درخت حوزه‌های تخصصی

منطقه خاورمیانه

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۸۱ تا ۲٬۱۰۰ مورد از کل ۲٬۱۱۴ مورد.
۲۰۸۱.

ظرفیت های تأثیرگذار محیط راهبردی غرب آسیا بر ارتقای جایگاه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۰
سیاست خارجی ایران در محیط راهبردی غرب آسیا تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل داخلی و منطقه ای شکل گرفته است. این محیط همواره عرصه رقابت قدرت های بزرگ و منطقه ای بوده و آرمان های انقلاب اسلامی در تقویت جایگاه ایران در منطقه و جهان نقش مهمی ایفا کرده است. ایران از سال ۲۰۱۱ تاکنون توانسته با بهره گیری از ظرفیت های ژئوکالچری، شکل گیری محور مقاومت و تمرکز بر مسائل مشترک جهان اسلام، راهبردهایی فعال و تعیین کننده اتخاذ کند. پرسش اصلی پژوهش این است که چه عواملی سبب شده ایران در دو دهه اخیر (۲۰۱۱–۲۰۲۳) نفوذ چشمگیری در محیط راهبردی غرب آسیا پیدا کند. فرضیه پژوهش بیان می دارد که تلفیق منطق واقع گرایانه با بهره برداری از مؤلفه های نرم افزاری نظیر گفتمان های فراملی و حمایت مردمی، عامل کلیدی ارتقای جایگاه ایران بوده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد که ایران در این بازه زمانی با سازمان دهی محور مقاومت و بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و ایدئولوژیک، به موازنه ای راهبردی در برابر ایالات متحده و متحدان آن دست یافته است. افزون بر این، شرایط پس از ۷ اکتبر و به ویژه جنگ ۱۲ روزه تا حدی تحولات گذشته را تحت تأثیر قرار داده است؛ به گونه ای که نه تنها اهمیت نقش ایران در محور مقاومت برجسته تر شده، بلکه معادلات امنیتی غرب آسیا نیز وارد مرحله ای تازه شده است. نتیجه آنکه سیاست خارجی ایران در غرب آسیا ترکیبی از قدرت سخت و نرم است که توانسته در کنار فشارها و محدودیت ها، جایگاهی فعال و تعیین کننده برای جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه ای رقم بزند.
۲۰۸۲.

بازنمایی برجام در سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران در گفتمان خبری سی. ان. ان. (CNN)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۸
سیاست خارجی و مسائل بین الملل به گونه پیوستار مورد توجه رسانه های جهانی قرار داشته و شبکه خبری سی.ان.ان. به عنوان یکی از مهم ترین رسانه های بین المللی، نقش برجسته ای در بازنمایی رویدادهای سیاسی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که سی.ان.ان. چگونه در گفتمان خبری خود سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران و توافق هسته ای شناخته شده به برجام را در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما بازنمایی کرده است. هدف پژوهش تحلیل چگونگی صورت بندی زبانی و گفتمانی اخبار این شبکه و بررسی میزان همسویی آن ها با روایت رسمی دولت آمریکاست. داده های تحقیق شامل مجموعه ای از گزارش ها و خبرهای سی.ان.ان. درباره برجام است که با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که سی.ان.ان. با برجسته سازی مفاهیمی همانند «فرصت دیپلماتیک» و «تهدید هسته ای» و با ترسیم تصویری از اوباما به عنوان رهبر صلح جو، به بازتولید سیاست خارجی ایالات متحده یاری رسانده است. در کنار این رویکرد حمایتی، بخشی از گزارش ها نیز با تأکید بر دشواری های اعتماد به ایران و چالش های اجرای توافق، گفتمانی انتقادی و محتاطانه را منعکس کرده اند. نتیجه اینکه سی.ان.ان. تنها بازتاب دهنده خنثای واقعیت نبوده، بلکه کنشگر رسانه ای مؤثری در مشروعیت بخشی و بازنمایی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بوده است.
۲۰۸۳.

