان داد که توزیع سرمایه اجتماعی در بین روستاهای منتخب شهرستان اردل تصادفی است. این نشان می دهد که سرمایه گذاری در سطح روستاها نیز به صورت تصادفی توزیع شده است. پراکندگی روستاها به لحاظ سرمایه اجتماعی در بخش های مختلف شهرستان اردل ناهمگن است و مرزبندی مشخصی از روستاها براساس میزان سرمایه اجتماعی آن ها وجود ندارد. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به استفاده از تحلیل فضایی در بررسی اثرات سرمایه اجتماعی بر توسعه روستایی اشاره داشت.
۷.

تغییرات مکانی- زمانی، روند و عوامل محرک پتانسیل فرسایش بادی در خراسان رضوی بر اساس مدل RWEQ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: وجود داده های بلندمدت فرسایش بادی جهت مدیریت پایدار سرزمین ضروری است. استان خراسان رضوی تحت تاثیر فرسایش بادی و در نتیجه طوفان های گرد و غبار است که سالانه خسارات های زیادی را وارد می کنند. هدف این پژوهش درک الگوهای دینامیکی فرسایش بادی و محرک های اساسی آن است. روش و داده: این مطالعه به تحلیل تفاوت های مکانی و زمانی پتانسیل فرسایش بادی با استفاده از مدل RWEQ در استان خراسان رضوی می پردازد و چگونگی تأثیر عواملی مانند حساسیت خاک، جغرافیا و آب وهوا را بر وقوع آن با تجزیه و تحلیل داده ها در دوره ی زمانی (2000-2021) بررسی می کند. در نهایت با استفاده از داده های ماهواره ای AAI, BDI نتایج به دست آمده اعتبارسنجی می شود. یافته ها: تفاوت های قابل توجهی در حساسیت به فرسایش در خراسان رضوی تشخیص داده شد که در درجه اول به عوامل جغرافیایی مانند توزیع پوشش گیاهی، ویژگی های خاک و الگوهای آب و هوایی به ویژه، مناطقی با پوشش گیاهی کم و خاک های سطحی سست تر نسبت داده می شود. بخش های جنوب غربی و جنوب شرقی خراسان رضوی، توزیع گسترده تری از پتانسیل فرسایش بادی را نشان می دهند. برعکس، بخش های شمالی پتانسیل فرسایش خاک نسبتاً کمتری را به دلیل شرایط اقلیمی متفاوت از جمله بارش بیشتر و دمای پایین تر تجربه می کنند. نتیجه گیری: بیشترین گسترش مناطق مستعد فرسایش در طول فصول بهار و تابستان رخ می دهد. فعالیت های شدید فرسایش بادی در طول ماه های تابستان از بخش های جنوب شرقی و جنوب غربی (مانند خواف و بردسکن) به سمت مناطق مرکزی (مانند تایباد، تربت جام، سرخس و بجستان) جابه جا می شوند. با این حال، شرایط ریزاقلیمی خاص در مناطق خاص خراسان رضوی، مانند بخش های غربی سبزوار و داورزن، منجر به افزایش فرسایش بادی در فصل بهار نسبت به تابستان می شود. نوآوری، کاربرد نتایج: کاربرد مدل های فرسایشی در پلتفرم گوگل ارتث انجین، محدودیت های محاسباتی محلی و سنتی را از بین می برد و داده های فضایی گسترده را در یک بازه زمانی کوتاه پردازش می کند. این رویکرد به طور قابل توجهی فرآیند تولید نقشه های فرسایش بادی را ساده می کند و به طور بالقوه کاربردهای عملی طولانی مدت را امکان پذیر می کند.
۸.