تأثیر ناسیونالیسم قوم گرا بر تروریسم قومی (مطالعه موردی: پژاک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
ناسیونالیسم قومی یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در دنیای مدرن است که با تأکید بر تمایزات قومی، زمینه ساز شکاف های هویتی و بروز تنش در جوامع چندقومیتی می شود. این پدیده، به ویژه زمانی که با مؤلفه هایی چون جدایی طلبی و طرد دیگری همراه گردد، می تواند به خشونت و تروریسم منتهی شود و ثبات داخلی کشورها را تهدید کند. جمهوری اسلامی ایران نیز با وجود تنوع قومی گسترده، در برهه هایی با ظهور گروه هایی مواجه بوده که با بهره گیری از احساسات قومی، به تهدید تمامیت ارضی کشور پرداخته اند. یکی از این گروه ها پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) است که با وجود ریشه های برون مرزی، از طریق تحریک قومی در مناطق کردنشین، به اقدامات خشونت آمیز و تروریستی مبادرت ورزیده است. این گروه با استفاده از راهبردهای تبلیغاتی و شبکه های ارتباطی، در پی گسترش نفوذ و جذب حمایت های محلی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی پژاک به عنوان یک گروهک تروریستی در چارچوب نظری ناسیونالیسم قومی است. سؤال اصلی پژوهش این است که پژاک چگونه از مبانی فکری خود برای اقدامات تروریستی بهره می برد. بنا بر فرضیه تحقیق، پژاک با اتکا به مؤلفه های ناسیونالیسم قومی، به کنش های خشونت آمیز دست می زند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پژاک با بهره گیری همزمان از مؤلفه های ناسیونالیسم قومی و آموزه های سوسیالیستی، به ویژه از طریق تحریک احساسات هویتی و گفتمان ضدساختار، زمینه ساز بروز خشونت و اقدامات تروریستی در مناطق مرزی ایران شده است.
۲۰۸۴.

تضاد منافع ایران و ترکیه در عراق؛ تحلیلی بر مبنای نظریه نوواقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۳
این پژوهش به بررسی الگوی همزمان تضاد و همکاری جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه در عراق می پردازد. در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی دهه اخیر از مبارزه با داعش و تحولات اقلیم کردستان تا پروژه «جاده توسعه» و بازتعریف روابط ترکیه با دولت مرکزی بغداد و کشورهای عربی، سیاست خارجی دو کشور در عراق وارد مرحله ای جدید شده است. ترکیه ضمن تداوم حضور و نفوذ در مناطق شمالی و تعامل اقتصادی گسترده با اقلیم کردستان، همکاری های سیاسی و اقتصادی با دولت مرکزی را نیز گسترش داده است. در مقابل، ایران با حفظ پیوندهای راهبردی با بغداد و گروه های سیاسی شیعه، در پی تداوم نفوذ امنیتی و اقتصادی خود است. این وضعیت همزمان بستر رقابت در حوزه های ژئوپلیتیکی، انرژی و نفوذ فرهنگی و نیز زمینه همکاری در امنیت مرزها، تجارت و مقابله با تهدیدات مشترک را ایجاد کرده است. در پژوهش حاضر، بر پایه نظریه نوواقع گرایی که بر نقش ساختار نظام بین الملل و رقابت قدرت ها تأکید دارد، تلاش شده الگوی رفتاری این دو بازیگر در عراق تحلیل شود. پرسش اصلی پژوهش این است که تضاد منافع ایران و ترکیه در عراق چگونه بر سیاست خارجی این دو کشور تأثیر می گذارد و چه پیامدهایی برای ثبات منطقه ای در پی دارد. بر این اساس، فرضیه پژوهش چنین است که رقابت راهبردی ایران و ترکیه در عراق، به دلیل تعارض منافع ژئوپلیتیکی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، موجب اتخاذ سیاست های متقابل و واگرا شده که ثبات داخلی عراق و امنیت منطقه ای را با چالش مواجه می سازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، اسنادی و گزارش های به روز مراکز پژوهشی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که روندهای جدید سرمایه گذاری، تحولات امنیتی و روابط منطقه ای، الگوی رقابت- همکاری دو کشور را پیچیده تر کرده و پیامدهای چندبعدی برای آینده عراق و موازنه قدرت در خاورمیانه به همراه دارد.
۲۰۸۵.

همسویی راهبردی آمریکا با بنیادگرایی مذهبی و تاثیر آن بر بیداری اسلامی (مطالعه موردی: بحران های افغانستان و سوریه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۹
این مقاله به بررسی همسویی راهبردی آمریکا و بنیادگرای مذهبی از سال 2011 تا 2024 و تاثیر آن بر بیداری اسلامی می پردازد و بر استفاده راهبردی از این اتحادهای به ظاهر متناقض برای دستیابی به اهداف ژئوپلیتیک تأکید می کند. این صف بندی ها چگونه باعث حذف اسد در سوریه و به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان انجامید.(بیان مساله) همسویی های بین آمریکا و گروه های بنیادگرای مذهبی( با تاکید بر به قدرت رسیدن جولانی در سوریه و طالبان در افغانستان) چه تاثیری بربیداری اسلامی داشته است؟ (سوال)فرضیه این مقاله که تلاش شده است با رویکرد کیفی و روش تحلیلی و تبیینی (روش)بررسی شود عبارتست از : همسویی میان آمریکا و بنیادگرایی مذهبی باعث به قدرت رسیدن جولانی و حذف اسد در سوریه و به قدرت رسیدن طالبان و حذف نظام جمهوری در افغانستان و همچنین افزایش تنش در منطقه شده است این امر منجر به افزایش آگاهی و بصیرت در میان جریان های متکی بر بیداری اسلامی شده؛ به گونه ای که این جریانات با تاکید بر مواضع خود، به تفکیک بین اسلام اصیل و اسلام ابزاری پرداخته و بر راهبردهای ضداستکباری و مردمی تأکید بیشتری داشته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد همسویی آمریکا با جریان های بنیادگرای مذهبی، نه برای مبارزه با افراط گرایی، بلکه در راستای ایجاد چالش برای جریانات اصیل اسلامی و جبهه مقاومت، بی ثبات سازی منطقه و جلوگیری از شکل گیری گفتمان مستقل اسلامی در برابر نظم لیبرال سرمایه داری جهانی صورت گرفته است (یافته ها)
۲۰۸۶.

بیداری اسلامی در عصر استبداد: روایت مقاومت های حوزه قم در برابر شبه مدرنیسم پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۲
در دوران سلطنت پهلوی، بخشی از سیاست های شبه مدرنیزاسیون دولت بر پایه قوانینی مغایر با شریعت اسلامی سامان می یافت. حوزه علمیه قم در این فضای سکولار، متناسب با شرایط و ظرفیت های موجود، با اتخاذ شیوه های متنوع در پی ابطال این قوانین یا جلوگیری از اجرای سیاست های دولت برآمد. از زمان بازتأسیس حوزه توسط آیت الله حائری تا رحلت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، اگرچه مقاومت صریح و آشکار روحانیون و مراجع حوزه در برابر این سیاست های مشهود بود، اما هم زمان برخی رویکردهای به ظاهر محافظه کارانه نیز وجود داشته است؛ رویکردهایی که ممکن است به عنوان نوعی مدارا، سازش یا همزیستی محتاطانه با دولت تعبیر شود. روایت تاریخی این مواجهه و واکاوی راهبردهای متنوع مقاومت حوزه قم در برابر سلطه سیاسی دولت، مسأله اصلی این تحقیق است.(مسأله) پرسش اصلی این است که راهبردهای مقاومت حوزه قم در برابر تصمیمات و اقدامات ضدمذهبی سلطنت پهلوی را چگونه می توان تبیین نمود.(پرسش) این مقاله با روش تاریخی اسنادی و در چارچوب نظریه «روایت نهانی» جیمز اسکات انجام شده است.(روش) یافته ها نشان می دهد حوزه قم به عنوان نهاد بیداری و مقاومت فرهنگی، با اتخاذ استراتژی های متنوع مقاومت، توانست استقلال نهادی و مشروعیت دینی خود را در دوره ای که دولت ظرفیت مخالفت آشکار را محدود می کرد، حفظ نماید. این مقاومت های روزمره، گرچه در ظاهر کوچک و محدود بودند، اما به تدریج به فرسایش مشروعیت دولت کمک نمود و زمینه ساز تحولات اجتماعی گسترده تر در آینده شد.(یافته ها)
۲۰۸۷.

جایگاه رسانه و سینما در بیداری اسلامی مصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
فیلم و سینما از مهم ترین پایگاه های هنر و رسانه محسوب می شود و بر فرهنگ سیاسی اثرگذار است. شعارهای سیاسی مردم از نشانه های مهم فرهنگ سیاسی به شمار می آیند. این مقاله به بررسی جایگاه رسانه در بیداری اسلامی مصر و نسبت شعارهای انقلابیون با فیلم های سینمایی اکران شده در مصر پرداخته است (مسئله). با محوریت نظریه بازنمایی استوارت هال (1997) و استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، بیش از 30 فیلم سینمایی بررسی و با شعارهای رایج در جریان بیداری اسلامی مصر تطبیق داده شده است (روش). نتایج نشان می دهد فیلم های سینمایی نقش اساسی در جریان بیداری اسلامی مصر ایفا کرده و بخش جدایی ناپذیری از آن شده اند. فیلم به عنوان مهم ترین محصول هنری-رسانه ای، تأثیر قابل توجهی بر فرهنگ سیاسی مردم مصر داشته است. تعداد قابل توجهی از شعارهای بیداری اسلامی 2011 مصر، وامدار عناوین، داستان یا دیالوگ های فیلم های اکران شده در مصر است و سینما منبع الهام اصلی زبان انقلابی مردم بوده است (یافته ها).
۲۰۸۸.