پتانسیل سنجی سبخاهای تالاب هورالعظیم در ایجاد طوفان گرد و غبار با استفاده از مدل WASPAS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: یکی از اقدامات لازم برای کنترل اثرات مخرب طوفان گرد و غبارها بر محیط زیست و سلامت انسان ها، شناسایی کانون های آن ها و انجام مطالعات تخصصی روی آن ها است. از آنجایی که خشک شدن تالاب هورالعظیم و تبدیل آن به سبخا باعث ایجاد زمین هایی حساس به فرسایش و کانون های طوفان گرد و غبار شده است؛ لذا هدف این مطالعه پتانسیل سنجی سبخاهای هورالعظیم در ایجاد طوفان گرد و غبار است. روش و داده: برای این منظور مطالعات میدانی، آزمایشگاهی و مدل تصمیم گیری چندمعیاره WASPAS استفاده شده است. پارامترهای استفاده شده در این مطالعه، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک های منطقه مورد مطالعه که شامل شوری، رطوبت، اسیدیته، وزن مخصوص ظاهری، نسبت جذب سدیمی و میزان رس، سیلت، شن و هم چنین نقشه های پوشش گیاهی و دمای سطح زمین بوده است. جهت تعیین وزن این معیارها از روش وزن دهی آنتروپی شانون استفاده گردید و اولویت بندی گزینه ها با مدل WASPAS انجام شد و نقشه نهایی 5 کلاسه پتانسیل سنجی تولید طوفان گرد و غبار تهیه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 84/18 درصد از مساحت منطقه مورد مطالعه در محدوده خطرپذیری بسیار بالای تولید طوفان گرد و غبار، 50/30 درصد در محدوده خطرپذیری متوسط و 85/14 درصد از مساحت منطقه در محدوده خطرپذیری پایین قرار دارد. بخش های جنوبی منطقه در کلاس خطرپذیری بسیار بالا و بالا، بخش های میانی منطقه در خطرپذیری متوسط و قسمت های شمالی و بخش هایی از غرب منطقه در خطرپذیری کم و بسیار کم قرار دارند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که یافته های مطالعه حاضر با نقشه های منشأ تولید طوفان های گرد و غبار استان خوزستان که بخش های خشک شده تالاب هورالعظیم و نواحی پیرامون آن را شامل می شود، مطابقت دارد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه یکی از مناطق مهم تولید طوفان گرد و غبار در کشور است و نیاز به اقدامات مدیریتی برای کنترل و یا کاهش تولید آن است. نوآوری، کاربرد نتایج: در این پژوهش برای پتانسیل سنجی سبخاهای موجود در تالاب هورالعظیم در تولید طوفان گرد و غبار، تلفیقی از مطالعات میدانی، آزمایشگاهی و مدل تصمیم گیری چند معیاره WASPAS استفاده شد که برای اولین بار در مطالعه حاضر با استفاده از معیارهای فیزیکی شیمیایی خاک های منطقه انجام شده است.
۹.

سناریوپردازی آینده نظام کاربری زمین و پوشش اراضی، مطالعه موردی: زیرحوضه آبریز کوهپایه- سگزی در ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف اصلی این پژوهش تبیین سناریوهای پیش رو و ارائه سناریو مطلوب نظام کاربری زمین و پوشش اراضی در راستای پایداری سکونتگاه های روستایی زیر حوضه کوهپایه- سگزی در افق 1425 است. روش و داده: این پژوهش از لحاظ روش از نوع روش توصیفی- تحلیلی و با توجه به هدف از نوع پژوهش های کاربردی و اکتشافی است و با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری و با ترکیب روش های کمی و کیفی انجام پذیرفته است. داده های موردنیاز با مطالعات کتابخانه ای، بررسی منابع و اجرای پرسشگری از گروه خبرگان گردآوری شده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و گردآوری اطلاعات از نرم افزار میک مک و سناریوویزارد بهره گیری شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که از بین 54 حالت پیش رو، ۶۶/۷ درصد در شرایط نامطلوب و بحرانی پیش می رود و در 11 درصد حالت مطلوب را پیش رو دارد. همچنین در کمتر از ۲۲/۳ درصد ادامه روند کنونی است و بر این اساس نظام کاربری زمین و پوشش اراضی در افق 1425 به سمت آینده نامطلوب حرکت می کند. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که اتخاذ تدابیر فوری در این زمینه و در این قلمرومکانی باتوجه به پیشران های کلیدی و سناریوهای پیش رو الزامی و ضروری است. سناریوهای پیش رو نظام کاربری زمین و پوشش اراضی در این زیرحوضه، بروز شرایط بحرانی در افق پیش رو را نشان می دهد و به عبارتی در این دوره زمانی ناپایداری، شرایط نامطلوب و بحرانی در سکونتگاه های روستایی این قلمرو مکانی دور از انتظار نخواهد بود و سناریو اول را می توان تنها سناریو مطلوب و ایده آل در راستای دستیابی به پایداری در سکونتگاه های روستایی بیان نمود. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان به بهره گیری و ترکیب روش های آینده پژوهی و کاربرد آن در برنامه ریزی فضایی و نظام کاربری زمین و پوشش اراضی اشاره نمود. همچنین پژوهش پیش رو با توجه به رویکرد مکانی-زمانی، روش و نتایج دارای نوآوری بوده است.