پیامدهای نظامی- امنیتی تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۲
با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در غرب آسیا، تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر مؤثر منطقه ای پیامدهای قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. این مقاله با روش توصیفی- تبینی و به کارگیری نظریه موازنه منافع رندال شولر و تحلیل انگیزه ها و جهت گیری های راهبردی طرفین، به دنبال پاسخ دادن به این سؤال کلیدی است که تعمیق مناسبات عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی چه پیامدهای نظامی- امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نزدیکی فزاینده عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به توسعه عمق راهبردی و تقویت توان بازدارندگی تل آویو در برابر ایران منجر می شود و موازنه قوای منطقه ای را به نفع رقبای جمهوری اسلامی ایران تغییر می دهد. همچنین، شکل گیری همکاری های نظامی دو یا چندجانبه در قالب سنتکام، تلاش برای ایجاد ائتلاف های جدید نظیر «ناتوی عربی» یا «ائتلاف استراتژیک خاورمیانه» و گسترش همکاری های اطلاعاتی- امنیتی میان این بازیگران، ظرفیت هایی برای بی ثبات سازی ایران و تضعیف گروه های مقاومت فراهم می آورد. نتیجه آنکه برایند نزدیکی بیشتر روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به یکدیگر می تواند تقویت همکاری طرفین به همراه ایالات متحده برای اقدامات امنیتی- اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد و حتی در سناریوهای دورتر، همکاری نظامی برای آسیب رساندن به جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در طرح ریزی های رهبران آنان مدنظر قرار گیرد.
۲۰۸۹.

تنگناهای یک جانبه گرایی هژمونی آمریکا در خاورمیانه (پس از 11 سپتامبر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۴
حادثه 11 سپتامبر ۲۰۰۱ فصل نوینی در سیاست ها و راهبردهای داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا رقم زد؛ زیرا این کشور، پس از پایان جنگ سرد، دچار خلأ راهبرد امنیتی و بحران معنا شده بود. در پی این واقعه، جریان نومحافظه کار با بهره برداری از فرصت، خطر تروریسم را بزرگ نمایی کرد تا از این طریق بحران معنایی خود را در سطح جهانی برطرف سازد. این وضعیت زمینه ساز بهره برداری آمریکا از موقعیت تثبیت و توسعه هژمونیک گرایی در فضای بین المللی شد. پس از این حادثه، اهداف و سیاست های جدیدی در حوزه مقابله با تروریسم در سیاست خارجی ایالات متحده شکل گرفت؛ بنابراین، سیاست خارجی این کشور پس از حادثه ۱۱ سپتامبر تغییر و تحولی جدی در مسیر و رویکردهای خود تجربه کرد. پس از این رویداد شاهد چالش هایی در عرصه نظام بین الملل هستیم که بخشی مرتبط با فروپاشی نظم مبتنی بر ساختار دوقطبی و بخشی ناشی از شرایط جدید نظام پساجنگ سرد است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که هژمونیک گرایی ایالات متحده در نظام بین الملل پس از ۱۱ سپتامبر با چه چالش هایی در خاورمیانه روبه روست؟ یک جانبه گرایی آمریکا، بسط حضور چین به عنوان رقیب، رشد گروه های تکفیری ضدهژمونیک و شکل گیری محور مقاومت مهم ترین چالش های هژمونیک گرایی ایالات متحده در خاورمیانه در دوره پسایازده سپتامبر است. استمرار این هژمونیک گرایی در گرو کاهش چالش های مذکور از طریق اجماع بین المللی پیرامون الگوی مطلوب نظم بین المللی است. در این پژوهش، با بهره گیری از روش کیفی-تفسیری و رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده ها از طریق فیش برداری از منابع معتبر داخلی و خارجی گردآوری شده است.
۲۰۹۰.

بازخوانی تاریخی- گفتمانی تصویر صلاح الدین ایوبی و نقش او در هویت سازی ملی در نشریات کردی (۱۸۹۸–۱۹۴۸)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۱
این پژوهش به بررسی نقش مهم مطبوعات کردی در دوره ۱۸۹۸ تا ۱۹۴۸ در بازتاب و ترویج شخصیت تاریخی سلطان صلاح الدین ایوبی به عنوان نماد ملی کردها پرداخته است. مطالعه حاضر، از طریق تحلیل نظام مند روزنامه ها و نشریات کردی این دوره، نشان داده که رسانه های کردی چگونه با انتشار مقالات، تصاویر و اشکال مختلف محتوایی، اهمیت تاریخی صلاح الدین را برجسته و با این رویکرد، هویت ملی و ناسیونالیسم کردی را تقویت کرده اند. یافته ها نشان می دهد که در سراسر این نیم قرن، مطبوعات کردی عمدتاً از تصویر صلاح الدین به عنوان نماد وحدت بخش و ملی بهره گرفته اند. این امر از طریق شیوه های متنوع روزنامه نگاری نظیر نمایش های بصری، سرمقاله ها، روایت های تاریخی و مقالات نظری تحقق یافته است. همچنین این مطالعه تأکید می کند که رسانه های کردی در این دوره بیش از آنکه صرفاً ناظر حرفه ای اخبار باشند، نقش دستگاهی ایدئولوژیک در فرایند ملت سازی ایفا کرده اند. نتیجه آنکه تصویرسازی مستمر و نظام مند صلاح الدین در مطبوعات کردی، سهم بسزایی در شکل گیری اسطوره شناسی ملی کردی و تقویت گفتمان ناسیونالیستی در دوره ای حساس از پیدایش هویت ملی ایفا کرده است. این تحلیل تاریخی رسانه ای، چشم اندازی ارزشمند درباره تعامل میان روزنامه نگاری، نمادگرایی تاریخی و توسعه جنبش های ناسیونالیستی در بستر جامعه کردی از اوایل تا اواسط قرن بیستم فراهم می کند.
۲۰۹۱.

اجماع سیاسی در تونس و مسئله دموکراسی و قانون اساسی (2023- 2015)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۳
تحولات مدنی سال 2011، گسترده ترین حرکت مردمی برای انتقال جوامع عربی از وضعیتِ «در حال گذار» بوده است. برخلاف سایر کشورهای عربی، گروه های تونسی، از طریق سیاست ائتلاف سازی، تلاش خود را برای تشکیل جبهه ی ملی و حاکمیت قانون به کار گرفته اند، ولی علیرغم دستاوردهای قابل اعتنا، چالش های بسیاری بخصوص در زمینه احتمال بازگشت اقتدارگرایی وجود دارد. در همین راستا، این پرسش ارزیابی شده است که، سیاست ها و رقابت ها بین جریان های سیاسی در تونس، بخصوص در زمینه اجماع ها/ائتلاف های سیاسی چه تأثیرات و نتایجی در زمینه مولفه های دموکراتیک، به ویژه قانون اساسی و جایگاه اپوزیسیون (از 2014 تا آگوست 2023) داشته است؟ فرضیه مطروح در پاسخ عبارتست از ، وجود چالش های متعدد در گذار دموکراتیک و رقابت بین گروه های سیاسی مختلف بخصوص در ایجاد اجماع ها -و ماهیت آن-، منجر به مشکلات متعدد در زمینه-هایی چون ائتلاف ها/اجماع ها و دموکراسی شکننده، عدول از قانون اساسی، تضعیف جایگاه اپوزیسیون و اقتدارگرایی های فراقانونی شده است. یافته ها نشانگر آنست که، وجود چالش ها در زمینه های انتقال دموکراتیک و -به تبع آن- عدول از قواعد حقوق و سیاست دموکراتیک و عدم عقلانیت نهادی، منجر به تضعیف فرایند اجماع سازی ها و قرائت نازل قانون اساسی و –در ذیل آن- تضعیف جایگاه اپوزیسیون شده است. همچنین، نگاه ابزاری به سازوکار «اجماع» در مصادیقی چون گزینش آن در مواقع انتخابات و عدم هرگونه اهتمام در تعدیل اختلافات و چالش های پیش رو منجر به «شکنندگی» اجماع ها/ائتلاف ها شده است. نهایتاً، شکنندگی مذکور منجر به تعدیل مولفه های دموکراتیک، عدول از قانون اساسی -و موارد مرتبطی چون- گرایش به اقتدارگرایی-های فراقانونی و طرد اپوزیسیون شده است.
۲۰۹۲.

بازخوانی تجربه مجاهدین افغان در حکومت کمونیستی و شکل گیری بنیادگرایی در افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
اندیشه های کمونیستی در جامعه افغانستان، که دارای بافت مذهبی مبتنی بر اسلام شیعی و حنفی بود، زمینه های تنش ایدئولوژیک گسترده ای ایجاد کرد. اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و استقرار حکومت وابسته به آن، شکاف های سنتی جامعه را تشدید کرد و واکنش های هویتی مذهبی را تقویت نمود. در این شرایط، گروه های مجاهد افغان با هدف مقابله با نفوذ کمونیسم و استعمار شکل گرفتند. پس از خروج نیروهای شوروی و در ادامه با زمین گیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان، ساختار سیاسی کشور به جای حرکت به سوی انسجام ملی، وارد مرحله ای از جنگ داخلی و رقابت های فرقه ای شد. مجاهدین افغان نتوانستند از انشعابات داخلی و سلطه طلبی رهبران خود جلوگیری کنند و همین امر به تعمیق شکاف های قومی مذهبی انجامید.  این پژوهش نشان می دهد که برگزاری انتخابات بر پایه الگوهای قومی مذهبی و فقدان یک نظام نمایندگی فراگیر و نهادمند، نتوانست به شکل گیری دولت پایدار منجر شود و در عمل به هرج ومرج سیاسی دامن زد. بنابراین، مدعای اصلی مقاله آن است که پیوند میان ایدئولوژی های وارداتی، رهبری های اقتدارگرا و ساختار انتخاباتی مبتنی بر هویت های قومی مذهبی، عامل اصلی تداوم خشونت و بنیادگرایی در افغانستان معاصر بوده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: شکل گیری اندیشه های کمونیستی و نحوه سازمان یابی سیاسی نیروهای اسلامی در افغانستان چگونه بر تداوم بنیادگرایی و خشونت های فرقه ای در این کشور تأثیر گذاشته است؟ نفوذ اندیشه های کمونیستی و شکل گیری حزب دموکراتیک خلق افغانستان از یک سو، و سازمان یابی گروه های مجاهدین اسلامی در قالب ساختارهایی متأثر از شکاف های قومی مذهبی از سوی دیگر، در غیاب یک نظام نمایندگی پایدار، به بازتولید بنیادگرایی و تشدید خشونت های فرقه ای در افغانستان انجامیده است.
۲۰۹۳.