۱۰.

تأثیر نمایه های دورپیوندی مدیترانه بر نوسانات بارش در حوضه های آبریز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: دور پیوندهای جوی نقش مهمی در مطالعه گردش های منطقه ای و تأثیر آن ها بر رژیم های دما یا بارش دارند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف یافتن معیاری برای پایش و پیش آگاهی بارش، رابطه نوسانات بارش حوضه های آبریز اصلی کشور را با دورپیوندهای مدیترانه (MTIs) بررسی نموده است. روش و داده: به این منظور از ویراست هشتم داده های بارش GsMap با تفکیک مکانی 1/0 در 1/0 در محدوده ایران استفاده شده است. همچنین برای محاسبه مقادیر نمایه های MOI1، MOI2 ، WeMOI و CACO از داده های فشار تراز دریا پایگاه تحلیل مجدد NCEP/NCAR و مقادیر نمایه SaOI از پایگاه تحلیل مجدد ERA5 مرکز اروپایی پیش بینی های آب و هوای میان رده (ECMWF) در نقاط مرجع طی سال های2000 الی 2023 استفاده شده است. روابط آماری با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون برآورد گردید. یافته ها: بررسی همبستگی درونی نمایه های دورپیوند نشان داد که دو ورژن نمایه MOI با ضریب هبستگی 9/0 بالاترین همبستگی و نمایه CACO با ضریب همبستگی ۰/۵۸ و ۰/۵۶ بیشترین رابطه مستقیم معنادار را با دو ورژن نوسان مدیترانه داشته اند. از میان نمایه های دورپیوند به ترتیب CACO، MOI1 و MOI2 بیشترین نقش را در نوسانات بارش کشور ایران داشته اند. همچنین حوضه غرب بیشترین همبستگی معکوس معنادار را با مقادیر نمایه ها داشته است. نتیجه گیری: بیشتر روابط معنادار MTIs با سری های زمانی بارش حوضه های آبریز کشور ایران از نوع همبستگی معکوس بوده است. این بدان معناست که فاز مثبت MTIs با کاهش میزان بارش اغلب حوضه های آبریز اصلی همراه بوده و بالعکس فاز منفی آن ها افزایش بارش را در ایران در پی داشته است. نوآوری، کاربرد نتایج: بر اساس نتایج بارش فصل بهار در حوضه غرب، ایران مرکزی و شمال شرق بیشترین همبستگی را با نمایه های CACO، MOI1 و MOI2 نشان داده است. لیکن بارش فصل زمستان بر خلاف انتظار روابط چندان قابل اتکا و معناداری با نمایه ها ارائه ننمود است.
۱۱.

اقتصاد اشتراکی و رقابت پذیری شهرهای مرزی با رویکرد آینده پژوهی(مورد مطالعه شهر بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: در دهه های اخیر شهرها به عنوان کانون فعالیت های اقتصادی و نوآوری در عصر شهرنشینی مطرح شده اند. رقابت شهری پس از شهرنشینی بسیار قوی شده است، بنابراین شهرها برای رقابت جهانی بایستی متمایز شوند. اقتصاد اشتراکی پدیده جدیدی است که نشان دهنده یک مدل کسب و کار نوآورانه است که می تواند به عنوان یک مسیر بالقوه برای توسعه اقتصادی پایدار عمل کند. با توجه به این که نابرابری در رقابت پذیری باعث ایجاد بحران های ملی می شود، بایستی به توسعه اقتصادی شهرهای مرزی در راستای تقویت اقتصاد ملی توجه ویژه ای صورت پذیرد. شهر بیرجند به ویژه پس از مجزا شدن استان خراسان جنوبی، نقش های متعددی در حوزه نفوذ خود ایفا نموده؛ لذا تقویت توان اقتصادی این شهر بسیار قابل توجه است. ایده اصلی این پژوهش، گذار به سمت اقتصاد اشتراکی با شناسایی پیشران های مؤثر در افزایش رقابت پذیری شهر بیرجند است. روش و داده: رویکرد حاکم بر این پژوهش آینده پژوهی و روش انجام آن ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. ماهیت پژوهش، تحلیلی و هدف آن، توسعه ای–کاربردی است. با مروری بر ادبیات نظری و با مصاحبه با خبرگان حوزه ی برنامه ریزی شهری، در نهایت ۵ متغیر و ۳۹ شاخص انتخاب گردیده است، در مرحله ی بعد برای تعیین پیشران ها، از 30 نفر از خبرگان خواسته شده تا تأثیرات را در ماتریس اثرات متقاطع در نرم افزار Mic Macمشخص نمایند. یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل داده ها، شاخص های الگوهای مصرف و توسعه پایدار و ایجاد شغل های جدید به عنوان اثرگذارترین و شاخص های حمایت دولت از کسب و کارهای دانش بنیان و نوآور و پتانسیل تکنولوژیک به عنوان اثرپذیرترین شاخص ها هستند. نتیجه گیری: با توجه به موقعیت استراتژیک شهر بیرجند می توان با بهره گیری از راهکارهایی چون سرمایه گذاری استراتژیک در شکل گیری پلتفرم های دیجیتال تجارت به منظور مبادله کالاها در راستای تقویت پیشران های شناسایی شده و توسعه اقتصاد شهر بیرجند اقدام نمود. نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر، بررسی تمامی متغیرهای تأثیرگذار در تقویت اقتصادی اشتراکی به عنوان رویکردی نوین به منظور ارتقای رقابت پذیری شهرها علی الخصوص شهرهای مرزی است که در پژوهش های پیشین به آن پرداخته نشده است.