The Instrumentalisation of Water by the Islamic State of Iraq and Syria

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۹
Intrastate wars involving non-state armed groups (NSAGs) are becoming an increasingly common form of violent conflict. How water is used conflict is therefore an important area of research. While previous research has traditionally viewed the use of water by NSAGs as a military tool, the Islamic State of Iraq and Syria (ISIS) instrumentalised water for a range of reasons which has not been examined in previous research. This paper addresses this gap by analysing the range of violent and non-violent means ISIS used to instrumentalise water for both state-building and military ends, linking this to the rebel governance cycle. Secondary literature analysis and thematic analysis are used to identify patterns in ISIS’ instrumentalisation of water within pre-existing literature. This is conducted in conjunction with two case studies: water governance and control of dams between 2014 and 2018. This paper finds that ISIS primarily instrumentalised water in three ways. Firstly, ISIS monopolised and institutionalised control over water services to build legitimacy as a state-like actor, symbolised by their control over dams. Secondly, ISIS used water to demarcate the territorial and demographic boundaries of their ‘alternative’ state, managing water supply to specific groups and controlling dams to flood or redirect water. Thirdly, as their territorial control became increasingly under threat, ISIS instrumentalised water through ‘scorched earth’ tactics, abandoning their governance of water entirely from 2016. These findings suggest that a new hybrid understanding of how NSAG’s interact with water (and other resources and built infrastructure) is needed to better analyse their dynamic and varying behaviour and priorities.
۲۰۹۴.

نقش کشورهای خلیج فارس در آینده حکمرانی جهانی انرژی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
چشم انداز جهانی گذار انرژی تحت تأثیر دو عامل تغییرات آب وهوایی و تحولات فنآورانه شکل خواهد گرفت. در این راستا، حکمرانی جهانی انرژی که به معنای مجموعه قواعد، نهادها و هنجارهای بین المللی تنظیم کننده تولید، توزیع و مصرف انرژی است، دستخوش دگرگونی بنیادینی می شود. این تحول، پارادایم سنتی نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس را که صرفاً متکی بر ذخایر عظیم هیدروکربنی هستند را به چالش می کشد. این مقاله در صدد پاسخ به این سوال خواهد بود که نقش کشورهای خلیج فارس در آینده ی حکمرانی جهانی انرژی چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به این سوال این فرضیه مطرح است که کشورهای خلیج فارس با سرمایه گذاری و توسعه ی فنآوری های نوین انرژی و متنوع سازی سبد انرژی خود می توانند در آینده ی حکمرانی جهانی انرژی نقش موثری را ایفا کنند. روش پژوهش این مقاله براساس چارچوب نظری امنیت انرژی و گردآوری داده ها بر پایه ی منابع کتاب خانه ای خواهد بود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که کشورهای خلیج فارس با هدف تبدیل شدن به بازیگران کلیدی در انرژی های نو، در حال گذار از صادرات نفت خام به صادرات فرآورده های نفتی با ارزش افزوده و سرمایه گذاری بسیار در انرژی های تجدیدپذیر هستند. این کشورها می خواهند به قطب صنایع آینده تبدیل شوند، اما با چالش هایی از جمله شکاف بین برنامه و عمل، رقابت فنآورانه و وابستگی به درآمد نفت مواجه هستند. موفقیت در این گذار، تعیین کننده نفوذ آتی آنها در حکمرانی جهانی انرژی خواهد بود. با این حال، با توجه به روندهای موجود به نظر می رسد که کشورهای خلیج فارس هویت نفتی خود را حفظ کنند.
۲۰۹۵.

نقش هویت ملی و جبهه مقاومت در سیاست خارجی روحانی (1392- 1400)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
سیاست خارجی کشورها با هر پیشینه که باشند لاجرم در صحنه واقعیت های میدانی بر زمین می نشیند. آنها ترکیبی از اهداف ترسیمی راهکارهای انتخابی برای عملیاتی کردن اهداف و کامیابی در مدیریت چالش هایی هستند که توسط سایر بازیگران بر سر راه آن قرار می گیرد. هویت ملی مفهوم مرکزی است که در نظریه های روابط بین الملل مطرح است ، به بیانی دیگر عمل سیاسی با ارجاع به هویت کشور توضیح داده می شود. ایران از هویت مقاومت پیروی می کند تا از تمامیت ارضی و سیاسی خود محافظت کند و از تهدیدات نظامی و ژئوپلیتیکی جلوگیری کند و در جهت هویت ملی کشور منافع ملی خود را به حداکثر برساند. سازه انگاری به عنوان چارچوب نظری در نظر گرفته شد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی نقش هویت ملی و جبهه مقاومت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1400-1392) در دوره روحانی می باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. سوال اصلی تحقیق آن است که هویت ملی و جبهه مقاومت چه نقشی بر تکوین و شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره روحانی داشت؟ نتایج نشان دادند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از نظر جبهه مقاومت به عنوان یک قدرت منطقه ای در پی تغییر در جهت گیری سیاست خارجی از سال 1392 به بعد بوده است. جبهه مقاومت در شرایط کاملاً جدید و متفاوت راهبردی و میدانی در دوران روحانی نسبت به گذشته قرار گرفت. بطور کلی مجموعه سیاستگذاری خارجی دولت روحانی کوشیده با برساختن چهره ای متفاوت از جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگری فعال و مسؤولیت پذیر در عرصه صلح و امنیت، تصویر برساخته پیشین از آن را تغییر داده و تهدیدها و تضییقات علیه کشور را کاهش دهد. دوره روحانی با هدف اولویت هویت ملی موجبات تغییر در جهت منافع ایران را فراهم ساخت و با تغییر در نگاه دولتمردان و طرفداران تحریم و فشار، زمینه های تعامل با جمهوری اسلامی ایران را تقویت کرد.
۲۰۹۶.

الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۵
از دیرباز «بازدارندگی» یکی از مسائل اصلی همه دولت ها در محیط بین المللی بوده است. در دوران ظهور فناوری های نوین به ویژه فناوری هوش مصنوعی، بازدارندگی وارد مرحله تازه ای شده است. هوش مصنوعی با قابلیت های گسترده در حوزه های تحلیل داده، پیش بینی رفتار دشمن، جنگ سایبری، عملیات شناختی و کنترل اطلاعات، توانسته است محاسبات راهبردی دولت ها را تغییر دهد. این فناوری نه تنها ابزارهای دفاعی و تهاجمی را متحول کرده، بلکه به عنوان یک عامل تعیین کننده در شکل گیری بازدارندگی نوین مطرح شده است. با توجه به کاربست فناوری های نوین در جنگ دوازده روزه، ضرورت ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نمایان شده و الزامات بازدارندگی ایران را با پیچیدگی هایی مواجه ساخته است. هدف اصلی این مقاله شناسایی الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه است. پرسش اصلی این مقاله عبارتست است این که «الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه کدامند؟» فرضیه مطروحه تحقیق این است که الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه عبارت است از الزامات سخت افزاری (تقویت توان موشکی و پهپادی و ... ) و الزامات نرم افزاری (استفاده از هوش مصنوعی، مدیریت ابزارها و فضای رسانه ای و ... .) این ترکیب می تواند ایران را در برابر تهدیدات نوین مقاوم تر سازد و به کشور امکان دهد تا در عرصه بین المللی، بازدارندگی خود را نه تنها بر پایه قدرت سخت، بلکه بر اساس توان فناورانه و نوآوری بومی تثبیت کند. مقاله از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحقیق توصیفی انجام خواهد شد. داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابزار اسناد و مدارک گردآوری و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
۲۰۹۷.

امنیتی سازی تغییر اقلیم در سیاست بین الملل؛ (روند، دلایل و اقدامات فردی و جمعی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۴
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدهای زندگی بشر ارزیابی می شود و این ظرفیت را دارد که سیاست بین المللی را به شکل بی سابقه ای تغییر دهد. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که چه عوامل عینی باعث شده است که تغییر اقلیم به عنوان یک موضوع امنیتی در عرصه های سیاسی و توسط نهادها و سازمان های مختلف مورد توجه قرار بگیرد و چگونه بازنمایی های خاص تغییرات اقلیمی بر بحث ها، سیاست ها و عملکردهای سیاسی تأثیر گذاشته است. در پاسخ باید گفت که تغییر اقلیم با تغییر در شیوه معیشت مردم در مناطق مختلف جهان و تشدید فقر، پیامدهای امنیتی قابل توجهی داشته است. این عامل در کنار قدرت سازنده امنیتی سازی سبب شده است که تغییر اقلیم به عنوان یک موضوع امنیتی مورد توجه قرار بگیرد. همچنین با ورود تغییر اقلیم به عرصه سیاست و امنیتی شدن آن، سیاست بین الملل به سمت اتخاذ راه کارهایی برای کاهش دی اکسیدکربن در سطوح فردی و جمعی سوق یافته است. مباحث این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی، روند، دلایل و پیامدهای امنیتی شدن تغییر اقلیم را تحلیل می کند.
۲۰۹۸.