۱۲.

پهنه بندی رخداد فرسایش خندقی شمال اهواز با استفاده از مدل های آماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: هدف این پژوهش پهنه بندی رخداد فرسایش خندقی منطقه شمال اهواز است. روش و داده: مهم ترین عوامل مؤثر در وقوع فرسایش خندقی چون ارتفاع، شیب، سازندهای زمین شناسی، کاربری اراضی، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه، تراکم آبراهه ها انتخاب و سپس این لایه ها، در محیط نرم افزار ArcGIS 10.8 تهیه گردیدند. در ادامه، لایه های مذکور با مدل های نسبت فراوانی، شاخص آماری و آنتروپی شانون محاسبه و پهنه بندی گردیدند و در مرحله آخر اقدام به صحت سنجی مدل ها ی پژوهش با استفاده از شاخص های نسبت تراکم، جمع کیفی گردید. یافته ها: روش نسبت فراوانی نشان می دهد بخش زیادی از فرسایش خندقی منطقه مورد مطالعه، تحت تأثیر کاربری اراضی (۴/۱۰)، در مدل شاخص آماری پارامتر کاربری اراضی (۱۲/۹۳)، نهشته ها و تراس دره ای کواترنری (۶/۸۵) ، در روش آنتروپی شانون معیار فاصله از رودخانه (۷/۹۶)، فاصله از جاده (۴/۳۵) است. عدم رعایت اصول صحیح کشت و تناوب زراعی در اراضی کشاورزی، تغییر کاربری اراضی و فرسایندگی جریان آب موجب برهم خوردن بافت و ساختمان خاک و حساس نمودن آن در برابر فرسایش خندقی شمال اهواز گردیده است. همچنین، نتایج ارزیابی مدل ها با استفاده از روش جمع کیفی (Qs) نشان داد مدل شاخص آماری بالاترین میزان جمع کیفی (۰/۳۶) را به خود اختصاص داده است. بعد از آن مدل های نسبت فراوانی (۰/۲۴) و آنتروپی شانون (۰/۲۲) کم ترین شاخص را در میزان جمع کیفی دارند. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد نداشتن نگاه همه جانبه به محدوده مورد مطالعه تغییرات مقطعی در آبراهه ها و طراحی نامناسب در خروجی های حوضه کارون باعث تمرکز هرزاب ها و شروع فرسایش خندقی در شمال اهواز می شود. همچنین، عملیات جاده سازی موجب تمرکز هرزاب های بالادست در آبراهه های زیر جاده ها و ایجاد خندق ها در پایین دست جاده می شود. نوآوری، کاربرد نتایج: بخش قابل توجهی از فرسایش خندقی در محدوده ی مورد مطالعه از تأثیرپذیری عوامل اقلیمی، زمین شناسی و دخالت های انسانی ایجاد شده است هر چند تا حدود زیادی عوامل مؤثر در ایجاد و تشدید فرسایش خندقی مشخص شده است؛ اما تنوع و تغییر تعداد و میزان تأثیر عوامل مختلف از نقطه ای به نقطه دیگر و متفاوت بودن سهم مشارکت آن ها در شکل گیری و گسترش خندق ها در تابع از شرایط زمین محیطی است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۰