تحریم های غرب و بازتکوین الگوی تجارت دوجانبه ایران و روسیه (2022- 2010)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
تشدید تحریم های غرب علیه جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه طی سال های 2010 تا 2022، زمینه ساز ایجاد شرایط ساختاری جدید در نظام بین الملل و تاثیر بر روابط اقتصادی دو کشور بوده است. پرسش اصلی پژوهش این است که تحریم های غرب چگونه بر حجم، ساختار و ماهیت تجارت دوجانبه ایران و روسیه اثر گذاشته اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از چارچوب نظری واقع گرایی نئوکلاسیک و دیپلماسی اقتصادی، تحریم ها را به مثابه فشارهای ساختاری نظام بین الملل در نظر گرفته و بررسی می کند که این فشارها چگونه از طریق ظرفیت های داخلی و تفاوت های اقتصادی دو کشور، رفتار اقتصادی طرفین را شکل داده اند. روش تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از منابع رسمی تجارت خارجی، اسناد و منابع کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که اگرچه تحریم ها باعث افزایش مقطعی حجم تجارت و همگرایی تاکتیکی میان تهران و مسکو شده اند، اما ماهیت همکاری اقتصادی تاکتیکی، کوتاه مدت و نامتوازن باقی مانده، ساختار کالاها بیشتر سنتی و اولیه بوده و تراز تجاری به نفع روسیه بوده است. به این ترتیب، تحریم ها بیش از آنکه موجب بازآرایی ساختاری و تنوع واقعی در تجارت دوجانبه شوند، الگوی وابستگی نامتقارن و برتری نسبی روسیه را تثبیت کرده اند. پژوهش حاضر در ارائه تحلیلی علّی از روابط میان فشارهای بین المللی و تجارت دوجانبه نهفته است و به فهم دقیق تر ظرفیت ها و محدودیت های همکاری اقتصادی دو کشور کمک می کند.
۲۰۹۹.

دولت ترامپ و برنامه هسته ای ایران: ادراکات رئالیستی در نظم انتقالی نظام بین الملل (2025- 2017)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۴
دهه ی سوم قرن بیست و یکم، بیش از هر دوره ای با پیچیدگی ها و دگرگونی های متعددی روبرو شده است و می توان با برخی تسامحات، دوره ی حاضر را عصر انتقالی با محوریت ایالات متحده دانست. با به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ، سیاست-های رئالیستی ایالات متحده از مسیر «صلح از طریق قدرت» ابعاد عمل گرایانه تری گرفته است. در پژوهش حاضر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های ایالات متحده در دوران ترامپ (2025-2017) در مقابل ایران، با تمرکز بر برنامه هسته ای چگونه می باشد؟ در پاسخ این فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های دونالد ترامپ، مبتنی بر دکترین جکسونی و رئالیسم تهاجمی مبتنی بر ادراکات رئالیستی است و بعید به نظر می رسد که بدون دستاوردی قابل توجه در قبال برنامه هسته ای ایران، رویکردهای فشار حداکثری خود را تقلیل ببخشد. نتایج نشانگر آنست که ایالات متحده به هر نحوی، موضوع ایران (و به تبع آن برنامه هسته ای و موشکی) را جزو اهداف اصلی خود قرار داده است و با ترکیبی از گزینه های مختلف، نهایتاً به دنبال وادار کردن ایران در همسویی با منافع خود در غرب آسیا است. شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و اینترنتی (مقالات، کتب و گزارش های معتبر جهانی) و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد.
۲۱۰۰.

گذار از آرمان گرایی به واقع گرایی؛ واکاوی دیپلماسی ایران در قبال ترکیه در دوره هاشمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۴
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه و اوراسیا را دگرگون ساخت و فصل نوینی را در روابط ایران و ترکیه گشود. پژوهش حاضر با هدف تبیین تحول روابط دو کشور در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸-۱۳۷۶)، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه دو همسایه با وجود رقابت های ایدئولوژیک، توانستند سطح همکاری های خود را ارتقا دهند. این پژوهش با عبور از تحلیل های صرفاً فردمحور و با بهره گیری از چارچوب نظری «رئالیسم نئوکلاسیک + پراگماتیسم سیاسی »، استدلال می کند که اگرچه «نیاز ساختاری ترکیه به انرژی» و «نیاز ایران به مسیرهای ترانزیتی» پیشران اصلی روابط بود، اما دستگاه دیپلماسی دولت سازندگی توانست با اتخاذ راهبرد «تفکیک حوزه ها»، موانع سیاسی را مدیریت کند. یافته ها نشان می دهد که طرفین با درک واقع بینانه از جبر جغرافیایی، رقابت در آسیای مرکزی را از حوزه همکاری های اقتصادی جدا کردند. این رویکرد منجر به شکل گیری نوعی «وابستگی متقابل» شد که اوج آن در قراردادهای راهبردی انرژی نمود یافت؛ رخدادی که نشان دهنده غلبه منطق «منافع ملی» بر ملاحظات صرفاً ایدئولوژیک در آن مقطع تاریخی بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان